پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

لجاجت و انکار محسوسات

شرح آیات 10 لغایت 15 سوره مبارکه حجر

10وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الأَوَّلِینَ

11وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُول إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

12کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ

13لایُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِینَ

14وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ

15لَقالُوا إِنَّما سُکِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ

ترجمه:

10 ـ ما پیش از تو (نیز) پیامبرانى در میان امتهاى نخستین فرستادیم.

11 ـ هیچ پیامبرى به سراغ آنها نمى آمد مگر این که: او را مسخره مى کردند.

12 ـ ما این چنین (و از هر طریق ممکن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مى دهیم!

13 ـ (اما با این حال،) آنها به آن ایمان نمى آورند; روش اقوام پیشین نیز چنین بود!

14 ـ و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشائیم، و آنها پیوسته در آن بالا روند;

15 ـ باز مى گویند: «ما را چشم بندى کرده اند! بلکه ما (سر تا پا) سحر شده ایم»!

تفسیر:

لجاجت و انکار محسوسات

در این آیات، به عنوان دلدارى پیامبر و مؤمنان در برابر مشکلاتى که در دعوت خود با آن مواجه بودند به زندگى انبیاى پیشین و گرفتاریهاى آنها در مقابل اقوام گمراه و متعصب اشاره مى کند.

نخست مى گوید: «ما پیش از تو در میان امتهاى نخستین نیز پیامبرانى فرستادیم» (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الأَوَّلِینَ).

* * *

ولى آنها چنان لجوج و سرسخت بودند که «هیچ پیامبرى به سراغشان نمى آمد مگر این که او را به باد استهزاء و سخریه مى گرفتند» (وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُول إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ).

این استهزاء و سخریه به خاطر امورى بود:

1 ـ براى شکستن ابّهت پیامبران و متفرّق ساختن افراد حق جو و حق طلب از گرد آنان.

2 ـ براى ضعف و ناتوانیشان در مقابل منطق نیرومند رسولان الهى، چون نمى توانستند پاسخى به دلائل دندان شکن آنان بدهند، متوسل به استهزاء یعنى حربه نادانهاى بى منطق مى شدند.

3 ـ براى این که: پیامبران سنت شکن بودند، و با وضع نابسامان محیط به مبارزه برمى خاستند، اما جاهلان متعصب که این سنتهاى غلط را جاودانى و ابدى مى پنداشتند از این کار تعجب مى کردند، و به استهزاء برمى خاستند.

4 ـ براى این که: سرپوشى بر وجدان خفته خود بگذارند، مبادا بیدار شود و تعهد و مسئولیت بیافریند.

5 ـ براى این که: بسیارى از پیامبران دستشان از مال دنیا تهى و زندگانیشان بسیار ساده بود، آنها که شخصیت را بر اثر کوردلى در لباس نو، مرکب زیبا، و زندگانى مجلل، مى دانستند، تعجب مى کردند که آیا یک انسان فقیر و تهیدست ممکن است رهبر و راهنماى این همه جمعیت ثروتمند و مرفّه گردد؟!، و به دنبال آن به استهزاء برمى خاستند.

6 ـ و سرانجام براى این که: مى دیدند قبول دعوت پیامبران، آنها را در برابر شهواتشان محدود مى سازد، و آزادى هاى حیوانیشان را سلب مى کند، و براى آنها وظائف و مسئولیتهائى ایجاد مى نماید، به استهزاء برمى خاستند تا خود را از این وظائف راحت کنند!

* * *

پس از آن مى فرماید: آرى، «ما این چنین آیات قرآن را به درون دلهاى این مجرمان راه مى دهیم» (کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ).

* * *

اما با این همه تبلیغ و تأکید و بیان منطقى و ارائه معجزات، باز هم این متعصبان استهزاء کننده «به آن ایمان نمى آورند» (لایُؤْمِنُونَ بِهِ).

ولى، این منحصر به آنها نیست «پیش از آنها سنت اقوام اولین نیز چنین بود» (وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِینَ).

* * *

اینها بر اثر غوطهور شدن در شهوات، و اصرار و لجاجت در باطل، کارشان به جائى رسیده که: «اگر درى از آسمان را به روى آنها بگشائیم و آنها مرتباً به آسمان صعود کنند...» (وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ).

* * *

«مى گویند: ما را چشم بندى کرده اند» (لَقالُوا إِنَّما سُکِّرَتْ أَبْصارُنا).

«بلکه ما (سر تا پا) سحر شده ایم» و آنچه مى بینیم ابداً واقعیت ندارد! (بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ).

این جاى تعجب نیست که، انسان به چنین مرحله اى از عناد و لجاج برسد، براى این که: روح پاک و فطرت دست نخورده انسان که قادر به درک حقائق و مشاهده چهره اصلى واقعیات است، بر اثر گناه و جهل و دشمنى با حق تدریجا به تاریکى مى گراید.

البته در مراحل نخستین، پاک کردن آن کاملاً امکان پذیر است، اما اگر خداى نکرده، این حالت در انسان راسخ شود، و به صورت «ملکه» در آید، به آسانى نمى توان آن را شست، و در اینجا است که: چهره حق در نظر انسان دیگرگون مى شود، تا آنجا که محکمترین دلائل عقلى، و روشنترین دلائل حسى، در دل او اثر نمى گذارد و کار او به انکار معقولات و محسوسات، هر دو، مى رسد.

* * *

نکته ها:

1 ـ «شِیَع» جمع «شِیْعه» به جمعیت و گروهى گفته مى شود که: داراى خط مشترکى هستند، «راغب» در کتاب «مفردات» مى گوید: «شِیَع» از ماده «شیاع» به معنى «انتشار و تقویت» است، و «شاَع الْخَبَرُ» هنگامى گفته مى شود که: خبرى متعدد و قوى شود، و «شاعَ الْقَوْمُ» هنگامى گفته مى شود که: جمعیتى منتشر و فراوان گردند، و «شیعه» به کسانى مى گویند که: «انسان به وسیله آنها قوى مى شود».

مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» اصل آن را از «مشایعت» به معنى «متابعت» دانسته و مى گوید: «شیعه» به معنى پیرو و تابع است، و شیعه على(علیه السلام)به پیروان او و آنهائى که اعتقاد به امامتش دارند، گفته مى شود.

حدیث معروف «امّ سلمه» از پیامبر(صلى الله علیه وآله): شِیْعَةُ عَلِىٍّ هُمُ الْفائِزُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ: «پیروان على(علیه السلام) نجات یابندگان در قیامت هستند» نیز اشاره به همین معنى است.

به هر حال، چه اصل این کلمه را از «شیاع» به معنى انتشار و تقویت بدانیم، یا از «مشایعت» به معنى متابعت، دلیل بر وجود یک نوع همبستگى فکرى و مکتبى در مفهوم «شیعه و تشیّع» است.

ضمناً، تعبیر به «شِیَع» درباره اقوام گذشته دلیل بر این است که: آنها در مبارزه خود با پیامبران به صورت پراکنده عمل نمى کردند، بلکه، داراى خط مشترک و برنامه واحدى بودند که با عملکردهاى هماهنگ تقویت مى شد.

جائى که گمراهان براى خود، چنین برنامه اى داشته باشند آیا پیروان راستین راه حق نباید در مسیر خود از طرحهاى هماهنگ و مشترک پیروى کنند؟.

* * *

2 ـ مرجع ضمیر در «نَسْلُکُهُ»

این جمله، اشاره به آن مى کند که: خداوند، آیات خود را از طرق مختلف آن چنان به مجرمان و مخالفان تفهیم مى کند که، گوئى در دل آنها وارد شده است اما متأسّفانه، عدم قابلیت و ناآمادگى محل، سبب بیرون راندن آن، و جذب نشدن در درون جانشان مى گردد، ـ درست، مانند غذاى مقوى و مفیدى که معده ناسالم، آن را جذب نکرده، به بیرون باز مى گرداند ـ (و این حقیقت درست از ماده «سلوک» که ماده اصلى «نَسْلُکُهُ» مى باشد فهمیده مى شود).

بنابراین، ضمیر «نَسْلُکُهُ» به «ذِکر» (قرآن) که در آیات قبل آمده، باز مى گردد، و همچنین ضمیر «بِهِ» در جمله «لایُؤْمِنُونَ بِهِ» یعنى با این همه، آنها ایمان به این آیات نمى آورند.

بر این اساس، هماهنگى در میان دو ضمیر، کاملاً برقرار است، نظیر همین تعبیر با همین معنى، در سوره «شعراء» آیات 200 و 201 دیده مى شود.

ولى بعضى، احتمال داده اند: ضمیر «نَسْلُکُهُ» به استهزاء که از آیه قبل استفاده مى شود باز گردد، بنابر این معنى جمله چنین مى شود ما این استهزاء و مسخره کردن را (به خاطر گناهان و لجاجتهایشان) در قلب آنها داخل مى کنیم.

ولى این تفسیر، اگر هیچ ایراد دیگرى نداشته باشد، حداقل، هماهنگى را در میان دو ضمیر، از میان مى برد، و براى تضعیف آن همین کافى است (دقت کنید).

ضمناً، از جمله بالا استفاده مى شود: وظیفه مبلغان تنها این نیست که: مسائلى را به گوش مردم بخوانند، بلکه، باید از تمام وسائل استفاده کنند، تا سخن حق را به دل آنها نفوذ دهند، آن چنان که دلنشین گردد، حق طلبان ارشاد شوند، و نسبت به لجوجان اتمام حجت گردد.

یعنى از تمام وسائل سمعى، بصرى، برنامه هاى عملى، قصص، داستانها، ادبیات شعر و هنر به معنى اصیل و سازنده باید استفاده کرد تا کلمات حق به دلها راه یابد.

* * *

3 ـ سنت پیشینیان!

موضع گیریهاى طرفداران باطل در برابر پیامبران، و طرح نقشه هاى همه جانبه براى تحمیق مردم، و پراکندن آنها از اطراف مردان الهى، نه چیز تازه اى است و نه منحصر به زمان و مکان خاصى بوده.

بلکه، همان گونه که از تعبیر بالا استفاده مى شود، از قدیم الایام و دورترین زمانها، این توطئه ها در میان اقوام گمراه بوده است.

به همین دلیل، هرگز نباید از آن وحشت کرد، یا نومیدى و یأس به خود راه داد، و یا از انبوه مشکلاتى که به دست دشمنان فراهم مى شود هراسید، این یک دلدارى مؤثر براى همه رهروان راه حق است.

اگر تصور کنیم، در زمان یا مکانى مى توانیم دعوت حق را نشر و گسترش دهیم، و پرچم عدل و داد را برافرازیم، بى آن که با عکس العمل منفى دشمنان لجوج و مخالفان سرسخت، مواجه باشیم، سخت اشتباه کرده ایم، پیامبران الهى و همه پیروان راستین آنها از این مخالفتها هرگز مأیوس نشدند، و ما نیز باید مأیوس نگردیم، بلکه، باید هر روز بر عمق دعوت خود بیفزائیم.

* * *

4 ـ تفسیر جمله «فَظَلُّوا فِیْهِ یَعْرُجُونَ»

این جمله، و جمله هاى بعد، که در آیات فوق آمده، به خوبى نشان مى دهد: منظور آن است: اگر درى از آسمان بر آنها گشوده شود و مرتباً روز روشن در آن رفت و آمد کنند، باز هم از شدت لجاجت مى گویند چشم بندى و سحر شده ایم.(1)

توجه داشته باشید «ظَلُّوا» دلیل بر استمرار کارى در روز مى باشد، و عرب این تعبیر را در مورد شب نمى کند، بلکه به جاى آن «باتُوا» که از ماده «بیتوته» است، مى گوید.

این تفسیر، همان چیزى است که غالب مفسرین آن را برگزیده اند، ولى عجب این که: بعضى از مفسران احتمال داده اند: ضمیر در «ظَلُّوا» به فرشتگان باز مى گردد، یعنى اگر آنان فرشتگان را با چشم خود ببینند که به آسمان مى روند و باز مى گردند، باز ایمان نمى آورند.

این تفسیر، علاوه بر این که: با آیات قبل و بعد که عموماً سخن از مشرکین مى گوید، سازگار نیست (زیرا ملائکه تنها در شش آیه قبل آمده، و بازگشت ضمیر به آن بسیار بعید است) از بلاغت سخن نیز مى کاهد; چرا که قرآن مى خواهد بگوید: حتى اگر خودشان به صورت اعجاز آمیزى در روز روشن کراراً به آسمان بروند و باز گردند، باز هم تسلیم حق نمى شوند. (دقت کنید).

* * *

5 ـ معنى جمله «سُکِّرَتْ أَبْصارُنا»

«سُکِّرَتْ» از ماده «سَکر» به معنى پوشاندن است، یعنى کافران لجوج مى گویند: چشم حقیقت بین ما گوئى پوشانده شده، و اگر ببینیم که به آسمان عروج مى کنیم یک سلسله مسائل خیالى و توهمى است، و این درست همان چیزى است که از آن در فارسى تعبیر به «چشم بندى» مى کنیم، که بر اثر تردستى طرف مقابل، انسان، نمى تواند حقیقت را درست ببیند، بلکه خلاف آن را احساس مى کند.

و این که: بعد از آن، جمله: بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ: «بلکه ما گروهى هستیم که سحر شده ایم» آمده با این که: همین چشم بندى نیز از انواع سحر است شاید اشاره به این باشد که: از چشم بندى هم فراتر رفته، سر تا پاى ما سحر شده، نه تنها چشممان، بلکه، تمام وجودمان بر اثر سحر احساس واقعى خود را از دست داده است و آنچه حس مى کند، بر خلاف واقعیت است.

به عبارت دیگر، هر گاه انسانى را با وسیله اى بالا ببریم و فرود بیاوریم این حالت را نه تنها با چشم خود، بلکه، با تمام وجود احساس مى کند، به همین دلیل اگر چشم شخص را محکم هم ببندیم باز عروج و نزول خود را احساس مى نماید.

یعنى اگر، فرضاً این مشرکان را به آسمان ببریم، نخست مى گویند: چشم بندى شده ایم، بعد که متوجه مى شوند: این حالت با غیر چشم هم، قابل احساس است مى گویند: اصولاً ما سر تا پاى وجودمان سحر شده است.

* * *


1 ـ آسمان در اینجا ظاهراً اشاره به جوّ متراکم اطراف زمین است که خارج شدن از آن به سادگى ممکن نیست.
........................
تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.