• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

نتیجه‌بخش بودن سامانه جامع مدیریت مؤسسات قرآنی در

سامانه جامع مدیریت مؤسسات قرآنی به منظور تسهیل در رصد و
بیشتر...

نیایشی در طلب رحمت برای پیمبران و پیروانشان

 
اللهم و اتباع الرسل و مصدقوهم من اهل الارض بالغیب عند
بیشتر...

بنده واقعی در مقابل تدبیر الهی تسلیم، صابر و راضی

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه بندگی الهی رموزی دارد و
بیشتر...

دعوت به ختم سوره فجر در شب عاشورا

رحیم قربانی، رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ، در

بیشتر...

اقوام نزدیکت را به اسلام دعوت کن

شرح آیات 213 لغایت 220 سوره مبارکه شعرا

213فَلا تَدْعُ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
40664
84273
107196738
امروز سه شنبه, 31 فروردين 1400
اوقات شرعی

آنجا که آتش گلستان مى شود

شرح آیات 68 لغایت 70 سوره مبارکه انبیاء

68قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فاعِلِینَ

69قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ

70وَ أَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الاْ َخْسَرِینَ

ترجمه:

68 ـ گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یارى کنید، اگر کارى از شما ساخته است»!

69 ـ (سرانجام او را به آتش افکندند; ولى ما) گفتیم: «اى آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش»!

70 ـ آنها مى خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند; ولى ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم!

تفسیر:

آنجا که آتش گلستان مى شود

گر چه با استدلالات عملى و منطقى ابراهیم، همه بت پرستان محکوم شدند و خودشان هم در دل به این محکومیت اعتراف کردند.

ولى لجاجت و تعصب شدید آنها مانع از پذیرش حق شد، به همین دلیل جاى تعجب نیست که تصمیم بسیار شدید و خطرناکى درباره ابراهیم(علیه السلام)بگیرند: و آن کشتن ابراهیم(علیه السلام) به بدترین صورت، یعنى سوزاندن و خاکستر کردن او بود!.

معمولاً رابطه معکوسى میان «زور» و «منطق» وجود دارد، هر قدر زور انسان بیشتر مى شود، منطق او ضعیف تر مى گردد. جز در مردان حق که هر چه قوى تر مى شوند متواضع تر و منطقى تر مى گردند.

زورگویان هنگامى که از طریق منطق به جائى نرسیدند، فوراً تکیه بر زور و قدرتشان مى کنند، و در مورد ابراهیم(علیه السلام) درست از همین برنامه استفاده شد، چنان که قرآن مى گوید: «جمعیت فریاد زدند: او را بسوزانید و خدایان خود را یارى کنید اگر کارى از دست شما ساخته است» (قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فاعِلِینَ).

سلطه گران زورگو، براى تحریک توده هاى ناآگاه، معمولاً از نقطه هاى ضعف روانى استفاده مى کنند; چرا که آنها روانشناسند و بر کار خود مسلط!

همان گونه که در این ماجرا کردند، و شعارهائى دادند که به اصطلاح به رگ غیرت آنها بخورد، گفتند:

اینها خدایان شما هستند، مقدساتتان به خطر افتاده، سنت نیاکانتان زیر پا گذاشته شده، غیرت و حمیّت شما کجا است؟

چرا این قدر ضعیف و زبون هستید؟

چرا خدایانتان را یارى نمى دهید؟

اگر کارى از شما ساخته است و توانى در تن و قدرتى در جان دارید، ابراهیم را بسوزانید و خدایانتان را یارى کنید!

ببینید همه مردم از مقدساتشان دفاع مى کنند، شما که همه چیزتان به خطر افتاده است، پس چرا اقدامى نمى کنید؟

خلاصه، امثال این لاطائلات بسیار گفتند و مردم را بر ضد ابراهیم(علیه السلام) شوراندند آن چنان که به جاى چند بار هیزم که براى سوزاندن چندین نفر کافى است، هزاران بار بر روى هم ریختند و کوهى از هیزم، و به دنبال آن دریائى از آتش به وجود آوردند، تا با این عمل، هم انتقام خود را بهتر گرفته باشند، و هم ابهت و عظمت پندارى بت ها که سخت با برنامه ابراهیم آسیب دیده بود، تا حدّى تأمین شود، تاریخ نویسان در اینجا مطالب بسیارى نوشته اند که بعید به نظر نمى رسد:

از جمله مى گویند: چهل روز مردم براى جمع آورى هیزم کوشیدند و از هر سو هیزم هاى خشک فراوانى جمع آورى کردند، کار به جائى رسید که حتى زنانى که کارشان در خانه پشم ریسى بود، از درآمد آن پشته هیزمى تهیه کرده بر آن مى افزودند، و بیماران نزدیک به مرگ از مال خود مبلغى براى خریدارى هیزم وصیت مى نمودند و حاجت مندان براى برآمدن حاجاتشان نذر مى کردند که اگر به مقصود خود برسند، فلان مقدار هیزم بر آن بیفزایند.

به همین جهت، هنگامى که آتش از جوانب مختلف در هیزم ها افکندند به اندازه اى شعله اش عظیم بود که پرندگان قادر نبودند از آن منطقه بگذرند.

بدیهى است، به چنین آتش گسترده اى نمى توان نزدیک شد، چه رسد به این که بخواهند ابراهیم(علیه السلام) را در آن بیفکنند، ناچار از «منجنیق» استفاده کردند، ابراهیم(علیه السلام) را بر بالاى آن نهاده و با یک حرکت سریع به درون آن دریاى آتش پرتاب نمودند.(1)

در روایاتى که از طرق شیعه و اهل تسنن، نقل شده مى خوانیم: هنگامى که ابراهیم(علیه السلام) را بالاى «منجنیق» گذاشته مى خواستند در آتش بیفکنند، آسمان، زمین و فرشتگان فریاد برکشیدند، و از پیشگاه خداوند تقاضا کردند: این قهرمان توحید و رهبر آزاد مردان را حفظ کند.

و نیز نقل کرده اند: «جبرئیل» به ملاقات ابراهیم(علیه السلام) آمده به او گفت: أَ لَکَ حاجَةٌ؟: «آیا نیازى دارى تا به تو کمک کنم»؟

ابراهیم(علیه السلام) در یک عبارت کوتاه گفت: أَمّا إِلَیْکَ فَلا: «اما به تو، نه»! (به آن کسى نیاز دارم که از همگان بى نیاز و بر همه مشفق است).

در این هنگام، «جبرئیل» به او پیشنهاد کرده گفت: فَاسْئَلْ رَبَّکَ: «پس نیازت را از خدا بخواه».

و او در پاسخ گفت: حَسْبِى مِنْ سُؤالِى، عِلْمُهُ بِحالِى: «همین اندازه که او از حال من آگاه است کافى است»!.(2)

در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: در این هنگام ابراهیم(علیه السلام) با خدا چنین راز و نیاز کرد: «یا أَحَدُ یا أَحَدُ یا صَمَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللّهِ».(3)

این دعا به عبارت هاى دیگرى در کتب دیگر نیز آمده است.

* * *

به هر حال، ابراهیم(علیه السلام) در میان هلهله و شادى، و غریو فریاد مردم به درون شعله هاى آتش فرستاده شد، آن چنان مردم فریاد شادى کشیدند که گوئى شکننده بت ها براى همیشه نابود و خاکستر شد.

اما خدائى که همه چیز سر بر فرمان او است، و حتى سوزندگى را او به آتش داده، و رمز محبت را او به مادران آموخته، اراده کرد، این بنده مؤمن خالص در این دریاى آتش سالم بماند، تا سند دیگرى بر اسناد افتخارش بیفزاید، قرآن این معنى را چنین بازگو مى کند: «به آتش گفتیم: اى آتش بر ابراهیم سرد و سالم باش» (قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ).

بدون شک، فرمان خدا در اینجا فرمان تکوینى بود، همان فرمان که در جهان هستى به خورشید، ماه، زمین، آسمان، آب، آتش، گیاهان و پرندگان مى دهد.

معروف چنین است: آتش آن چنان سرد و ملایم شد که دندان هاى ابراهیم(علیه السلام) از شدت سرما به هم مى خورد، و باز به گفته بعضى از مفسران، اگر تعبیر به «سَلاماً» نبود، آتش آن چنان سرد مى شد که جان ابراهیم(علیه السلام) از سرما به خطر مى افتاد!.

و نیز در روایت معروفى مى خوانیم: آتش نمرودى تبدیل به گلستان زیبائى شد.(4)

حتى بعضى گفته اند: آن روز که ابراهیم(علیه السلام) در آتش بود: «آرام ترین، بهترین و راحت ترین روزهاى عمرش محسوب مى شد».(5)

به هر حال، در این که آتش چگونه ابراهیم را نسوزاند، در میان مفسران گفتگو بسیار است، ولى اجمال سخن این است: با توجه به بینش توحیدى، هیچ سببى بى فرمان خدا کارى از او ساخته نیست، یک روز به کارد در دست ابراهیم(علیه السلام) مى گوید: نبر! و روز دیگر به آتش مى گوید: مسوزان! و یک روز هم به آبى که مایه حیات است فرمان مى دهد: غرق کن فرعون و فرعونیان را.

* * *

و در آخرین آیه مورد بحث، به عنوان نتیجه گیرى کوتاه و فشرده، مى فرماید: «آنها تصمیم گرفتند: ابراهیم را با نقشه حساب شده و خطرناکى نابود کنند، ولى ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم» (وَ أَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ
الاْ َخْسَرِینَ
).

ناگفته پیدا است با سالم ماندن ابراهیم(علیه السلام) در میان آتش، صحنه به کلّى دگرگون شد، غریو شادى فرو نشست، دهان ها از تعجب باز ماند، جمعى آشکار در گوشى با هم درباره این پدیده عجیب سخن مى گفتند، عظمت ابراهیم(علیه السلام) و خداى او ورد زبان ها شد، و موجودیت دستگاه نمرود، به خطر افتاد، ولى باز هم تعصب و لجاجت، مانع از پذیرش حق به طور کامل گردید، هر چند دل هاى بیدار بهره خود را از این ماجرا بردند و بر ایمانشان نسبت به خداى ابراهیم(علیه السلام)افزوده شد گر چه این گروه در اقلیت بودند.

* * *

نکته ها:

1 ـ سبب سازى و سبب سوزى

گاه مى شود انسان در عالم اسباب چنان غرق مى شود که خیال مى کند، این آثار و خواص از آن خود این موجودات است، و از آن مبدأ بزرگى که این آثار مختلف را به این موجودات بخشیده غافل مى شود، در اینجا خداوند براى بیدار ساختن بندگان دست به «سبب سازى» و «سبب سوزى» مى زند.

موجوداتى که ظاهراً کارى از آنها ساخته نیست، سرچشمه آثار عظیمى مى شوند، به «عنکبوت» فرمان مى دهد چند تار سست و ضعیف بر در «غار ثور» بتند و با همین چند تار، کسانى را که در تعقیب پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) همه جا مى گشتند و اگر او را مى یافتند نابود مى کردند، مأیوس مى سازد و با همین وسیله

کوچک مسیر تاریخ جهان را دگرگون مى کند!

و به عکس گاه اسبابى را که در عالم ماده ضرب المثل هستند (آتش در سوزندگى و کارد در برندگى) از کار مى اندازد، تا معلوم شود اینها هم از خود چیزى ندارند که اگر «رب جلیل نهیشان کند از کار مى افتند حتى اگر ابراهیم(علیه السلام) خلیل» فرمان دهد.

توجه به این واقعیت ها که نمونه هاى فراوان آن را کم و بیش در زندگى دیده ایم، روح توحید و توکل را در بنده مؤمن آن چنان زنده و بیدار مى کند که به غیر او نمى اندیشد، و از غیر او یارى نمى طلبد، خاموش کردن «آتش مشکلات» را تنها از او مى خواهد، و نابودى کید دشمنان را از درگاه او مى طلبد، جز او نمى بیند و از غیر او چیزى تمنا نمى کند.

* * *

2 ـ نوجوان قهرمان

در بعضى از کتب تفسیر آمده، ابراهیم(علیه السلام) به هنگامى که در آتش افکنده شد شانزده سال بیشتر نداشت.(6)

و بعضى دیگر سن او را در آن هنگام 26 سال ذکر کرده اند.(7)

به هر حال، او در سنین جوانى بوده است و با آن که ظاهراً یار و یاورى نداشت با طاغوت بزرگ زمان خود که حامى طاغوت هاى دیگر بود، پنجه در افکند، و یک تنه به مبارزه جهل، خرافات و شرک رفت و تمام مقدسات پندارى محیط را به بازى گرفت، و از خشم و انتقام مردم، کمترین وحشتى به خود راه نداد; چرا که قلبش از عشق خدا پر بود و توکل و تکیه اش بر ذات پاک او بود.

آرى، چنین است ایمان، که در هر جا پیدا شود، شهامت مى آفریند و در هر کس وجود داشته باشد، شکست ناپذیر است!.

در دنیاى طوفانى امروز، مهمترین سرمایه اى که مسلمانان براى مبارزه با قدرت هاى اهریمنى بزرگ باید پیدا کنند، همین سرمایه بزرگ است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدِیْدِ إِنَّ زُبُرَ الْحَدِیْدِ إِذا دَخَلَ النّارَ تَغَیَّرَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ ثُمَّ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ یَتَغَیَّرْ قَلْبُهُ:

«مؤمن از قطعات آهن و فولاد محکم تر است; چرا که آهن و فولاد هنگامى که داخل آتش شوند تغییر مى یابند، ولى مؤمن اگر کشته، سپس مبعوث گردد و باز هم کشته شود، قلبش تغییر نمى کند».(8)

* * *

3 ـ ابراهیم و نمرود

در تواریخ آمده: هنگامى که ابراهیم(علیه السلام) را در آتش افکندند، «نمرود» یقین داشت ابراهیم(علیه السلام) تبدیل به مشتى خاکستر شده است، اما هنگامى که خوب نظر کرد، او را زنده دید، به اطرافیانش گفت: من ابراهیم(علیه السلام) را زنده مى بینم، شاید اشتباه مى کنم! بر فراز بلندى رفت و خوب مشاهده کرد، دید مطلب همین است.

«نمرود» فریاد زد اى ابراهیم! به راستى که خداى تو بزرگ است و آن قدر قدرت دارد که میان تو و آتش حائلى ایجاد کرده!... اکنون که چنین است من مى خواهیم به خاطر این قدرت و عظمت، براى او قربانى کنم (و چهار هزار قربانى براى این کار آماده کرده ام).

ولى ابراهیم(علیه السلام) به او گوشزد نمود که هیچ گونه قربانى (و کار خیر) از تو پذیرفته نخواهد شد مگر این که قبلاً ایمان آورى.

اما نمرود در پاسخ گفت: در این صورت سلطنت و حکومتم بر باد خواهد رفت و تحمل آن براى من ممکن نیست!

این حوادث باعث شد گروهى از بیداردلان آگاه، به خداى ابراهیم(علیه السلام) ایمان آورند و یا بر ایمانشان بیفزاید (و شاید همین ماجرا سبب شد: «نمرود» عکس العمل شدیدى در برابر ابراهیم(علیه السلام) نشان ندهد، و تنها به تبعید کردنش از سرزمین بابل قناعت کند).(9)

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، و تفسیر «المیزان»، و تفسیر «فخر رازى»، و تفسیر «قرطبى»، ذیل آیات مورد بحث، و «کامل ابن اثیر»، جلد 1، صفحه 98.

2 ـ «روضه کافى» طبق نقل «المیزان»، جلد 14، صفحه 336.

3 ـ تفسیر «فخر رازى»، و تفسیر «المیزان»، ذیل آیه مورد بحث.

4 ـ تفسیر «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.

5 ـ تفسیر «فخر رازى»، ذیل آیه مورد بحث.

6 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث.

7 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 6، صفحه 4344.

8 ـ «سفینة البحار»، جلد 1، صفحه 37 (ماده أمن).

9 ـ «کامل ابن اثیر»، جلد اول، صفحه 99.
.........................
تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟