احسن الحدیث

قیامت بر دنیا و برزخ محیط است

بطلان اسباب و زایل گشتن حجابها و آشکار شدن باطنی که محیط به ظاهر مقوم آن است، همگی می رسانند که «قیامت» محیط بر این نشأه می باشد و نیزمحیط بر آنچه که در آن است و یا به دنبال آن خواهد آمد.

خبرگزاری شبستان -  سرویس قرآن و معارف: "بطلان اسباب و زایل گشتن حجابها و آشکار شدن باطنی که محیط به ظاهر مقوم آن است، همگی می رسانند که «قیامت» محیط بر این نشأه می باشد و نیزمحیط بر آنچه که در آن است و یا به دنبال آن خواهد آمد. باطن، ظاهر را داراست و ظاهر نزد او حاضر است لکن عکس آن صحیح نیست."

کتاب "حیات پس از مرگ" تالیف فیلسوف و مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبایی است. اصل کتاب عربی است و از سوی سید مهدی نبوی و صادق آملی لاریجانی به زبان فارسی ترجمه شده است. با توجه به اهمیت این موضوع و علاقمندی مخاطبان ما به دانستن اطلاعات دست اول در این زمینه،  مباحث این کتاب در قالب سلسله مطالبی به نظر شما می رسد.

برطرف شدن حجابها و آشکار گشتن پنهانها در روز قیامت
هنگامی که سببها یعنی همان مراتب مترتّبه ای که دارای وجود معیّن و مُقَدری هستند و نیز تأثیرات میان آنها باطل گشتند، در این صورت حکم باطن، ظاهر می گردد. و این واضح است که «ظاهر» به واسطه «باطن» ظاهر می گردد، بنابراین، در این هنگام غیب و شهادت متحد می گردند؛ زیرا هر شیئی فی نفسه شهادت است و «غیب» معنایی نسبی است که با فقدان شیئی نسبت به شی ء دیگر و ناپدید گشتن یکی از دیگری ، متحقّق می گردد. حال می خواهد این عدم درک از جانب حسّ باشد یا سبب دیگر، فرقی نمی کند.
با از بین رفتن اسباب، هرگونه حجابی که اشیاء را از یکدیگر پنهان می سازد، از میان خواهد رفت. و این همان سخن خداوند است که:
"یَوْمَ هُمْ بارِزوُنَ لا یَخْفی عَلَی اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْ ءٌ."
و:«وبَرَزُوا للَّهِ ِ جَمیعاً ...».
و:«... فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطائَکَ فبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ».
و نیز از همین باب است:«یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ».
و:«اَفَلا یَعْلَمُ اِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ وَحُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ اِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ».
و:«یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلاَبَنُونٌ اِلاَّ مَنْ اَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ».شاید بتوان آیات و روایاتی را که در باره "بروز ارض" آمده است بر همین آیات بالا حمل نمود.

"در کافی" از حضرت صادق علیه السلام در مورد آیه:«یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ ...» نقل شده است که:" مراد، قلب سلیمی است که خدایش را در حالی ملاقات کند که هیچ کس جز او در آن نیست . و سپس فرمود: و هر قلبی که در آن شرک و یا شکی باشد، ساقط و بی ثمر است. و مراد آنان (پیغمبران و اولیا) از زهد در دنیا،همانا این بوده است که قلبهاشان از غیر آخرت فارغ شود و تنها بدان توجه داشته باشد."
البته این گفته خداوند:«کَلاَّ اِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمئذٍ لََّمحْجُوبُونَ». منافاتی با آنچه که بیان کرده ایم، ندارد؛ زیرا همان طور که خواهد آمد، این آیه، تکریمی را که تنها از آنِ مؤمنین است، از غیر آنان نفی می نماید. در حقیقت این آیه تصدیقی است برای این قانون خداوندی که می گوید:«جزا در گرو اعمال است و نفس هرچه از خوبیها کسب نماید به نفع او خواهد بود و هرچه از بدیها، به ضرر خویش» و چون این گروه در دنیا در مقابل خداوند بر خویشتن حجابی افکندند ناچار در روز قیامت نیز باید مصداقش آشکار گردد. و این همانند آن سخن خداست که:«یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ ساقٍ وَیُدْعَوْنَ اِلَی السُّجُودِ فَلا یَسْتَطیعُونَ خاشِعَةً اَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ کانُوا یُدْعَوْنَ اِلَی السُّجُودِ وَهُمْ سالِمُونَ».


"قیامت" محیط است بر دنیا و برزخ
بطلان اسباب و زایل گشتن حجابها و آشکار شدن باطنی که محیط به ظاهر مقوم آن است، همگی می رسانند که «قیامت» محیط بر این نشأه می باشد و نیزمحیط بر آنچه که در آن است و یا به دنبال آن خواهد آمد.
باطن، ظاهر را داراست و ظاهر نزد او حاضر است لکن عکس آن صحیح نیست و این همان گفته خداست که:
«
وَیَقُولُونَ مَتی هُوَ قُلْ عَسی اَنْ یَکُونَ قَریباً».
و:«فَلَمَّا رَاَوْهُ زُلْفَةً سیئَتْ وُجُوهُ الَّذینَ کَفَرُوا».
و:«اُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَریبٍ».
و:«وَما اَمْرُالسَّاعَةِ اِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ».
و:«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ».
و از همین باب است:«وَلَوْلا کَلِمَةٌ سَبقَتْ مِنْ رَبِّکَ اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی لَّقُضِیَ بَیْنَهُمْ». «سبق» نسبت به شی ء معین، موجب حائل گشتن یا «حیلولت» می شود. مثلاً اگر بگویید «سبقت الی مکان کذا» معنایش این است که شی ء دیگری وجود دارد که شما بین آن شی ء و مکان مورد نظر حائل گشته اید قبل از آن که شی ء بتواند به آنجا برسد. بنابراین سبقت کلمه خداوندی نسبت به «اجل مسمی» که همان «وَلَکُمْ فِی اْلاَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ اِلی حینٍ». است، می رساند که «قیامت» بدانان (مردم) محیط و نزدیک است و اگر سدی که خداوند در مقابلشان قرار داده، نباشد، قضاوت قاطعانه قیامت همه آنان را دربر خواهد گرفت.
آیات زیر نیز از همین بابند:«کَاَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَها لَمْ یَلْبَثُوا اِلاَّ عَشِیَّةً اَوْضُحیها».
و:«کَاَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَسُوا اِلاَّ ساعَةً مِّنْ نَهارٍ».
و:«قالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی اْلاَرْضِ عَدَدَ سِنینَ قالُوا لَبِثْنا یَوْماً اَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ العادّینَ قالَ اِنْ لَّبِثْتُمْ اِلاَّ قَلیلاً لَّوْ اَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
و:«وَقالَ الَّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ وَالاْیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فی کِتابِ اللَّهِ اِلی یَوْمِ الْبَعْثِ».
ظهور خداوند سبحان در آن روز
آنچه از آشکار گشتن «باطن» و بطلان «ظاهر» بیان داشتیم، موجب می گردد که در آن روز خداوند سبحان ظاهر شود، حجاب مهیّات مرتفع می گردد و ستر هویّات درهم دَرَد. همه در مسیرشان به غایت غایات رسند و در کوشش و رجوعشان به منتهای نهایات. این همان سخن الهی است که:
"یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ اَیَّانَ مُرْسیها فیمَ اَنْتَ مِنْ ذِکْریها اِلی رَبِّکَ مُنْتَهیها".
و:«اَنَّ اِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی ».
و:«یا اَیُّهَا اْلأنْسانُ اِنَّکَ کادِحٌ اِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ».
و:«اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» و:«اِلَیْهِ تُقْلَبُونَ» و:«اِلَیْهِ الْمَصیرُ» و:«اَلا اِلَی اللَّهِ تَصیرُاْلاُمُورُ».
و:«یَقُولُونَ مَتی هذَاالْوَعْدُ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ قُلْ اِنَّماالْعِلْمُ عِنْدَاللَّهِ».
و:«یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ اَیَّانَ مُرْسیها قُلْ اِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبّی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ لا تَأْتیکُمْ اِلاَّ بَغْتَةً یَّسْئَلُونَکَ کَاَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ اِنَّما عِلْمُها عِنْدَاللَّهِ وَلکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ».
سؤال کنندگان چون پنداشته اند که قیامت امری زمانی است که در رشته ای متصل به زمان آنان قرار دارد، پرسیده اند که وقت آن کی است؟ خداوند آنان را از این مطلب به مطلب دیگری که در خور فهم آنان باشد منصرف ساخته است و چون آنان در این مطلب اصرار ورزیدند پاسخشان داده است که علم بدان، از نزد او آشکار و بروز نخواهد کرد و اصلاً علم به قیامت بذاته برای غیر خدا، آشکار نشدنی است، نه به جهت معلومات ناقص ما، بل بنا به مصلحتی، پنهان شده است. به همین دلیل هم خداوند به دنبال کلام ایشان، عبارت: "وَلکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ" را آورده است.


برطرف شدن ظلمت در روز قیامت
هنگامی که در روز قیامت، حجاب «مراتب» و «هویّات» برداشته شد و هیچ شیئی شی ء دیگر را پنهان نساخت، در آن زمان فضا، فضای نور خواهد بود چه هویّات همگی تغییر یافته و نورانی شده اند. این همان گفته خداست که:
«
وَفُتِحَتِ السَّماءُ فَکانَتْ اَبْواباً».
و:«یَوْمَ تُبَدَّلُ اْلاَرْضُ غَیْرَاْلاَرْضِ وَالسَّمواتُ وَبَرَزُوا للَّهِ ِ الْواحِدِالْقَهَّارِ».
"وَاْلاَرضُ جَمیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَالسَّمواتُ مَطْویَّاتٌ بِیَمینِهِ."
تا آنجا که:«وَاَشْرَقَتِ اْلاَرضُ بِنُورِ رَبِّها».
و:«وَاِنَّ الدَّار الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ».
و:«وَاِذَااْلاَرْضُ مُدَّتْ وَاَلْقَتْ ما فیها وَتَخَلَّتْ» و:«وَاَخْرَجَتِ اْلاَرضُ اَثْقالَها».
در تفسیر قمی در حدیثی از امام سجاد علیه السلام راجع به «تُبَدَّلُ اْلاَرْضُ غَیْرَاْلاَرْضِ» آمده است:"مراد از «غَیْرَاْلاَرْضِ» زمینی است که بر آن گناهی صورت نگیرد، زمینی که آشکار و ظاهر است و بر آن هیچ کوهی و هیچ نباتی یافت نمی شود، همانطور که در اوّل، خداوند آن را هموار ساخته بود. و عرشش را بر آب استوار خواهد کرد همان طور که اوّل بار «عرش» تنها با تکیه بر عظمت و قدرت خداوندی چنین بود."
آنچه که از آیات در مورد نورانی گشتن موجودات، استفاده نمودیم، منافاتی ندارد با آیاتی که نور را از کافر نفی می کند، همچون:
"وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فمالَهُ مِنْ نُورٍ".
و:«نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ اَعْمی ».
و:«یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ امَنُوا انْظُرُ ونانَقْتَبِسْ مِنْ نُّورِکُمْ».
چه خداوند در مورد مؤمنین فرموده است:«یَسْعی نُورُهُمْ بَیْن اَیْدیهِمْ وَبِاَیْمانِهِمْ».
و:«لَهُمْ اَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ».
و:«... کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها».
و:«... اَوْلِیاءُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ اِلَی الظُّلُماتِ».
اینها همه ظهور ظلماتی است که خود در دنیا برای خویش خریده اند و ناگزیر در آخرت باید برایشان آشکار گردد. بنابراین، در آنجا دو چیز وجوددارد: ظلمت و نوری که خداوند نصیب مؤمنین ساخته و مشرکین از آن بی بهره اند.
نظیر همین مطلب در مورد برداشته شدن حجاب میان انسان و پروردگارش،گذشت.
عبارات دیگری از قرآن در همین باب وجود دارد:«فَاَلْقَوُا السَّلَمَ ما کُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلی اِنَ اللَّهَ عَلیمٌ بِما کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
"فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُمْ".
در اینجا روایاتی هست که می گوید مشرکین در روز قیامت دروغ می گویند. این امر، همانطور که در جایی دیگر نیز گفته ایم، ظهور معصیتی است که در دنیا بدان اقدام نموده اند و نتیجتاً با این مطلب که روز قیامت قابلیت کذب ندارد، ناسازگار نیست؛ زیرا هرکاری که انسان انجام می دهد و یا هر فضیلت و رذیلتی که کسب می کند، ناچار باید روز قیامت آشکار گردد، چه خداوند فرموده است:«وَلا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدیثاً«

.........................

منبع

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری