• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری

مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری

آیت الله سید احمد

بیشتر...

نقش سازمان اوقاف در کاهش آسیب‌های اجتماعی

حجت‌الاسلام محمدی با تاکید بر جایگاه وقف در کاهش آسیب‌های

بیشتر...

اعتبارات قرآنی و بیمه فعالان در ردیف‌های عادی

معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد گفت: ردیف اعتبار بودجه قرآنی

بیشتر...

تدوین آئین نامه داخلی کمیته پایش در شورای توسعه

حجت‌الاسلام والمسلمین سعید بهمنی، عضو صاحب‌نظر شورای

بیشتر...

وسوسه هاى شیطان

شرح آیات 199 لغایت 203 سوره مبارکه اعراف

199خُذِ الْعَفْوَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
49390
60644
119069483
امروز دوشنبه, 24 خرداد 1400
اوقات شرعی

شهادت اعضای بدن در روز قیامت

شرح آیات 19 لغایت 23 سوره مبارکه فصلت

19وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْداءُ اللّهِ إِلَى النّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ

20حَتّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِماکانُوا یَعْمَلُونَ

21وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّشَىْء وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّة وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ

22وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَلا جُلُودُکُمْ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللّهَ لایَعْلَمُ کَثِیراً مِمّا تَعْمَلُونَ

23وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ

ترجمه:

19 ـ و (یاد کن) روزى را که دشمنان خدا را به سوى دوزخ گرد آورده، و صفوف پیشین را نگه مى دارند (تا صف هاى بعد به آنها ملحق بشوند)!

20 ـ وقتى به آن مى رسند، گوش آنها و چشم ها و پوست هاى تنشان به آنچه مى کردند گواهى مى دهد!

21 ـ آنها به پوست هاى تنشان مى گویند: «چرا بر ضد ما گواهى دادید»؟! آنها جواب مى دهند: «همان خدائى که هر موجودى را به نطق در آورده ما را گویا ساخته; و او شما را نخستین بار آفرید، و بازگشتتان به سوى او است»!

22 ـ شما اگر گناهانتان را مخفى مى کردید نه بخاطر این بود که از شهادت گوش و چشم ها و پوست هاى تنتان بیم داشتید، بلکه شما گمان مى کردید که خداوند بسیارى از اعمالى را که انجام مى دهید نمى داند!

23 ـ آرى، این گمان بدى بود که درباره پروردگارتان داشتید، و همان موجب هلاکت شما گردید، و سرانجام از زیان کاران شدید!

تفسیر:

در آیات پیشین، سخن از مجازات دنیوى کفار مغرور و ظالمان مجرم بود، اما در آیات مورد بحث، از عذاب آخرت آنها سخن مى گوید، و دردها و مصائب دشمنان خدا را در مراحل مختلف قیامت، طى چندین آیه تکان دهنده بر مى شمرد.

نخست مى فرماید: «به خاطر بیاورید آن روز را که دشمنان خدا را جمع کرده به سوى دوزخ مى برند» (وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْداءُ اللّهِ إِلَى النّارِ).

و براى این که صفوف آنها به هم پیوسته باشد «صفوف پیشین را نگه مى دارند تا صف هاى بعد به آنها ملحق شوند» و آنها را دسته جمعى روانه دوزخ مى کنند (فَهُمْ یُوزَعُونَ).(1)

* * *

«زمانى که به آن مى رسند گوش آنها و چشم ها و پوست هاى تنشان به اعمال آنها گواهى مى دهد»! (حَتّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ).(2)

چه شاهدان عجیبى؟ که عضو پیکر خود انسانند، و شهادتشان به هیچ وجه قابل انکار نیست، چرا که در همه صحنه ها حاضر و ناظر بوده، و به فرمان الهى به سخن آمده اند!

آیا شهادت اعضاء از این طریق است که: خدا درک و شعور و قدرت سخن در آنها مى آفریند؟

یا همانند درختى است که خدا در میان آن براى موسى ایجاد صوت کرد؟

و یا آثار گناهان که در طول عمر در آنها نقش بسته، در آنجا که «یَوْمُ الْبُرُوز» و روز آشکار شدن اسرار نهانى است برملا مى شود؟ در تعبیرات معمولى نیز گاهى از این گونه آثار، تعبیر به نطق یا اخبار مى شود، و مى گوئیم «رنگ رخساره خبر مى دهد از سرّ درون»!

همه این تفسیرها قابل قبول است، و در لابلاى سخنان مفسران کم و بیش آمده.

البته هیچ مانعى ندارد که خداوند، درک و شعورى در آنها ایجاد کند و از روى علم و آگاهى در آن محضر بزرگ، شهادت دهند، شاید ظاهر آیات در بدو نظر نیز همین باشد، در مورد «تسبیح» و «حمد» و «سجده» ذرات جهان در پیشگاه خدا نیز جمعى را عقیده همین است.

ولى معنى اخیر، نیز چندان بعید به نظر نمى رسد; چرا که مى دانیم هیچ موجودى در این عالم از بین نمى رود، و آثار گفتار و اعمال ما در اعضاء و جوارح ما باقى مى ماند، و اتفاقاً این «شهادت تکوینى» گویاترین شهادتِ غیر قابل انکار است، همان گونه که زردى و رنگ پریدگى، گواهى غیر قابل انکارى بر ترس، و سرخى صورت، گواهى بر خشم، یا شرم مى دهد، و اطلاق نطق، بر این معنى کاملاً قابل قبول است.

اما احتمال دوم که، خداوند در آنها نطقى بیافریند بى آن که درکى داشته 

باشند و یا اثر تکوینى را نشان دهند، بعید به نظر مى رسد، چون در این صورت، نه مصداق گواهى تشریعى است، و نه گواهى تکوینى، نه عقل و شعورى در آن است و نه اثر طبیعى عمل، و در محضر دادگاه بزرگ الهى ارزش شهادت را نخواهد داشت.

قابل توجه این که، جمله «حَتّى إِذا ما جاؤُها»،نشان مى دهد شهادت و گواهى اعضاى پیکر انسان در دادگاه دوزخ است، آیا مفهوم این سخن این است که در دوزخ چنین گواهى صورت مى گیرد، در حالى که دوزخ پایان کار است؟ و یا این که دادگاه آنها در کنار جهنم بر پا مى شود؟ احتمال دوم، نزدیک تر به نظر مى رسد.

از سوى دیگر: منظور از «جُلُود» (پوستها)، (به صیغه جمع) چیست؟ ظاهر این است که منظور، پوست هاى قسمت هاى مختلف تن است، پوست دست و پا و صورت و غیر آن، و اگر در بعضى از روایات، تفسیر به «فروج» شده است، در حقیقت از قبیل بیان مصداق است، نه منحصر بودن مفهوم «جلود» در آن.

از سوى سوم، این سؤال مطرح مى شود که; چرا از میان اعضاى بدن تنها چشم و گوش و پوست ها گواهان آن دادگاهند؟ آیا گواهان منحصر به اینهاست؟ یا اعضاء دیگر نیز گواهى مى دهند؟

آنچه از آیات دیگر قرآن استفاده مى شود، این است که: علاوه بر اینها گواهان دیگرى نیز از اعضاى بدن وجود دارد، در آیه 65 سوره «یس» مى خوانیم: وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیْهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ: «دست هاى آنها با ما سخن مى گویند، و پاهاى آنها به اعمالشان گواهى مى دهند».

در آیه 24 سوره «نور» سخن از شهادت «زبان» و «دست و پا» به میان آمده: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیْهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ»بنابراین به نظر مى رسد: اعضاى دیگر نیز هر کدام به نوبه خود گواهى دهند، اما چون بیشترین اعمال انسان، به کمک چشم و گوش انجام مى گیرد و پوست هاى تن، نخستین اعضائى هستند که با اعمال تماس دارند، گواهان صف مقدمند.

* * *

به هر حال آن روز، روز رسوائى بزرگ است، روزى است که تمام وجود انسان به سخن در مى آید، تمامى اسرار او را فاش مى کنند، که تمام گنهکاران را در وحشت عمیقى فرو مى برد، اینجاست که: «رو به پوست هاى تن خود کرده، فریاد مى زنند: چرا شما بر ضد ما گواهى دادید»؟! (وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا).

ما که سالیان دراز شما را نوازش دادیم، از سرما و گرما حفظ کردیم، شستشو و نظافت و پذیرائى نمودیم، شما چرا این چنین؟!

«آنها در پاسخ مى گویند: همان خدائى که هر موجودى را به نطق در آورده، ما را به سخن در آورده است» (قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَىْء).

خداوند مأموریت افشاگرى را در این روز و این دادگاه بزرگ، بر عهده ما گذارده، و ما چاره اى جز اطاعت فرمان او نداریم، آرى همان کس که قدرت نطق را در موجودات ناطق دیگر آفریده، در ما نیز این توانائى را قرار داده است.(3)

جالب این که، آنها تنها از پوست تنشان این سؤال را مى کنند نه از سایر گواهان، مانند چشم و گوش.

ممکن است به خاطر این باشد که، گواهى پوست از همه عجیب تر و شگفت انگیزتر، و از همه گسترده تر و وسیع تر است، همان پوستى که خود باید قبل از همه اعضاء، طعم عذاب الهى را بچشد به چنین گواهى برمى خیزد، و این راستى حیرت آور است.

سپس ادامه مى دهند: «او کسى است که شما را در آغاز آفرید، و بازگشت همه شما نیز به سوى او است» (وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّة وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ).

* * *

و باز مى افزایند: «شما اگر گناهانتان را مخفى مى کردید نه از این جهت بود که از شهادت گوش و چشم ها و پوست هایتان بر ضد خودتان، بیم داشتید، شما اصلاً باور نمى کردید روزى اینها به سخن در آیند و بر ضد شما گواهى دهند» (وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لاأَبْصارُکُمْ وَ لاجُلُودُکُمْ).

«بلکه مخفى کارى شما به خاطر این بود که گمان مى کردید خداوند بسیارى از اعمالى را که انجام مى دهید نمى داند» (وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللّهَ لایَعْلَمُ کَثِیراً مِمّا تَعْمَلُونَ).

غافل از این که هم خداوند در همه جا شاهد و ناظر بر اعمال شماست، و از اسرار درون و برون شما آگاه است، و هم مأموران مراقبت او همه جا با شما هستند، آیا هرگز مى توانید پنهان از چشم و گوش، و حتى پوست تنتان عملى انجام دهید؟!

آرى شما چنان در قبضه قدرت او و مراقبان مخفى و آشکارش قرار دارید که حتى ابزارهاى گناه شما، گواهانى هستند بر ضد شما!

جمعى از مفسران شأن نزولى براى این آیه نقل کرده اند که: «سه نفر از کفار «قریش» و طایفه «بنى ثقیف» که افکارى کوتاه و شکمى بزرگ داشتند در کنار خانه کعبه اجتماع کرده بودند، یکى از آنها به دیگران گفت: آیا شما فکر مى کنید خداوند سخنان ما را مى شنود؟!

دیگرى افزود: آهسته! اگر بلند بگوئیم مى شنود و اگر آهسته تکلّم کنیم نمى شود.

دیگرى اضافه کرد: من فکر مى کنم اگر صداى بلند را بشنود، حتماً صداى آهسته را هم مى شنود!

اینجا بود که آیه فوق نازل شد.(4)

* * *

به هر حال، در آیه بعد، مى افزاید: «این گمان بدى بود که درباره پروردگارتان داشتید، و همان موجب هلاکت شما گردید، و سرانجام از زیانکاران شدید» (وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ).(5)-(6)

آیا این گفتگوها سخن خداوند است، یعنى گفتگوى اعضا و جوارح، تا جمله «أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَىْء» تمام مى شود، سپس سخن خداوند در زمینه انحراف و بدبختى و گمان هاى زشت آنها آغاز مى گردد؟

یا این که اینها ادامه سخنان پوست هاى اعضاى تن انسان است.

معنى دوم، مناسب تر به نظر مى رسد، و تعبیرات آیه با آن سازگارتر است، هر چند اعضاى تن نیز این سخنان را به فرمان خدا و تعلیم او مى گویند و نتیجه همه تقریباً یک چیز است.

* * *

نکته ها:

1 ـ حسن ظن و سوء ظن به خدا

آیات فوق، به خوبى گواهى مى دهد که گمان بد درباره خداوند، به قدرى خطرناک است که موجب هلاکت و عذاب ابدى انسان مى گردد، نمونه آن گمان گروهى از کفار بود که گمان مى کردند خدا اعمال آنها را نمى بیند، و سخنان آنها را نمى شنود، همین سوء ظن سبب خسران و هلاکتشان شد.

به عکس، حسن ظن درباره خداوند، موجب نجات در دنیا و آخرت است، چنان چه در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: یَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَخافَ اللّهَ خَوْفاً کَأَنَّهُ یُشْرِفُ عَلَى النّارِ وَ یَرْجُوهُ رَجاءً کَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، إِنَّ اللّهَ تَعالى یَقُولُ: وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِى ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ... ثُمَّ قالَ إِنَّ اللّهَ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ بِهِ: إِنْ خَیْراً فَخَیْرٌ، وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ: «سزاوار است بنده مؤمن آنچنان از خدا بترسد که گوئى در کنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است، و آنچنان به او امیدوار باشد که گوئى اهل بهشت است، چنان که خداوند متعال مى فرماید: این گمانى است که شما به خدا پیدا کردید و سبب هلاکتتان شد، سپس امام(علیه السلام) افزود: خداوند نزد گمان بنده خویش است اگر گمان نیک ببرد نتیجه اش نیک، و اگر گمان بد ببرد، نتیجه اش بد است».(7)

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده است: آخرین کسى را که دستور داده مى شود به سوى دوزخ ببرند ناگهان (به اطراف) نگاه مى کند، خداوند بزرگ دستور مى دهد او را برگردانید، او را بر مى گردانند، خطاب مى کند: چرا به من نگاه کردى؟ و در انتظار چه فرمانى بودى؟ عرض مى کند: پروردگارا! من درباره تو این چنین گمان نمى کردم! مى فرماید: چه گمان مى کردى ؟ عرض مى کند: گمانم این بود که، گناهان مرا مى بخشى و مرا در بهشت خود جاى مى دهى! خداوند مى فرماید: یا مَلائِکَتِى! لا ، وَ عِزَّتِى وَ جَلالِى وَ آلائِى وَ عُلُوِّى وَ ارْتِفاعِ مَکانِى، ما ظَنَّ بِى عَبْدِى هذا ساعَةً مِنْ خَیْر قَطُّ، وَ لَوْ ظَنَّ بِى ساعَةً مِنْ خَیْرِ ما وَدَعْتُهُ بِالنّارِ، أَجِیْزُوا لَهُ کِذْبَهُ وَ أَدْخِلُوهُ الْجَنَّةَ!: «اى فرشتگان من! به عزت و جلال و نعمت ها و مقام والایم سوگند، این بنده ام هرگز گمان خیر درباره من نبرده، و اگر ساعتى گمان خیر برده بود من او را به جهنم نمى فرستادم، گر چه او دروغ مى گوید ولى با این حال، اظهار حسن ظن او را بپذیرید، و او را به بهشت برید»، سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هیچ بنده اى نیست که نسبت به خداوند متعال گمان خیر ببرد، مگر این که خدا نزد گمان وى خواهد بود، و این همان است که مى فرماید: «وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ...».(8)

2 ـ گواهان در دادگاه قیامت

هنگامى که مى گوئیم در جهان دیگر همه انسان ها محاکمه مى شوند ممکن است دادگاه هائى را همچون دادگاه هاى عالم دنیا تداعى کند، که هر کس با پرونده اى کوچک یا بزرگ با شاهدانى همچون شاهدان این دادگاه ها در برابر قضات حاضر مى شوند، و سؤال و جوابى صورت مى گیرد، و حکم نهائى صادر مى شود.

ولى بارها گفته ایم، الفاظ در آنجا مفهوم عمیق ترى به خود مى گیرد که گاه تصور مفاهیم آنها براى ما زندانیان دنیا مشکل، و گاهى غیر ممکن است، ولى هر گاه اشاراتى را که در آیات قرآن و روایات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) وارد شده مورد توجه قرار مى دهیم حقایقى براى ما کشف مى شود، که از عظمت و عمق زندگى در آن جهان، اجمالاً پرده بر مى دارد، و نشان مى دهد که دادگاه رستاخیز چه دادگاه عجیبى است.

مثلاً هنگامى که گفته مى شود: «میزان عمل»، ممکن است این تصور پیدا شود که، اعمال ما در آن روز به صورت اجسام سبک و سنگینى در مى آید که در ترازوهاى دو کفه اى وزن مى شود، اما هنگامى که در روایات معصومین مى خوانیم: على(علیه السلام) میزان اعمال است، یعنى ارزش اعمال و شخصیت افراد با مقیاس وجودى این بزرگ مرد عالم انسانیت، سنجیده مى شود، و هر اندازه به آن شبیه و نزدیک است وزن بیشترى دارد، و هر قدر بى شباهت و دور است، وزن کمترى دارد، متوجه مى شویم که «میزان عمل» در آنجا یعنى چه؟!

در مورد مسأله «گواهان» نیز آیات قرآن پرده از روى حقایقى برداشته، و پاى گواهى امورى را به میان کشیده که، در دادگاه هاى دنیا مطلقاً مطرح نیستند، ولى در آنجا نقش اساسى را دارند.

به طور کلى از آیات قرآن، استفاده مى شود که شش نوع گواه براى آن دادگاه وجود دارد:

1 ـ از همه برتر و بالاتر «ذات پاک خداوند» است: وَ ما تَکُونُ فِی شَأْن وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآن وَ لاتَعْمَلُونَ مِنْ عَمَل إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ: «در هیچ حال (و اندیشه اى) نیستى و هیچ قسمتى از قرآن را نمى خوانى و هیچ عملى را انجام نمى دهید مگر این که ما گواه بر شما هستیم هنگامى که وارد آن مى شوید».(9)

البته همین گواهى، براى همه چیز و همه کس کافى است، ولى لطف خداوند و مقام عدالت او ایجاب کرده که گواهان دیگرى نیز معین فرموده است.

 

2 ـ پیامبران و اوصیاء

قرآن مى گوید: فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةً بِشَهِید وَ جِئْنا بِکَ عَلى هؤُلاءِ شَهِیْداً: «چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتى گواهى مى آوریم، و تو را گواه بر آنها قرار مى دهیم».(10)

در حدیثى در ذیل همین آیه در کتاب «کافى» از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: نَزِلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) خاصَّةً، فِی کُلِّ قَرْن مِنْهُمْ إِمامٌ مِنّا، شاهِدٌ عَلَیْهِمْ، وَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله) شاهِدٌ عَلَیْنا: «این، درباره امت محمّد(صلى الله علیه وآله) نازل شده که در هر قرنى براى آنها امامى از ما خواهد بود گواه بر آنان، و محمّد(صلى الله علیه وآله) گواه بر همه ما است».(11)

3 ـ زبان و دست و پا و چشم و گوش نیز گواهى مى دهند

قرآن مى گوید: یَومَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیِهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ: «در آن روز، زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضد آنها نسبت به اعمالى که مرتکب شدند گواهى مى دهد».(12)

از آیات مورد بحث نیز استفاده مى شود که چشم و گوش در زمره گواهانند، و از پاره اى از روایات بر مى آید که، همه اعضاى تن به نوبه خود اعمالى را که انجام داده اند گواهى مى دهند.(13)

4 ـ پوست هاى تن نیز گواهى مى دهند

آیات مورد بحث، با صراحت از این موضوع سخن مى گفت، و حتى اضافه مى کند، گنهکاران که هرگز انتظار نداشتند پوست هاى تن آنها به صورت گواهانى بر ضد آنان در آیند، آنها را مخاطب ساخته مى گویند: «چرا شما بر ضد ما گواهى دادید»؟ آنها پاسخ مى دهند: «خدائى که همه چیز را به نطق در آورده ما را به سخن در آورده است».(14)

 

5 ـ فرشتگان

قرآن مى گوید: وَ جائَتْ کُلُّ نَفْس مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیْدٌ: «در آن روز هر انسانى وارد صحنه محشر مى شود در حالى که فرشته اى با او است که او را به سوى حساب سوق مى دهد و گواهى از فرشتگان است که بر اعمال او شهادت مى دهد».(15)

 

6 ـ زمین

آرى زمین که زیر پاى ما قرار دارد، و ما همیشه میهمان آن هستیم، و با انواع برکاتش از ما پذیرائى مى کند، نیز دقیقاً مراقب ما است، و در آن روز، همه گفتنى ها را مى گوید، چنان که مى خوانیم: یَومَئِذ تُحَدِّثُ أَخْبارَها: «در آن روز زمین اخبار خود را بازگو مى کند».(16)

7 ـ زمان نیز از شهود است

گر چه در متن آیات قرآن به این امر اشاره نشده، ولى در روایات معصومین(علیهم السلام) شاهد بر آن وجود دارد، چنان که از على(علیه السلام) مى خوانیم: ما مِنْ یَوم یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلاّ قالَ لَهُ ذلِکَ الْیَوْمَ یَا ابْنَ آدَمَ! أَنَا یَوْمٌ جَدِیْدٌ، وَ أَنَا عَلَیْکَ شَهِیْدٌ، فَقُلْ فِىَّ خَیْراً وَ أعْمَلْ فِىَّ خَیْراً، أَشْهَدُ لَکَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ: «هیچ روزى بر فرزند آدم نمى گذرد، مگر این که به او مى گوید: اى فرزند آدم! من روز تازه اى هستم و بر تو گواهم، در من سخن خوب بگو، و عمل نیک انجام ده، تا در قیامت به نفع تو گواهى دهم».(17)

به راستى عجیب است، این همه گواهان حق، و شاهدان آن دادگاه بزرگ، از زمان و مکان گرفته، تا فرشتگان و اعضاى پیکر ما و انبیاء و اولیاء، و برتر از همه ذات پاک خدا، مراقب اعمال ما هستند و گواه بر ما، و ما چه بى خبریم؟!

آیا ایمان به وجود چنین مراقبانى کافى نیست که انسان را کاملاً در مسیر حق و عدالت و پاکى و تقوا قرار دهد؟

* * *


1 ـ «یُوزَعُونَ» از ماده «وَزْعَ» (بر وزن وضع» به معنى بازداشتن است، این تعبیر هر گاه در مورد لشکر یا صفوف دیگر به کار مى رود مفهومش این است که اول آنها را نگاه دارند تا آخرین نفرات به آنها ملحق شوند.

2 ـ «ما» در جمله «إِذا ما جاؤُها» زائده است، و براى تأکید مى آید.

3 ـ این تفسیر در صورتى است که این آیه را چنین معنى کنیم: «أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْء ناطِق» ولى این احتمال نیز وجود دارد که «أَنْطَقَ کُلَّ شَیْء» به معنى مطلق باشد، یعنى خداوندى که همه موجودات را بدون استثناء به نطق درآورده، و امروز همه اسرار را بازگو مى کنند، ما را نیز به نطق درآورده است. شما از سخن گفتن ما تعجب نکنید، تمام موجودات عالم امروز سخن مى گویند!

4 ـ این حدیث را بسیارى از مفسران با تفاوتى در عبارات نقل کرده اند از جمله قرطبى، تفسیر مجمع البیان، فخر رازى، روح البیان، و مراغى، همچنین در صحیح بخارى و مسلم و ترمذى نیز آمده است، و آنچه در بالا نقل کردیم ترجمه عبارتى بود که در تفسیر قرطبى آمده است (جلد هشتم، صفحه 5795).

5 ـ «ذلِکُمْ» مبتداء «وَ ظَنُّکُمْ» خبر آن است، بعضى نیز احتمال داده اند که «ظَنُّکُمْ» بدل است «وَ أَرْداکُمْ» خبر «ذلِکُمْ».

6 ـ «أَرْداکُمْ» از ماده «رَدْى» بر وزن (رأى) به معنى هلاکت است.

7 ـ «مجمع البیان»، جلد 9، صفحه 14، ذیل آیات مورد بحث.

8 ـ تفسیر «على بن ابراهیم» (طبق نقل نور الثقلین، جلد 4، صفحه 544).

9 ـ یونس، آیه 61.

10 ـ نساء، آیه 41.

11 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 190.

12 ـ نور، آیه 24.

13 ـ «لئالى الاخبار»، صفحه 462.

14 ـ فصلت، آیه 21.

15 ـ ق، آیه 21.

16 ـ زلزال، آیه 4.

17 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، ماده یوم.

...................

تفسیر نمونه

آخرین ویرایش در شنبه, 23 فروردين 1399 ساعت 11:18

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟