به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، رضا بهرامی قاری قرآن کریم به بیان مختصری از زندگی و فعالیتهای قرآنی خود پرداخت و گفت: بنده در شانزدهم مهرماه سال ۱۳۲۵ در محلهای در جنوب تهران متولد شدم که این محله در آن زمان به «میدان اعدام» معروف بود، شش ساله بودم که پدرم را از دست دادم و مادرم امور تربیتی بنده را به عهده گرفت، ایشان به اهل بیت(ع) بسیار علاقهمند بودند به همین جهت ما به سمت قرآن گرایش پیدا کردیم.
«آیه الکرسی»؛ نخستین آیاتی که در کودکی فراگرفتم
وی عنوان کرد: نخستین کار ایشان یافتن مدرسهای اسلامی بود، خوشبختانه آن را یافت و بنده در مدرسه «جعفری» مشغول به تحصیل شدم، اولین آیاتی که در کلاس اول آموختم «آیه الکرسی» بود، در زیرزمین خانهام پیش از آنکه به مدرسه بروم این آیات را زمزمه میکردم که این نجواها مرا مشتاق به آموختن قرآن کرد.
این قاری قرآن کریم با تأکید بر فضای نامناسب فرهنگی تهران در سالهای گذشته اظهار کرد: افراد در آن زمان مورد اطمینان نبودند، البته در جلسات و مساجد افراد متدین و مورد اطمینان حضور مییافتند، مادر ما را ترغیب به حضور در چنین جلساتی میکرد، حتی اخوی بنده که از صوت زیبایی برخوردار بودند توسط مادر به سمت قرآن ترغیب میشدند، حمایتهای مادر موجب شد که از زمان طفولیت به قرآن گرایش پیدا کنیم.
وی در ادامه سخنانش افزود: مدرسهای که در آن تعلیم میگرفتم دو نفر را به عنوان مداح و قاری قرآن انتخاب کرده بودند، در مدرسه مرا به عنوان قاری، برگزیده بودند؛ اخویهایم در منازل خود برنامه هفتگی قرآن برگزار میکردند و من از همان ابتدا به رحل قرآن بسیار علاقهمند بودم و گاهی پیش میآمد در همان دوران کودکی بر جایگاه بزرگان در آن مجلس وارد میشدم که همین حرکت بنده موجب خنده حاضرین میشد.
قرآن به برکت حضور امام(ره) رونق گرفت
بهرامی با بیان اینکه روند شکلگیری انقلاب اسلامی از پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۰ رقم خورد، افزود: جا دارد که بر امام خمینی(ره) و نائب بر حق ایشان درود بفرستم و اگر ایشان نبودند قرآن رونق نمیگرفت و آوازه قرآن و اسلام در سطح جهان منتشر نمیشد هر چند که خداوند خود حفظ کننده این کتاب آسمانی است، از سال ۱۳۴۰ به بعد، برگزاری جلسات قرآنی افزایش یافت، ما پیش از اسلام نترس بودیم، پس از انقلاب بود که خود را از برخی از فعالیتها کنار کشیدیم و میگفتیم دوستان به جای ما حضور دارند و می توانند این راه را ادامه دهند.
وی یادآور شد و گفت: ما در آن سالها رسالههای امام(ره) را در خانههای خود نگهداری میکردیم و هر آن کس که خواستار دریافت این رسالهها بود از ما طلب میکرد، در آن زمان کسی جرأت انجام چنین کاری را نداشت، به هر حال جلسات قرآنی افزایش یافت و بنده در کانالهای رادیویی مصر و کویت به دنبال برنامههای قرآنی بودم و انتظار آن را میکشیدم، سحرگاهان به همین جهت بیدار میماندم تا بتوانم تلاوتها را استماع کنم، در سال ۱۳۶۰ بسیاری از نوارها از قاریان صاحب سبک را در اختیار رادیو قرآن قرار دادم، هماکنون ما دیگر صاحب سبک نداریم بلکه آنها تنها یک خط را دنبال میکنند.
این قاری قرآن کریم سال ۱۳۴۵ را سال ورود خود به جلسات قرآنی دانست و گفت: تفاوتی نمیکرد که جلسه در کجا برگزار میشود، بنده در همانجا حضور مییافتم؛ زیرا ما در آن زمان در پی یافتن تلاوتهای نو و بدیع بودیم.
کف پای مادرم را بوسیدم
وی گفت: گذر مسیر ما به مسجد «قنات آباد» واقع در میدان اعدام افتاد که آقای مروت در آنجا تدریس میکردند، تدریس ایشان به صورت کلاسیک نبود بلکه یک دورهمی به شیوه سنتی بود که شرکت گنندگان در آن مجلس به قرائت قرآن میپرداختند و مباحث تجویدی را در آن بیان میکردند، کسی که ضعف غنه یا مخارج و یا ایرادی در زمینه اختلاف قرائت داشت آقای مروت به آن فرد تذکر میدادند.
این قاری قرآن کریم با تأکید بر تبحر استاد مروت در زمینه قرائت اما شیوه سنتی ایشان گفت: ما چند صباحی در آنجا بودیم و پس از آن به این نتیجه رسیدیم که نیازمند یادگیری اصولی و اساسی قرائت قرآن هستیم زیرا سبک تعلیم، سنتی بود حال آنکه ما خواستار فراگیری قرآن به نحو سلسهوار بودیم، همان گونه که پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند «خیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القرآنَ و عَلَّمَهُ؛ بهترین شما کسی است که قران را فرامیگیرد و آن را تعلیم میدهد»، زکات علم، آموختن آن است همانطور که زکات مال پرداخت آن به متسحقان است.
وی تصریح کرد: وارد کلاسهای آقای مولایی شدیم و دیدیم که ایشان نیز سبکشان به همین نحو است، تنها سبکی که به شیوه جامع میتوانست قاری و معلم تربیت کند سرهنگ بیگلری بود که ما به سبب تبحر استاد در همان جا میخکوب شدیم و به جای دیگری نرفتیم، عشق به استاد مرا سخت مجذوب کرد، من به مادرم سختی را گفته بودم که باعث ناراحتیام شد، آن زمان که نشستند کف پای ایشان را بوسیدم، پیامبر راست میگوید که بهشت زیر پای مادران است، به اساتید خود نیز همینگونه علاقهمند بودم.
برخی از قاریان سبک را خراب میکنند
بهرامی در رابطه با پیروی قاری از سبکهای متفاوت گفت: یک قاری نیازمند آن است که به سبکهای متفاوت احاطه داشته باشد مثلا اگر رادیو قرآن تلاوتی را پخش کند ما از همان ابتدا درمییابیم که قاری به چه سبکی قرائت میکند، گاهی قاری سبک را خراب میکند به این نحو که ابتدا بر مبنای یک سبک قدیمی پیش میرود اما در ادامه، از سبک کسانی که هماکنون در حیطه قرائت ظهور کرده اند پیروی میکند حال آنکه این افراد صاحب سبک نیستند.
وی بیان کرد: آن زمان که کتاب «سِر البیان» آقای بیگلری به پایان رسید به تمام ما این کتاب را اهداء کرد، پس از چند ماهی ایشان سکته مغزی کردند و ما از وقوع چنین پیشامدی بسیار ناراحت شدیم، به ملاقات ایشان در بیمارستان رفتیم بسیار متأثر و نگران تشکیل جلسات قرآنی بود، ما به ایشان میگفتیم که شما تمام تلاش خود را کردهاید پس جای نگرانی ندارد، مدتی آقای محمدی تقبل کردند که در جلسات قرآنی ما حضور بیابند اما پس از مدتی به سبب مشغله کاری منصرف شدند.
این قاری قرآن کریم ادامه داد: آقای مسجد جامعی به بنده عرض کردند که حتما در این مسجد حضور بیابم، ما از سال ۱۳۵۲ فعالیت هایمان را آغاز کردیم که این روند تا اوایل انقلاب به طول انجامید، پس از آن وقفهای ایجاد شد، البته ما آن زمان بیکار ننشستیم و به استاد بنده گفتند که یک شخص را برای تدریس عربی به دارالعلوم بفرستد و ایشان بنده را انتخاب کردند و وارد کانون توحید شدم.
«ام الکلثوم» خواننده مصری؛ الگوی قرائت فلان قاری
وی ضمن اشاره به تفسیر ارزشمند و گرانمایه علامه طباطبایی اظهار کرد: کسی که میخواهد تفسیری بر قرآن داشته باشد باید به ۲۴ علم احاطه بیابد، علومی از قبیل ناسخ و منسوخ، محکم و متشابهات، علم معانی، ترجمه پیش و پس از اسلام، فقه و بسیاری از مباحث دیگر که لازمه ورود به علم تفسیر است.
بهرامی اظهار کرد: هر کس باید مطابق با فن خودش پیش برود زیرا عمر انسان کفاف احاطه بر تمامی علوم را نمیدهد، تنها راسخون در علم توانایی درک و فهم تمام علوم را دارند، امام حسن عسکری(ع) مگر چقدر سن داشتند اما آن زمان که به ایشان رجوع میشد آنچنان سخن میگفتند که گویا از چند هزار سال عمر در حیطه علمی برخوردار بودند.
وی بر نقش تلاوت بیش از قرائت تأکید کرد و گفت: قاری در عین حال که قرائت میکند و مستمع را به وجد میآورد باید تلاش کند که آیات را پیگیری کند، عبدالفتاح شعشاعی آن زمان که تلاوت میکند شخص عامی خواستار مراجعه به قرآن و توجه به معنای آیه میشود و آن را پیگیری میکند، قاری باید به گونهای تربیت و به وی تعلیم شود که مطابق با سبکی بخواند که مستمعین خواستار پیگیری تلاوت وی باشند.
این قاری قرآن کریم با اظهار تأسف از نحوه قرائت برخی از قاریان گفت: به عنوان مثال یک قاری الگوی قرائتش همانند خواننده مصری «ام الکلثوم» است و آن را به مردم مؤمن ارائه میدهد؛ به عنوان مثال بنده در رادیو قرآن مطابق با سبک خودم قرائت کردم، دوستان به بنده گفتند که چرا اینگونه تلاوت کردی و من در پاسخ به آنان گفتم که میخواستم بدانم که دیگران پی به سبک جدید بنده می برند یا خیر؟
چرا نفوذ باران به کشتی نوح(ع)، آن را غرق نکرد؟
وی ضعف اساسی جامعه قرآنی را نقص در تربیت نسل امروز دانست و افزود: ما باید به شیوهای برخورد کنیم تا نسل امروز به قرآن و قرائت آن تمایل پیدا کنند، قاریان پیشین در تلاوت قرآن تبحر داشتند، بنده یک سبک ارائه دادم اما طرفداری برای آن نیافتم، برای هر علمی باید عالمیتری وجود داشته باشد برای ارائه سبک نیز باید یک فرد عالمتر در امر قرائت وجود داشته باشد، اما متأسفانه در کشور ما این فرد عالم وجود ندارد تا بنده سبک خود را به ایشان ارائه دهم.
بهرامی یادآور شد و گفت: تبحر یک قاری در گذشته به گونهای بود که بنده آن زمان که به پای قرائت و تلاوت آن مینشستم مجذوب آن میشدم و مال دنیا در نظرم جلوه نمیکرد، مثلا خانهام را فروختم که تنها در مسیر قرآن گام بردارم.
وی به بیان خاطرهای از حضور خود در جلسات قرآنی پرداخت و گفت: در مکتب الصادق(ع) آن زمان که به تلاوت قرآن مشغول بودم نوجوانی در همین اثنا از بنده پرسید که شما میگویید کشتی حضرت نوح(ع) نجات یافت حال آنکه اگر باران بیاید این باران شدید در کشتی نیز می بارد و آن را غرق می کند، از آن نوجوان مهلت یک روزه خواستم تا به وی پاسخ درست دهم.
این قاری قرآن کریم ادامه داد: بنده آن شب بسیار مطالعه کردم اما به نتیجهای نرسیدم تا اینکه خود قرآن به من یاری رساند، در قرآن آمده است «فَارَ التَّنُّور»؛ یعنی آب از زمین جوشید، در نانوایی دیدهاید که میگویند که فواره زد و تنوره کشید.
گریستن استاد هنگام تلاوت، حضار را منقلب می کرد
وی با بیان اینکه تبحر یک استاد باید به گونهای باشد که بتواند سبک قرائت و استعداد شاگرد خود را با آغاز ابتدایی تلاوت وی دریابد، افزود: بنده از عناوینی همانند استادی و شاگردی بیزارم.
بهرامی گفت: بنده سبک دهن به دهن را از یک استاد آموختم؛ این سبک بسیار اصیل است بهگونهای که ایرانیان صد یا دویست سال پیش اینگونه تلاوت میکردند، مثلا آن زمان که آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» را تلاوت میکردند آخر آن را که میخواستند به پایان ببرند از سبک دهن به دهن استفاده میکردند، سبک بسیار زیبایی بود به نحوی که قاری خود به ذوق میآمد و دیگران را نیز به ذوق میآورد، استاد مولایی نیز به همین شیوه تلاوت میکرد و بنده با آهنگ قرائت ایشان هماهنگ میشدم، در این سبک آن زمان که یک شخص میخوانَد همان سبک شخص را به احترام وی قرائت میکنند، سبکی که بنده میخوانم برگرفته از سبک همان مرد مؤمن بود.
تحسین قاریان با تکبیر، مانع تدبر مستمعین می شود
وی در رابطه تأثیرگذاری سبک دهن به دهن گفت: ایشان آن زمان که قرآن میخواندند در حین تلاوت میگریستند به گونهای که از تلاوت ایشان تمام حضار اشک میریختند، آن زمان که به آیات عذاب میرسید نحوه قرائتش دیگران را منقلب میکرد، این اساتید مطلب را میرساندند.
این قاری قرآن کریم با اظهار تأسف از نحوه برخورد برخی از حضار در هنگام تلاوت قاری گفت: دیده میشود گاهی آن زمان که یک قاری تلاوت میکند برخی از افراد با صدای بلند و توأم با فریاد الله الله او را تشویق میکنند، حال آنکه قرآن ما را از این برخورد برحذر میدارد، در یکی از آیات آمده است «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ» شلوغ کنید و چیز دیگری در کلام پیامبر(ص) قرار دهید تا مردم قرآن را نتوانند بشنوند.
وی ادامه داد: البته استاد بیگلری به ما توصیه کرده بودند در هنگام تکبیر گفتن ابتدا به معنای آیات توجه نشان دهیم، متأسفانه آنچنان در فضای تلاوت همهمه ایجاد میشود که شخص نمیتواند در معنای آیات تدبر کند و تفکر و تعقلی که توصیه قرآن است صورت نمیگیرد.
وظایف چهار دسته از متولیان قرآن آموز
بهرامی با بیان اینکه فراگیرنده قرآن نیازمند تربیت از سوی چهار متولی است، افزود: نخستین متولی خانواده است و والدین موظفند که فرزند را به سمت فراگیری قرآن سوق دهند، هر چند که اگر از مادر پرسیده شود، نبود امکانات را علت فاصله فرزندش از چنین جلساتی میداند، باید پایگاههایی وجود داشته باشد که این افراد به آن رجوع کنند، طریقهای که به آنها تعلیم شود باید قوی و ریشهای باشد و نباید مقطعی این کار را انجام داد.
وی بیان کرد: متولی دیگر آموزش و پرورش است که پس از نهاد خانواده، نقش کلیدی را در تربیت قرانی فرزندان ایفا میکند، ما در مدارس نمیبینم که اتاقی برای قرائت قرآن در نظر گرفته شود و یا از یک قاری دعوت به عمل آید که قرآن را به دانش آموزان تعلیم دهد، اگر پنج درصد از دانش آموزان نیز در این جلسات حضور بیابند برای ما کافی است.
پخش تلاوت از صدا و سیما در هنگام خواب مستمعین
این قاری قرآن کریم با اظهار تأسف از نحوه فعالیتهای قرآنی صدا و سیما عنوان کرد: متولی دیگر صدا و سیما است که متاسفانه در این زمینه عملکرد خوبی ندارد، رادیو قرآن نیز در ۲۴ ساعت، زمانی کمی را به پخش تلاوت قاریان اختصاص میدهد، آن زمان نیز که تلاوتی را پخش میکند از ساعت ۱۱ شب به بعد که مستمع در خواب است این کار را انجام میدهد.
وی ادامه داد: قرآن برای شخص مصونیت به همراه میآورد، به عنوان مثال آن زمان که قرآن را تلاوت میکنم خانمی که آن را میشنود خود را میپوشاند و حجاب خود را رعایت می کند، در رادیو عربستان مداوم تلاوت های ترتیل یا تحقیق پخش می شود.
بهرامی با بیان اینکه راه اندازی رادیو تلاوت گامی مثبت در جهت گسترش فرهنگ قرآنی است، افزود: البته این کانال آنتن دهی مناسبی ندارد، ما ۳۰ کانال در رادیو قرآن داریم اما چرا رادیو قرآن زمان کمی را به تلاوت قرآن اختصاص می دهد و مابقی زمانش به پخش مسابقات یا برنامه های کودک یا سخنرانی ها اختصاص می یابد.
احتیاج زنده ها به استماع قرآن بیش از مردگان است
وی قرآن را کتاب زندگی دانست و گفت: اوایل انقلاب آن زمان که قرائتی پخش می شد گروهی می گفتند کسی، مرده است که قرآن می گذارید، به آنها می گفتم بیش از آنکه مردگان به استماع قرآن نیازمند باشند زنده ها بیشتر به آن محتاجند.
این قاری قرآن کریم در رابطه با تغییر نگرش مردم نسبت به تلاوت قرآن عنوان کرد: در مجالس ختم نیز گاهی آنچنان که باید قرآن تلاوت نمی شود و مداح بیشتر سخنان دیگری را به زبان می آورد؛ باید خدا را شکر کرد که مقام معظم رهبری اهل قرآن هستند اگر غیر از ایشان کسی دیگری که اهل قرآن نبودند در رأس حکومت قرار می گرفتند وضعیت به مراتب بدتر از امروز بود.
وی اظهار کرد: چهارمین متولی ائمه جماعات در مساجد هستند، بسیاری از کودکان و نوجوانان در مساجد حضور دارند، بهتر آن است که پس از اتمام نماز، امام جماعت رحل ها را روبروی آنان بگشاید و خود به تعلیم قرآن به آنان بپردازد، این شیوه بسیار تأثیرگذار است حتی خود بنده نیز از این طریق به قرآن علاقه مند شدم.
قدر نشناسی در برابر یافته های سهل الوصول
بهرامی تصریح کرد: هر آنچه که به نحو نذری، بدون زحمت و سهل الوصول عاید انسان شود قدر آن را نمی داند. به عنوان مثال اگر به دنبال یک واژه در میان لغات بی شماری جستجو کنیم و آن را بیابیم گمان می کنیم که با یافتن آن تمام دنیا را به ما داده اند، در گذشته ما برای آموختن نکات قرآنی متحمل مرارت ها و زحمات بسیاری می شدیم از این رو قدر آموخته های خود را می دانستیم، اما اکنون دیگر به این شیوه عمل نمی شود.
وی بر تربیت قاریان از سوی ائمه جماعات تأکید کرد و گفت: هم اکنون شخص با استماع و شنیدن ۱۰۰ بار از تلاوت یک قاری برجسته می تواند وارد مسابقات شود و جایزه ای را دریافت کند و یا به خانه خدا اعزام شود، حال آنکه ائمه جماعات باید به تربیت قاریان اهتمام بورزند و به این شیوه به ممتازان این عرصه هدایایی اهدا کنند.
این استاد قرآنی یادآور شد و گفت: ائمه جماعات باید در عرض ۵ سال قاریانی را که در نحوه تلاوت، تجوید و اخلاق برجسته هستند در نظر گیرد و هدایایی را در باب ترغیب آنان به سمت قرآن اهدا کند، اگر به این شیوه عمل نشود قاری، تن پرور می شود و لزوماً با تقلید از چند سبک پا در عرصه قرائت می گذارد.
می خواهند مردم مجذوب صدای زیبای آنان شوند
وی با اظهار تأسف از انگیزه برخی از قاریان در تقلید سبک قرای برجسته گفت: برخی از قاریان امروزی با تقلید از شحات انور تنها در پی آنند که به گونه ای قرآن تلاوت کنند که مردم مجذوب صدای زیبای آنان شوند، من کسی را نمی شناسم که بتواند به نحو مطلوب از سبک محمد رفعت تقلید کند و مشابه ایشان بخواند، تنها یکی از شاگردانم همانند سبک او قرائت می کند که تا پنج دقیقه بیشتر قادر به ادامه دادن این سبک نیست.
این قاری قرآن کریم عنوان کرد: البته در ابتدا بهتر آن است که با اهدای جوایزی به قاریان نوجوان یا جوان آنان را به این سمت متمایل کنند و پس از آن برای تربیتشان آنان را به سمت مساجد یا مدارس و دانشگاه ها برای تعلیم و یادگیری قرآن سوق دهند.
وی چنین شیوه ای را ممکن و شدنی دانست و اظهار کرد: محال ممکن است که نتوانیم به این شیوه قاریان را تربیت کنیم، مدارس می توانند با دادن فراخوان دانش آموزان را به شرکت در کلاس های قرآنی ترغیب کنند، چنین برخوردی می تواند عاقبت به خیری را نصیب فرد و وی را هدایت کند.
بهرامی بیان کرد: در هنگام سخنرانی مردم دچار ملال زدگی و خستگی می شوند حال آنکه در زمان قرائت قرآن آن زمان که قاری سبکی را ارائه می دهد مردم مجذوب قرائت وی می شوند، بنده سعی می کنم در هنگام تلاوت به معانی آیات نیز توجه نشان دهم تا سبکی مناسب با مفاهیم قرآن به مستمع ارائه داده شود.
نیازمند ایجاد یک انقلاب قرآنی هستیم
وی بر لزوم حفظ تقوا از سوی قاریان تأکید کرد و گفت: اگر به قرآن توجه شود راهنمایی های آن را درمی یابیم و این راهنمایی های اشاره شده در قرآن آنقدر زیاد است که گاهی در ذهن ترافیک می شود، مثلا شبی تفکر در یک آیه خواب را از چشمانم می رباید، اگر تقوا رعایت شود جامعه اصلاح می یابد.
این قاری قرآن کریم ضمن اشاره به آیه «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا» گفت: تقوا در جامعه قرآنی ما کم رنگ شده است و نیازمند آن هستیم که یک انقلاب قرآنی را در جامعه ایجاد کنیم، همان طور که پیش از این یک انقلاب فرهنگی داشتیم، من به شخصه نمی توانم نظارت بر تمامی قاریان داشته باشیم.
وی عنوان کرد: در سندیکای صنعتی اگر بخواهند جوازی دهند شما را به اشخاص فنی ارجاع می دهند، اگر شما را تأیید کردند مورد پذیرش آنان واقع می شوید و جواز به شما داده می شود، اگر در حیطه قرائت نیز همچنین شیوه ای اعمال شود بسیار عالی خواهد بود به عنوان مثال چند متخصص را انتخاب کنند که تجوید، نحوه قرائت و برخی از مسائل دیگر قاری را بسنجد.
این استاد قرآنی با بیان اینکه بهتر آن است که مجمعی از قاریان گرد هم آیند و در رابطه با گزینش قاریان تصمیم گیرند، افزود: باید افراد دلسوز و اهل دل را در رأس این مجمع قرار دهند و پارتی بازی در اینجا معنایی ندارد، یک ناهماهنگی در برخی از دستگاههای کشور وجود دارد به گونه ای که سخن اوقاف با سازمان تبلیغات و یا دیگر نهادها همانند رادیو قرآن متفاوت است.
وی بیان کرد: ما دائماً در حال تحویل دادن قاری به جامعه هستیم حال آنکه اگر زیر نظر رهبری یک انقلاب قرآنی ایجاد شود و قاریان تحت نظارت افراد متخصص و متبحر قرار گیرند بهتر خواهد بود، متأسفانه گاهی یک قاری برای تلاوت یک خط از قرآن مبلغ ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کند.
دستگاه های قرآنی، فاقد انسجام و اتحادند
بهرامی در رابطه با لطمات و آسیب های جامعه قرآنی گفت: گل صدمات بسیاری می بیند تا شکوفا شود، در جوامعی که آلودگی های بیشماری دارد انسانهای نخبه رشد می کنند و قابلیت هایشان شکوفا می شود، قاریان پیشین در گذشته بسیار دلسوز بودند اما هم اکنون تعداد قاریان بسیار زیاد است اما نباید به این تعداد بسنده کنیم، زیرا در سطح جهان جمهوری اسلامی ایران شناخته شده است.
وی با بیان اینکه جهان نسبت به قابلیت های نظام جمهوری اسلامی ایران متوقع هستند، افزود: توقع آنان این است که اولین سخناشان، قرآن باشد، ما کتابی بالاتر از آن نداریم از این رو ما نیازمند برپایی یک انقلاب قرآنی هستیم که این مباحث را به قاریان تفهیم کنیم، ما قدیمی ها آن زمان که گرد هم می آییم سخنانمان نفوذ ندارد تا بر صحت آن صحه گذاشته شود، انسجام و اتحادی در دستگاه های قرآنی وجود ندارد.
این قاری قرآن کریم تأکید کرد: اگر ما به دیگران نکته ای را به مردم یا به قشر جوان تذکر دهیم می گویند چرا فلانی که در رأس است به این آیه پایبند نیست وبه آن عمل نمی کند، در گذشته اینگونه نبود و نصایح بر مردم مورد پذیرش واقع می شد.
قاریان کتاب «سنن النبی» را بخوانند
وی ضمن اشاره به آیه « وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» گفت: در زمان گذشته اگر این آیه را می خواندیم مردم در ترازوی خود یک طرف کالا را قرار می دادند و سمت دیگر سنگی را و پایبند به رعایت این آیه بودند، مردم را آگاه به حقیقت دین نکردند؛ چرا در جامعه توجه به اشخاص می شود مگر ما الگوی قرآنی نداریم؟ مگر پیامبر(ص) الگوی ما نیست؟ بهتر آن است که قاریان کتاب «سنن النبی» را بخوانند.
بهرامی ادامه داد: آقای علامه طباطبایی متحمل سختی های بیشماری شدند تا تمام سنت های نبی(ص) را که برگرفته از احادیث یا تفاسیر بود در این کتاب گرد آورند، قاریان باید مطابق با خلق و خوی پیامبر(ص) عمل کنند، از عایشه همسر پیامبر(ص) سوال می شود که منش رفتاری ایشان به چه صورت است؟ پاسخ می دهند که پیامبر(ص) همانند قرآن است هر آنچه که در قرآن آمده است پیامبر(ص) به همان شیوه عمل می کرد.
وی ضمن اشاره به سخن گفتن پیامبر(ص) بر مبنای حق و دوری کلام ایشان از هوای نفس گفت: مزاح ایشان به صورتی بود که تبسم را بر لبان اصحاب و یاران خود بنشاند، طریقه الگوپذیری خلق و خوی قرآنی در قرآن آمده و هر آنچه که انسان به آن نیازمند است در این کتاب ذکر شده و در آن نهفته و مستتر است.
این استاد قرآنی در پایان عنوان کرد: امام علی(ع) در رابطه با این آیه کریمه «هَلْ یسْتَوی الذینَ یعْلَمُونَ والذینَ لَا یعْلَمُونَ؛ کسانی که می دانند و نمی دانند یکی نیستند» در انتهای نهج البلاغه می فرماید که خداوند هیچ تعهدی از انسان جاهل نگرفته است بلکه این تعهد از انسان عالم گرفته شده است، اگر یک قاری دچار برخی از لغزشها شد بر من واجب است که برخی از ریزه کاری ها را به وی تذکر دهم، قرآن و قرائت آن تقوای قاری را می طلبد.














