• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

قرآن در فقه، بخش دوم

 

18- رو به قبله بودن

قبله، نماد توجه قلبها به خدا

بیشتر...

فضیلت آیت الكرسی

 

در دائرة المعارف تشییع 1 درباره«ایة الكرسی» آمده است: در

بیشتر...

گوش‌هایی که جذب آیات الهی شد/ کسب بیش از ۶۰ مقام

مریم شفیعی، حافظ قرآن کریم از استان مرزی ایلام، ورودش به

بیشتر...

مهم‌ترین وظیفه پژوهشگران نظام‌سازی قرآنی است/

اختتامیه اولین همایش بین‌المللی مطالعات میان‌رشته‌ای قرآن

بیشتر...

آرامش ابدی همسنگر رهبری در جوار امام(ره)/ بدرقه

مراسم تشییع پیکر آیت‎الله هاشمی رفسنجانی با حضور خیل عظیم

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
39963
48863
119794875
امروز دوشنبه, 31 خرداد 1400
اوقات شرعی

معاد و پایان گرفتن اختلافها ( سوره مبارکه نحل )

شرح آیات 38 لغایت 40 سوره مبارکه نحل

38وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لایَبْعَثُ اللّهُ مَنْ یَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَیْهِحَقّاً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ

39لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ کانُواکاذِبِینَ

40إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْء إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

ترجمه:

38 ـ آنها سوگندهاى شدید به خدا یاد کردند که: «هرگز خداوند کسى را که مى میرد، بر نمى انگیزد»! آرى، این وعده قطعى خداست (که همه مردگان را براى جزا باز مى گرداند); ولى بیشتر مردم نمى دانند.

39 ـ هدف این است که آنچه را در آن اختلاف داشتند، براى آنها روشن سازد; و کسانى که منکر شدند، بدانند دروغ مى گفتند.

40 ـ وقتى چیزى را اراده مى کنیم، فقط به آن مى گوئیم: «موجود باش»! بلافاصله موجود مى شود.

شأن نزول:

مفسران در شأن نزول آیه نخستین چنین نقل کرده اند که مردى از مسلمانان از یکى از مشرکان طلبى داشت، هنگامى که از او مطالبه کرد، او در پرداخت دین خود تعلل ورزید.

مرد مسلمان ناراحت شد و ضمن سخنانش چنین سوگند یاد کرد: قسم به چیزى که بعد از مرگ در انتظار او هستم... (و هدفش قیامت و حساب خدا بود)، مرد مشرک گفت: گمان مى برى ما بعد از مرگ زنده مى شویم؟! سوگند به خدا! که او هیچ مرده اى را زنده نخواهد کرد (این سخن را به این جهت گفت که: آنها بازگشت مردگان را به حیات و زندگى مجدد، محال، یا بیهوده مى پنداشتند). آیه فوق نازل شد و به او و مانند او پاسخ گفت،(1) و مسأله معاد را با دلیل روشنى بیان کرد، در حقیقت گفتگوى این دو نفر سببى بود براى طرح مجدد مسأله معاد.

* * *

تفسیر:

معاد و پایان گرفتن اختلافها

در تعقیب بحثهائى که در آیات گذشته پیرامون «رسالت پیامبران» آمد این آیات با ذکر گوشه اى از مباحث «معاد»، این بحثها را تکمیل مى کند.

نخست مى گوید: «آنها مؤکداً سوگند یاد کردند که خداوند کسانى را که مى میرند هرگز مبعوث نمى کند، و به زندگى جدید باز نمى گرداند» (وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لایَبْعَثُ اللّهُ مَنْ یَمُوتُ).

این انکار بى دلیل، آن هم انکارى توأم با قَسَم هاى مؤکد، نشانه اى از نادانى آنها و بى خبریشان بود، لذا قرآن در پاسخ آنها چنین مى گوید:

«این وعده قطعى خداوند است (که همه مردگان را به حیات جدید باز مى گرداند تا نتیجه اعمالشان را ببینند) ولى غالب مردم نمى دانند» و بر اثر ناآگاهى دست به انکار مى زنند (بَلى وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ).

تعبیر به «بَلى» (آرى) و «حَقّاً» و سپس ذکر وعده، آن هم وعده اى که بر خدا است همگى نشانه تأکید و قطعیت مسأله معاد است.

اصولاً در مقابل کسى که، حقیقتى را با قاطعیت انکار مى کند، باید با قاطعیت سخن گفت، تا آثار سوء روانى آن نفى قاطع با اثبات قاطع بر چیده شود، و مخصوصاً باید روشن کرد که: این نفى، از بى اطلاعى و نادانى است تا اثر خود را به کلى از دست دهد.

* * *

پس از آن به بیان یکى از هدفهاى معاد، و بعد از آن، به ذکر قدرت خدا بر این کار ، مى پردازد، تا نشان دهد اگر سرچشمه انکار آنها این است که: بازگشت به حیات مجدد را از قدرت خدا دور مى دانند این اشتباه بزرگى است، و اگر منشأ این کار، بى هدف بودن معاد است آن نیز اشتباه دیگرى است.

نخست مى گوید: «خداوند مردگان را مبعوث مى کند تا براى همگان روشن سازد آنچه را که در آن اختلاف داشتند» (لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ).

«و تا کسانى که این واقعیت را انکار کردند بدانند دروغ مى گفتند» (وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ کانُوا کاذِبِینَ).

چرا که آن جهان، جهان کشف غطاء، و کنار رفتن پرده ها، و آشکار شدن حقایق است، چنانکه در سوره «ق» آیه 22 مى خوانیم: لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَة مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ: «به انسان گفته مى شود: تو در غفلت از چنین روزى بودى، ولى ما پرده را از برابر دیدگانت بر داشتیم و امروز بسیار تیز بین هستى»!

و در آیه 9 سوره «طارق» مى خوانیم: یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ: «رستاخیز روزى است که اسرار درون آشکار مى گردد».

و در آیه 48 سوره «ابراهیم» مى خوانیم: وَ بَرَزُوا لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ: «در آن روز همگى در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى شوند».

بالاخره آن روز، روز شهود، و کشف اسرار، و آشکار شدن پنهانیها، و ظهور و بروز است، و در چنین شرایط و محیطى اختلاف در عقیده معنى ندارد، هر چند ممکن است، بعضى از منکران لجوج براى تبرئه خویش به دروغ در بعضى از مواقف قیامت متوسل شوند، ولى آن یک امر استثنائى و زودگذر است! این درست به آن مى ماند که مجرمى را در پاى میز دادگاه حاضر کنند، او همه چیز را منکر شود، ولى بلافاصله نوار ضبط صوت و دست خط او و سایر مدارک زنده و حسى را به او ارائه دهند، و به اتفاق او تمام آثار جرم را از درون خانه و اطاقش بیرون بیاورند، اینجا است که دیگر جائى براى گفتگو باقى نمى ماند، و تسلیم مى شود ظهور حقایق در عالم قیامت حتى از این هم واضحتر و آشکارتر است!

گرچه حیات پس از مرگ و رستاخیز، اهداف متعددى دارد که در آیات قرآن به طور پراکنده به آنها اشاره شده است: تکامل انسان، اجراى عدالت، هدف دادن به زندگى این جهان، ادامه فیض خداوند و مانند آن.

ولى آیه مورد بحث، به هدف دیگرى اشاره مى کند، و آن بر طرف کردن اختلافات و بازگشت به توحید است.

مى دانیم مهمترین اصلى که در عالم حکومت مى کند: اصل توحید است این اصل فراگیر هم در ذات و صفات و افعال خدا صادق است و هم در مجموعه عالم آفرینش و قوانینى که بر آن حکومت مى کند، و هر چیز باید سرانجام به این اصل باز گردد.

و لذا ما معتقدیم که این اختلافها و جنگها و ستیزها روزى همگى پایان مى گیرد و همه مردم جهان در زیر پرچم حکومت واحدى، حکومت مهدى(علیه السلام)جمع مى شوند، چرا که آنچه بر خلاف روح عالم هستى یعنى توحید است باید سرانجام روزى بر چیده شود.

ولى اختلاف عقیده ها هرگز به طور کامل در این دنیا، از بین نخواهد رفت چرا که عالم غطاء و پوشش است، ولى، سرانجام روزى فرا مى رسد که: این پوششها و پرده ها از میان خواهد رفت و یوم البروز و یوم الظهور است.

بنابراین، بازگشت به وحدت، و پایان گرفتن اختلافات عقیدتى یکى از اهداف معاد را تشکیل مى دهد که در آیه فوق به آن اشاره شده است.

در آیات فراوانى از قرآن مجید، این مسأله تکرار و تأکید شده که: خداوند در روز قیامت در میان مردم داورى مى کند و اختلافات بر طرف مى شود.(2)

* * *

بعد از آن به دومین نکته یعنى بیان این حقیقت مى پردازد که اگر آنها بازگشت انسان را به زندگى جدید محال مى شمرند، باید بدانند: قدرت خداوند برتر و بالاتر از اینها است، «هنگامى که ما چیزى را اراده کنیم فقط به آن مى گوئیم موجود باش! آن نیز بلافاصله موجود مى شود» (إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْء إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ).

با چنین قدرت کامله اى که تنها فرمان موجود باش، براى وجود هر چیز کافى است، دیگر چه جاى شک و تردید در قدرت خدا بر بازگشت مردگان به زندگى باقى مى ماند.

شاید نیاز به توضیح نداشته باشد که تعبیر به «کُنْ» (موجود باش) نیز به اصطلاح از ضیق بیان و عدم گنجایش الفاظ است، و الا حتى نیاز به جمله «کُنْ» نیست، اراده خدا همان، و تحقق یافتن همان!.

اگر بخواهیم مثال کوچک و ناقصى براى این مسأله در زندگى خود بزنیم مى توانیم آن را تشبیه به ایجاد تصورات در مغز، به مجرد اراده کنیم، آیا هنگامى که ما تصمیم مى گیریم، تصورى از یک کوه عظیم یا یک اقیانوس پهناور، یا یک باغ وسیع با اشجار فراوان، و مانند اینها در مغز خود داشته باشیم هیچگونه مشکلى براى ما وجود دارد؟ و اصلاً نیاز به جمله و کلمه اى داریم؟ بلکه به محض اراده تصویر این موجودات ذهنى در افق ذهن ما نمایان مى گردد.

در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مى خوانیم: که یکى از یاران پرسید درباره اراده خدا و اراده خلق توضیحى بفرمائید، امام(علیه السلام) گفت: «اراده از خلق همان تصمیم باطنى و سپس افعالى است که بعد از آن آشکار مى شود، ولى اراده خدا همان ایجاد کردن او است و نه غیر آن، زیرا که در خداوند نه اندیشه اى وجود دارد و نه تصمیم و نه تفکرى، این صفات (که همگى زائد بر ذات است) درباره خدا مفهوم ندارد، اینها صفات مخلوقات است.

بنابراین، اراده خدا همان ایجاد افعال است لا غیر، خداوند مى گوید: موجود باش، آن هم موجود مى شود، بى آن که حتى نیاز به لفظ و سخن گفتن به زبان و تصمیم گرفتن و تفکر داشته باشد، و این اراده خدا همچون ذاتش غیر قابل توصیف است».(3)

* * *


1 ـ تفسیر «مجمع البیان»، جلد 6، صفحه 360، و «قرطبى» و «ابوالفتوح رازى»، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ در این باره به آیات 55 آل عمران، 48 مائده، 164 انعام، 92 نحل و 69 حج مراجعه فرمائید.

3 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 109، باب الاراده، حدیث 3.

..........................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟