• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

شیخ‌ صدوق‌

ابن بابِوِیه‌ْ، محمد بن علی‌ بن حسین‌ بن موسی‌ بن بابویه‌

بیشتر...

خواطر، وساوس شیطانی2، مرحوم آیت الله شجاعی

دریافت فایل

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

میانه ‏روى، فرازهایی از صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۰ - فراز ۲۷

اللَّهُمَّ صَلِّ

بیشتر...

پایان ماجراى اصحاب کهف

شرح آیات 21 تا 24 سوره مبارکه کهف

21وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا

بیشتر...

همه جا رو به سوى کعبه کنید

شرح آیه 144 سوره مبارکه بقره

144- قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
19250
41482
136299006
امروز پنج شنبه, 07 مهر 1401
اوقات شرعی

خطبه دویست و بیست و نه

وَ بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا، وَ مَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا، ثُمَّ تَدَاکَکْتُمْ عَلَیَّ تَدَاکَّ الاِْبِلِ الْهِیمِ عَلَى حِیَاضِهَا یَوْمَ وِرْدِهَا حَتَّى انْقَطَعَتِ الْنَّعْلُ، وَ سَقَطَ الرِّدَاءُ، وَ وُطِىءَ الضَّعِیفُ، وَ بَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَیْعَتِهِمْ إِیَّایَ أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِیرُ، وَ هَدَجَ إِلَیْهَا الْکَبِیرُ، وَ تَحَامَلَ نَحْوَهَا الْعَلِیلُ، و حَسَرَتْ إِلَیْهَا الْکِعَابُ.

شما دست مرا (براى بيعت) گشوديد و من آن را بستم، شما بوديد که دست مرا به سوى خود مى کشيديد و من آن را جمع مى کردم، آنگاه همچون شتران تشنه که در روز وعده آب با شتاب به آبشخورگاه هجوم مى آورند و به يکديگر پهلو مى زنند به سوى من آمديد، آن گونه که بند کفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد، و ضعيفان (در اين ميان) پايمال شدند. آن قدر مردم از بيعتشان با من مسرور و شادمان شده بودند که کودکان به وجد آمده و پيران خانه نشين با پاى لرزان براى ديدن منظره اين بيعت و شرکت در آن به راه افتاده بودند. بيماران براى مشاهده آن به زحمت خود را بدانجا مى رساندند و دوشيزگان نو رسيده (بر اثر عجله و شتاب سر از پا نشناخته) بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند.

 

شرح و تفسیر

شور و هیجان بى سابقه براى بیعت با امام (علیه السلام)

امام(علیه السلام) در تمام این سخن به این نکته نظر دارد که من هرگز طالب حکومت نبودم. همه شما به اصرار به سراغ من آمدید و در اینجا به دو موضوع اشاره مى فرماید: نخست هجوم مشتاقانه مردم براى بیعت و دوم سرور و خوشحالى زائدالوصف آنها از انجام این کار.

در قسمت اوّل مى فرماید: «شما دست مرا (براى بیعت) گشودید و من آن را بستم. شما بودید که دست مرا به سوى خود مى کشیدید و من آن را جمع مى کردم، آنگاه همچون شتران تشنه که در روز وعده آب با شتاب به آب خورگاه هجوم مى آورند و به یکدیگر پهلو مى زنند به سوى من آمدید، آن گونه که بند کفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد، و ضعیفان (در این میان) پایمال گشتند»; (وَ بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا، وَ مَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا، ثُمَّ تَدَاکَکْتُمْ(1) عَلَیَّ تَدَاکَّ الاِْبِلِ الْهِیمِ(2)عَلَى حِیَاضِهَا یَوْمَ وِرْدِهَا حَتَّى انْقَطَعَتِ الْنَّعْلُ، وَ سَقَطَ الرِّدَاءُ، وَ وُطِىءَ الضَّعِیفُ).

به راستى بیعت مردم با على(علیه السلام) هیچ شباهتى با بیعت با خلفاى پیشین نداشت و نظیر بیعتى بود که مردم به هنگام فتح مکّه با پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) داشتند. مردم از حکومت عثمان سخت ناراضى بودند و از بى عدالتیهایى که در زمان او انجام مى شد رنج مى بردند. به همین دلیل تشنه عدالت بودند و چون آن را در چشمه سار وجود على(علیه السلام)مى دیدند به سوى آن حضرت با شور و هیجان هجوم آوردند.

مرحوم «مغنیه» در شرح نهج البلاغه خود به نام فى ظلال نهج البلاغة در اینجا نکته اى دارد که مى تواند دلیل هجوم مردم را براى بیعت با على(علیه السلام) روشن تر سازد. او مى گوید: همین امروز که این خطبه را شرح مى کنم نسخه اى از روزنامه اخبار الیوم مصرى به تاریخ 21/10/1972 به دستم رسید و در مقاله اى تحت عنوان شرح فى خلافة المسلمین به قلم استاد «سامى محمود» چنین خواندم:

«هنگامى که عثمان به حکومت رسید راه اسراف را پیش گرفت و خاندان خود از بنى امیّه را که سر به طغیان برداشته بودند و همه جا را به فساد مى کشیدند: (الَّذِینَ طَغَوْا فِى الْبِلاَدِ * فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ)(3) بر سر مردم مسلّط ساخت به گونه اى که جامعه اسلامى غرق فتنه شد و بر عثمان شوریدند و او را به قتل رساندند، امّا على(علیه السلام) و فرزندانش نوه هاى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روشى واضح و روشن و صحیح داشتند، حتّى لحظه اى به فکر دنیا و زخارفِ دنیا نبودند، چرا که هجرت آنان از آغاز براى خدا و پیامبر بود...».(4)

بنابراین جاى تعجب نبود که مردم چنان هجومى براى بیعت با امام(علیه السلام) داشته باشند.

در مرحله دوم مى فرماید: «آن قدر مردم از بیعتشان با من مسرور و شادمان شده بودند که کودکان به وجد آمده و پیران خانه نشین با پاى لرزان براى دیدن منظره این بیعت و شرکت در آن به راه افتاده بودند. بیماران براى مشاهده آن به زحمت خود را بدانجا مى رساندند و دوشیزگان نو رسیده (بر اثر عجله و شتاب) بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند»; (وَ بَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَیْعَتِهِمْ إِیَّایَ أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِیرُ، وَ هَدَجَ(5) إِلَیْهَا الْکَبِیرُ، وَ تَحَامَلَ(6) نَحْوَهَا الْعَلِیلُ، و حَسَرَتْ(7)إِلَیْهَا الْکِعَابُ(8)).

در حوادث عادى و یا کمى غیر عادى افراد بزرگسالى که توان شریک دارند حضور پیدا مى کنند. ولى در حوادث بسیار کم نظیر که موج عظیمى در اجتماع مى افکند همه حتّى افراد معذور و ناتوان و کسانى که در هیچ اجتماعى شرکت نمى کنند حاضر مى شوند. امام(علیه السلام) با آن فصاحت فوق العاده اى که وارد صحنه حضور مردم را در آن بیعت تاریخى به عالى ترین وجهى ترسیم کرده است و نشان مى دهد که امواج سرور و شادى چنان اقیانوس جامعه را فرا گرفت که حتّى همه افراد ضعیف و ناتوان و یا پرده نشین را از خانه بیرون کشید و در آن جمع عظیم حاضر ساخت.

نکته

بیعت بى سابقه و تمام عیار

 

گرچه تعیین امامان معصوم که پیشوایان جامعه اند به انتخاب پیغمبر و از سوى خداست همان گونه که انتخاب خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى این منصب از سوى اوست; ولى بیعت; یعنى اعلام وفادارى و فرمانبردارى، نقش مهمى در پیشرفت کار آنان دارد، لذا شخص پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بارها از مردم براى خود بیعت گرفت (بیعت عقبه اولى و بیعت عقبه ثانیه و بیعت روز حدیبیه و بیعت با زنان مهاجر در مدینه).

بر همین اساس خلفا نیز سعى داشتند از مردم بیعت بگیرند; و لیکن هیچ کدام مانند بیعت با امام على(علیه السلام) نبود.

بیعت با خلیفه اوّل در واقع در سقیفه صورت گرفت که عده بسیار محدودى حاضر بودند. سپس مردم در برابر عمل انجام شده قرار گرفتند و بیعت کردند.

خلیفه دوم را خلیفه اول منصوب ساخت و مردم را در برابر عمل انجام شده اى قرار داد. بیعت با خلیفه سوم در شوراى شش نفرى عمر انجام گرفت و هسته اصلى آن که به عثمان رأى دادند سه نفر بودند (عبدالرحمان بن عوف، طلحه و سعد بن ابىوقاص) سپس مردم در برابر عمل انجام شده قرار گرفتند.

ولى امیرمؤمنان على(علیه السلام) ـ قطع نظر از اینکه از سوى خداوند به وسیله پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) تعیین شده بود ـ بدون هیچ مقدمه اى از سوى اکثریت قاطع مردم برگزیده شد و همه با او بیعت کردند، بیعتى بسیار پرشور و مملوّ از شادمانى و سرور که امام(علیه السلام) در خطبه بالا شرح دقیق آن را بیان فرموده است.

بنابراین اگر ما فرض بر لزوم انتخاب از سوى مردم و تکیه بر آراى آنها بگذاریم و آن را دموکراسى اسلامى بنامیم تنها کسى که چنین رأیى داشت امیرمؤمنان على(علیه السلام) بود و دیگران از چنین آرایى محروم بودند.

1. «تداککتم» از ريشه «دکّ» در اصل به معناى زمين صاف و هموار است و از آنجا که براى صاف و هموار کردن
زمين بايد آن را محکم بکوبند اين واژه به معناى کوبيدن شديد به کار رفته و هنگامى که به باب تفاعل مى رود (مانند جمله بالا) به معناى ازدحام شديدى است که سبب پهلو زدن به يکديگر مى شود. 2. «هيم» جمع «هائم» به معناى شخص يا حيوانى است که شديد مبتلا به عطش شده، اين واژه در مورد عاشقان بى قرار نيز به کار مى رود. 3. فجر، آيه 11-12 . 4. شرح نهج البلاغه مرحوم مغنيه، ج 3، ص 332 . 5. «هدج» از ريشه «هدج» بر وزن «خرج» به معناى راه رفتن افراد ضعيف و لرزان است و غالباً در مورد پيران ناتوان به کار مى رود. 6. «تحامل» از ريشه «تحامل» (مصدر باب تفاعل) به معناى انجام دادن چيزى با مشقت و تکلّف است. 7. «حسرت» از ريشه «حسر» بر وزن «حصر» در اينجا به معناى نقاب از صورت برداشتن است; ولى ريشه اصلى آن به معناى برهنه کردن و گاه به معناى خسته شدن به کار مى رود.
گويى خستگى انسان را از نيروهايش برهنه مى کند. 8. «کعاب» و «کاعب» به معناى دوشيزه اى که تازه برآمدگى سينه اش آشکار شده و اشاره به دختران نوجوان است.

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری