• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

مجازات ویژه

شرح آیات 40 و 41 سوره مبارکه اعراف

بار دیگر قرآن به سراغ

بیشتر...

فعالان قرآنی به ابزار‌های روز مجهز باشند/

عادل مزاری، رئیس دبیرخانه کمیسیون فرهنگی- اجتماعی

بیشتر...

اجرای کم‌هزینه‌ترین طرح قرآنی در ۳۰ هزار مسجد/

معاون آموزش و پژوهش ستاد عالی کانون های فرهنگی ـ هنری مساجد

بیشتر...

پنجاه و ششمین سالگرد ارتحال آیت‎الله العظمی

بررسی گفتاری در باب تأویل و تفسیر

بررسی گفتاری در باب تأویل و تفسیر
 

در شماره 39 نشریه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
36685
37401
115751807
امروز جمعه, 17 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

خطبه صد و نود و دو، بخش ششم

فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الاُْمَمَ الْمُسْتَکْبِرِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَأْسِ اللّهِ وَصَوْلاَتِهِ، وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلاَتِهِ، وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِی خُدُودِهِمْ، وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ، وَ اسْتَعِیذُوا بِاللّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْکِبْرِ، کَمَا تَسْتَعِیذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ.
فَلَوْ رَخَّصَ اللّهُ فِی الْکِبْرِ لاَِحَد مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِیهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ; وَ لکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ التَّکَابُرَ، وَ رَضِیَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ، فَأَلْصَقُوا بِالاَْرْضِ خُدُودَهُمْ، وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ. وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ، وَ کانُوا قَوْماً مُسْتَضْعَفِینَ. قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللّهُ بِالْمَخْمَصَةِ، وَ ابْتَلاَهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ، وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ، وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ. فَلاَ تَعْتَبِرُوا الرِّضَى وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جَهْلاً بِمَواقِعِ الْفِتْنَةِ، وَ الاِْخْتِبَارِ فِی مَوْضِعِ الْغِنَى وَ الاِْقْتِدَارِ، فَقَدْ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى: (أَیَحْسَبُونَ أنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَّال وَ بَنِینَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْرَاتِ بَلْ لاَّ یَشْعُرُونَ). فَإِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَکْبِرِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِیَائِهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی أَعْیُنِهِمْ
.
از آنچه به امتهاى مستکبر پيشين از عذاب الهى و کيفرها و مجازاتهاى او رسيد عبرت بگيريد و از قبرهاى آنها و خوابگاهشان در زير خاک پند آموزيد و به خدا از آثار شوم کبر پناه بريد، آن گونه که از بلاها و مشکلات روزگار به او پناه مى بريد. اگر خدا به کسى از بندگانش اجازه تکبّر ورزيدن مى داد، نخست اجازه آن را به پيامبران و اولياى خاصّش داده بود; ولى خداوند سبحان تکبّر را براى آنها منفور شمرد و تواضع و فروتنى را براى آنان پسنديد. به همين دليل آنها گونه هاى خود را (در پيشگاه او) بر زمين مى نهادند و صورتها را به خاک مى ساييدند; پر و بال خويش را براى مؤمنان فرو مى نهادند و همچون مستضعفان، ساده مى زيستند.
خداوند آنها را با گرسنگى آزمايش کرد و به مشقّت و رنج مبتلا ساخت; با امور خوفناک امتحان نمود و با حوادث ناخوشايند خالص گردانيد.
ثروت و اولاد (بود و نبود يا کم و زياد آن) را دليل بر خشنودى يا خشم خدا نگيريد که اين ناشى از جهل و بى خبرى نسبت به آزمايشهاى الهى در مورد بى نيازى و قدرت است (همان گونه که) خداوند سبحان فرموده است: «آيا گمان مى کنند مال و فرزندانى که به آنها مى بخشيم دليل بر اين است که نيکيها را به سرعت براى آنان فراهم مى سازيم (چنين نيست)، بلکه آنها درک نمى کنند». (آرى) خداوند کسانى را از بندگانش که خود را برتر مى بينند به وسيله اولياى خود که در نظر آنها مستضعفند آزمايش مى کنند.

 

شرح و تفسیر

تکبّر براى هیچ کس روا نیست

به دنبال هشدارهایى که امام(علیه السلام) در بخش گذشته این خطبه درباره پیروى از مستکبران و سرکشان بیان فرمود، در این بخش از خطبه، دست همه مخاطبان را گرفته و به اعماق تاریخ گذشته مى برد و سرگذشت امّتهاى مستکبر و سردمداران کبر و غرور را در آزمایشگاه بزرگ تاریخ به آنها نشان مى دهد و مى فرماید: «از آنچه به امتهاى مستکبر پیشین از عذاب خدا و کیفرها و مجازاتهاى او رسید عبرت بگیرید»; (فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الاُْمَمَ الْمُسْتَکْبِرِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَأْسِ اللّهِ وَصَوْلاَتِهِ،(1) وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلاَتِهِ(2)).

گروهى ـ همچون فرعون و فرعونیان را در میان امواج خروشان آب غرق کرد و بدنهاى بى جان آنها طعمه ماهیان دریا شد. گروهى را با زلزله هاى شدید و کوبنده و سپس بارانى از سنگ به دیار عدم یا به اعماق زمین فرستاد و شهرهاى آنها چنان زیر و رو شد که جز تل خاکى باقى نماند; همانند قوم لوط و گروهى را با طوفان چنان در هم شکست که افراد قوى پیکر آنها در برابر تند باد همچون پر کاه به هر سو پرتاب مى شدند مانند قوم عاد و گروهى را گرفتار صاعقه ها کرد که در یک چشم بر هم زدن بیش از خاکسترى از آنها باقى نمانده بود، همان گونه که قرآن مجید مى فرماید: «(فَکُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِباً وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَمِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنَا بِهِ الاَْرْضَ وَمِنْهُمْ مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا کَانَ اللهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ); ما هر یک از آنان (سرکشان و مستکبران) را به گناهشان گرفتیم بر بعضى از آنها طوفانى از سنگریزه فرستادیم و بعضى از آنها را صیحه آسمانى (صاعقه) فرو گرفت و بعضى دیگر را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم خداوند هرگز به آنها ستم نکرد آنها خودشان بر خویش ستم کردند».(3)

سپس مى فرماید: «و از قبرهاى آنها و خوابگاهشان در زیر خاک پند گیرید و به خدا از آثار شوم کبر پناه برید، آن گونه که از بلاها و مشکلات روزگار به او پناه مى برید»; (وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِی(4) خُدُودِهِمْ، وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ،(5) وَ اسْتَعِیذُوا بِاللّهِ مِنْ لَوَاقِحِ(6) الْکِبْرِ، کَمَا تَسْتَعِیذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ).

به نظر مى رسد که این سه دستور که امام بیان فرمود: «اعتبروا» و «اتَّعِظُوا» و «اسْتَعِیذُوا» (عبرت بگیرید، پند بیاموزید و به خدا پناه ببرید) مراحل سه گانه اى است که انسان آگاه در پیمودن راه حق به هنگام مطالعه حالات پیشینیان در پیش دارد: نخست از سرنوشت پیشینیان که آن همه نعمت و قدرت و عزت داشتند و بر اثر کبر و غرور در گرداب هلاکت فرو رفتند و مقایسه وضع خود با آنان بیدار مى شود، سپس درسها و پندهایى از تاریخ زندگى و مرگ آنها مى آموزد و سرانجام به خدا پناه مى برد که گرفتار کبر و غرور نشوند.

جمله «کَمَا تَسْتَعِیذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ» اشاره به این است که آثار شوم کبر از حوادث دردناکى، همچون زلزله ها و طوفان ها و حوادث دردناک طبیعى، کمتر نیست.

سپس این معلم بزرگ آسمانى براى ایجاد نفرت هر چه بیشتر در دلها نسبت به کبر و غرور از راه دیگرى وارد مى شود و مى فرماید: «اگر خدا به کسى از بندگانش اجازه تکبر ورزیدن مى داد، نخست اجازه آن را به پیامبران و اولیاى خاصّش داده بود; ولى خداوند سبحان کبر ورزیدن را براى آنها منفور شمرد و تواضع و فروتنى را براى آنان پسندید. به همین دلیل آنها گونه هاى خود را (در پیشگاه او) بر زمین مى نهادند، و صورتها را به خاک مى ساییدند; پر و بال خویش را براى مؤمنان فرو مى نهادند و همچون مستضعفان ساده مى زیستند»; (فَلَوْ رَخَّصَ اللّهُ فِی الْکِبْرِ لاَِحَد مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِیهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ; وَ لکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ التَّکَابُرَ، وَ رَضِیَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ، فَأَلْصَقُوا بِالاَْرْضِ خُدُودَهُمْ، وَ عَفَّرُوا(7) فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ. وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ، وَ کَانُوا قَوْماً مُسْتَضْعَفِینَ).

ممکن است جمعى از مستکبران چنین پندارند که اظهار تکبّر نشانه شخصیت است و این موهبتى از مواهب الهى است. امام در جمله بالا مى فرماید: اگر این کار، کار خوبى بود و نعمت و کرامت محسوب مى شد خداوند قبل از هر کس براى انبیا و اولیا مجاز مى شمرد در حالى که کاملا بر عکس است; کبر و غرور را صفتى نفرت انگیز به آنها معرفى کرده و تواضع را همچون تاج افتخار بر سر آنها نهاده است. به همین دلیل هم در پیشگاه خدا خاضع بودند و صورت بر خاک مى نهاد و هم در برابر مؤمنان اظهار فروتنى مى کردند.

جمله «وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ» کنایه لطیفى از تواضع است، زیرا مرغ هنگامى که مى خواهد به جوجه هاى خود محبّتى آمیخته با تواضع داشته باشد، پر و بال خود را فرو مى نهد و جوجه ها را زیر بال و پر مى گیرد.

جمله «وَ کانُوا قَوْماً مُسْتَضْعَفِینَ» در اینجا به معناى ضعف و ناتوانى نیست، بلکه به این معناست که خود را در شکل گروههاى ضعیف جامعه در مى آورند و زندگانى همچون زندگانى آنها داشتند.

آن گاه امام(علیه السلام) براى رفع اشتباه گروهى از مستکبران که دارا بودن مال و ثروت و فرزندان را نشانه قرب خود در درگاه خدا مى پنداشتند به سراغ زندگى انبیا و اولیاى خاص خود مى رود و مشکلات و انواع امتحانات آنها را با تعبیراتى گویا و پر معنا برمى شمرد و بر چهار نوع از آزمونهاى آنان انگشت مى نهد و مى فرماید: «خداوند آنها را با گرسنگى آزمایش کرد، و به مشقّت و رنج مبتلا ساخت، با امور خوفناک امتحان نمود، و با حوادث ناخوشایند خالص گردانید»; (قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللّهُ بِالْمَخْمَصَةِ(8)، وَ ابْتَلاَهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ(9)، وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ، وَ مَخَضَهُمْ(10) بِالْمَکَارِهِ).

مواد امتحانى خداوند، بى شمار است; گاه با نقمت و گاه با نعمت، گاه با بیمارى و گاه سلامت و گاه با عزّت و گاه سلب عزّت، آزمایش مى کند; ولى این آزمونها را مى توان به بخشهاى متعددى تقسیم کرد; تنگى معشیت و گرسنگى و تشنگى، حوادث طاقت فرسا; مانند مشکلاتى که مسلمانان در صدر اسلام از شعب ابى طالب گرفته تا غزوات مختلف و ناامنیها که حاصل از تهدیدات دشمن است و نیز بیمارى ها و مصائب.

زندگى تمام پیامبران الهى گواه بر این امتحانات است. زندگانى موسى بن عمران از آغاز تولّد تا زمانى که به خانه شعیب پناهنده شد و در زمانى که براى دعوت فرعونیان قد علم کرد و حوادث بعد از آن و گرفتاریهایى که در چنگال بنى اسرائیل داشت و همچنین مراحل مختلف زندگى ابراهیم(علیه السلام) از بابل گرفته تا سرزمین مصر و سپس مکّه و مخصوصاً زندگى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که بى نیاز از توضیح است همه شاهد و گواه بر این معناست.

سپس با ذکر این مقدمه به رفع اشتباه مهمى مى پردازد که بسیارى از مردم در گذشته و حال به آن گرفتار بوده اند و خیال مى کردند که فزونى اموال و ثروت، دلیل بر خوشبختى و قرب در درگاه الهى است، مى فرماید: «بنابراین ثروت و اولاد (بود و نبود یا کم و زیاد آن) را دلیل بر خشنودى یا خشم خدا نگیرید که این ناشى از جهل و بى خبرى از آزمایشهاى الهى در مورد بى نیازى به قدرت است»; (فَلاَ تَعْتَبِرُوا الرِّضَى وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جَهْلاً بِمَواقِعِ الْفِتْنَةِ، وَ الاِْخْتِبَارِ فِی مَوْضِعِ الْغِنَى وَ الاِْقْتِدَارِ).

سپس امام(علیه السلام) به آیه اى از قرآن که در این مورد صراحت دارد استدلال کرده مى فرماید: «خداوند سبحان و متعال فرموده است: «آیا گمان مى کنند مال و فرزندانى که به آنها مى بخشیم (به جهت خشنودى و رضایتى است که از آنها داریم و) دلیل بر این است که نیکیها را به سرعت براى آنان فراهم مى سازیم (چنین نیست) بلکه آنها درک نمى کنند»; (فَقَدْ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى: (أَیَحْسَبُونَ أنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَّال وَ بَنِینَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْرَاتِ بَلْ لاَّ یَشْعُرُونَ(11))).

آن گاه به عنوان نتیجه گیرى از این آیه شریفه مى فرماید: «(آرى) خداوند کسانى را از بندگانش که خود را برتر مى بینند به وسیله اولیاى خود که در نظر آنها مستضعفند آزمایش مى کنند»; (فَإِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَکْبِرِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِیَائِهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی أَعْیُنِهِمْ).

تعبیر به «فِی أَنْفُسِهِمْ» در مورد مستکبران اشاره به این است که آنها هرگز بزرگ نیستند; بندگان ضعیف و ناتوانى هستند که خود را بزرگ مى پندارند و تعبیر به «فِی أَعْیُنِهِمْ» (با توجه به اینکه ضمیر آن به «مستکبران» برمى گردد اشاره به این است که اولیاءاللّه هرگز ضعیف و ناتوان نیستند، بلکه مستکبران آنها را به موجب زهد و پارسایى و تقوا و پاى بندى آنها به قوانین مستضعف گمان مى کنند و از اینجا روشن مى شود که واژه مستضعف در اینجا با همین واژه در جمله هاى بالا متفاوت است; در آنجا که مى فرماید: «پیامبران مستضعف اند» اشاره به ساده زیستى و تواضع آنهاست و در اینجا که مى فرماید: «اولیاءاللّه در چشم مستکبران مستضعف اند» اشاره به ناتوانى و ضعف و زبونى است که آنها مى پندارند.

نکته

رفع یک اشتباه

در بسیارى از آیات قرآن به این مطلب اشاره شده است که در میان اقوام پیشین افرادى بودند که برترى در مال و ثروت و عده و نفرات را دلیل بر قرب در درگاه حق مى دانستند و همین اشتباه سبب مى شد که به موازات امکانات فراوان مادى، مقامات معنوى براى خود قائل باشند و در اینجا به مغالطه اى دست مى زدند; مى گفتند این نعمت هاى خداست و اگر خدا کسى را مشمول نعمتهایش قرار دهد حتماً او را دوست داشته و کسى را که خدا دوست دارد مقرب درگاه اوست و با همین پندار به تحقیر مادى و معنوى مؤمنان تهیدست مى پرداختند.

غافل از اینکه بخشیدن امکانات مادى دلایل مختلفى دارد; گاه موهبت الهى است و گاه آزمایش و امتحان است و گاه جنبه عذاب استدراجى دارد; یعنى خداوند به افرادى که قابل اصلاح نیستند پى در پى نعمت مى دهد و ناگهان نعمت ها را به یکباره از آنها سلب مى کند تا مجازاتشان سخت و دردناک باشد; درست همانند شخص متجاوزى را که اجازه مى دهند از درخت میوه بالاتر و بالاتر رود تا هنگام سقوط تمام استخوان هایش در هم بشکند.

1. «صولات» جمع «صول» بر وزن «قول» و به معناى پريدن و با قهر و غلبه بر چيزى مسلّط شدن است.
2. «مثلات» جمع «مثله» بر وزن «عضله» به معناى عقوبت و 
مجازات و از جمله عذابهايى است که بر امتهاى پيشين نازل شده آنچنان که به صورت ضرب المثل درآمده است.
3. عنکبوت، آيه 40.
4. «مثاوى» جمع «مثوى» از ريشه «ثواء» به معناى 
اقامت گزيدن مکانى گرفته شده است، بنابراين مثوى به معناى منزلگاه و مکان و مثاوى به معناى امکنه است.
5. «جنوب» جمع «جنب» بر وزن «جمع» در اصل به معناى پهلو و کناره است.
6. «لواقح» جمع «لاقح» به معناى بارور کننده از
 ريشه «لقاح» به معناى بارور شده گرفته شده است و در جمله بالا اشاره به عوامل پيدايش کبر و غرور است.
7. «عفّروا» در اصل از «عفر» به معناى خاکمال کردن و خاک آلود نمودن گرفته شده است.
8. «مخمصه» به معناى گرسنگى و خالى بودن شکم از غذاست، و از 
ريشه «خمص» بر وزن «لمس» به معناى فرو رفتگى و گرسنگى شديد که باعث فرو رفتن شکم مى شود گرفته شده است. 
9. «مجهده» مصدر ميمى
 به معناى مشقّت از «جهد» بر وزن «مهد» و «جهد» بر وزن «کفر» به معناى خستگى ناشى از تلاش و کوشش است.
10. «مَخَضَ» از ريشه «مخض» بر وزن «مغز» در اصل، يعنى حرکت
 دادن شديد مشکى که در آن ماست است براى گرفتن کره. سپس به هر گونه حرکت شديد و پر زحمت اطلاق شده است.
11. مؤمنون، آيه 55 و 56.

 

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟