• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

بازگشت آدم به سوى خدا

شرح آیات 23 و 24 سوره مبارکه اعراف

سرانجام، هنگامى که

بیشتر...

مشی عقل‌مداری تشیع متاثر از سیره امام موسی کاظم(ع)

حجت‌الاسلام حسینی کوهساری با نقل روایتی از امام موسی

بیشتر...

بررسی ۳ ویژگی مصحف محشی/ یک هدیه ارزشمند برای

سرپرست هیئت اساتید و کارشناسان شورای عالی قرآن با اشاره به

بیشتر...

آموزش سواد رسانه‌ای به فعالان قرآنی/ عرضه ۱۵۰۰

مدیر بخش رسانه و فضای مجازی بیست و ششمین نمایشگاه

بیشتر...

اعزام ۳ هزار مبلغ برای پاسخ به سوالات زائران

رییس کمیته فرهنگی آموزشی ستاد مرکزی اربعین از اعزام ۳ هزار
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
15594
74153
83418855
امروز یکشنبه, 10 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه هشتاد و شش، بخش پنجم

 

عِبَادَ اللهِ، إنَّ أنْصَحَ النَّاسِ لِنَفْسِهِ أطْوَعُهُمْ لِرَبِّهِ; وَ إِنَّ أَغَشَّهُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاهُمْ لِرَبِّهِ; وَالْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ، وَالْمَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِینُهُ، «وَالسَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ». وَالشَّقِىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِهِ.

اى بندگان خدا! آنها که خالصانه تر و خيرخواهانه تر، با خود برخورد مى کنند، از همه در برابر پروردگار مطيع ترند و کسى که از همه بيشتر خود را مى فريبد، از همه بيشتر مرتکب معصيت پروردگار مى شود و مغبون واقعى کسى است که خويشتن را مغبون سازد و کسى مورد غبطه خواهد بود، که دينش سالم بماند و سعادتمند آن کس است که از سرنوشت ديگران پند و اندرز گيرد و شقاوتمند و محروم از سعادت کسى است که فريب هوا و هوس و غرور خويش را بخورد.

 

شرح و تفسیر

 

سعادتمند کیست؟

امام(علیه السلام) در ادامه این خطبه، پس از هشدارهایى که نسبت به طرق نفوذ شیطان در آدمى داشت، دستورالعملهایى در شش جمله کوتاه و پرمعنا در ارتباط با آن هشدارها، بیان مى کند و آن را کامل تر مى سازد.

نخست مى گوید: «اى بندگان خدا! آنها که خالصانه تر و خیرخواهانه تر با خود برخورد مى کنند، از همه در برابر پروردگار مطیع ترند.» (عِبَادَاللَّهِ! إِنَّ أَنْصَحَ النَّاسِ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُهُمْ لِرَبِّهِ).

معناى این سخن آن است که انسان خود را نفریبد و به خویشتن دروغ نگوید; نقاط ضعف خود را، نقاط قوّت به خودش معرّفى نکند و بر عیوب خویش پرده نیفکند; بلکه خالصانه و مخلصانه به نقد خویشتن بپردازد; چنین کسى به یقین در طریق اطاعت پروردگار گام برمى دارد(1).

و در جمله دوم، دقیقاً اشاره به عکس آن مى فرماید و مى گوید: «کسى که از همه بیشتر خود را مى فریبد، از همه بیشتر مرتکب معصیت پروردگار مى شود.» (وَ إِنَّ أَغَشَّهُمْ(2)). لِنَفْسِهِ أَعْصَاهُمْ لِرَبِّهِ

بدیهى است آن کس که خویشتن را مى فریبد و عیوب خود را پنهان مى سازد، گناه در نظرش مباح و حتّى گاهى به صورت یک امر واجب جلوه مى کند و به این ترتیب، زمینه ارتکاب هرگونه گناه را براى خود، فراهم مى سازد.

در سومین جمله مى فرماید: «مغبون واقعى کسى است که خویشتن را مغبون سازد» (وَالْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ)

اشاره به اینکه، گاه شخص دیگرى بر سر انسان کلاه مى گذارد و او را مغبون مى کند و سرمایه اش را از دستش مى گیرد و گاه انسان درباره خویشتن دست به چنین کارى مى زند و با خود فریبى، سرمایه هاى وجودى خویش را از کف مى دهد; سرمایه هایى که مى توانست در سایه آن، سعادت دنیا و آخرت را به چنگ آورد.

در چهارمین جمله مى فرماید: «کسى مورد غبطه خواهد بود، که دینش سالم بماند» (وَ المَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِینُهُ).

مى دانیم «غبطه» آن است که انسان آرزو کند، نعمت هاى مهمّى که نصیب دیگرى شده، نصیب او هم بشود. بنابراین، «مغبوط» صاحب نعمتى است که مردم به حال او غبطه مى خورند و از آنجا که اگر انسان بتواند در فراز و نشیب هاى زندگى و کشاکش روزگار، دین و ایمان خود را حفظ کند، بزرگترین نعمت الهى شامل حال او شده، سزاوار است که همگان به حال او غبطه خورند و طبق قاعده ادبى که «تقدیم خبر بر مبتدا، مفید حصر است» تعبیر جمله بالا نشان مى دهد که تنها نسبت به کسى باید غبطه خورد، که دین و ایمانش در برابر طوفانهاى زندگى محفوظ بماند; نه به کسانى که به مقام هاى زودگذر و اموالى که در مسیر فناست و یا سایر امکانات زندگى مادّى، دست یافته اند.

در پنجمین جمله مى فرماید: «سعادتمند آن کسى است که از سرنوشت دیگران پند و اندرز گیرد.» (وَ السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ).

بى شک، حوادث تلخ زندگى و تجربه هاى دردناک، وسیله هوشیارى و مایه پند و اندرز انسان است; ولى چه بهتر اینکه انسان به جاى آنکه خودش اشتباهات را تجربه کند و به نتایج تلخ آن برسد، از سرنوشت دیگران که وضع مشابهى با او داشته اند، عبرت گیرد و تجربه بیندوزد. چنین کسانى به فردى مى مانند که خانه اى در مجاورت باغ بزرگى دارند، مشکلات نگاهدارى باغ، بر عهده دیگرى است، ولى هواى لطیفش نصیب او مى شود. و از آنجا که سرنوشت افراد در زندگى، غالباً شبیه هم است و به تعبیر دیگر: «تاریخ همواره تکرار مى شود!» هر کسى مى تواند بخش هایى از سرنوشت خود را در آینه زندگى دیگران تماشا کند. بنابراین، نمى توان کسى را پیدا کرد که مشمول جمله بالا نشود و از زندگى دیگران عبرت نگیرد.

بعضى از «مفسّرانِ نهج البلاغه» جمله «وَالسَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ» را جزو ضرب المَثَل هاى معروف عرب، شمرده اند(3) در حالى که «ابن ابى الحدید»آن را یکى از مَثَل هاى نبوى مى شمرد، که از زبان آن بزرگوار تراوش کرده است.(4)

سرانجام در ششمین جمله، به نقطه مقابل آنچه در جمله قبل آمده، پرداخته، مى فرماید: «شقاوتمند و محروم از سعادت کسى است که فریب هوا و هوس، غرور خویش را بخورد.» (وَ الشَّقِىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِهِ).

بدیهى است هر گاه کسى فریب دیگرى را بخورد، مورد ملامت است; امّا اگر فریب هوا و هوس هاى نفس خویش را بخورد، در خور سرزنش و ملامت شدیدترى است! چرا که با دست خود، سرمایه هاى سعادت خویش را آتش زده است.

* * *

 

نکته

 

سرچشمه سعادت در درون شماست

از پیام هاى مهمّى که در این بخش از خطبه به گوش جان مى رسد، این است که على(علیه السلام) مى فرماید: عوامل خوشبختى و بدبختى انسان، بیش از آنچه از بیرون به سراغ او مى آید، از درون جانش بر مى خیزد. اوست که خود را فریب مى دهد; اوست که خود را مغبون مى سازد; اوست که خویشتن را سعادتمند مى کند و بالاخره اوست که بر اثر پیروى از هوا و هوس و کبر و غرور، اسباب بدبختى خویش را آماده مى سازد.

این سخن، هم درباره یک فرد صادق است، هم درباره یک جامعه; غالب مردم مخصوصاً در عصر و زمان ما، عوامل بدبختى خود را در بیرون جامعه خویش جستجو مى کنند و غالباً خود را فریب مى دهند و راه چاره را به روى خود مى بندند; در حالى که باید اسباب مشکلات را در روحیات خود، در پیوندهاى اجتماعى، در هوا و هوسها، در اختلاف و نفاق، در حسادتها و هواپرستى ها جستجو کرد و اگر در این خطبه، چیزى جز این پیام نباشد، براى زندگى سعادتمندانه انسان کافى است.

* * *

1. توجّه داشته باشيد که «أنْصَح» از مادّه «نُصح» در اصل به معناى اخلاص است و از اين رو به خيرخواهى هاى خالصانه اطلاق شده است و «نصيحت» نيز همين مفهوم را دارد.
2. «أَغشّ» از مادّه «غَشّ» در اصل به معناى ضعف و ناتوانى و کمبود است و به همين مناسبت به اشياى غير خالص، مغشوش اطلاق مى شود و سپس به همين مناسبت واژه «غِشّ» به خيانت و هرگونه ناخالصى اطلاق شده است. 
3. شرح نهج البلاغه ابن ميثم، جلد 2، صفحه 285.
4. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 6، صفحه 356.
-----------------------------------

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟