• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

یادی از «عبدالباسط محمد عبدالصمد» در بیست و

وقف چگونه می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را ریشه‌کن

معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف وقف را بعنوان یکی از

بیشتر...

سالک و طول امل،آیت الله شجاعی-بارگزاری9مهر94

دریافت فایل صوتی

حجم: 4 MB

زمان: 30دقیقه

بیشتر...

جلوه‌ای از قیامت،استاد دکترمحمدعلی

دریافت فایل صوتی

حجم: 7 MB

زمان: 60 دقیقه

بیشتر...

شرح دعای ششم صحیفه سجادیه ، بخش اول ، استاد دکتر

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
16060
63911
116585011
امروز چهارشنبه, 29 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

خطبه هجدهم،بخش دوم،آیت الله مکارم شیرازی

خطبه هجدهم،بخش دوم

اَفَاَمَرَهُمُ اللهُ سُبْحانَهُ بِالاِخْتِلافِ فَاَطاعُوهُ! اَمْ نَهاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ! اَمْ اَنْزَلَ اللهُ سُبْحانَهُ دیناً ناقِصاً فَاسْتَعانَ بِهِمْ عَلىِ اِتْمامِهِ! اَمْ کانُوا شُرَکاءَ لَهُ، فَلَهُمْ اَنْ یَقُولُوا، وَ عَلَیْهِ اَنْ یَرْضى؟ اَمْ اَنْزَلَ الله سُبْحانَهُ دیناً تامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ(صلى الله علیه وآله وسلم) عَنْ تَبْلیغِهِ وَ اَدائِهِ، وَ اللهُ سُبْحانَهُ یَقُولُ: «ما فَرَّطْنا فِى الْکِتابِ مِنْ شَىْء» وَ فیه تِبْیان لِکُلِّ شَىْء، وَ ذَکَرَ اَنَّ الْکِتابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً، وَ اَنَّهُ لاَ اخْتِلافَ فیهِ فَقالَ سُبْحانَهُ: «وَلَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»

(چگونه ممکن است اين همه آراى ضدّ و نقيض در مسأله واحد، حکم خداوند باشد!) آيا خداوند سبحان به آنها دستور اختلاف و پراکندگى داده است و آنها اطاعت فرمان او کرده اند! يا اين که آنها را از اختلاف بر حذر داشته و آنها عصيان نموده اند! يا اين که دين ناقصى نازل کرده و در تکميل آن از آنها کمک خواسته است! يا اين که آنها شريکهاى خدايند و حق دارند بگويند (و حکم صادر کنند و قانون بنويسند) و بر خدا لازم است رضايت دهد! يا اين که خداوند سبحان دين کاملى نازل کرده، ولى پيامبر در تبليغ و اداى آن کوتاهى نموده است! حال آن که خداوند سبحان مى فرمايد: «ما چيزى در قرآن فروگذار نکرديم» و «در قرآن بيان همه چيز آمده است» و نيز فرموده: «بخش هاى قرآن يکديگر را تصديق و تأييد مى کنند» و هيچ گونه اختلافى در آن راه ندارد» (تا مايه اختلاف آرا شود، چگونه ممکن است در قرآن اختلافى باشد در حالى که) خداوند سبحان مى فرمايد: «اگر اين قرآن از ناحيه غير خدا بود اختلافات بسيارى در آن مى يافتند»

این اختلافات قابل توجیه نیست

امام در این بخش از سخنانش به یک استدلال متین و محکم براى ابطال مسأله اجتهاد به رأى و تصویب آراى مجتهدین و به تعبیر ساده تر قانونگذارى فقها دست زده و با یک تقسیم دقیق که بر پنج پایه قرار گرفته، تمام راه هاى فرار را بر آنها مى بندد، و نادرستى این طرز فکر را به روشن ترین بیان تبیین مى کند.

نخست مى فرماید: «سرچشمه این همه اختلاف آراى آنها در مسائل فقهى چیست؟ «آیا خداوند سبحان به آنها دستور اختلاف و پراکندگى داده است و آنها اطاعت فرمان او کرده اند!» (اَفَاَمَرَهُمُ اللهُ سُبْحانَهُ بِالاِخْتِلافِ فَاَطاعُوهُ).

به یقین چنین چیزى امکان پذیر نیست چرا که خداوند واحد و یکتا همیشه دعوت به وحدت و یگانگى مى کند و از تفرقه و پراکندگى بر حذر مى دارد، اوست که در قرآن مجیدش مى فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا; همگى به ریسمان (محکم) الهى چنگ زنید و متفرق نشوید».(1)

بنابراین اختلاف حتماً از جاى دیگرى سرچشمه مى گیرد و لذا در دوّمین مرحله مى فرماید: «یا این که خداوند آنها را از اختلاف بر حذر داشته و آنها عصیان نموده اند!» (اَمْ نَهاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ)

سپس به سراغ احتمال سوّم مى رود، مى فرماید: «یا این که خداوند سبحان دین ناقص نازل کرده و در تکمیل آن از آنها کمک خواسته است!» (اَمْ اَنْزَلَ اللهُ سُبْحانَهُ دیناً ناقِصاً فَاسْتَعانَ بِهِمْ عَلى اِتْمامِهِ).

مسلّم است که هیچ مسلمانى چنین سخنى نمى گوید که دین خدا (اسلام) ناقص است و خداوند از بندگانش براى تکمیل آن یارى مى طلبد! بلکه به عکس آیات قرآن با صراحت، این آیین را از هر نظر کامل مى شمارد و مى فرماید: «اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیْتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دیناً; امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم».(2)

سپس به سراغ احتمال دیگرى مى رود که بطلان آن نیز مانند آفتاب روشن و آشکار است، مى فرماید: «یا این که آنها شریکهاى خدایند و حق دارند بگویند (و حکم صادر کنند و قانون بنویسند) و بر خداوند لازم است رضایت دهد!» (اَمْ کانُوا شُرَکاءَ لَهُ، فَلَهُمْ اَنْ یَقُولُوا، وَ عَلَیْهِ اَنْ یَرْضى).

بدیهى است اگر کسى قائل به خدایان متعدّد باشد، باید براى هر کدام از آنها سهمى در قانونگذارى و صادر کردن احکام قائل شود; ولى مگر ممکن است مسلمانى که اساس و پایه آیین او بر توحید است و همه اصول و فروع دین را از دریچه توحید مى نگرد تن به شرک در دهد و فقها و قضات را شرکاى خدا بشمرد؟!

به تعبیر دیگر یکى از شاخه هاى توحید (بعد از توحید ذات و صفات) توحید افعال است، و یکى از شاخه هاى توحید افعالى، توحید حاکمیّت و قانونگذارى است; و مطابق آن حاکمیّت و تمام شاخ و برگش، باید به خدا منتهى شود. حکم، حکم اوست و فرمان، فرمان او! چنان نیست که خداوند بخشى از قوانین اسلام را خودش تشریع کرده باشد و تشریع بخش دیگرى را به مغزهاى ناتوان انسانها واگذار کرده باشد! مگر غیر او، از مصالح و مفاسد احکام به طور کامل ممکن است آگاه باشد! مگر ممکن است خداوند زمام بندگان خودش را به دست قانونگذارانى بگذارد که هر کدام به ظن و گمان و رأى قاصر خود قانونى مى نهند و مردم را در میان انبوهى از آراى ضدّ و نقیض، حیران و سرگردان مى سازند!

سپس امام(علیه السلام) به سراغ آخرین احتمال مى رود و آخرین راه فرار را نیز به روى آنها مى بندد و مى فرماید: «یا این که خداوند سبحان دین کاملى نازل کرده، ولى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در تبلیغ و اداى آن کوتاهى نموده است!» (اَمْ اَنْزَلَ الله سُبْحانَهُ دیناً تامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ(صلى الله علیه وآله وسلم) عَنْ تَبْلیغِهِ وَ اَدائِهِ).

بدیهى است هیچ مسلمانى چنین احتمالى را درباره پیامبر نمى دهد; چرا که حتّى کسانى که مسأله عصمت را به طور کامل نپذیرفته اند و به پندارشان معصوم بودن پیامبر در همه جا و همه چیز دلیل کافى ندارد، مسأله عصمت را در تبلیغ و اداى وحى پذیرفته اند; چرا که بدون پذیرش این معنا، مفهومى براى نبوّت و رسالت باقى نمى ماند و نقض غرض حاصل مى شود.

سپس بار دیگر امام(علیه السلام) به اصل مسأله باز مى گردد و این حقیقت را روشن مى سازد که اسلام براى تمام نیازهاى زندگى بشر، آنچه از احکام لازم بوده است تشریع کرده و چیزى فروگذار نکرده است. و به این ترتیب مسأله «مالا نَصَّ فیهِ لا حُکْمَ فیهِ; آنچه نصّى در آن وارد نشده حکمى ندارد» را از آنها مى گیرد و مى گوید: «خداوند سبحان مى فرماید: ما هیچ چیزى را در قرآن فروگذار نکردیم و در قرآن بیان همه چیز آمده است!» (وَاللهُ سُبْحانَهُ یَقُولُ: «ما فَرَّطْنا فِى الْکِتابِ مِنْ شَىْء وَ فیهِ تِبْیان لِکُلِّ شَىْء).(3)

این دو آیه گواه روشنى است بر این که خداوند هرگز دین ناقصى نازل نکرده و از کسى براى تکمیل آن استمداد نجسته است; بلکه همه آنچه مورد نیاز است در قرآن مجید آمده، بخشى در عمومات قرآن، و بخشى در احکام خاصّه که شرح آن در بحث نکات، به خواست خدا، خواهد آمد.

سپس براى این که این حربه را نیز از قاضیان ضدّ و نقیض گو بگیرد، که هر کدام ممکن است به آیه اى استناد جسته که مفهوم آن با یکدیگر متفاوت باشد، مى افزاید: «خداوند فرموده بخشهاى قرآن یکدیگر را تصدیق و تأیید مى کنند و هیچ گونه اختلافى در آن وجود ندارد!» (وَ ذَکَرَ اَنَّ الْکِتابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ اَنَّهُ لا اختِلافَ فیهِ).

بعد براى تکمیل این سخن و بیان دلیل روشنى از خود قرآن بر این که هیچ گونه اختلافى در میان آیات آن نیست مى افزاید: «خداوند سبحان فرمود: اگر این کتاب از سوى غیر خدا بود اختلافات بسیارى در آن مى یافتند» (فَقالَ سُبْحانَهُ: «وَلَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْر الله لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»).(4)

بدیهى است انسانها علمشان محدود است و با گذشت زمان یا دگرگونى مکان و خلاصه کشف امور تازه، افکارشان تغییر مى یابد; و به همین دلیل ممکن است یک گوینده یا یک نویسنده در طول زمان عمر خود، مطالب ضدّ و نقیض و مختلفى را بگوید که لازمه محدود بودن علم و دگرگونى و تکامل افکار با گذشت زمان است. اینها از یکسو، از سوى دیگر انسان فراموشکار است; چه بسا مطلبى را امروز بگوید و فردا یا ماه و سال دیگر آن را فراموش کند و نظرى بر خلاف آن ابراز دارد.

ولى خداوندى که عالم به همه چیز است و گذشته و آینده «وَ ما کانَ وَ ما یَکُونُ» را مى داند، گذشت زمان هیچ تغییر و دگرگونى در ذات مقدّسش ایجاد نمى کند; چرا که مافوق زمان و مکان است. و از این گذشته نسیان و فراموشى براى او مفهومى ندارد. چگونه ممکن است در کلام چنین کسى کمترین اختلاف و سخنان ضدّ و نقیض باشد.

از مجموع آنچه در بالا آمد به خوبى مى توان نتیجه گرفت که امام(علیه السلام) با بیان رسا و تحلیل دقیق و ظریفش مسأله تصویب و تمسّک به قیاس و استحسان و اجتهاد به رأى را بکلّى باطل مى کند و راه فرارى براى طرفداران آن باقى نمى گذارد; زیرا خدا دین کاملى نازل کرده و قرآن، جامع همه نیازهاى انسانهاست و پیامبر کمترین کوتاهى در تبلیغ آن نکرده و هرگز خداوند اختلاف را براى امّت اسلامى نپذیرفته و همه جا آنها را دعوت به اتّحاد و وحدت کرده است. بنابراین اعتقاد به صحّت آراى متناقض و تصویب فتاواى مختلف و همه را حکم واقعى الهى دانستن، چه معنا و مفهومى مى تواند داشته باشد، این یک انحراف و اشتباه و گمراهى است نه یک واقعیّت!

* * *

 

نکته ها

چگونه در قرآن همه نیازها وجود دارد؟

همان گونه که در فراز بالا از این خطبه مهم تأکید شده، قرآن مجید به صراحت آیات متعدّد، بیانگر همه امورى است که مسلمانان تا دامنه قیامت به آن نیازمندند. در احادیث اسلامى نیز این موضوع با صراحت بیشترى بیان شده، از جمله در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: «اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى اَنْزَلَ فِى الْقُرْآنِ تِبْیانَ کُلِّ شَىء حَتّى وَ اللهِ ما تَرَکَ شَیْئاً تَحْتاجُ اِلَیْهِ الْعِبادُ، حتّى لا یَسْتَطیعَ عَبْد یَقُولُ لَوْ کانَ هذا، اُنْزِلَ فِى الْقُرانِ، اَلا وَ قَدْ اَنْزَلَهُ اللهُ فیهِ; خداوند در قرآن هر چیزى را بیان کرده است به خدا سوگند چیزى که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسى نگوید اگر فلان مطلب درست است باید در قرآن نازل مى شد. آگاه باشید همه نیازمندیهاى بشر را خدا در آن نازل کرده است».(5)

ولى در این جا این سؤال پیش مى آید که ما احکام مختلفى را مى بینیم که در قرآن نیامده و این با جامعیّت قرآن سازگار نیست; مثلا، تعداد رکعات نماز، اجناسى که در آن زکات واجب است، نصاب زکات، مقدار آن و بسیارى از مناسک حج، عدد سعى صفا و مروه و دورهاى طواف و مسائل دیگرى در زمینه حدود و دیات و آداب قضاوت و شرایط معاملات و انواع معاملات مستحدثه و مانند آن به وضوح در قرآن دیده نمى شود.

در پاسخ این سؤال باید به سه نکته توجّه کرد:

نخست این که در قرآن مجید احکام کلیّه و قواعد گسترده و عمومات و اطلاقاتى وجود دارد که بسیارى از مشکلات را مى توان با آن حل کرد; مثلا، آیه «اَوْفُوا بِالْعُقُودِ»(6) در معاملات، و آیه «وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِى الدّینِ مِنْ حَرَج»(7) در ابواب عبادات، و «لا تُضارَّ والِدَة بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُود لَهُ بِوَلَدِهِ»(8) در حقوق والدین و آیات دیگرى از این قبیل، پاسخگوى بسیارى از سؤالات و مسائل مستحدثه است.

دیگر این که قرآن مجید با صراحت یکى از منابع اصلى احکام الهى و معارف اسلامى را «سنّت پیامبر» مى شمارد و مى گوید: «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا; آنچه پیامبر براى شما مى آورد بگیرید و آنچه شما را از آن نهى مى کند خوددارى نمایید!»(9) و نیز در جاى دیگر پیامبر را به عنوان تبیین کننده و شارح قرآن معرفى کرده و مى فرماید: «وَ اَنْزَلْنا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیْهِمْ».(10)

پیامبر نیز طبق صریح «حدیث ثقلین»، اهل بیت و عترت را نیز به عنوان یکى از منابع مطمئن احکام و معارف اسلامى معرفى فرموده است و به یقین اگر به توصیه هاى قرآن و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) عمل شود هیچ سؤالى در زمینه احکام و غیر آن بدون پاسخ نخواهد ماند.

سوّم این که از روایات مختلف اسلامى به خوبى استفاده مى شود که قرآن ظاهر و باطنى دارد، ظاهر آن معانى و مفهوماتى است که در دسترس همه قرار گرفته و از آن بهره مند مى شوند; ولى باطن آن معانى و مفاهیم دیگرى است که تنها در اختیار پیامبر و پیشوایان معصوم قرار دارد که با درک و دید دیگرى آیات را مى نگرند و از آن بهره گیرى و استفاده فراوانى مى کنند. بنابراین اگر ثقلین (قرآن و اهل بیت) در کنار هم قرار گیرند و مردم در میان این دو جدایى نیفکنند، از این بخش از محتواى قرآن که راه گشایى فراوانى دارد، بهره مى گیرند.

شاید روایت معروف امام صادق(علیه السلام) که مى گوید: «اَنَا اَعْلَمُ کِتابَ اللهِ وَ فیهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ ما هُوَ کائِن اِلى یَوْمِ الْقیامَةِ وَ فیهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ خَبَرُ الاَرْضِ وَ خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النّارِ وَ خَبَرُ ما کانَ وَ ما هُوَ کائِن، اَعْلَمُ ذلِکَ کَما اَنْظُرُ اِلى کَفّىِ اِنَّ اللهَ یَقُولُ فیهِ تِبْیان کُلِّ شَىء; من به خوبى کتاب خدا را مى دانم، در آن آغاز آفرینش و آنچه تا روز قیامت به وقوع مى پیوند وجود دارد، و همچنین است در آن خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر آنچه بوده و آنچه خواهد بود. من همه اینها را مى دانم آن گونه که به کف دستم نگاه مى کنم! خداوند مى فرماید: «در قرآن بیان همه چیز است».(11)

در نهج البلاغه نیز آمده است:

«وَ فِى الْقُرآنِ نَبَاءُ ما قَبْلَکُمْ وَ خَبَرُ ما بَعْدَکُمْ وَ حُکْمُ ما بَیْنَکُمْ; در قرآن خبرهاى پیش از شما و خبرهاى بعد از شما، و حکم در میان شما وجود دارد (گذشته و آینده و حال، همه در آن جمع است)».(12)

در تعبیر دیگرى امام(علیه السلام) درباره قرآن مى فرماید:

«اَلا اِنَّ فیهِ عِلْمَ ما یَأتی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْماضی وَ دَواءَ دائِکُمْ وَ نَظْمَ ما بَیْنَکُمْ; آگاه باشید! در قرآن علوم مربوط به آینده و اخبار مربوط به گذشته و داروى بیماریها و نظم میان شماست».(13)

این سخن تنها در احادیث اهل بیت(علیهم السلام) نیامده است; بلکه از طرق اهل سنّت نیز نقل شده است:

«سیوطى» در «درّالمنثور» از صحابى معروف «ابن مسعود» نقل مى کند: «اِنَّ فیهِ عِلْمَ الاَوَّلینَ وَ الآخِرِینَ; در قرآن علم اوّلین و آخرین است.» و از «اوزاعى» نقل مى کند که در تفسیر آیه «وَنَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَىء. قالَ: بِالسُّنَّةِ; گفت منظور این است که به وسیله سنّت همه حقایقى که در قرآن وجود دارد، کشف مى شود».(14)

«سیوطى» در کتاب «اتقان»، این معنا را از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کرده که فرمود: «در کتاب خدا خبر پیش از شما و خبر بعد از شما، و حکم میان شماست.»(15)

سپس مى افزاید: «این حدیث را «ترمذى» و غیر او آورده اند.

* * *

1. سوره آل عمران، آيه 103.
2. سوره مائده، آيه 3.
3. بايد توجّه داشت جمله اوّل (ما فَرَّطْنا فِى الْکِتابِ مِنْ شَىء) عين همان چيزى است که در آيه 38 سوره انعام آمده، ولى جمله دوّم (فيه تبيان لکل شىء) مضمون و محتواى آيه 89 سوره نحل است که مى فرمايد: «وَنَزَّلْنا عَلَيْکَ الْکِتابَ تِبْياناً لِکُلِّ شَىء» نه اين که عين همان جمله بوده باشد.
4. سوره نساء آيه 82.
5. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 74 ـ اصول کافى، ج 1، ص59 (در معناى اين روايت دو احتمال داده شد نخست اين که «لو» شرطيه باشد و ديگر آن که تمنّى باشد و «الا» گاه به عنوان «اِلاّ» استثنائيه و گاه به صورت «الا» براى تنبيه گفته شده ـ به مرآة العقول، ج 1، ص 202 مراجعه شود).
6. سوره مائده، آيه 1.
7. سوره حج، آيه 78.
8. سوره بقره، آيه 233.
9. سوره حشر، آيه 7.
10. سوره نحل، آيه 44.
11. اصول کافى، ج اوّل، ص 61. (مرحوم کلينى در همين باب روايات متعدّد ديگرى نقل کرده است.)
12. کلمات قصار نهج البلاغه، حکمت 313.
13. نهج البلاغه، خطبه 158.
14. الدرّالمنثور، ج 4، ص 127 و 128.
15. الاتقان، نوع 65 از علوم استفاده شده از قرآن
آخرین ویرایش در شنبه, 10 مرداد 1394 ساعت 12:14

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟