• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

جایگاه توبه در کمال انسانی از منظر نهج‌البلاغه

نویسنده کتاب «بازگشت به خویش» معتقد است انسان نیاز دائم به

بیشتر...

میزان کسب معاش ، استاد دکتر محمدعلی انصاری-26آذر

دریافت فایل صوتی

حجم: 9 MB

زمان: 56 دقیقه

بیشتر...

قاریان و مؤذنان حرم رضوی تعیین سطح شدند

مدیر تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی از تعیین سطح کلیه قاریان

بیشتر...

ماه میهمانی خدا را غنیمت بدانیم/ماه رمضان نسیم

حجت الاسلام میرصادقی بااشاره به اینکه یکی از نسیم
بیشتر...

صافی گلپایگانی ، محمد جواد

صافی گلپایگانی ، محمد جواد

موطن: گلپایگان

 نام پدر :

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
49214
60644
119067547
امروز دوشنبه, 24 خرداد 1400
اوقات شرعی

حق طلبانِ اهل کتاب، به قرآن تو ایمان مى آورند

شرح آیات 51 لغایت 55 سوره مبارکه القصص

51وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

52الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ

53وَ إِذا یُتْلى عَلَیْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا کُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ

54أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ

55وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لانَبْتَغِی الْجاهِلِینَ

ترجمه:

51 ـ ما آیات قرآن را یکى پس از دیگرى براى آنان آوردیم شاید متذکر شوند!

52 ـ کسانى که قبلاً کتاب آسمانى به آنان داده ایم به آن [=  قرآن] ایمان مى آورند!

53 ـ و هنگامى که بر آنان خوانده مى شود مى گویند: «به آن ایمان آوردیم; اینها همه حق است و از سوى پروردگار ماست; ما پیش از این هم مسلمان بودیم»!

54 ـ آنها کسانى هستند که به خاطر شکیبائیشان، اجر و پاداششان را دو بار دریافت مى دارند; و به وسیله نیکى ها بدى ها را دفع مى کنند; و از آنچه به آنان روزى داده ایم انفاق مى نمایند.

55 ـ و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روى مى گردانند و مى گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان; سلام بر شما (سلام وداع); ما خواهان جاهلان نیستیم»!

شأن نزول:

در موردِ شأن نزول آیات فوق، مفسران و راویان خبر، روایاتِ گوناگونى نقل کرده اند که قدرِ مشترکِ همه آنها یک چیز است، و آن: ایمان آوردن گروهى از علماى «یهود» و «نصارى»، و افراد پاکدل، به آیات قرآن و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)است.

از «سعید بن جبیر» نقل شده: این آیات، درباره هفتاد نفر از کشیش هاى مسیحى نازل شده است که «نجاشى» آنها را براى تحقیق، از «حبشه» به «مکّه» فرستاد، هنگامى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) سوره «یس» را براى آنها تلاوت کرد، اشک شوق ریختند و اسلام آوردند.(1)

بعضى دیگر گفته اند: این آیات، درباره جمعى از نصاراى «نجران» (شهرى است در شمال یمن) نازل شده، که نزد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آمدند و آیات قرآن را شنیدند و ایمان آوردند.(2)

بعضى دیگر، آن را در مورد «نجاشى» و یارانش مى دانند.(3)

و بعضى، نزولِ آن را درباره «سلمان فارسى»، و جمعى از علماى «یهود»، مانندِ «عبداللّه بن سلام» و «تمیم الدارى» و «جارود عبدى» دانسته اند.(4)

و بالاخره، بعضى نیز آن را اشاره به چهل نفر از علما و روشن ضمیرانِ مسیحى مى دانند، که سى و دو نفرشان از «حبشه» با «جعفر بن ابیطالب» به «مدینه» آمدند، و هشت نفر از «شام» که در میان آنها «بحیرا» راهب معروف شامى بود.(5)

البته، روایاتِ سه گانه نخست، متناسب با نزول این آیات در «مکّه» است، و گفتارِ کسانى که معتقدند، تمام این سوره مکّى است را تأیید مى کند، ولى روایتِ چهارم و پنجم، دلیل بر این است که این چند آیه، استثناء در «مدینه» نازل شده، و گواهى است بر قول کسانى که آنها را «مدنى» مى دانند.

به هر حال، این آیات، شاهدِ گویائى است بر این که، گروهى از دانشمندان اهل کتاب، با شنیدن آیات قرآن، اسلام را پذیرا شدند; زیرا ممکن نبود پیامبر(صلى الله علیه وآله)چنین چیزى را بگوید را در حالى که، کسى از اهل کتاب به او ایمان نیاورده باشد; چرا که مشرکان فوراً به نفى و انکار برمى خاستند و جار و جنجال به راه مى انداختند.

* * *

تفسیر:

حق طلبانِ اهل کتاب، به قرآن تو ایمان مى آورند

از آنجا که در آیات گذشته، سخن از بهانه هائى بود که مشرکان، براى عدم تسلیم در مقابل حقایق قرآن، مطرح مى کردند، آیات مورد بحث از دلهاى آماده اى سخن مى گوید، که با شنیدن این آیات، حق را پیدا کرده و به آن سخت وفادار ماندند، و از جان و دل تسلیم آن شدند، در حالى که قلبهاى تاریکِ جاهلانِ متعصب، کمترین اثرى از خود نشان نداد!

مى فرماید: ما آیات قرآن را یکى بعد از دیگرى، براى آنها آوردیم، شاید متذکر شوند» (وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ).(6)

این آیات، همچون قطراتِ بارانِ پیوسته به یکدیگر، بر آنها نازل شد، در شکل هاى متنوع، و کیفیات متفاوت، گاهى وعده پاداش، گاهى وعید دوزخ، گاه، نصیحت و اندرز، گاه، تهدید و انذار، گاه، استدلالات عقلى، و گاه، تاریخِ عبرت انگیز و پر بار گذشتگان، خلاصه، مجموعه کامل و بسیار متجانسى که هر قلبى، مختصر آمادگى داشته باشد، او را به خود جذب مى کند، اما کوردلان نپذیرفتند.

* * *

ولى، «کسانى که قبلاً، کتاب آسمانى به آنها داده ایم (از یهود و نصارى) به قرآن ایمان مى آورند» (الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ).

چرا که آن را هماهنگ با نشانه هائى مى بینند، که در کتب آسمانى خود یافته اند.

جالب این که اینها، فقط گروهى بودند از اهل کتاب، اما آیه فوق، از آنها به عنوان «اهل کتاب» بدونِ هیچ قیدى یاد مى کند، شاید اشاره به این که اهل کتاب واقعى اینها بودند و دیگران هیچ!

* * *

پس از آن مى افزاید: «هنگامى که این آیات بر آنها خوانده مى شود مى گویند: به آن ایمان آوردیم، اینها مسلماً حق است، و از سوى پروردگار ما است» (وَ إِذا یُتْلى عَلَیْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا).

آرى، تلاوت این آیات بر آنها کافى بود که «آمَنّا» بگویند و تصدیق کنند.

سپس اضافه مى کند:

نه تنها امروز تسلیم سخنان پروردگاریم، که «قبل از این هم مسلمان بودیم» (إِنّا کُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ).

ما نشانه هاى این پیامبر را، در کتب آسمانى خود یافته، و به او دل بسته بودیم، و با بى صبرى انتظار او را مى کشیدیم، و در اولین فرصت، که گمشده خود را یافتیم، آن را گرفتیم و با جان و دل پذیرفتیم.

* * *

آن گاه، قرآن به پاداش عظیم این گروه تقلیدشکن و حق طلب پرداخته، چنین مى گوید: «آنها کسانى هستند که اجر و پاداششان را به خاطر صبر و شکیبائیشان دوبار دریافت مى دارند»! (أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا). یک بار، به خاطر ایمانشان به کتاب آسمانى خودشان، که به راستى نسبت به آن وفادار و پایبند بودند، و یک بار هم، به خاطر ایمان آوردن به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، پیامبر موعودى که کتب پیشین از او خبر داده بودند.

این احتمال نیز وجود دارد، که دوبار پاداش گرفتن آنها، به خاطر آنست که، هم به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، قبل از ظهورش ایمان داشتند، و هم بعد از ظهورش، چنان که از آیات گذشته این معنى استفاده مى شود.

و آنها براى انجام وظیفه، در هر دو مرحله، صبر و استقامت فراوان به خرج دادند، نه منحرفان «یهود» و «نصارى»، عمل آنها را مى پسندیدند، و نه تقلید از نیاکان و جوّ اجتماعى، به آنها اجازه رها کردنِ دینِ سابق را مى داد، اما آنها ایستادند و پاى بر سرِ منافعِ خویش و هواى نفس گذاردند، و پاداش عظیم الهى را دو چندان کسب کردند.

سپس، به یک رشته از اعمال صالح آنها، که هر یک از دیگرى ارزنده تر است اشاره مى کند، این اعمال عبارتند از: «دفع سیئات به وسیله حسنات» «انفاق از نعمتهاى الهى» و «برخورد بزرگوارانه با جاهلان»، که به انضمامِ «صبر و شکیبائى» که در جمله قبل آمد، چهار صفت ممتاز مى شود.

نخست مى گوید: «آنها به وسیله نیکى ها، بدى ها را دفع مى کنند» (وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ).

با گفتار نیکو، سخنان زشت را، و با معروف، منکر را، و با حلم، جهل جاهلان را، و با محبت، عداوت و کینه توزى را، و با پیوندِ دوستى و صله رحم، قطع پیوند را، خلاصه، آنها سعى مى کنند، به جاى این که بدى را با بدى پاسخ گویند، با نیکى دفع کنند!

این، یک روش بسیار مؤثرى است در مبارزه با مفاسد، مخصوصاً در برابر گروهى از لجوجان، و قرآن کراراً روى آن تکیه کرده است.(7)

دیگر این که: «از آنچه به آنان روزى داده ایم، انفاق مى کنند» (وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ).

نه تنها از اموال و ثروتشان، که از علم و دانش و نیروى فکرى و جسمى و وجاهتِ اجتماعیشان ـ که همه، مواهب و روزى هاى الهى است ـ در راه نیازمندان مى بخشند.

* * *

و بالاخره، آخرین امتیازِ عملى آنان این است که: «هر گاه سخن لغو و بیهوده اى بشنوند، از آن روى مى گردانند» (وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ).

هرگز «لغو» را با «لغو» پاسخ نمى گویند، و «جهل» را با «جهل» جواب نمى دهند، بلکه به بیهوده گویان «مى گویند: اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن خودتان»! (وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ).

نه شما را به جرمِ اعمال ما مى گیرند، و نه ما را به جرم اعمال شما، اما به زودى خواهید دانست، که عمل هر یک از ما چه محصولى به بار آورده است.

سپس مى افزاید: آنها با جاهلان بیهوده گو، و کسانى که با سخنان موذیانه سعى مى کنند اعصاب افراد با ایمان و نیکوکار را درهم بریزند، وداع مى گویند و گفتارشان این است: «سلام بر شما، ما طالب جاهلان نیستیم»! (سَلامٌ عَلَیْکُمْ لانَبْتَغِی الْجاهِلِینَ).

ما نه اهل زشتگوئى و جهل و فسادیم، و نه خواهان آن، ما خواهانِ دانشمندان روشن ضمیر، و علماى عامل و مؤمنان راستین هستیم.

و به این ترتیب، آنها به جاى این که نیروهایشان را در مقابله با جاهلان کوردل و زشتگویان بى خبر به هدر دهند، با بزرگوارى از کنار آنها گذشته، به هدف ها و برنامه هاى اساسى خود مى پردازند.

قابل توجه این که وقتى که آنها با این گونه افراد روبرو مى شوند، «سلام تحیت» نمى گویند، بلکه، سلامشان، «سلام وداع» است!

* * *

نکته:

دل هاىِ آماده ایمان

در آیات فوق، ترسیم بسیار گویا و زیبائى، از قلوبى که بذر ایمان را در خود جاى داده و پرورش مى دهند، آمده است.

آنها، از قماشِ افراد بى شخصیتى که مخزنى از جهل و تعصب، بدزبانى و بیهوده گوئى، بخل و کینه توزى هستند، نمى باشند.

آنها، بزرگمردان و پاک زنانى هستند، که قبل از هر چیز، زنجیرهاى اسارتِ تقلیدِ کورکورانه را، درهم شکسته اند، سپس، با دقت، به نداى منادى توحید گوش فرا داده، به محض این که دلائل حق را به قدر کافى یافتند، به آن دل مى بندند.

بدون شک، باید غرامت زیادى، براى این تقلیدشکنى، و جدا شدن از

انحراف محیطشان بپردازند، و محرومیت ها و ناراحتى هاى فراوانى را متحمل شوند، ولى آنها، آن قدر صبر و شکیبائى دارند، که به خاطر هدف بزرگشان، از عهده این مشکلات بر مى آیند.

آنها، نه کینه توزند که هر بدى را با بدتر پاسخ گویند، و نه بخیل و خسیسند که مواهب الهى را تنها به خودشان تخصیص دهند.

آنها، بزرگوارانى هستند، که علاوه بر همه اینها، از دروغ و سرگرمى ناسالم، و جر و بحث هاى بیهوده، و سخنان بى معنى و شوخى هاى رکیک و مانند آن برکنارند، زبانى پاک و قلبى پاک تر دارند، و هرگز، نیروهاى فعال و سازنده خود را با درگیرى جاهلان تباه نمى کنند، و حتى، در بسیارى از موارد، سکوت را که بهترین پاسخ این نابخردان است، بر سخن گفتن ترجیح مى دهند.

آنها، در فکرِ اعمال و مسئولیت هاى خویشند، آنها چون تشنه کامانى که به سراغ چشمه آب مى روند، تشنه علم و دانش، و خواهان حضور در جلسات علماء و دانشمندانند.

آرى، این بزرگوارانند که مى توانند، رسالت ایمان را در خود پذیرا شوند، و اجر خود را نه یک بار، که دوبار از پیشگاه خدا دریافت دارند.

اینها، سلمان ها، بحیراها، نجاشى ها و حقجویانى همسنگر و هم خط آنها هستند، که در برابر انواع ناملایمات، براى رسیدن به سر منزل ایمان، مقاومت به خرج مى دهند.

جالب این که، در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که: نَحْنُ صُبَراء وَ شِیْعَتُنا أَصْبَرُ مِنّا وَ ذلِکَ أَنّا صَبَرْنا عَلى ما نَعْلَمُ وَ صَبَرُوهُمْ عَلى ما لایَعْلَمُونَ: «ما شکیبایانیم و پیروان ما از ما شکیباترند!، چرا که ما از اسرار امور آگاهیم و شکیبائى مى کنیم (و طبعاً این کار آسانتر است) ولى آنها بى آن که اسرار را بدانند صبر و شکیبائى را از دست نمى دهند».(8)

فکر کنید دو نفر جانباز راه خدا، قدم به میدان جهاد مى گذارند، یکى از پایان کار با خبر است و مى داند نتیجه این جهاد پیروزى است، اما دومى با خبر نیست، آیا از یک نظر، صبرِ دومى بیشتر از صبر اولى نمى باشد؟

یا فى المثل، قرائن نشان مى دهد که هر دو شربت شهادت مى نوشند، اما یکى مى داند، که در شهادتش چه اسرارى نهفته است، و چه موجى در آینده در اعصار و قرون متمادى ایجاد مى کند، و چه الگوئى براى آزادگان مى شود؟ اما دیگرى از اسرار آینده آگاه نیست، بدون شک، دومى از این نظر صبر بیشترى به خرج مى دهد.

در حدیثِ دیگرى، در تفسیر «على بن ابراهیم» آمده که، منظور از «لغو» در آیه فوق «کذب» و «لهو» و «غنا» است، و پرهیزکنندگان، امامانند.(9)

پیدا است که هر دو قسمتِ حدیث، از قبیل بیان مصداق روشن است و گرنه «لغو» مفهوم گسترده اى دارد که غیر اینها را نیز شامل مى شود، و اعراض کنندگان از «لغو» نیز همه «مؤمنان راستین» هستند، هر چند امامان در صف مقدم جاى دارند.

* * *


1 و 2 و 3 ـ تفسیر «فى ظلال القرآن»، جلد 6، صفحات 357 و 358.

4 و 5 ـ «مجمع البیان»، جلد 7، صفحه 258.

6 ـ «وَصَّلْنا» از ماده «وصل» به معنى ارتباط دادن و متصل کردن است و چون به باب «تفعیل» رفته، معنى کثرت و تأکید نیز از آن استفاده مى شود.

7 ـ شرح مبسوطى در این زمینه، در جلد دهم، صفحه 190، ذیل آیه 22 «رعد»، و جلد چهاردهم، سوره «مؤمنون»، ذیل آیه 96، آورده ایم.

8 ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 216 و جلد 68، صفحه 84 ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، جلد 2، صفحه 141.

9 ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، طبق نقل تفسیر «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 133.

....................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟