• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اشاره قرآن به ظرفیت‌های وجودی انسان به مثابه عالم

غلامرضا اعوانی با اشاره به دلایل اشرفیت و برتری انسان نسبت

بیشتر...

عدم حجیت؛ نتیجه پذیرش تاثیرپذیری قرآن از فرهنگ

رئیس مدرسه عالی قرآن و حدیث المصطفی(ص) با اشاره به

بیشتر...

آفرینش آسمان ها و زمین در شش دوران

 

54إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ

بیشتر...

خیال سعادت بدون پشتوانه عقلی و وحیانی سراب است

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان گفت: بر اساس آیات قرآن کریم

بیشتر...

شناخت شخصیّت انسان،آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم: 8.4 MB

زمان: 36:26 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
37103
37401
115756405
امروز جمعه, 17 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

خطبه صد و سی و هفت، بخش اول

 

وَاللهِ مَا أَنْکَرُوا عَلَیَّ مَنْکَراً، وَلاَ جَعَلُوا بَیْنِی وَبیْنَهُمْ نِصْفاً. وَإنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقًّا هُمْ تَرَکُوهُ، وَدَماً هُمْ سَفَکُوهُ، فَإنْ کُنْتُ شَرِیکَهُمْ فِیهِ، فَإنَّ لَهُمْ نَصِیبَهُمْ مِنْهُ، وَإنْ کَانُوا وَلُوهُ دُونِی فَمَا الطَّلِبَةُ إلاَّ قِبَلَهُمْ. وَإنَّ أَوَّلَ عَدْلِهِمْ لَلْحُکْمُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ. إنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی مَا لَبَسْتُ وَلاَ لُبِسَ عَلَیَّ. وَإنَّهَا لَلْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ فِیهَا الْحَمَأُ وَالْحُمَّةُ، وَالشُّبْهَةُ الْمُغْدِفَةُ; وَإنَّ الاَْمْرَ لَوَاضِحٌ; وَقَدْ زَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ نِصَابِهِ، وَانْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ شَغَبِهِ. وَایْمُ اللهِ لاَُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ، لاَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ بِرِیٍّ، وَلاَ یَعُبُّونَ بَعْدَهُ فِی حَسْی.

به خدا سوگند آنها (آتش افروزان جنگ جمل) هيچ ايراد (منطقى) بر من نداشتند، و ميان من و خود انصاف را مراعات ننمودند، آنها حقى را مطالبه مى کنند که خود آن را ترک نموده اند ! و انتقام خونى را مى خواهند که خود آن را ريخته اند ! اگر من در ريختن اين خون (فرضاً) شريک آنها بودم آنان نيز در آن سهمى دارند. و اگر خودشان به تنهايى اين کار را کرده اند، بايد انتقام را از خود بگيرند ! و نخستين مرحله عدالت اين است که خودرا محکوم کنند، من بصيرت و بينايى خويش را به همراه دارم (و حقايق کاملاً بر من روشن است). هيچ امرى را بر کسى مشتبه نساخته ام و چيزى نيز بر من مشتبه نشده است. آنان همان گروه سرکش و ستمگرند که (پيامبر از آنها به من خبر داد و فرمود :) فساد و زيان (در جامعه اسلامى) و اشتباه کارى ظلمانى همراه آنهاست ولى مطلب (براى هوشياران) واضح است (به همين دليل) باطل از ريشه کنده شده و زبانش از فتنه انگيزى بريده است. به خدا سوگند ! حوض آبى براى آنها فراهم سازم که فقط خودم بتوانم آب آن را بکشم. به يقين آنها از آن سيراب برنمى گردند و پس از آن ديگر آبى نخواهد نوشيد.

 

شرح و تفسیر

دروغگویان بى انصاف !

   شک نیست که «طلحه» و «زبیر» از کسانى بودند که مردم را بر ضدّ «عثمان» تحریک مى کردند و به گفته دوست و دشمن در قتل «عثمان» شریک بودند، همان گونه که «عایشه» نیز مخالفت خودرا با کارهاى او با صراحت بیان مى کرد ولى عجب این که هنگامى که على (علیه السلام) با بیعت عامّه مردم زمام حکومت را بدست گرفت هم «طلحه» و «زبیر» بر ضدّ او برخاستند و هم «عایشه»، و جالب این که بهانه آنها در این کار خونخواهى عثمان بود و تاریخ از این عجایب وفرصت طلبى هاى طالبان زروزور، فراوان به خاطر دارد.

   به هر حال امام (علیه السلام) در این خطبه اشاره به همین مطلب کرده، نخست مى فرماید : «به خدا سوگند ! آنها (آتش افروزان جنگ جمل) هیچ ایراد (منطقى) بر من نداشتند و میان من و خود، انصاف را مراعات ننمودند». (وَاللهِ مَا أَنْکَرُوا عَلَیَّ مَنْکَراً، وَلاَ جَعَلُوا بَیْنِی وَبیْنَهُمْ نِصْفاً(1)).

   سپس مى افزاید : «آنها حقّى را مطالبه مى کنند که خود آن را ترک نموده اند و انتقام خونى را مى خواهند که خود آن را ریخته اند» (وَإنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقًّا هُمْ تَرَکُوهُ، وَدَماً هُمْ سَفَکُوهُ).

   آن گاه براى توضیح بیشتر به دلیل روشنى تکیه کرده مى فرماید : «اگر من در ریختن این خون (فرضاً) شریک آنها بودم آنان نیز در آن سهمى دارند، و اگر خودشان به تنهایى این کار را کرده اند باید انتقام را از خود بگیرند و نخستین مرحله عدالت این است که خودرا محکوم کنند». (فَإنْ کُنْتُ شَرِیکَهُمْ فِیهِ، فَإنَّ لَهُمْ نَصِیبَهُمْ مِنْهُ، وَإنْ کَانُوا وَلُوهُ دُونِی فَمَا الطَّلِبَةُ إلاَّ قِبَلَهُمْ. وَإنَّ أَوَّلَ عَدْلِهِمْ لَلْحُکْمُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ).

   به یقین امام (علیه السلام) در خون عثمان شریک نبود، هر چند بسیارى از صحابه، عثمان را مستحق چنین امرى مى دانستند ولى امام (علیه السلام) نه تنها در این کار شرکت نکرد بلکه فرزندان خود امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را براى دفاع از او فرستاد، امّا در برابر بهانه جویى هاى «طلحه» و «زبیر» و به اصطلاح خلع صلاح آنان مى فرماید : احدى نگفته است که من به تنهایى قاتل عثمان بوده ام به فرض که من در این کار شرکت داشته ام، شما نیز شریک من بوده اید بنابراین با کدام منطق چیزى را که در آن شریک بوده اید بر دیگرى عیب مى گیرید و اگر عامل اصلى تنها شما بوده اید تمام ملامت متوجه شماست و شما باید قبل از هر کس خودرا محکوم کنید.

   در عالم سیاست بازان شیطانى، همیشه معمول است که براى اقدام بر ضدّ رقیبان خود دنبال بهانه عوام پسندى هستند و سعى مى کنند رقیب را به کارى که در نظر توده مردم ناخوشایند است متهم کنند، حتى اگر عامل اصلى آن کار خودشان باشند، در چنین برنامه هایى نه منطق حاکم است نه عدالت و وجدان و شرف، هدف بیرون راندن رقیب است به هر قیمتى که ممکن شود و این درست همان راهى است که «طلحه» و «زبیر» و «عایشه» بعد از بیعت توده مردم با على (علیه السلام) پیمودند و به وسیله آن گروه زیادى را براى جنگ با حضرتش بسیج نمودند، سرانجام خودشان نیز در این آتش سوختند.

   به هر حال امام (علیه السلام) بهانه را از دست بهانه جویان گرفته و نقشه آنها را نقش بر آب مى کند تا مردم بدانند آنان عاملان قتل عثمانند که به لباس خون خواهان برآمده اند و هدفشان منافع شخصى خویش است; نه به فکر مردمند و نه به فکر خونخواهى خلیفه پیشین.

   سپس امام (علیه السلام) در ادامه این سخن اشاره به حدیثى مى کند که از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) درباره پیمان شکنان جمل شنیده بود، مى فرماید : «من بصیرت و بینایى خویش را به همراه دارم (و حقایق کاملاً بر من روشن است) امرى را بر کسى مشتبه نساخته ام و چیزى نیز بر من مشتبه نشده است، آنان همان گروه سرکش و ستمگرند که (پیامبر (صلى الله علیه وآله) از آنها به من خبر داد و فرمود :) فساد و زیان و اشتباه کارى تیره و تار با آنهاست ولى مطلب (براى هوشیاران) واضح است، باطل از ریشه کنده شده و زبانش از فتنه انگیزى بریده است». (إنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی(2) مَا لَبَسْتُ وَلاَ لُبِسَ عَلَیَّ. وَإنَّهَا لَلْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ فِیهَا الْحَمَأُ وَالْحُمَّةُ، وَالشُّبْهَةُ الْمُغْدِفَةُ; وَإنَّ الاَْمْرَ لَوَاضِحٌ وَقَدْ زَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ نِصَابِهِ، وَانْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ شَغَبِهِ(3)).

   این کلام مبارک امام (علیه السلام) اشاره به حدیث معروفى است که از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)صادر شده است، آن جا که فرمود : «لاَ تَذْهَبُ اللْیَّالِیَ وَالاَْیّامَ حَتّى تَتَنابَحَ کِلابُ مَاء بِالْعَراقِ یُقَالُ لَها الحَوأَبُ اِمْرَأَةٌ مِنْ نِسَائِی فِی فِئَة بَاغِیَة; شبها و روزها نمى گذرد تا زمانى که سگهاى آبادى معروفى در «عراق» که به آن «حوأب» گفته مى شود در برابر زنى از زنان من که در میان گروه ستمگرى قرار گرفته، پارس مى کنند»(4).

   این همان حادثه معروفى است که «اصحاب جمل» به هنگامى که از «مدینه» به سوى «بصره» مى آمدند وقتى به سرزمین «حوأب» رسیدند سگهاى زیادى در اطراف «عایشه» پارس کردند، او به یاد این حدیث افتاد و بسیار وحشت کرد و فریاد کشید و گفت : مرا به «مدینه» بازگردانید ولى سیاست بازان حرفه اى گروهى از مردم محل را بسیج کردند که گواهى دهند این جا سرزمین «حوأب» نیست(5).

   «ابن عساکر» در تاریخ «دمشق» و «متقى هندى» در «کنز العمال» این حدیث را نقل کرده اند که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) خطاب به على (علیه السلام) فرمود : «یَا عَلَیُّ (علیه السلام) سَتُقَاتِلُ الْفِئَةُ البَاغِیَةُ وَاَنْتَ عَلَى الْحَقِّ فَمَنْ لَمْ یَنْصُرْکَ یَومُئِذ فَلَیْسَ مِنّی; اى على گروه ستمگر به جنگ با تو برمى خیزد در حالى که تو بر حق هستى، هر کس تو را یارى ندهد از من نیست»(6).

   امام (علیه السلام) مى فرماید : نه من در این خبر اشتباه کرده ام و نه کسى که آن به من فرموده، یعنى پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله).

   تعبیر به «فِیهَا الْحَمَأُ وَالْحُمَّةُ» با توجه به این که «حمأ» به معنى لجن و ماده تیره رنگى که در کف استخرها وحوضها مى باشد و«حمّه» به معنى نیش عقرب و مار و یا سمّ آنهاست کنایه اى است از افراد کثیف آلوده و خطرناکى که در میان فئه یعنى آتش افروزان جنگ جمل بوده است.

   این احتمال نیز در تفسیر این دو واژه داده شده که «حمأ» به معنى خویشاوندان نزدیک و «حمّه» به معنى همسر است. اشاره به این که در لشکر جمل کسانى مثل «زبیر بن عوام» بود که پسر عمه پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بود و «عایشه» که یکى از همسران آن حضرت (صلى الله علیه وآله) بود.

   «وَالشُّبْهَةُ الْمُغْدِفَةُ» با توجه به این که «مغدفه» از مادّه «اغداف» است که در اصل به معنى پوشانیدن آمده اشاره به جنجالى است که آتش افروزان جنگ جمل به عنوان خونخواهى عثمان بر پا کردند و در حالى که دستهاى آنها به خون عثمان آلوده بود، خودرا به عنوان حامیان عثمان معرفى کردند.

   این تعبیر منافاتى با جمله بعد که مى گوید : مطلب واضح است ندارد، زیرا منظور این است که حقیقت امر بر افراد عاقل و فهمیده پوشیده نیست. چرا که آنها از فتنه انگیزى لشکر جمل و تبلیغات دروغین آنها به خوبى آگاه بودند.

   سپس در پایان این بخش از این خطبه امام (علیه السلام) آنها را به شدیدترین وجهى تهدید مى کند مى فرماید : «به خدا سوگند حوض آبى براى آنها فراهم سازم که فقط خودم بتوانم آب آن را بکشم ! به یقین آنها از آن سیراب برنمى گردند، و پس از آن دیگر آبى نخواهند نوشید» (وَایْمُ اللهِ لاَُفْرِطَنَّ(7) لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ(8)، لاَ یَصْدُرُونَ عَنْهُبِرِیٍّ(9)، وَلاَ یَعُبُّونَ(10) بَعْدَهُ فِی حَسْی(11) !).

   همان گونه که در شرح خطبه دهم که از جهات زیادى شباهت به خطبه مورد بحث دارد بیان کردیم، منظور امام (علیه السلام) از این تعبیر آن است که من میدان جنگ جمل را براى آنها به گردابى خطرناک مملوّ از آب، تبدیل مى کنم که راه فرار از آن نداشته باشند و ابتکار عمل را در دست مى گیرم و آتش فتنه را در همان جا خاموش مى کنم آن گونه که در آینده فکر بازگشت به چنان صحنه اى براى آنها پیدا نشود. و آن گونه که تاریخ مى گوید : امام (علیه السلام) به گفتار خود جامه عمل پوشانید، سردمداران اصلى جنگ جمل کشته شدند و «عایشه» باشرمندگى تمام به «مدینه» بازگشت و فتنه انگیزان رسوا و پراکنده شدند.

* * *

1. «نصف» به کسر نون و به ضمّ آن به معنى انصاف است. 
2. در توضيح جمله «إنَّ مَعي لَبَصيرتي» بيان مشروحى ذيل خطبه دهم (جلد 1، صفحه 481) داشتيم.
3. «شغب» مصدر است و به معنى به راه انداختن شرّ و فساد است. 
4. منهاج البراعه، جلد 8، صفحه 338 ـ الاحتجاج، جلد 1، صفحه 165.
5. «ابن اثير» در جلد دوّم «کامل» صفحه 315 داستان پارس کردن سگهاى «حوأب» و فرياد کشيدن «عايشه» و تصميم بر بازگشت و شهادت بعضى بر دروغ بودن گفته کسانى که آن جا را «حوأب» دانسته اند را به طور مشروح آورده است.
6. «تاريخ دمشق» جلد3، صفحه 171 طبع بيروت و «کنز العمال» جلد 12، صفحه 211 طبع حيدرآباد (مطابق نقل «احقاق الحق» جلد 17، صفحه 166). 
7. «أفرطنّ» از مادّه «افراط» در اصل به معنى تجاوز از حد است ولى گاه به معنى انجام حدّ اکثر کارى آمده است و در جمله بالا نيز به همين معناست يعنى گرداب جنگ رابراى مخالفان کاملاً پر مى کنم که راه نجاتى نداشته باشند، بنابراين جاى
اين سؤال باقى نمى ماند که مگر امام (عليه السلام) هم ممکن است در چيزى افراط کند. 8. «ماتح» از مادّه «متح» (بر وزن مدح) به معنى کشيدن آب از بالا مانند کشيدن آب از چاه به وسيله دلوست بنابراين «ماتح» به کسى گفته مى شود که دلو را به وسيله طناب در چاه مى افکند و آب آن را مى کشد. 9. «رىّ» اسم مصدر به معنى سيرابى است و مصدر آن «رَىّ» (بر وزن حَىَّ) مى باشد و «باء» در «برىّ» معنى معيت دارد. 10. «يعبّون» از مادّه «عبّ» به معنى نوشيدن آب يا مايع ديگر با يک نفس است و در تعبيرات معمولى «لا جرعه» گفته مى شود. 11. «حسى» به معنى بيابانى است که آب در آن جمع مى شود.

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟