• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

عيد از منظر قرآن


انسان به طور طبيعى به سوى كمال گرايش دارد و از نقص مى

بیشتر...

سخنرانی استاد دکتر محمد علی انصاری در ماه مبارک

تعامل با قرآنیان افزایش می‌یابد

عبدالهادی فقهی‌زاده، معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد

بیشتر...

فرشتگانى که آماده انجام مأموریتند

شرح آیات 1 تا 5 سوره مبارکه صافات

1وَ الصَّافّاتِ صَفّاً

بیشتر...

«درس‌هایی از قرآن» سرآمد همه فعالیت‌های قرآنی است

مدیرکل قرآن و عترت وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
39583
84273
107171875
امروز سه شنبه, 31 فروردين 1400
اوقات شرعی

باز هم بهانه جویى

آیه 7 سوره مبارکه رعد

7 وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْم هَاد

 

7. کسانى که کافر شدند مى گویند: «چرا آیه (و معجزه اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بیم دهنده اى; و براى هر گروهى هدایت کننده اى است; (و اینها همه بهانه است).

تفسیر:

باز هم بهانه جویى

پس از آنکه در آیات گذشته اشاراتى به موضوع توحید و اشاره اى به موضوع معاد شد، در آیه مورد بحث به یکى از ایرادهاى مشرکان لجوج در زمینه نبوّت پرداخته مى گوید: «کسانى که کافر شدند مى گویند: چرا آیه و (معجزه اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟ (وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ).

روشن است که یکى از وظایف پیامبر(صلى الله علیه وآله) ارائه معجزه به عنوان سند حقّانیّت و پیوند آن با وحى الهى بود و مردم حقیقت جو به هنگام تردید در دعوت نبوّت این حق را دارند که مطالبه اعجاز کنند، مگر اینکه دلایل نبوّت از طریق دیگر آشکار باشد.

ولى باید به یک نکته دقیقاً توجّه داشت که مخالفان انبیا همواره داراى حُسننیّت نبودند، یعنى معجزات را براى یافتن حق نمى خواستند، بلکه به عنوان لجاجت و عدم تسلیم در برابر حق، هر زمان پیشنهاد معجزه و خارق عادت عجیب و غریب مى کردند; این گونه معجزات که «معجزات اقتراحى» نامیده مى شود هرگز براى کشف حقیقت نبوده و به همین دلیل پیامبران هرگز در برابر آن تسلیم نمى شدند.

در حقیقت این دسته از کافران لجوج تصوّر مى کردند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) ادّعا مى کند من قادر بر انجام هر چیز و خارق العاده گر هستم و در اینجا نشسته ام که هر کس پیشنهاد هر امر خارق العاده اى کند براى او انجام دهم.

ولى پیامبران با ذکر این حقیقت که معجزات به دست خداست و به فرمان او انجام مى گیرد و ما وظیفه تعلیم و تربیت مردم را داریم، دست رد بر سینه چنین افراد مى زدند; لذا در آیه مورد بحث مى خوانیم که به دنبال این سخن مى فرماید: اى پیامبر، «تو فقط بیم دهنده اى، و براى هر گروهى هدایت کننده اى است» (إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْم هَاد).

دو پرسش:

1. جمله «إنّما أنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوم هاد»، چگونه مى تواند پاسخ کافران نسبت به تقاضاى معجزه بوده باشد؟

پاسخ این پرسش با توجّه به آنچه در بالا گفتیم روشن است، زیرا پیامبر یک خارق العاده گر نیست که به درخواست هر کس و براى هر مقصد و هر منظور دست به اعجاز بزند. وظیفه او در درجه نخست انذار، یعنى بیم دادن به آنان که در بیراهه مى روند و دعوت به صراط مستقیم است. البتّه هرگاه براى تکمیل این انذار و آوردن گمراهان به صراط مستقیم نیاز به اعجازى باشد، مسلّماً پیامبر کوتاهى نخواهد کرد، ولى در برابر لجوجانى که در این مسیر نیستند هرگز چنین وظیفه اى ندارد.در واقع قرآن مى گوید: این کافران وظیفه اصلى پیامبر را فراموش کرده اند که مسأله انذار و دعوت به سوى خداست و چنین پنداشته اند که وظیفه اصلى او اعجازگرى است.

2. منظور از جمله «لِکُلِّ قَوم هاد» چیست؟ جمعى از مفسّران گفته اند این هر دو صفت، «منذر» و «هادى»، به پیامبر برمى گردد و در واقع جمله چنین بوده است: أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْم: «تو بیم دهنده و هدایت کننده براى هر جمعیّتى هستى».

ولى این تفسیر خلاف ظاهر آیه است، چون «واو»، جمله لِکُلِّ قَوْم هَاد را از جمله إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ جدا کرده است. آرى، اگر کلمه «هاد» قبل از لِکُلِّ قَوْم بود، این معنى کاملاً قابل قبول بود ولى چنین نیست.

دوم اینکه هدف این بوده است که دو قسم دعوت کننده به سوى حق را بیان کند: اوّل دعوت کننده اى که کارش انذار است، و دیگر دعوت کننده اى که کارش هدایت است.

حتماً خواهید پرسید که میان «انذار» و «هدایت» چه تفاوتى است؟

در پاسخ مى گوییم: انذار براى آن است که گمراهان به راه آیند و در متن صراط مستقیم جاى گیرند ولى هدایت براى این است که مردم را پس از آمدن به راه، به پیش ببرد.

 

در حقیقت «منذر» همچون علّت مُحدثه و ایجادکننده است، و «هادى» به منزله علّت مُبقیه و نگهدارنده و پیش برنده. و این همان چیزى است که ما از آن تعبیر به «رسول» و «امام» مى کنیم; رسول تأسیس شریعت مى کند و امام حافظ و نگهبان شریعت است (شک نیست که هدایت کننده بر شخص پیامبر در موارد دیگر اطلاق شده امّا به قرینه ذکر «منذر» در آیه فوق مى فهمیم که منظور از هدایت کننده کسى است که راه پیامبر را ادامه مى دهد و حافظ شریعت اوست).

روایات متعدّدى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در کتاب هاى شیعه و اهل تسنن نقل شده که فرمود: «من منذرم و على هادى است»، این تفسیر را کاملاً تأیید مى کند. به عنوان نمونه به چند روایت از آنها اشاره مى کنیم:

1. فخر رازى در ذیل همین آیه در تفسیر این جمله از ابن عبّاس چنین نقل مى کند:

وَضَعَ رَسولُ اللهِ یَدَهُ عَلى صَدرِهِ فَقالَ أنَا المُنذِرُ، ثُمّ أومَأ إلى منکبِ عَلىّ وَ قالَ أنتَ الهادى بِکَ یَهتَدى المُهتَدونَ مِن بَعدی:«پیامبر دستش را بر سینه خود گذاشت و فرمود: منم منذر. سپس به شانه على اشاره کرد و فرمود: تویى هادى و به وسیله تو بعد از من هدایت یافتگان هدایت مى شوند».(1)

این روایت را دانشمندان معروف اهل تسنن، علاّمه ابن کثیر در تفسیر خود و همچنین، علاّمه ابن صبّاغ مالکى در فصول المهمّة و گنجى شافعى در کفایة الطالب و طبرى در تفسیر خود و ابو حیّان اندلسى در تفسیر بحرالمحیط و نیز علاّمه نیشابورى در تفسیر خود و گروه دیگرى نقل کرده اند.

2. حموینى که از علماى معروف اهل تسنن است در کتاب فرائد السّمطین ازابوهریره اسلمى چنین نقل مى کند: إنّ المُرادَ بِالهادی عَلىٌّ(علیه السلام).

3. میرغیاث الدّین نویسنده کتاب حبیب السیر در جلد دوم کتاب خود صفحه 12 چنین مى نویسد: قَد ثَبَتَ بِطُرُق مُتَعَدّدَة إِنَّهُ لَمّا نَزَلَ قَولُهُ تَعالى إنَّما أنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوم هاد قالَ لِعَلِىّ أنَا المُنذِرُ وَ أنتَ الهادی، بِکَ یا عَلىٌّ یَهتَدى المُهتَدونَ مِن بَعدی:«به طرق متعدّدى نقل شده هنگامى که آیه إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْم هَاد نازل شد، پیامبر (صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: من منذرم و تو هادى. اى على، بعد از من بهوسیله تو هدایت یافتگان هدایت مى شوند».

آلوسى در روح المعانى و شبلنجى در نورالابصار و شیخ سلیمان قندوزى در ینابیع المودّة نیز این حدیث را به همان عبارت یا نزدیک به آن نقل کرده اند.

گرچه راوى این حدیث در غالب طرق آن ابن عبّاس است، منحصر به او نیست بلکه از ابوهریره (طبق نقل حموینى) و از خود على(علیه السلام) (طبق نقل ثعلبى) نیز روایت شده است آنجا که فرمود: المُنذِرُ النَّبىُ وَالهادی رَجُلٌ مِن بَنى هاشِم یَعنى نَفسَهُ: «منذر پیامبر است و هدایت کننده مردى از بنى هاشم است که منظور حضرت خود او بود».(2)

گرچه در این احادیث تصریح به مسأله ولایت و خلافت بلافصل نشده است ولى با توجّه به اینکه هدایت به معنى وسیع کلمه منحصر به على(علیه السلام) نبود، بلکه همه علماى راستین و یاران خاصّ پیامبر(صلى الله علیه وآله) این برنامه را انجام مى دادند، معلوم مى شود معرّفى على(علیه السلام) به عنوان «هادى» به خاطر امتیاز و خصوصیّتى است که او داشته، او برترین مصداق «هادى» بوده و چنین مطلبى جدا از ولایت و خلافت پیامبر(صلى الله علیه وآله) نخواهد بود.

 


1 . تفسیر کبیر، ج 19، ص 14.
2 . ر.ک: احقاق الحق، ج 3، ص 88.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟