در آیات متعددی از قرآن کریم به بحث هجرت در راه خداوند اشاره شده است؛ در یکجا به عدم پذیرش بهانه افرادی غیرمستضعفی هجرت نکردهاند در روز قیامت اشاره میکند و در جای دیگر به مهاجرین در راه خدا وعده گشایش و سعه میدهد؛ تعبیر مهاجرت در قرآن کریم در شرایط کنونی را فضاهای مختلف حتی فضای مجازی پیگیری کرد. انسان گاهی در موقعیتهایی قرار میگیرد که در آن موقعیت به هر حال مرتکب گناه میشود و از مسیر حق دور خواهد شد. توصیه قرآن به انسانی که در چنین شرایطی قرار می گیرد، آن است که هجرت کند و برای رضای خداوند، خود را از آن موقعیت دور کند، هرچند که گاه با مشکلات فراوان هم رویارو شود. در خصوص اهمیت و برکات هجرت با محسن حبیبی، عضو گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی به گفتوگو نشستیم.
محسن حبیبی، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با اشاره به تنوع موضوعات و مسائل در قرآن کریم، اظهار کرد: قصد دارم بحث هجرت از تقسیمبندی انسانها در قرآن کریم و نگاه انسانشناختی قرآن مطرح کنم. مباحث مرتبط با انسانشناسی در قرآن کریم تقسیمات مختلفی دارد؛ مثلا بخشهای مرتبط با موضوعات هدایت انسانها، چیستی و خلقت انسانها، زندگی اجتماعی، حالات روحی و روانی و همچنین آینده انسان پس از مرگ، مراحل مختلف، موضوعات مرتبط با قیامت، بهشت و جهنم.
وی افزود: یکی از مباحث بسیار مهم مرتبط با انسانها تقسیمبندیهاییست که در قرآن در باب انسانها ذکر شده است؛ برای نمونه اگر به سوره مبارکه حمد نگاه کنیم که به بیان روایات مهمترین و باعظمتترین سوره قرآن محسوب میشود، به صورت اجمالی همه مفاهیم قرآن در خودش دارد.
حبیبی ادامه داد: در این سوره انسانها به سه دسته تقسیم میشوند. در سوره حمد، طلب هدایت به سوی صراط مستقیم میشود، بعد این صراط مستقیم با صفات ایجابی و سلبی توصیف میشود و انسانها به سه دسته نگاه شدهاند؛ عدهای که راه درست را در پیش گرفتهاند آنها صاحبان نعمت نام میگیرند و دو گروهی که در راه هدایت نیستند که یا مورد غضب الهی واقع شدند و یا گمراهند. بنابراین صراط مستقیم دو صفت ایجابی و سلبی دارد و خود سلبی هم دو گروه تقسیم شد. بنابراین بخش پایانی سوره حمد به تقسیمبندی انسانها به سه گروه میپردازد که یکی سعادتمند و دو گروه شقاوتمند است.
وی با اشاره به آیه ۹۷ سوره نساء گفت: وقتی ملائکه میآیند تا جان برخی را بگیرند به آنها میگویند چرا در مقام ظلم به نفس و این اشتباهات و خطاها را مرتکب شدید؟ آنها میگویند ما در زمین مستضعف بودیم، ما مجبور شدیم، ما اختیار را از دست دادیم به ما اجبار کردند این کارها را انجام دهیم: «انَّ الَّذینَ تَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمیأَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ» و سپس از طرف خداوند به آنها گفته میشود مگر زمین خدا وسعت نداشت؟ خب! هجرت میکردید! حال که چنین نکردید، جایگاهتان جهنم است و بد سرانجامی در پی شما خواهد بود: «أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً».
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره استثناء مهمی که در آیه بعدی آمده است، افزود: خداوند میفرماید: نه اینکه ما از مستضعفان نپذیریم، از کسی نمیپذیریم که خودش را با اختیار در مخمصه قرار میدهد. چنین کسی مستضعف نیست. مستضعف واقعی کسی است که واقعا بدون اختیار خودش امکان جابجایی از یک موقعیت به موقعیت دیگری را ندارد. درک اینکه چه کسی مستضعف است، در درجه اول با خود فرد است. او بهترین فهم را از خودش دارد. انسان میتواند بفهمد که واقعا بهانهجویی میکند و یا اینکه حقیقتا امکان جابجایی برایش وجود ندارد و مجبور است که در یک محیط خاص قرار بگیرد: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً».
وی خاطرنشان کرد: حیله در آیه مذکور به معنی چاره است. کسی که استطاعت ندارد تا کاری انجام دهد و مجبور است در آن موقعیت قرار بگیرد. فرقی ندارد پیر است یا جوان، مرد است یا زن است یا کودک است. نمیتوانیم با زبان بازی و بازی با کلمات خود را جزء مستضعفین حساب کنیم. فردای قیامت نیتهای درونی انسان سنجیده میشود.
وی افزود: البته با توجه به آیه ۱۹۹ خداوند انشاء الله مستضعفان واقعی را عفو میکند. «فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا». خداوند خطابخش و آمرزنده است. کسی که واقعا چارهای ندارد و نمیتواند جابجا شود، عذرش پذیرفته است و این مطلب شاید بیان دیگری از آیه «لایکلف الله نفسا الا وسعها» باشد.
این پژوهشگر با اشاره به دستهای از انسانها که بالاخره هجرت میکنند «مَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً كَثیراً وَ سَعَةً»، خاطر نشان کرد: کسانی که در راه خدا هجرت میکنند، میتوانند سرپناههای زیادی پیدا کنند و خداوند میفرماید در همان قدم اول که هجرت صورت میگیرد، انسان جزء دسته مهاجرین محسوب میشود و حتما لازم نیست به مقصد برسد و حتی اگر در مرحله تصمیمگیری باشد و در همان آن، مرگ فرابرسد، جزء مهاجرین محسوب خواهد شد.
حبیبی اظهار کرد: به هر حال کسی که برای حفظ ایمان، اخلاقیات و انسانیت در راه خداوند قرار گرفته است و در صدد حفظ دینش بوده است و ممکن بود ضررهای مادی و ظاهری بسیار زیادی هم متحمل شود، پاداش او بر عهده خداوند خواهد بود: «وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه».
وی با اشاره به سوره واقعه که انسانها را در قیامت به سه دسته تقسیم میکند، یادآور شد: در سوره حمد که انسانها نسبت به انتخاب راه درست سه گروه شده بودند، دو گروه اهل شقاوت و یک گروه اهل سعادت، در سوره واقعه در آخرت مردمان موقعی که به نتیجه رسیدند به سه گروه تقسیم شدهاند؛ دو گروه اهل سعادت و یک گروه اهل شقاوت، یکی اهل سعادتی که به صورت «سابقون» مطرح شدهاند و اهل سعادتی که «اصحاب یمین» هستند و اهل شقاوتی که «اصحاب شمال» هستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی افزود: در جاهای مختلف قرآن کریم همین تقسیمبندی ذکر میشود و جالب است که برخی موارد تقسیمات دوگانه است، اما در بسیاری از موارد تقسیمبندیهای سهگانه به چشم میخورد؛ در آیات ۹۷ تا ۱۰۰ سوره مبارکه نساء خداوند انسانها را در آن بر سه گونه تقسیم میکند؛ گویا شان نزول در خصوص مسلمانانی هست که به دلایل مختلفی با پیامبر اکرم(ص) به سوی مدینه هجرت نکردند؛ لذا برخی از آنها به دلیل ماندن در مکه که مرکز شرک بود، مجبور بودند از مشرکان اطاعت کنند و بالاخره در اقلیت خیلی مطلق هم قرار گرفته بودند؛ مثلا فردی مثل پیغمبر(ص) و بزرگان مسلمان که بالاخره بهنوعی میتوانستند از آنها حمایت داشته باشند، از دست داده بودند. جالب است بدانیم که اینها با اینکه مسلمان بودند ولی مشرکان را در جنگ بدر علیه مسلمانان همراهی کردند.
وی افزود: شأن نزول هرچند گاهی مواقع به فهم کمک میکند، اما آن را محدود نمیکند. ما میتوانیم آیات را تعمیم بدهیم. شان نزول فهم اجمالی میدهد. این مسلمانان که با پیامبر هجرت نکردند علتش شاید آن باشد که خانهای، زمینی و کسب و کاری داشتند که به خاطر آنها در مکه ماندگار شدند و از مشرکان تبعیت کردند.
حبیبی تصریح کرد: خداوند در این آیات، انسانها را به سه گروه ظالم که به نفس خود ظلم میکنند، مستضعفان و مهاجرن تقسیم میکند. جالب است این سهگانه علیالظاهر به لحاظ معنایی با همدیگر جور در نمیآیند؛ یعنی در مقابل ظالم، عادل قرار دارد، اما هیچ موقع به ذهن انسان نمیآيد که در مقابل ظالم، مستضعف و مهاجر قرار گرفته باشند. اما شان نزول قدری کمک میکند که چگونه است خداوند میفرماید: آن کسانی که با پیغمبر از آن مکان شرک و مکان کفر دوری نکردند، خانه و کاشانه خود را نگذاشتند تا به شهر دیگری بروند، هرچند ندار شوند بهسختی ظاهری بیفتند، اینها ظلم به نفس کردند و در واقع خودشان به خودشان ظلم میکنند و هنگامیکه مرگشان فرابرسد، جایگاه بدی خواهند داشت: «اولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیر».
وی خاطرنشان کرد: خداوند در چنین شرایطی میفرماید: مگر زمین خدا و امکانات خداوند محدود به مکان خاص و شرایط خاص است؟ شما میتوانستید با یک تغییر مکان که هر چند ممکن است ظاهرا بهسختی بیفتید و اموال، امکانات، مقام و چیزهای دیگر خود را از دست بدهید، اما میتوانستید موقعیت جدیدی برای خودتان فراهم کنید و از رحمت و از نعمات الهی به گونهای دیگر بهرهمند شوید و البته در رأس آنها میتوانستید ایمان خود را حفظ کنید و با جامعه اسلامی و ایمانی زندگی کنید و خودتان را از کفر و شرک و بقیه مسائل به دور بدارید.
استادیار گروه فلسفه دانشگاه طباطبائی گفت: بعضی مواقع انسانها با خودشان را در موقعیتی قرار میدهند که علیالظاهر مجبور به برخی اشتباهات خطاها و گناهان میشوند. اینها پذیرفته نیست که من خودم را در مکان و در موقعیت خاصی قرار میدهم که دیگر اختیار از دست خودم خارج میشود. اینجا پذیرفته نیست که من نمیدانستم و مجبور بودم. شما با دست خود اختیار از خود سلب میکنید، میتوانستید به گونهای دیگری شرایط را فراهم کنید که نوعی دیگر از انتخاب برای تو وجود داشته باشد. گاهی مواقع ما واقعا مجبور نیستیم خودمان را در شرایط خاص قرار دهیم و گاهی میتوانیم خود از شرایط بد برهانیم.
وی در ادامه با اشاره به برخی موقعیتها در فضای مجازی، اظهار کرد: امروز در فضای مجازی نیز همین گونه هست گاهی مواقع ما خود را در محیطهایی قرار میدهیم، درحالی که بهراحتی میتوانیم در آن محیط نباشیم. آن محیطها گاه القائات و شرایط خاصی دارند و منجر به برخی گناهان میشوند. نمیتوانیم بگوییم دست خودم نبود، زیرا بهراحتی میتواند تغییر موقعیت دهد. علیالظاهر چیزهایی را از دست میدهی و محدودیتهایی پیدا میکنی. ولی این محدودیتهای موردی ممکن است باعث رشد انسانها شود که همینطور هم هست، البته اگر نیت آن باشد که انسان بخواهد به سوی تعالی و رشد حرکت کند.
این پژوهشگر حوزه فلسفه با اشاره به لطمات اخلاقی و دینی که در محیطهای کاری پدید میآید، ادامه داد: نباید گمان کرد که اگر من شغلم را به دلیل اینکه محیط ناسالمی دارد رها کنم، شغل دیگری پیدا نمیکنم. هر لطمه و ضرری که به انسان برسد نزد خداوند محاسبه خواهد شد و هرگاه مرگش فرابرسد، اجرش با خداوند خواهد بود: «ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ».
حبیبی با بیان اینکه مهاجران خیلی بالاتر از مستضعفین هستند که خداوند در مورد آنها میفرماید آنها را عفو میکند، خاطرنشان کرد: خداوند در مورد مهاجرین، مغفرت را مطرح میکند و البته جالب است که زیر نام رحيميت الهی هم قرار میگیرند چون اینها مومن واقعی محسوب میشوند: «وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» و بنابراین درجه آنها خیلی متفاوت است.
وی گفت: هرچند مستضعفین هم چون چارهای نداشتند مورد آمرزش و غفران الهی قرار میگیرند، اما آنکه درجهاش خیلی بالاتر است، مهاجرین هستند کسانی که توانستند خودشان را از موقعیت گناهآلود شرک، کفر و بقیه ناپاکیها دور کنند و در موقعیت دیگری با ضرر مالی و جانی مواجه شدند.
استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی اظهار کرد: انسانها در این آيات به سه گروه مهاجرین، مستضعفین و ظالم تقسیم شدند و ظالم کسی است که در مورد کار خطایش از او سوال کنید، برای خودش توجیهاتی دارد و میگوید من مجبور هستم. رفقایم هستند و من نمیتوانم با آنها در برخی مراسم و اجتماعات شرکت نکنم. اما این نوع توجیهات، به هیچ عنوان پذیرفته نمیشود و طرف را از وظیفه و تکلیف خالی نمیکند.
وی ادامه داد: اولین مهاجرینی که ما با آنها مواجه هستیم و در راس آنها خود پیغمبر اکرم و سپس امام علی(ع) و عدهای از مسلمانان هستند. کسانی که واقعا مهاجرت کردند و از امکانات مادی خودشان برای بقای دین و ایمان و اخلاقیات گذشتند، اجرشان با خداوند است. از همان لحظهای که میخواهند مهاجرت کنند دیگر در پناه الهی هستند اگر مرگشان فرابرسد بهترین اجرها را خواهند برد؛ اینها مومنین واقعی هستند که میتوانند زیر چتر اسم رحیم بودن خداوند قرار بگیرند.
حبیبی گفت: خداوند در مورد این دسته از افراد، عبارت « وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» به کار برده است که مهر تاییدی بر ایمان حقیقی آنان است و هجرت نشانه ایمان آن افراد شمرده شده است. در واقع اگر توانستی برای خداوند بکنی و موقعیت خودت را عوض کنی، نشانه ایمان توست.
وی افزود: در جای دیگر در قرآن کریم آمده است که خداوند با مومنین رئوف و رحیم است و اسم رحیمیت مختص کسانی است که ایمان حقیقی داشته باشند.














