• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در انتخاب بهترین قاری

دبیر جشنواره ملی فجر تلاوت از مشارکت بیش از یک میلیون و ۳۹۰

بیشتر...

نقش افکارسنجی در ارتقای پژوهش‌های قرآنی دانشگاه‌ها

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در گروه معارف اسلامی یکی

بیشتر...

«قصه گویی»؛ راهبرد قرآنیِ تربیت/«فلسفه کودک» ارزش

دوران کودکی دوران عقلانیت فلسفی نیست بلکه کودک، آموزه ها را

بیشتر...

تشکل‌های قرآنی نقش مؤثری در معرفی چهره‌های

مدیرعامل اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی کشور گفت: امید است

بیشتر...

تفسیر قرآن کریم آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

در سلسله مطالب روزانه که توسط

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
36773
37401
115752775
امروز جمعه, 17 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

خطبه دویست و یازده، بخش دوم

 

وَ جَبَلَ جَلاَمِیدَهَا، وَ نُشُوزَ مُتُونِهَا وَ أَطْوَادِهَا، فَأَرْسَاهَا فِی مَرَاسِیهَا، وَ أَلْزَمَهَا قَرَارَاتِهَا. فَمَضَتْ رُؤُوسُهَا فِی الْهَوَاءِ، وَرَسَتْ أُصُولُهَا فِی الْمَاءِ، فَأَنْهَدَ جِبَالَهَا عَنْ سُهُولِهَا، وَ أَسَاخَ قَوَاعِدَهَا فِی مُتُونِ أَقْطَارِهَا وَ مَوَاضِعِ أَنْصَابِهَا، فَأَشْهَقَ قِلاَلَهَا، وَ أَطَالَ أَنْشَازَهَا، وَ جَعَلَهَا لِلاَْرْضِ عِمَاداً، وَ أَرَّزَهَا فِیهَا أَوْتَاداً، فَسَکَنَتْ عَلَى حَرَکَتِهَا مَنْ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا، أَوْ تَسِیخَ بِحِمْلِهَا، أَوْ تَزُولَ عَنْ مَوَاضِعِهَا. فَسُبْحَانَ مَنْ أَمْسَکَهَا بَعْدَ مَوَجَانِ مِیَاهِهَا، وَ أَجْمَدَهَا بَعْدَ رُطُوبَةِ أَکْنَافِهَا، فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً، وَ بَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً! فَوْقَ بَحْر لُجِّیٍّ رَاکِد لاَیَجْرِی، وَ قَائِم لاَ یَسْرِی، تُکَرْکِرُهُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ، وَ تَمْخُضُهُ الْغَمَامُ الذَّوَارِفُ; «إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشَى».

خداوند بعد از آفرينش زمين، صخره ها و تپّه ها و کوههاى استوار آن را آفريد و آنها را در جايگاه خود ثابت نگه داشت و در قرارگاهشان مستقر نمود، قلّه هاى آنها در هوا پيشروى کرد و ريشه هاى آنها در آب فرو رفت و به اين ترتيب، کوهها را از سطح زمين بالا کشيد و پايه هاى آنها را در اعماق زمين و قرارگاهشان را ثابت نگه داشت، قلّه ها را مرتفع ساخت و تپّه ها را گسترش داد و کوهها را تکيه گاه زمين و همچون ميخهايى در آن کوبيد; به گونه اى که زمين در عين حرکت، آرام گرفت، تا اهل خود را در اضطراب فرو نبرد; يا آنچه را که بر دوش حمل کرده، فرو نيندازد، يا از جايگاه خويش زايل نگردد; پس منزّه است آن کس که زمين را در ميان آن همه امواج ناآرام ثابت نگه داشت; دوران رطوبت جوانب و اطرافش را پايان داد و آن را خشک نمود و بسترى آرام (براى زندگى انسانها) قرار داد و همچون فرشى براى آنها گسترده ساخت; برفراز دريايى پهناور و راکد که ايستاده بود و حرکت نمى کرد; تنها بادهاى شديد آن را بر هم مى زد و ابرهاى پرباران به حرکتش در مى آورد. (آرى!) «در اين امور درس عبرت بزرگى است براى کسانى که اهل خشيّتند و احساس مسئوليت دارند».

 

شرح و تفسیر

آفرینش کوهها

امام(علیه السلام) بعد از بیان آفرینش آسمانها و زمین و قرارگرفتن کره خاکى در جایگاه خود به شرح یکى از پدیده هاى مهم زمین که نقش بسیار مؤثرى در زندگى انسانها و سایر موجودات زنده دارد، پرداخته مى فرماید: «خداوند (بعد از آن)، صخره ها و تپّه ها و کوههاى محکم آن را آفرید و آنها را در محل خود ثابت نگه داشت و در قرارگاهشان مستقر نمود، (به گونه اى که) قلّه هاى آنها در هوا پیشروى کرد و ریشه هاى آن در آب فرو رفت»; (وَ جَبَلَ(1) جَلاَمِیدَهَا(2)، وَ نُشُوزَ(3)مُتُونِهَا(4) وَ أَطْوَادِهَا(5)، فَأَرْسَاهَا فِی مَرَاسِیهَا، وَ أَلْزَمَهَا قَرَارَاتِهَا. فَمَضَتْ رُؤُوسُهَا فِی الْهَوَاءِ، وَرَسَتْ أُصُولُهَا فِی الْمَاءِ).

از نظر علمى مسلّم است که سطح زمین پیش از آنکه سرد شود چندان پستى و بلندى نداشت; ولى با سرد شدن چین خوردگیها در سطح زمین نمایان شد (همانند سیبى که مدّتى بماند و رو به خشکى بگذارد) این چین خوردگیها کوهها و درهاى عظیم را تشکیل دادند، کوهها پیوسته به آسمان پیش مى رفت و ریشه هاى آن در موادّ مذاب درون زمین فرو مى رفت و به این ترتیب سطح زمین به شکل کنونى درآمد.

سپس در توضیح بیشتر مى افزاید: «کوهها را از سطح زمین بالا کشید و پایه هاى آنها را در اعماق زمین و قرارگاهشان را ثابت نگه داشت، قلّه ها را مرتفع ساخت و تپّه ها را گسترش داد»; (فَأَنْهَدَ(6) جِبَالَهَا عَنْ سُهُولِهَا، وَ أَسَاخَ(7) قَوَاعِدَهَا فِی مُتُونِ أَقْطَارِهَا وَ مَوَاضِعِ أَنْصَابِهَا(8)، فَأَشْهَقَ(9) قِلاَلَهَا، وَ أَطَالَ أَنْشَازَهَا(10)).

این جمله به خوبى نشان مى دهد که کوههاى زمین علاوه بر قامت کشیده اى که در بیرون دارند داراى ریشه هاى عظیمى در زیرزمین هستند همان ریشه هایى که آنها را از درون به هم پیوند مى دهد، درست مانند درختى که هر قدر ساقه و شاخه هایش در آسمان بیشتر پیش مى رود ریشه هایش در اعماق زمین فروتر خواهد رفت، زیرا قامت بلند و استوار را ریشه هاى عظیم و محکم نگه مى دارد.

آنگاه امام(علیه السلام) فواید وجود کوهها را ذکر مى کند که از همه مهم تر حفظ آرامش زمین و ساکنان آن است و در عباراتى پرمعنا و حساب شده مى فرماید: «خداوند کوهها را تکیه گاه زمین و همچون میخهایى در آن کوبید; به گونه اى که زمین در عین حرکت، آرام گرفت، تا اهل خود را در اضطراب فرو نبرد; یا آنچه را که بر دوش حمل کرده، فرو نیندازد، یا از جایگاه خویش زایل نگردد»; (وَ جَعَلَهَا لِلاَْرْضِ عِمَاداً، وَ أَرَّزَهَا(11) فِیهَا أَوْتَاداً، فَسَکَنَتْ عَلَى حَرَکَتِهَا مَنْ أَنْ تَمِیدَ(12) بِأَهْلِهَا، أَوْ تَسِیخَ(13) بِحِمْلِهَا، أَوْ تَزُولَ عَنْ مَوَاضِعِهَا).

چگونه کوهها به زمین آرامش مى دهند و جلوى لرزشها را مى گیرند؟

پاسخ این سؤال با توجّه به یک نکته روشن است و آن اینکه هسته درون زمین مواد مذاب و گازهاست که پیوسته به قشر بیرونى فشار مى آورد و گاه به صورت آتش فشانها ظاهر مى شود; ولى کوهها با آن ریشه هاى محکم و به هم پیوسته اى که دارند این فشارها را تحمّل مى کنند و از لرزشهاى پى در پى باز مى دارند و مایه آرامش قشر جامد زمین مى شوند.

افزون بر این، کوهها در برابر فشار بیرونى که برخاسته از جاذبه ماه و خورشید و جزر و مدّ حاصل از آن است عامل مؤثرى براى آرامش زمین محسوب مى شوند.

از طرف دیگر پناهگاهى هستند در برابر طوفانهایى که همواره بر سطح زمین مىوزد و ممکن است زندگى انسانها را دستخوش تزلزل سازد.

براى توضیح بیشتر درباره اسرار آفرینش کوهها و نقش آنها در پیشگیرى از تزلزل پوسته جامد زمین به جلد چهارم همین کتاب صفحه 149 ذیل خطبه 91 مراجعه فرمایید.

در ضمن جمله «فَسَکَنَتْ عَلى حَرَکَتِها...» (با توجّه به تعبیر به «على») به خوبى نشان مى دهد که امام اشاره روشنى به حرکت زمین در آن عصر و زمان فرموده که همه علماى هیئت در آن عصر، زمین را ساکن مى پنداشتند، زیرا مى فرماید: در عین اینکه زمین حرکت دارد آرام است و اهل خود را مضطرب و متزلزل نمى سازد.

مرحوم علاّمه شرف الدین در کتاب مؤلّفوا الشیعه فى صدر الاسلام به این نکته ظریف اشاره کرده است.(14)

سپس امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مى فرماید: «پس منزّه است آن کس که زمین را در میان آن همه امواج ناآرام ثابت نگه داشت; و دوران رطوبت جوانب و اطرافش را پایان داد و آن را خشک نمود و بسترى آرام (براى زندگى انسانها) قرار داد و همچون فرشى براى آنها گسترده ساخت; برفراز دریایى پهناور و راکد که جریانى نداشت و ایستاده بود و حرکت نمى کرد; تنها بادهاى شدید آن را بر هم مى زد و ابرهاى باران زا به حرکتش در مى آورد. (آرى!) «در این امور درس عبرت بزرگى است براى کسانى که اهل خشیّتند و احساس مسئولیت دارند»»; (فَسُبْحَانَ مَنْ أَمْسَکَهَا بَعْدَ مَوَجَانِ مِیَاهِهَا، وَ أَجْمَدَهَا بَعْدَ رُطُوبَةِ أَکْنَافِهَا، فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً، وَ بَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً! فَوْقَ بَحْر لُجِّیٍّ رَاکِد لاَیَجْرِی، وَ قَائِم لاَ یَسْرِی، تُکَرْکِرُهُ(15) الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ، وَ تَمْخُضُهُ(16) الْغَمَامُ الذَّوَارِفُ(17); «إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشَى»).

در عبارت فوق دو جمله دیده مى شود که در بدو نظر با یکدیگر هماهنگ نیست: نخست مى گوید: «خداوند زمین را بر فراز دریاى پهناور راکدى که جریان ندارد گسترده است» و در ذیل مى گوید: «طوفانهاى درهم کوبنده و بادهاى شدید آب این دریا را بر هم مى زند».

امّا با دقت در این تعبیر روشن مى شود که هیچ منافاتى با هم ندارند; زیرا جمله اوّل از آرام بودن طبیعت این دریا سخن مى گوید و جمله دوم از تأثیر عوامل بیرونى; یعنى تندبادها بر صفحه دریاها.

اینکه مى فرماید: «ابرهاى پرباران نیز آن را به حرکت در مى آورد»; (وَ تَمْخُضُهُ الْغَمَامُ الذَّوَارِفُ) یا به این دلیل است که چنین ابرهایى همواره همراه با طوفانهاست، یا اینکه باران سیل آسا که بر صفحه اقیانوسها مى ریزد، آن را تحت تأثیر خود قرار داده و موّاج مى کند.

جمله (إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِّمَنْ یَخْشَى) یا اشاره به سکون و حرکت دریاهاست که در بالا ذکر کردیم یا اشاره است به تمام آنچه امام(علیه السلام) دراین خطبه درباره آفرینش کوهها و دریاها و خلقت زمین و آسمان آورده است.

جمله (إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِّمَنْ یَخْشَى)(18) که برگرفته از قرآن مجید است عبرت گرفتن را براى صاحبان خشیّت و ترس از خدا مى داند، چرا که این خشیّت، زاییده علم است و عالمانند که از این امور عبرت مى گیرند همان گونه که در جاى دیگر مى فرماید: (إِنَّمَا یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ).(19)

1. «جبل» از ريشه «جبل» بر وزن «جبر» به معناى آفرينش گرفته شده است و ريشه اصلى آن جبل به معناى کوه است و از آنجا که کوه، موجودى ثابت است به آفرينش تغييرناپذير جبلّه گفته شده است.
2. «جلاميد» جمع «جلمود» بر وزن «خرطوم» به معناى صخره و کوه است.
3. «نشوز» جمع «نشز» بر وزن «نشر» به معناى تپّه و قطعات مرتفع زمين است. اين واژه معناى مصدرى نيز دارد و به معناى خوددارى کردن از انجام وظيفه است; مانند نشوز زن در برابر همسر.
4. «متون» جمع «متن» به معناى محکم و گاه به معناى صاف و مستوى مى آيد و در اينجا همان معناى اوّل مراد است.
5. «اطواد» جمع «طود» به معناى کوه بلند است.
6. «أنهد» از ريشه «نهود» به معناى برآمدن و برجسته شدن گرفته شده است.
7. «اساخ» از ريشه «سوخ» بر وزن «قول» به معناى فرو رفتن يا فرو رفتن در آب است و «أساخ» يعنى فرو برد.
8. «انصاب» جمع «نصب» بر وزن «کتب» به معناى اجسامى است که آن را در جايى نصب مى کنند و نصب به گفته مرحوم طبرسى در مجمع البيان گاه معناى جمعى دارد و گاه معناى مفرد.
9. «أشهق» از ريشه «شهوق» به معناى بالا رفتن گرفته شده و «اشهق» يعنى بالا برد.
10. «أنشاز» جمع «نشز» بر وزن «مرض» از ريشه «نشوز» گرفته شده که پيش از اين در همين بخش از خطبه تفسير شده است.
11. «ارّز» از ريشه «رزّ» بر وزن «حظّ» به معناى فرو بردن است.
12. «تميد» از ريشه «ميد» بر وزن «صيد» به معناى حرکت و لرزش و اضطراب است.
13. «تسيخ» از «سوخ» است که در همين بخش از خطبه تفسير شد.
14. مصادر نهج البلاغه، ج 3، ص 117 .
15. «تکرکر» از ريشه «کرکره» بر وزن «حنجره» به عقيده بعضى در اصل از ريشه تکرار است و بعضى آن را ماده مستقلى از رباعى مجرّد مى دانند و به هر حال معناى تکرار را مى رساند.
16. «تخمض» از ريشه «مخض» بر وزن «مغز» در اصل به معناى تکان دادن شير يا ماست براى گرفتن کره مى باشد سپس به هر تکان دادن شديدى اطلاق شده است.
17. «ذوارف» از ريشه «ذرف» بر وزن «حرف» به معناى سيلان اشک از چشم يا هرگونه سيلان آب است و «ذوارف» جمع «ذارفه» به معناى جارى و روان است.
18. نازعات، آيه 26. جالب توجّه است که آيه پيش گفته در قرآن مجيد نيز در سياق آيات خلقت و آفرينش آسمان و زمين آمده است.
19. فاطر، آيه 28.

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟