پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

یک صحنه از رستاخیز بت پرستان

شرح آیات 28 لغایت 30 سوره مبارکه یونس

28وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذینَ أَشْرَکُوا مَکانَکُمْ أَنْتُمْ وَشُرَکائُکُمْ فَزَیَّلْنا بَیْنَهُمْ وَ قالَ شُرَکاؤُهُمْ ما کُنْتُمْ إِیّانا تَعْبُدُونَ

29فَکَفى بِاللّهِ شَهیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ إِنْ کُنّا عَنْ عِبادَتِکُمْ لَغافِلینَ

30هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْس ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ

 

ترجمه:

28 ـ (به خاطر بیاورید) روزى را که همه آنها را جمع مى کنیم، سپس به مشرکان مى گوئیم: «شما و معبودهایتان در جاى خودتان باشید (تا به حسابتان رسیدگى شود)»! سپس آنها را از هم جدا مى سازیم. و معبودهایشان (به آنها) مى گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمى کردید»!

29 ـ (آنها در پاسخ مى گویند) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بودیم!

30 ـ در آن جا، هر کس عملى را که قبلاً انجام داده است، مى آزماید. و همگى به سوى «اللّه» ـ مولا و سرپرست حقیقى خود ـ بازگردانده مى شوند; و چیزهائى را که به دروغ همتاى خدا قرار داده بودند، گم و نابود مى شوند!

 

تفسیر:

یک صحنه از رستاخیز بت پرستان

این آیات نیز، بحث هاى گذشته را در زمینه «مبدأ» و «معاد» و وضع مشرکان دنبال مى کند، و بیچارگى آنها را به هنگامى که در محضر عدل الهى و در پیشگاه حسابرسى او حاضر مى شوند، مجسّم مى سازد.

نخست مى فرماید: «به خاطر بیاورید روزى را که همه بندگان را جمع و محشور مى کنیم» (وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمیعاً).

«سپس به مشرکان مى گوئیم: شما و معبودهایتان در جاى خود باشید تا به حسابتان رسیدگى شود» (ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذینَ أَشْرَکُوا مَکانَکُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَکائُکُمْ).(1)

جالب این است که: در آیه فوق از «بت ها» تعبیر به «شُرَکائُکُم» شده، یعنى: «شریک هاى شما»، در حالى که مشرکان بت ها را شریک خدا قرار داده بودند، نه شریک خودشان.

این تعبیر، در حقیقت اشاره لطیفى به این نکته است که: بت ها در واقع شریک خدا نبودند، و این اوهام و خیالات بت پرستان بود که این موقعیت را به آنان بخشید، یعنى: آنها شریکان انتخابى شما هستند، و این درست به آن مى ماند که کسى، معلم یا رئیس ناصالحى براى مدرسه اى انتخاب کند، و کارهاى نادرستى از او سرزند، ما به او مى گوئیم: بیا ببین این معلم تو و این رئیس تو چه کارى که نکرده است؟! (در حالى که نه معلم، و نه رئیسِ او است، بلکه، معلم و رئیسِ مدرسه است، ولى او انتخابشان کرده).

سپس مى افزاید: «ما این دو گروه (معبودان و عابدان) را از یکدیگر جدا مى کنیم» (فَزَیَّلْنا بَیْنَهُمْ).

و از هر کدام جداگانه سؤال مى نمائیم (همان گونه که در تمام دادگاه ها، این معمول است که از هر کس جداگانه بازپرسى به عمل مى آید):(2)

از بت پرستان سؤال مى کنیم: به چه دلیل این بت ها را شریک خدا قرار دادید و عبادت کردید؟

و از معبودان نیز مى پرسیم: به چه سبب شما معبود واقع شدید، و یا تن به این کار دادید؟

در این هنگام شریکانى را که آنها ساخته بودند، به سخن مى آیند «و مى گویند: شما هرگز ما را پرستش نمى کردید» (وَ قالَ شُرَکاؤُهُمْ ما کُنْتُمْ إِیّانا تَعْبُدُونَ).

شما در حقیقت، هوى و هوس ها و اوهام و خیالات خویش را مى پرستیدید، نه ما را، و از این گذشته، این عبادت شما نسبت به ما نه به امر و فرمان ما بوده و نه به رضایت ما، و عبادتى که چنین باشد در حقیقت عبادت نیست.

* * *

پس از آن، براى تأکید بیشتر مى گویند: «همین بس که خدا گواه میان ما و شما است، که ما به هیچ وجه از عبادت شما آگاه نبودیم» (فَکَفى بِاللّهِ شَهیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ إِنْ کُنّا عَنْ عِبادَتِکُمْ لَغافِلینَ).(3)

در این که منظور از بت ها و شرکاء در آیه فوق چه معبودهائى است، و این که چگونه آنها چنین سخن مى گویند، در میان مفسران گفتگو است:

بعضى احتمال داده اند: منظور، معبودهاى انسانى و شیطانى، و یا از فرشتگان است، که داراى عقل و شعور و ادراکند.

ولى با این حال خبر ندارند که گروهى آنها را پرستش مى کنند; به خاطر این که یا در غیاب آنها چنین عبادتى صورت گرفته، و یا پس از مرگ آنها (مانند انسان هائى که پس از مرگشان مورد پرستش قرار گرفته اند).

بنابراین، سخن گفتن آنها کاملاً طبیعى خواهد بود، و این آیه، نظیر آیه 40 سوره «سبأ» مى باشد که مى گوید: وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیْعاً ثُمَّ یَقُولُ لِلْمَلائِکَةِ
أَ هـؤُلاءِ إِیّاکُمْ کانُوا یَعْبُدُونَ:

«آن روز که خداوند همه را جمع و محشور مى کند، سپس به فرشتگان مى گوید: آیا این گروه شما را عبادت مى کردند»؟!

احتمال دیگرى که بسیارى از مفسران ذکر کرده اند این است که: در آن روز، خداوند حیات و شعور در بت ها مى آفریند، آن چنان که بتوانند حقایق را بازگو کنند، و جمله بالا از زبان بت ها که: آنها خدا را به شهادت مى طلبند که از عبادت عابدان خود غافل بودند، بیشتر تناسب با همین معنى دارد; چرا که بت هاى سنگى و چوبى، اصلاً چیزى نمى فهمند.

در تفسیر آیه، این احتمال را نیز مى توان گفت که: تمام معبودها را شامل مى شود، منتها معبودهائى که عقل و شعور دارند به زبان خود حقیقت را بازگو مى کنند، ولى معبودهائى که داراى عقل و شعور نیستند به زبان حال، و از طریق منعکس ساختن آثار عمل سخن مى گویند، درست مثل این که مى گوئیم: رنگ رخسار تو از سرّ درونت خبر مى دهد.

قرآن نیز در آیه 21 سوره «فصّلت» مى گوید: «پوست هاى انسان در عالم رستاخیز به سخن در مى آیند».

و همچنین در سوره «زلزله» مى گوید: «زمین هائى که انسان روى آنها زندگى داشته، حقایق را بازگو مى کنند».(4)

این مسأله، در عصر و زمان ما مسأله پیچیده اى نیست، جائى که یک نوار بى زبان، تمام حرکات و گفته هاى ما را روى خود ضبط، و به هنگام لزوم بازگو مى کند و نشان مى دهد، تعجبى ندارد که بت ها نیز، واقعیات اعمال عبادت کنندگان خود را منعکس نمایند!

* * *

به هر حال، در آن روز و در آن مکان و در آن حال ـ همان گونه که قرآن در آخرین آیه مورد بحث مى گوید ـ : «هر کس اعمال خویش را که قبلاً انجام داده است مى آزماید، و نتیجه، بلکه خود آن را مى بیند» (هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْس ما أَسْلَفَتْ).

چه عبادت کنندگان، و چه معبودهاى گمراهى که مردم را به عبادت خویش دعوت کردند، چه مشرکان، و چه مؤمنان از هر گروه و از هر قبیل.

«و در آن روز، همگى به سوى اللّه که مولا و سرپرست حقیقى آنان است باز مى گردند» (وَ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ).

و دادگاه محشر نشان مى دهد که: تنها حکومت به فرمان او است.

«و سرانجام تمام بت ها و معبودهاى ساختگى، که به دروغ آنها را شریک خدا قرار داده بودند، گم، محو و نابود مى شوند» (وَضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ).

چرا که آنجا، عرصه ظهور و بروز تمام اسرار مکتوم بندگان است، و هیچ حقیقتى نمى ماند مگر این که خود را آشکار مى سازد.

اصولاً در آنجا موقف ها و مقاماتى است که، نه نیاز به سؤال دارد، و نه جدال و گفتگو، بلکه تنها وضع حال، حکایت از همه چیز مى کند و نیازى به مقال نیست!

* * *


1 ـ «مَکانَکُمْ» مفعول مقدرّى است، و در اصل چنین بوده: «إِلْزَمُوا مَکانَکُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَکائُکُمْ حَتّى تَسْئَلؤا»، و این جمله در حقیقت شبیه آیه 24 سوره «صافات» است که مى فرماید: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ».

2 ـ «زَیَّلْنا» از ماده «تزییل»، به معنى جدا ساختن است، و به طورى که بعضى از ارباب لغت گفته اند: ماده ثلاثى آن «زال یزیل» است، که به معنى جدا شدن مى باشد، نه از ماده «زال یزول» به معنى زوال پذیرفتن.

3 ـ «إِنْ» در جمله بالا، به اصطلاح، مخفّفه از ثقیله است، و براى تأکید مى باشد، و معنى جمله این است: إِنّا کُنّا عَنْ عِبادَتِکُمْ لَغافِلینَ: «ما به طور مسلّم از عبادت شما غافل بودیم».

4 ـ زلزله، آیه 4.

.......................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری