• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

رسیدن به آمرزش الهی

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۷ - فراز ۱۳

ثُمَّ لَمْ

بیشتر...

در گرداب بلا

شرح آیات 32 و 32 سوره مبارکه لقمان

31أَ لَمْ تَرَ أَنَّ

بیشتر...

در جوار الهی ، فرازهایی از صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۵ - فراز ۱۱

الْمُعَوَّدِينَ

بیشتر...

خیرخواه باشیم، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل

حجم: 9 MB

زمان: 32 دقیقه

بیشتر...

چراغ هدایت(پیرامون امام حسین علیه السلام)، آیت

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
6856
32761
141192017
امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1402
اوقات شرعی

پیمان مقدس

شرح آیات 81 و 82 سوره مبارکه آل عمران

81- وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ ۚ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي ۖ قَالُوا أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ

82- فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

81- و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها) ، پیمان مؤکّد گرفت، که هر گاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبرى به سوى شما آمد که با نشانه هایى که نزد شماست، هماهنگ بود، به او ایمان بیاورید و او را یارى کنید. و فرمود: «آیا پذیرفتید؟ و بر آن، با من پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آرى) پذیرفتیم.» (خداوند به آنها) فرمود: «پس گواه باشید! و من (نیز) با شما از گواهانم.»

82- و کسى که بعد از این (پیمان محکم)، روى گرداند، فاسق است.

 

پیمان مقدس

به دنبال اشاراتى که در آیات پیشین درباره وجود نشانه هاى روشن پیامبر اسلام، در کتب انبیاء قبل آمده بود، در این آیات اشاره به یک اصل کلى در این رابطه مى کند و آن این که: پیامبران پیشین (و به دنبال آنها پیروانشان) با خدا پیمان بسته بودند که در برابر پیامبرانى که بعد از آنها مى آیند سر تعظیم و تسلیم فرود آورند مى فرماید: «و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که خداوند پیمان مؤکد از پیامبران (و پیروان آنها) گرفت که هر گاه کتاب و دانش به شما دادم سپس پیامبرى به سوى شما آمد که آنچه را با شما است تصدیق مى کند (و نشانه هاى او موافق چیزى است که با شما است) حتماً به او ایمان بیاورید و او را یارى کند» (وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتاب وَ حِکْمَة ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ).(1)

در حقیقت همان طور که پیامبران و امت هاى بعد موظف اند نسبت به پیامبران گذشته و آئین آنها احترام بگذارند، و اصول آنها را محترم بشمرند، پیامبران و امت هاى پیشین نیز نسبت به پیامبران بعد از خود چنین وظیفه اى داشته اند، در آیات قرآن کراراً اشاره به وحدت هدف پیغمبران خدا شده است و این آیه نمونه زنده اى از آن است.

فراموش نکنیم «میثاق» در اصل از ماده «وُثُوق» به معنى اطمینان و اعتماد گرفته شده، به همین دلیل، به پیمان هاى مؤکد که مایه اطمینان است «میثاق» گفته مى شود.

البته گرفتن پیمان از پیامبران، همراه با گرفتن پیمان از پیروان آنها است و موضوع پیمان این بوده که: اگر پیامبرى بیاید که دعوت او هماهنگ با دعوت آنان، و نشانه هاى او با آنچه در کتب آسمانى آنها آمده موافق باشد (و به این ترتیب حقانیت او ثابت گردد) نه تنها باید به او ایمان بیاورند بلکه موظف اند به یارى اش برخیزند.

سپس براى تأکید مى افزاید: خداوند به آنها فرموده: «آیا اقرار به این موضوع دارید؟ و پیمان مؤکد مرا بر آن گرفتید؟ گفتند: آرى اقرار داریم فرمود: بر این پیمان گواه باشید و من هم با شما گواهم» (قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِکُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدینَ).(2)

* * *

در آیه بعد، قرآن مجید پیمان شکنان را مورد مذمت و تهدید قرار مى دهد و مى گوید: «سپس هر کس (بعد از این همه پیمان هاى مؤکد و میثاق هاى محکم) سرپیچى کند و روى گرداند (و به پیامبرى همچون پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که بشارت ظهورش همراه نشانه هاى او در کتب پیشین آمده، ایمان نیاورد) فاسق و خارج از اطاعت فرمان خداست» (فَمَنْ تَوَلّى بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ).

و مى دانیم خداوند این گونه فاسقان لجوج و متعصب را هدایت نمى کند همان گونه که در آیه 80 سوره «توبه» آمده است: «وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ».(3)

و کسى که مشمول هدایت الهى نشد، سرنوشتش دوزخ و عذاب شدید الهى است.

* * *

نکته ها:

1 ـ پیمان بر تصدیق پیامبران

آیا آیه فوق تنها درباره بشارت انبیاء پیشین و پیمان آنها نسبت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است؟

یا هر پیامبرى را که بعد از پیامبر دیگرى مبعوث شده در بر مى گیرد؟

ظاهر تعبیرات آیه یک مسأله کلى و عمومى است، اگر چه خاتم پیامبران(صلى الله علیه وآله)مصداق بارز آن است و با روح مفاهیم قرآن نیز همین معنى وسیع و گسترده مناسب است.

بنابراین، اگر مى بینیم در اخبارى تصریح شده که منظور از آن پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) است از قبیل تفسیر آیه و تطبیق آن بر یک مصداق روشن محسوب مى گردد، نه این که معنى آن انحصار بوده باشد.

«فخر رازى» در تفسیر خود از امام على(علیه السلام) نقل مى کند: هنگامى که خداوند آدم و سایر انبیاء(علیهم السلام) را آفرید از آنها عهد و پیمان گرفت که هر گاه محمّد(صلى الله علیه وآله)مبعوث شد به او ایمان آورند و یارى اش کنند.(4)-(5)

* * *

2 ـ ظهور پیامبرى در عصر پیامبر دیگر

با توجه به مضمون آیه این سؤال پیش مى آید: مگر ممکن است پیامبر اولوا العزمى در زمان پیامبر اولوا العزم دیگرى مبعوث گردد، تا موظف به پیروى از او باشد؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: همان طور که در تفسیر آیه اشاره شد، پیمان تنها از خود پیامبران گرفته نشده، بلکه از پیروان آنها نیز گرفته شده و در حقیقت منظور از پیمان گرفتن از انبیاء، پیمان گرفتن از امت هاى آنان و نسل هائى که بعد از آنها به وجود مى آیند و عصر پیغمبر بعد را درک مى کنند مى باشد.

به علاوه خود پیامبران نیز اگر (فرضا) پیامبران آینده را درک کنند، ایمان خواهند آورد یعنى هرگز پیغمبران خدا در هدف ها و دعوت هاى خود از یکدیگر جدا نیستند و با هم جنگ و ستیزى ندارند.(6)

* * *

3 ـ در گواهى، جانشینان انبیاء چون انبیایند

سخن دیگر درباره آیه این است که: آیه مزبور گرچه درباره پیامبران است ولى بدیهى است در مورد جانشینان آنها نیز صادق مى باشد; زیرا جانشینان راستین آنها از آنان جدا نیستند و همه یک هدف را تعقیب مى کنند و همیشه پیامبران، جانشینان خود را معرفى کرده و نسبت به آنها بشارت داده و مردم را به ایمان آوردن و یارى آنها دعوت نموده اند و اگر مى بینیم در روایاتى که در ذیل آیه در کتب تفسیر یا حدیث ما نقل شده جمله «وَ لَتَنْصُرُنَّهُ» درباره على(علیه السلام)تفسیر شده و مسأله ولایت را مشمول آن دانسته اند در حقیقت اشاره به همین معنى است.

ناگفته نماند آیه فوق، از نظر چگونگى ترکیب نحوى در میان مفسران و اهل ادب مورد بحث و گفتگو واقع شده است.

* * *

4 ـ تعصب هاى مزاحم

تاریخ نشان داده پیروان یک آئین، به آسانى حاضر نیستند دست از آئین خود بردارند و در برابر پیامبران جدید که از طرف خداوند مبعوث مى شوند، تسلیم گردند بلکه با جمود و سرسختى خاصى روى آئین قدیم ایستاده و از آن دفاع مى کنند، گویا آن را از خود و خود را از آن مى دانند و رها ساختن آن را فناى ملیت خویش مى پندارند.

لذا به زحمت، به قبول آئین نو، تن در مى دهند و سرچشمه بسیارى از جنگ هاى مذهبى که در طول تاریخ واقع شده و از دردناک ترین حوادث تلخ تاریخ است همین تعصب خشک و جمود بر آئین هاى کهن بوده است.

در حالى که قانون تکامل مى گوید: باید آئین ها یکى پس از دیگرى بیایند و بشر را در مسیر خداشناسى و حق، عدالت، ایمان، اخلاق، انسانیت و فضیلت پیش ببرند تا به آخرین آئین که «خاتم ادیان» است برسند و همچون طفلى که مدارج تحصیلى را یکى پس از دیگرى پیموده تا فارغ التحصیل شده، این راه را بپیماید.

بدیهى است: اگر شاگردان دبستانى آن چنان نسبت به محیط دبستان علاقه و تعصب پیدا کنند که از حضور در دبیرستان خوددارى نمایند، جز رکود و عقب ماندگى از قافله ترقى، نتیجه اى نخواهند داشت، اصرار و تأکیدى که در آیه بالا درباره گرفتن عهد و پیمان مؤکد از انبیاء و امت هاى پیشین نسبت به انبیاى آینده شده است گویا براى اجتناب و احتراز از همین تعصب ها، جمودها و لجاجت ها بوده که با نهایت تأسف پس از این همه تأکید باز مى بینیم پیروان آئین هاى کهن به آسانى در برابر حقایق جدید تسلیم نمى شوند.

ضمناً درباره این که: چرا و چگونه اسلام خاتم مذاهب و آخرین ادیان است؟ در ذیل آیه 40 سوره «احزاب» ـ به خواست خدا ـ مشروحاً سخن خواهیم گفت.(7)


 

1 ـ درباره ترکیب جمله «لَما آتَیْتُکُمْ...» بعضى «ما» را موصوله و مبتدا دانسته و «لام» را براى توطئه قسم و جمله «لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ» را خبر دانسته اند.

و جمعى «ما» را «شرطیه زمانیه» دانسته اند و جزاى آن را «لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ» ذکر کرده اند.

احتمال دوم با معنى آیه سازگارتر و با آنچه در غالب موارد دیده مى شود که قسم در جزاى شرط مى آید هماهنگ تر مى باشد (تفسیرى که در بالا ذکر شد نیز بر همین اساس است).

2 ـ «اِصر» در اصل به معنى گره زدن چیزى و یا نگهدارى آن با قهر و غلبه است و به امورى که انسان را از کارهاى مهم باز مى دارد «اِصر» گفته مى شود و به همین مناسبت، به پیمان مؤکد، این واژه اطلاق شده; زیرا شکستن آن انسان را از ثواب و خیرات، محروم و ممنوع مى سازد.

3 ـ مائده، آیه 108 ـ توبه، آیه 24 ـ صف، آیه 5.

4 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 8، صفحه 115، ذیل آیه ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 13 ـ «فتح البارى» ابن حجر، جلد 6، صفحه 310، دار المعرفة للطباعة و النشر، بیروت، طبع دوم ـ «کنز العمال»، جلد 2، صفحه 377، مؤسسة الرسالة، بیروت ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث.

5 ـ و مى تواند اشاره به مضمون آیه 35 سوره «اعراف» و 38 «بقره» باشد.

 

6 ـ در اعصار گذشته انبیاء متعدد در یک زمان بوده اند که موظف به قبول نبوت یکدیگر و هماهنگ عمل نمودن بوده اند.

7 ـ به تفسیر «نمونه»، جلد 17، ذیل آیه 40 سوره «اعراف» مراجعه فرمائید.

.....................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری