پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

اصفهانی، محمد حسین

اصفهانی، محمد حسین

نام های دیگر: محمد حسین اصفهانی کمپانی،محمد حسین کمپانی اصفهانی،محمد حسین غروی اصفهانی

 موطن: کاظمین

نام پدر : حاج محمد حسن

 تاریخ وفات: ۱۳۱۲ شمسی

از نخجوان تا نجف
دیار نخجوان و آذربایجان از دیرباز سرزمینی مسلمان نشین و عالم خیز بوده است و ما تاریخ قفقاز و نخجوان را بیشتر با شخصیتهای سرشناس و درخشان آن می شناسسیم . خاندان محقق غروی از آن خانواده های متدینی بودند که نسل در نسل در آن ناحیه سکونت داشتند و همیشه میان مردم جایگاه ممتازی را دارا بودند. از اجداد و نیاکان محقق ، تنها نام نیکی در تاریخ مانده است که به ترتیب و اجمال نام برده می شوند:
پدرش ((حاج محمد حسن )) که تاجری درست کار و دیندار بود فرزند ((علی اکبر)) و نواده ((حاج محمد حاتم نخجوانی )) است .(۱۶۸)
پس از آنکه در سال ۱۲۴۳ ق . قرارداد ترکمانچای با دستهای خیانت پیشه قاجاریان امضا شد و در نتیجه شوم آن ، بخشی از سرزمین پاک ایران (قفقاز و نخجوان و قسمتی از آذربایجان ) از پیکر پاک ایران عزیز جدا گشت ، مسلمانان آن سوی رود ارس دچار بلاهای بزرگ و درد و رنجهای سنگینی گشتند و در زیر فوج فاجعه ها و در حصار حادثه ها خرد شدند. گروهی مردند، گروهی ساختند و سوختند و گروهی دیگر هجرت را برگزیده ، از خانه و کاشانه چشم پوشیده ، تنها جان به سلامت بردند. حاج محمد اسماعیل نخجوانی (پدر بزرگ محقق غروی ) از این گروه اخیر بود که به همراه خانواده اش به شهر قهرمان خیز تبریز کوچید.
اما در تبریز هم اوضاع را مساعد ندید و پس از چند صباحی به شهر اصفهان روی آورد. سالیانی را در آن شهر سپری ساخت تا آنجا که خود و فرزندانش ‍ به (( اصفهانی )) شهرت یافتند. ولی دیری نپایید که خاندان نخجوانی از اصفهان هم کوچ کردند تا بالاخره به شهر زیارتی و مذهبی کاظمین پناه بردند و همانجا را برای خود وطن اختیار کردند و در آنجا حاج محمد حسن اصفهانی (پدر غروی اصفهانی ) برای خود اسم و رسمی یافت .
حاج محمد حسن دیگر آن مرد غریب نبود که روزی پس از روزگاری آوارگی روی به شهر کاظمین آورد. اکنون همه او را مردی محترم ، پر خیر و با کفایت می شناختند. بگذریم از اینکه او در میان مردم و تاجران سرشناس ‍ عراق به نیک مردی و کارسازی پرآوازه بود و در حوزه بزرگ آن روز نجف هم تاجری صاحب نام و آبرومند بود و همگان وی را با شهرت ((معین التجار)) گرامی می شمردند.(۱۶۹)
مولود کاظمین
اقبال خوش معین التجار، بیش از همه آنگاه به اوج رسید که از لطف خدا، او صاحب پسری سالم و کامل گشت .
روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ ق . آسمان کاظمین هم مانند دیگر شهرهای مسلمان نشین ، بوی کربلا و عطر عشق و عاشورا می داد. همزمانی این تولد مبارک با ماه حماسه های همیشه جاوید حسینی ، سبب شد که کودک کاظمین و مولود محرم ((محمد حسین )) نامیده شود.
حدیث اشتیاق
حاج محمد حسن معین التجار تنها همان یک پسر را داشت و دلخوش بود که وی می تواند پس از مرگش راه او را در جهان تجارت دنبال کند. اما پسرش محمد حسین در سر سودایی دیگر و فکری فراتر از فکر پدر داشت . جوان پر جنب و جوش کاظمین تنها آرزویش این بود که پدرش اجازه دهد تا راه کمال طلبی و دانشجویی پیش گیرد.
محمد حسین هر گاه فرصت را مناسب می دید، آرزوی خود را با پدر در میان می نهاد و با اصرار از او می خواست که رضایت دهد تا وارد حوزه معارف اسلامی شود. اما پدر که پسری جز او نداش ، راضی به این کار نمی شد.
اما هر چه زمان پیشتر می رفت اشتیاق محمد حسین به تحصیل علوم اسلامی بیشتر می شد و پدر خود را بیشتر از پیش پیرتر احساس می کرد و با جدیت از پسر می خواست که فن تجارت را یاد گیرد و فکر طلبه شدن را از سر بیرون کند. چیزی که این مشکل را از سر راه جوان کمال جوی کاظمین برداشت تنها یک توسل به حضرت باب الحوائج امام موسی کاظم علیه السلام بود. او خود می گوید:
((آن روز هم مثل هر روز با پدرم در نماز جماعتی که عصرها در صحن مطهر کاظمین برپا می شد شرکت جسته بودم . نماز تمام شده بود اما صفوف نمازگزاران هنوز به هم نخورده بود. من در حالی که زانوی غم در بغل گرفته بودم ، با فاصله اندکی پدرم را می پاییدم که دیدم با یکی از تجار بغداد گرم صحبت است . همچنانکه نشسته بودم داشتم در آتش اشتیاق می سوختم . چشمم در گنبد زیبای امام کاظم علیه السلام بود که … عنان از کف هر صاحب دلی می ربود. در این حال از دلم گذشت که ای باب الحوائج ، ای موسی بن جعفر، تو عبد صالح و از بندگان برگزیده خدایی و در پیش ‍ حضرت حق آبروداری ، تو را چه می شد اگر از خدا می خواستی دل پدرم را به من نزدیکتر می کرد تا با تصمیم من – که چیزی جز تحصیل علم و کمال در مکتب شما نیست – راضی می شد… در همین اندیشه ها بودم که دیدم پدرم صدایم می کند:
محمد حسین ! محمد حسین ، پسرم ! اگر هنوز هم آرزومندی که به حوزه بروی تا دروس اسلامی بخوانی برو! از طرف من خاطرت جمع باشد، ناراحت نمی شوم … اگر دلت می خواهد به نجف اشرف بروی برو!(۱۷۰)
از آن روز زندگانی محقق غروی آغازی دیگر داشت که خشنودی پدر را نیز همراه داشت با خیالی آسوده راه نجف اشرف در پیش گرفت تا روح تشنه اش را از چشمه های جوشان علم و حکمت و عرفان علوی سیراب سازد.
استادان و سرچشمه های نور
کودک کاظمین هنوز در فصل بهاران زندگی بود. تازه در باغ خرم حیات ، نونهالی سرسبز بود که توانست هنر ظریف خط و خوشنویسی را – آن هم در انواع گوناگون آن – یاد گیرد. از آنجا که آن روزها هم چون روزگاران گذشته ، صنعت خط از هنرهای بدیع و چشمگیر بود، مهارت محمد حسین ، آن هم در دوران کودکی وی را در میان آشنایان زبانزد ساخت . پدر هم که به استعداد درخشان فرزندش پی برده بود، با تمام توان وسایل تحصیل و ترقی او را در حوزه علمیه نجف فراهم ساخت تا این استعداد زلال و جوشان هر چه بهتر و بیشتر شکوفا گردد.
محمد حسین در دهه دوم زندگی (در سال ۱۳۱۴ یا۱۳۱۵ ق ) بود که پا به حوزه بزرگ نجف نهاد و چیزی نگذشت که مراحل کمال را در دروس ‍ مقدماتی یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و بزودی در حلقه درس ‍ بزرگترین اساتید حوزه آن روز شرکت جست . استادان او در مرحله سطح و خارج ، به ترتیبی که در تاریخ و کتابهای تراجم نوشته اند، عبارت بودند از:
۱٫ شیخ حسن تویسرکانی (متوفای ۱۳۲۰ ق .)
محمد حسین غروی ، پیش از همه ، پله های نخست ترقی و تعالی را به پیروی از او پیمود، درس تلاش و تقوا را از او یاد گرفت و بیست و چهار بهار از عمرش می گذشت که استادش تویسرکانی رحلت کرد.
۲٫ آیة الله سید محمد طباطبایی فشارکی (۱۲۵۳ – ۱۳۱۶ ق .)
محقق غروی نتوانست بیش از دو سال از محضر پرفیض این استاد خلیق و بزرگوار بهره مند گردد. آیة الله فشارکی تا سال ۱۳۱۲ ق . در سامرا سکونت داشت .
۳٫ حاج آقا رضا همدانی (۱۲۵۰ – ۱۳۲۲ ق .)
حضور در درس و بحث آیة الله همدانی که بیشتر با اثر بزرگش کتاب ((مصباح الفقیه )) شناخته می شود، چندان طولی نکشید و محقق غروی بیست و ششمین سال از زندگانی را سپری می ساخت که این استاد بزرگوارش هم به دیار باقی شتافت .
۴٫ آیة الله آخوند خراسانی (۱۲۵۵ – ۱۳۲۹ ق .)
آقا محمد حسین جوانی بیست ساله بود که به حوزه درس آخوند خراسانی راه یافت و تا آخر عمر آخوند، که سیزده سال پس از آن به درازا کشید به طور مرتب در حلقه درس اصول آخوند شرکت جست و در همین سالها بود که بیشترین بخش از شرحش بر کفایة الاصول را نگاشت . او از شاگردان طراز اول آخوند بود و تا ایشان زنده بود به احترام او از تدریس مستقل و متشکل اجتناب می کرد و روزی که آخوند در گذشت آقا محمد حسین مردی بزرگ سرشناس شده بود و در حالی که تنها سی و سه سال از عمرش می گذشت پس از وفات آخوند در جای وی نشست و از مدرسان بنام و پرآوازه نجف گشت .
محقق غروی در نزد این چهار استاد بزرگوارش بیشتر علم فقه و اصول خواند. اما استادان وی در حکمت و فلسفه عبارتنداز:
۵٫ حکیم محمد باقر اصطهباناتی شیرازی (متوفای ۱۳۲۶ ق .)
حکیم اصطهباناتی تنها تا سال ۱۳۱۹ ق . در نجف بود و آقا محمد حسین در حدود چهار یا پنج سال از محضر این استاد فرزانه ، استفاده کرده است .(۱۷۱)
۶٫ شیخ احمد شیرازی (متوفای ۱۳۲۲ ق .)
با عنایت به تاریخ وفات وی می توان گفت که محقق غروی بیشترین بهره را از این استاد حکیم می توانست ببرد ولی عجیب این است که حتی بیشتر کسانی که زندگانی علامه غروی را نوشته اند از این استاد نام نبرده اند!(۱۷۲)
روایت یاران
داستان دوستان حکایتی بس دلکش و آموزنده است و کارساز بودنش در شناخت شخصیتها چنان پر اهمیت است که سعدی می گوید:

تو اول بگو با کیان زیستی

من آنگه بگویم که تو کیستی

اما از یاران علامه غروی چیزی ننگاشته اند تنها از چند شخصیت یادی شده است که نام می بریم :
۱٫ بزرگ عارف معاصر آیة الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی .
۲٫ میرزا علی اصغر ملکی تبریزی .
۳٫ میرزا حبیب ملکی تبریزی .
میرزا علی اصغر و میرزا حبیب دو برادر و پسر عموهای میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بودند.
آیة الله غروی با هر سه بزرگوار رفت و آمد داشت اما بیش از همه با میرزا علی اصغر ماءنوس بود(۱۷۳)… رفاقت و مصاحبت با عارف واصل میرزا جواد آقا ملکی هم از دیر باز برقرار بود. علامه غروی و میرزا جواد آقا هر دو از شاگردان حاج آقا رضا همدانی بودند و تا سال ۱۳۲۰ ق که میرزا جواد آقا از نجف به ایران بازگشت با هم ماءنوس بودند. پس از آن نیز توسط نامه از حال همدیگر با خبر می شدند.(۱۷۴)
۴٫ فقیه اصولی میرزا محمد حسین نایینی (۱۲۷۷ – ۱۳۵۵ ق .)
میرزای نایینی و غروی اصفهانی ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند و در مواقع دشوار یاور و یاور یکدیگر بودند.
۵٫ آیة الله سید احمد کربلایی تهرانی (م ۱۳۲۲ ق .)
مشایخ
بزرگان بسیاری برای علامه غروی اجازه نامه روایتی نوشته اند که برای نمونه دانشمندان و اندیشوران زیر را می توان نام برد:
۱٫ بزرگ محدث معاصر حاج میرزا حسین نوری طبرسی ، گردآورنده مجموعه روایتی شیعه ، مستدرک الوسائل(۱۷۵)
۲٫ آیة الله سید حسن صدرالدین موسوی معروف به صدر کاظمی نویسنده کتاب تاءسیس الشیعه و…(۱۷۶)
۳٫ میرزا محمد باقر اصطهباناتی شیرازی
۴٫ شیخ احمد شیرازی مشهور به ((شانه ساز))
۵٫ شیخ الشریعه اصفهانی .(۱۷۷)

شاگردان
مکتب علامه غروی را چه در علم اصول و فقه و چه در حکمت و فلسفه باید از مکتبهای بسیار پربرکت شیعه به حساب آورد. بر طبق تحقیقی حدود یکصد و پنجاه بزرگوار افتخار شاگردی در مکتب علامه غروی را داشته اند. عجیب اینکه در میان شاگردان ، از مرجع تقلید و فقیه و فیلسوف گرفته تا مفسر و محدث و متفکمر و نویسنده و عارف و واعظ و… را می توان دید که همگی به نوعی به شاگردی غروی اصفهانی مباهات می کرده اند. اکنون ما تنها از بعضی از آنان نام می بریم ،(۱۸۱)حضرات آیات :
سید محمد حجت کوه کمری (۱۳۱۰ – ۱۳۷۲ ق )،
سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۹۲ – ۱۳۸۰ ق )،
سید محمد هادی میلانی (۱۳۱۳ – ۱۳۹۵ ق )،
سید ابوالقاسم خویی (۱۳۱۷ – ۱۴۱۳ ق )،
سید عبدالاعلی سبزواری ۱۳۲۸ – ۱۴۱۴ ق )،
سید محمد کاظم موسوی حسینی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۵ ق )،
شیخ سلمان خاقانی (۱۳۳۱ – ۱۴۰۸ ق )،
شیخ محمد تقی بهجت فومنی رشتی (متولد ۱۳۳۲ ق )،
سید محمد باقر طباطبایی سلطانی بروجردی (متولد ۱۳۳۲ ق )،
شیخ ابوالفضل خوانساری (متولد ۱۳۳۴ ق )،
سید علی بهشتی بابلی (متولد ۱۳۲۴ ق )،
میرزا غلامحسین جعفری همدانی (۱۳۲۴ – ۱۴۱۶ ق )،
شیخ علی خوزانی اصفهانی معروف به ((آیة الله مشکات ))،
حاج شیخ علی محمد بروجردی (۱۳۱۵ – ۱۳۹۵ ق )،
شیخ عبداللطیف سمامی حائری (۱۳۳۰ – ۱۴۰۰ ق )،
شیخ ابوالحسن شیرازی ،
آقا میرزا کاظم دینوری تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۴۱۶ ق )،
سید مهدی اشکوری نجفی (متولد ۱۳۳۶ ق )،
شیخ احمد اهری (۱۳۰۵ – ۱۳۸۸ ق )،
علامه سید محمد حسین طباطبایی (۱۳۲۱ – ۱۴۰۲ ق )(۱۸۲)
سید محمد حسن الهی طباطبایی(۱۸۳)
علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۰ ق )،
محمد علی اردوبادی (۱۳۱۲ – ۱۳۸۰ ق )،
شیخ محمد رضا مظفر (۱۳۲۲ – ۱۳۸۴ ق )،
شیخ محمد حسین مظفر (۱۳۱۲ – ۱۳۸۱ ق )،
میرزا شیخ نجم الدین جعفر عسکری (۱۳۱۳ – ۱۳۸۱ ق )،
سید عبدالحسین طیب (۱۳۱۲ – ۱۴۱۲ ق )،
سید محمد حسینی همدانی (۱۳۲۲ – ۱۴۱۷ ق )،
شیخ محمد حسین اعلمی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۳ ق )،
سید میرزا محمود موسوی زنجانی (۱۳۰۹ – ۱۳۷۴ ق )،
سید امیر محمد کاظمی قزوینی (۱۳۳۵ – ۱۴۱۴ ق )،
شیخ محمد جواد یثری (۱۳۳۰ – ۱۴۱۵ ق )،
سید محمد تقی آل بحرالعلوم (۱۳۱۸ – ۱۳۹۳ ق )،
شیخ عبدالرحیم سامت قزوینی (متولد ۱۲۸۱ ش )،
شیخ محمود شریعت مهدوی (متولد ۱۳۳۵ ق )،
شیخ محمد رضا غراوی (۱۳۰۳ – ۱۳۸۵ ق )،
سید نورالدین میلانی حائری (متولد ۱۳۳۶ ق )،
سید صدرالدین شوشتری جزایری (۱۳۱۳ – ۱۳۸۵ ق )،
سید محمد شبر (متولد ۱۳۳۰ ق )،
محمد طاهر آل شیخ راضی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۰ ق )،
شیخ کاتب طریحی (۱۳۰۳ – ۱۳۹۰ ق )،
محمد طه کرمی هویزی (۱۳۱۷ – ۱۳۸۸ ق )،
شیخ محمد امین زین العابدین بصری (متولد ۱۳۳۳ ق )،
شیخ عبدالمهدی مطر (۱۳۱۸ – پس از ۱۳۹۰ ق )،
حاج شیخ حسین انواری همدانی ، توسلی شیرازی ،
سید سجاد علوی گرگانی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۷ ق )،
حاج سید علی مولانا تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۲ ق )،
حاج شیخ نصرالله شبستری (متولد ۱۳۳۰ – ق ) و…
شاگردان برگزیده عرفان
حکیم غروی اصفهانی ، مدت زمان طولانی حوزه درس عرفانی خصوصی داشتند که در خانه خود برگزار می کرد. بزرگمردانی که در این حلقه حال و اشراق ، گرد هم می آمدند، عبارت بودند از:
۱٫ علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی
۲٫ آیة الله سید محمد هادی میلانی
۳٫ آیة الله سید ابوالقاسم خویی
۴٫ آیة الله میرزا یوسف ایروانی
۵٫ آیة الله امام زنجانی
۶٫ آیة الله اعتماد رشتی(۱۸۴)
از دیدگاه دیده وران
در تجلیل و تمجید از مقام علمی و معنوی آیة الله غروی اصفهانی داستانهای گویا و سخنان رسایی از بزرگان و صاحبنظران نقل شده است که همه حاکی از اخلاص و نبوغ فکری اوست . اینک برای نمونه به چند سخن توجه می کنیم : ۱٫ آیة الله سید محمد هادی میلانی :
((شیعه در دویست سال اخیر، فردی به جامعیت مرحوم (غروی ) اصفهانی به خود ندیده است .))(۱۸۵)
پس از وفات میرزای نایینی اعلامیه ای به امضای مرحوم ملکی (میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ) و حضرات آیات آقای میلانی و آقای خویی به این مضمون انتشار یافت که :
((بعد از مرحوم شیخ انصاری در این اواخر نظیر آیة الله غروی اصفهانی در روحانیت تشیع پیدا نشده و در حوزه نجف اشرف نظیر ایشان نیست …))(۱۸۶)
۲٫ علامه سید محمد حسین طباطبایی :
((استاد بزرگ ، حکیم خداشناس و فقیه پارسا و دایرمدار آسمان پژوهش و تحقیق ، و سالک و مرزبان سرزمین دانش و تدقیق ، شیخ محمد حسین اصفهانی غروی است که خدا مقام بلندش را بلندتر سازد.))(۱۸۷)
۳٫ علامه ادیب محمد علی اردوبادی :
((… استاد بزرگ ما، یکه سوار هر میدان بود از هر نظر بی نظیر می نمود. و نسبت به هر فضیلت به او مانند نسبت دندانه های شانه به شانه است … .
او در هر یک از دانشهای حکمت ، کلام ، فقه ، اصول ، تفسیر، حدیث ، شعر و ادب ، تاریخ ، معارف ، اخلاق و عرفان به طور مساوی وارد بود و در هر کدام از ملکات برتری بخش و روحیات کریمانه و کارهای نیکو و گسترده و فضیلتهای توصیف شده ، از جدیت شدید در عبادت و خطر کردن در زهد، و شب زنده داری گرفته تا سجده های طول و دراز و ریاضت و تهذیب و محاسبه نفس ، همه و همه برای او یکی و مساوی بود… و به هیچ وجه برای خدا، مشکل نیست که جهان را در یک فرد جمع کند و حکمت نوری است که خدا در دل هر کس که سزاوار باشد می اندازد…))(۱۸۸)
۴٫ استاد و محقق بزرگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی .
((من در تاریخ تشیع ، فیلسوفی متعبدتر از آیة الله شیخ محمد حسین اصفهانی نمی شناسم . او عاشق دعا و عبادت و شیفته نماز و زیارت بود. به اهل بیت اطهار علیهم السلام ارادت ویژه ای داشت …))(۱۸۹)
۵٫ متفکر شهید استاد مرتضی مطهری :
((حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی ، در تقوا و علم منقولا و معقولا یگانه بود… و اندیشه اش هم اکنون جزو اندیشه های زنده ای است که در میان علما و فضلای حوزه های درس فقه و اصول مطرح است …))(۱۹۰)
فصل فراق و هجران
پنجم ماه ذیحجه سال ۱۳۶۱ ق . روز دوشنبه بود که از فراز بارگاه قدس مولا علی علیه السلامخبر وفات بزرگ استاد نجف به گوش همگان رسید. این خبر چنان نابهنگام بود که فضلا و دانشوران حوزوی را دچار تحیر غمبار کرد. بزرگ ادیب شیعی ، علامه اردوبادی ، سوگ سروده ای را که در گرامیداشت استادش گفته بود ورد زبان همگان ساخت مردم بویژه شاگردان و یاران و نزدیکان استاد که سخت از این فاجعه اندوهبار، آزرده و آشفته بودند بیتی از آن سوگواره دلسوز را به هم می خواندند و ناله می کردند. ادیب اردوبادی در آن بیت گفته بود:
حق ان تبکی من بعدالحسین آری تشییع پیکر نابغه نجف و خادم صادق امام حسین علیه السلام با نام و یاد حسین علیه السلام برگزار شد و در آستان قدس علوی ، زیر ایوان طلای مولا جنب مناره شمالی مقبره کوچکی در کنار مقبره علامه حلی به خاک سپرده شد.(۱۹۱)

عاکفان حرمت قبله اهل کرمند

واقف از نکته سربسته لوح و قلمند

خاکساران تو ماه فلک ملک حدوث

جان نثاران تو شاه ملکوت قدمند

((مفتقر)) دست تو و دامن آنان که همه

خضر جانند و مسیحا نفس و روح دمند

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری