• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اعلام فراخوان طراحی پوستر نمایشگاه بین‌المللی قرآن

معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت طراحی

بیشتر...

مهلت ثبت نام در سامانه پژوهشگران قرآن و سلامت

رئیس دبیرخانه کمیسیون توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی در

بیشتر...

دانلود سخنرانی اصفهان، بروزرسانی 22آبان 95

راه های شناخت زبان قرآن

 

یکی از موضوعات درخور اهمیت و از نقاط کلیدی در

بیشتر...

توجه به «فهم قرآن» در برنامه ۵ ساله وزارت بهداشت

وزیر بهداشت با تأکید بر ترویج رفتار قرآنی در میان

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
36872
37401
115753864
امروز جمعه, 17 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

خطبه صد و هشت، بخش سوم

 

و منها: طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ، وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ، یَضَعُ ذلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ، مِنْ قُلُوبِ عُمْی، وَ آذَان صُمٍّ، وَ أَلْسِنَة بُکْم; مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ، وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ; لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِکْمَةِ; وَ لَمْ یَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ; فَهُمْ فِی ذلِکَ کَالأَنْعَامِ السَّائِمَةِ، وَ الصُّخُورِ الْقَاسِیَةِ.

در بخش ديگرى از اين خطبه مى فرمايد: او طبيب سيّارى است که با طبّ خويش همواره در گردش است (و در جستجوى بيماران) مرهم هايش را کاملا آماده ساخته و ابزارش را براى موارد نياز (به عنوان آخرين درمان) جهت داغ کردن محلّ زخم ها گداخته نموده، براى قلب هاى نابينا، گوش هاى ناشنوا و زبان هاى گنگ. و با داروى خود در جستجوى بيماران غافل و سرگردان است. همانها که با فروغ حکمت، روشن نشده و با جرقّه آتش افروز دانش هاى تابناک فکر خود را شعلهور نساخته اند، آنهائى که همچون چهارپايان صحراگرد و سنگ هاى سختِ نفوذ ناپذيرند.

 

شرح و تفسیر

طبیب سیّار!

غالب «شارحان نهج البلاغه» اوصافى را که امیرمؤمنان على(علیه السلام) در این فراز شمرده، اشاره به وجود مقدّس خودش دانسته اند که بعد از بیان اوصاف پیامبر(صلى الله علیه وآله)به بیان اوصاف خویش مى پردازد و خود را طبیب سیّارى مى داند که تمام وسایل لازم را براى علاج بیماران فراهم ساخته است و گویى اجماع شارحان نهج البلاغه بر این معناست. تنها کسى که این جملات را اوصاف پیامبر(صلى الله علیه وآله) دانسته و ادامه بحث هاى فراز گذشته مى شمرد، «آمُدى» در کتاب «غررالحکم» است، که مى گوید: «إِنَّهُ فِی ذِکْرِ رَسُولِ اللهِ(صلى الله علیه وآله); این اوصاف درباره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است»(1).

ولى ارتباط این جمله، با جمله هاى سابق از یک سو و انطباق دقیق آن بر اوضاع و شرایط پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از سوى دیگر تأیید مى کند که این اوصاف درباره رسول خدا(صلى الله علیه وآله) باشد و ما تعجّب مى کنیم چگونه همه شارحان نهج البلاغه این مطلب را - لااقل - در حدّ یک احتمال مطرح نکرده اند; در حالى که هیچ شاهد و قرینه اى براى ادّعاى خودشان اقامه ننموده اند. درست است که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) هر دو از یک شجره مبارکه و هر دو شبیه روح واحدى هستند که در دو بدن قرار گرفته است و اوصافى که درباره یکى از این دو بزرگوار صادق است، درباره دیگرى نیز صادق مى باشد; ولى از نظر روشن شدن واقعیّات باید مرجع ضمایر این بخش از خطبه معلوم گردد و خوانندگان عزیز نیز به هنگام مطالعه شرح این اوصاف، تصدیق خواهند کرد که با پیامبر(صلى الله علیه وآله) سازگارتر است.

به هر حال، مى فرماید: «او طبیبى است سیّار که با طبّ خویش، همواره به گردش مى پردازد، (و در جستجوى بیماران است) مرهم هایش را کاملا آماده ساخته و براى موارد نیاز (و اضطرار) جهت داغ کردن محلّ زخم ها ابزارش را گداخته نموده، براى قلب هاى نابینا; گوش هاى ناشنوا، و زبان هاى گنگ آماده است و با داروى خود، در جستجوى بیماران غافل و سرگردان است». (طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ(2)، وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ(3)، یَضَعُ ذلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ: مِنْ قُلُوبِ عُمْی، وَ آذَان صُمٍّ، وَ أَلْسِنَة بُکْم; مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ، وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ).

چه تعبیرات و تشبیهات زیبایى! از یک سو، پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) (یا خودش) را به عنوان طبیب معرّفى مى کند; چرا که اطبّا به درمان بیمارهاى جسمى مى پردازند و او به درمان بیمارى هاى روحى و اخلاقى، که به مراتب سخت تر و خطرناک تر از بیمارى هاى جسمانى است که از آن میان، به سه قسمت مهم در عبارت بالا اشاره شده: کسانى که بر اثر گناه و هوا پرستى و غفلت، چشم دلهاى شان نابینا شده و گوش شنوا را براى گرفتن پیام حق از دست داده اند و زبان گویا براى ذکر حق ندارند.

از سوى دیگر او را به عنوان «دَوّار» یعنى سیّار معرفى مى کند، اشاره به اینکه مانند طبیبان جسمانى در گوشه مطب، یا بیمارستان نمى نشیند که بیماران به سراغ او بیایند; بلکه بر مى خیزد و وسایل دارو و درمان را با خود حمل مى کند و در هر کوى و برزن و هر شهر و دیار به دنبال بیماران مى گردد; و این سیره همه پیامبران و امامان بوده که دانشمندان و علماى امّت نیز باید به آنها اقتدا کنند; خود را همچون کعبه ندانند که مردم به طواف آنها بیایند; بلکه همچون نسیم سحرگاهان به هر سو بوزند و روح تازه در کالبدهاى مرده بدمند، یا همچون صیادى که به دنبال صید مى گردد.

سپس اشاره به جامعیّت درمان او مى کند، که نخست براى درمان زخم هاى جانکاه از انواع مرهم هاى شفابخش استفاده مى کند و در پایان کار، اگر هیچ مرهم و دارویى اثر نگذاشت براى نجات جان بیمار ناچار محلّ زخم را داغ مى کند. (در گذشته زخم هاى غیر قابل علاج -مانند سیاه زخم - را با آهن داغ مى سوزاندند.) و به این ترتیب، وظیفه «بشارت» و «انذار» را به طور کامل انجام مى دهد و به تعبیر دیگر: قرآن داروى شفابخش اوست، با آیات «بشارت» بر زخم هاى جانکاه قلوب، مرهم مى نهد و با آیات «انذار» زخم هاى غیر قابل علاج را داغ مى کند.

توجّه به این نکته نیز لازم است که «مواضع غفلت» و «مواطن حیرت» را مى توان به افراد غافل و سرگردان تفسیر کرد که در بالا گفتیم و مى توان اشاره به افرادى دانست که بیمار و فراموش شده، یا سرگردانند; ولى تفسیر اوّل با جمله هاى بعد سازگارتر است.

سپس در توضیح و تفسیر مواضع غفلت و مواطن حیرت، مى فرماید: «این غافلان سرگردان، با فروغ حکمت روشن نشده، و با جرقّه آتش افروز دانش هاى تابناک، فکر خود را شعلهور نساخته بودند، و آنها از این نظر همچون چهارپایان صحراگرد و سنگ هاى سختِ نفوذناپذیر بودند!» (لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِکْمَةِ; وَ لَمْ یَقْدَحُوا(4)بِزِنَادِ(5)). الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ; فَهُمْ فِی ذلِکَ کَالأَنْعَامِ السَّائِمَةِ(6)، وَ الصُّخُورِ الْقَاسِیَةِ

تعبیر «لَمْ یَسْتَضِیئُوا» و «لَمْ یَقْدَحُوا» نشان مى دهد که آنها قبل از قیام انبیا نیز مى توانستند بخشى ازغفلت و سرگردانى خود را با نور حکمت و علم و دلیل عقل برطرف سازند، ولى هرگز به پیام هاى علم و عقل نیز اعتنا نکردند.

جمله «لَمْ یَسْتَیضِیئُوا...» و «لَمْ یَقْدَحُوا» ممکن است اشاره به دو گروه از افراد گمراه باشد: گروهى که اگر جرقّه علم و دانش به قلب آنها مى رسید، تبدیل به مبدء نور مى شدند و راهنماى دیگران; و گروه دیگرى که توان انجام هدایت دیگران را نداشتند، امّا مى توانستند در پرتو انوار حکمت، حداقل راه خودشان را پیدا کنند.

تعبیر به «أَنعامِ سَائِمَه» (چهارپایان بیابان گرد) و «صُخُورِ قَاسِیَه» (سنگ هاى سخت و نفوذناپذیر) نیز مى تواند اشاره به دو گروه باشد: گروهى گمراهند در حدّ چهارپایان که قابلیّت تعلیم و تربیت را در حدّ پایینى دارند; و گروهى که در بدو نظر همچون سنگ، نفوذناپذیر هستند.

توجّه به این نکته نیز لازم است که «مواضع غفلت» و «مواطن حیرت» با هم متفاوت است ; «غفلت» درجایى گفته مى شود که انسان توجّه به چیزى ندارد و خطراتى را که در اطراف اوست نمى بیند; یا شبیه بیمارى هایى است که بدون داشتن درد، ناگهان بر وجود انسان مسلّط مى شود و راه بازگشت ندارد.

ولى «مواطن حیرت» جایى است که انسان توجّه به خطرات دارد، ولى راه مقابله با آن را نمى داند.

به هر حال، این طبیب روحانى سیّار، همه جا روى حساب و برنامه گام برمى دارد و با دم مسیحاییش، دردمندان را درمان و در کالبد مردگان، روح و حیات مى دمد.

1. غرر الحکم و درر الکلم، حکمت شماره 6033 (شرح فارسى، جلد 4، صفحه 1794).
2. «مراهم» جمع «مرهم» به معناى داروهاى نرمى است که بر زخم ها مى نهند. 
3. «مواسم» جمع «مِيسم» به معناى ابزارى است که با آن بدن انسان يا حيوانى را داغ مى نهند و «وسم» (بر وزن رسم) به آن اثرى گفته مى شود که از داغ کردن بر بدن انسان مى ماند. 
4. «يقدحوا» از مادّه «قدح» (بر وزن مدح) به معناى افروختن آتش است به وسيله زَنْد (: سنگ چخماق، يا آتش زنه که در قديم مانند کبريت جهت برافروختن آتش از آن استفاده مى شد).
5. «زِناد» جمع «زَنْد» به معناى ابزار فوقانى است که براى آتش افروزى استفاده مى کنند; زيرا معمول عرب اين بوده که از دو چوب مخصوصفحه براى جرقّه زدن جهت آتش افروزى استفاده
مى کردند; چوب زيرين را «زَنْده» و چوب رويين را «زَنْد» مى ناميدند و آن موادّى که به وسيله آنها آتش در آن شعلهور مى شد را «وقود» مى ناميدند.

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟