روحالله نجفی، استاد دانشگاه خوارزمی تهران در گفتوگو با کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ در پاسخ به اینکه مقصود از قرائت قرآن چیست، گفت: قرائت قرآن وقتی که گفته میشود مقصود؛ مواضعی از قرآن است که در خواندن آن میان قاریان اختلاف پیش آمده است. عالمان علوم قرآن به هر اختلافی در خواندن قرآن عنوان قرائت اطلاق کردهاند. اما نگاه دقیقتر، ما را به آن سمت هدایت میکند که نوعی تفکیک و گونهشناسی انجام دهیم.
وی افزود: میتوان قرائات قرآن را بر این اساس به دو قسم تقسیم کرد، نخست قرائاتی که در داخل مصحف اصلی جای دارند و دوم قرائاتی که در بیرون از مصحف اصلی قرار میگیرند. مقصود از مصحف رسمی، متن واحدی است که در زمان خلیفه سوم، عثمان بن عفان تدوین شده است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: مصحف رسمی توسط کمیتهای فراهم شد که در رأس آن کمیته، زید بن ثابت از صحابی پیامبر(ص) قرار داشته است. مصحف رسمی عاری از علائم نقطه، اعراب، الف وسط و تشدید بوده است. عاری بودن مصحف رسمی از علائم سبب شد تا در خواندن آن وجوه مختلف پدیدار شود.
نجفی ادامه داد: وقتی که در خواندن عبارات نقطه نبود برای مثال پارهای از قاریان تَفعَلون و پارهای دیگر یَفعَلون خواندند. وقتی که اعراب وجود نداشت، دو قرائت اَرجُلَکُم و اَرجُلِکُم ظهور کرد. وقتی که الف وسط نبود بخشی قاریان مَلِک و برخی دیگر مالِک خواندهاند. این سنخ اختلافات همگی در چارچوب مصحف رسمی میگنجند. اما دستهای دیگر از قرائات داریم که خارج از مصحف رسمی هستند و به تعبیر دقیقتر این قرائات دسته دوم به مصاحف غیر رسمی تعلق دارند.
وی گفت: منظور از مصاحف غیر رسمی، مصاحف صحابی دیگر پیامبر(ص) است؛ مثل مصحف عبدالله بن مسعود، مصحف اُبی بن کعب، مصحف ابوموسی اشعری و... . این تقسیمبندیها خیلی اهمیت دارد. در علوم قرآن به هر دو اختلاف مذکور، تعبیر اختلاف قرائات گفته شده است، اما تحقیقات نشان از این دارد که داستان اختلاف قرائت در داخل مصحف با داستان اختلاف قرائت در بیرون از مصحف، دو داستان کاملا متفاوت از هم هستند.
نجفی ادامه داد: از حیث علت و منشأ پیدایش این دو قسم اختلاف، کلا با هم متفاوت است. قرائاتی که در داخل مصحف رسمی جای دارند منشأ پیدایششان عاری بودن مصحف رسمی از علائم بوده است، اما قرائاتی که در بیرون از مصحف قرار میگیرند منشأ پیدایششان امر دیگری است.
وجوه مختلف قرائت میتواند به نتایج اعتقادی کلامی متفاوت منجر شود. مثلا در سوره صافات «بَل اَجِبتَ وَ یَسحَرُون» اَجِبتَ به دو صورت فتح تاء و ضم تاء خوانده شده است
استاد دانشگاه خوارزمی تهران گفت: پیشنهاد بنده به اهل فن این است که برای نشان دادن این تمایز، اصطلاح اختلاف قرائت را به معنای خاص فقط برای قرائاتی به کار ببریم که داخل مصحف رسمی جای دارند و درباره اختلافاتی که بیرون از مصحف رسمی هستند، مثل اَقِیمُوا، اَتِمُّوا، عَدَدنَا، خَلَقنَا از تعبیر اختلاف در مصاحف نام ببریم.
نجفی در پاسخ به این سؤال که آيا اختلاف قرائات مىتواند به برداشتهاى عقيدتى متفاوت منجر شود یا خیر، بیان کرد: وجوه مختلف قرائت میتواند به نتایج اعتقادی کلامی متفاوت منجر شود. مثلا در سوره صافات «بَل اَجِبتَ وَ یَسحَرُون» که اَجِبتَ به دو صورت فتح تاء و ضم تاء خوانده شده است.
وی ادامه داد: اگر شما اَجِبتَ به فتح تاء بخوانید آیه خطاب به پیامبر میفرماید که تو تعجب کردی. تعجب کردن پیامبر اسلام(ص) چالش کلامی ندارد، اما اگر اَجِبتُ را به ضم بخوانید معنا این است که من تعجب کردم، یعنی من خدا تعجب کردم و تعجب کردن خدا چالش کلامی دارد، یعنی ما باید این را توضیح بدهیم که چگونه میشود تعجب کردن را به خدا نسبت داد.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: قرائت به ضم تاء، قرائت حمزه و کسائی است، یعنی جزو قرائتهای هفتگانه قرار میگیرد. مفسران تلاش کردهاند که نسبت دادن تعجب به خدا را توضیح دهند. این آیه اگر به ضم تاء خوانده شود تنها آیهای در قرآن است که تعجب کردن را به خدا نسبت داده است؛ در حالی که اگر شما اَجِبتَ را به فتح تاء بخوانید اساسا تعجب به خدا نسبت پیدا نمیکند، یعنی در این حد اختلاف قرائت در معنا میتواند تأثیرگذار باشد که صفتی به اوصاف قرآنی خدا اضافه بشود یا اضافه نشود.
نجفی ادامه داد: نکته مهمتر این است که اساسا همین نتایج و باورهای کلامی باعث شده است که برخی از وجوه قرائت پیشنهاد بشود. مثلا در سوره فلق قرائت رایج در آیه «مِن شَرِ مَا خَلَق» قرائت رایج بدون تنوین برای شر است. طبق قرائت رایج آیه میگوید که از شر مخلوقات خدا به او(خدا) پناه میبرم. اما اینجا قرائت شاذی داریم که به برخی چهرههای معتزلی منسوب است.
وی بیان کرد: در این قرائت شاذ، شَر با تنوین جر خوانده شده است یعنی به این صورت «مِن شَرٍّ مَا خَلَق»، اگر اینگونه بخوانید معنا آن است که از شر که خدا آن را نیافرید به خدا پناه میبرم. مَا خَلَق در این قرائت مای نافیه خواهد بود یعنی شری که خدا آن را نیافرید.
استاد دانشگاه خوارزمی تهران افزود: نیافریده شدن شر از طرف خدا یک انگاره کلامی است که با عقاید معتزله تناسب دارد و اتفاقا قاریانی که چنین قرائتی از آنها نقل شده؛ گرایشهای معتزلی داشتند. در اینجا اهل فن توجه داشتهاند که این قرائات شاذ، ساخته باورهای کلامی است و از این جهت این قرائتها را نقد کردهاند و شما کمتر موردی را میبینید که از جهت کلامی توسط مفسران اسلامی نقد شده باشد و این مثال جزو آن موارد معدود است.
نجفی در پاسخ به اینکه آيا با قواعد نحوى، نمىتوان قرائت صحيح را در مواضع اختلاف شده تشخيص داد، گفت: ارزیابی قرائات از منظر علم نحو همیشه وجود داشته است، ولی با این معیار اگر بخواهیم قرائات را ارزیابی کنیم اکثر قرائات دارای وجه نحو هستند. بنابراین، بیشتر وجوه اختلاف باقی میماند و تنها اندکی از وجوه قرائات هستند که وجه نحوی ندارند.
استاد دانشگاه خوارزمی تهران ادامه داد: مثلا در آیه اول سوره نساء در مورد واژه «الْأَرْحَامَ»، قرائت حمزه به جر اَلاَرحَام است و کثیری از اهل فن بر این قرائت نقد کردهاند و از لحاظ نحوی به آن ایراد وارد کردهاند، زیرا در این قرائت اَلاَرحَام که اسم ظاهر است عطف شده به ضمیر ها در بِهِ، یعنی اسم ظاهر به ضمیر مجرور عطف شده است و این به لحاظ نحوی ایراد دارد.
ارزیابی قرائات از منظر علم نحو همیشه وجود داشته است، ولی با این معیار اگر بخواهیم قرائات را ارزیابی کنیم اکثر قرائات دارای وجه نحو هستند. بنابراین، بیشتر وجوه اختلاف باقی میماند و تنها اندکی از وجوه قرائات هستند که وجه نحوی ندارند
نجفی در ادامه گفت: درباره ارزیابی نحوی قرائات به این نکته هم باید توجه کنیم که در علم نحو مکتبها و آراء مختلف وجود داشته است. در آیه نخست سوره نساء بصریها عطف اسم ظاهر به ضمیر مجرور را نمیپذیرند ولی ادعا شده است که کوفیها این را پذیرفتهاند. پس چنین نیست که معیارهای نحوی هم بسیار واضح باشد. موارد تفاوت و اختلاف در دیدگاهها در بین نحویان هم مکرر ملاحظه میشود.
وی افزود: به هر حال اکثر قرائات از قرآن توجیه نحوی دارد و با تکیه به نحو نمیتوانیم این اختلافات را برچینیم. برای مثال در سوره الرحمن آیه «يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ»، نُحَاس هم مرفوع و هم مجرور خوانده شده است، اگر شما مرفوع بخوانید نحویها میگویند که معطوف است به شُوَاظٌ، اگر نُحَاس را مجرور بخوانید میگویند معطوف است به نَار، هر دو قرائت وجه نحوی دارد و مثال های هکذا.
نجفی در پاسخ به اینکه اثر اختلاف قرائت بر برداشتهای فقهی چگونه است، گفت: همانطور که در آیات عقیدتی وجوه مختلف قرائت میتواند به برداشتهای متفاوت منجر شود، به همین شکل در آیات فقهی هم وجوه مختلف قرائت میتواند برداشتهای متفاوتی به دنبال آورد.
وی اظهار کرد: در این مورد میتوان این مثال را زد که در سوره بقره در عبارت «وَالتَّخِذوا مِن مَقَامِ ابرَاهیمَ مُصَلی»؛ اِتَّخِذوا به کسر خاء خوانده شده است و به فتح خاء هم خوانده شده است. اگر اِتَّخِذوا به کسر خاء بخوانید فعل، فعل امر است یعنی از مقام ابراهیم محلی را برای نماز برگیرید. اما اگر اِتَّخَذوا به فتح خاء بخوانید فعل، فعل ماضی است و معنای آیه این است که مردمان در زمان حضرت ابراهیم از مقام ابراهیم محلی را برای نماز برگرفتهاند.
این استاد دانشگاه افزود: فعل امر دلالت بر وجوب دارد. اگر آیه را با صیغه امر بخوانیم به این معناست که نماز خواندن در مقام ابراهیم واجب است. اما اگر شما آیه را به فعل ماضی خواندید فعل ماضی دلالت بر این ندارد که حتما این کار واجب باشد بلکه مطلوبیت کار را میرساند و مطلوبیت اعم از وجوب است و ممکن است این مطلوبیت فعل مستحب باشد.
ویگفت: در آیات فقهی هم مثل آیات عقیدتی، انگیزهها کم و بیش دخالت داشته است. چه بسا شما میتوانید این فرضیه را در نظر بگیرید که قاریان به کسر خاء گرایش به وجوب نماز گزاردن در مقام ابراهیم داشتهاند ولی قاریان به فتح خاء گرایش به عدم وجوب داشتند و این گرایشها و انگیزههای فقهی خودش را در قرائات بازتاب داده است.
نجفی افزود: اگر از این زاویه به قرائت قرآن نگاه کنید اول فهم آیه و بعد قرائت آیه مطرح شده است، یعنی در مقام فهم و در مقام تفسیر و در مقام برداشت در آیه، وجوه قرائت پیشنهاد شده است.
وی در پاسخ به اینکه قرائت عاصم به روایت حفص را میتوان راجح قرآن دانست یا خیر، گفت: عاصم یکی از قاریان هفتگانه قرآن است. قاریان هفتگانه که گفته میشود منظور هفت قاری قرآن است که اینها در قرن اول و دوم میزیستهاند و تاریخ وفات این قاریان همه در قرن دوم است.
نجفی افزود: قاریان هفتگانه در زمان خودشان به این نام شهرت نداشتند و بهعنوان قاری مطرح بودهاند، اما عدد هفت، ابتکار ابوبکر بن مجاهد بوده است که در قرن چهارم کتاب السبعه فی القرائات را نگاشت و این هفت قاری را انتخاب کرد؛ پس انتخاب هفت قاری در تاریخ قرائات به نام ابوبکر بن مجاهد ثبت شده است.
استاد دانشگاه خوارزمی تهران گفت: عاصم یکی از این هفت قاری منتخب مجاهد است. عاصم ویژگی متمایزکنندهای از بقیه قاریان ندارد. گاهی در منابع از عاصم تعریف شده و گاهی نکات منفی از ایشان نقل شده است، مثلاً گفته شده که حافظه عاصم خوب نبوده است.
وی اظهار کرد: هر یک از هفت قاری، راویان متعددی داشتهاند؛ بعدها کسانی مانند ابوعمردانی در کتاب التیسیر برای هر یک از این هفت قاری دو راوی را انتخاب کرد. دو راوی منتخب عاصم یکی حفص است و دیگری ابوبکر بن عیاش.
نجفی افزود: حفص در بین راویان ویژگی خاصی ندارد بلکه حفص در برخی نظریات رجالی جهل دانستهاند اگر میخواهید پارهای از نظریات رجالیون را درباره حفص ملاحظه کنید، کتاب البیان آیتالله خویی را مطالعه کنید. آنجا آیتالله خویی از منابع رجالی نقل میکند که حفص را جهل کردهاند حتی درباره او گفته شده است که قسم به خدا روایت کردن از او جایز نیست.
وی گفت: بنابرین قرائت عاصم به روایت حفص ویژگی متمایزکنندهای در بین سایر قرائات ندارد و حتی در دوره معاصر که قرائت حفص از عاصم مشهور شده است، مفسرینی چون علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در برخی موارد قرائتی غیر از قرائت حفص از عاصم را بر آن ترجیح میدهد.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در سوره نساء «فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ»؛ أُحْصَنَّ خوانده شده است، أُحْصِنَّ هم خوانده شده است. أُحْصَنَّ به صیغه معلوم است و اُحصِنَّ به صیغه مجهول است. اینجا شما میبینید که صاحب المیزان قرائت اَحصَنَّ را ترجیح میدهد به قرائت حفص از عاصم که اُحصِنَّ است. بنابراین، هم در دوره معاصر و هم در گذشته مفسرانی داشتیم که دستکم در پارهای موارد قرائت غیر از حفص از عاصم را به قرائت حفص از عاصم ترجیح دادهاند.
نجفی افزود: از گذشته میتوان طبری را مثال زد که در ذیل آیه ۲۵ سوره حج «جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ» قرائت سواءً به نصب را اجازه نمیدهد، با آنکه قرائت حفص از عاصم به نصب سواءً است، طبری با اتکا به اینکه مشهور قاریان سواءٌ خواندهاند قرائت مرفوع را انتخاب میکند و قرائت منصوب را اجازه نمیدهد، گرچه قرائت منصوب هم به لحاظ نحو صحیح است.
وی گفت: این امر نشان میدهد که قرائت حفص از عاصم قرائت مشهور در بین قاریان نیست و ثانیاً چنین نبوده است که مفسران همیشه و در همه موراد اتکاشون به قرائتی باشد که منطبق با قرائت مشهور امروزین ماست.
نجفی در ادامه گفت: اگر سؤال کنم که چرا قرائت حفص از عاصم به این وضع وسیع گسترش پیدا کردهاند، باید گفت که یکی اینکه دولت عثمانی در قرن دهم قرائت حفص از عاصم را بر میگزیند و حادثه بعد این است که در قرن چهاردهم کمتر از صد سال پیش، دولت مصر قرآنی را با قرائت حفض از عاصم منتشر میکند که این قرآن در جهان اسلام مرجعیت پیدا میکند و این حادثه به تاریخ ۱۹۲۳ رخ داده است.
استاد دانشگاه خوارزمی تهران بیان کرد: در این باره میتوانم شما را برای کسب اطلاعات بیشتر ارجاع بدهم به دایرةالمعارف قرآن لایدن ذیل مدخل قرائتهای قرآن. در این مدخل دو حادثه تاریخی مذکور آمده است که نقش مهمی در شهرت قرائت حفص از عاصم داشتهاند.














