• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

جایگاه ذکر و یاد پروردگار در زندگی انسان، آیت

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب

بیشتر...

فوائد و آثار قرائت زیارت عاشورا چیست؟

حجت الاسلام علم الهدی با بیان اینکه قرائت زیارت
بیشتر...

امام خمینی(ره) جامعیت قرآن را متجلی کرد/

معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری

بیشتر...

تعطیلات حوزه فرصت مناسبی برای آشنایی با قرآن است/

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجعفر ادیب‌زاده، در گفت‌وگو با

بیشتر...

فراموشي(نسيان)

 

فراموشی در عربی معادل "نسیان" است و نسیان که از مادهی

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
31218
52438
133932649
امروز یکشنبه, 05 تیر 1401
اوقات شرعی

تحلیل نظام مند قرائتِ «ملاصدرا» از آموزۀ «معرفت نفس»

در تحقیق حاضر به تبیین قرائتِ «ملاصدرا» در ضمن مجموعۀ کامل، متناظر و به هم پیوسته ای از مؤلفه های مفهومی مرتبط با آموزۀ «معرفت نفس»، شامل «مبانی بحث»، «چیستی، چرایی و چگونگی این آموزه» و «امتدادات علمی و عملی آن» پرداخته و کوشیده ایم تا از این رهگذر، تحلیل نظام مندی از قرائت او ارائه دهیم. بر اساس نتایج این تحقیق، می توان قرائتِ «ملاصدرا» از آموزۀ «معرفت نفس» (یعنی لزوم تفکر در ذات، صفات و افعالِ نفس، برای رسیدن به خداشناسیِ حصولی و ضرورت شهود هویت بالغیر و عین الربطِ نفس، برای رسیدن به خداشناسی حضوری) را به دلایلی مانند جامعیت، برخورداری از «مبانی متقنِ معرفت شناختی، دین شناختی و روش شناختی»، کاربردی بودن و توجه روشمند به گزاره های نقلی (از جمله حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه») به عنوانِ «قرائت معیار» معرفی کرد. البته در پایان، به چند «ملاحظه» و «تکمله» نیز اشاره شده است.

1. طرح مسئله

به استناد آیاتی از قرآن کریم (مائده (5)، 125؛ حشر (59)، 19؛ فصلت (41)، 53؛ ذاریات (51)،20 و 21؛ اعراف (7)، 172) و همچنین روایات عدیده ای از معصومین: (راغب اصفهانی، بی تا، ص11؛ حافظ برسی، 1422ق، ص299؛ علم الهدی، 1998م، ج1، ص274؛ ج2، ص329؛ فتال نیشابوری، 1375، ج1، ص20؛ تمیمی آمدی، 1410ق، ص461 و ص588؛ ابن عطیه اندلسی، 1413ق، ج5، ص291؛ ثعالبی، 1418ق، ج5، ص413؛ منسوب به جعفربن محمد الصادق 7، 1400 ق، ص13) «معرفت نفس» یا «خودشناسی» یکی از راهبردی ترین آموزه های دینی برای تأمین تعالی انسان ها و نیل به مقام «عبودیت» و «خداشناسی» است؛ آموزه ای که با توجه به جایگاه ویژه اش در هندسه معارف الهی مورد توجه بسیاری از «دین پژوهان» اعم از مفسران و محدثان نیز واقع شده و قرائت های مختلف و بعضاً متضادی از آن ارائه شده است. بر همین اساس، در تحقیق حاضر برآنیم تا به تحلیل و ارزیابی یکی از مهم ترین قرائت های مطرح از آموزه «معرفت نفس»، یعنی قرائتِ ملاصدرا پرداخته و از این طریق، امکان دست یابی به «قرائت معیار» از این آموزه و نیز زمینه علمی لازم برای بهره مندی از آثار عینی آن را فراهم آوریم، ان شاء الله.

در همین راستا توجه به دو نکته ضروری است:

1. وجهه غالب شخصیتِ ملاصدرا، وجهه ای «حکمی فلسفی» است. اما در تحقیق حاضر، قرائت او به عنوان یک «دین پژوه» مورد بررسی قرار گرفته است. به بیان دیگر، با وجود آنکه ملاصدرا عمدتاً به عنوان یک «فیلسوف» شناخته شده و در بسیاری از مباحث (مانند مبحث «علم النفس») از «رویکرد حِکمی» و «روش عقلی» بهره برده است، اما از آن جایی که این اندیشمند برجسته بسیاری از موضوعات از جمله موضوع «معرفت نفس» را با استشهاد به «آیات و روایات» تبیین کرده و در حوزه «تفسیر و فقه الحدیث» نیز آثار قابل توجهی از خود به جای گذارده است، می توان از این زاویه نیز به بررسی قرائت او پرداخت.

2. اکثر تحقیقات مرتبط با قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»، صرفاً به توصیف بُعدی از ابعاد این قرائت پرداخته اند. اما در تحقیق حاضر، «تحلیل جامع این قرائت در قالب یک ساختار نظام مند» مد نظر بوده است و به همین خاطر است که می توان از مواردی مانند «مراجعه به مجموع آثار صاحب قرائت»، «جست وجوی حداکثری منابع» و «ارائه تحلیلی سازواره از قرائت» با «اصطیاد اجزاء آن از مواضع مختلف و چینش منطقی آنها در کنار یکدیگر» به عنوان وجوه تمایز تحقیق حاضر با موارد مشابه یاد کرد. به بیان دیگر، کوشیده ایم تا دیدگاه ملاصدرا را نه به شکل بخشی و نه در ذیل فهرستی از عناوین پراکنده، بلکه در ضمن مجموعه کامل، متناظر و به هم پیوسته ای از مؤلفه های مفهومی مرتبط با آموزه «معرفت نفس»، شامل «مبانی بحث»، «چیستی، چرایی و چگونگی این آموزه» و «امتدادات علمی و عملی آن» گزارش کرده و مورد بررسی قرار دهیم.
2. مروری بر ابعاد قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»

ملاصدرا در بسیاری از آثار خود، توجه ویژه ای به بحث «نفس» و «معرفت نفس» داشته و به شکلی بسیار «گسترده» و در عین حال «عمیق» آن را مورد بررسی قرار داده است؛ آثاری که می توان با تحلیل محتوای آنها، به تبیین مهم ترین ابعاد و ویژگی های قرائت ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس» پرداخت:
2- 1. تبیین مبانی معرفت شناسانه، روش شناسانه و دین شناسانه بحث «معرفت نفس»

یکی از مهم ترین نشانه های اهمیت دادن ملاصدرا به بحث «نفس» و «معرفت نفس» آن است که او از مبانی معرفت شناسانه، روش شناسانه و دین شناسانه خود در این باب، به وضوح سخن گفته است؛ به گونه ای که می توان با تحلیل آنها، به «رویکرد» و «روش» مورد تأیید او در عرصه «دین پژوهی» پی برد. البته از آن جایی که سخنان ملاصدرا در این باب دچار نوعی تعارض ظاهری است، تبیین شفاف و دقیق این بحث، ضروری به نظر می رسد. توضیح مطلب آنکه: ملاصدرا در وقت تبیین نگاه خود به موضوع «نفس» و «معرفت نفس»، گاه با اصل قراردادن براهین فلسفی، بر اهمیت و اولویتِ «نفس شناسی عقلی» تأکید می کند، گاه با مذمت فلاسفه، «نفس شناسی نقلی» را پیشنهاد می دهد و گاه با اصرار بر لزوم تحصیل معرفت حضوری به حقیقت خود، از «نفس شناسی شهودی» دفاع می کند. اما باید توجه داشت که:

اولاً، در نگاه ملاصدرا، شناخت حقیقتِ «نفس» تنها با «علم حضوری» ممکن بوده و رسیدن به آن با «علم حصولی» محال است (صدرالدین شیرازی، 1354، ص252؛ 1981م، ج۸، ص۳۱۰؛ 1302ق، ص167؛ 1366، ج 6؛ ص222). به عبارت دیگر، به عقیده او، تنها با «شهود نفس» است که می توان به حقیقت آن پی برد. بر همین اساس می توان زمینه سازی برای رسیدن به «معرفت حضوری نفس» را اولویت قطعی و هدف غاییِ ملاصدرا در عرصه «نفس پژوهی» دانست.

ثانیاً، از آن جایی که فهم و تفهیم مباحث علمی مرتبط با موضوعِ «نفس» تنها با کمکِ «علم حصولی» ممکن بوده و ورود به این حوزه نیز دارای ضرورت است، ملاصدرا دو راه بهره گیری از «عقل» و مراجعه به «وحی» را برای تأمین این ضرورت در پیش می گیرد.

ثالثاً، با لحاظ مطلوبیتِ «یقین» در میدانِ «نفس شناسی حصولی» از یک سو و منحصر بودن مسیر تحصیل تفصیلیِ «یقین» در «برهان» از سوی دیگر، ملاصدرا به «عقل» و «برهان فلسفی» اولویت داده و «نگاه عقلی» به موضوعِ «نفس» و «معرفت نفس» را بر «نگاه نقلی» به آن مقدم می دارد. بر همین اساس است که او آیات و روایات مرتبط با این بحث را صرفاً به عنوان «شاهد» مورد اشاره قرار داده و از آنها با عنوانِ «اقناعیات خطابیه» یا «شواهد سمعیه» یاد می کند (همو، 1422ق، ص249؛ 1363، ص527). به عبارت دیگر، در نگاه ملاصدرا نقلِ «گزاره های نقلی» صرفاً جنبه «اقناعی» داشته و به «یقین تفصیلی» منجر نخواهد شد.

رابعاً، با عنایت به برتری «وحی» بر «عقل» و با توجه به حاکی بودن «گزاره های نقلی» از «وحی» و احاطه صاحبان آنها بر همه حقائق عینی و ذهنی، ملاصدرا «نقل معتبر» را راهنمای «عقل» دانسته و معتقد است که می توان با تنظیم حرکتِ «عقل» براساس آن، به نتایج بیشتر و بهتری در عرصه «نفس پژوهی» رسید (همو، 1366، ج 7، ص9).

خامساً، یکی از دلائلی که ملاصدرا با اتکا به آن، به ذکر «شواهد سمعیه» پرداخته و در برخی از موارد، «نقل» را بر «عقل» ترجیح می دهد آن است که پیمودن طریقِ «عقل» دشوار بوده و توفیق در آن، متوقف بر تحصیل شرایط عدیده ای است (همو، 1363، ص624؛ 1981م، ج 8، ص303)؛ همان گونه که تحصیل علم به احکام شرعی، از طریقِ «اجتهاد» دشوار بوده و به همین خاطر می توان راه «تقلید» را در پیش گرفت.

سادساً، ملاصدرا با تأکید بر آنکه تحصیلِ «یقین» البته به نحو «اجمالی» از طریقِ «نقل» نیز ممکن بوده و حتی گاه یقین به دست آمده از «شواهد سمعیه» از یقین حاصل از «براهین فلسفی» قوت و نفوذ بیشتری دارد، علاقمندان مباحث فلسفی را از انکار اهمیتِ «گزاره های نقلی» بر حذر می دارد (همو، 1354، ص304).

سابعاً، با توجه به پیچیدگی های عالَمِ «نفس» و برخورداری آن از یک هویت ملکوتی و ربانی، تلاش برای شناخت این پدیده از طریق «کنکاش های عقلی» یا «کاوش های نقلی» جز با «عنایات ملکوتی» و «افاضات معنوی» به نتیجه نخواهد رسید؛ عنایات و افاضاتی که متوقف بر «نورانیت، بصیرت و صفای باطنی» است. لذا ملاصدرا بهره مندی از «تقوی»، ورود به میدان «مجاهده» و انس با «تهذیب» را شرط موفقیت در میدان «نفس شناسی» می داند (همو، 1363، ص160؛ 1366، ج 6؛ ص214). همچنین باید توجه داشت که تلاش های عقلی مذمت شده در کلام ملاصدرا (همو، 1361، ص234؛ 1981 م، ج6، ص377؛ 1366، ج 7، ص9)، تلاش هایی است که یا به خیال شناختِ «حقیقت نفس» صورت گرفته است و یا به خاطر گرفتاری در دام «مغالطه»، بها ندادن به «نقل» و بی بهره بودن از «نورانیت»، به بیراهه رفته است.

نتیجه آنکه در نگاه ملاصدرا، «وحی»، «عقل» و «شهود» نه تنها هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند، بلکه مُعدّ، مُمدّ، مؤید و مکمل یکدیگرند (همو، 1981م، ج 8، ص303). ازاین رو «عقل برهانی» شاخص اعتبارسنجی گزاره های حاکی از «وحی» و ابزار فهم آنها، «نقل معتبر» راهنمای «تلاش های عقلی»، «دریافت های شهودی» عرصه راستی آزماییِ «برداشت های عقلی و نقلی» و تطابق با «برهان عقلی» و «نقل معتبر»، معیار صدقِ «شهود» است.
2- 2. ورود جدی به مباحث عقلی و فلسفی مرتبط با موضوع «نفس» و «معرفت نفس»

از آن جایی که ملاصدرا برای «نگاه عقلی» به «معارف دینی» اهمیت ویژه ای قائل بوده و اساساً در پی آن است که با تکیه بر «برهان فلسفی»، به تبیینِ «مباحث عقیدتی» بپردازد، عمده مطالب خود در حوزه «نفس پژوهی» را با «رویکرد و روش عقلی» سامان می دهد. عناوین برخی از مطالب او در این حوزه، از این قرار است: ابطال مادی بودن نفس و تبیین استحاله آن، اثباتِ «تجرد نفس» و بیان ادله، شواهد و مؤیدات آن، نقل و نقد آراء و ادله مطرح در حوزه نفس شناسی، بیان استلزامات تجرد نفس و نتائج آن، طرح و دفع اشکالات، اعتراضات و ایرادات واردشده بر تجرد نفس و تبیینِ «برهان معرفت نفس».
2- 3. استشهاد به گزاره های نقلی و تبیین آنها در بحث «نفس» و «معرفت نفس»

جدای از آنکه ملاصدرا در برخی از تألیفات خود (مانند تفسیر القرآن الکریم و شرح اصول الکافی) به طور خاص، به تبیینِ «گزاره های نقلی» پرداخته است، در لابه لای مباحث عقلی و فلسفی خود نیز مکرراً «آیات و روایات» را مورد استشهاد قرار داده و از این طریق، مبنای مختار خود در عرصه «دین پژوهی» را عینیت بخشیده است. بر همین اساس، میراث او در حوزه «نفس شناسی» نیز آمیخته با تعداد قابل توجهی از «آیات قرآن» و «روایات معصومان:» می باشد. به عنوان مثال، ملاصدرا در مواضع مشخصی از آثار خود، به بررسی شواهد نقلی و سمعی دال بر «تجرد نفس» می پردازد (همو، 1422ق، ص249؛ 1363، ص527؛ 1417ق، ج1، ص217؛ 1981م، ج8، ص303؛ 1354، ص301). در رابطه با آموزه «معرفت نفس» نیز او گزاره های نقلی فراوانی را مورد استشهاد خویش قرار داده است که در این مجال به گزارش برخی از آنها خواهیم پرداخت:
الف) آیات

1. (سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یکف برَبِّک أَنهُ عَلَی کلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ) (فصلت (41)، 53).

ملاصدرا این آیه را شاهدی می داند بر اینکه عدم انکار لقاء پروردگار در قیامت یکی از آثار تحصیلِ «معرفت نفس» است (صدرالدین شیرازی، 1360ش، ص131).

2. (وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْموقِنِینَ وَ فی أَنفُسِکمْ أَ فَلَا تُبْصِرُونَ) (ذاریات (51)، 20 و 21).

ملاصدرا با تکیه بر این آیه، مطالعه کتاب نفس انسانی را بهترین راه خداشناسی معرفی می کند (صدرالدین شیرازی، 1981م، ج6، ص377)؛ چراکه «نفس انسانی» مجمع همه عوالم، عظیم ترین آیت خدا، بزرگ ترین حجت الهی و نزدیک ترین اشیاء به انسان هاست (همو، 1383، ج 1، ص292).

3. (أَ وَ لَمْ یتَفَکرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض وَ ما بَینَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ کثِیرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَکافِرُونَ) (روم (30)، 8).

ملاصدرا با استشهاد به این آیه، از «معرفت حقیقت همه مخلوقات» به عنوان یکی دیگر از آثارِ معرفت نفس یاد می کند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص131).

4. (وَ لَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ) (حشر (59)، 19).

ملاصدرا این آیه را به منزله عکس نقیض حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» می داند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص162). یعنی همان گونه که «جهل به نفس» یا «نسیان نفس» مستلزم «جهل به رب» یا «نسیان رب» است، «معرفت نفس» نیز مستلزم «معرفت رب» خواهد بود (همو، 1366، ج5، ص124؛ 1354، ص7)؛ استلزامی که از نگاه ملاصدرا، بر مثال بودن نفس انسانی برای خدای سبحان، در سه حوزه «ذات»، «صفت» و «فعل» مبتنی است (همو، 1366، ج7، ص33). همچنین از آن جایی که به عقیده او، قوام و فعلیتِ «نفس» به «عبودیت» بوده و تا پیش از رسیدن به این مرحله، وجودی برای آن متصور نیست، می توان به این نتیجه رسید که «عدم معرفت نفس به عبودیت»، نتیجه ای جز «معدومیت» یا «مَنسی بودن» را در پی نخواهد داشت؛ همان حقیقتی که در آیه مذکور مورد اشاره قرار گرفته است (همو، 1354، ص497).

5. (وَ مَنْ أَعْرَضَ عنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمَی قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَی وَ قَدْ کنتُ بصِیرًا قَالَ کذَلِک أَتَتْک آیاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَ کذَلِک الْیوْمَ تنْسَی) (طه (20)، 124 126).

به عقیده ملاصدرا، از آن جایی که در بابِ «وجود ادراکی»، «معلومیت» از «موجودیت» منفک نبوده و بناء آخرت نیز بر «معرفت و ادراک» است، می توان به این نتیجه رسید که اگر کسی به حقایق (ازجمله نفسِ خود، معاد و خداوند) معرفت نداشته باشد، بهره ای از «وجود اخروی» نخواهد داشت؛ همان حقیقتی که در آیه مورد بحث، از آن با عنوانِ «نسیان خدا نسبت به انسان» یاد شده است (صدرالدین شیرازی، 1360، ص5؛ 1363، ص624).

6. (الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمُنْکرِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یقْبِضُونَ أَیدِیهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (توبه (9)، 67).

ملاصدرا جمله «نسوا الله فنسیهم» در این آیه را نیز به منزله عکس نقیض حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» می داند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص5).

7. (وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یحْیی الْعِظَامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ) (یس (36)، 78).

به بیان ملاصدرا، چون در این آیه از «نسیان خود» به عنوان دلیلِ «جحود حق» یاد شده است، معلوم می شود که «معرفت نفس» اساس ایمان به «خدا» و «قیامت» است. لذا می توان این آیه را به منزله عکس آیه شریفه (نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنفُسَهُمْ) دانست (صدرالدین شیرازی، 1366، ج5، ص346).

8. (مَا أَشْهَدْتُهُمْ خلْقَ السمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ مَا کنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا) (کهف (18)، 51).

ملاصدرا با استشهاد به این آیه، «از خود بیگانگی» و «عدم شناخت خود» را عاملِ «انحطاط» و «معرفت نفس» را زمینه سازِ «شناخت عالَم» و «مشاهده خالق عالَم» می داند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص132).

9. (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُومًا جَهُولًا) (احزاب (33)، 72).

ملاصدرا از «جهل به نفس» که مستلزمِ «جهل به رب» است به عنوان «بزرگ ترین جهل» یاد کرده و بر همین اساس، صیغه مبالغه «جهول» در این آیه را به «من یجهل نفسه» تفسیر می کند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص162؛ 1375، ص148).

10. (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فسَوْفَ یأْتی اللَّهُ بقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِک فَضْلُ اللَّهِ یؤْتیهِ مَنْ یشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ) (مائده (5)، 54).

به عقیده ملاصدرا، «جهل به نفس» یعنی جهل به «لایه های وجودی خود» و جهل به اینکه براساس آیه فوق، «حقیقت وجود انسان» همان چیزی است که محبوب خداست. او با تأکید بر اینکه هر چیزی جز ذات خود را دوست نداشته و جز ذات او نیز او را دوست ندارد، به این نتیجه می رسد که «معرفت نفس» مستلزم «معرفت رب» است (صدرالدین شیرازی، 1360، ص162).

11. (وَ منْ یرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَینَاهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فی الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ) (بقره (2)، 130).

ملاصدرا با اشاره به اینکه روی گردانی از «ملت ابراهیم7» یا همان مقام خُلّت نتیجه «سفاهت» و «جهل به حقیقت نفس» است، از «معرفت نفس» به عنوان طریق وصول به آن یاد می کند (صدرالدین شیرازی، 1375، ص148).

12. (فَاعْبُدُوا مَا شئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ أَلَا ذَلِک هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ) (زمر (39)، 15).

در نگاه ملاصدرا، «جهل به نفس» زمینه سازِ «ظلم به نفس»، عامل نابودی آن و مستلزم «جهل به پروررگار» بوده و از همین روست که چنین جهلی، «بزرگ ترین جهل» به شمار آمده و خسران ناشی از آن نیز «بزرگ ترین خسران» معرفی شده است (صدرالدین شیرازی، 1360، ص162).

13. (وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ) (الذاریات (51)، 56).

ملاصدرا با تأکید بر آنکه «مقصود همه ادیان و شرایع»، رساندن انسان ها به «لقاء خدا و معرفت او»ست، نتیجه می گیرد که مراد از «عبودیت» در آیه فوق نیز چیزی جز «تحقق به حقیقت عبودیت» که همان «ادراک رابطه خود با خدا»ست نمی باشد. به بیان دیگر، «معرفت نفس به عبودیت و مربوبیت» مستلزم «معرفت خداوند به الاهیت و ربوبیت» بوده و «قوام حقیقی نفس» را به دنبال خواهد داشت (صدرالدین شیرازی، 1417ق، ج1، ص371).

14. (وَ لِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فادْعُوهُ بهَا وَ ذَرُوا الَّذِین یلْحِدُونَ فِی أَسْمَائِهِ سَیجْزَوْنَ ما کانوا یعمَلُونَ) (اعراف (7)، 180).

به عقیده ملاصدرا، این آیه تحصیل معرفت نسبت به «آفاق» و «انفس» را بر انسان ها واجب می کند؛ چراکه «اسماء الهی»، «ارباب صور انواع» بوده و خواندن خداوند به آن اسماء، جز از طریق «تدبر در مربوبات» و تحصیل معرفت نسبت به آنها ممکن نخواهد بود (صدرالدین شیرازی، 1981م، ج7، ص32).
ب) روایات

1. «من عرف نفسه فقد عرف ربه» (همو، 1366، ج 7، ص33).

یکی از پرتکرارترین احادیث موجود در آثار ملاصدرا، حدیث مشهورِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» است. او با تکیه بر این حدیث، به ملازمه بین «معرفت نفس» و «معرفت رب» قائل بوده (همان، ج5، ص124) و با تأکید بر وجود مناسبت و مضاهات میان «نفس» و «رب»، در سه لایه «ذات»، «صفت» و «فعل»، از «خودشناسی» به عنوان راهی برای رسیدن به «خداشناسی» یاد می کند (همان، ج7، ص33).

2. «أعرفکم بنفسه أعرفکم بربّه» (همان، ج 2، ص299).

این حدیث نیز یکی دیگر از احادیثی است که ملاصدرا از آن برای اثبات اهمیتِ «معرفت نفس» و کارکرد آن استفاده می کند (همان جا).

3. «ان اللّه خلق آدم علی صورته» (همو، 1383، ج 3، ص392).

ملاصدرا با شاهد قرار دادن این حدیث، خداوند را از داشتنِ «مثل» منزه می داند. اما وجود «مثال» برای او را ممکن دانسته و «نفس انسانی» را به واسطه برخورداری از «مناسبت و مضاهات با خداوند»، مصداق آن معرفی می کند؛ مناسبت و مضاهاتی که می توان با تکیه بر آن، به تبیین ملازمه بین «معرفت نفس» و «معرفت رب» پرداخت (همان، ص393).

4. «رحم اللّه امرئ اعد لنفسه و استعد لرمسه و علم من این و فی این و الی این» (همان، ج 1، ص571).

به عقیده ملاصدرا، مراد از علم به «فی أین» در این حدیث، «معرفت نفس» و کیفیت سلوک آن برای رسیدن به «سعادت» است. به بیان دیگر، او این حدیث را نیز شاهدی بر ضرورت تحصیلِ «معرفت نفس» می داند (همان جا).

5. «وجدت علم الناس کله فی اربع اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرف ما صنع بک و الثالث ان تعرف ما اراد بک و الرابع ان تعرف ما یخرجک عن دینک» (همان، ج 2، ص261).

ملاصدرا فقره «أن تعرف ما صنع بک» در این حدیث را به «معرفت نفس» تفسیر می کند. البته بنا بر توضیح او، دو فقره «أن تعرف ما اراد بک» و «أن تعرف ما یخرجک عن دینک» که حاکی از ضرورتِ «معرفت به فضایل و رذائل نفسانی» است نیز می توانند با موضوعِ «معرفت نفس» مرتبط باشند (همان، ص262).
2- 4. تبیین چیستی «نفس» و اثبات تجرد آن

ملاصدرا اگرچه بر عدم امکان شناخت و توصیفِ «حقیقت نفس» به کمکِ «قیاس فکری» تأکید دارد (همو، 1354، ص252)، اما می کوشد تا با شرح معنای لغوی و اصطلاحیِ «نفس»، مخاطب خود را به هویت آن نزدیک کند. او پس از آنکه از «ذات الشیء و حقیقته» به عنوان معنای لغویِ «نفس» و «جوهر مفارق عن الاجسام ذاتاً و حقیقة و مقارن لها فعلا و تأثیراً» به عنوان معنای اصطلاحی آن یاد می کند، علت اطلاق این واژه بر «قلب»، «دم»، «ماء» و «رأی» را توضیح می دهد (همو، 1366، ج1، ص392). البته ملاصدرا بر تعریف فیلسوفان متقدم از «نفس» (یعنی: کمال اول لجسم طبیعی آلی ذی حیاة بالقوة من جهة ما یدرک الامور الکلیة و یفعل الافعال الفکریة) نیز صحه نهاده و به تبیین آن می پردازد (همو، 1981م، ج 8، ص53؛ 1363، ص514). همچنین گفتنی است: مواردی مانند «نور من انوار الله المعنویة»، «جوهر ربانی»، «سر سبحانی»، «لطیفة ملکوتیة»، «شعلة لاهوتیة»، «کلمة روحانیة»، «خلق ربانی»، «فعل غیر زمانی و لا مکانی»، «الحروف المکتوب بالکاف و النون»، «جوهرة روحانیة سماویة نورانیة» و «امر ربانی حیة بالذات علامة بالقوة قابلة لمعرفة الله و مجاورة المقدسین المقربین فعالة فی الاجسام و مستعملة لها و متممة ایاها الی وقت معلوم ثم تارکة لها راجعة الی عنصرها و معدنها کما کان بدیّا»، برخی دیگر از تعابیری است که او برای تبیینِ «هویت نفس» به کار برده است (همو، 1302ق، ص238؛ 1381، ص212).

همچنین پس از تلاش در عرصه «تعریف نفس» می توان تکاپوهای فراوان برای اثباتِ «تجرد نفس» به کمک «عقل» و «نقل»، دفاع همه جانبه از آن (همو، 1981 م، ج8، ص260) و سپس ابتناء بناءِ «معرفت نفس» بر این مبنا (همو، 1354، ص6) را مرحله مهم دیگری از «نفس شناسی صدرایی» دانست. توضیح مطلب آنکه در نگاه ملاصدرا، اساساً «معرفت نفس» چه در فضای «علم حصولی» (همو، 1366، ج4، ص86) و چه در عرصه «علم حضوری» (همو، 1363، ص265) یعنی «معرفت تجرد نفس». به عبارت دیگر، حد وسطِ «برهان معرفت نفس» در نگاه ملاصدرا، «تجرد» یا همان مناسبتی است که میان «نفس انسان» و «خداوند» برقرار بوده و پیوند میان «معرفت نفس» و «معرفت رب» را باعث می شود.

البته باید توجه داشت که ملاصدرا علاوه بر «نفس روحانی مجرد» و «روح اصلی»، انسان را دارای یک «نفس جسمانی» و «روح بخاری» نیز می داند (همو، 1383، ج 3، ص394؛ 1354، ص252) که پرداختن به آن، محتاج مجال دیگری است.
2- 5. شرح چراییِ «معرفت نفس» و کارکردهای آن

به جرأت می توان یکی از پُررنگ ترین و پُرنمودترین مؤلفه های قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس» را تلاش او برای تبیین ضرورت این آموزه و تشریح کارکردهای مختلف آن دانست. ملاصدرا در مواضع متعددی از آثار خود و به مناسبت های گوناگون، بر اهمیت خودشناسی تأکید کرده و نسبت به عواقب سوء بی بهره بودن از آن هشدار می دهد؛ تأکید و هشداری که مرور اجمالی برخی از مصادیق آن، نقش عمده ای در فهم قرائت او از این آموزه دارد:

اولاً، ملاصدرا کسی که فاقدِ «معرفت نفس» بوده و ادراکی از تجرد آن ندارد را لایق وصفِ «حکمت» ندانسته و با این بیان کلی، بر اهمیت اساسی این مقوله تأکید می کند (همو، 1422ق، ص11؛ 1354، ص6).

ثانیاً، ملاصدرا از «معرفت نفس» به عنوان «افضل العلوم الطبیعیة»، «ام الحکمة»، «اصل السعادة» (همانجا)، «ام الفضائل»، «اصل الحکمة»، «مفتاح سائر المعارف» (همو، 1366، ج3، ص268)، «اصل الفضائل»، «اشرف المباحث بعد اثبات المبدأ الاعلی» (همو، 1422 ق، ص11)، «اصل المعارف» (همو، 1366، ج2، ص299)، «مفتاح العلوم الحقیقیة» (همان، ج3، ص385) و «العلم المهم» (همو، 1383، ج 2، ص61) یاد کرده و از مواردی مانند «دست یابی به مقصود»، «هدایت به اصل وجود»، «گشایش درهای آسمان»، «ارتباط با ملائکه»، «ورود به بهشت» (همو، 1363، ص556)، «وصول به عالم ربوبی»، «مشاهده آیات کبری و ملکوت آسمان ها» (همو، 1302ق، ص299) و «طی مراتب ملک و ملکوت» (همان، ص289) به عنوان آثار کلی آن نام می برد.

ثالثاً، ملاصدرا علاوه بر اشاره کلی به آثار «معرفت نفس»، به شرح جزئیات و مصادیق آن نیز همت گمارده و از مواردی چون «معرفت شناسی» (همو، 1360، ص131)، «خداشناسی» (همو، 1366، ج 5، ص346؛ 1360، ص132؛ 1354، ص6؛ 1363، ص265؛ 1981 م، ج 6، ص377)، «جهان شناسی» (همو، 1360، ص131؛ 1981م، ج 6، ص377؛ 1383، ج 1، ص292؛ 1302ق، ص286)، «انسان شناسی» (همو، 1366، ج 5، ص46)، «امام شناسی» (همان، ج 4، ص400)، «قرآن شناسی» (همان، ج1، ص394؛ ج 2، ص299)، «دین شناسی» (همو، 1354، ص498)، «ارزش شناسی» (همو، 1360، ص132) و «معادشناسی» (همو، 1361، ص234؛ 1417ق، ج1، ص298؛ 1302ق، ص286؛ 1363، ص632؛ 1981م، ج9، ص318؛ 1361، ص261؛ 1354، ص431) به عنوان «آثار علمیِ» خودشناسی و از «خودسازی» (همو، 1360، ص132 و ص133؛ 1383، ج 2، ص117 و ص508) و «جامعه سازی» (همو، 1360، ص133) به عنوان «آثار عملیِ» آن یاد می کند.

رابعاً، ملاصدرا به منظور تأکید مضاعف بر اهمیت تلاش برای تحصیلِ «معرفت نفس»، علاوه بر آثارِ «علم به نفس»، از آثارِ «جهل به نفس» نیز یاد می کند. «ابتلاء به امراض روحی» (همو، 1366، ج 3، ص267)، «ظلمت»، «ضنک»، «ضیق صدر»، «عمی قلب»، «صم»، «بکم»، «حرمان»، «هلاک» و «عذاب آخرت» (همو، 1363، ص624؛ 1366، ج4، ص302؛ ج2، ص299)، برخی از مواردی است که او از آنها به عنوان نتائجِ «اِعراض از معرفت نفس» یاد می کند.

خامساً، اشاره به غفلت عوام و حتی خواص از «معرفت نفس»، پرداختن به ریشه های این غفلت و تقبیح آن، بخش دیگری از سخنان ملاصدرا است که علاوه بر إخبار از یک واقعیت تلخ، می توان إنشاء وجوب توجه به این آموزه را نیز از آن برداشت کرد (همو، 1383، ج 1، ص294؛ 1366، ج6، ص222؛ ج 7، ص33؛ ج 4، ص333؛ 1354، ص430).

سادساً، ملاصدرا با تکیه بر ادله حاکی از ضرورتِ «معرفت نفس» و با تأکید بر فواید مترتب بر آن، به اولویت این معرفت، در مقایسه با سایر علوم و معارف (ازجمله علم به «ظواهر شریعت» و «فروعات فقهی») و در نتیجه، اولویت تلاش برای تحصیل آن قائل است (همو، 1383، ج 1، ص201؛ 1366، ج6، ص214؛ 1354، ص431؛ 1383، ج 1، ص171).
2- 6. استفاده از بحثِ «معرفت نفس» در عرصه تبیین معارف دینی

یکی از مهم ترین وجوه قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس» آن است که او علاوه بر تبیین این آموزه و معرفی کلی و اجمالی آن به عنوانِ «کلید فهم همه معارف» (همو، 1381، ص174؛ 1366، ج2، ص299؛ ج3، ص268)، مصادیق متعددی از کیفیت کارگشایی این کلید را نیز مورد اشاره قرار داده است. به عبارت دیگر، او به «تنقیح مبنا» در بابِ «معرفت نفس» اکتفا نکرده و به «حل مسأله» براساس آن نیز پرداخته است. «معنای توحید افعالی» (همان، ج 2، ص232)، «کیفیت اسناد رحمت به خداوند» (همان، ج 1، ص70)، «نحوه استواء پروردگار بر عرش» (همان، ج 6، ص38)، «حقیقت معجزه و کرامت» (همان، ج 3، ص439)، «معنای حیات و کمال حقیقی انسان» (همان، ج 6، ص221)، «کیفیت صعود و سقوط انسان» (همان، ج 4، ص301)، «معنای شکر و کیفیت صدور آن از انسان» (همان، ج 3، ص385) و «کیفیت خدعه زدن به خویش» (همان، ج 1، ص391)، از مواردی است که ملاصدرا با تکیه بر مبانی نفس شناسانه خود به تبیین آنها می پردازد.
2- 7. انتقال بحث «نفس» و «معرفت نفس» از «طبیعیات» به «الاهیات»

یکی از مهم ترین ویژگی های قرائتِ ملاصدرا، تغییر اساسی است که او با نوع نگاه خود به مسأله «نفس»، در جایگاه بحث از آن ایجاد کرد. توضیح مطلب آنکه: تا پیش از ملاصدرا، مباحث مربوط به «نفس» و «معرفت نفس»، عمدتاً در بخشِ «طبیعیات» فلسفه مطرح می شد. او نیز در برخی از آثار خود، به نقل این رویه پرداخته و با سکوت خود بر آن صحه می نهد (همو، 1422ق، ص11؛ 1354، ص6). اما تبیین جدیدی که ملاصدرا از این مباحث ارائه داد، آن را به بخش «الاهیات» فلسفه منتقل ساخت (همو، 1366، ج6، ص222؛ 1354، ص6)؛ چراکه او «معرفت نفس» را مِرقات و سُلّمِ «معرفت رب» می دانست (همو، 1363، ص265) و طبیعی است که آنچه از چنین موقعیت و هویتی برخوردار باشد، در زمره مباحثِ «الهی» قرار می گیرد، نه در فضای مسائلِ «طبیعی».
2- 8. جداانگاریِ «معرفت نفس» و معرفت حاصل از تفکر در «آیات انفسی»

ملاصدرا علاوه بر آنکه از تفکیک بین «معرفت آفاقی» و «معرفت انفسی» دفاع می کند، به تمایز میان طریقِ «معرفت نفس» و طریقِ «نظر در آیات انفسی» نیز قائل است (همو، 1383، ج 1، ص201). همچنین گفتنی است که او آیه شریفه (و فی انفسکم أ فلا تبصرون) را حاکی از «طریق اول» و آیه شریفه (سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق) را بیانگرِ «طریق دوم» می داند (همو، 1360، ص27).
2- 9. استفاده برهانی از «معرفت نفس» برای تحصیل معرفت خدا

یکی از مهم ترین وجوه قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»، عبارت است از «نگاه برهانیِ» او به این آموزه در عرصه «خداشناسی». توضیح مطلب آنکه: ملاصدرا پس از معرفیِ «نفس» به عنوان «صورت» (همو، 1363، ص265) یا «مثالِ» خدا (همو، 1366، ج6، ص38؛ 1354، ص6؛ 1981م، ج 6، ص377) و به دنبال تأکید بر تفاوتِ «مثل» با «مثال» (همو، 1383، ج 3، ص393)، تفکر در «ذات»، «صفات» و «افعال» آن را طریقی برای شناختِ «ذات»، «صفات» و «افعال» خداوند دانسته (همو، 1366، ج 7، ص33؛ 1383، ج 3، ص393) و بر همین اساس، از «معرفت نفس» به عنوانِ «مفتاح توحید» یاد می کند (همو، 1302ق، ص342). او بعد از «برهان صدیقین» که در آن «سالک»، «مسلک» و «مسلوک الیه» یکی است «برهان معرفت نفس» را که در آن فقط «سالک» و «مسلک» یکی است بهترین برهانی می داند که می توان با کمک آن به «خداشناسی حصولی» رسید (همو، 1360، ص27؛ 1366، ج4، ص86).
2- 10. تقریر کیفیت دست یابی به معرفت خدا از طریق تحصیلِ «علم حضوری به نفس»

ملاصدرا در عین برخورداری از «نگاه برهانی» به آموزه «معرفت نفس»، بر ضرورت تحصیلِ «علم حضوری به نفس» نیز تأکید دارد. به عبارت دیگر، او علاوه بر تبیین کیفیت دست یابی به «خداشناسی حصولی» از طریق «نفس شناسی حصولی»، به تبیین کیفیت دست یابی به «خداشناسی حضوری» از طریق «نفس شناسی حضوری» نیز پرداخته است. معرفیِ «معرفت نفس» به عنوان «تحقق به حقیقت عبودیت»، «صیرورت»، «صعود» و «کشف حیثیت استهلاکی و تعلقی خود» (همو، 1417 ق، ج 1، ص372؛ 1354، ص498؛ 1302ق، ص299) در کنار تأکید بر ضرورتِ «نفس شناسی حضوری» (همو، 1360، ص163) و «تلاش برای تجرد از ماده» به عنوان ابزارِ «خداشناسی» (همو، 1363، ص265)، بخش هایی از کلام ملاصدرا است که می توان با تکیه بر آنها، به تبیینِ «نگاه عرفانی» او به آموزه «معرفت نفس» پرداخت.
2- 11. تبیین چگونگیِ «معرفت نفس» و نشانه دست یابی به آن

یکی دیگر از ممیزه های قرائتِ ملاصدرا آن است که علاوه بر تبیین چرایی و چیستیِ «معرفت نفس»، چگونگی آن را نیز مورد توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر، او به تبیین ضرورت و هویتِ «معرفت نفس» اکتفاء نکرده و از کیفیت تحقق آن نیز سخن می گوید. به عنوان مثال، «توجه به هویت لایه ای نفس» یکی از مواردی است که ملاصدرا از آن با عنوانِ «مفتاح معرفت نفس» در فضای «علم حصولی» یاد می کند (همو، 1366، ج1، ص393). همچنان که «تبدیل وجود ظلمانی نفسانی به وجود نورانی روحانی» (همو، 1360، ص163) به واسطه «تجردِ» (همو، 1363، ص265) حاصل از «مجاهده»، «مراقبه»، «مداومت بر عبادات ظاهری و باطنی»، «خلوت با خدا»، «حضور قلب»، «تصفیه فکر» و «انقطاع الی الله» (همو، 1366، ج6، ص214) برخی از مواردی است که او تحصیلِ «معرفت حضوری به نفس» را منوط به آنها می داند. همچنین با توجه به آنکه ملاصدرا از «قدرت بر تمییز خواطر» به عنوانِ «نشانه یا نتیجه معرفت نفس» یاد می کند (همو، 1363ش، ص160)، می توان «تمرین تمییز خواطر» را نیز یکی از راه کارهای پیشنهادی او برای تحصیلِ «معرفت نفس» دانست.
2- 12. اشاره به وجه رجحان طریقه «معرفت نفس» و علت تشویق به آن

ملاصدرا جدای از تبیین چرایی، چیستی و چگونگیِ «معرفت نفس»، به «وجه رجحان» این طریقه و «علت تشویق» به آن نیز اشاره می کند. «مطابقت عالم صغیر نفس آدمی با عالم کبیر»، «عظمت و جامعیت بی مثال صورت انسانی»، «اقربیت نفس به انسان در مقایسه با سایر اشیاء» و «اشتمال بر عجیب ترین حکمت های الهی»، برخی از دلایلی است که ملاصدرا با تکیه بر آنها، طریقه «معرفت نفس» را از سایر طرق برتر دانسته و نفوس را به سمت آن سوق می دهد (همو، 1383، ج 1، ص292).
2- 13. اشاره به مباحث حدیث شناختی مرتبط با حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه»

با توجه به محوریت حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» در میان گزاره های نقلی دال بر آموزه «معرفت نفس»، می توان مجموعه سخنانِ ملاصدرا در ارتباط با این حدیث را نیز به عنوان یکی از وجوه قرائت او از آموزه مذکور، مورد توجه قرار داد:

اولاً، ملاصدرا به جز معرفی حدیث مذکور به عنوانِ «حدیث مشهور» (همو، 1366، ج 7، ص33)، هیچ اشاره دیگری به «مباحث سندی» مرتبط با آن ندارد.

ثانیاً، ملاصدرا در مواردی از این حدیث به عنوان کلام پیامبر اکرم9 (همو، 1981م، ج 6، ص377؛ 1383، ج1، ص292؛ 1360، ص 163) و در مواردی نیز از آن به عنوان سخن امیرالمؤمنین7 (همو، 1354، ص7؛ 1383، ج3، ص393) یاد می کند.

ثالثاً، ملاصدرا متن قابل قبول حدیث مورد بحث را «من عرف نفسه فقد عرف ربه» دانسته و هیچ گاه آن را بدون «فقد» نقل نمی کند.

رابعاً، ملاصدرا در رابطه با معنای «معرفت نفس» در این حدیث، «سه وجه» را مورد اشاره قرار می دهد:

- من عرف نفسه بالعبودیة و تحقق بها بالعرفان عرف ربه بالربوبیة؛ لأن قوام العبد بالرب (همو، 1417ق، ج 1، ص372).

- معرفة النفس لا یمکن الا بالتجرد عن المادة و بقدر التجرد یمکن معرفة الرب؛ فالتجرد مناط الظهور و الاظهار (همو، 1363، ص265).

- من عرف نفس الانسان الکامل فقد عرف ربه؛ لأن الله خلقه مثالا تاماً لنفسه و لأنه باب الله الأعظم و مقوّم لذات الانسان (همو، 1366، ج 4، ص400).

خامساً، ملاصدرا در مقام تبیین نوع رابطه «معرفت نفس» با «معرفت رب» در حدیث مذکور، به «چهار وجه» اشاره می کند:

- من عرف نفسه یتوصل الی معرفة الرب و إن کانت بینهما وسائط (همو، 1360، ص133).

- إذا حصل معرفة النفس حصل بحصولها معرفة الله بلا فاصل (همان، ص133).

- معرفة الرب معلقة علی معرفة النفس (همو، 1354، ص6؛ 1366، ج4، ص302) و لا تحصل الا بها (همو، 1360، ص133).

- معرفة الرب بمعرفة النفس غایة معرفته و لا یمکن فوق هذه المرتبة (همان جا).
3. ملاحظات و ابهامات مرتبط با قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»

مهم ترین ملاحظات و ابهامات قابل طرح در رابطه با قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»، از این قرار است:

1. ملاصدرا در پی اشاره به «عدم انکار لقاء پروردگار در قیامت» به عنوان یکی از آثارِ «معرفت نفس»، از آیه شریفه (سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یکفِ بِرَبِّک أَنَّهُ عَلَی کلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ) (فصلت (41)، 53) به عنوان مؤید این اثر یاد کرده است (صدرالدین شیرازی، 1360، ص131). بر همین اساس، می توان گفت که ظاهراً در نگاه او، ضمیر موجود در «أنّه الحق» به «بعث» و «لقاء خداوند در قیامت» برمی گردد. حال آنکه اگر این ضمیر را به «خداوند» برگردانیم، دیگر نمی توان چنین استفاده ای از آیه فوق را پذیرفت. بلکه می توان از این آیه، کارکردِ «معرفت نفس» در راستای «خداشناسی» را استفاده کرد.

2. ملاصدرا با استشهاد به دو آیه (وَ فِی الْأَرْض آیات لِلْموقِنِینَ وَ فِی أَنْفُسِکمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ) (الذاریات (51)، 20 و 21)، از «معرفت نفس» به عنوان «بهترین راه خداشناسی» یاد می کند (همان، ص27). لکن اگرچه می توان از این دو آیه، اصل طریقیتِ «معرفت نفس» برای «خداشناسی» را استفاده کرد، اما ظاهراً برتری این طریق را نمی توان از آنها نتیجه گرفت.

3. ملاصدرا آیه شریفه (وَ لَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّه فأَنْسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ) (حشر (59)، 19) را به منزله عکس نقیض حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» دانسته و در توضیح آن می گوید: «همان گونه که جهل به نفس یا نسیان نفس مستلزم «جهل به رب» یا «نسیان رب» است، «معرفت نفس» نیز مستلزم «معرفت رب» خواهد بود (صدرالدین شیرازی، 1366، ج5، ص124؛ 1354، ص7). حال آنکه ظاهراً این تبیین، محل تأمل است؛ زیرا براساس آیه مذکور، «نسیان رب» مستلزمِ «نسیان نفس» است، نه برعکس.

4. ملاصدرا در توضیح آیه شریفه (وَ لَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ) (حشر (59)، 19) می گوید: «از آن جایی که قوام و فعلیتِ نفس به «عبودیت» بوده و تا پیش از رسیدن به این مرحله، وجودی برای آن متصور نیست، می توان به این نتیجه رسید که عدم معرفتِ نفس به عبودیت، نتیجه ای جز «معدومیت» یا «منسی بودن» را در پی نخواهد داشت؛ همان حقیقتی که در آیه مذکور مورد اشاره قرار گرفته است (صدرالدین شیرازی، 1366، ص497). حال آنکه ظاهراً این توضیح با دو آیه (نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ) (توبه (9)، 67) و (قَالَ کذَلِک أَتَتْک آیاتُنَا فنَسِیتَهَا وَ کذَلِک الْیوْم تُنْسَی) (طه (20)، 126) تناسب بیشتری دارد؛ زیرا در این دو آیه است که سخن از «مَنسی بودن نفس» در میان است.

5. ملاصدرا آیه شریفه (نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ) (توبه (9)، 67) را نیز به منزله عکس نقیض حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» می داند (صدرالدین شیرازی، 1366، 1360، ص5). حال آنکه با توجه به تفاوتِ «اِنساء خدا» و «نسیان نفس» با «نسیان خدا»، ظاهراً این سخن محل تأمل است. به عبارت دیگر، آیه مذکور عکس آیه (فَاذْکرُونِی أَذْکرْکمْ) (بقره (2)، 152) است، نه به منزله عکس نقیض حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه».

6. ملاصدرا با استشهاد به آیه شریفه (مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما کنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا) (کهف (18)، 51)، «از خود بیگانگی» و «عدم شناخت خود» را عاملِ «انحطاط»، و «معرفت نفس» را زمینه سازِ «شناخت عالَم» و «مشاهده خالق عالَم» می داند (صدرالدین شیرازی، 1366، ص132). حال آنکه ظاهراً در این آیه، «از خود بیگانگی» به عنوان «شاخص انحطاط» نه عامل آن و «معرفت نفس» به عنوان «نشانه خداشناسی» نه زمینه ساز آن معرفی شده است.

7. به عقیده ملاصدرا، مراد از علم به «فی أین» در حدیثِ «رحم اللّه امرئ اعد لنفسه و استعد لرمسه و علم من این و فی این و الی این»، «معرفت نفس» بوده و می توان آن را شاهدی بر ضرورت تحصیلِ «معرفت نفس» دانست (همو، 1383، ج 1، ص571). درحالی که ظاهراً فقره مذکور، بر ضرورتِ «دنیاشناسی» دلالت دارد، نه ضرورتِ «نفس شناسی».

8. ملاصدرا با تأکید بر تمایز طریقِ «معرفت نفس» و طریقِ «نظر در آیات انفسی» با یکدیگر، آیه شریفه (وَ فی أَنفُسِکمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ) (الذاریات (51)، 21) را حاکی از طریق اول و آیه شریفه (سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهمْ أَنهُ الْحقُّ أَ وَ لَمْ یکفِ بِرَبِّک أَنَّهُ عَلَی کلِّ شَیْءٍ شهِیدٌ) (فصلت (41)، 53) را بیانگر طریق دوم می داند (صدرالدین شیرازی، 1360، ص27). حال آنکه ظاهراً مفاد هر دو آیه یکسان بوده و طریقِ «معرفت نفس»، همان طریقِ «نظر در آیات انفسی» است. به بیان دیگر، چون مراد ملاصدرا از طریقِ «نظر در آیات انفسی»، همان «نفس شناسی حصولی» بوده و چون «نفس شناسی حصولی» از جنسِ «معرفت آفاقی» است، نمی توان آیاتی که در آنها از «معرف نفس» در کنار «معرفت آیات آفاقی» به عنوان طریقِ «خداشناسی» یاد شده است را ناظر به آن دانست.
4. تکمله هایی بر قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس»

به منظور تکمیل و ارتقاء قرائتِ ملاصدرا از آموزه «معرفت نفس» و برای رسیدن به «قرائت معیار» از این آموزه اسلامی، توجه به چند نکته ضروری است:
4- 1. لزوم التزام به «محوریت وحی» در عرصه «نفس پژوهی»

اگرچه همه «عقل گرایان عرفان محور» (ازجمله ملاصدرا) با تأکید بر اتحاد مفاد «عقل»، «قلب» و «وحی»، با تلاش برای آشتی دادن «آموزه های حکمی» با «ظواهر نقلی» و با اشاره به برتری یقین حاصل از «ادله سمعیه» در برخی از موارد، بر اهمیت «گزاره های وحیانی» اتفاق نظر دارند. اما اکثر آنان (از جمله ملاصدرا) آیات و روایات را صرفاً به عنوان «شاهد» مورد توجه قرار داده و نظام معرفتی خود را بر «یافته های عقلانی» استوار ساخته اند (همو، 1422ق، ص249؛ 1363، ص527؛ 1417ق، ج1، ص217؛ 1981م، ج8، ص303؛ 1354، ص301). لکن علامه طباطبایی، جدای از آنکه «نظام معرفتیِ عقلانی، عرفانی و وحیانی» را به اوج خود رسانده و آن را از هرگونه آلایشی پیراسته است، بر «محوریت قرآن کریم» در عرصه «نظریه پردازی» و «نظام سازی» نیز تأکید ویژه ای دارد (طباطبایی، 1388، ص71)؛ و بر همین اساس، قرائت خود از آموزه «معرفت نفس» را بر آیاتی چون (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّه خبِیرٌ بِمَا تعْمَلُونَ * وَ لَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ» (حشر (59)، 18 و 19) و (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکمْ أَنْفُسَکمْ لَا یضُرُّکمْ مَنْ ضلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُکمْ بِمَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (مائده (5)، 105) مبتنی می سازد (صدرالدین شیرازی، 1360ق، ص37؛ 1371، ج6، ص162). از همین رو می توان قرائت او از این آموزه را بر سایر قرائت های مطرح در این حوزه ترجیح داده و از آن به عنوان الگویی برای تبیین آموزه های دینی استفاده کرد.
4- 2. وجوب تلاش برای رسیدن به یک «قرائت کاربردی رقابتی» از آموزه «معرفت نفس»

اگرچه «عقل گرایان عرفان محور» (ازجمله ملاصدرا) علاوه بر چیستی و چراییِ «معرفت نفس»، چگونگیِ آن را نیز مورد توجه قرار داده (رک:همو، 1366، ج6، ص214) و علاوه بر قرائت های درون دینی، برخی از موارد مشابه در فضاهای برون دینی را نیز مد نظر داشته اند (رک: همو، 1354، ص6)، اما می توان با توجه بیشتر به «چگونگی معرفت نفس»، زمینه دست یابی به یک «قرائت کاربردی» از این آموزه را فراهم آورده و علاوه بر «نیاز معرفتیِ» مخاطب، «نیاز تربیتیِ» او را نیز پاسخ گفت. همچنین می توان با ورود جدی تر به فضای «مطالعات تطبیقی» و «پاسخ گویی به نیازهای فکری و فرهنگی معاصر»، زمینه شکل گیری یک «قرائت رقابتی» از آموزه «معرفت نفس» را فراهم آورده و علاوه بر دست یابی به یک قرائت دینی معیار از این آموزه، برتری آن در رقابت های برون دینی را نیز ممکن ساخت؛ همچنان که «علامه طباطبایی» قدم های مهم و مؤثری را در این راستا برداشته است. به بیان دیگر، او علاوه بر آنکه با التزام به «محوریت وحی»، ارتقاء «نظام معرفتیِ عقل گرایان عرفان محور» را باعث شده است، با تدوینِ «نظام تربیتی مبتنی بر معرفت نفس» و تبیین «راهکار عملی نفی خواطر» از یک سو (ن.ک: دو کتابِ رسالة الولایة و رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب) و توجه جدی به «مطالعات تطبیقیِ روزآمد» از سوی دیگر (ن.ک: حسینی طهرانی، 1423ق، ص105؛ مرزبان وحی و خرد، 1381، ص690)، آموزه «معرفت نفس» را به یک مدل «عملیاتی رقابتی» تبدیل کرده و با این اقدام، زمینه برتری آن بر نمونه های رقیب را فراهم آورده است.
4- 3. ضرورت ورود تفصیلی به «مباحث سندی و دلالیِ» مرتبط با حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه»

همان گونه که گذشت، التزام به اهمیتِ «گزاره های وحیانی» و استناد روشمند به آنها، یکی از مهم ترین معیارها برای تعیین قرائت برتر از آموزه های دینی است. از همین رو می توان ورود تفصیلی به مباحث تفسیری و فقه الحدیثی مرتبط با آموزه «معرفت نفس» را برای رسیدن به قرائتی معیار از این آموزه ضروری دانست. در این میان، حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» به عنوان مهم ترین سند روایی آموزه «معرفت نفس»، نیازمند توجه بیشتری است. از همین روست که «عقل گرایان عرفان محور» (از جمله ملاصدرا) این حدیث را در چهار محورِ «اعتبار حدیث»، «قائل حدیث»، «متن حدیث» و «دلالت حدیث» مورد بررسی قرار داده و خروجی قابل قبولی را از خود به جای گذاشته اند. البته دفاع از عملکرد «عقل گرایان عرفان محور» در این حوزه، هرگز به معنای اعتقاد به جامعیت آن نیست. به بیان دیگر، اگرچه عالمان متعلق به این جریان، توجه خاصی به حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» داشته و نکات مهمی را در رابطه با «اعتبار» و «دلالت» آن مورد اشاره قرار داده اند، اما می توان با ورود جدی تر به مباحث سندی و دلالی مرتبط با حدیث مذکور، زمینه تکمیل و ارتقاء قرائت آنان از آموزه «معرفت نفس» را فراهم آورد.
جمع بندی و نتیجه گیری

«قرائتِ معیار» از آموزه «معرفت نفس»، همان قرائتِ «عقل گرایان عرفان محور» (ازجمله ملاصدرا) است؛ قرائتی که به جهت برخورداری از ویژگی هایی مانند تأکید بر اهمیت و محوریتِ «گزاره های وحیانی» در مقام تبیین مبانی، استناد به حجم انبوهی از آیات و روایات ناظر به موضوعِ «معرفت نفس»، ورود به مباحث سندی و دلالی مرتبط با احادیث مربوطه (ازجمله حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه»)، ارائه یک نظام جامع معرفتی تربیتی با محوریتِ «معرفت نفس» و تبیین راهبردها و راهکارهای تحقق آن براساس آموزه های قرآن و عترت، نشان از حقانیت مبنا، رویکرد و روش مطرح در «مکتب عقل گرایان عرفان محور» دارد.

این قرائت را می توان در چند گزاره خلاصه کرد:

1. با توجه به اتحاد مُفادِ «وحی»، «عقل» و «قلب» و ضرورت بهره گیری هم زمان از همه ابزارهای شناخت، تلاش روشمند در سه عرصه «نفس شناسی وحیانی»، «نفس شناسی عقلانی» و «نفس شناسی عرفانی» ضروری بوده و نتیجه این تلاش ها هیچ تباینی با یکدیگر ندارند.

2. با توجه به «تجرد نفس» از یک سو و «استحاله تحصیل معرفت حقیقی خداوند از طریق علم حصولی» از سوی دیگر، «معرفت نفس» یعنی «شهود هویت بالغیر و عین الربطِ نفس، برای شهود رب قیوم و مقوم».

3. با توجه به تناسب موجود میانِ «نفس» و «رب» می توان از تفکر در «ذات، صفات و افعالِ نفس» به عنوان طریقی برای رسیدن به «خداشناسیِ حصولی» استفاده کرد.

4. «معرفت شناسی»، «خداشناسی»، «جهان شناسی»، «انسان شناسی»، «امام شناسی»، «قرآن شناسی»، «دین شناسی»، «ارزش شناسی» و «معادشناسی»، از مهم ترین «آثار علمی خودشناسی» و «خودسازی» و «جامعه سازی» از مهم ترین «آثار عملی معرفت نفس» می باشند.

5. راه دست یابی به «معرفت نفس» عبارت است از: «تبدیل وجود ظلمانی نفسانی به وجود نورانی روحانی»، به واسطه «تجردِ» حاصل از «توبه»، «انابه»، «مجاهده»، «مراقبه»، «محاسبه»، «مداومت بر عبادات ظاهری و باطنی»، «خلوت با خدا»، «صمت»، «جوع»، «سهر»، «ذکر»، «تحصیل حضور قلب»، «تصفیه فکر»، «ترک اشتغال به دنیا»، «قطع علاقه به مادیات»، «انقطاع از غیر خدا» و «توجه تام به خدا» که صرفاً با عمل به «اوامر و نواهی شرعی» ممکن است.

کتاب نامه

قرآن کریم.

1. ابن عطیه اندلسی، أبومحمد عبدالحق بن أبی بکر (1413ق). المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (ج5). به تحقیق عبدالسلام عبدالشافی محمد. بیروت: دار الکتب العلمیة.

2. تمیمی آمدی، عبدالواحدبن محمد (1410ق). غرر الحکم و درر الکلم. به تحقیق سید مهدی رجائی. قم: دار الکتاب الاسلامی.

3. ثعالبی، عبدالرحمان بن محمد (1418ق). الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن (ج5). به تحقیق عبدالفتاح أبوسنة، الشیخ علی محمد معوض و الشیخ عادل أحمد عبدالموجود. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

4. حافظ برسی، رجب بن محمد (1422ق). مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین علیه السلام. به تحقیق علی عاشور. بیروت: اعلمی.

5. حسینی طهرانی، سید محمدحسین (1423ق). مهر تابان. مشهد مقدس: علامه طباطبایی.

6. مرزبان وحی و خرد (1381). قم: بوستان کتاب.

7. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (بی تا). تفصیل النشأتین و تحصیل السعادتین. قم: الهجرة.

8. صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم (1383). شرح أصول الکافی (ج1، 2، 3). به تحقیق و تصحیح محمد خواجوی. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

9. (1381). کسر اصنام الجاهلیة. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.

10. (1375). مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتألهین. به تحقیق و تصحیح حامد ناجی اصفهانی. تهران: حکمت.

11. (1366). تفسیر القرآن الکریم (ج1، 2، 3، 4، 5، 6، 7). قم: بیدار.

12. (1363). مفاتیح الغیب. تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران و مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

13. (1361). العرشیة. به تصحیح غلام حسین آهنی. تهران: انتشارات مولی .

14. (1360). اسرار الآیات و انوار البینات. با مقدمه و تصحیح محمد خواجوی. تهران: انجمن اسلامی حکمت و فلسفه اسلامی.

15. (1354). المبدأ و المعاد. تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

16. (1422 ق). شرح الهدایة الاثیریة. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی .

17. (1417ق). الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة (ج1). بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.

18. (1302ق). مجموعة الرسائل التسعة. قم: مکتبة المصطفوی.

19. (1981م). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة (ج6، 7، 8، 9). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

20. طباطبایی، سید محمدحسین (1388). شیعه در اسلام. قم: بوستان کتاب.

21. (1371). المیزان فی تفسیر القرآن (ج6). قم: اسماعیلیان.

22. (1360ق). رسالة الولایة. قم: مؤسسه اهل البیت.

23. علم الهدی، علی بن حسین (1998م). امالی المرتضی (ج1، 2). تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم. قاهره: دار الفکر العربی.

24. فتال نیشابوری، محمدبن احمد (1375). روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ج1). قم: انتشارات رضی.

25. منسوب به جعفربن محمد الصادق علیه السلام (1400ق). مصباح الشریعة. بیروت: اعلمی.

...................

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟