• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

انس با قرآن کریم همراه شدن با یک برنامه جامع برای

غلامرضا فرهادی مژده، مسئول دارالقرآن کریم سازمان تبلیغات

بیشتر...

خیانت و سرچشمه آن

شرح آیات 27 و 28 سوره مبارکه انفال

27یا أَیُّهَا الَّذینَ

بیشتر...

معاد و پایان گرفتن اختلافها ( سوره مبارکه نحل )

شرح آیات 38 لغایت 40 سوره مبارکه نحل

38وَ أَقْسَمُوا

بیشتر...

سرنوشت قاری که مداح شد/ دوری از قرآن و مسجد چالش

محمدحسین پویانفر مداحی است که فعالیتش را با قرائت ‌در مساجد

بیشتر...

چه چیزهایی سبب ضلالت انسان می‌شود؟

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
29656
47246
136206013
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

هدایت یافتگان واقعى

شرح آیات 96 و 97 سوره مبارکه الاسراء

96قُلْ کَفى بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً

97وَ مَنْ یَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمّاً مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِیراً

ترجمه:

96 ـ بگو: «همین کافى است که خداوند، میان من و شما گواه باشد; چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست»!

97 ـ هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعى اوست; و هر کس را (به خاطر اعمالش) گمراه سازد، هادیان و سرپرستانى غیر خدا براى او نخواهى یافت; و روز قیامت، آنها را بر صورت هایشان محشور مى کنیم، در حالى که نابینا و گنگ و کرند; جایگاهشان دوزخ است; هر زمان آتش آن فرونشیند، شعله تازه اى بر آنان مى افزائیم!

تفسیر:

هدایت یافتگان واقعى

در تعقیب بحث هاى گذشته، که در زمینه توحید، نبوت، و گفتگو با مخالفان بود، آیات فوق یک نوع اعلام ختم بحث در این مرحله، و نتیجه گیرى از آن مى باشد.

نخست مى گوید: اگر آنها دلائل روشن تو را در رابطه با توحید، نبوت و معاد نپذیرند، به آنها اعلام کن و «بگو: همین بس که خدا میان من و شما گواه باشد; چرا که او از حال بندگانش آگاه، و نسبت به کارشان بینا است» (قُلْ کَفى بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً).(1)

در حقیقت، دو هدف از بیان این عبارت در نظر بوده است:

نخست این که: مخالفان متعصب لجوج را تهدید کند که، خداوندِ آگاه و بینا، شاهد و گواه اعمال ما و شما است، گمان نکنید از محیط قدرت او بیرون خواهید رفت، و یا چیزى از اعمالتان بر او مخفى مى ماند.

دیگر این که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) با بیان این عبارت، ایمان قاطع خود را به آنچه گفته است ظاهر سازد; چرا که قاطعیت گوینده در سخن خود، اثر عمیق روانى در شنونده دارد، باشد که این تعبیر محکم و قاطع، که توأم با یک نوع تهدید ملایم نیز مى باشد در آنها اثر بگذارد، قلبشان را تکان دهد و فکرشان را بیدار کند و به راه راست بخواند.

* * *

آنگاه اضافه مى کند: «تنها کسى هدایت مى یابد که: خدا نور هدایت را به قلبش بیفکند» (وَ مَنْ یَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ).

«اما آنها که خدا (به خاطر اعمالشان) گمراه ساخته است، هرگز اولیاء، راهنما و سرپرستى جز خدا براى آنها نخواهى یافت» (وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِهِ).

تنها راه این است که: باز هم به سوى او بازگردند، و نور هدایت از او بطلبند.

این دو جمله، در حقیقت اشاره به این است که: تنها استدلالات قوى و کوبنده کافى براى ایمان آوردن نیست، بلکه، تا توفیق الهى و شایستگى هدایت در او پیدا نشود، محال است ایمان بیاورد.

این تعبیر، همانند آن است که ما افرادى را براى انجام یک کار خیر قابل توجهى، دعوت کنیم، و با انواع استدلالات اهمیت موضوع را گوشزد نمائیم، اما عده اى بپذیرند، و عده اى مخالفت کنند، در اینجا مى گوئیم: همه کس لایق انجام

چنین کارى نیست!

نطفه پاک بباید که شود قابل فیض *** ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود!

این یک واقعیت است که: هر دلى لایق نور حق نیست، و هر سرى جاى سوداى او نمى باشد.

به علاوه، این سخن اثر تحریک کننده در شنونده دارد، و بسیار مى شود که: او براى اثبات لیاقت خود، دست از لجاجت برمى دارد و تسلیم حق مى شود.

این را نیز بارها گفته ایم که: هدایت و ضلالت الهى، هرگز جنبه جبرى ندارد، بلکه، اثر مستقیم اعمال و صفات خود انسان است:

آنها که در راه او به جهاد برمى خیزند و براى رسیدن به حق، همه گونه فداکارى مى کنند، مسلماً شایسته آنند که: مشمول هدایت او شوند «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا».(2)

و اما آنها که با پیمودن راه عناد، لجاج و آلوده شدن به هر گونه ظلم، فساد و گناه شایستگى را در خود کشته، و مستحق سلب توفیق و گمراهى شده اند مسلماً این افراد را گمراه مى سازد، چنان که مى فرماید: «وَ یُضِلُّ اللّهُ الظّالِمِینَ»(3) «وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِینَ»(4) «کَذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ».(5)

اما این که: «اولیاء» به صورت جمع ذکر شده، ممکن است اشاره به تعدد خدایان پندارى، و یا تنوع وسائل و اسباب هائى باشد که آنها به آن پناه مى بردند، یعنى هیچ یک از این وسائل و اسباب، و همچنین انسان ها، غیر انسان ها و خدایان پندارى، نمى توانند به فریاد آنها برسند و از گمراهى و بدبختى نجاتشان بخشند.

پس از آن به صورت یک تهدید قاطع و کوبنده، صحنه اى از صحنه هاى قیامت را که نتیجه قطعى اعمال آنها است به آنها نشان مى دهد، مى فرماید:

«و ما آنها را در روز قیامت بر صورت هایشان محشور مى کنیم» (وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ).

به جاى این که: مستقیم و ایستاده راه بروند فرشتگان عذاب آنان را به صورتشان بر زمین مى کشند.

بعضى نیز این احتمال داده اند که: این گنهکاران چون در آنجا قادر به راه رفتن نیستند، همچون خزندگان بر صورت و سینه مى خزند، و با حالى دردناک و ذلت بار پیش مى روند.

آرى، آنها از نعمت هاى بزرگى همچون پاها براى راه رفتن محرومند; چرا که در این جهان از این وسائل در راه سعادت استفاده نکردند، بلکه آنها را در مسیر گناه به کار گرفتند.

و نیز «آنها در حالتى که نابینا و لال و کر هستند به آن دادگاه بزرگ وارد مى شوند» (عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمّاً).

در اینجا این سؤال پیش مى آید که: از آیات دیگر قرآن، استفاده مى شود: مجرمان و دوزخیان، هم مى بینند، هم مى شنوند و هم سخن مى گویند(6) پس چگونه آیه فوق مى گوید: آنها کور و کر و لالند؟!

مفسران در پاسخ این سؤال، تفسیرهاى متعددى ذکر کردند که بهتر از همه دو تفسیر زیر است:

1 ـ مواقف و مراحل قیامت، مختلف است در بعضى از مراحل و مواقف آنها کور و کر و نابینا هستند، و این خود یک نوع مجازات براى آنها است، (چرا که این نعمت هاى بزرگ الهى را در دنیا مورد بهره بردارى صحیح قرار ندادند) ولى در مراحل دیگرى چشمشان بینا و گوششان شنوا و زبانشان باز مى شود، تا صحنه هاى عذاب را ببینند و سرزنش هاى سرزنش کنندگان را بشنوند و به ناله، فریاد و اظهار ضعف بپردازند که این خود نوع دیگرى از مجازات براى آنها است.

2 ـ مجرمان از دیدن آنچه مایه سرور است و از شنیدن آنچه مایه نشاط، و از گفتن آنچه موجب نجات مى باشد، محرومند و به عکس آنچه که مایه زجر و ناراحتى است مى بینند و مى شنوند و مى گویند.

و در پایان آیه، مى فرماید: «جایگاه همیشگى آنها دوزخ است» (مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ).

اما گمان نکنید، آتشش همچون آتش هاى دنیا سرانجام به خاموشى مى گراید، نه، «هر زمان التهاب آن فرو مى نشیند، شعله تازه اى بر آنها مى افزائیم» (کُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِیراً).

* * *


1 ـ از نظر ترکیبى «باء» در «کَفى بِاللّهِ» زائده است، و «اللّهِ» فاعل «کَفى» و «شَهِیداً» تمیز و یا به گفته بعضى حال است.

2 ـ عنکبوت، آیه 69.

3 ـ ابراهیم، آیه 27.

4 ـ بقره، آیه 26.

5 ـ غافر، آیه 34.

6 ـ در آیه 53 سوره «کهف» مى خوانیم: وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النّارَ: «گنهکاران آتش دوزخ را مى بینند».

و در آیه 13 سوره «فرقان» مى خوانیم: دَعَوْا هُنالِکَ ثُبُوراً: «دوزخیان صداى خود را به واویلاه و واهلاکاه بلند مى کنند».

و در آیه 12 سوره «فرقان» مى خوانیم: سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفِیراً: «مجرمان صداى وحشتناک آتش خشمگین را مى شنوند».

....................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری