• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تفسیر سوره مبارکه سبأ، بخش اول، حجت الاسلام قرائتی

شرح آیات 1 لغایت 20 سوره مبارکه سبأ

جلسه 1

جلسه 2

جلسه 3

بیشتر...

مبارزه با جهل و نجات از ضلالت،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.7 MB

زمان: 17 دقیقه

بیشتر...

توجّه به معاد؛ نیروی کنترل‌کننده،آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.8 MB

زمان: 33 دقیقه

بیشتر...

بازپرسى عمومى

شرح آیات 6 تا 9 سوره مبارکه اعراف

در آیات گذشته اشاره اى

بیشتر...

معرفت ، محمد هادی

معرفت ، محمد هادی

نام های دیگر: حضرت آیت الله حاج شیخ هادی

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
8646
13741
142916191
امروز سه شنبه, 26 تیر 1403
اوقات شرعی

خطبه بیست و سوم ، بخش دوم

خطبه بیست و سوم ، بخش دوم - آیت الله مکارم شیرازی

 

أمَّا بعد: فَإِنَّ الاَْمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاَْرْضِ کَقَطَراتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْس بِمَا قُسِمَ لَهَا، مِنْ زِیَادَة أَوْ نُقْصَان، فَإذا رَأَى أَحَدُکُمْ لاَِخِیهِ غَفِیرَةً فى أَهْل أَوْ مَال أَوْ نَفْس فَلاَ تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً! فَإِنَّ الْمَرْءَ المُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ فَیَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَ یُغْرَىَ بِهَا لِئَامُ النَّاسِ، کانَ کَالفالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَة مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ المَغْنَمَ، وَ یُرْفَعُ بِها عَنْهُ المَغْرَمُ. وَ کَذْلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِیءُ مِنَ الْخِیَانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللهِ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ: إِمَّا دَاعِىَ اللهِ فَمَا عِنْدَاللهِ خَیْرٌ لَهُ، وَ إِمَّا رِزْقَ اللهِ فَإِذَا هُوَ ذُوْ أَهْل وَ مَـال، وَ مَعَهُ دِینُهُ وَ حَسَبُهُ. وَ إِنَّ الْمَالَ وَ البَنِینَ حَرْثُ الْدُّنْیَا، وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الاْخِرَةِ، وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللهُ تَعالى لاَِقْوَام.

امّا بعد (از حمد و ثناى الهى بدانيد! اين خطبه مشتمل بر ترغيب فقرا به زهد و توصيه اغنيا به محبّت و مهربانى است.) مواهب پروردگار، مانند قطره هاى باران، از آسمان به زمين نازل مى شود و به هر کس سهمى زياد يا کم، (مطابق آنچه خداوند  مقدّر فرموده) مى رسد. بنابراين هرگاه يکى از شما براى برادر خود برترى اى در همسر و فرزند و مال يا جسم و جان ببيند، نبايد نسبت به او موجب فتنه گردد (و سبب حسادت و کينه و عداوت و يا يأس و سوءظن به پروردگار شود); زيرا، هر گاه مسلمان به عمل زشتى که از آشکار شدنش شرمنده مى شود و افراد پَست، آن را وسيله هتک حرمتش قرار مى دهند، دست نيالايد، به مسابقه دهنده ماهرى مى ماند که منتظر است در همان دور نخست، پيروز شود و سود وافرى ببرد، بى آن که زيانى ببيند. نيز، مسلمانى که از خيانت به دور است، در انتظار يکى از دو خوبى از سوى خدا است: يا فرا رسيدن دعوت الهى است (که عمر او را به نيکنامى و حُسن عاقبت پايان مى دهد) و در اين حال، آنچه را خداوند از پاداش هاى نيک فراهم ساخته، براى او بهتر است، و يا سرانجام، در همين دنيا، خداوند، روزى او را وسيع مى کند و صاحب همسر و فرزند (و مال فراوان) مى شود، در عين اين که دين و شخصيت خود را حفظ کرده است; ولى (بدانيد فرق ميان اين دو، بسيار است).
مال و فرزندان، کشت و زراعت اين جهانند و عمل صالح و نيک، کشت آخرت است، اما گاهى خداوند، هر دو را براى گروهى جمع مى کند. (و آنان را از نعمت هاى دنيا و آخرت، هر دو، بهره مند مى سازد).

تسلیم و رضا در برابر خواست خدا

در این خطبه، امام(علیه السلام) اشاره به مسأله مهمّى مى کند که تأثیر عمیقى در تهذیب نفوس و آرامش فرد و جامعه دارد و آن این است که بى شک، زندگى اجتماعى بشر، منشأ برکات عظیمى است; به طورى که مى توان گفت قسمت عمده پیروزى هاى مهمى که در مسائل علمى و صنعتى و اجتماعى و غیر آن، نصیب انسان ها شده، در پرتو همین زندگى اجتماعى است. در کنار این برکات، مشکلات مهمّى نیز وجود دارد که اگر حل نشود، ممکن است تمام آثار مثبت را بر باد دهد.

از جمله این که در میان انسان ها، به هر دلیل، تفاوت هایى از نظر استعداد و شرایط جسمى و روحى و فردى و اجتماعى وجود دارد و همین ها منشأ تفاوت هاى زیادى در امکانات مادى و مالى مى گردد. این جا است که افراد عقب مانده، گرفتار واکنش هاى گوناگون منفى مى شوند و یا سعى مى کنند که خود را به آب و آتش بزنند و از حلال و حرام چشم بپوشند و در مسابقه اى که پایانش معلوم نیست، با افراد پیشرو در جهات مادى، شرکت کنند و یا به کلّى مأیوس شده و دست از فعّالیت بردارند و به انزوا کشیده شوند و یا آتش حسد، در دل آنها زبانه بکشد و نسبت به گروه نخست گرفتار کینه و انتقام جویى شوند.

از سوى دیگر، گروهى که بهره زیادى دارند، آنها نیز ممکن است به خودبینى و خود بزرگ نگرى و کبر و غرور و طغیان و مفاسد عظیم دیگرى که با کمى دقّت آشکار مى گردد، مبتلا شوند.

در آیات و روایات اسلامى، براى پیشگیرى از این مفاسد، همگان را به یک  واقعیت توجه داده اند و آن این که تمام این کم و زیادها، مطابق با برنامه حکیمانه اى است که از سوى خداوند بزرگ براى بندگانش تنظیم شده و چیز بى حسابى نیست.

ممکن است که اسرار این تقسیم بندى، بر ما بندگان، در بسیارى از موارد مکتوم باشد; ولى همین که بدانیم خداوند حکیم و رحمان و رحیم، آن را تنظیم کرده و راضى به آن شویم، چهره مسائل به کلّى، عوض مى شود و آرامش عمیقى، روح و جسم ما را فرا مى گیرد و تمام آن عواقب منفى و نامطلوب، از بین مى رود.

به همین دلیل، مسأله رضا و تسلیم مخصوصاً نسبت به رزق و روزى، در آیات و روایات، اسلامى، به طور گسترده، مورد بحث و تأکید قرار گرفته است.

با توجه به این مقدمه فشرده، به تفسیر خطبه باز مى گردیم و مى گوئیم که امام(علیه السلام)نیز در بخش نخستین این خطبه، براى تهذیب نفوس و پایان دادن به قسمت مهمّى از مفاسد اجتماعى، دقیقاً، به سراغ همین معنا مى رود و چنین مى فرماید:

«اما بعد (از حمد و ثناى الهى، بدانید!) مواهب پروردگار، مانند قطره هاى باران، از آسمان به زمین نازل مى شود و به هر کس، سهمى، زیاد یا کم (مطابق آن چه خداوند مقدّر فرموده) مى رسد; (أمَّا بَعْدُ: فَإِنَّ الاَْمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاَْرْضِ کَقَطَراتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْس بِمَا قُسِمَ لَهَا، مِنْ زِیَادَة أَوْ نُقْصَان).

تشبیه به دانه هاى باران، تشبیه بسیار جالبى است; چرا که دانه هاى لطیف باران، به فرمان الهى، به صورت هاى متفاوتى، در زمین هاى مختلف نازل مى شود. ارزاق الهى نیز از آسمان جود و رحمتش بر زمین حیات بشرى نازل مى گردد و کاملا با هم متفاوت است. در بعضى از زمین ها آن قدر مى بارد که نهرهاى عظیم جارى مى شود و در بعضى، در تمام سال، مقدار ناچیزى مى بارد.

حضرت، سپس در یک نتیجه گیرى روشن، چنین مى فرماید:

«بنابراین، هرگاه یکى از شما، براى برادر خود، نوعى برترى در همسر و فرزند و مال یا جسم و جان ببیند، نباید نسبت به او، موجب فتنه گردد» (و سبب حسد و کینه و عداوت و یا یأس و سوءظن به پروردگار شود); (فَإذا رَأَى أَحَدُکُمْ لاَِخِیهِ  غَفِیرَةً(1) فى أَهْل أَوْ مَال أَوْ نَفْس، فَلاَ تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً).

غفیرة، با توجه به این که از ماده «غفر» به معناى «پوشاندن» گرفته شده ـ و به همین دلیل، به موهایى که پشت سر یا گوش را مى پوشاند، «غفیرة» مى گویند و بر عفو الهى که گناهان را مى پوشاند، غفران اطلاق مى شود ـ ممکن است بیانگر این نکته باشد که اموال و ثروت هاى جهان، معمولا غافل کننده است و حتّى عیوب خود انسان را از نظرش مى پوشاند، هر چند در اینجا، غفیرة را، معمولا به معناى مال زیاد و فراوان گفته اند.

ضمناً، باید توجه داشت که فتنه، در این جا به معناى امتحان نیست، هر چند در بسیارى از موارد، به این معنا آمده، بلکه منظور، چیزى است که مایه فریب و فساد گردد و آن، واکنش ها و صفات منفى است که در بسیارى از افراد تهیدست، در مقابل صاحبان مال و ثروت پیدا مى شود، مانند کینه توزى و حسد و عداوت و نفرت.

سپس امام(علیه السلام) براى دلدارى افراد تهیدست صابر و شاکر، مطلب مستدلّى به این صورت بیان فرموده است:

«زیرا، هر گاه مسلمان، به عمل زشتى که از آشکار شدنش شرمنده مى شود و افراد پَست، آن را وسیله هتک حرمت او قرار مى دهند، دست نیالاید، به مسابقه دهنده ماهرى مى ماند که منتظر است در همان دور نخست، پیروز شود و سود وافرى ببرد، بى آن که زیانى ببیند; (فَإِنَّ الْمَرْءَ المُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ فَیَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَ یُغْرَىَ بِهَا لِئَامُ النَّاسِ، کانَ کَالفالِجِ(2) الْیَاسِرِ(3)الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَة مِنْ قِدَاحِهِ(4) تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ، وَ یُرْفَعُ بها عَنْهُ الْمَغْرَمُ).

نیز، مسلمانى که از خیانت به دور است، در انتظار یکى از دو خوبى از سوى خدا است: یا فرا رسیدن دعوت الهى است (که عمر او را به نیک نامى و حسن عاقبت پایان مى دهد) و در این حال، آن چه را خداوند از پاداش هاى نیک فراهم ساخته، براى او بهتر است، و یا سرانجام، در همین دنیا، خداوند، رزق او را وسیع مى کند و صاحب همسر و فرزند (و مال فراوان) در عین این که دین و شخصیت خود را حفظ کرده است; (وَ کَذْلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِیءُ مِنَ الْخِیَانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللهِ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ: إِمَّا دَاعِىَ اللهِ فَمَا عِنْدَاللهِ خَیْرٌ لَهُ، وَ إِمَّا رِزْقَ اللهِ فَإِذَا هُوَ ذُوْ أَهْل وَ مَال، وَ مَعَهُ دِینُهُ وَ حَسَبُهُ).

ولى (بدانید فرق میان این دو بسیار است). مال و فرزندان، کشت و زراعت این جهانند، و عمل صالح و نیک، کشتِ آخرت است; (وَ إِنَّ الْمَالَ وَ البَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا، وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الاْخِرَةِ).

«امّا گاهى خداوند، هر دو را براى گروهى جمع مى کند» (و از نعمتهاى دنیا و آخرت هر دو، بهره مند مى سازد); (وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللهُ تَعالى لاَِقْوَام).

در واقع، امام(علیه السلام) در این تحلیلِ دلنشین و دلپذیرش، این حقیقت را بیان مى کند که مسأله مهم در زندگى و سرنوشت انسان، آن است که آلوده به زشتى ها و پستى ها نشود، همان زشتى هایى که سبب سرافکندگى و شرمندگى او مى گردد او را بر سر زبان ها مى اندازد و شخصیتش را در نظر مردم، پائین مى آورد.

بنابراین، هر گاه انسان، پاک باشد و پاک زندگى کند، یکى از دو سرنوشت عالى، در انتظار اوست: یا عمر را به نیک نامى پایان مى دهد و به سوى رحمت الهى و پاداش هاى بى مانند او مى شتابد، و یا در بخش دیگرى از عمرش، مشمول مواهب مادّى این جهان مى گردد و صاحب هر دو بخش از نعمت هاى الهى مى شود.

نکته مهمى که در این جا فکر جمعى از مفسّران نهج البلاغه را به خود معطوف داشته، این است که امام(علیه السلام) چنین فرد مؤمنى را که در هر حال، پیروز و خوشبخت و مشمول لطف و رحمت الهى است، تشبیه به «فالج یاسر» کرده است و بعضى چنین پنداشته اند که این تعبیر، به معناى قمارباز ماهرى است که در نخستین دور قمار، برنده مى شود و آن گاه این سؤال مطرح شده که چه گونه امام(علیه السلام)مؤمنانِ صاحب رضا و تسلیم در برابر قسمت پروردگار را، تشبیه به چنین کسى مى کند که آلوده گناه بزرگى از گناهان کبیره است؟

با دقّت در تعبیرات و کلماتى که امام(علیه السلام) به کار برده یعنى، (کلمه هاى «قداح»، «فوزة»، «مغنم» و «مغوم») روشن مى شود که مقصود از «یاسر» قمار باز نیست; بلکه اشاره به نوع خاصى از بخت آزمایى است که به سود فقرا، در میان عرب انجام مى شده است. توضیح این که بعضى از شارحان نهج البلاغه، از زمخشرى در کشّاف، چنین نقل کرده اند که عرب (هنگام بخت آزمایى)، ده چوبه تیر داشت، هر کدام، نامى مخصوص به خود گرفته بود. شترى خریدارى مى کردند و آن را سر مى بریدند و به ده قسمت تقسیم مى کردند، سپس این تیرهاى ده گانه را در کیسه اى مى ریختند و آن را به هم مخلوط مى کردند و یک نفر از میان آنها ـ که مورد اعتماد بود ـ دست مى کرد و یکى یکى، آنها را بیرون مى آورد. هفت چوبه تیر که هر کدام اسم خاصى داشت، به ترتیب، یک سهم و دو سهم و سه سهم ... تا هفت سهم برنده مى شدند ـ سهم برترین، مُعَلّى نام داشت ـ و آن سر چوبه دیگر، هیچ کدام سهمى نداشت; بلکه هر کس که چوبه به نام او مى افتاد، مى بایست پول شتر را بپردازد، سپس، برندگان، سهام خود را به فقرا مى دادند و چیزى از آن نمى خوردند و به این کار افتخار مى کردند.(5)

درست است که این کار از نظر شرعى جایز نیست، ولى هرگز، زنندگىِ قمار را در مقام تشبیه ندارد. امام(علیه السلام) در واقع، مى فرماید که مؤمنانِ صاحب رضا و تسلیم، شبیه کسى هستند که در بخت آزمایى، در همان مرحله نخست، سهم مُعَلّى را مى برد، برترین سود نصیب او مى شود و هیچ هزینه و خسارتى هم ندارد.

تعبیر به «قِداح» به معنى چوبه هاى تیر، و تعبیر به «أوّل فوزة» و نیز رسیدن به غنیمت بزرگ و نجات از خسران، همه، مناسب همین معنا است; زیرا، در قمار، معمولا چنان نیست که در همان مرحله نخست، کسى برنده شود و بعد بازى را فوراً قطع کند و به هیچ وجه ادامه ندهد، بلکه قمار، در جلسه اى طولانى و با برد و باخت هاى مختلف، انجام مى شود و سرانجامش از ابتداى کار، معلوم نیست.

ما انکار نمى کنیم که ممکن است کلمه «میسر» مفهوم وسیعى داشته باشد که این نوع بخت آزمایى ها را شامل شود، ولى باید توجّه داشت که قمار، به معناى واقعى کلمه، با این نوع بخت آزمایى، بسیار متفاوت است، به خصوص این که در قرآن مجید، از این نوع بخت آزمایى، به «اَزلام» یاد شده است و نه «میسر» هر چند از همه، مذمّت به عمل آمده است.(6) 

نکته

تسلیم و رضا، همراه تلاش و کوشش

درست است که روح رضا و تسلیم در برابر قسمت الهى، مخصوصاً در زمینه منافع مادّى، به انسان آرامش مى بخشد و آدمى را از مسابقه هاى حرص آلود مال و ثروت و آلوده شدن به انواع محرّمات، باز مى دارد و جلوى کینه توزى و حسد را مى گیرد، ولى ممکن است گفته شود که اعتقاد به چنین تقسیمى در مورد ارزاق و بهره هاى مادّى، روح تلاش و کوشش را در انسانها خاموش مى کند و هر کس، به بهانه این که «روزى ها»، پیشاپیش، تقسیم شده و قابل تغییر نیست از فعّالیّت هاى بیشتر، خوددارى مى کند و این امر، باعث عقب ماندگى در امور اقتصادى و پیشرفت هاى مادّى و مبارزه با فقر مى شود.

 

ولى با توجّه به دو نکته، این اشکال، برطرف مى شود: نخست، این که این گونه تعلیمات اسلامى و توصیه هاى اخلاقى، در واقع، شبیه ترمزى است در برابر حرکت شتاب آلود انسان ها به سوى مادّى گرى.

به تعبیر دیگر، مردم، از درون وجود خود، انگیزه هاى فراوانى براى حرکت به سوى مادّیات و گسترش زندگى اقتصادى دارند، و اگر عواملى آنها را کنترل نکند، چنان شتاب مى گیرند که تمام حدّ و مرزهاى اخلاقى را شکسته و به سوى حرص و تکاثر و مسابقه در ثروت اندوزى مى تازند.

این، همان چیزى است که در سخنان على بن الحسین(علیه السلام) به طرز لطیفى، بیان شده است. ایشان مى فرماید: «مَعاشِرَ أَصْحابی! أُوصیکُمْ بِالاْخِرَةِ وَ لَسْتُ أُوْصَیْکُمْ بِالدُّنْیا! فَإِنَّکُمْ بِها مُستَوصُونَ وَ عَلَیْها حَریْصُونُ وَ بِها مُتَمَسِّکُونْ»; یاران من! من شما را به جهان آخرت توصیه مى کنم و درباره دنیا، سفارش نمى کنم; چرا که شما، نسبت به آن سفارش شده اید و برآن حریص هستید و به آن چنگ زده اید.(7)

دیگر این که براى نتیجه گیرى کامل در مورد تعلیمات اسلام، باید آیات و روایات مختلف را در کنار هم گذاشت; زیرا، هرگز، در مسائل بنیادى، با یک حدیث و یا یک آیه، نمى توان داورى نهایى کرد. در مورد تلاش هاى مادّى براى کسب روزى بیشتر، از یک سو، روایات رضا و تسلیم در برابر مقدّرات الهى را داریم و از سوى دیگر، آیات و روایاتِ سعى و کوشش و تلاش را از مجموعه آنها به خوبى استفاده مى شود که نه سستى و تنبلى در این راه صحیح است و نه حرکت حرص آلود و آمیخته با گناه که نتیجه چشم پوشى از مقدّرات الهى و توکّل به ذات پاک او است.

به تعبیر دیگر، درست است که روزى، از سوى خداوند، قسمت شده، ولى مشروط به شرطى است و آن شرط، سعى و کوششِ آمیخته به متانت و حفظ اصول اخلاق و تقوا است، و به گفته شاعر:

رزق، هر چند بى گمان، برسد *** شرط عقل است جُستن از درها

گرچه کس بى اَجل نخواهد مرد *** تو، نرو در دهانِ اَژدرها(8)

این سخن را، با حدیث لطیفى درباره اهمّیت مقام رضا و تسلیم، از پیغمبر اکرم، پایان مى دهیم. حضرت فرمود: «روز قیامت که مى شود، خداوند، به گروهى از امّت من، بال و پر مى دهد که از قبرها، به سوى بهشت پرواز کنند و در فضاى بهشت، آزاد باشند و هرگونه که مى خواهند، متنعّم گردند. فرشتگان، از آنها مى پرسند! «آیا شما حساب رسى الهى را دیدید؟» مى گویند: «نه». دوباره مى پرسند: «آیا از صراط گذشتید؟» آنها در جواب مى گویند: «صراطى را مشاهده نکردیم.» باز سؤال مى کنند: «آیا جهنّم را دیدید؟» و آنها در جواب مى گویند: «چیزى را ندیدیم».

مى گویند: «شما، از کدامین امّت هستید؟» مى گویند: «از امّت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)». فرشتگان مى گویند: شما را به خدا سوگند! بگویید که اَعمال شما، در دنیا، چه بوده (که این همه مقام پیدا کرده اید؟) آنها پاسخ مى دهند: «دو خصلت، در ما بود که خداوند به فضل و رحمتش ما را به این درجه رساند.» و سؤال مى کنند: «این دو خصلت چه بود؟» و آنها مى گویند: «کُنّا إِذا خَلَوْنا نَسْتَحی أنْ نَعْصیه وَ نَرْضى بِالْیَسیرِ مِمّا قُسِّمَ لَنا; ما، در خلوت نیز، حیا مى کردیم که معصیت خدا کنیم و به مقدار کمى که از دنیا قسمت ما بود، راضى بودیم.» فرشتگان مى گویند: «حَقُّ لَکُمْ هذا; این مقامِ والا، حق شما است.»(9)

* * *

1 ـ «غفيرة» از ماده «غفر» به معناى «ستر و پوشش» است و به همين جهت، بر آمرزش و پوشاندن گناهان، غفران اطلاق مى گردد. و به مال فراوان نيز به خاطر اين که بخش وسيعى از زندگى را زير پوشش خود قرار مى دهد و گاه عيوب را نيز مى پوشاند، «غفيره» مى گويند.
2 ـ «فالج»، از ماده «فلج» است و به گفته مقائيس اللغة، دو معنا دارد: يکى «پيروزى و غلبه» است و ديگرى، «فاصله ميان دو چيز مساوى». در صحاح اللغة نيز به معنى «ظفر و پيروزى» تفسير شده و در اين خطبه نيز به همين معنا است.
3 ـ ياسر، از ماده «يسر» به معناى «آسانى و سهولت» است و ميسره و يسار ـ به گفته راغب در مفردات ـ به معناى «غنا و ثروتمندى» است و از آنجا که در قمار و بخت آزمايى، افراد، به آسانى پول هايى را به دست مى آورند يا از دست مى دهند، «ميسر» به آن اطلاق شده است. واژه «ياسر» در خطبه مورد بحث، به معناى «برنده بخت آزمايى» است.
4 ـ «قداح» جمع «قِدْح» (بر وزن فِعْل) و به معناى «چوبه تير» است، قبل از آن که آن را بتراشند و پيکانش را نصب کنند و در اصل، به معناى «وارد کردن شکست و عيب در چيزى» است و از آنجا که چوبه تير، معمولا، چنين اثرى را دارد، به آن «قِدْح» مى گويند.
5 ـ شرح نهج البلاغه، محقق خويى، جلد 3، صفحه 319. (با کمى تلخيص). در ضمن، در کتاب معارج نهج البلاغه ـ که يکى از قديمى ترين شروح اين کتاب است، اشاره کوتاهى به مطلب شده است. معارج نهج البلاغه، صفحه 110.
6 ـ به آيه 90 سوره مائده و تفسير آن، مراجعه شود: (تفسير نمونه، جلد 5، صفحه 68).
7 ـ بحارالانوار، جلد 75، صفحه 147.
8 ـ گلستان سعدى، باب سوم (فضيلت قناعت).
9 ـ مسکن الفؤاد (به نقل از بحارالانوار، جلد 100، صفحه 25)
آخرین ویرایش در شنبه, 25 مهر 1394 ساعت 17:26

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری