• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

شرح دعای دهم ، جلسه پایانی ، استاد دکتر محمدعلی

حکمت 183 نهج البلاغه

مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلاَّ كَانَتْ إِحْدَاهُمَا

بیشتر...

اشاره ای به حروف مقطعه

شرح آیه 1 لغایت 4 سوره مبارکه آل عمران

بِسْمِ اللَّهِ

بیشتر...

نخستین قتل در روى زمین!

شرح آیات 27 لغایت 31 سوره مبارکه المائده

27- ۞

بیشتر...

ویژه شب شهادت امام رضا علیه السلام

دریافت فایل صوتی

حجم: 4 MB

زمان: 20 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
35056
44876
152331556
اوقات شرعی

عبرت بیاموزید و پندگیرید، آیت الله مکارم شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل شرح نهج البلاغه برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی تقدیم می گردد.

و منها: فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ، وَاعْتَبِرُوا بِالاْی السَّوَاطِعِ، وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ، وَانْتَفِعُوا بِالذِّکْرِ وَالْمَوَاعِظِ، فَکَأَنْ قَدْ عَلِقَتْکُمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّةِ، وَانْقَطَعَتْ مِنْکُمْ عَلاَئِقُ الاُْمْنِیَّةِ، وَ دَهِمَتْکُمْ مُفْظِعَاتُ الاُْمُورِ، وَالسِّیَاقَةُ إِلَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ، فَـ «کُلُّ نَفْس مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِیدٌ»: سَائِقٌ یَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا; وَ شَاهِدٌ یَشْهَدُ عَلَیْهَا بِعَمَلِهَا.

اى بندگان خدا! از درسهاى سودمندِ عبرت آميز، پند بگيريد، و از آيات روشن الهى (در تکوين و تشريع) عبرت بياموزيد و انذارهاى رسا و گوياى الهى را پذيرا شويد، و از تذکّرات و مواعظ بهره بگيريد، گويا (مى بينم) چنگال مرگ در پيکر شما فرو رفته، و علاقه و آرزوها از شما رخت بربسته; شدائد و سختى هاى مرگ و برزخ به شما روى آورده و حرکت به سوى رستاخيز آغاز شده است، و هر يک از شما وارد صحنه محشر مى شود، در حالى که همراه او «سائق» و «شاهدى» است: فرشته اى که او را به سوى محشر مى راند و شاهدى که بر اعمال او گواهى مى دهد.

دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ، لاَیَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا، وَ لاَیَظْعَنُ مُقِیمُهَا، وَ لاَیَهْرَمُ خَالِدُهَا، وَ لاَیَبْأَسُ سَاکِنُهَا.

در آنجا درجاتى است که يکى از ديگرى برتر و منزل گاه هايى است که با هم متفاوت است. نعمت هايش جاودان است و هرگز قطع نمى شود و ساکنانش از آن کوچ نمى کنند و آنان که در آن جاى دارند، پير نمى شوند و گرفتار شدايد نمى گردند.

عبرت بیاموزید و پندگیرید!

امام(علیه السلام) در ادامه سخن، دست مخاطبان را گرفته و همراه خود به گذشته تاریخ و حوادث عبرت آمیز زندگى بشر برده و سرنوشت خودشان را در آینه تاریخ به آنها نشان مى دهد; مى فرماید: «اى بندگان خدا! از درس هاى سودمندِ عبرت آمیز، پند بگیرید!» (فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ).

قدرتمندان تاریخ، کبکبه پادشاهان بزرگ، ثروت عظیم ثروتمندان پیشین و زندگى پر ناز و نعمت آنها را به خاطر بیاورید! که چگونه «از نسیمى دفتر ایّام بر هم خورد» و «ورق برگردانى لیل و نهار» طومار زندگانى آنها را درهم پیچید; چنان که از قصرهاى مجلّل آنها، جز ویرانه اى، و از اندام پر قدرت آنها، جز استخوان پوسیده اى باقى نماند; همگى رفتند و فراموش شدند!

در هشدار دیگرى مى افزاید: «از آیات روشن الهى (در تکوین و تشریع) عبرت بیاموزید! (آیاتى که در پهنه آفرینش و آیاتى که در کتب آسمانى انبیا است).» (وَاعْتَبِرُوا بِالاْیِ السَّوَاطِعِ(1)).

در سومین هشدار مى فرماید: «انذارهاى رسا و گویاى الهى را پذیرا شوید!» (وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ).

همان انذارهایى که با تعبیرات تکان دهنده، در جاى جاى قرآن مجید آمده است. گاه عذاب هاى درهم کوبنده اى را که بر اقوام سرکش و ستمگر پیشین نازل شد، شرح مى دهد و گاه از مجازات هاى دردناک آخرت سخن مى گوید و گاه انسان ها رابه تفکّر و اندیشه در سرنوشت خود وا مى دارد و از گناهان و معاصى برحذر مى نماید.

و بالاخره در چهارمین هشدار مى فرماید: «از تذکّرات ومواعظ بهره بگیرید! (که اینها همه براى شما و به سود شما است).» (وَانْتَفِعُوا بِالذِّکْرِ وَ الْمَوَاعِظِ).

تفاوت میان این چهار هشدار این است که: در هشدار اوّل، امام(علیه السلام) همه را به حوادث تاریخى عبرت آموز گذشته و حال توجّه مى دهد که اندرزهاى گرانبهایى دربردارد; در هشدار دوم، به نشانه هاى پروردگار در عالم هستى یا آیات قرآنى که بیدارگر است، اشاره فرموده; در هشدار سوم، به انذارها و سخنان بیم دهنده از سوى اولیاء اللّه اشاره مى کند و در هشدار چهارم، به اندرزها و نصیحت هاى این مردان الهى توجّه شده است که مجموعه این هشدارها براى بیدارى آنان که کمترین آمادگى دارند، کافى است، تا چه رسد به آمادگان براى پذیرش.

سپس در ادامه سخن به لحظات دردآور مرگ و جان دادن و حالاتى که هر بیننده اى را تکان مى دهد و در فکر فرو مى برد، توجّه فرموده، چنین مى گوید: «گویا مى بینم چنگال مرگ در پیکر شما فرو رفته، و علاقه و آرزوها از شما رخت بربسته، شداید و سختى هاى مرگ و برزخ به شما روى آورده، و حرکت به سوى رستاخیز آغاز شده است و هر یک از شما وارد صحنه محشر مى شود، در حالى که همراه او «سائق» و «شاهدى» است: فرشته اى که او را به سوى محشر مى راند و شاهدى که بر اعمال او گواهى مى دهد.» (فَکَأَنْ قَدْ عَلِقَتْکُمْ(2) مَخَالِبُ(3) الْمَنِیَّةِ، وَانْقَطَعَتْ مِنْکُمْ عَلاَئِقُ الاُْمْنِیَّةِ، وَ دَهِمَتْکُمْ(4) مُفْظِعَاتُ(5) الاُْمُورِ، و السِّیَاقَةُ إِ لَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ، فَـ «کُلُّ نَفْس مَعَهَا سَائِقٌ و شَهِیدٌ»: سَائِقٌ یَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا; وَ شَاهِدٌ یَشْهَدُ عَلَیْهَا بِعَمَلِهَا).

از آنجا که مرگ در انتظار همه انسان ها است و هیچ تاریخ و زمان مشخّصى براى آن وجود ندارد و هر لحظه ممکن است به سراغ انسان بیاید، امام(علیه السلام) آن را به صورت یک امر انجام شده، مطرح مى فرماید و مى گوید: گویا مى بینم که در چنگال مرگ گرفتارید. سکرات موت شما را در امواج وحشتناکش فرو برده و پیوندهاى شما با آرزوهایى که همچون خواب و خیال و سراب، در برابرتان قرار داشت، به کلّى قطع شده و در آستانه انتقال از این دنیا، به جهان دیگر و سپس حضور در محشر، با دو مأمور الهى قرار گرفته اید.

شبیه همین تعبیرات در «خطبه 204» نیز آمده است. این تعبیر امام(علیه السلام) مرگ را به حیوان درنده اى تشبیه مى کند که چنگال در گلو و اندام انسان انداخته و او را طعمه خود ساخته است، در حالى که قدرتى بر دفاع از خویشتن ندارد. به راستى ضعف انسان در مقابل قدرت مرگ، همین گونه است.

جمله (وَ السِّیَاقَةُ إِلَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ) اشاره به آیه شریفه 98 سوره «هود» است که مى فرماید: «یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ; فرعون روز قیامت در پیشاپیش قومش خواهد بود و آنها را وارد دوزخ مى کند و آتش دوزخ چه بدآبشخورى است که بر آن وارد مى شوند».

«وِرْد» به معناى راهى است که در کنار نهرهاى بزرگ - که ساحل آن با آب فاصله دارد- به صورت سراشیبى درست مى کنند، تا افراد به آسانى بتوانند دسترسى به آب پیدا کنند; چنین محلى را در فارسى «آبشخور» و در عربى «وِرْد» مى گویند و «مورود» به معناى محلّى است که تشنگان بر آن وارد مى شوند و در حقیقت اشاره به این است که گنهکارانِ محروم از آبهاى زلال نهرهاى بهشتى، به آبشخور دوزخ وارد مى شوند، که جز آتش سوزان در آنجا چیزى نیست و جمله (کُلُّ نَفْس مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِیدٌ) برگرفته از آیه شریفه 21 سوره «ق» است که مى فرماید: «وَجَاءَتْ کُلُّ نَفْس مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِیدٌ».

در این مورد که «سائق» و «شهید» اشاره به چیست؟ تفسیرهاى گوناگونى در کلمات «مفسّران قرآن» و «شارحان نهج البلاغه» دیده مى شود. بعضى «سائق» را فرشته نویسنده حسنات و «شهید» را فرشته نویسنده سیّئات مى دانند و نیز بعضى گفته اند «سائق» فرشته الهى است و «شهید» اعضاى تن انسان یا نامه اعمال او است که به گردنش آویخته مى شود.

این احتمال نیز داده شده که «سائق» و «شهید» یک فرشته است که دو کار مى کند; هم انسان را به صحنه محشر مى راند و هم گواه اعمال او است. و نیز گفته اند: که «سائق» فرمان الهى است که انسان را به سوى محشر، براى حساب و جزا مى راند و «شاهد» پیامبران و علما، یا عقل انسان و اعضاى او است.

ولى غالب این تفسیرها بعید به نظر مى رسد و ظاهر این است که اشاره به دو فرشته الهى باشد که یکى مأمور سوق دادن انسان به عرصه محشر، و دیگرى گواهى دهنده بر اعمال او است.

درجات بهشتى

در بخش پایانى این خطبه، امام(علیه السلام) به دنبال اشاره هاى بیم دهنده اى که در بخش سابق بود، سخن از نعمت هاى روح پرور بهشت و عنایات پایدار پروردگار نسبت به بهشتیان مى کند، تا انذار را با بشارت بیامیزد و اسباب خوف و رجا را در کنار هم قرار دهد، تا در نتیجه، انگیزه هاى حرکت به سوى کمالات و سیر الى اللّه از هر نظر کامل گردد. مى فرماید: «در آنجا درجاتى است که یکى از دیگرى برتر و منزل گاه هایى است که با هم متفاوت است» (دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ).

این سخن را بدان جهت مى فرماید که هر انسانى در هر درجه اى از کمال باشد به آن بسنده نکند و پیوسته به سوى کمالى بالاتر و مقاماتى والاتر حرکت کند; بر علم و عمل بیافزاید و در خودسازى و تهذیب نفس، پیش برود. بدیهى است هر قدر ایمان و عمل و معرفت و اخلاق کامل تر باشد، به همان اندازه، سهم انسان از مواهب معنوى و مادّى الهى در آن سرا، بیشتر است.

در قرآن مجید نیز به این درجات (پله هایى که به سوى کمالات بالا مى رود) بارها اشاره شده است; مى فرماید: «وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا; براى هر یک از آنها درجاتى است، به خاطر اعمالى که انجام داده اند»(1).

در جاى دیگر مى فرماید: «نَرْفَعُ دَرَجَات مَنْ نَشَاءُ; درجات هرکس را بخواهیم (و شایسته بدانیم) بالا مى بریم»(2).

در آیات دیگر قرآن، شرح این درجات آمده است، مانند: «اَلسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ* فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ; پیشگامان پیشگام، مقرّبان درگاه الهى هستند، در باغهاى پرنعمت بهشت جاى دارند».(3)

«وَ أَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ; و اصحاب یمین (خجستگان) چه اصحاب یمین (و خجستگانى) هستند»(4).

در پایان سوره «واقعه» نیز بار دیگر به این دو گروه ممتاز که یکى از دیگرى ممتازتر است اشاره کرده، مى فرماید: «فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحَانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیم* وَ أَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ* فَسَلاَمٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ; امّا اگر او (کسى که در آستانه مرگ قرار دارد) از مقرّبان باشد در راحتى و گُل و بهشت پر نعمت است; و اگر از اصحاب یمین باشد (به او گفته مى شود) سلام بر تو از سوى دوستانت که آنها نیز از اصحاب یمینند»(5).

در دیگر آیات قرآن، جایگاه گروهى از مؤمنان صالح را «جَنّات عَدْن» و گروهى را «جَنّات مَأوى» و گروهى را «جَنّات فِرْدَوْس» و گروهى را «جَنّات نَعِیم» شمرده که هر کدام مى تواند اشاره اى به مقامات گوناگون بهشتیان باشد.(6)

در حدیثى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) چنین مى خوانیم: «ألْجَنَّةُ مِئَةُ دَرَجَة مَا بَیْنَ کُلِّ دَرَجَتَیْنِ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الاَْرْضِ; الْفِرْدَوْسُ أَعْلاَهَا دَرَجَةً، مِنْهَا تَفْجُرُ أَنْهَارُ الْجَنَّةِ الاَْرْبَعَةِ، فَإِذَا سَأَلْتُمُوا اللّهَ، فَاسْأَلُوهُ الْفِرْدَوْسَ; بهشت، یکصد درجه است که مابین هر درجه اى با درجه دیگر، فاصله اى همچون فاصله میان زمین و آسمان است و بالاترین درجات آن، فردوس است; آنجا نهرهاى چهارگانه بهشت سرچشمه مى گیرد، پس هنگامى که از خداوند تقاضا مى کنید، فردوس را تقاضا کنید!»(7)

در خبر دیگرى مى خوانیم: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ لَیَرَوْنَ أهْلَ عِلِّیِّینَ کَمَا یُرَى النَّجْمُ فِی أُفُقِ السَّمَاءِ; اهل بهشت ساکنان علیّین را همچون ستارگانى برفراز آسمان مى بینند»(8).

طبیعى است هنگامى که مؤمنان صالح در ایمان و عمل با هم متفاوت باشند، باید مقامات بهشتى آنان نیز متفاوت باشد و شاید عدد «صد» که در حدیث بالا آمد عدد تکثیر باشد و تفاوت مقامات از نظر تعداد، بسیار بیش از اینها باشد و نیز ممکن است درجات اصلى یکصد درجه باشد که هر کدام از آنها نیز به درجات متعدّدى تقسیم شود; لذا قرآن مجید مى فرماید: «وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى; و هر کس در حالى که با ایمان باشد و نزد او آید، درجات عالى دارد»(9) (اشاره به اینکه درجات عالى نیز متفاوت است).

در حدیث دیگرى از امام زین العابدین على بن الحسین(علیه السلام) آمده است که: «خداوند درجات بهشت را به اندازه آیات قرآن قرار داده است. کسانى که قرآن مى خوانند به آنها گفته مى شود: بخوانید و بالا روید(10).»

امام(علیه السلام) در ادامه سخن، چهار وصف براى بهشت و درجات آن بیان فرموده که هر کدام از دیگرى جالب تر است. نخست مى فرماید: «نعمت هاى بهشتى جاویدان است و هرگز قطع نمى شود.» (لاَیَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا)

نه همچون نعمت هاى دنیا که گاه آفت مى پذیرد و کم و زیاد، یا نابود مى شود; همان گونه که در آیه 35 سوره «رعد» آمده: «اُکُلُهَا دَائِمٌ وَ ظِلُّهَا».

در وصف دوم مى فرماید: «ساکنانش از آن کوچ نمى کنند.» (وَلاَیَـْظعَنُ(11) مُقِیمُهَا).

یعنى هم نعمت هایش جاویدان است و هم سکونت ساکنانش.

در توصیف سوم اشاره به عدم ظهور عوارض پیرى با گذشت زمان کرده، مى فرماید: «و ساکنانش پیر نمى شوند.» (وَ لاَیَهْرَمُ خَالِدُهَا).

در توصیف چهارم اشاره به عدم شداید و سختى ها شده است، مى افزاید: «و آنان که در آن جاى دارند، گرفتار شدائد نمى گردند.» (وَ لاَیَبْأَسُ(12) سَاکِنُهَا).

در مجموع محیطى است مملوّ از نور و برکت، و خالى از هرگونه مشکلات و نکبت.

آخرین ویرایش در یکشنبه, 10 خرداد 1394 ساعت 11:16

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری