• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

داستان‏های قرآن، حقیقت ‏یا نماد؟

 

داستان حضرت آدم در قرآن مواردی چون مقام خلیفة اللهی حضرت

بیشتر...

از نشانه هاى منافقان

شرح آیات 142 و 143 سوره مبارکه النساء

142- إِنَّ

بیشتر...

دلایل گمراهی فرزند نوح 2،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 2.6 MB

زمان: 22 دقیقه

بیشتر...

حسادت با خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)

شرح آیات 53 لغایت 55 سوره مبارکه النساء

53- أَمْ لَهُمْ

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه انبیاء جلسه 2،آیت الله جوادی

دریافت فایل صوتی

حجم: 4.5 MB

زمان: 40 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
45611
84236
153021698
اوقات شرعی

خاطره ای از آیت الله شیخ مرتضی انصاری: ثروت شیخ در هنگام وفات

مرحوم حاج ملا ابوالحسن مازندرانی گفت: چون بیماری شیخ بزرگوار علامه انصاری « قدس سره» شدید شد، همراه مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی از کربلا به نجف اشرف مشرف شدیم و به دیدار آن سرور رفتیم. ایشان در بستر بیماری خوابیده بود و در مقام وصیت برآمدند و فرمودند: شاهد باشید که من در عمرم در خانه وقفی ننشستم. و از کتاب وقفی درس نخوانده ام و مطالعه نکرده ام، ابدا” از کسی قرض نگرفته ام، اگر بعد از من کسی ادعای طلبی کند دروغ گفته است. از مال دنیا ندارم مگر این انگشتر و پوستین . هر دو را به شیخ زین العابدین بخشید، و یک عصا، که آن را به حاج ملا ابوالحسن داد، سپس ملا را صدا زد و فرمود: یک بقچه رخت دارم آنها را حاضر کن و وقتی آنها را آورد همه کهنه بودند ولی شسته و پاک، فرمود: تا زنده ام در مدرسه ببر و بین طلاب تقسیم کن و فرمود: چند جلد کتاب دارم، همه آنها را وقف کردم، و قدری پول نزد فلان تاجر از وجوه است. غسل مرا جناب سید علی شوشتری متصدی شوند و آن جناب وصی من می باشد.

آن پوستین کهنه که به شیخ مازندرانی رسید، شیخ و آل شیخ به آن تبرک می جستند و هر کس تب می کرد به قصد شفاعت به دوش می کشید و به زودی عرق می کرد و عافیت می یافت.

برگرفته از سایت صالحین

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری