پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

پاداش مصلحان ضایع نخواهد شد

شرح آیه 169 و 170 سوره مبارکه اعراف

169فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا وَ إِنْ یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ یَأْخُذُوهُ أَ لَمْ یُؤْخَذْعَلَیْهِمْ میثاقُ الْکِتابِ أَنْ لایَقُولُوا عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فیهِوَ الدّارُ الآْخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

170وَ الَّذینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنّا لانُضیعُ أَجْرَالْمُصْلِحینَ

ترجمه:

169 ـ پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند که وارث کتاب («تورات») شدند; (اما) متاع این دنیاى پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجیح مى دهند) و مى گویند: «(اگر ما گنهکاریم توبه مى کنیم) و به زودى بخشیده خواهیم شد»! اما اگر متاع دیگرى همانند آن به دستشان بیفتد، آن را (نیز) مى گیرند، آیا پیمان کتاب (خدا) از آنها گرفته نشده که بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگویند، و آنان بارها آن را خوانده اند؟! و سراى آخرت براى پرهیزگاران بهتر است، آیا نمى فهمید؟!

170 ـ و آنها که به کتاب (خدا) تمسک جویند، و نماز را بر پا دارند، (پاداش بزرگى خواهند داشت; ; زیرا) ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد!

 

تفسیر:

پاداش مصلحان ضایع نخواهد شد

در آیات گذشته، سخن از نیاکان آنها بود، ولى در آیه فوق، بحث از فرزندان و اخلاف آنها به میان آمده است.

نخست یادآور مى شود که «بعد از آنان فرزندانى جانشینشان شدند که کتاب آسمانى یعنىتورات را از پیشینیان خود به ارث بردند، اما با این حال، فریفته متاع بى ارزش این جهان ماده شدند، حق و هدایت را با منافع مادى خویش معاوضه مى کردند» (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى).

«خَلْف» (بر وزن حرف) ـ چنان که بعضى از مفسران گفته اند ـ غالباً به معنى فرزندان ناصالح است در حالى که «خَلَف» (بر وزن شرف) به معنى فرزند صالح مى آید.(1)

پس از آن، اضافه مى کند: هنگامى که آنها در کشمکش وجدان از یک سو، و منافع مادى از سوى دیگر قرار مى گیرند، دست به دامن امیدهاى کاذب زده، «مى گویند (ما این منفعت نقد را مشروع یا نامشروع به چنگ مى آوریم خداوند، رحیم و مهربان است) به زودى مورد بخشش و غفران قرار خواهیم گرفت» (وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا).

این جمله نشان مى دهد: آنها بعد از انجام چنین کارى یک نوع پشیمانى زودگذر و حالت توبه ظاهرى به خود مى گرفتند، ولى به طورى که قرآن مى فرماید: این ندامت و پشیمانى آنها به هیچ وجه ریشه دار نبوده است، به همین دلیل مى فرماید: «اگر سود مادى دیگرى همانند آن به دستشان مى آمد، آن را مى گرفتند» (وَ إِنْ یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ یَأْخُذُوهُ).

«عَرَض» (بر وزن غرض) به معنى موجود عارضى، کم دوام و ناپایدار است، و به متاع جهان ماده از این رو «عَرَض» گفته اند که: معمولاً ناپایدار است، روزى به سراغ انسان مى آید، آن چنان که حسابش از دست مى رود، و روزى آن چنان از دسترس انسان دور مى شود که در انتظار ذره اى از آن، آه مى کشد، به علاوه اصولاً همه نعمت هاى این جهان ناپایدار و فناپذیر است.

در هر حال: این جمله به رشوه خوارى هاى جمعى از یهود، و تحریف آیات آسمانى به خاطر آن، و فراموش کردن احکام پروردگار به خاطر تضاد با منافع آنها اشاره مى کند.

لذا به دنبال آن مى فرماید: «آیا پیمان کتاب خدا از آنها گرفته نشده که بر خدا دروغ نبندند و احکام او را تحریف نکنند و جز حق چیزى نگویند»؟! (أَ لَمْ یُؤْخَذْعَلَیْهِمْ میثاقُ الْکِتابِ أَنْ لایَقُولُوا عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ).

سپس مى فرماید: اگر آنها از آیات الهى آگاهى نداشتند و دست به این اعمال خلاف مى زدند، ممکن بود براى خودشان عذرى بسازند، ولى اشکال کار این است که: «آنها کراراً محتویات تورات را دیده و فهمیده بودند» (وَ دَرَسُوا ما فیهِ). در عین حال آن را ضایع ساختند و فرمانش را پشت سر انداختند.

«دَرَسُوا» از ماده «دَرْس» در لغت، به معنى تکرار چیزى است و از آنجا که به هنگام مطالعه و فرا گرفتن چیزى از استاد و معلم، مطالب تکرار مى گردد به آن، درس گفته شده است، و نیز اگر مى بینیم «کهنگى و فرسودگى» را «درس و اندراس» مى گویند به خاطر آن است که: باد و باران و حوادث دیگر پى درپى بر بناهاى کهنه، گذشته و آنها را فرسوده ساخته است.(2)

سرانجام، مى فرماید: اینها اشتباه مى کنند، و این اعمال و متاع ها سودى براى آنها نخواهد داشت، بلکه «سراى دیگر براى پرهیزکاران بهتر است» (وَ الدّارُ الآْخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ).

«آیا شما حقایقى به این روشنى را درک نمى کنید»؟ (أَ فَلا تَعْقِلُونَ).

* * *

در برابر گروه فوق، اشاره به گروه دیگر مى کند که: آنها نه تنها از هر گونه تحریف و کتمان آیات الهى بر کنار بودند، که به آن تمسک جسته و مو به مو آنها را اجرا کردند، قرآن این جمعیت را «مصلحان جهان» نام نهاده، اجر و پاداش مهمى براى آنها قائل شده و درباره آنها چنین مى فرماید: «کسانى که تمسک به کتاب پروردگار جویند و نماز را برپا دارند، پاداش بزرگى خواهند داشت; زیرا ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم ساخت» (وَ الَّذینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنّا لانُضیعُ أَجْرَالْمُصْلِحینَ).

در این که: منظور از این کتاب، «تورات» است یا «قرآن مجید»، مفسران دو گونه تفسیر دارند ولى با توجه به آیات گذشته، ظاهر این است که: اشاره به گروهى از بنى اسرائیل باشد که حساب خودشان را از افراد گمراه جدا ساختند.

البته شک نیست که تمسک جستن به «تورات، یا انجیل» ـ با توجه به بشاراتى که در آنها راجع به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده است ـ از ایمان به این پیامبر جدا نخواهد بود.

تعبیر به «یُمَسِّکُون» که به معنى تمسک جستن است، نکته جالبى را در بر دارد; زیرا تمسک به معنى گرفتن و چسبیدن به چیزى براى حفظ و نگهدارى آن مى باشد، و این صورت حسّى آن است، و صورت معنوى آن این است که: انسان با کمال جدیت پایبند به عقیده و برنامه اى باشد و در حفظ و حراست آن بکوشد، تمسک به کتاب الهى این نیست که انسان صفحات قرآن و تورات و یا کتاب دیگرى را محکم در دست بگیرد، و در حفظ و حراست جلد و کاغذ آن بکوشد، بلکه تمسک واقعى آن است که اجازه ندهد کمترین مخالفتى با آن از هیچ سو انجام شود و در تحقق یافتن مفاهیم آن از جان و دل بکوشد.

* * *

نکته:

اصلاح واقعى!

آیات فوق، به خوبى نشان مى دهد: اصلاح واقعى در روى زمین بدون تمسک به کتب آسمانى و فرمان هاى الهى امکان پذیر نمى باشد، و این تعبیر بار دیگر این حقیقت را تأکید مى کند که: دین و مذهب تنها یک برنامه مربوط به جهان ماوراء طبیعت و یا سراى آخرت نیست.

بلکه آئینى است در متن زندگى انسان ها، و در طریق حفظ منافع تمام افراد بشر، اجراى اصول عدالت و صلح و رفاه و آسایش و بالاخره هر مفهومى که در معنى وسیعِ اصلاح، جمع است.

و این که: مى بینیم از میان فرمان هاى خدا مخصوصاً روى «نماز» تکیه شده است به خاطر آن است که: نماز واقعى پیوند انسان را با خدا چنان محکم مى کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر مى بیند و مراقب اعمال خویش، و این همان است که در آیات دیگر از آن تعبیر به تأثیر نماز در دعوت به امر به معروف و نهى از منکر شده است، و ارتباط این موضوع، با اصلاح جامعه انسانى روشن تر از آن است که نیاز به بیان داشته باشد.

از آنچه گفته شد روشن مى شود که: این برنامه، ویژه قوم یهود نبوده است، بلکه اصلى است در زندگى امت ها و ملت ها.

بنابراین آنان که با کتمان حقایق و تحریف آنها متاعى ناپایدار و منافعى زودگذر براى خود فراهم مى سازند و به هنگامى که نتایج شوم کار خود را مى بینند، حالت یک توبه دروغین به خود مى گیرند، توبه اى که در برابر لبخند یک منفعت مادى دیگر همچون برف در آفتاب تابستان آب مى شود، در حقیقت مخالفان اصلاح در جوامع انسانى هستند و منافع جمع را فداى منافع شخص خود مى کنند، خواه این کار از یک یهودى سر بزند یا یک مسیحى و یا یک مسلمان!

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 386، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق، و تفسیر «ابوالفتوح رازى»، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.

...........................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری