• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

برگزیدگان جشنواره ملی قرآن دانشجویان معرفی شدند

برگزیدگان سی‌ویکمین جشنواره ملی قرآن و عترت دانشجویان سراسر

بیشتر...

طرح شمیم دانش در شش سرفصل قرآنی ارایه می‌شود

برنامه شمیم دانش در شش سرفصل هر شب از ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه تا

بیشتر...

ماه رمضان، بهترین فرصت برای دعا کردن

ماه رمضان بستر قبولی عمل و اجابت دعاست. لذا
بیشتر...

برترین‌ مؤذنان جشنواره ملی دانشجویان معرفی شدند

روح چیست؟

شرح آیه 85 سوره مبارکه الاسراء

85وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
28534
47246
136193671
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

این چنین خدائى را بپرستید

شرح آیات 21 لغایت 22 سوره مبارکه بقره

21- يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

22- الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ ۖ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

21- اى مردم! پروردگارتان را که شما، و کسانى را که پیش از شما بودند آفرید، پرستش کنید; تا پرهیزگار شوید.

22- آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان [=جوّ زمین ]را سقفى بر فرازتان قرار داد; و از آسمان آبى فروفرستاد; و بوسیله آن، میوه ها (و انواع محصولات) را براى روزى شما رویاند. بنابراین، براى خدا همتایانى قرار ندهید، در حالى که مى دانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده، و نه روزى مى دهند).

این چنین خدائى را بپرستید

 

در آیات گذشته، خداوند حال سه دسته (پرهیزکاران، کافران و منافقان) را شرح داد و بیان داشت که پرهیزکاران مشمول هدایت الهى هستند، و قرآن راهنماى آنان است در حالى که بر دل هاى کافران مهر جهل و نادانى زده، و به خاطر اعمالشان بر چشم آنها پرده غفلت افکنده و حس تشخیص را از آنان سلب نموده است.

و منافقان، بیماردلانى هستند که بر اثر سوء اعمالشان بر بیماریشان مى افزاید.

اما در آیات مورد بحث، بعد از این مقایسه روشن، خط سعادت و نجات را که پیوستن به گروه اول است، مشخص ساخته مى گوید: «اى مردم! پروردگارتان را پرستش کنید که هم شما و هم پیشینیان را آفرید تا پرهیزکار شوید» (یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ).

در تفسیر آیه نکات ذیل جلب توجه مى کند:

1 ـ خطاب: یا أَیُّهَا النّاسُ «اى مردم» که در قرآن حدود بیست بار تکرار شده، و یک خطاب جامع و عمومى است نشان مى دهد: قرآن مخصوص نژاد، قبیله، طایفه و قشر خاصى نیست، بلکه همگان را در این دعوت عام شرکت مى دهد، همه را دعوت به پرستش خداى یگانه، و مبارزه با هر گونه شرک و انحراف از خط توحید مى کند.

2 ـ براى برانگیختن حس شکرگزارى مردم، و جذب آنها به عبادت پروردگار از مهم ترین نعمت شروع مى کند که نعمت خلقت و آفرینش همه انسان ها است، نعمتى که هم نشانه قدرت خدا است، هم علم و حکمت او و هم رحمت عام و خاصش; چرا که در خلقت انسان، این گل سر سبد عالم هستى، نشانه هاى علم و قدرت بى پایان خدا و نعمت هاى گسترده اش کاملاً به چشم مى خورد.

آنها که در برابر خدا خاضع نیستند و او را پرستش نمى کنند، غالباً به خاطر این است که: در آفرینش خویش و پیشینیان نمى اندیشند، و به این نکته توجه ندارند که: این آفرینش بزرگ را نمى توان به عوامل کور و کر طبیعى نسبت داد، و این نعمت هاى حساب شده و بى نظیر را که در جسم و جان انسان، نمایان است، نمى توان از غیر مبدأ علم و قدرت بى پایانى دانست.

بنابراین یادآورى این نعمت ها، هم دلیلى است بر خداشناسى، و هم محرکى است براى شکرگزارى و پرستش.

3 ـ نتیجه این پرستش، تقوا و پرهیزگارى است (لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ).

بنابراین عبادت ها و نیایش هاى ما چیزى بر جاه و جلال خدا نمى افزاید، همان گونه که ترک آنها چیزى از عظمت مقام او نمى کاهد، این عبادت ها کلاس هاى تربیت براى آموزش تقوا است، تقوا همان احساس مسئولیت و خودجوشى درونى که معیار ارزش انسان و میزان سنجش شخصیت او است.

4 ـ تکیه بر: الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ «کسانى که پیش از شما بودند» شاید اشاره به این باشد که: اگر شما در پرستش بت ها استدلال به سنت نیاکانتان مى کنید خدا هم آفریننده شما است، هم آفریننده نیاکان شما است، هم مالک و پرورش دهنده شما است و هم مالک و پرورش دهنده آنها، بنابراین، پرستش بت ها چه از ناحیه شما باشد، و چه از ناحیه آنها چیزى جز انحراف نیست.

* * *

نعمت زمین و آسمان

در آیه بعد به قسمت دیگرى از نعمت هاى بزرگ خدا که مى تواند انگیزه شکرگزارى باشد، اشاره کرده، نخست از آفرینش زمین سخن مى گوید: «همان خدائى که زمین را بستر استراحت شما قرار داد» (الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِراشاً).

این مرکب راهوارى که شما را بر پشت خود سوار کرده و با سرعت سرسام آورى در این فضا به حرکات مختلف خود ادامه مى دهد، بى آن که کمترین لرزشى بر وجود شما وارد کند، یکى از نعمت هاى بزرگ او است.

نیروى جاذبه اش که به شما اجازه حرکت، استراحت و ساختن خانه و لانه و تهیه باغ ها، زراعت ها و انواع وسائل زندگى مى دهد، نعمت دیگرى است.

هیچ فکر کرده اید اگر جاذبه زمین نبود در یک چشم بر هم زدن همه ما و همه خانه هاى وسائل زندگى مان بر اثر حرکت دورانى زمین به فضا پرتاب و در فضا سرگردان مى شد؟!

تعبیر به: فِراش: «بسترِ استراحت» چه تعبیر زیبائى است، فراش، نه تنها مفهوم آرامش، آسودگى خاطر و استراحت را در بر دارد که گرم و نرم بودن و در حد اعتدال قرار داشتن نیز در مفهوم آن افتاده است.

جالب این که: چهارمین پیشواى شیعیان جهان امام سجاد على بن الحسین(علیهما السلام)در بیان شیوایش این حقیقت را در تفسیر همین آیه تشریح فرموده است:

جَعَلَها مُلائِمَةً بِطَبائِعِکُمْ، مُوافِقَةً لاَِجْسادِکُمْ، وَ لَمْ یَجْعَلْها شَدِیدَةَ الْحَماءُ وَ الْحَرارَةِ فَتُحْرِقَکُمْ وَ لا شَدِیدَةَ الْبُرُودَةِ فَتَجْمَدَکُمْ، وَ لا شَدِیدَ طِیْبِ الرِّیحِ فَتَصَْدَعَ هاماتِکُمْ، وَ لا شَدِیدَ النَّتْنِ فَتُعْطِبَکُمْ، وَ لا شَدِیدَةَ اللِّیْنِ کَالْماءِ فَتُغْرِقَکُمْ وَ لا شَدِیدَةَ الصَّلابَةِ فَتَمْتَنِعُ عَلَیْکُمْ فِی دُورِکُمْ وَ أَبْنِیَتِکُمْ وَ قُبُورِ مَوْتاکُمْ ... فَلِذلِکَ جَعَلَ لَکُمْ الأَرْضَ فِراشاً!:

«خداوند زمین را مناسب طبع شما قرار داد، و موافق جسم شما، آن را گرم و سوزان نساخت تا از حرارتش بسوزید، و زیاد سرد نیافرید تا منجمد شوید، آن را آن قدر معطر قرار نداد تا بوى تند آن به مغز شما آسیب رساند و آن را بدبو نیافرید تا مایه هلاکت شما گردد، آن را همچون آب قرار نداد که در آن غرق شوید و نیز چنان سفت و محکم نیافرید، تا بتوانید در آن خانه و مسکن بسازید و مردگان را (که وجودشان در سطح زمین مایه هزار گونه ناراحتى است) در آن دفن کنید، ... آرى خداوند این گونه زمین را بستر استراحت شما قرار داد».(1)

پس از آن، به نعمت آسمان مى پردازد و مى گوید: «آسمان را همچون سقفى بر بالاى سر شما قرار داد» ( وَ السَّماءَ بِناءً).

کلمه «بَناء» با توجه به «لَکُمْ» بیانگر آن است که آسمان به نفع انسان بالاى سر او بنا شده است، طبعاً همچون سقف، این معنى به صورت صریح ترى در جاى دیگر قرآن آمده است: وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً: «ما آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم».(2)

شاید این تعبیر، براى بعضى از کسانى که به وضع ساختمان آسمان و زمین از نظر هیئت امروز آشنا هستند عجیب بیاید که این سقف چگونه است و کجاست؟ آیا این تعبیر، فرضیه هیئت «بطلمیوس» را دائر به قرار گرفتن افلاک به روى هم همچون طبقات پوست پیاز در خاطره ها تداعى نمى کند؟ ولى با توجه به توضیح زیر مطلب کاملاً روشن مى شود:

کلمه «سَماء» در قرآن به معانى مختلفى آمده است، که قدر مشترک همه آنها چیزى است که در جهت فوق قرار گرفته است، یکى از آنها که در این آیه به آن اشاره شده است، همان جوّ زمین است، یعنى قشر هواى متراکمى که دور تا دور کره زمین را پوشانده، و طبق نظریه دانشمندان ضخامت آن، چند صد کیلومتر است.

اگر به نقش اساسى و حیاتى، این قشر ضخیم هوا، که زمین را از هر سو احاطه کرده است بیندیشیم خواهیم دانست تا چه حدّ این سقف، محکم و براى حفاظت انسان ها مؤثر است.

این قشر مخصوص هوا که همچون سقفى بلورین، اطراف ما را احاطه کرده در عین این که مانع از تابش نور آفتاب ـ این اشعه حیات بخش و زندگى آفرین ـ نیست به قدرى محکم و مقاوم است که از یک سد پولادین که چندین متر ضخامت داشته باشد نیز محکم تر است!

اگر این سقف نبود، زمین دائماً در معرض رگبار سنگ هاى پراکنده آسمانى بود و عملاً آرامش از مردم جهان سلب مى شد، ولى این قشر فشرده چند صد کیلومترى(3) تقریباً تمام سنگ هاى آسمانى را قبل از سقوط به سطح زمین مى سوزاند و نابود مى کند و تنها تعداد بسیار کمى مى توانند از آن عبور کرده و به عنوان یک زنگ خطر براى زمینیان به گوشه اى پرتاب شوند، و این تعداد کم هرگز نتوانسته است آرامش را بر هم زند.(4)

از جمله شواهدى که نشان مى دهد یکى از معانى آسمان همین «جوّ زمین» است، حدیثى است که از پیشواى بزرگ ما امام صادق(علیه السلام) درباره رنگ آسمان نقل شده است آنجا که به «مفضل» مى فرماید:

«اى مفضل در رنگ آسمان بیندیش که خدا آن را این چنین آبى آفریده که موافق ترین رنگ ها براى چشم انسان است و حتى نظر کردن به آن دیده را تقویت مى کند».(5)

این را همه مى دانیم که: رنگ آبى آسمان چیزى جز رنگ هواى متراکم شده اطراف زمین نیست، بنابراین منظور از آسمان در این حدیث همان جو زمین است.

در آیه 79 سوره «نحل» مى خوانیم: أَ لَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرات فی جَوِّ السَّماء: «آیا آنها به پرندگانى که در دل آسمان تسخیر شده اند نگاه نکردند»؟

درباره معانى دیگر آسمان ذیل آیه 29 همین سوره بحث مشروح ترى مطالعه خواهید فرمود.

بعد از آن به نعمت باران پرداخته مى گوید: «و از آسمان آبى نازل کرد» (وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً).

اما چه آبى؟ حیات بخش، زندگى آفرین، و مایه همه آبادى ها و شالوده همه نعمت هاى مادى.

جمله «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»، بار دیگر این حقیقت را تأکید مى کند که منظور از «سَماء» در اینجا همان جو زمین است، زیرا مى دانیم باران از ابرها، و ابرها از تراکم بخارهائى که در جو زمین پراکنده اند، به وجود مى آیند.

امام سجاد على بن الحسین(علیهما السلام) در تفسیر این آیه راجع به نزول باران از آسمان بیان جالبى فرموده که ذیلاً مى خوانید:

«خداوند باران را از آسمان نازل مى کند تا به تمام قله هاى کوه ها، تپه ها و گودال ها و خلاصه تمام نقاط مرتفع و هموار برسد (و همگى بدون استثناء سیراب گردند) و آن را دانه، دانه، نرم و پى در پى ـ گاهى به صورت دانه هاى درشت و گاهى قطره هاى کوچک تر ـ قرار داد، تا کاملاً در زمین فرو رود، و سیراب گردد، و آن را به صورت سیلابى نفرستاد تا زمین ها، درختان، مزارع و میوه هاى شما را بشوید و ویران کند».(6)

قرآن، سپس به انواع میوه هائى که از برکت باران و روزى هائى که نصیب انسان ها مى شود اشاره کرده چنین مى گوید: «خداوند به وسیله باران، میوه هائى را به عنوان روزى شما از زمین خارج ساخت» (فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ).

این برنامه الهى که از یکسو، رحمت وسیع و گسترده خدا را بر همه بندگان مشخص مى کند، و از سوى دیگر، بیانگر قدرت او است که چگونه از آب بى رنگ صدهزاران رنگ از میوه ها و دانه هاى غذائى با خواص متفاوت براى انسان ها، و همچنین جانداران دیگر، آفریده، یکى از زنده ترین دلائل وجود او است لذا بلافاصله اضافه مى کند: «اکنون که چنین است براى خدا شریک هائى قرار ندهید در حالى که مى دانید» (فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

آرى همه شما مى دانید این بت ها و شرکاى ساختگى، نه شما را آفریده اند نه روزى مى دهند، و نه کمترین مواهب شما از ناحیه آنها است، پس چگونه آنها را شبیه خدا مى دانید.

«أَنْداد» جمع «ند» (بر وزن ضد) به معنى شریک و شبیه است، بدیهى است این شباهت و شرکت، در پندار بت پرستان وجود داشته، نه این که یک امر واقعى باشد.

یا به تعبیر دقیق تر چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: «ند» و «ندید» به معنى چیزى است که از نظر گوهر و ذات شریک و شبیه چیز دیگرى باشد، بنابراین به نوع خاصى از مماثلث و همانندى گفته مى شود، یعنى همانندى در گوهر ذات.

* * *

نکته:

بت پرستى در شکل هاى مختلف

در اینجا توجه به این حقیقت لازم است که قرار دادن شریک براى خدا تنها، منحصر به ساختن بت هاى سنگى و چوبى و یا از آن فراتر، انسانى همچون مسیح(علیه السلام) را یکى از خدایان سه گانه دانستن، نیست، بلکه معنى وسیعى دارد، صورت هاى مخفى تر و پنهان تر را نیز شامل مى شود، به طور کلى هر چه را در ردیف خدا در زندگى مؤثر دانستن یک نوع شرک است.

«ابن عباس» در اینجا تعبیر جالبى دارد مى گوید: أَلأَنْدادُ هُوَ الشِّرْکُ أَخْفى مِنْ دَبِیْبِ النَّمْلِ عَلى صَفاة سَوْداءَ فِى ظُلْمَةِ اللَّیْلِ، وَ هُوَ أَنْ یَقولَ وَ اللّهِ وَ حَیاتِکَ یا فُلانُ وَ حَیاتِى! وَ یَقُولُ لَولا کَلْبَةٌ هذا لاَ َتانَا اللُّصُوصَ البّارِحَةَ!... وَ قَوْلُ الَّرجُلِ لِصاحِبِهِ ما شاءَ اللّهُ وَ شِئْتَ... هذا کُلُّهُ بِهِ شِرْکٌ:

«انداد، همان شرک است که گاهى پنهان تر است از حرکت مورچه بر سنگ سیاه در شب تاریک، از جمله این که انسان بگوید: به خدا سوگند، به جان تو سوگند، به جان خودم سوگند (یعنى خدا و جان خود و جان دوستش را در یک ردیف قرار بدهد) و بگوید این سگ اگر دیشب نبود دزدان آمده بودند! (پس نجات دهنده ما از دزدان این سگ است) یا به دوستش بگوید: هر چه خدا بخواهد و تو بخواهى، همه اینها بوئى از شرک مى دهد».(7)

و در حدیثى مى خوانیم: مردى در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) همین جمله را گفت: ما شاءَ اللّهُ وَ شِئْتَ: «هر چه خدا بخواهد و تو بخواهى».

پیامبر فرمود: أَ جَعَلْتَنِى لِلّهِ نِدّاً: «مرا شریک خدا و هم ردیف او قرار دادى»؟!(8)

در تعبیرات عامیانه روزمره، نیز بسیار مى گویند: «اول خدا، دوم تو»! باید قبول کرد که این گونه تعبیرات نیز مناسب یک انسان موحّد کامل نیست.

در روایتى در تفسیر آیه 106 سوره «یوسف»: «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُون»،

از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که فرمود: «(این اشاره به شرک خفى است) مانند این که انسان به دیگرى بگوید: اگر تو نبودى من نابود شده بودم یا زندگانیم بر باد مى رفت».(9)

توضیح بیشتر را در این زمینه در جلد دهم، ذیل آیه 106 سوره «یوسف» به بعد مى خوانید.

* * *


1 ـ «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 41 ـ «بحار الانوار»، جلد 57، صفحه 82، حدیث 9، و جلد 35، صفحه 35، حدیث 10.

2 ـ انبیاء، آیه 32.

3 ـ در بسیارى از کتب، ضخامت قشر هواى محیط به زمین را یکصد کیلومتر نوشته اند، ولى ظاهراً منظورشان جائى است که مولکول هاى هوانسبتاً به هم نزدیک است، اما دانش امروز ثابت کرده حتى در فاصله چند صد کیلومترى مولکول هاى هوا به صورت پراکنده و فوق العاده رقیق وجود دارد.

4 ـ در جلد 26 تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 12 سوره «نبأ»، صفحات 23 و 24، اشاره اى به این مطلب شده است.

5 ـ «توحید مفضل»، صفحه 127 (انتشارات مکتبة الداورى) ـ «بحار الانوار»، جلد 3، صفحه 111.

6 ـ عبارت حدیث طبق آنچه در تفسیر «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 41 آمده، چنین است:      

«یُنْزِلُهُ مِنْ أَعْلى لِیَبْلُغَ قُلَلَ جِبالِکُمْ وَ تِلالَکُمْ وَ هِضابَکُمْ وَ أَوْهادَکُمْ ثُمَّ فَرَّقَهُ رَذاذاً وَ وَابِلاً وَ هَطَلاً لِتَنْشِفَهُ أَرَضُوکُمْ، وَ لَمْ یَجْعَلْ ذلِکَ الْمَطَرُ نازِلاً عَلَیْکُمْ قَطْعَةً واحِدَةً فَیُفْسِدُ أَرْضَیکُمْ وَ أَشْجارَکُمْ وَ زُرُوعَکُمْ وَ ثِمارَکُم» («بحار الانوار»، جلد 3، صفحه 35، حدیث 10، و جلد 57، صفحه 82، حدیث 9).

7 ـ «فى ظلال»، «سید قطب»، جلد اول، صفحه 53 ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 61، ذیل آیه مورد بحث (دار المعرفة) ـ «فتح القدیر»، جلد 1، صفحه 52، ذیل آیه مورد بحث (عالم الکتب) ـ قسمتى از این کلام متن سخن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است («وسائل الشیعه»، جلد 16، صفحه 254، حدیث 21501 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 69، صفحه 93، حدیث 3.

8 ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 60، ذیل آیه مورد بحث (دار المعرفة).

9 ـ «سفینة البحار»، جلد اول، صفحه 697 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 215، حدیث 20310 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 5، صفحه 148، حدیث 12.

.......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری