سیدمجتبی حسینی در ادامه جلسات شرح صحیفه سجادیه به توضیح درباره ارتباط بنده با خداوند و ارتباط بندگان با یکدیگر در آیینه صحیفه سجادیه پرداخت.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)؛ سیدمجتبی حسینی کارشناس مذهبی در ادامه سلسله جلسات شرح صحیفه سجادیه به بحث پیرامون موضوع استخاره پرداخت. وی در شرح فرازهای پایانی دعای سی و سوم امام سجاد(ع) برای استخاره گفت: در جلسات قبل درباره محبوبیت صحبت کردیم یعنی ممکن است در نرم افزار وجودی ما دستکاری شود و بر اساس آن ما یک چیزهایی را دوست داشته باشیم و به همین دلیل به سراغ آنها برویم. خود قرآن میفرماید: «وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ؛ ليكن خدا ايمان را براى شما دوست داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت (آیه ۷ حجرات).» این خوب است که اگر آدم میخواهد کسی را در مسیری ببرد، مقدمات محبت نسبت به آن کار را ایجاد کند. اول باید محبوب بشود تا خواستنی باشد. خیلی از چیزهایی که ما دوست داریم را برای ما دوست داشتنی کردهاند. مشکلی که ما داریم این است که بسیاری از محبوبیتها و خواستنیهای ما را قدرتهای رسانهای درست کردهاند.
وی ادامه داد: در باب استخاره هم همین است. در دعای امام سجاد(ع) میگوید: «حَبِّبْ اِلَيْنا ما نَكْرَهُ مِنْ قَضآئِكَ؛ آنچه را از قضاى خود كه ما از آن اكراه داريم محبوب قلبمان كن». بعضی اوقات نتیجه استخاره آن چیزی که ما میخواهیم و دوست داریم نیست. در آن هنگام تردید میکنیم که به آنچه دوست داریم عمل کنیم یا به نتیجه استخاره عمل کنیم. اگر استخاره کردی نتیجه را نپذیر و وقتی پذیرفتی بگو خدایا آن را محبوب من کن.
حسینی با تأکید بر محوریت قلب در جریان استخاره عنوان کرد: مظلومترین عضو ما قلب ماست. اگر کسی لباس ما را آلوده کند ناراحت میشویم و اعتراض میکنیم اما آیا تاکنون حساب کردهاید که چقدر قلب شما را آلوده کردهاند. کجا باید اعتراض کنیم که قلب ما را آلوده کردهاند. اگر از بابت اینکه به قلبمان تجاوز کردهاند بخواهیم اعتراض کنیم دیگران ما را مسخره میکنند. در روایت امام صادق(ع) گفته شد استخاره را بعد از نماز انجام بده چراکه شیطان در آن هنگام از تو دورتر است. این نماز باعث میشود خداوند به قلب من الهام کند، چراکه کسی که نماز میخواند مهمان و همنشین خداست. در نهجالبلاغه هست: «و ما بَرِحَ للّه عَزَّتْ آلاؤهُ في البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ و في أزمانِ الفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم و كَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم؛ یعنی خداوند همیشه بندگانی دارد که در عمق عقولشان با آنان سخن میگوید. ما با این خدا طرف هستیم.
وی در ادامه افزود: استخاره شیر یا خط نیست که بگوییم اگر خراب شد چه میشود. یک وقت با یک معرفتی به سراغ استخاره میرویم خداوند محبتی نسبت به نتیجه آن در دل ما میاندازد تا اینکه همان چیزی که خداوند گفته است را دوست داشته باشیم. اگر بدانیم این کار درست است با لذت انجام میدهیم. چرا ما معرفتمان را بالا نمیبریم؟ وقتی هنوز کار به نتیجه نرسیده است ما زبان به شکایت باز میکنیم.
سیدمجتبی حسینی در ادامه به بحث پیرامون دعای سی و چهارم صحیفه سجادیه پرداخت و عنوان کرد: در دعای سی و چهارم برای زمانی است که گناهکاری مفتضح شده است. در این دعا میگوییم: «اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى سِتْرِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ؛ خداوندا سپاس تو را كه مىدانى و پرده مىپوشى». اینکه خدا را به چه چیزی حمد میکنیم خیلی مهم است. در این عبارت خیلی نکته هست: اول اینکه به خودمان توجه میدهیم که خداوند همه را میبیند و از روی دانستن ستر میکند. گناهکار با این عنوان به خداوند نزدیکتر میشود. خداوند ستار است و دوست دارد ما هم ستار باشیم اما ما دوست داریم خدا برای ما ستار باشد اما ما هتاک باشیم.
کارشناس علوم دینی اضافه کرد: دیگران نسبت به عمل ما علم ندارند و آن را منتشر میکنند اما خداوند خیلی پوشش دارد. اسم ستار از آن اسامی است که خداوند دوست دارد. در ادامه دعا میگوییم: «وَ مُعافاتِكَ بَعْدَ خُبْرِكَ، فَكُلُّنا قَدِ اقْتَرَفَ الْعائِبَةَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ؛ و آگاهى و در مىگذرى، زيرا هر كدام از ما به ارتكاب زشتيها برخاسته و رسوايش ننمودى». نتیجه این دعا در خودم این است: «الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ»، یعنی گناهان کبیره را کنار بگذاریم، گناهان کوچک را خدا میپوشاند.
وی درباره معنای گناهان کبیره توضیح داد: یک چیزهایی ممکن است کبیره محسوب شود اما در واقع کبیره نیست. دروغ کبیره است. دزدی و مال مردم خوردن کبیره است. یکسری گناهان صغیره هست که ما نسبت به آنها در قیاس با گناهان کبیره جدیتریم. این کار شیطان است که گناهان صغیره را بزرگ کند تا گناهان کبیره را پشتش پنهان سازد. در ادامه دعا میگوییم: «ارْتَكَبَ الْفاحِشَةَ فَلَمْ تَفْضَحْهُا؛ به اعمال ناروا دست زده و او را مفتضح نكردى.» ملاکهای مفتضح نشدن این است که خود ما کسی را مفتضح نکنیم. اگر دیدیم کسی خیلی آبرومند است یک دلیلیش این است که خدا او را مفتضح نکرده چراکه او دیگران را مفتضح نکرده است.
وی در پایان گفت: خلق عیال خدا هستند. در روایت گفته شده است که حرمت مومن از کعبه بالاتر است. ملاک مومن بودن این نیست که از یکجایی تأیید صلاحیت شده باشد. شرایط طوری شده است که خیلی راحت همدیگر را مفتضح میکنیم و اسمش را هم دینداری میگذاریم. فرهنگ و اخلاق دین ما این نیست. ما حاضر نیستیم سخن مخالفمان را بشنویم، بلافاصله تهمت و توهین را نسبت به او آغاز میکنیم.
...........................














