پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

آغاز گمراهی یهود توسط سامری

شرح آیات 148 و 149 سوره مبارکه اعراف

148وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌأَ لَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لایُکَلِّمُهُمْ وَ لایَهْدیهِمْ سَبیلاً اتَّخَذُوهُ وَ کانُوا ظالِمینَ

149وَ لَمّا سُقِطَ فی أَیْدیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنارَبُّنا وَ یَغْفِرْ لَنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ

ترجمه:

148 ـ قوم موسى بعد از (رفتن) او (به میعادگاه خدا)، از زیورهاى خود گوساله اى ساختند; جسد بى جانى که صداى گوساله داشت! آیا آنها نمى دیدند که با آنان سخن نمى گوید، و به راه (راست) هدایتشان نمى کند؟! آن را (خداى خود) انتخاب کردند، و ظالم بودند!

149 ـ و هنگامى که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شده اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، به طور قطع از زیانکاران خواهیم بود»!

آغاز گوساله پرستى یهود

در این آیات، یکى از حوادث اسفناک، و در عین حال تعجب آورى که بعد از رفتن موسى(علیه السلام) به میقات، در میان بنى اسرائیل رخ داد، بازگو شده است و آن جریان گوساله پرستى آنها است که به دست شخصى به نام «سامرى» و با استفاده از زیورآلات بنى اسرائیل، انجام گرفت.

اهمیت این داستان به اندازه اى است که قرآن در چهار سوره به آن اشاره کرده است، در سوره «بقره»، آیات 51، 54، 92 و 93، در سوره «نساء» آیه 153، در سوره «اعراف» آیات مورد بحث، و در سوره «طه» آیه 88 به بعد.

البته این حادثه، همانند سایر پدیده هاى اجتماعى، بدون زمینه و بدون مقدمه نبوده است; زیرا:

از یکسو، بنى اسرائیل سالیان دراز در مصر شاهد گاوپرستى یا گوساله پرستى مصریان بودند.

و از سوى دیگر، به هنگامى که از رود نیل عبور کردند، صحنه بت پرستى (گاوپرستى) قومى که در آن سوى نیل زندگى مى کردند، توجه آنها را جلب کرد، و چنان که در آیات قبل گذشت، از موسى (علیه السلام)تقاضاى بتى همانند آنها کردند، که موسى(علیه السلام) شدیداً آنان را ملامت و سرزنش کرد.

تمدید میقات موسى(علیه السلام) از سى شب به چهل شب، نیز سبب شد که شایعه مرگ موسى(علیه السلام)، آن چنان که در بعضى از تفاسیر آمده به وسیله بعضى از منافقان، در میان بنى اسرائیل نشر شود.

جهل و نادانى بسیارى از این جمعیت، و مهارت و زبردستى «سامرى» در پیاده کردن نقشه خود نیز، به این موضوعات کمک کرد و مجموعاً سبب شد در مدت کوتاهى اکثریت بنى اسرائیل به بت پرستى روى آورند و غوغائى اطراف گوساله به راه اندازند.

در آیه فوق، نخست چنین مى فرماید: «قوم موسى(علیه السلام) بعد از رفتن او به میقات، از زینت آلات خود گوساله اى که تنها جسد بى جانى بود با صداى مخصوص گاو، براى خود انتخاب کردند» (وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ).

با این که این کار از «سامرى» سر زد (چنان که آیات سوره «طه» گواهى مى دهد) ولى، این عمل به قوم موسى(علیه السلام) نسبت داده شده است، به خاطر این که: عده زیادى از آنها «سامرى» را در این کار یارى کردند، و در واقع شریک جرم او بودند، و عده بیشترى به عمل او راضى شدند.

گر چه ظاهر آیه در بدو نظر این است که: همه قوم موسى(علیه السلام) در این کار شرکت داشتند، ولى با توجه به آیه 159 همین سوره که مى گوید: وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون: «از قوم موسى، جمعیتى بودند که به سوى حق هدایت مى کردند، و به آن توجه داشتند» استفاده مى شود که منظور از آیه مورد بحث همه آنها نیست، بلکه اکثریت عظیمى از آنها، این راه را تعقیب کردند، این هم به گواهى آیات آینده که ناتوانى هارون(علیه السلام)را از مقابله با آنها منعکس ساخته است.

پس از آن، قرآن به عنوان سرزنش آنها مى فرماید: «آیا اینها نمى دیدند که آن گوساله با آنان سخن نمى گوید و راهنمائیشان نمى کند»؟! (أَ لَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لایُکَلِّمُهُمْ وَ لایَهْدیهِمْ سَبیلاً).

یعنى یک معبود واقعى حداقل باید نیک و بد را بفهمد و توانائى بر راهنمائى و هدایت پیروان خود داشته باشد، با عبادت کنندگان خویش، سخن بگوید، آنها را به راه راست هدایت کند و طریقه عبادت را به آنها بیاموزد.

اصولاً چگونه عقل انسان اجازه مى دهد: معبود بى جانى را که ساخته و پرداخته خود او است، بپرستد، حتى اگر فرضاً آن زیورآلات تبدیل به گوساله واقعى هم شده باشد به هیچ وجه شایسته پرستش نیست، گوساله اى که هیچ نمى فهمد و در نفهمى ضرب المثل است.

آنها در حقیقت به خودشان ظلم و ستم کردند، لذا در پایان آیه مى فرماید: «گوساله را معبود خود انتخاب کردند و ظالم و ستمگر بودند» (اتَّخَذُوهُ وَ کانُوا ظالِمینَ).

* * *

ولى با مراجعت موسى(علیه السلام) و روشن شدن مسائل، بنى اسرائیل به اشتباه خود پى بردند، از کار خود نادم و پشیمان گشتند و از خدا تقاضاى عفو و بخشش کردند، قرآن مى فرماید: «و هنگامى که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شده اند گفتند: اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نبخشد به طور مسلّم از زیانکاران خواهیم بود»! (وَ لَمّا سُقِطَ فی أَیْدیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنارَبُّنا وَ یَغْفِرْ لَنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ).

جمله وَ لَمّا سُقِطَ فی أَیْدیهِمْ: «به معنى هنگامى که حقیقت به دستشان افتاد، یا هنگامى که نتیجه شوم اعمالشان به دستشان افتاد، و یا هنگامى که چاره از دست آنها ساقط شد» در ادبیات عرب کنایه از ندامت و پشیمانى است; زیرا هنگامى که واقعیات به دست انسان بیفتد و از حقیقت امر آگاه گردد، و یا به نتایج نامطلوب برسد، و یا راه چاره بر او بسته شود، طبعاً پشیمان خواهد شد، بنابراین پشیمانى از لوازم مفهوم این جمله است.

به هر حال، بنى اسرائیل از کرده خویش پشیمان گشتند ولى مطلب به همین جا خاتمه نیافت، چنان که در آیات بعد خواهیم خواند.

* * *

نکته:

چگونه گوساله طلائى صدا کرد؟

کلمه «خُوار» به معنى صداى مخصوصى است که از گاو یا گوساله برمى خیزد، جمعى از مفسران معتقدند: سامرى با اطلاعاتى که داشت، لوله هاى مخصوصى در درون سینه گوساله طلائى کار گذاشته بود که هواى فشرده از آن خارج مى شد و از دهان گوساله، صدائى شبیه صداى گاو بیرون مى آمد!

بعضى دیگر مى گویند: گوساله را آن چنان در مسیر باد گذارده بود که بر اثر وزش باد به دهان او که به شکل مخصوصى ساخته شده بود، صدائى به گوش مى رسید.

اما این که: جمعى از مفسران گفته اند: گوساله سامرى به خاطر مقدارى خاک که از زیر پاى جبرئیل برداشت و در آن ریخته بود، به صورت گوساله زنده اى درآمد و صداى طبیعى سرداد، شاهدى در آیات قرآن ندارد، چنان که به خواست خدا در تفسیر آیات سوره «طه» خواهد آمد.

و کلمه «جَسَداً» گواه بر این است که: حیوان زنده اى نبود; زیرا در تمام مواردى که این کلمه در قرآن به کار رفته است به معنى جسم بى جان آمده است.(1)

از همه اینها گذشته، بعید به نظر مى رسد: خداوند چنین قدرتى به مرد منافقى همچون سامرى بدهد که بتواند کارى همانند معجزه موسى(علیه السلام)انجام دهد و جسم بى جانى را جاندار سازد، کارى که براى توده مردم مسلماً گمراه کننده و دلائل بطلان آن در نظرشان روشن نبود، ولى اگر گوساله به شکل یک مجسمه طلائى بوده باشد، دلائل بطلان آن روشن، و تنها مى تواند وسیله اى براى آزمایش افراد بوده باشد، نه چیز دیگر.

نکته دیگرى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است: از آنجا که سامرى مى دانست قوم موسى(علیه السلام) سال ها در محرومیت به سر مى برده اند.

به علاوه روح مادّیگرى ـ چنان که در بسیارى از نسل هاى امروز آنها نیز مى بینیم ـ بر آنها حاکم است و براى زر و زیور احترام خاصى قائلند، لذا گوساله خود را از طلا ساخت، تا توجه شیفتگان و بردگان را به سوى آن جلب کند.

اما این که: این ملت فقیر و محروم در آن روز آن همه زر و زیورها را از کجا آورده بودند؟ در روایات چنین آمده: زنان بنى اسرائیل براى بزرگداشت یکى از اعیاد خود، مقدار قابل ملاحظه اى از زیورآلات فرعونیان را به عاریت گرفته بودند و این جریان مقارن غرق و نابودى آنها واقع شد، و زیورآلات مزبور در دست بنى اسرائیل باقى ماند.(2)

* * *


1 ـ به آیات 8 «انبیاء» و 34 «ص» مراجعه شود.

2 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 360، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1415 هـ ق ـ «جوامع الجامع»، جلد 1، صفحه 704، انتشارات جامعه مدرسین قم، طبع اول، 1418 هـ ق.

...................................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری