احسن الحدیث

آفرینش این جهان

شرح آیات 1 تا 3 سوره مبارکه احقاف

1حم

2تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

3ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاّ بِالْحَقِّ وَ أَجَل مُسَمّىً وَالَّذِینَ کَفَرُوا عَمّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ

 

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ حم.

2 ـ این کتاب از سوى خداوند عزیز و حکیم نازل شده است!

3 ـ ما آسمان ها و زمین و آنچه را در میان این دو است جز به حق و براى سرآمد معیّنى نیافریدیم; اما کافران از آنچه انذار مى شوند روى گردانند.

 

تفسیر:

آفرینش این جهان بر اساس حق است

این سوره، آخرین سوره از سوره هاى هفتگانه «حم» است که مجموعاً «حوامیم» نام دارد.

در تفسیر «حروف مقطعه» عموماً، و «حم» خصوصاً، مطالب زیادى در آغاز سوره هاى «بقره» و «آل عمران» و «اعراف» و سوره هاى گذشته «حم» داشتیم که نیازى به تکرار ندارد.

همین قدر مى گوئیم: این آیاتِ تکان دهنده و حرکت آفرین و پرمحتواى قرآن، از حروف ساده الفبا، از حا و میم، و مانند آن، ترکیب یافته، و در عظمت خداوند همین بس، که چنان ترکیب عظیمى را از چنین مفردات ساده اى به وجود آورده، که اگر تا دامنه قیامت در اسرار آن اندیشه کنند، باز هم مطالب ناگفته بسیار دارد.

* * *

و شاید به همین جهت، بلافاصله مى افزاید: «این کتاب از سوى خداوند عزیز و حکیم (قادر و توانا) نازل شده است» (تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ).

این همان تعبیرى است که در آغاز سه سوره از سوره هاى «حم» آمده است (زمر، جاثیه و احقاف).

مسلم است قدرتى شکست ناپذیر، و حکمتى بى کران لازم است تا چنین کتابى را نازل کند.

* * *

سپس از کتاب «تدوین» به کتاب «تکوین» پرداخته، و از عظمت و حقانیت آسمان ها و زمین سخن مى گوید، مى فرماید: «ما آسمان ها و زمین و آنچه را میان این دو است، جز به حق نیافریدیم» (ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاّ بِالْحَقِّ).

نه در کتاب آسمانیش کلمه اى بر خلاف حق است، و نه در مجموعه عالم خلقتش چیزى ناموزون و مخالف حق یافت مى شود، همه موزون، همه سنجیده، و همه همراه و توأم با حق است.

اما این آفرینش، همان گونه که سرآغازى داشته، سرانجامى نیز دارد، و لذا در دنباله آیه مى افزاید: «ما براى آن سرآمد معیّنى قرار دادیم» (وَ أَجَل مُسَمّىً).

که با فرارسیدن آن، دنیا فانى مى شود، و چون این جهان توأم با حق و داراى هدف است، طبعاً باید به دنبال آن جهانى دیگر که نتائج اعمال در آن بررسى مى شود وجود داشته باشد، بنابراین حقانیت این جهان خود دلیل بر وجود معاد است، و گرنه پوچ و بیهوده بود و توأم با ظلم و ستم فراوان.

اما با این که قرآن حق است، و آفرینش جهان نیز حق، «کافران لجوج از آنچه انذار شده اند، روى گردان هستند» (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ).

از یک سو، آیات قرآن پى در پى آنها را انذار و بیم مى دهد که دادگاه بزرگى در پیش دارید، و از سوى دیگر، جهان آفرینش با نظامات خاص خود نیز هشدار مى دهد که حسابى در کار است، اما این غافلان بى خبر نه به این توجهى مى کنند، و نه به آن.

تعبیر به «مُعْرِضُون» از ماده «اعراض»، اشاره به این است که اگر با آیات تکوین و تدوین روبرو و مواجه شوند، حقایق را درک مى کنند، اما آنها صورت خود را برمى گردانند، و از حق گریزانند، مبادا در روند تقالید و تخیلات و هوى و هوس آنها دگرگونى ایجاد کند.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری