• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

علوم قرآنی و گستره آن

از اصطلاحات رایج قرآن پژوهی واژه«علوم قرآنی» است.این اصطلاح

بیشتر...

خطبه صد و هشتاد و دو، بخش پنجم

 

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللهِ الَّذِی

بیشتر...

بشارت هاي خدا

 

بشارت از ماده ی "بشر" بوده که در لغت معانی مختلفی برای

بیشتر...

آفرینش این جهان

شرح آیات 1 تا 3 سوره مبارکه احقاف

1حم

2تَنْزِیلُ

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه مومنون - جلسه دوازدهم

تفسیر قرآن - استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری زمان
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
45133
58664
137502279
امروز سه شنبه, 11 بهمن 1401
اوقات شرعی

خطبه چهل و پنج، بخش اول

 

شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

الْحَمْدُللهِِ غَیْرَ مَقْنُوط مِنْ رَحْمَتِهِ، وَ لاَمَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ وَ لاَمَأْیُوس مِنْ مَغْفِرَتِهِ وَ لاَمُسْتَنْکَف عَنْ عِبَادَتِهِ، أَلَّذِی لاَتَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَةٌ، وَ لاَتُفْقَدُ لَهُ نِعْمَةٌ.

ستايش ويژه خداوندى است که کسى از رحمتش مأيوس نمى شود و هيچ جا و هيچ کس از نعمتش خالى نيست، از مغفرت و آمرزش او کسى نوميد نمى گردد و از پرستش و عبادتش نمى توان سرپيچى کرد، همان خدايى که رحمتش دائمى و زوال ناپذير و نعمتش هميشگى و جاودانى است!

 

 

رحمت بى پایان خدا

در بخش اوّل این خطبه سخن از حمد و ثناى الهى است، با تعبیراتى بسیار پرمعنى و حساب شده، و در آن به شش وصف از اوصاف الهى اشاره شده که هر کدام در برگیرنده نعمتى است که مى تواند انگیزه حمد و ثنا و پرستش او شود.

نخست مى فرماید: «ستایش ویژه خداوندى است که کسى از رحمتش مأیوس نمى شود». (الْحَمْدُللهِِ غَیْرَ مَقْنُوط(1) مِنْ رَحْمَتِهِ).

چگونه ممکن است از رحمت بى پایان او مأیوس شد در حالى که خودش مى فرماید: (وَ رَحْمَتِى وَسِعَتْ کُلَّ شئ)(2) «رحمت من همه موجودات را فراگرفته است». و نیز از زبان یعقوب پیامبر خدا مى فرماید: (لایَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إلاَّ الْقَوْمُ الْکافِروُنَ)(3) «از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها کافران از رحمت خدا مأیوس مى شوند». از زبان پیامبر بزرگ ابراهیم نقل مى کند (وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضّالّوُنَ)(4)«چه کسى از رحمت پروردگارش مأیوس مى شود جز گمراهان؟!»

بنابراین انسان در هر شرایطى باشد و هر قدر آلوده به گناه گردد باز باید به سوى خدا برگردد، و از رحمتش مأیوس نباشد که این یأس کفر و ضلالت و بزرگترین گناهان است.

و در جمله دوم مى فرماید: «و هیچ جا و هیچ کس از نعمتهایش خالى نیست» (وَ لاَمَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ).

همان گونه که در قرآن آمده: (اَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الاَْرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً)(5); «آیا ندیدید که خداوند آنچه در آسمانها و زمین است مسخر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور گسترده بر شما ارزانى داشته است؟!

و براى تکمیل این سخن در جمله سوم اضافه مى کند «و از مغفرت و آمرزش او کسى نومید نمى گردد». (وَ لامَأیُوس مِنْ مَغْفِرَتهِ).

چرا که خودش فرموده:(قُلْ یا عِبادِىَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ)(6); بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد; زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».

این جمله هاى تکان دهنده که با انواع لطف و عنایت الهى همراه است چنان سفره رحمت و مغفرت او را گسترده که همگان مى توانند بر سر آن بنشینند; حتى در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) آمده است: «در روز قیامت آنچنان خداوند دامنه مغفرت خود را مى گستراند که به فکر احدى خطور نکرده است، تا آنجا که حتى ابلیس هم در رحمت او طمع مى کند»! لَیَغْفِرُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مَغْفِرَةً ما خَطَرَتْ قَطٌّ عَلى قَلْبِ أَحَد حَتّى اِبْلِیِسَ یَتَطاوَلُ اِلَیْها!(7)

و در حدیث نبوى دیگرى مى خوانیم: «خداوند عزوجل یک صد رحمت دارد که یکى از آنها را بر زمین نازل کرده و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده است و آنچه از محبّت و رحم و مروّت در میان آنها است از آثار همان یک جزء است، و نود و نه جزء دیگر را جهت خودش براى روز قیامت ذخیره کرده است!(8)

و از آنجا که توجه به این امور سبب گرایش بندگان به عبادت او مى شود در چهارمین جمله مى فرماید: «از پرستش و عبادتش نباید سرپیچى کرد» (وَ لا مُستَنْکَف(9) عَنْ عِبادَتِهِ).

چرا که با آن همه نعمت و رحمت، استنکاف از عبادت او جز عذاب و خوارى نتیجه اى ندارد قرآن مجید مى گوید: (وَ أَمَّا الَّذینَ اسْتَنْکَفُوا وَ اسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذابَاً أَلیماً وَ لایَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ وَلیّاً وَ لا نَصیراً)(10); و آنها را که ابا کردند و تکبّر ورزیدند مجازات دردناکى خواهد کرد، و براى خود غیر از خدا سرپرست و یاورى نخواهند یافت!

سپس در بیان پنجمین و ششمین مواهب الهى مى فرماید: «همان خدایى که رحمتش دائمى و زوال ناپذیر است» (نعمتش همیشگى و جاودانى» و هر زمان نعمت تازه اى از او فرا مى رسد) (اَلَّذى لاتَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَةٌ، وَ لاتُفْقَدُ لَهُ نِعْمَةٌ).

با این که در اوصاف پیشین سخن از «رحمت» و «نعمت» الهى بود باز در اینجا هر دو تکرار شده است و از ظاهر تعبیرات این چند جمله چنین استفاده مى شود که نخست اشاره به اصل رحمت و نعمت الهى شده، سپس از دوام و پایدارى آنها سخن به میان آمده که هر کدام موهبتى جداگانه است، نعمت و رحمت او از مواهب اوست، و داوم آنها نیز از عنایات او.

و این همان است که در قرآن مجید مى خوانیم: (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لاتُحْصُوها)(11); و اگر نعمتهاى خداوند را بشمارید هرگز نمى توانید آنها را احصاء کنید!»

جالب توجه این که این دو وصف را در واقع به صورت دلیلى بر عدم استنکاف بندگان از عبادت پروردگار ذکر کرده است، این همان چیزى است که در علم کلام تحت عنوان «شکر منعم یکى از انگیزه هاى معرفة الله»، ذکر کرده اند.

واژه هاى رحمت و نعمت و مغفرت، با این که با یکدیگر پیوند دارند هر یک مفهوم جداگانه اى دارند، رحمت معنى وسیعى دارد که هرگونه محبت الهى را درباره بندگان شامل مى شود، خواه از طریق بخشش نعمتها باشد یا از طریق آمرزش گناهان، و به تعبیر دیگر: نسبت میان رحمت و هر یک از آن دو (نعمت و مغفرت) نسبت عموم و خصوص مطلق است، ولى نعمت و مغفرت دو مفهوم جداى از هم دارند، نعمت در مورد امکانات وجودى به کار مى رود که به انسان در مسیر تکامل کمک مى کند، و او را بهره مند مى سازد، ولى مغفرت زدودن آثار گناه و برداشتن موانع از سر راه است.

* * *

1 ـ «مَقْنُوط» از ماده «قنوط» (بر وزن قنوت) به گفته راغب در مفردات، به معنى مأيوس شدن از خير و رحمتى است و «قنُوط» (بر وزن بلوط) صيغه مبالغه و به معنى بسيار نااميد است.
2 ـ سوره اعراف، آيه 156.
3 ـ سوره يوسف، آيه 87.
4 ـ سوره حجر، آيه 56.
5 ـ سوره لقمان، آيه 20.
6 ـ سوره زمر، آيه 53.
7 ـ فى ظلال نهج البلاغه، جلد 1، صفحه 269.
8 ـ مجمع البيان، ذيل تفسير آيه بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز سوره حمد.
9 ـ «استنکاف» از ماده «نکف» (بر وزن نظم) در اصل به معنى دور کردن، يا دور کردن اشک از صورت با انگشتان است و «انتکاف» به معنى خارج شدن از سرزمينى به سرزمين ديگر است، و «استنکاف» به معنى خوددارى کردن
و اعراض از چيزى است. 10 ـ سوره نساء، آيه 173. 11 ـ سوره نحل، آيه 18.

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری