• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تأثیر نیایش در دل شب

 

آیات 6 تا 10 سوره مبارکه مزمل

6إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ

بیشتر...

مراسم تدفین حضرت زهرا سلام الله علیها

دریافت فایل صوتی

حجم: 1.53 MB

زمان: 4 دقیقه

بیشتر...

هفت آسمان و زمين

در قرآن كريم هفت مورد به صراحت و دو مورد به كنايه سخن از

بیشتر...

نقش پیامبر(ص) در تبیین وحی، استاد دکتر محمدعلی

دریافت صوتی

حجم:9.8 MB

زمان: 56:51 دقیقه

بیشتر...

عدم نیاز خداوند به اعمال انسان، آیت الله مکارم

دریافت فایل

حجم: 7 MB

زمان: 60 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
28166
48601
151667520
اوقات شرعی

خطبه صد و سی و چهار

 

وَقَدْ تَوَکَّلَ اللهُ لاَِهْلِ هذَا الدِّینِ بإعْزَازِ الْحَوْزَةِ، وَسَتْرِ الْعَوْرَةِ. وَالَّذِی نَصَرَهُمْ، وَهُمْ قَلِیلٌ لاَ یَنْتَصِرُونَ، وَمَنَعَهُمْ وَهُمْ قَلِیلٌ لاَ یَمْتَنِعُونَ، حَیٌّ لاَ یَمُوتُ.
إنَّکَ مَتَى تَسِرْ إلَى هذَا الْعَدُوِّ بِنَفْسِکَ، فَتَلْقَهُمْ فَتُنْکَبْ، لاَ تَکُنْ لِلْمُسْلِمِینَ کَانِفَةٌ دُونَ أَقْصَى بِلاَدِهِمْ. لَیْسَ بَعْدَکَ مَرْجِعٌ یَرْجِعُونَ إلَیْهِ، فَابْعَثْ إلَیْهِمْ رَجُلاً مِحْرَباً، وَاحْفِزْ مَعَهُ أَهْلَ الْبَلاَءِ وَالنَّصِیحَةِ، فَإنْ أَظْهَرَ اللهُ فَذَاکَ مَا تُحِبُّ، وَإنْ تَکُنِ الاُْخْرَى، کُنْتَ رِدْأً للنَّاسِ وَمَثَابَةً لِلْمُسْلِمِینَ
.

(اى خليفه !) خداوند بر عهده گرفته است که حوزه اسلام را براى پيروان دين سربلند سازد و نقاط ضعف آنها را بپوشاند. آن کس که آنها را در آن هنگام که اندک بودند، و کسى به کمک آنها نمى شتافت يارى کرد، و در آن موقع که به خاطر کمى نفرات قدرت دفاع از خودرا نداشتند از آنها دفاع نمود، زنده است و هرگز نمى ميرد !
هرگاه تو خود به سوى دشمن حرکت کنى و در ميدان نبرد با آنها روبه رو شوى و مغلوب گردى، پناهگاهى براى مسلمين در شهرهاى دور دست باقى نمى ماند و (در چنين شرايطى) بعد از تو کسى نيست که به او مراجعه کنند.
بنابراين مرد جنگ آزموده اى را به سوى آنها بفرست و گروهى که آزمون خودرا (در جنگها) داده اند و خير خواهند با او همراه ساز، اگر خداوند پيروزى نصيب کند همان است که تو مى خواهى و اگر شکل ديگرى رُخ داد (اشاره به اين که شکست دامن مسلمين را بگيرد) تو پشتيبان مردم و پناهگاه مسلمين خواهى بود
.

 

شرح و تفسیر

   امام (علیه السلام) در آغاز این سخن براى این که به خلیفه دوّم دلگرمى بدهد و روحیه او را تقویت کند، مبادا در مقابل دشمن بزرگ و سرسختى همچون رومیان ترس و وحشت به خود راه بدهد چنین مى فرماید : «خداوند بر عهده گرفته است که حوزه اسلام را براى پیروان این دین سربلند سازد و نقاط ضعف آنها را بپوشاند» (وَقَدْ تَوَکَّلَ اللهُ لاَِهْلِ هذَا الدِّینِ بإعْزَازِ الْحَوْزَةِ(4)، وَسَتْرِ الْعَوْرَةِ).

   تعبیر به «تَوَکَّلَ» اشاره به این است که خداوند وکالت و حمایت و دفاع آنها را بر عهده گرفته است و این همان چیزى است که قرآن مجید به آن اشاره مى کند : « (هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ); او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند»(5).

   این وعده الهى ـ طبق سخن امام (علیه السلام) ـ مخصوص زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) نبود، بلکه در هر عصر و زمانى جارى است.

   تعبیر به «سَتْرِ الْعَوْرَةِ» با توجه به این که «عورت» در اصل به معنى : «نقاط آسیب پذیر مرزها و آنچه انسان از آن بیم و وحشت دارد» مى باشد اشاره به این که است که خداوند علاوه بر این که عزّت و سربلندى مسلمین را بر عهده گرفته، دشمنان از توجّه به نقاط آسیب پذیر و اسرار آنها منع مى کند تا نتوانند ضربه سنگینى بر مسلمین وارد سازند.

   سپس براى دلگرمى بیشتر و بیان شاهد زنده مى افزاید : «آن کس که آنها را در آن هنگام که اندک بودند و کسى به کمک آنان نمى شتافت یارى کرد و در آن موقع که به خاطر کمى نفرات قدرت دفاع از خود را نداشتند، از آنها دفاع نمود، زنده است و هرگز نمى میرد !» (و هم اکنون یارى مسلمین را بر عهده دارد) (وَالَّذِی نَصَرَهُمْ، وَهُمْ قَلِیلٌ لاَ یَنْتَصِرُونَ، وَمَنَعَهُمْ وَهُمْ قَلِیلٌ لاَ یَمْتَنِعُونَ، حَیٌّ لاَ یَمُوتُ(6)).

   اشاره به این که آن روز که مسلمانان در ظاهر بسیار ضعیف و از نظر عدّه در اقلیّت بودند خدا آنها را یارى کرد، امروز که بحمد الله حوزه اسلام گسترده شده و گروههاى عظیمى زیر پرچم اسلام گردآمده اند به یقین مشمول یارى حق خواهند بود و شکست نمى خورند، چون حامى آنها خداست و همیشه زنده و جاویدان است.

   ما به هر موجودى تکیه کنیم با گذشت زمان گرد و غبار ضعف و فتور و سستى بر آن مى نشیند و سرانجام فانى مى شود، آن که همیشه باقى است و ضعف و فتورى در قدرتش راه نمى یابد ذات پاک خداست که باید در همه حال تکیه بر او کرد.

   سپس امام (علیه السلام) با این مقدمه وارد ذى المقدمه و بیان نتیجه مى شود و به «عمر» تأکید مى کند شخصاً در میدان جنگ شرکت نکند و دلیل روشنى براى آن ذکر مى فرماید که در موارد مشابه آن نیز کاملاً قابل قبول است، مى فرماید : «اگر تو خود به سوى دشمن حرکت کنى و در میدان نبرد با آنها رو به رو شوى و مغلوب گردى پناهگاهى براى مسلمین در شهرهاى دور دست باقى نمى ماند، و(در این شرایط) بعد از تو کسى نیست که به او مراجعه کنند» (إنَّکَ مَتَى تَسِرْ إلَى هذَا الْعَدُوِّ بِنَفْسِکَ، فَتَلْقَهُمْ فَتُنْکَبْ(7)، لاَ تَکُنْ لِلْمُسْلِمِینَ کَانِفَةٌ(8)دُونَ أَقْصَى بِلاَدِهِمْ. لَیْسَ بَعْدَکَ مَرْجِعٌ یَرْجِعُونَ إلَیْهِ).

   اشاره به این که هر گاه تو در میدان جنگ کشته شوى تا مردم بخواهند با دیگرى بیعت کنند جامعه اسلامى فاقد مرکزیّت مى شود و مناطق دور دست که از همه جا آسیب پذیرترند متلاشى مى شود، سپس به سایر بلاد سرایت خواهد کرد.

   و از آن جا که همواره در مسائل اجتماعى نفى باید توأم با اثبات باشد تا خلأ اجتماعى پیدا نشود امام (علیه السلام) بعد از آن که مى فرماید : «خودت به میدان نرو» راه چاره را به او نشان مى دهد و مى گوید : «مرد جنگ آزموده اى را به سوى آنها بفرست و گروهى که امتحان خودرا (در جنگها) داده اند و خیر خواهند با او همراه ساز، اگر خداوند پیروزى نصیب کند همان است که تو مى خواهى، و اگر شکل دیگرى رخ داد (اشاره به این که شکست دامن مسلمین را بگیرد) تو پشتیبان مردم و پناهگاه مسلمین خواهى بود (و مى توانى با اعزام نیروهاى جدید کنترل اوضاع را بدست بگیرى و بر دشمن پیروز شوى) (فَآبْعَثْ إلَیْهِمْ رَجُلاً مِحْرَباً(9)، وَاحْفِزْ(10) مَعَهُ أَهْلَ الْبَلاَءِ(11) وَالنَّصِیحَةِ، فَإنْ أَظْهَرَ اللهُ فَذَاکَ مَا تُحِبُّ، وَإنْ تَکُنِ الاُْخْرَى، کُنْتَ رِدْأً(12) للنَّاسِ وَمَثَابَةً(13) لِلْمُسْلِمِینَ).

   امام (علیه السلام) پاسخ خلیفه را به هنگام مشورت، با یک دلیل منطقى و روشن بیان فرمود و آن این که حضور رییس یک جمعیّت در میدان نبرد جز در موارد استثنایى کار خطرناکى است، چرا که یکى از احتمالات قابل قبول این است که او در نبرد کشته شود که نتیجه اش متلاشى شدن لشکر از یکسو و متلاشى شدن شیرازه سراسر کشور از سوى دیگر مى باشد، در حالى که اگر او در جاى خود بماند مى تواند لشکر بلکه لشکرهاى دیگر را به جاى لشکر اوّل اعزام کند و سلطه خودرا بر تمام کشور حفظ نماید.

* * *

نکته ها

پاسخ به یک سؤال

   1 ـ جمعى از شارحان نهج البلاغه این سؤال را در این جا مطرح کرده اند که اگر حضور رییس جمعیّت چنین خطرى را در پى دارد پس چرا خود آن حضرت (علیه السلام) در میدان جنگ «صفّین» و «جمل» و «نهروان» حضور پیدا کرد بلکه خود پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) نیز در بسیارى از جنگها که نام «غزوه» بر آن نهاده شده است نیز حضور یافت ؟

   بعضى از شارحان چنین پاسخ گفته اند که حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله) به خاطر این بود که از طریق وحى مى دانست در این میدانها شهید نمى شود و على (علیه السلام) نیز با اخبار پیامبر (صلى الله علیه وآله) که در حق او فرمود : با «ناکثین» و «قاسطین» و «مارقین» مبارزه خواهى کرد، از سلامت خود آگاه بود و با این حال حضور آنها در میدان جنگ مشکلى نداشت.

   بعضى دیگر گفته اند : آن دو بزرگوار در جنگهاى داخلى که فاصله چندانى با مرکز نداشت حضور مى یافتند، ولى در جنگهاى خارجى تنها پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در «تبوک» حضور یافت آن هم بعد از آن که على (علیه السلام) را به عنوان پناهگاهى مطمئن در «مدینه» به جاى خود گذاشت.

   به تعبیر دیگر مى توان چنین گفت : موارد کاملاً مختلف است و هر یک از میدانهاى جنگ و شرائط آن و وضعیّت دشمن حکمى مخصوص به خود دارد، ولى غالباً اگر میدان از مرکز حکومت دور باشد و رییس حکومت در آن شرکت کند و کشته شود مشکلات عظیمى به بار خواهد آمد، و امام (علیه السلام) نیز به همین دلیل خلیفه را از حضور در میدان جنگ نهى فرمود.

* * *

2 ـ ایراد دیگر

   ممکن است کسانى ایراد کنند که : چگونه على (علیه السلام) با این که حکومت را حق مسلّم خود مى دانست و پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بلکه آیات قرآن نیز به این معنا تصریح کرده اند ـ که اقامت و ولایت از آن على (علیه السلام) است ـ چنین برخورد ناصحانه و مشفقانه و دوستانه اى با رقیب خود مى کند ؟

   پاسخ این سؤال روشن است; امام (علیه السلام) به سرنوشت نهایى اسلام و مسلمین مى اندیشید نه به شخص خود، او مى دانست به هر دلیل خلیفه دوّم بر اریکه قدرت نشسته و زمام حکومت را به دست گرفته و توده عوام و گروهى از خواص دست به دست او داده اند، در چنین شرایطى هر گاه در وسط یک بحران عظیمو جنگ خطرناک به طور ناگهانى پاى او از میان برداشته شود هرج و مرج و آشوب همه جا را مى گیرد و کیان اسلام به خطر مى افتد.

   روح بلند على (علیه السلام) ایجاب مى کند که همه چیز را در این جا فراموش کند و خیر مسلمین را بر هرکار دیگر مقدّم بدارد.

* * *

3 ـ عدم خیانت در مشورت

   کلام بالا درسى است براى همه مسلمین که به هنگام مشورت بدون در نظر گرفتن موقعیت مشورت کننده و رابطه و ضابطه او آنچه خیر و صلاح است بازگو کنند.

   به تعبیر دیگر : یا مشورت را نپذیرند و یا اگر پذیرا شدند حق مشورت را ادا کنند.

   در حدیثى مى خوانیم که امام صادق (علیه السلام) فرمود : «اِعْلَمْ اَنَّ ضَارِبَ عَلیٍّ بِالسَّیْفِ وَقَاتِلَهُ لَوْ اِئْتَمَنَنی وَاسْتَنْصَحَنی وَاسْتَشَارَنِی ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ لاََدَّیْتُ الأَمَانَةَ; هر گاه آن کس که على (علیه السلام) را با شمشیر، ضربت زد و او را شهید کرد پیشنهاد مى کرد امانتى نزد من بگذارد یا نصیحتى به او کنم یا مشورتى از من مى خواست و من مى پذیرفتم امانت را (در هر سه موضوع) رعایت مى کردم(13).

* * *

4 ـ برداشت نادرست !

   بعضى از مخالفان روى این کلام امام (علیه السلام) گفتگوى بسیار کرده اند و خواسته اند از آن دلیلى بر حقانیّت خلیفه دوّم ـ آن هم از زبان على (علیه السلام) ـ اقامه کنند، ولى روشن است این استنباط نادرست مى باشد چرا که هر کس در شرایط خلیفه دوّم و هر کس در شرایط على (علیه السلام)، براى مصالح مسلمین بود، مى بایست طبق وظیفه شرعى و عقلى چنین مطلبى را بگوید و آنچه خیر و صلاح مسلمین در آن است بیان دارد، هر چند به نفع شخص و اشخاصى و حتى اگر به ضرر خودش تمام شود.

   جمله «لَیْسَ بَعْدَکَ مَرْجِعٌ یَرْجِعُونَ إلَیْهِ; بعد از تو کسى نیست که به او مراجعه کنند» به این معنا نیست که تو اصلح امّت مى باشى بلکه به این معناست که در شرایط فعلى که توده مردم ـ به حق یا به ناحق ـ تو را به این صفت شناخته اند اگر کشته شوى تا توافق و بیعت بر دیگرى شود زمان طولانى مى طلبد و در این مدّت مردم یله و رها مى شوند.

* * *

1. شرح ابن ابى الحديد، جلد 8 ، صفحه 298.
2. شرح نهج البلاغه شوشترى، جلد 7 ، صفحه 421و 423 (با تلخيص). 
3. «حوزه» از مادّه «حوز» (بر وزن موز) به معنى جمع آورى کردن و به هم پيوستن و در اختيار گرفتن است و معمولاً به هر مجموعه اى حوزه گفته مى شود.
4. توبه، آيه 33. 
5. جمله بالا «والذي نصرهم...» مبتداست و جمله «حىّ لا يموت» خبر آن مى باشد.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری