پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

الواح تورات

شرح آیات 144 و 145 سوره مبارکه اعراف

144قالَ یا مُوسى إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النّاسِ بِرِسالاتی وَ بِکَلامی فَخُذْ  ما آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ الشّاکِرینَ

145وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْء مَوْعِظَةً وَ تَفْصیلاً لِکُلِّ شَیْءفَخُذْها بِقُوَّة وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُریکُمْ دارَ الْفاسِقینَ

 

ترجمه:

144 ـ (خداوند) فرمود: «اى موسى! من تو را با رسالت هاى خویش، و با سخن گفتنم (با تو)، بر مردم برترى دادم و برگزیدم; پس آنچه را به تو داده ام بگیر! و از شکرگزاران باش»!

145 ـ و براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتیم; و بیانى از هر چیز کردیم پس آن را با جدیت بگیر! و به قوم خود بگو: «به نیکوترین آنها عمل کنند! (و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است;) و به زودى جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد»!

 

تفسیر:

الواح تورات

سرانجام در آن میعادگاه بزرگ، خداوند، شرایع و قوانین آئین خود را بر موسى(علیه السلام) نازل کرد.

نخست به او فرمود: «اى موسى! من تو را بر مردم برگزیدم، و رسالات خود را به تو دادم، و تو را به موهبت سخن گفتن با خودم نائل کردم» (قالَ یا مُوسى إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النّاسِ بِرِسالاتی وَ بِکَلامی).

اکنون که چنین است «آنچه را به تو دستور داده ام بگیر و در برابر این همه موهبت، از شکرگزاران باش» (فَخُذْما آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ الشّاکِرینَ).

آیا از این آیه استفاده مى شود که: تکلّم با خدا از امتیازات مخصوص موسى(علیه السلام) در میان پیامبران بود؟ یعنى تو را از میان پیامبران براى این کار برگزیدم؟

حق این است که آیه فوق، در صدد اثبات چنین مطلبى نیست، بلکه به قرینه ذکر رسالات، که همه پیامبران دارا بودند، هدف آیه، بیان دو امتیاز بزرگ موسى(علیه السلام) بر توده مردم است:

یکى دریافت رسالات خدا.

و دیگرى گفتگوى با پروردگار که هر دو مقام رهبرى او را در میان امت خویش تثبیت مى کرد.

* * *

آنگاه اضافه مى کند: «در الواحى که بر موسى(علیه السلام) نازل کردیم، از هر موضوعى پند و اندرز کافى و شرح و بیان مسائل مورد نیاز در امور دین و دنیا و فرد و اجتماع، براى او نوشتیم» (وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْء مَوْعِظَةً وَ تَفْصیلاً لِکُلِّ شَیْء).

سپس به او دستور دادیم که «با نهایت جدیت و قوت اراده، این فرمان ها را برگیر» (فَخُذْها بِقُوَّة).

«و به قوم خود نیز فرمان ده که بهترین آنها را انتخاب کنند» (وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها).

و نیز به آنها اخطار کن که مخالفت با این فرمان ها و فرار از زیر بار مسئولیت ها و وظائف، نتیجه دردناکى دارد، و پایانش دوزخ است و «به زودى جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهیم داد» (سَأُریکُمْ دارَ الْفاسِقینَ).

* * *

نکته ها:

1 ـ معنى «لوح»

ظاهر آیه این است که خداوند، الواحى بر موسى(علیه السلام) نازل کرد که شرایع و قوانین «تورات» در آن نوشته شده بود، نه این که: الواحى در دست موسى(علیه السلام)بود و به فرمان خدا این دستورات در آن منعکس گردید.

اما این که: این الواح چگونه بوده ؟ و از چه جنس و ماده اى؟ در قرآن، بحثى از آن به میان نیامده، تنها کلمه «الواح» به طور سربسته آمده است، و این کلمه جمع «لوح» است، که در اصل از ماده «لاحَ یَلُوحُ» به معنى ظاهر شدن و درخشیدن، گرفته شده و چون با نوشتن بر روى یک صفحه، مطالب آشکار مى گردد و مى درخشد، به صفحه اى که بر آن چیزى مى نویسند، لوح مى گویند.(1)

ولى در روایات و گفتار مفسران احتمالات گوناگونى پیرامون کیفیت و جنس این لوح آمده است، که چون هیچ کدام جنبه قطعى نداشت از ذکر آنها خوددارى شد.

* * *

2 ـ خدا چگونه با موسى(علیه السلام) مختلف قرآن استفاده مى شود که: خداوند با موسى(علیه السلام)سخن گفت، سخن گفتن خدا با موسى(علیه السلام) از این طریق بوده است که امواج صوتى را در فضا یا اجسام مى آفرید.

گاهى این امواج صوتى از لابلاى «شجره وادى ایمن».

و گاهى در کوه «طور» به گوش موسى(علیه السلام) مى رسید.

و این که: بعضى از افرادى که جمود بر الفاظ دارند پنداشته اند این گونه آیات دلیل بر تجسم خدا است، بسیار بى اساس است.

البته شک نیست که این کلام چنان بوده است که: موسى(علیه السلام) با شنیدن آن، شک نداشت که از طرف خداوند و براى سخن گفتن با او است.

این علم براى موسى(علیه السلام) یا از طریق وحى و الهام حاصل شده بود و یا از قرائن دیگر.

* * *

3 ـ محتواى الواح!

از تعبیر «مِنْ کُلِّ شَیْء مَوْعِظَةً» چنین استفاده مى شود که: همه مواعظ و اندرزها و مسائل لازم در الواح موسى(علیه السلام)نبود; زیرا مى گوید: «از هر چیزى، اندرزى براى او نوشتیم».

و این به خاطر آن است که آئین موسى(علیه السلام)آخرین آئین و شخص موسى(علیه السلام)خاتم انبیاء نبود، و مسلماً در آن زمان به مقدار استعداد مردم، احکام الهى نازل گشت.

ولى هنگامى که مردم جهان به آخرین مرحله از تعلیمات انبیاء رسیدند، آخرین دستور که شامل همه نیازمندى هاى مادى و معنوى مردم بود نازل گردید.

و از اینجا روشن مى شود این که: در بعضى از روایات در زمینه ترجیح مقام على(علیه السلام) بر مقام موسى(علیه السلام) آمده است که على(علیه السلام) آگاه به همه قرآن بود و در قرآن بیان همه چیز آمده است: «نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء»(2) در حالى که در «تورات» بخشى از این مسائل آمده، طبق همین مطلب است.(3)

* * *

4 ـ منظور از «أَحْسَنِها»

این که: در آیه بالا مى خوانیم: «بهترین این دستورات را بگیرند»، نه به این معنى است که در میان آنها، «بد» و «خوب» بوده است و آنها وظیفه داشته اند خوب ها را بگیرند و بدها را رها کنند، و یا «خوب» و «خوب تر» داشته، و موظف بوده اند تنها «خوب ترها» را انتخاب نمایند.

بلکه گاهى کلمه «افعل تفضیل» به معنى «صفت مشبّهه» مى آید و آیه مورد بحث ظاهراً از این قبیل است، یعنى «احسن» به معنى «حسن» است، اشاره به این که: جمیع این دستورات حسن است و نیک.

این احتمال نیز در آیه فوق وجود دارد که «احسن» به همان معنى بهتر و افعل تفضیل بوده باشد، اشاره به این که: در میان این دستورات، امورى مجاز شمرده شده است (همانند قصاص) و امورى از آن بهتر معرفى شده (همانند عفو و گذشت).

یعنى به پیروانت بگو: تا مى توانند آنچه بهتر است انتخاب کنند، فى المثل عفو را بر قصاص (جز در موارد خاص) ترجیح دهند.(4)

* * *

 

5 ـ منظور از «دارَ الْفاسِقینَ»

در مورد جمله سَأُریکُمْ دارَ الْفاسِقینَ: «به زودى خانه فاسقان را به شما نشان مى دهم» ظاهر این است که: منظور از آن، دوزخ مى باشد، که قرارگاه کسانى است که از اطاعت فرمان خدا و انجام وظائف خویش خارج شده اند.

این احتمال را نیز بعضى از مفسران داده اند که: منظور این است: اگر با این دستورات مخالفت کنید، به همان سرنوشتى گرفتار خواهید شد که قوم فرعون، فاسقان و گنهکاران دیگر، به آن گرفتار شده اند، و سرزمین شما تبدیل به دار فاسقان خواهد شد.(5)

* * *


1 ـ تفسیر «تبیان»، جلد 4، صفحه 539، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق.

2 ـ نحل، آیه 89.

3 ـ براى توجه به این روایات به تفسیر «نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 68، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 35، صفحه 432 ـ «بصائر الدرجات»، صفحه 247، مؤسسه اعلمى تهران، 1404 هـ ق ـ «الفصول المهمة فى اصول الائمة»، جلد 1، صفحه 405، مؤسسه معارف اسلامى امام رضا(علیه السلام)، طبع اول، 1418 هـ ق، مراجعه شود.

4 ـ این احتمال نیز وجود دارد که: ضمیر «أَحْسَنِها» به «قُوّة» یا «أخذ به قوة» باز گردد، اشاره به این معنى که آنها را به بهترین نوع از جدیت و قوت و قدرت بگیرند.

5 ـ تفسیر «المنار»، جلد 9، صفحه 193 ـ «بحار الانوار»، جلد 13، صفحه 216 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 355، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «جامع البیان»، جلد 9، صفحات 79 و 80، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق.

............................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری