• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

خطبه صد و نود و سه، بخش دوم


أَمَّا اللَّیْلُ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ
بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه لقمان ، حجت الاسلام قرائتی

تفسیر آیات 1 لغایت 16 سوره مبارکه لقمان

جلسه اول

جلسه دوم

بیشتر...

اگر عمر به گناه طی شود ، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل

حجم: 424 KB

زمان: 1 دقیقه

بیشتر...

قیامت، آیت الله العظمی مظاهری-بارگزاری 21 خرداد 96

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.13 MB

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

معرفي صحائف سبعه

حضرت امام سجاد (ع) در‌ شرائطي سرشار از‌ خفقان ‌و‌ تحت فشار

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
42696
44876
152369756
اوقات شرعی

پسندیده، سید مرتضی

پسندیده، سید مرتضی

موطن: خمین

نام پدر : سید مصطفی

تاریخ وفات: ۱۴۱۷ قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۱۳

خاندان

جدّ اعلای ایشان «سید دین علی شاه» نام داشت. وی اصالتاً نیشابوری و از احفاد میرحامد حسین، صاحب کتاب «عبقات الانوار» بود؛ اما پس از مدتی به ایالت کشمیر از توابع هندوستان مهاجرت نمود. فرزند وی (جدّ آقای پسندیده) سیداحمد نام داشت. او در بین سال های ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۰ ق. در سفری که به عتبات عالیات (نجف و کربلا) داشت، با یوسف خان، که از اهالی روستای فرفهان خمین بود، آشنا می شود. یوسف خان که به مقامات علمی و اخلاقی وی پی برده بود، از او دعوت می کند به خمین بیاید و به هدایت و ارشاد مردم آن دیار بپردازد. از این رو، سیداحمد راهی خمین می شود و پس از ازدواج با سکینه، خواهر

صفحه ۱۸۷

یوسف خان، در همین شهر ماندگار می شود. ثمره این ازدواج مبارک فرزندانی است که سید مصطفی یکی از آنان است.(۱)

سید احمد در اواخر سال ۱۲۸۵ یا اوایل سال ۱۲۸۶ ق. در خمین درگذشت و بنابر وصیت خودش در کربلا به خک سپرده شد.(۲)

سید مصطفی در طلوع آفتاب روز پنجشنبه ۲۹ رجب سال ۱۲۷۸ ق. چشم به جهان گشود. هفت یا هشت سال بیشتر نداشت که پدر را از دست داد. تحصیلات اولیه را در مکتب خانه خمین سپری نمود و کتب عربی را نزد مرحوم آقا میرزا احمد آموخت. در اوان جوانی با دختر استاد خود آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری معروف به «آقا آخوند» ازدواج نمود. پس از آن، به همراه همسرش به نجف مهاجرت کرد و سال ها از محضر عالمانی چون شیخ انصاری بهره برد و به درجه اجتهاد رسید. در سال ۱۳۱۲ ق. به خمین بازگشت. او که مشاهده می کرد خان های ظالم آن منطقه، حقّ مردم را غصب می کنند، اسلحه به دست گرفته، به مبارزه با آنان برخاست و در همین راه در روز دوازدهم ذی قعده سال ۱۳۲۵ ق. در بین راه خمین و ارک، به دست دو نفر از اشرار در سن ۴۷ سالگی شربت شهادت نوشید.(۳)

تولد

سید مرتضی در روز ۱۷ شوال سال ۱۳۱۳ ق. (۱۲۷۴ ش) در شهر خمین(۴) و در منزلی که هم کنون نیز پابرجاست، چشم به جهان گشود. و در سال ۱۳۱۵ ق. به فاصله دو سال، برادرش نورالدین دیده به دنیا گشود و در سال ۱۳۲۰ ق. به فاصله هفت سال، روح الله (امام خمینی(قدس سره)) در

صفحه ۱۸۸

همان خانه به دنیا آمد.

مهم ترین حادثه دوران کودکی سید مرتضی، شهادت پدر بزرگوارش بود که به طور ناجوان مردانه ای به وسیله دو تن از خان های اطراف خمین صورت گرفت. وی ده ساله بود که به همراه خانواده به تهران سفر کرد و مجازات اعدام قاتلین پدر خود را در میدان بهارستان تهران مشاهده کرد.(۵)

تحصیل و استادان

پس از بازگشت از سفر تهران، با برادرش نورالدین شروع به درس خواندن کرد. ابتدا به مکتب ملاابوالقاسم، سپس به درس آقا میرزا محمود افتخارالعلماء، که هردو از عالمان محلی بودند، رفتند. آقا میرزا محمود هرسال یک بار به اصفهان می رفت؛ در این مدت، مادرش به سید مرتضی و نورالدین علم هیئت، نجوم و حساب را درس می داد.(۶) سید مرتضی چهارده ساله بود که در سال ۱۳۲۷ ق. به اصفهان رفت و پس از استقرار در مدرسه «ملاعبدالله»، مدت هفت یا هشت سال به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی پس از اتمام دروس، به خمین بازگشت.(۷)

ایشان در اصفهان درس شرایع را از حاج رضای نجفی ملایری(۸) (شوهر خواهرش) فراگرفت. برای فراگیری درس مطوّل و صرف در محضر آقا میرزا علی یزدی زانوی شاگردی زد. به گفته آیة الله پسندیده، آقا میرزا علی یزدی از حافظه عجیبی برخوردار بود. سید مرتضی در محضر مرحوم محمدعلی تویسرکانی(متوفّای ۱۳۲۹ ق) که از مدرسین مدرسه «نیم آورد» اصفهان بود،(۹) دروس سطح فقه و اصول را تلمّذ نمود و سال ها درس خارج فقه و اصول را در محضر حاج محمد صادق خاتون

صفحه ۱۸۹

آبادی، که از عالمان بزرگ آن عصر بود، ادامه داد. مدت زیادی نیز در درس حاج میرزا رحیم ارباب شرکت جست و نزد وی حساب، منطق و… خواند.(۱۰)

هنگامی که شهید مدرّس در ایوان زیر ساعت مدرسه «سپه سالار» (مطهری کنونی) درس خود را آغاز نمود و فقه و اصول را با عالی ترین درجه تدریس می کرد، سید مرتضی نیز در این کلاس ها شرکت جست.(۱۱)

در اینجا مناسب است به زندگی دو تن از اساتید وی اشاره شود:

۱ – میرزا رحیم ارباب. وی در سال ۱۲۹۷ ق. به دنیا آمد. وی که در یکی از روستاهای لنجان اصفهان دیده به دنیا گشود، دروس مقدماتی را درهمان جا به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و از عالمانی چون: کلیشادی، میرزا بدیع امامی، سید محمد باقر درچه ای و سید ابوالقاسم دهکردی استفاده نمود. وی در خدمت مرحوم آخوند ملامحمد کاشانی انواع علوم و فنون فقه، اصول، کلام، فلسفه، ریاضی و هیئت را فرا گرفت و سال ها بر کرسی تدریس تکیه زد.(۱۲)

۲ – حاج محمد صادق خاتون آبادی. حاج میرمحمد صادق مدرس خاتون آبادی فرزند حاج میرزا حسن نایب الصدر، عالم و محققّی کم نظیر و از مدرسین بزرگ اصفهان به شمار می رفت. وی مقدمات را در اصفهان طی نمود و برای تکمیل به نجف اشرف عزیمت کرد. او در آنجا از بزرگانی مثل آخوند خراسانی و آقا سید محمد کاظم یزدی استفاده کرد. وی به آخوند خراسانی بسیار نزدیک بود و حتی در تألیف کتاب کفایه به استاد خود کمک کرد. پس از رجعت به اصفهان و برپایی کلاس درس،

صفحه ۱۹۰

بسیاری از طلاب در زمره شاگردان وی وارد شدند. این مرد الهی پس از عمری تلاش در راه اهل بیت در شب ۷ جمادی الاولی، سال ۱۳۴۸ ق. وفات یافت و در بقعه «تکیه سیدالعراقین» مدفون گردید. جزواتی در زمینه فقه و اصول و همچنین تقریرات فقهی و اصولی اساتید خود را به رشته تحریر در آورد که تکنون به چاپ نرسیده است.(۱۳)

اجازه اجتهاد

آیة الله پسندیده از عالمانی چون: مرحوم آقاضیاء عراقی و آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری اجازه اجتهاد داشت. به همین خاطر، در زمان کشف حجاب و متحدالشکل شدن، مدرکی در اثبات اجتهاد خود ارائه داد و آنان نیز جوازی صادر کردند. متن نامه شماره ۱۵۰ وزارت داخله بدین شرح بود.

«شماره ۱۵۰ ورقه تصدیق وزارت داخله – آقای سید مرتضی هندی (پسندیده)، مقیم خمینِ کمره، بر طبق اجازه حضرتین آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری و آقای ضیاء الدین نجفی دامت برکاته و تصدیق اهالی، مطابق فقره ۱ و ۴ از ماده ۲ قانون متحدالشکل بودن البسه، در پوشیدن لباس روحانیت مجاز خواهد بود. تاریخ ۱۴ / ۲ / ۱۳۰۹».(۱۴)

شاگردان

آیة الله سید مرتضی پسندیده، پس از اتمام دروس در اصفهان، به خمین بازگشت و ضمن اقامه نماز جماعت، حوزه دروس فقه، اصول، کلام، منطق و نحو را تشکیل داد. البته از شمار شاگردان ایشان اطلاعی

صفحه ۱۹۱

دقیق در دست نیست. امام خمینی(قدس سره) نیز کتاب های منطق و مطوّل را از برادر بزرگ خود فرا گرفت. همچنین ایشان خطّ زیبایی داشته و امام خمینی(قدس سره) از او سرمشق می گرفته است. آقای پسندیده در این باره می گوید:

«چون خطّ نستعلیق من خوب بود، (امام خمینی) نزد من مشق می کردند؛ به طوری که خط ایشان با من شبیه بود و این شباهت به اندازه ای بود که گاهی اتفاق می افتاد، نصف کاغذ را من می نوشتم و نصف دیگر را به ایشان می دادم می نوشت و هیچ کس متوجه نمی شد که صاحب این خطها دو نفر است».(۱۵)

تذکر

شاید در ذهن بسیاری این سؤال مطرح شود که چگونه نام خانوادگی امام خمینی، «مصطفوی» و آقا سید مرتضی «پسندیده» و آقا نورالدین «هندی» انتخاب شده؛ در حالی که هرسه برادرند؟ پاسخ این سؤال را از زبان آیة الله پسندیده می خوانیم:

«در سال ۱۳۰۴ ش. که فامیل گذاری می کردند، من فامیل مصطفوی را پیشنهاد دادم، گفتند: نمی شود؛ زیرا مشابه آن هست. هندی را پیشنهاد دادم، قبول نکردند؛ امّا گفتند: ممکن است شبهه انگلیسی بودن پیش می آید (چون آن زمان هند، مستعمره انگلیس بود). احمدی را پیشنهاد دادم، گفتند: عربی است، نمی شود. چند اسم به تهران فرستادم تا دربین آنها یکی را انتخاب کنند، «پسندیده» را برگزیدند؛ ولی نام برادر دیگرمان همان هندی ماند و نام امام هم از اوّل مصطفوی بود».(۱۶)

صفحه ۱۹۲

ظلم ستیزی و پیگیری تحوّلات سیاسی و اجتماعی

سید مرتضی نیز همانند پدر روحیه ای ظلم ستیز داشت. هنوز نوجوان بود که برای دفاع از نوامیس مردم در مقابل اشراری که وابسته به حکومت جور آن زمان بودند، اسلحه بر دوش گرفت و به مبارزه با آنان برخاست. در جریان جنگ جهانی اول نیز برای ایستادگی در برابر قوای متجاوز انگلیس تعلیمات نظامی دید و در اردوی نظامی روحانیون منطقه شرکت جست. با این که روحیه ظلم ستیزی داشت، اما این باعث نمی شد که سمتی دولتی (که به معنی یاری دستگاه طاغوت بود.) بپذیرد. از این رو، هنگامی که از سوی حکومت طاغوتی پهلوی به او پیشنهاد شد تا به ارک برود و محضر شرع (رسیدگی به امور قضایی و…) دایر کند، این پیشنهاد را رد کرد و حاضر به همکاری با دولت نشد.(۱۷)

در جریان مبارزات با رژیم شاهنشاهی در کلاس درس روحانی مبارز و پکباخته، شهید مدرس، شرکت می جست که این، به معنای طرفداری از او و آرمان های او بود.

زمانی که کشف حجاب در کشور به اجرا در آمد، به خاطر مخالفت های پی در پی محکمه شد.(۱۸)

ملاقات های مکرّر ایشان با آیة الله کاشانی و سران نهضت ملّی نفت، نشان دهنده آن است که ایشان نیز همانند برادرش امام خمینی، تحوّلات سیاسی را پیگیری می کرده است.(۱۹) نمونه دیگر، نامه او به آیة الله العظمی مرعشی نجفی است که در این نامه، دلسوزانه نسبت به دخالت های اوقاف در امور مذهبی هشدار می دهد؛ زیرا او دریافته بود که اداره اوقاف حکومت شاه با احداث مدارس علمیه و واگذاری آن به

صفحه ۱۹۳

طلاب، می خواهد مدیریت آنان را نیز بر عهده گیرد.(۲۰)

آیة الله پسندیده در بیت پدری خود در خمین، زندگی می کرد و همین بیت از قدیم محلّ رجوع مردم بوده و از قداست خاصّی برخوردار است. به همین علت تمامی دستجات عزاداری در ایام سوگواری محرم، صبح روز عاشورا از تمام نقاط شهر به سوی این بیت حرکت می کردند و پس از مرثیه خوانی و عزاداری در آن، به مسیر خود ادامه می دادند.

این منزل درایام مبارزه و انقلاب، محلّ تشکیل جلسات و انتشار نامه ها، پیام ها، نوارهای امام و کانون گرم مبارزه و باعث دلگرمی مردم خمین بود.(۲۱)

هرگاه در خمین یکی از فعّالان سیاسی انقلاب، دستگیر و زندانی می شد، ایشان از نفوذ خود برای آزادی او استفاده می کرد و بارها موفق به آزادی آنان می شد. از اسناد ساوک برمی آید که روحانیون دیگر خمین به پشتوانه ایشان به فعالیت می پرداختند؛ در یکی از اسناد ساوک چنین آمده است:

«سیدمرتضی پسندیده بین روحانیون مخالف و (امام) خمینی رابط می باشد. کلیه دستورات و اعلامیه های (امام) خمینی به نحوی از انحا به پسندیده می رسد و از طریق او در سطح کشور اجرا و توزیع می گردد.»(۲۲)

وی با احداث سینما (که مرکز فساد بود) در شهر خمین، به شدت مقابله کرد و مخالفت صریح خود را ابراز داشت.(۲۳)

صفحه ۱۹۴

ایستادگی در برابر چپاول

پس از سال ۱۳۲۰ ش. که ایران به اشغال انگلیس و روس درآمد، تمام امکانات و منابع ایران از قبیل نفت، راه آهن، کارخانجات و… به دست آنان افتاد و اشغالگران برای وابسته نگهداشتن مردم، شروع به خرید اجناس و غلاّت و ارزاق مردم کردند؛ در حالی که فقر و تنگدستی بیداد می کرد و گرسنگی مردم به حدّی رسید که حتی حیوان مرده و هرچیز دیگر را برای مصرف به خانه می بردند. خمین نیز در چنین شرایطی به سر می برد. آقای پسندیده می گوید:

«من به عظام الدوله، رئیس دارایی گلپایگان و خمین و خوانسار، گفتم: نمی گذارم اینجا تمام غلات و ارزاق مردم را بخرند و تاراج کنند، مگر این که نان محل تأمین شود، اگر مازادی داشت آن وقت بخرند. او هم عیناً گزارش داد. به دنبال آن، دستوری از وزارت کشور مبنی بر تبعید من صادر شد…».(۲۴)

هنگامی که امام خمینی(قدس سره) رفراندوم اصلاح اراضی را تحریم کرد و علی رغم این تحریم، رژیم شاه این کار را در بهمن ۱۳۴۱ ش. انجام داد، کشاورزان خمین به مخالفت برخاستند و علیه این اقدام طوماری امضا نمودند که آیة الله پسندیده از عوامل مؤثر این حرکت مردمی بود. در یکی از اسناد ساوک چنین آمده است:

«… اخیراً کثر کشاورزان خمین به تحریک سید مرتضی پسندیده و… طوماری مبنی بر تحریم اصلاحات ارضی امضا نموده اند، بدیهی است دستگیری این دو نفر در این موقع، اثر تبلیغات سوء آنان را در مورد اصلاحات ارضی خنثی خواهد

صفحه ۱۹۵

کرد».(۲۵)

قیام پانزده خرداد

قبل از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ش. که سال آغاز مبارزات پرشور مردم بر ضدّ رژیم ستم شاهی است و آن روزها مصادف با ایام محرم بود، مانند سال های قبل برای برپایی مراسم سوگواری و تجدید میثاق با امام، حدود ۲۵۰ نفر از عزاداران، به همراه آیةالله پسندیده از خمین راهی قم شدند. پس از چندی در عصر پانزدهم خرداد که مصادف با دوازدهم محرم وایّام عاشورا بود، امام خمینی در مدرسه فیضیه قم سخنرانی معروف خود را ایراد کرد و پس از آن دستگیر شد. به دنبال انتشار خبر دستگیری حضرت امام، مردم خمین به قصد تخریب شهربانی به آنجا هجوم بردند که آیة الله پسندیده مردم را از این کار بازداشت؛ اما ایشان طی یک سخنرانی کوبنده، عامل همه این اقدامات را رئیس ساوک و مقامات بالای کشور دانست. پس از سخنرانی، نوار سخنان آتشین امام در ۱۵ خرداد پخش شد.(۲۶)

به دنبال گزارش ساوک از این واقعه، که در اسناد موجود است (۲۷) ، آیة الله پسندیده به اتهام تحریک مردم خمین در ماجرای دوازدهم محرم (۱۵ خرداد) به دادگاه احضار شد و مورد بازجویی قرار گرفت. یک مأمور ساوک که به صورت ناشناس مراقب امام بود، در گزارش خود نوشته است:

«… آقای خمینی می گوید: همه می دانند که آمدن دستجات از خمین در روزهای سوگواری مسبوق به سابقه بوده؛ به علاوه قبل از

صفحه ۱۹۶

۱۵ خرداد صورت گرفته است. بنابراین، هیچ ربطی به این پرونده ندارد. و اضافه نموده عجیب است از طرفی به من وعده استخلاص و آزادی می دهند و از طرف دیگر برادرم را در این باره به دادرسی احضار می کنند…».(۲۸)

مدافع مرجعیت امام

طبق قانونی که در رژیم شاهنشاهی نیز وجود داشت، مراجع از مصونیت قضایی برخوردار بودند. به همین جهت، پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام، بسیاری از مراجع و علما، در تهران اجتماع کردند تا با تأیید اجتهاد امام، مانع از مقاصد پلید آنان گردند. آیةالله پسندیده نیز به تهران می رود و در همین راستا تقاضای ملاقات با امام – که در زندان پادگان عشرت آباد به سر می برد – می کند که با چند واسطه موفق به این ملاقات می شود، به شرط آن که در محضر امام از مسایل سیاسی سخن نراند. اما ایشان با زیرکی تمام، با بیان چند جمله ساده هرچه را می خواست به امام منتقل می کند. ایشان چنین می گوید:

«(به امام) گفتم: آقای مرعشی سلام رساندند. گفتند: مگر به تهران آمدند؟ گفتم: آری، تازه آمده و در منزل آیة الله خوانساری وارد شدند. گفتم: آقای یاوری و بحرالعلوم هم از رشت آمده بودند، آیةالله آملی سلام رساندند، آقای میلانی هم آمده بودند، سلام رساندند و… تک تک اسامی علما را گفتم که ایشان متوجه جمع شدن آنان گردند، پرسیدم: شهریه طلاب قم وصل شود؟ ایشان گفتند: مانعی ندارد. پرسیدم: آقای آملی ظاهراً تقاضا داشتند، اجازه

صفحه ۱۹۷

بدهید بازارهای تهران و شهرستان ها که تعطیل است، باز شود. امام گفتند: مگر تعطیل است؟ گفتم: آری. گفتند: مانعی ندارد. گفتم: حوزه ها هم درس را آغاز کنند؟ گفتند: آری. و…».(۲۹)

به هرحال، این اجتماع نیز ثمربخش بود و در ۲ مرداد همان سال، اعلامیه مشترک علمای مهاجر به تهران، با ۳۶ امضاء صادر شد که با این اعلامیه مرجعیت امام ثابت شد و از مصونیت قضایی برخوردار شدند. پس از این اعلامیه، امام آزاد و به خانه ای در داودیه تهران منتقل شدند.(۳۰)

حضور فعال در هنگام تبعید امام

رژیم سفّک و خونخوار پهلوی با این تفکر که پس از تبعید امام آتش قیام فروکش خواهد کرد، امام را به تبعید محکوم نمود؛ غافل از این که یاران با وفای او، از جمله برادر ارجمندش، اجازه رسیدن به چنین هدفی را به آنان نخواهند داد. آیةالله پسندیده با فدکارهای بی مانند خویش و با وجود فشارهای مستمرّ رژیم، وکیل تامّ الاختیار امام و حلقه ارتباط مقلّدین و مبارزین با حضرت امام در تبعیدگاه بود و با تحمل رنج های فراوان، مانع از آن شد که چراغ بیت امام، که کانون گرم قیام بود، خاموش شود.(۳۱)

ایشان در ایام تبعید امام امت فعالیت های مالی امام و تأمین بودجه مبارزات را برعهده داشت؛ به طور مثال مقداری از هزینه های مبارزاتی شهید اندرزگو را تأمین می کرد.(۳۲) و با کمک مالی به خانواده زندانیان و تبعیدشدگان و پرداخت شهریه امام در حوزه های سراسر کشور، بخشی

صفحه ۱۹۸

از مسئولیت های امام را برعهده داشت.

وی از طریق نامه یا هر طریق ممکن دیگر، همیشه با امام در تماس بود و همه را با تأیید امام انجام می داد. گاهی شدت جوّ خفقان به حدّی می رسید که وجوهات را با رمز دریافت می نمود و با همان رمز جهت مصرف را نیز می فهمید.(۳۳)

آیةالله پسندیده علاوه بر ارتباط با توده مردم، با علمای حوزه نیز ارتباط داشت. این امر از آنجا اهمیت می یابد که وی در این ارتباطها، آنان را از وقایع آگاه می ساخت. به عنوان نمونه پس از تبعید به خمین، طی نامه ای موضوع را به اطلاع آیة الله العظمی مرعشی رساند. نامبرده با آیةالله میلانی نیز مکاتبه داشت؛ آیة الله میلانی در نامه ای در مورد تبعید امام با ایشان ابراز همدردی می کند و چنین می نویسد:

«آقای اخوی محترمتان حضرت آیة الله خمینی بر حسب وظیفه ای که از طرف پیغمبرکرم و ائمه هدی(ع) داشت و رفتار نمود و به حکم قوانین مملکتی که برای طراز اوّل از مجتهدین است، آنچه را که صلاح این مملکت است بگویند، بیان کرد».(۳۴)

تبعید

تأثیر فعالیت های آیة الله پسندیده موجب شد که رژیم شاه ایشان را، که در منزل امام سکونت داشت، تحت مراقبت شدید قرار دهند و علناً به بازجویی از مراجعین و جلوگیری از رفت و آمد مردم بپردازند. اما فعالیت های او موجب شد که وی را به خمین تبعید و در منزلش محصور کنند. وی پس از مدتی، بی اعتنا به حکم تبعید، به قم مراجعت و

صفحه ۱۹۹

فعالیت های خود را مجدداً آغاز کرد که این بار به اتهام برپایی مراسم سوگواری در منزل امام، دستگیر و دوباره به خمین تبعید شد؛ اما پس از مدتی مجدداً بدون توجه به حکم تبعید، راهی قم شد که این بار نیز دستگیر و به سه سال تبعید در شهر کویری انارک محکوم و بدان جا اعزام شد؛ ولی برای چندمین بار با نادیده گرفتن حکم تبعید، به قم بازگشت. پس از چندی بار دیگر دستگیر و به دارانِ اصفهان تبعید شد و این بار با پیام امام خمینی(قدس سره) مبنی بر این که تبعیدیان به حکم تبعید اعتنا نکنند و به شهر خود بازگردند، ایشان نیز بلافاصله روانه قم شدند.

تأثیر حضور در انارک

انارک یکی از نقاط بدآب و هوای کویر طبس و نایین است. تبعید ایشان به این شهر در ۲۲ اردیبهشت سال ۵۷، درسنّ ۸۳ یا ۸۴ سالگی رخ داد. اخلاق و صبر و استقامت وی در تبعید، چنان بود که بسیاری تحت تأثیر رفتار او قرار می گرفتند.

آقای کشاورز (نوه ایشان) می گوید:

«ایشان در یک بالاخانه خیلی محقّر زندگی می کرد. وقتی وارد شدیم و من حالت ایشان را این گونه دیدم، اشک به چشمانم دوید. آقا که من را این گونه دیده بودند، فرمودند: شما چرا ناراحت شدید؟ و آقای پسندیده در حالی سخن می گفت که محکم و قرص ایستاده بود. ایشان در مدتی که در آنجا بود تأثیر زیادی بر مردم آن دیار گذاشت؛ به حدّی که روزی مادر بخشدار که آقا را در خیابان مشاهده کرد، به ایشان احترام فراوانی کرد.

صفحه ۲۰۰

روزی نیز همسر ریاست پاسگاه انارک در حالی که به شدت می گریست و متأثر بود، گفت: ما دارو دسته یزید و شمر هستیم و دارودسته امام حسین(ع) را زندانی کرده ایم. و مداوماً می گفت: اگر لباسی دارید، من می شویم و اگر کاری دارید، برایتان انجام می دهم».(۳۵)

آیة الله پسندیده در ایام حبس و تبعید امام، بارها به دادگاه فرمایشی نظامی احضار و محکمه شد؛ حتی در بعضی موارد اجازه نماز خواندن به وی را هم نمی دادند.(۳۶)

پس از پیروزی

مرحوم آیة الله پسندیده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم مبارزات مستمر و مراتب علم و تجربه، همچون گذشته افتخار وکالت امام خمینی را در امور شرعی مردم، بر هر سمت و امتیازی ترجیح داد و در این سال ها بی هیچ ادعا و توقعی و بدون کمترین تغییر در مواضع و شیوه زندگی خویش، همان مسیر روشن گذشته را تعقیب نمود.(۳۷)

فرزندان

وی دارای سه پسر به نام های ناصر، محمدرضا و تقی (۳۸) و یک دختر به نام بدرالسادات است. داماد ایشان مرحوم حاج علی بهرامی پوری بود.(۳۹)

از فرزندان ایشان فقط آقا ناصر از دنیا رفته است. البته مرگ وی مشکوک است و احتمال می رود که به دست ایادی رژیم سفّک شاهنشاهی به قتل رسیده باشد.(۴۰)

صفحه ۲۰۱

بعد از وفات وی، مجلس بزرگداشتی در تاریخ ۲۴ /۶ / ۱۳۵۰ برگزار شد. در این مجلس مرحوم فلسفی سخنرانی کوبنده ای برضد سیاست های خصمانه شاه علیه دین، ایراد کرد.(۴۱) امام(قدس سره) نیز مراسم بزرگداشتی همزمان در نجف اشرف برگزار کرد.(۴۲)

رابطه امام و آیة الله پسندیده

ارتباط دیرین و مستمرّ امام با وی و اعتماد امام به صداقت و درستکاری وی، باعث شد که هیچ کس به اندازه او در انتقال اخبار و گزارش مسائل مختلف قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با امام خمینی(قدس سره) مکاتبه نداشته باشد. تعداد نامه ها و گزارش های موجود بیش از هزار مورد است که با مهر و محبّتی خاص نگاشته شده است. یکی از نامه ها که نشانگر اعتماد امام خمینی(قدس سره) به مرحوم آقای پسندیده است، نامه ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم.

چون در این اوقات وصول قبوض وجوه به اینجانب و ایصال صاحبان وجوه بسیار مشکل است، لهذا به جمیع اهالی محترم ایران و افغانستان و پکستان و سایر بلاد اعلام می نماید که مهر و امضای حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدمرتضی پسندیده (دامت برکاته) اخوی معظم اینجانب و وکیل من در این امور به منزله مهر و امضای اینجانب است و مؤمنین هرچه وجوه از هرباب به معظم له برسانند، مورد قبول اینجانب است و بریئی الذّمه می شوند و محتاج به مهر و امضای اینجانب

صفحه ۲۰۲

نیستند.

والسلام علی المؤمنین و عبادالله الصالحین، ۲۰ شهر جمادی الثانیه ۱۳۹۵».

امام همیشه در نامه هایی که برای اعضای خانواده می نوشت، برمراقبت از آیةالله پسندیده تکید می کرد و ایشان را با لفظ «حضرت آقا» نام می برد.

حتی هنگامی که وی به انارک تبعید شده بود، امام از طرق مختلف جویای حال برادر بزرگوارش بود؛ از جمله در نامه ای می نویسد:

«… خدمت حضرت حجةالاسلام والمسلمین عمّ مکرّم سلام برسانید. برای ایشان نگران هستم. می ترسم این رفت و آمد برای مزاج ایشان ناراحتی تولید کند و موجب استراحت ایشان در قم نباشد.»

آیةالله پسندیده نیز در بیشتر نامه های رسمی، امام را با «روحی فدک» یا «جعلت فدک» خطاب می کرد که این نکته، نشانگر ایمان عمیق وی به امام است.(۴۳)

از لا به لای سخنان گذشته این نکته به دست می آید که آیة الله پسندیده، بویژه در امور سیاسی، به دیدگاه های امام توجه داشت. وی نظرات خود را صریحاً بیان می کرد و از امام نیز نظر خواهی می کرد و به آنچه امام تشخیص می داد، احترام می گذاشت.(۴۴) و حتی نظر امام را بر نظر خود مقدم می داشت؛ به عنوان نمونه بعضی اعضای جبهه ملّی یا نهضت آزادی به ملاقات آقای پسندیده می رفتند؛ اما پس از چندی، آنان را به حضور نمی پذیرد و می گوید:

صفحه ۲۰۳

«برای این که آقا (امام) میلشان نیست که آن ها را من ارتباط داشته باشند، فهمیدم که اینها خیلی نسبت به آقا تسلیم نیستند».(۴۵)

و همچنین براثر منع حضرت امام، ایشان علی امینی را به خانه راه نداد.(۴۶)

خانم زهرا مصطفوی (دختر امام) در باره احترام امام به آیة الله پسندیده چنین می گوید:

«حضرت امام برای دو نفر به طور خاص احترام می گذاشتند، چنانچه بارز بود: یکی برای خانم و یکی برای آقای پسندیده. وقتی اطلاع می دادند که آقای پسندیده تشریف آورده اند، امام به صورت خاصی به استقبال ایشان می رفتند. وقتی از امام می پرسیدیم که به چه دلیل این قدر به آقای پسندیده احترام می گذارید؟ می فرمودند: شما نمی دانید! آقای پسندیده نسبت به من، هم سِمَت پدری دارند وهم سمت استادی. امام مکرراً می فرمودند که: اگر آقای پسندیده نبودند، من نمی توانستم درسم را به این راحتی ادامه بدهم؛ زیرا ایشان بدون آن که من دغدغه زندگی را داشته باشم، زندگی مرا با نظارت بر اموال خمین اداره می کردند».(۴۷)

امام هیچ گاه جلوتر از برادر راه نمی رفت؛ به گفته آقای پسندیده، امام فقط دوبار جلوتر حرکت کرد که آن هم علت داشت. در واقعه زیر اوج احترام امام به برادرش نمایان است:

هنگامی که هواپیمای حامل امام در سال ۵۷ در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست، آقای پسندیده به داخل هواپیما می رود تا احوال امام را

صفحه ۲۰۴

بپرسد. هنگام پیاده شدن، امام حاضر نمی شود که جلوتر از برادرش از پلکان هواپیما پیاده شود. از این رو، ابتدا آقای پسندیده از هواپیما پایین می آید و سپس امام به جمع ملت عزیز ایران می پیوندد.(۴۸)

خصوصیات اخلاقی

باوجود این که ایشان وکیل تامّ الاختیار امام در وجوه شرعی بود، هیچ گاه از این اموال استفاده نکرد. هنگامی که امام مبلغی پول برای ایشان ارسال کردند، ایشان پیغام داد که اگر از وجوه شرعی است، قبول نمی کنم. لذا امام از اموال شخصی خود برای ایشان مبلغی را فرستادند.

از خصوصیات دیگر ایشان انس با قرآن و کثرت تلاوت آن بود.

سجاده ایشان چه در قم و چه در جماران همیشه پهن بود. میان هر نمازی، قسمتی از وقت خود را به قرائت قرآن می گذراند.(۴۹)

آیة الله پسندیده از منظر دیگران

آیة الله توسلی:

«ایشان فردی بودند بسیار مؤدّب. در زمانی که در خمین بودند، هیچ گاه نبود کسی بر ایشان وارد شود و بدون عبا و عمامه در مجلس، و اگر چه ملاقات کننده یک نفر باشد، حاضر شوند. از جهت نظافت نیز کمتر کسی را نظیر ایشان دیدم».

آیة الله استادی:

«وقار، اصالت، دقت، و دیانت، تیزهوشی و آگاهی های فراوان سیاسی، بی توجهی در جهات مادی و خلاصه، آقایی و بزرگواری امام امت را می توانستیم در او ببینیم.»

صفحه ۲۰۵

محمد رضا پسندیده (فرزند ایشان):

«افرادی که گرفتاری پیدا می کردند از هرجهت، خدمت آقا می رسیدند و آقا نسبت به همه در حدّی که می توانستند، کمک می کردند و عمدتاً نامه هایی را ایشان می نوشتند برای رفع گرفتاری افراد. در مرقوماتی که داشتند یک دفعه خدمت امام گفته بودند که آقا از این توصیه ها می کنند. حضرت امام فرمودند که آقا! شنیدم که سفارش برای افراد می رسد؟ ایشان گفتند: در نامه ها همیشه سفارش به رعایت قانون و حق و شرع است؛ یعنی به آن کس که می نویسند، شما مطابق با قانون و شرع نسبت به این کار رسیدگی بکنید، توجه بکنید. امام فرمودند که: خوب، این اشکال ندارد.

از خصوصیات دیگر ایشان تحمل خارج از اندازه ماها بود. آقا خیلی تحملشان زیاد بود، چه تحمل روحی و روانی، چه تحمل جسمی؛ نمی شد یک وقتی از ایشان احوالی بپرسید، در عین ناراحتی جسمی شدید، ناراحتی شان را ابراز کنند. می گفتند: نه، الحمدلله خوبه. همین اواخر پایشان هم شکسته بود، استخوان انتهای ران جدا شده بود، اصلاً شکایت نمی کردند، گله نمی کردند، اظهار درد نمی کردند».(۵۰)

آیة الله مسعودی خمینی:

«ایشان از افراد بسیار صبور و شکیبا بودند… حتی فرزند و پسر بزرگ ایشان که در راه اسلام از بین رفت، ایشان کوچک ترین گله ای نداشت. آیة الله پسندیده از متانت خاصّی برخوردار بود. از هرکس، کوچک تر و بزرگ تر با احترام و ادب پذیرایی می کرد. ایشان به تجملات بی اعتنا بود.

صفحه ۲۰۶

در سال ۱۳۴۰ ش. من دیده بودم یک چمدان کوچک داشت که همراه می برد و می آورد. تا آخر عمر همان چمدان را داشت و با آن که مندرس شده بود، می گفت: لزومی ندارد که عوض شود. در عین حالی که وجوهات زیادی از امام در دست ایشان بود».(۵۱)

آقای قرهی

«باوجود این که سنّ ایشان نزدیک ۹۰ سال بود، هیچ گاه قبل از نماز افطار نمی کرد».(۵۲)

غروب

آیة الله پسندیده پس از سپری کردن عمری طولانی در راه تحصیل و مبارزه علیه استعمار و استبداد و خدمت به انقلاب و مردم ایران، شب چهارشنبه، شب اوّل ماه رجب ۱۴۱۷ ق. مصادف با ۲۳ آبان سال ۱۳۷۵ش. در سنّ ۱۰۴ سالگی دارفانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.(۵۳)

پیام مقام معظم رهبری(حفظه الله)

پس از این حادثه غم انگیز، مقام معظم رهبری پیامی به این شرح صادر کردند:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم. انّا لله و انّا الیه راجعون

برادر بزرگ و بزرگوار امام راحل عظیم الشأن: جناب حجةالاسلام آقای حاج سید مرتضی پسندیده پس از عمر با برکتی که یکسره بر تقوا و پکدامنی سپری شد، به دیار باقی و دیدار احبّه و اولیاء شتافت. رحمت و فضل خدا بر او و ثنای پرهیزکاران وپکدامنان نثار او باد!

صفحه ۲۰۷

این روحانی شریف و امین و شجاع و صادق برای امام کبیر ما در یک دوره، همچون پدر و سرپرستی مهربان و دلسوز و مصلحت اندیش، و در یک دوره، همچون رعیت و پیروی مؤمن و فرمان پذیر و مطیع بود. این افتخار برای او بس که بزرگ ترین انسان زمان ما همواره او را بزرگ و گرامی می داشت و به او احترام می کرد؛ از او راضی بود و به حفظ رضایت او اهتمام می ورزید. این موجود عزیز و مکرّم کنون از میان ما رفته و به جوار رحمت و مغفرت حق تعالی پیوسته است. تکریم یاد و نام امام عظیم الشأن مقتضی تکریم و تجلیل اوست. اینجانب این مصیبت را به بیت شریف و معزّز امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)،بویژه به فرزندان و بازماندگان محترم آن مرحوم، صمیمانه تسلیت می گویم و علوّدرجات آن روحانی عالی قدر را از خداوند متعال خواستارم»(۵۴)

نماز و تدفین

پس از تشییع، آیة الله العظمی بهجت بر پیکر پک این مرد الهی نماز گزارد. آن گاه بدن پک وی در میان غم و اندوه بستگان و مریدان امام در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، مسجد بالاسر به خک سپرده شد.(۵۵)

مراسم یاد بود

از سوی مقام معظم رهبری و حاج سید حسن خمینی، مجلس یادبودی در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد و مقام معظم رهبری با حضور در این مجلس، یاد و نام آن عزیز را گرامی داشتند.

صفحه ۲۰۸

در مسجد اعظم قم نیز مراسمی به همین مناسبت برگزار شد که آیات عظام در این مجلس شرکت جستند. آیة الله فاضل لنکرانی نیز پیامی به همین مناسبت به بیت امام ارسال داشت.

در خمین نیز مراسم یادبودی برگزار شد. (۵۶)

پی نوشت ها:

۱ – فرازهای فروزان، غلامرضا گلی زواره، اوّل، ۱۳۷۹، حضور، قم، ص ۲۲ .

۲ – خاطرات آیة الله پسندیده، محمدجواد مرادی نیا، حدیث، تهران، اوّل، ۱۳۷۴، ص ۸ .

۳ – همان، ص ۱۴ و فرازهای فروزان، ص ۲۵ .

۴ – یاران امام به روایت اسناد ساوک، کتاب سیزدهم، زبان گویای اسلام، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸، ص ۶۶ و روزشمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۴۵۸ .

۵ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۴۴ .

۶ – آیة الله پسندیده در خاطراتش می گوید: ما به او «آخوند» می گفتیم اطلاعات بیشتری در مورد این زن به دست نیامد .

۷ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۴۹-۴۴ .

۸ – فرازهای فروزان، ص ۲۴ .

۹ – گلزار مشاهیر، زندگینامه درگذشتگان مشاهیر ایران ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۶، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، مریم آقا شیخ محمد و سعید نوری نشاط، اول ۱۳۷۷، ص ۲۲ و تذکرة القبور، دوم، ۱۳۴۸ ش، کتابفروشی ثقفی، اصفهان، ص ۱۸۲ .

۱۰ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۲۴ .

۱۱ – دیدار با ابرار، شهید مدرس؛ ماه مجلس، غلامرضا گلی زواره، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، اول، ۱۳۷۵، ص ۵۰ و ۵۱ .

۱۲ – دایرة المعارف تشیع، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سوم، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۵۲ .

۱۳ – تذکرة القبور، ص ۳۷۹ و ۳۸۰ .

۱۴ – خمین در گذر تاریخ، محمد جواد مرادی نیا، ۱۳۸۰، ص ۱۱۸ و ۱۱۹ .

۱۵ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۵۰ و روزنامه اطلاعات، ویژه نامه، ۲۶/۸/۱۳۷۵، ص ۱ .

۱۶ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۵۳ .

۱۷ – همان، ص ۴۹ .

۱۸ – گلزار مشاهیر، ص ۲۲ .

۱۹ – روزنامه اطلاعات، ویژه نامه ۲۶/۸/۱۳۷۵، ص ۱ و ۳ و گلشن ابرار، ج ۲، ص ۵۶۵ .

۲۰ – اسناد انقلاب اسلامی، ج ۲، ص ۱۹۹ .

۲۱ – خمین در انقلاب، بررسی رخدادهای انقلاب در خمین ۴۰ تا ۵۷، محمدجواد مرادی نیا، اول، ۱۳۷۷، نشر عروج، ص ۲۹ و ۶۷ و خاطرات آیت الله یزدی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۸۰، ص ۲۱۷ و ۲۱۸ .

۲۲ – جلوه محراب، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸، ص ۴۴۳ .

۲۳ – خمین در انقلاب، ص ۸۰، ۱۱۹ و ۳۱۶ .

۲۴ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۹۳-۹۰ .

۲۵ – خمین در انقلاب، ص ۲۷ .

۲۶ – همان، ص ۳۶، ۳۹- ۴۱ .

۲۷ – همان، ص ۴۲ .

۲۸ – همان، ص ۳۹ و ۴۰ .

۲۹ – خاطرات آیة الله پسندیده، ص ۱۰۲ .

۳۰ – خمین در انقلاب، ص ۵۰ .

۳۱ – ویژنامه اطلاعات ۲۶/۸/۷۵، ص ۱ .

۳۲ – حماسه شهید اندرزگو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۵۰، ۱۳۷۹ .

۳۳ – خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۷۶، ص ۸۰ .

۳۴ – نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دوم، ۱۳۷۷، ص ۶۵ و اسناد انقلاب اسلامی، ج ۲، ص ۱۹۹ .

۳۵ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۵۹، (با اندکی تغییر) .

۳۶ – ویژه نامه اطلاعات ۲۶/۸/۷۵، ص ۱ و روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۳، ص ۳۰۹ .

۳۷ – ویژه نامه اطلاعات، ص ۱ .

۳۸ – رازتوفان، یادنامه آیة الله سید مصطفی خمینی، واحد پژوهش های تاریخی، بنیاد انقلاب اسلامی و نشر ذرّه، ۱۳۷۶، ص ۹۴ .

۳۹ – خمین در گذر تاریخ، ص ۱۷ .

۴۰ – مصاحبه با آقای قرهی .

۴۱ – خاطرات و مبارزات حجةالاسلام فلسفی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۷۶، ص ۳۲۱ .

۴۲ – مصاحبه با آقای قرهی .

۴۳ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۴۶ و ۳۴۷ .

۴۴ – ویژه نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۲ .

۴۵ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۶۰ .

۴۶ – زبان گویای اسلام، ص ۶۷۴ .

۴۷ – ویژه نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۴ .

۴۸ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۶۲ .

۴۹ – ویژه نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۳ .

۵۰ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۵۸ – ۳۵۶ .

۵۱ – همان، ص ۳۶۱ .

۵۲ – مصاحبه با آقای قرهی .

۵۳ – روزنامه اطلاعات، ۲۳/۸/۷۵ .

۵۴ – همان .

۵۵ – نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۶۳ .

۵۶ – همان، ص ۳۶۴ و ویژه نامه اطلاعات، ۲۳/۸/۷۵ .

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری