• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

سرعت روند ادغام اتحادیه‌ها مستلزم نگاه تعاملی است

دبیر هیئت رسیدگی به امور مؤسسات فرهنگی قرآن و عترت گفت: در

بیشتر...

حفظ قرآن مقدمه قرائت است

حافظ و قاری ممتاز کشوری گفت: حفظ قرآن مقدمه قرائت است، به

بیشتر...

آغاز طرح حفظ موضوعی با عنوان «زندگی با قرآن»

محمد امیری، مدیر مرکز آموزش مجازی حفظ قرآن وابسته به

بیشتر...

برگزاری جشنواره تلاوت‌های مجلسی در جلسه سیدمهدی

جلسه قرآن سیدمهدی تاجزاده با حضور قرآن‌آموزان و قاریان

بیشتر...

آیا شما از اقوام گذشته برترید

شرح آیات 41 لغایت 46 سوره مبارکه قمر

41وَ لَقَدْ جاءَ آلَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
45672
48863
119857674
امروز دوشنبه, 31 خرداد 1400
اوقات شرعی

خطبه صد و هشت، بخش هفتم

 

فَإِذَا کَانَ ذلِکَ کَانَ الْوَلَدُ غَیْظاً، وَالْمَطَرُ قَیْظاً، وَ تَفِیضُ اللِّئِامُ فَیْضاً، وَ تَغِیضُ الْکِرَامُ غَیْضاً، وَ کَانَ أَهْلُ ذلِکَ الزَّمَانِ ذِئَاباً، وَ سَلاَطِینُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُکَّالا، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتاً; وَ غَارَ الصِّدْقُ، وَفَاض الْکَذِبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسَانِ، وَ تَشَاجَرَ النَّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَ الْعَفَافُ عَجَباً، وَ لُبِسَ الإِسْلاَمُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً.

در آن هنگام، فرزندان سبب خشم (پدران و مادران) مى شوند; و باران گرمى مى افزايد; فرومايگان همه جا را پر مى کنند و نيکانِ بزرگوار، کمياب مى شوند! مردم آن زمان، همچون گرگان; و سلاطين آنها همچون درندگان; و طبقه متوسط طعمه آنها; و مستمندان همچون مردگان خواهند بود. (در آن زمان) راستگويى از ميان مى رود و دروغ فراوان مى شود; مردم با زبان اظهار دوستى مى کنند، و با دل دشمنى; به گناه و آلودگى افتخار مى کنند و از عفّت و پاکدامنى در شگفتى فرو مى روند! و اسلام همچون پوستينى وارونه پوشيده مى شود.

 

شرح و تفسیر

پوستین وارونه!

به دنبال بحثى که امام(علیه السلام) به عنوان پیشگویى از آینده در مورد سیطره و سلطه حکّام خودکامه بیدادگر و پیامدهاى آن در بخش هاى سابق خطبه بیان فرمودند، در بخش آخر، به قسمت هاى مهمّ دیگرى از آثار شوم این حکومت ها، و وضع اخلاقى و اجتماعى و اقتصادى مردم در چنین حکومتهایى اشاره مى فرماید.

نخست مى گوید: «در آن هنگام، فرزندان سبب خشم (پدران و مادران) مى شوند و باران، گرمى مى افزاید; فرومایگان همه جا را پر مى کنند و نیکانِ بزرگوار، کمیاب مى شوند!» (فَإِذَا کَانَ ذلِکَ کَانَ الْوَلَدُ غَیْظاً(1)تَغِیضُ الْکِرَامُ غَیْضاً(4)).، وَالْمَطَرُ قَیْظاً(2)، وَ تَفِیضُ اللِّئِامُ فَیْضاً(3)، وَ

اشاره به اینکه صفات سوء حکّام ظالم، به درون خانواده ها نیز نفوذ مى کند و فرزندانى که باید نور چشمان پدر و مادر و مایه برکت و شکوفایى زندگى آنان باشند، مبدّل به یک عامل ناراحتى و بدبختى مى شوند.

از سوى دیگر، آثار وضعى این اعمالِ ناروا در جهان طبیعت و نعمت هاى الهى نیز آشکار مى شود و بارانى که باید در زمستان ببارد و مایه برودت و لطافت هوا شود، در تابستان مى بارد و سبب گرمى و ناراحتى و ضایع شدن محصولات کشاورزى مى گردد.

و از سوى سوم، به خاطر دگرگون شدن ارزش ها، فرومایگان صحنه اجتماع را جولانگاه خود قرار مى دهند و به همین دلیل، پاکان و نیکان از صحنه طرد مى شوند و این ویژگى هاى چهارگانه، در هر حکومت خودکامه ظالمى دیده مى شود.

در ادامه این سخن به ویژگى هاى چهارگانه دیگرى اشاره فرموده و گروههاى اجتماعى آن زمان را به چهار دسته تقسیم مى فرماید و مى گوید: «مردم آن زمان همچون گرگان; و سلاطین آنها همچون درندگان; و طبقه متوسّط، طعمه آنها; و مستمندان، همچون مردگان خواهند بود!». (وَ کَانَ أَهْلُ ذلِکَ الزَّمَانِ ذِئَاباً، وَ سَلاَطِینُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُکَّالا(5)).، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتاً

منظور از اهل آن زمان، کارگزاران و اعوان و انصار حکّام ظالم است. هنگامى که سلطان آنها درنده خو باشد، همکاران و همدستان آنها نیز گرگ صفت خواهند بود و طبیعى است که در این میان، قشرهاى متوسّط جامعه، طعمه آن گرگان درنده مى شوند و فقرا چنان به فراموشى سپرده مى شوند، که گویى مرده اند!

گویى امام(علیه السلام) سرتاسر تاریخ بشر را مورد بررسى قرار داده و در این عبارات کوتاه، ویژگى هاى حکومت هاى خودکامه ستمگر را، دقیقاً بیان فرموده است.

در آخرین قسمت این خطبه، به هفت پدیده شوم در چنین جوامعى که سرچشمه تمام بدبختى ها مى شود، اشاره فرموده، چنین مى گوید:

«در آن زمان، راستگویى از میان مى رود و دروغ فراوان مى شود. مردم با زبان اظهار دوستى مى کنند، و با دل، دشمنى. به گناه و آلودگى افتخار مى کنند و از عفّت و پاکدامنى در شگفتى فرو مى روند و اسلام همچون پوستینى وارونه پوشیده مى شود!» (وَ غَارَ(6)النَّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَ الْعَفَافُ عَجَباً، وَ لُبِسَ الاِْسْلاَمُ لُبْسَ الْفَرْوِ(7)مَقْلُوباً). الصِّدْقُ، وَفَاضَ الْکِذبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسَانِ، وَ تَشَاجَرَ

تعبیر به «غَارَ الصِّدْقُ، وَ فَاضَ الْکِذْبُ» - با توجّه به اینکه «غَارَ» از مادّه «غَوْر» در اصل به معناى فرو رفتن آب، یا چیز دیگر در زمین و «فَاضَ» از مادّه «فیض» به معناى سیلان و فزونى آب، یا باران و امثال آن است - اشاره به این مى باشد که گویى در آن زمان، چشمه هاى صدق و راستى در زمین فرو مى رود و باغستان سرسبز جهان انسانیّت به خشکى مى گراید و به عکس، آب شور و ناگوارِ دروغ بر سرزمین اجتماع غلبه مى کند و در این شوره زار، جز «خَس» نمى روید.

جمله «صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً» اشاره به این است که: افراد فاسق چنان به یکدیگر نزدیک مى شوند و دست به دست هم مى دهند، که گویى برادر یا خویشاوند یکدیگرند.

بعضى از «شارحان نهج البلاغه» «فسوق» را در اینجا به زنا تفسیر کرده اند; یعنى فرزندان نامشروع در آن جامعه زیاد مى شود و این تفسیر با جمله «والْعَفَافُ عَجَباً» (عفّت و پاکدامنى مایه تعجّب مى شود) تناسب دارد.

احتمال سومى در تفسیر این جمله وجود دارد و آن این است که فاسقان به فسق خود افتخار مى کنند! همانگونه که عرب به نَسَب خود افتخار مى کرد و به عکس، افراد پاکدامن در چنان جامعه اى سرافکنده خواهند بود و مورد ملامت و سرزنش واقع مى شوند.

و جمله «لُبِسَ الإِسْلاَمُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً» اشاره به نکته لطیفى است و آن اینکه حکّام ظالم و فاسق و فاجر سعى در نابودى اسلام و بى دین کردن مردم نمى کنند; بلکه براى رسیدن به منویّات شوم خود، اسلام را تحریف کرده، وارونه نشان مى دهند; درست مانند پوستینى که وارونه پوشیده شود و تاریخ حکومت هاى خودکامه - مخصوصاً حکومت هاى بیدادگر بنى امیّه و بنى عبّاس - شاهد صدق این سخن است.

بدیهى است پوستین وارونه نه گرماى چندانى دارد و نه شکل و شباهتى به لباس انسانها; بلکه، انسان را به صورت حیوانى در مى آورد و ذکر این جمله بعد از ذکر مفاسد دیگر آن زمان ممکن است از قبیل ذکر عام بعد از خاص باشد; زیرا هنگامى که اسلام وارونه شود، دروغ به جاى راستى، فسوق به جاى عفاف مى نشیند; همچنین سایر ارزش ها و ضد ارزش ها جابه جا مى شود.

 

نکته

آثار سلطه فرومایگان!

آنچه را امام(علیه السلام) در سه بخش از این خطبه درباره حوادث آینده جامعه اسلامى به عنوان پیش بینى بیان فرموده، ترسیم بسیار دقیق و حساب شده اى از تمام حکومت هاى جبّار خودکامه در طول تاریخ است. هنگامى که آنها پایه هاى خود را محکم مى کنند تمام نیکان و پاکان را از صحنه اجتماع کنار مى زنند و مدیران و دستیاران خود را از افراد بى بند و بار و بى ایمان و نوکر مآب که به جاى «کلاه، سر مى آورند». بر مى گزینند. مؤمنان را تحت فشار قرار مى دهند و مردم را به جهل و نادانى و بى خبرى سوق مى دهند. دروغ همه جا را فرا مى گیرد و صدق و راستى برچیده مى شود. فرومایگان بر مقدّرات مردم مسلّط مى شوند و بسیارى از مردم به حکم «أَلنَّاسُ عَلَى دِینِ مُلوُکِهِمْ» از آن حکّام و سلاطین درنده خو پیروى مى کنند. نظام ارزش جامعه به کلّى دگرگون مى شود و فى المَثَل: بى عفّتى و ناپاکى مایه افتخار و پاکدامنى از اسباب سرافکندگى به حساب مى آید.

این گونه حکومت ها در محیط هاى مذهبى با مذهب نمى جنگند; بلکه سعى مى کنند مذهب را از درون تهى سازند و تعلیمات آن تحریف کنند و به این طریق از احساسات مذهبى مردم به نفع مقاصد شوم خود استفاده کنند. خرافات را در میان مردم ترویج مى دهند و به بعضى از ظواهر مذهبى اهمیّت داده، عمق و باطن آن را از میان مى برند.

هرگاه با این معیارهاى دقیقى که مولا امیرمؤمنان(علیه السلام) در این خطبه بیان کرده به جوامع دنیاى امروز - مخصوصاً بسیارى از کشورهاى اسلامى - بنگریم، مى بینیم چقدر قابل تطبیق است. گویى امام(علیه السلام) از آن روز تمام حوادثى را که امروز در جوامع مى گذرد با چشم مى دیده و همچون نقّاش چیره دستى آنهارا با نوک قلم ترسیم نموده; تصویرى که از هر نظر برابر با اصل است.

آنچه امام(علیه السلام) در این خطبه پیش بینى فرموده است شباهت به روایاتى
دارد که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در این زمینه نقل شده است. از جمله در حدیثى مى خوانیم:

«یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الآدَمِیِّینَ، وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ، کَأَمْثَالِ الذَّئَابِ الضَّوارِی، سَفَّاکُونَ لِلدِّمَاءِ، لاَیَتَنَاهَوْنَ عَنِ مُنْکَر فَعَلُوهُ، إِنْ تَابَعْتُهُمْ ارْتَابُوکَ وَ إِنْ حَدَّثْتَهُمْ کَذَّبُوکَ، إِنْ تَوَارَیْتَ عَنْهُمْ اغْتَابُوکَ. أَلسُّنَّةُ فِیِهمْ بِدْعَةٌ، وَ الْبِدْعَةُ فِیهِمْ سُنَّةٌ، و الْحَلِیمُ مِنْهُمْ غَادِرٌ، وَ الْغَادِرُ بَیْنَهُمْ حَلِیمٌ، أَلْمُؤمِنُ فِیمَا بَیْنَهُمْ مُسْتَضْعَفٌ، وَ الْفَاسِقُ فِیمَا بَیْنَهُمْ مُشَرَّفٌ... فَعِنْدَ ذلِکَ یَحْرِمُهُمُ اللهُ قَطْرَ السَّمَاءِ فِی أَوَانِهِ، وَ یُنْزِلُهُ فِی غَیْرِ أَوَانِهِ، وَ یُسَلِّطُ عَلَیْهِمْ شِرَارَهُمْ...; زمانى بر مردم فرا مى رسد که صورت هاى آنها، صورت هاى انسانى است و دل هاى آنها دل هاى شیطانى! مانند گرگان درنده اند; و پیوسته خون ریزى مى کنند; و هیچگاه (با تذّکر و ارشاد) از منکراتى که انجام مى دهند، باز نمى گردند! اگر با آنها همراهى کنى تو را متّهم مى کنند و اگر سخنى بگویى، تکذیبت مى کنند و اگر از آنها پنهان شوى غیبت مى کنند. سنّت (سنّت معصومین) در میان آنها بدعت است; و بدعت در میان آنها سنّت! عاقل در نظر آنها کسى است که فریبکار و پیمان شکن باشد و فریبکار و پیمان شکن در میان آنها عاقل و هوشیار محسوب مى شود. مؤمن در میان آنها مستضعف و فاسق در میان آنها مشرّف و گرامى است... در این هنگام، خداوند آنها را از باران به موقع، محروم مى سازد و باران هاى بى موقع (که مایه فساد و تباهى است) بر آنها نازل مى کند و اشرار بر آنها مسلّط مى شوند».(8)

 

1. «غيض» به معناى غضب است و بعضى گفته اند: حالتى است شديدتر از غضب.
2. «قيض» به معناى وسط تابستان و به اصطلاح «قلب الأسد» است و هنگامى که اين واژه به معناى مصدرى به کار رود، به معناى حرارت شديد يافتن است. 
3. «فيض» به معناى سيلان آب، يا باران، يا اشک و مانند آن است. 
4. «غيض» به معناى نقصان يافتن و در زمين فرو رفتن است. 
5. «أُکّال» جمع «آکل» (مانند طُلاّب جمع طالب) به معناى خورنده است; بنابراين، معناى جمله «أَوْسَاطُهُ أُکَّالا» اين است که طبقه متوسط در آن زمان دائماً مشغول خورد و خوراک و چپاول و
غارت اموالند و اگر اسم فاعل را در اينجا به معناى اسم مفعول بدانيم که متناسب با جمله هاى قبل است، مفهوم همان مى شود که در متن آورديم. 6. «غار» از مادّه «غَوْر» به معناى داخل شدن در چيزى است و هنگامى که در مورد آب بکار مى رود به معناى فرو رفتن در زمين است و به همين جهت به معناى نابود شدن نيز مى آيد. 7. «فَرْو» به معناى پوستين است که از پوست حيوانات تهيّه مى شود و پشم هاى بلندى دارد و در هنگام شدّت سرما از آن استفاده مى گردد. 8. سفينة البحار، مادّه «زمن».

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟