• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

توکل و ایمان قوی از ویژگی های مرحوم حاج شیخ محمد

مرحوم رازی می‌فرماید:

سپس طلاب از اراک و سایر شهرها

بیشتر...

زندگی سالم، پیروزی و کامیابی،استاد دکتر محمدعلی

دریافت  فایل صوتی

حجم: 8 MB

زمان: 60 دقیقه

بیشتر...

خطبه صد و نود و نه، بخش اول


تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا، وَ
بیشتر...

حکمت 91 نهج البلاغه

إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الاَْبْدَانُ،

بیشتر...

شیاطین با شهب رانده مى شوند؟

شرح آیات 16 لغایت 18 سوره مبارکه حجر

16وَ لَقَدْ جَعَلْنا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
3761
44876
152175081
اوقات شرعی

خطبه شصت و شش،بخش اول

 

شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ! اسْتَشْعِروُا الْخَشْیَةَ، وَ تَجَلْبَبوُا السَّکِینَةَ، وَعَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ، فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّیُوفِ عِنِ الْهَامِ. وَ أَکْمِلُوا اللاَّْمَةَ، وَ قَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا، وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ، وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ، وَ نَافِحُوا بِالظُّبَا، وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا.

اى مسلمانان! لباس زيرين خود را ترس از خدا (و احساس مسؤليّت در برابر دشمنان حق) و لباس رويين خود را آرامش و خونسردى قرار دهيد; دندانهارا بر هم بفشاريد که مقاومت جمجمه ها را در برابر ضربات دشمن بيشتر مى کند. زره را (با کلاه خود و ساعد بند) کامل کنيد و شمشيرها را قبل از کشيدن از نيام، تکان دهيد (تا به آسانى از نيام درآيد.) با خشم و بى اعتنايى به دشمن نظر افکنيد و به هر سو حمله کيند و ضربه بزنيد تا غافلگير نشويد; از فاصله نزديک با لبه تيز شمشير، حمله نماييد و با پيش نهادنِ گام، شمشير را به دشمن برسانيد.

 

شرح و تفسیر

 

بخشى از فنونِ جهاد

در این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) نُه دستور از فنون جهاد الهى را که در میدان جنگ بسیار کارساز است، بیان مى فرماید و در واقع لشکریانش را با این سلاح ها، مجهّز مى سازد.

در اوّلین و دومین دستور مى فرماید: «اى مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا (و احساس مسؤلیّت در برابر دشمنان حق) و لباس رویین خود را آرامش و خونسردى قرار دهید» (مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ! اسْتَشْعِروُا الْخَشْیَةَ، وَ تَجَلْبَبوُا السَّکِینَةَ)

«اِسْتَشْعِروُا» از مادّه «شعار» به معناى لباس زیرین است که با پوستِ تن انسان، تماس دارد و این که بعضى از جمله ها یا تعبیرات به عنوان شعار یک گروه و ملّت شناخته میشود، شاید به خاطر آن است که با قلب و درون آنها آمیخته است; هر چند در قالب جمله هایى و گاه با فریاد، اظهار مى شود و «تَجَلْبَبُوا» از مادّه «جِلباب» به معناى لباس رویین است و معمولا به لباسى مى گویند که زنان سر و گردن و قسمتهایى از سینه و پشت خود را با آن مى پوشانند; در واقع از «خمار» (روسرى) بلندتر و از «ردا» (لباس بلند سرتاسرى) کوتاهتر است.

جالب این که نخستین نکته اى که امام(علیه السلام) بر آن تأکید مى کند که باید با روح و جان جنگجویان عجین باشد، مسأله ترس از خدا و احساس مسؤلیّت در برابر فرمان او است و این مهمترین انگیزه اى است که جهادگر با ایمان مى تواند داشته باشد و به خاطر آن تا پاى جان مقاومت مى کند! در حالى که انگیزه هاى دیگر در برابر آن کم اثر است.

این نکته نیز حائز اهمّیت است که دومین دستور را حفظ آرامش و خونسردى ذکر مى کند; چرا که هر گونه اضطراب و دستپاچگى در میدان جنگ، در برابر دشمن، نشانه ضعف و ناتوانى و باعث جرأت و جسارت دشمن مى گردد. همیشه افراد قوى و نیرومند و شجاع، خونسردند و افراد ضعیف و ترسو، مضطرب و شتابزده.

قرآن مجید درباره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان مى فرماید: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَاناً مَعَ إِیمَانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّموَاتِ وَ الاَْرْضِ وَ کَانَ اللّهُ عَلِیماً حَکِیماً; او کسى است که آرامش را در دل هاى مؤمنان نازل کرده، تا ایمانى بر ایمانشان افزوده شود; لشکریان آسمان و زمین از آنِ خداست و خداوند دانا و حکیم است».(1)

همین سکینه و آرامش بود، که در جنگ هاى اسلامى عامل پیروزى مسلمین بر دشمنان گردید; در لحظات بسیار سخت و طوفانى مانند زمانى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)در غار «ثور» بود و دشمن خونخوار در جستجوى آن حضرت، به در غار رسیده بود، باز همین سکینه و آرامش به یارى او شتافت!

در سومین دستور مى فرماید: «دندان ها را بر هم بفشارید! که مقاومت جمجمه ها را در برابر ضربات دشمن بیشتر مى کند» (وَعَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ، فَإِنَّهُ أَنْبَى(2)لِلسُّیُوفِ عِنِ الْهَامِ(3)).

«نواجذ» جمع «ناجذ» گاه به معناى همه دندان ها تفسیر شده و گاه به معناى دندان هاى آسیا - که بعد از «انیاب» واقع شده - و گاه آن را به معناى خصوص دندان عقل، تفسیر کرده اند; در اینجا مناسب معناى اوّل است یعنى: همه دندان ها را بر هم بفشارید!

گفته مى شود، این کار دو فایده مهم دارد; نخست اینکه: ترس و وحشت را از بین مى برد; به همین دلیل انسان هنگامى که از ترس مى لرزد، بطور ناخودآگاه دندان ها را به هم فشار مى آورد، تا لرزه آنها ساکت شود. و دیگر اینکه: عضلات و استخوان هاى سر را محکم نگاه مى دارد، تا در برابر ضربات دشمن آسیب کمترى ببیند.

بعضى از مفسّران «نهج البلاغه» که شاید تأثیر فشار دادنِ دندان ها را، بر روى هم، در استحکام استخوان و عضلات جمجمه باور نمى کردند، این جمله را کنایه از حفظ آرامش قلب و نداشتن اضطراب دانسته اند; در حالى که نه چنین خلاف ظاهرى ضرورت دارد و نه تناسب با جمله هاى قبل پیدا مى کند; زیرا چیزى جز تکرار نخواهد بود.

در چهارمین دستور مى فرماید: «زره را کامل کنید!» (وَ أَکْمِلُوا اللاَّْمَةَ).(4)

منظور از «کامل کردن زره» این است که آن را به وسیله «خُود»(کلاه آهنینى که بر سر مى گذاشتند و مانند زره جنبه دفاعى داشت) و «ساعد بند» (ورقه آهنى که به صورت نیم دایره درآمده و به ساعد مى بستند تا دست را در برابر ضربات تیر و نیزه و شمشیر حفظ کند) کامل کنند.

بعضى از مفسّران نهج البلاغه «لاَمَه» را به هر گونه سلاح جنگى تفسیر کرده اند; که به این ترتیب، دستور بالا اشاره به فراهم ساختن ساز و برگ جنگى، به طور کامل است.

در پنجمین دستور مى فرماید: «و شمشیرها را قبل از کشیدن از نیام، تکان دهید! (تا به آسانى از نیام در آید)» (وَ قَلْقِلُوا(5)) السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا(6) قَبْلَ سَلِّهَا

این نکته، هر چند ظاهراً کوچک به نظر مى رسد، امّا در واقع دستور مهمّى است! چرا که، گاه ماندن شمشیر در غلاف براى مدّت طولانى، سبب مى شود که گوشه هایى از آن گیر کند و در لحظات حسّاس که لازم است فوراً بیرون کشیده شود، یا خارج نشود و یا با تأخیر خارج شود و در هر صورت ممکن است خطرات غیر قابل جبرانى به وجود آورد.

در ششمین و هفتمین دستور مى فرماید: «با خشم و بى اعتنایى به دشمن نظر افکنید و به هر سو حمله کنید و ضربه زنید!» (وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ، وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ)

«خَزْر» به معناى نگاه کردن با گوشه چشم است که معمولا به هنگام غضب و گاه به هنگام بى اعتنایى، انسان آن را به کار مى برد و فایده استفاده کردن از این روش در میدان جنگ، نخست: بر افروختن آتش غضب در درون است که همراهِ آن، تمام نیروهاى نهفته درون، بسیج مى شود و قدرت انسان گاه چندین برابر مى شود و دیگر این که: با تمام چشم نگاه کردن، دلیل بر ترس و وحشت و ناتوانى است و سبب جسور شدن دشمن است.

«شَزْر» (بر وزن نذر) به معناى پراکندگى است و در میدان جنگ، به ضرباتى گفته مى شود که از چپ و راست بر دشمن وارد شود و توصیه امام (علیه السلام) به انتخاب این روش، به خاطر آن است که اگر جنگجویان ضربات خود را در یک سو متمرکز کنند، دشمن احساس امنیّت مى کند و از طرف هاى دیگر ضربات متقابلى وارد خواهد ساخت. به علاوه ضرباتى که بر یک طرف وارد شود - اگر درست دقّت کنیم - با هر دو حرکت فقط یک ضربه بر حریف، وارد مى شود; در حالى که ضرباتى که از دو سو وارد مى شود، با هر حرکتى یک ضربه وارد مى گردد!

این تعبیرات موشکافانه، نشان مى دهد که امام(علیه السلام) تا چه حدّ تجربه جنگى داشته و سعى مى فرموده که آنها را به لشکریان تحت فرمان خود، منتقل سازد تا از کوچکترین برنامه هایى که مى تواند نقش مؤثّرى در پیروزى داشته باشد، بهره گیرى کند.

در هشتمین و نهمین دستور به دو نکته دقیق دیگر اشاره فرموده، مى افزاید: «از فاصله نزدیک، با لبه تیز شمشیر، حمله کنید و با پیش نهادن گام، شمشیر رابه دشمن برسانید!» (وَ نَافِحُوا بِالظُّبَا، وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا)

«نافِحُوا» از ماده «نَفْح» (بر وزن فتح) به معناى دمیدن است. یعنى آن مقدار باید به دشمن نزدیک شد، که گویى دمیدن انسان به او مى رسد و «ظُبا» به معناى لبه تیز شمشیر است و گاه گفته مى شود که منظور قسمت بالاى شمشیر مى باشد; در هر صورت ضرباتى که به این گونه وارد شود، کارسازتر است. و منظور از جمله (صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا) این است که براى رساندنِ ضرباتِ شمشیر به دشمن، گاه تنها کشیدن دست ها کافى نیست; بلکه باید یک گام به جلو گذاشت و شمشیر را بر پیکر دشمن حواله کرد. امام(علیه السلام) مى فرماید: از این روش کارساز نیز استفاده کنید تا به موقع بتوانید ضربه کارى بر پیکر دشمن وارد کنید!

ذکر این جزییّات و نکته هاى باریک، در مورد جنگ هاى سنّتى و پیشین، نشان مى دهد که امام(علیه السلام) به تمام فنون جنگ آشنا بوده و سربازان خود را براى استفاده بهتر از سلاحهاى جنگى خود، تحت تعلیم قرار مى داده است. بدیهى است که اگر جنگ از یک سو، کارساز شود و به صورت فرسایشى در نیاید، خون هاى کمترى در میدان نبرد ریخته مى شود و مسایل انسانى آن محفوظ تر است.

* * *

 

نکته

فنون جنگى در گذشته و حال

جنگ در عصر و زمان ما، علم یا علوم پیچیده اى است که براى فراگرفتن بخشى از آن، باید سالها در پاى درس استاد نشست و در میدان، تمرین نمود و بدون آگاهى از این علوم، نه کثرت نفرات مشکلى را حل مى کند و نه تنوّع و پیشرفتگى سلاحهاى جنگى; و درست به همین دلیل مسلمانان جهان براى دفاع از مکتب و کشور و منافع خود، باید آخرین تعلیمات و تجربیّات را در زمینه فنون مختلف جنگ فرا گیرند و این از «واجبات کفاییّه» و گاه از «واجبات عینیّه» است.

بى شک در گذشته نه سلاحها این گونه پیچیده بود و نه فنون جنگ تا این حد گسترده و پیچیده; با این حال جنگ در آن زمان ها نیز فنون و آداب زیادى داشت که امام(علیه السلام) در جمله هاى کوتاه و پر معناى بالا به قسمتى از دقایق و ظرایف آن اشاره فرموده است، که به خوبى نشان مى دهد تا چه حد داراى سابقه و تجربه و آگاهى بوده است، به خصوص امام(علیه السلام) روى انگیزه هاى سربازان براى جنگ، تکیه مى کند; همان چیزى که حرف اوّل را در میدان هاى جنگ مى زند. بدون تردید، ترس از مسؤلیّت هاى الهى و حفظ آرامش (این دو اصلى که امام در آغاز خطبه به آن اشاره فرموده است) نقش بسیار مهمى در پیروزى بر دشمن دارد.

ممکن است کسانى تصوّر کنند، تعلیم این فنونِ دقیق جنگى، سبب خونریزى بیشترى در میدان جنگ مى شود و این درست چیزى است که از همه تعلیمات جنگى در اسلام، خلاف آن استفاده مى شود; زیرا تعلیمات جنگى اسلام بر این اصل تکیه دارد که خون انسانها کمتر ریخته شود.

ولى با توجّه به یک نکته روشن مى شود که تعلیمات این خطبه نیز، در همان مسیر است; زیرا اگر مسلمانان آنچنان از فنون نبرد آگاه باشند که در یک حمله کوتاه و برق آسا محکمترین ضربات را بر پیکر لشکر دشمن وارد کنند، زمان جنگ کوتاه مى شود و طبعاً خون کمترى ریخته مى شود. بنابراین، تعلیمات فوق نیز در همان راستا است.

اضافه بر این، ممکن است دشمن با آگاهى از قوّت و قدرت و جنگ آورى سپاه اسلام، به سرعت تسلیم گردد و از درِ صلح در آید که آن هم به خونریزى کمتر، کمک مى کند.

1. سوره فتح، آيه 4.
2. «أنبى» از مادّه «نَبْو» (بر وزن نبض) به معناى ارتفاع چيزى نسبت به چيز ديگر و دور شدن از آن است; به همين دليل، هنگامى که شمشيرها کارگر نشود اين واژه در مورد آن به
کار مى رود; گويى از آن دور مى شود و فاصله مى گيرد. 3. «هام» جمع «هامه» به معناى «سرِ هر موجود ذى روحى» است و گاه اين واژه به همين معنا به طور مطلق به کار رفته است. 4. «لأمة» (بر وزن رحمة) در اصل به معناى اجتماع و اتّفاق است; از همين رو هنگامى که دهانه زخم به هم آيد و خوب شود به آن «التيام» گفته مى شود و «لأمه» به معناى زره است، شايد
از اين جهت که حلقه هاى آن با هم جمع شده و گره خورده است و گاه اين واژه به معناى هر گونه سلاح بکار مى رود. 5. «قَلْقِلُوا» از مادّه «قَلْقَله» (بر وزن مرحمه) به معناى حرکت دادن و لرزاندن است. 6. «أَغْماد» جمع «غِمْد» (بر وزن رند) به معناى غلاف شمشير است.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری