• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

حکمت 150 نهج البلاغه

لِرَجُل سَأَلَهُ أَنْ يَعِظَهُ: لاَ تَكُنْ مِمَّنْ يرْجُو

بیشتر...

خطبه نود و یک،بخش هجدهم

 

فَلَمَّا سَکَنَ هَیْجُ الْمَاءِ مِنْ تَحْتِ

بیشتر...

حکمت 179 نهج البلاغه

اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّأْى.

امام(عليه السلام) فرمود:

بیشتر...

درک فضائل شب‌های قدر،آیت الله العظمی مظاهری

درک فضایل شب های قدر منتشر شده در تاریخ 18 رمضان 1393

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه فرقان، بخش چهارم، حجت الاسلام

شرح آیات 40 لغایت 49 سوره مبارکه فرقان

جلسه 21

جلسه 22

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
37286
152346
152963226
اوقات شرعی

حکایتی پندآموز از آیت الله شیخ مرتضی انصاری: رمز موفقیت

مرحوم شیخ انصاری ( ره) دارای یک هم مباحثه ای بود، وقتی مرحوم شیخ تصمیم گرفت در نجف اشرف بماند هم مباحثه وی به وطنش مسافرت کرد.

از این جریان مدتی گذشت و اوایل ریاست شیخ بود که آن طالب علم برای زیارت به نجف آمد. وقتی شیخ را در مقام ریاست شیعه دید از او پرسید: من و تو هم بحث بودیم چطور شد شما به این مقام رسیدید و من همانم که بودم؟ مرحوم شیخ فرمودند: من شیره را نخوردم و شما خوردید و این اشاره به این داستان  بود که:

در ایام تحصیل یک مرتبه شیخ با هم مباحثه خود به مسجد کوفه می روند و در آنجا گرسنه می شوند ولی تنها یک فلس پول داشتند. شیخ یک فلس پول را به رفیقش می دهد تا برود و چیزی خریداری کند و بیاورد. او هم رفت و مقداری نان و شیره روی نان ریخته بود، آورد. شیخ فرمود: این نان و شیره به اندازه دو فلس است در حالی که شما یک فلس بیشتر نداشتی؟! رفیقش گفت: با آن یک فلس نان خریدم و یک فلس شیره را نسیه گرفتم. شیخ فرمود: من از شیره نمی خورم چون نمی دانم که آیا می توانم قرض را ادا کنم یا نه؟ رفیقش خندید و از آن شیره خورد و شیخ تنها نان بدون شیره را خورد. شیخ می خواست هم مباحثه خود را آگاه کند که بر طالب علم واجب است تا این مقدار احتیاط کند تا به مرتبه ای از مراتب علم برسد.

برگرفته از سایت صالحین

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری