مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

ستمگران پیشین و شما

شرح آیات 13 و 14 سوره مبارکه یونس

13وَ لَقَدْ أَهْلَکْنَا

بیشتر...

فصل‌نامه قرآن، فرهنگ و تمدن

دریافت مقاله + PDF

فصل نامه علمـی «قرآن، فرهنگ و تمدن»

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه صف، حجت الاسلام قرائتی

خطبه دویست و یازده، بخش اول

 

وَ کَانَ مِنِ اقْتِدَارِ جَبَرُوتِهِ، وَ بَدِیعِ

بیشتر...

نیایش در دفع مکر دشمنان

نیایش در دفع مکر دشمنان

 

الهي هديتني فلهوت ، و وعظت
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
61606
80916
152480489
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 11 آذر 1398 11:17

اِبْن‌ِ بَرّاج‌، سعدالدین‌ ابوالقاسم‌ عبدالعزیز بن‌ نحریر بن‌ عبدالعزیز ابن‌ براج‌ طرابلسی‌ معروف‌ به‌ قاضی‌ و ملقب‌ به‌ عزالمؤمنین‌ (د شعبان‌ ۴۸۱/اکتبر ۱۰۸۸)، فقیه‌ و قاضی‌ شیعی‌ امامی‌.
او شاگرد سید مرتضی و شیخ طوسی است؛ از طـرف شیخ طوسی به بلاد شام كه وطنش بود فرستاده شد بیست سال در طرابلس شام، قاضی بـود در سـال ۴۸۱ درگـذشـتـه اسـت كـتـاب‌های فقهی او كه بیشتر نام برده می شود، یكی به نام المهذب است و دیگری به نام جواهر. [۱]

زندگی‌نامه

 

شیخ ابوالقاسم عبدالعزیز بن نحریر بن عبدالعزیز بن البراج، در مصر تولد یافت و در آن منطقه رشد و نـمـا كـرد تـحـصیلات خود را ابتدا در زادگاه خویش، سپس در بغداد ادامه داد تا این‌كه یكی از فقهای نام‌دار و وجهه و اعتبار شیعه در عصر خویش گردید.
او از علم وسیع و اطلاعات شایسته در زمـیـنـه فقه و علوم اسلامی برخوردار بوده است و تالیفات فراوان او نشان دهنده این وسعت اطـلاعات و معلومات می‌باشد.
او در سال ۴۲۹ ه ق به جمع شاگردان علم الهدی پیوست و یكی از خـواص شـاگردان او قرار گرفت و در محضر او از منزلت و رتبت به سزایی برخوردار شد تا این‌كه سید بـه رحـمت ایزدی شتافت، او ملازمت شیخ الطائفه را داشت، تا این‌كه نمایندگی شیخ را در حـدود شام پـذیـرفت و خود یكی از مردان فقه و فقاهت معروف آن دیار گردید.
او از سوی جلال الملك در سـال ۴۳۸ قضاوت مـنطقه طرابلس را پذیرفت و در آن منطقه به رتق و فتق امور مسلمین پرداخت.

سال تولد

 

از تاریخ‌ تولد او آگاهی‌ دقیقی‌ در دست‌ نیست‌، ولی‌ با توجه‌ به‌ این‌که‌ عمرش‌ را هشتاد و اندی‌ نوشته‌اند، [۲][۳] می‌توان‌ گفت‌ که‌ در حدود ۴۰۰ق‌ به‌ دنیا آمده‌ است‌.

شهرت اسمی

 

ابن‌ براج‌ در مصر متولد گردید و در همان‌جا رشد یافت‌ و چون‌ دیرزمانی‌ قضای‌ طرابلس‌ شام‌ را به‌ عهده‌ داشت‌، به‌ طرابلسی‌ معروف‌ شد. [۴][۵]
فقیهان‌، امامی‌ وقتی‌ به‌ نحو مطلق‌ از «قاضی‌» یاد می‌کنند، مرادشان‌ ابن‌ براج‌ است‌. [۶]

اساتید

 

سید مرتضی

آوازه مجلس‌ درس‌ سید مرتضی‌ علم الهدی‌ او را به‌ بغداد کشاند.
ابن‌ براج‌ در ۴۲۹ق‌/۱۰۳۸م‌ در درس‌ وی‌ حاضر شد و ۷ سال‌ یعنی‌ تا زمان‌ درگذشت‌ سید مرتضی‌ نزد او دانش‌ آموخت‌. [۷][۸]
علم الهدی‌ که‌ کمک‌ هزینه دانشجویان‌ را به‌ اندازه شأن‌ علمیشان‌ می‌پرداخت‌، به‌ شیخ‌ طوسی‌ ماهانه‌ ۱۲ و به‌ ابن‌ براج‌ ۸ دینار می‌داد و از این‌ رو می‌توان‌ او را برجسته‌ترین‌ و نام‌بردارترین‌ شاگرد علم الهدی‌، پس‌ از شیخ‌ ابوجعفر طوسی‌ (د ۴۶۰ق‌/۱۰۶۸م‌) دانست‌.

شیخ طوسی

ابن‌ براج‌ پس‌ از درگذشت‌ علم الهدی‌، در مجلس‌ درس‌ شیخ‌ طوسی‌ شرکت‌ جست‌ و چند سالی‌ نیز در محضر او بود.
در ۴۳۸ق‌/۱۰۴۶م‌ به‌ عنوان‌ خلیفه شیخ‌ رهسپار طرابلس‌ شام‌ شد. [۹][۱۰]
برخی‌ از نویسندگان‌ برآنند که‌ جلال الملک‌ (از فرمان‌روایان‌ بنی‌ عمار، حک ۴۶۴-۴۹۲ق‌/ ۱۰۷۱- ۱۰۹۹م‌) در همین‌ سال‌ او را بر منصب‌ قضا گماشت‌، [۱۱] ولی‌ با توجه‌ به‌ زمان‌ روی‌ کار آمدن‌ جلال الملک‌ [۱۲] چنین‌ سخنی‌ درست‌ به‌ نظر نمی‌رسد.
اگر جلال الملک‌ درست‌ در آغاز حکومت‌ خود، ابن‌ براج‌ را بر آن‌ منصب‌ گمارده‌ باشد، از آن‌جا که‌ وی‌ تا پایان‌ عمر در طرابلس‌ ماندگار شد، [۱۳][۱۴] می‌توان‌ گفت‌ که‌ وی‌ حدود ۱۷ سال‌ قاضی‌ طرابلس‌ بوده‌ است‌.
افندی‌. [۱۵]

شیخ مفید

افزون‌ بر استادان‌ یاد شده‌، شیخ‌ مفید محمد بن‌ نعمان‌ (د ۴۱۳ق‌/۱۰۲۲م‌) را نیز با تردید از استادان‌ قاضی‌ می‌شمارد که‌ اگر وی‌ در سال‌ درگذشت‌ شیخ‌ مفید ۱۳ ساله‌ بوده‌ باشد، می‌توان‌ این‌ تردید را موجه‌ دانست‌.

کراجکی

افندی‌ از خلال‌ کلمات‌ مجلسی‌ چنین‌ برداشت‌ کرده‌ که‌ ابوالفتح‌ کراجکی‌ (د ۴۴۹ق‌/۱۰۵۷م‌) استاد وی‌ بوده‌ است‌، ولی‌ شخصاً بر آن‌ است‌ که‌ کراجکی‌ استاد قاضی‌ عبدالعزیز بن‌ ابی‌ کامل‌ طرابلسی‌، شاگرد ابن‌ براج‌ بود و برخی‌ از رجال‌ شناسان‌، پاره‌ای‌ از احوال‌، کتاب‌ها و حتی‌ لقب‌ آن‌ قاضی‌ را با ابن‌ براج‌ درآمیخته‌اند. [۱۶]

شاگردان

 

کسان‌ بسیاری‌ از مجلس‌ درس‌ ابن‌ براج‌ بهره‌ جسته‌ و از او حدیث‌ شنیده‌اند که‌ به‌ برخی‌ از آنان‌ اشاره‌ می‌شود: حسکا بن‌ بابویه‌ جد منتجب‌الدین‌، عبدالجبار مقری‌ رازی‌، عبدالرحمان‌ نیشابوری‌ خزاعی‌، حسن‌ ابن‌ عبدالعزیز جیهانی‌، [۱۷][۱۸][۱۹] قاضی‌ ابن‌ ابی‌ کامل‌ طرابلسی‌، [۲۰] ابوجعفر محمد حلبی‌، [۲۱] زید بن‌ داعی‌ و کمیح‌. [۲۲][۲۳]

قدرت علمی

 

از برخی‌ نوشته‌های‌ قاضی‌ می‌توان‌ پی‌ برد که‌ وی‌ در مجلس‌ درس‌ شیخ‌ طوسی‌ یک‌ شاگرد معمولی‌ نبوده‌، چنان‌که‌ در مهذب‌ مباحثه‌ای‌ را می‌بینیم‌ که‌ میان‌ شیخ‌ با ابن‌ براج‌ رخ‌ داده‌ و شیخ‌ در این‌ گفت‌وگو مجاب‌ گردیده‌ است‌. [۲۴]
نیز شیخ‌ طوسی‌ در سرآغاز پاره‌ای‌ از نوشته‌هایش‌ [۲۵][۲۶][۲۷] تصریح‌ می‌کند که‌ این‌ کتاب‌ها را به‌ درخواست‌ شیخ‌ فاضل‌ می‌نویسد و آقابزرگ‌ [۲۸][۲۹] در حاشیه‌ پاره‌ای‌ از نسخ‌ کتاب‌ الجمل‌ و العقود وی‌ دیده‌ که‌ مراد از شیخ‌ فاضل‌، ابن‌ براج‌ است‌.
نیز به‌ گفته کاظمینی‌، [۳۰] راوندی‌ در حل‌ العقود تصریح‌ کرده‌ است‌ که‌ شیخ‌ مورد نظر همان‌ ابن‌ براج‌ است‌.
افزون‌ بر آن‌ این‌که‌ شیخ‌ کتاب‌ جداگانه‌ای‌ به‌ نام‌ مسائل‌ ابن‌ براج‌ پرداخته‌ است‌. [۳۱][۳۲]

جای‌گاه علمی

 

ابن‌ براج‌ از دانشمندان‌ پرآوازه‌ و معتبر شیعی‌ است‌ که‌ آرای‌ او پیوسته‌ مورد توجه‌ فقیهان‌ بزرگ‌ بوده‌ و غالباً به‌ نظریات‌ او اشاره‌ و استناد شده‌ است‌، به‌ عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ به‌ اینان‌ اشاره‌ کرد: علامه حلی‌ (د ۷۲۶ق‌/۱۳۲۶م‌) در مختلف‌ الشیعة [۳۳] شهید اول‌ (د ۷۸۶ق‌/۱۳۸۴م‌) در القواعد و الفوائد، [۳۴] الذکری‌ [۳۵] و الدروس‌، [۳۶] فاضل‌ مقداد (د ۸۲۶ق‌/۱۴۲۳م‌) در التنقیح‌ الرائع‌ [۳۷][۳۸] و سید جواد حسینی‌ عاملی‌ (د ح‌ ۱۲۲۶ق‌/۱۸۱۱م‌) در مفتاح‌ الکرامة. [۳۹]
بسیاری‌ از فقیهان‌ و محدثان‌ سده‌های‌ بعد در اجازه‌هایی‌ که‌ به‌ برخی‌ از شاگردان‌ خود داده‌اند به‌ شخصیت‌ و آثار او اشاره‌ کرده‌اند.

گفتار ارباب تراجم

 

صاحب ریحانة الادب درباره او گوید: شیخ عبدالعزیز بن براج شامی حلبی طرابلسی، مكنی به ابـوالـقـاسم، ملقب به قاضی، موضوف به عزالدین و عزالمؤمنین، از اكابر فقهای امامیه اواخر قرن پـنـجـم هجرت، از وجوه و اعیان ایشان و از تلامذه سید مرتضی علم الهدی بود ماهی هشت دینار (طلای مسکوک هیجده نخود) از طرف سید شهریه داشت به جهت تلمذ و انسی كه با او داشته اسـت، او را خلیفة المرتضی گفته‌اند ابن براج از اساتید معظم خود، سید مرتضی و ابوالفتح کراجکی روایت كرده است و از راویان او شیخ عبدالجبار مفید رازی است كه در ولایت ری، فقیه امامیه بوده است و جمعی از اكابر وقت نیز از او روایت می كنند قضاوت او در طرابلس بیست یا سی سال ادامه داشته، به همین جهت به لقب قاضی شهرت یافته است. [۴۰]
صاحب معجم رجال الحدیث، ضمن بازگویی سخن شیخ منتجب الدین رازی در الفهرست و بـازشماری كتاب‌های او، سپس نقل نظر ابن شهر آشوب و اخیرا بازگویی نظر سید مصطفی تفرشی در رجال خویش كه همه او را به عنوان آبروی شیعه و فقیه آنان ستوده‌اند، مطلب جدیدی در مورد او ارائه نداده است. [۴۱]

آثار

 

قاضی‌ از نویسندگانی‌ است‌ که‌ نوشته‌هایی‌ در فقه‌ و کلام‌ پرداخته‌ است‌.
نوشته‌های‌ به‌ جای‌ مانده او شامل‌ مجموعه‌ای‌ از فتواهای‌ فقهی‌ است‌ که‌ در آن‌ استدلال‌های‌ فقهی‌ و نقد نظرهای‌ دیگر فقیهان‌ بسیار کم‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.

آثار چاپی

 

الجواهر

الجواهر، در ۱۲۷۶ق‌/۱۸۹۵م در تهران در مجموعه‌ای‌ به‌ نام‌ الجوامع‌ الفقهیة چاپ‌ شده‌ است‌.
در این‌ کتاب‌ حدود ۸۲۰ پرسش‌ در باب‌های‌ گوناگون‌ فقه‌ مطرح‌ و به‌ آن‌ها پاسخ‌ داده‌ شده‌ است‌.
برخی‌ بر آنند که‌ این‌ کتاب‌ اولین‌ نوشته‌ای‌ است‌ که‌ مسائل‌ فقهی‌ را به‌ صورت‌ پرسش‌ و پاسخ‌ طرح‌ نموده‌ است‌. [۴۲]

شرح جمل

شرح‌ جمل‌ العلم‌ و العمل‌ که‌ شرحی‌ است‌ بر بخش‌ فقهی‌ کتاب‌ جمل‌ العلم‌ و العمل‌ علم‌ الهدی‌.
این‌ کتاب‌ مختصر به‌ بیان‌ احکام‌ طهارت‌، نماز میت‌، روزه‌، اعتکاف‌، حج‌ و زکات‌ پرداخته‌ است‌ و از ویژگی‌های‌ آن‌ این‌ است‌ که‌ نظرهای‌ فقهی‌ گروهی‌ از صحابه پیامبر (ص‌) و تابعین‌ و فقیهان‌ سده ۱ و ۲ق‌/۷ و ۸م‌ را در بردارد.

المهذب‌

این‌ کتاب‌ (المهذب) چنان‌که‌ از فحوای‌ عبارتی‌ از آن‌ [۴۳] بر می‌آید، در حدود ۴۶۷ق‌/۱۰۸۳م‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و صاحب‌ مفتاح‌ الکرامة آن‌ را مهذب‌ قدیم‌ در مقابل‌ مهذب‌ ابن‌ فهد (مهذب‌ جدید) می‌خواند. [۴۴]

آثار منسوب‌

حسن‌ التعریف‌ [۴۵] که‌ حر عاملی‌ [۴۶] آن‌ را حسن‌ التقریب‌ ضبط کرده‌ است‌: الروضة [۴۷] که‌ ابن‌ شهر آشوب‌ آن‌ را روضة النفس‌ فی‌ احکام‌ العبادات‌ الخمس‌ نامیده‌ است‌. [۴۸]
عماد المحتاج‌ فی‌ مناسک‌ الحاج‌ [۴۹] که‌ کنتوری‌ [۵۰] آن‌ را عماد الحاج‌ فی‌ مناسک‌ المحتاج‌، و بغدادی‌ [۵۱] آن‌ را الاحتجاج‌... ضبط کرده‌ است‌؛ الکامل‌ در فقه‌ [۵۲][۵۳] العالم‌ در فروع‌ [۵۴] المعتمد [۵۵] المقرب‌ [۵۶][۵۷] که‌ بعضاً به‌ شکل‌ المغرب‌ و یا المعرب‌ ضبط شده‌ است‌ [۵۸][۵۹] المنهاج‌ [۶۰] الموجز در فقه‌ [۶۱] التفسیر. [۶۲][۶۳]

فهرست منابع

 

(۱) آقابزرگ‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة.
(۲) آقابزرگ‌، طبقات‌ اعلام‌ الشیعة، القرن‌ السادس‌، به‌ کوشش‌ علینقی‌ منزوی‌، بیروت‌، ۱۳۹۲ق‌/۱۹۷۲م‌.
(۳) آقابزرگ‌، مقدمه‌ بر تبیان‌ شیخ‌ طوسی‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌ العربی‌.
(۴) ابن‌ اثیر، الکامل‌ فی التاریخ.
(۵) ابن‌ براج‌، عبدالعزیز، شرح‌ جمل‌ العلم‌ و العمل‌، به‌ کوشش‌ کاظم‌ مدیرشانه‌چی‌، مشهد، ۱۳۵۲ش‌.
(۶) ابن‌ براج‌، عبدالعزیز، المهذب‌، قم‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
(۷) ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
(۸) ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، المناقب‌، قم‌، انتشارات‌ علامه‌.
(۹) اردبیلی‌، محمد بن‌ علی‌، جامع‌ الرواة، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۱۰) افندی‌، اصفهانی‌، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
(۱۱) بغدادی‌، اسماعیل‌ بن‌ محمد امین‌، هدیة العارفین‌، استانبول‌، ۱۹۵۱م‌.
(۱۲) حر عاملی‌، محمد بن‌ حسن‌، امل‌ الا¸مل‌، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌، نجف‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۵م‌.
(۱۳) حسینی‌ عاملی‌، محمدجواد، مفتاح‌ الکرامة، قم‌، ۱۳۷۵ق‌/۱۹۵۶م‌.
(۱۴) شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، الدروس‌ الشرعیة، چاپ‌ سنگی‌، ۱۲۶۰ق‌.
(۱۵) شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، الذکری‌، چاپ‌ سنگی‌، ۱۲۷۱ق‌.
(۱۶) شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، القواعد و الفواعد، به‌ کوشش‌ عبدالهادی‌ حکیم‌، قم‌، مکتبة المفید.
(۱۷) صدر، سیدحسن‌، تأسیس‌ الشیعة، بغداد، ۱۳۵۴ق‌/۱۹۳۵م‌.
(۱۸) طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، رسائل‌ العشر، به‌ کوشش‌ محمد واعظ زاده‌، خراسانی‌، قم‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۱۹) طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، الفهرست‌، به‌ کوشش‌ آلویس‌ اشپرنگر، بمبئی‌، ۱۲۷۱ق‌/۱۸۵۵م‌.
(۲۰) علامه حلی‌، حسن‌ بن‌ یوسف‌، مختلف‌ الشیعة، چاپ‌ سنگی‌، ۱۳۲۳ق‌.
(۲۱) فاضل‌ مقداد، التنقیح‌ الرائع‌، به‌ کوشش‌ حسینی‌ کوه‌کمری‌، قم‌، ۱۴۰۴ق‌.
(۲۲) کاظمینی‌، اسدالله‌، مقابس‌ الانوار، تهران‌، ۱۳۲۲ق‌.
(۲۳) کنتوری‌، اعجاز حسین‌، کشف‌ الحجب‌ و الاستار، به‌ کوشش‌ هدایت‌ حسین‌، کلکته‌، ۱۹۳۵م‌.
(۲۴) مجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۲۵) مدیر شانه‌چی‌، کاظم‌، مقدمه‌ بر شرح‌ جمل‌.
(۲۶) منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
(۲۷) نوری‌، میرزاحسین‌، مستدرک‌ الوسائل‌، تهران‌، ۱۳۱۸-۱۳۲۱ق‌.

پانویس


۱. آشنایی با علوم اسلامی، ج۱، ص۸۳.
۲. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۲، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۳. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۳، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۴. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۳، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۶. نوری‌، میرزاحسین‌، ج۳، ص۴۸۰، مستدرک‌ الوسائل‌، تهران‌، ۱۳۱۸-۱۳۲۱ق‌.
۷. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۸۰، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۸. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۲، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۹. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۲، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۱۰. مجلسی‌، محمدباقر، ج۱۰۴، ص۱۹۸، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۱۱. صدر، سیدحسن‌، ج۱، ص۳۰۴، تأسیس‌ الشیعة، بغداد، ۱۳۵۴ق‌/۱۹۳۵م‌.
۱۲. ابن‌ اثیر، الکامل‌ فی التاریخ، ج۱۰، ص۷۱.
۱۳. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۲، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۱۴. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۵، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۱۵. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۱، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۱۶. افندی‌، اصفهانی‌، ج۳، ص۱۴۱-۱۴۳، میرزا عبدالله‌، ریاض‌ العلماء، به‌ کوشش‌ محمود مرعشی‌ و احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۱/۱۹۸۱م‌.
۱۷. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۴۴، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۱۸. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۸، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۱۹. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۱۱، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۲۰. حر عاملی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۱، ص۱۴۹، امل‌ الا¸مل‌، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌، نجف‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۵م‌.
۲۱. شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، ج۱، ص۷۴، الذکری‌، چاپ‌ سنگی‌، ۱۲۷۱ق‌.
۲۲. مجلسی‌، محمدباقر، ج۱۰۵، ص۱۶۳، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۳. آقابزرگ‌، طبقات‌ اعلام‌ الشیعة، ج۶، ص۴، القرن‌ السادس‌، به‌ کوشش‌ علینقی‌ منزوی‌، بیروت‌، ۱۳۹۲ق‌/۱۹۷۲م‌.
۲۴. ابن‌ براج‌، عبدالعزیز، ج۲، ص۴۱۹-۴۲۰، المهذب‌، قم‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
۲۵. طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۱، ص۱۱۷، رسائل‌ العشر، به‌ کوشش‌ محمد واعظ زاده‌، خراسانی‌، قم‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۶. طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۱، ص۱۵۵، رسائل‌ العشر، به‌ کوشش‌ محمد واعظ زاده‌، خراسانی‌، قم‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۷. طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۱، ص۳۲، الفهرست‌، به‌ کوشش‌ آلویس‌ اشپرنگر، بمبئی‌، ۱۲۷۱ق‌/۱۸۵۵م‌.
۲۸. آقابزرگ‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۵، ص۱۴۵.
۲۹. آقابزرگ‌، مقدمه‌ بر تبیان‌ شیخ‌ طوسی‌، ث‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌ العربی‌.
۳۰. کاظمینی‌، اسدالله‌، ج۱، ص‌ ۹، مقابس‌ الانوار، تهران‌، ۱۳۲۲ق‌.
۳۱. طوسی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۱، ص۲۸۸، الفهرست‌، به‌ کوشش‌ آلویس‌ اشپرنگر، بمبئی‌، ۱۲۷۱ق‌/۱۸۵۵م‌.
۳۲. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۳۳. علامه حلی‌، حسن‌ بن‌ یوسف‌، ج۱، ص‌ ۳۰۲، مختلف‌ الشیعة، چاپ‌ سنگی‌، ۱۳۲۳ق‌.
۳۴. شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، القواعد و الفوائد، ج۱، ص۲۷۳، به‌ کوشش‌ عبدالهادی‌ حکیم‌، قم‌، مکتبة المفید.
۳۵. شهید اول‌، محمد بن‌ مکی‌، الذکری‌، کتاب‌ الصلوة، جم، چاپ‌ سنگی‌، ۱۲۷۱ق‌.
۳۶. شهید اول‌، ج۱، ص‌ ۱۰، محمد بن‌ مکی‌، الدروس‌ الشرعیة، چاپ‌ سنگی‌، ۱۲۶۰ق‌.
۳۷. فاضل‌ مقداد، التنقیح‌ الرائع‌، ج۱، ص۶۹، به‌ کوشش‌ حسینی‌ کوه‌کمری‌، قم‌، ۱۴۰۴ق‌.
۳۸. فاضل‌ مقداد، التنقیح‌ الرائع‌، ج۱، ص۱۱۴، به‌ کوشش‌ حسینی‌ کوه‌کمری‌، قم‌، ۱۴۰۴ق‌.
۳۹. حسینی‌ عاملی‌، محمدجواد، ج۱، ص‌ ۳، مفتاح‌ الکرامة، قم‌، ۱۳۷۵ق‌/۱۹۵۶م‌.
۴۰. ریحانة الادب ج۷، ص۴۰۸.
۴۱. رجال الحدیث ج۱۱، ص۴۲.
۴۲. مدیر شانه‌چی‌، کاظم‌، ج۱، ص۲۱، مقدمه‌ بر شرح‌ جمل‌.
۴۳. ابن‌ براج‌، عبدالعزیز، المهذب‌، ج۲، ص۴۷۶، قم‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
۴۴. آقابزرگ‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۲۳، ص۲۹۴.
۴۵. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۴۶. حر عاملی‌، محمد بن‌ حسن‌، ج۲، ص۱۵۳، امل‌ الا¸مل‌، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌، نجف‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۵م‌.
۴۷. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۴۸. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۴۹. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۰. کنتوری‌، اعجاز حسین‌، ج۱، ص‌ ۳۸۵، کشف‌ الحجب‌ و الاستار، به‌ کوشش‌ هدایت‌ حسین‌، کلکته‌، ۱۹۳۵م‌.
۵۱. بغدادی‌، اسماعیل‌ بن‌ محمد امین‌، ج۱، ص۵۷۸، هدیة العارفین‌، استانبول‌، ۱۹۵۱م‌.
۵۲. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۳. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۵۴. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۸۰، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۵۵. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۶. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۷. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۵۸. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۹. اردبیلی‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۴۶۰، جامع‌ الرواة، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۶۰. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۱۱۵، معالم‌ العلماء، نجف‌، ۱۳۸۰ق‌/ ۱۹۶۰.
۶۱. منتجب‌ الدین‌، علی‌ بن‌ عبیدالله‌، ج۱، ص۱۰۷، فهرست‌، به‌ کوشش‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۶۲. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۳۵، المناقب‌، قم‌، انتشارات‌ علامه‌.
۶۳. ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌، ج۱، ص۳۷، المناقب‌، قم‌، انتشارات‌ علامه‌.

دوشنبه, 11 آذر 1398 10:56

محمد‌ بن حسن‌ بن علی، ملقّب به شیخ الطائفه، کنیه‌اش ابوجعفر، فقیه، محدّث و متکلم امامی قرن پنجم بود.

پیشینه

 

طوسی [۱] نام و نسب خود را به همین گونه، و نجاشی [۲] نیز نام و نسب و کنیۀ وی را به همین صورت درج ‌کرده است. وی در رمضان سال ۳۸۵ در طوس به دنیا آمد. [۳][۴] از اوایل زندگی او چیزی نمی‌دانیم. وی در سال ۴۰۸ وارد بغداد شد. [۵][۶][۷] به احتمال بسیار تا ۲۳ سالگی، یعنی تا سال ۴۰۸ که به بغداد رفت، در طوس نزد دانشمندان آن‌جا به کسب علم مشغول بوده است. [۸] او از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضی (رحمه الله) بود و بعدها به درجه استادی رسید و در رأس مکتب تشیع در قرن پنجم هجری قرار گرفت و دوازده سال در بغداد، پس از وفات سید، کرسی درس استاد را به خوبی اداره نمود و شهرتی عظیم پیدا کرد؛ مخصوصاً هنگامی که به امر خلیفه عباسی، کرسی تدریس علم کلام در جهان اسلام به او واگذار شد. مکتب شیخ، مکمل مکتب مفید و سید مرتضی بود. شیخ الطائفه در تمام فنون فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری، حدیثی و رجالی مهارت داشت. در سجایای اخلاقی و فضایل معنوی یکتا بود. آرای او متکی به دلایل عقلی و نقلی مستفاد از ادله فقهی است. شیخ طوسی مدت چهل سال در بغداد اقامت داشت؛ ولی به علت حوادث ناگواری که بین امرا و صاحبان مذاهب مختلف، پس از دیالمه و آل بویه، در اوایل سلطنت طغرل سلجوقی روی داد و منجر به آتش کشیده شدن کتابخانه‌های بغداد و همچنین سوخته شدن محله شیعه نشین کرخ و خانه شیخ طوسی گردید، وی ناگزیر در سال ۴۴۸ ق از بغداد مهاجرت کرد و تا آخر عمر در شهر نجف اشرف اقامت گزید. با ورود او تدریجاً حوزه هزار ساله نجف پی ریزی شد. وی در همین شهر چشم از جهان فرو بست.

مقام و موقعیت شیخ طوسی

 

با ورود به بغداد، در حلقۀ درس شیخ مفید حاضر شد [۹][۱۰] و تا هنگام مرگ مفید در ۴۱۳، [۱۱] چهار یا پنج ‌سال نزد او شاگردی کرد و بیش‌تر کتاب‌هایش را نزد او استماع نمود. [۱۲] در همین دوره، طوسی تألیف کتاب تهذیب الاحکام را که شرح المقنعه شیخ مفید است [۱۳] آغاز کرد. [۱۴] به گفتۀ سلیقی، طوسی نخست قائل به وعید بود، اما بعد از آن برگشت. [۱۵] به نوشتۀ ذهبی، [۱۶] شیخ در بغداد، نخست به فقه شافعی شهرت یافت و پس از مجالست و شاگردی شیخ مفید به شیعه گرایش یافت. پس از مفید، در حلقۀ شاگردان سید مرتضی (متوفی ۴۳۶) حاضر شد. طوسی تا پایان عمر سید مرتضی در سال ۴۳۶، [۱۷] به مدت ۲۳ سال، همراه وی بود و بیش‌تر آثارش را بارها بر او خواند یا نزد او شنید. [۱۸][۱۹] گفته شده که سید مرتضی بیش از دیگر شاگردانش به او عنایت داشت و ماهانه دوازده دینار مقرری برای او تعیین کرد. [۲۰] وی در حیات شریف مرتضی تلخیص‌الشافی را تألیف کرد که خلاصه‌ای است از الشافی فی الامامه سید مرتضی. [۲۱][۲۲] تألیف الفهرست و الرجال را نیز در زمان حیات سید مرتضی آغاز کرد، زیرا در بخش‌هایی از شرح حال سید مرتضی، با تعبیراتی از وی یاد کرده که گویای زنده بودن اوست. [۲۳][۲۴]شیخ مفید که استاد شیخ طوسی است، نخستین شخصیت علمی در شیعه است که علم کلام را تنظیم و تبویب نمود و آن را به عظمت و اعتبار خود رسانید شیخ ‌طوسی نیز اکثر کتب خود را در علم اصول و عقاید با بیانات کلامی درآمیخته است این کار شیخ به علمای دیگر نیز جرات داد که تفسیر قرآن را با مشرب‌های عقیدتی و فکری گوناگونی عرضه بدارند بدین ترتیب پس از شیخ، تـفـاسـیـری بـا مـشـرب‌های فلسفی و عرفانی و علمی به وجود آمد که تاثیر مهمی در تغییر افکار مسلمین باقی گذاشت.

خصوصیات وی

یـکـی دیـگـر از تاثیرات و ابتکارات شیخ طوسی، استفاده از احادیث اهل سنت و استنتاج از مسائل کلامی آنان می‌باشد این استفاده باعث ورود فرهنگ اهل سنت در کتب شیعه و انتقال آرا شیعه به دیـگـران بود تفاسیر مهمی چون مجمع البیان و تفسیر ابو الفتوح رازی نیز از این تاثیر فرهنگی در امان نمانده و یک سری مسائلی را که مورد اختلاف و یا انکار شیعیان می‌باشد، در متن خود آوردند کـه اخـیـرا عـالـم وارسـته و مجاهد، علامه مرتضی عسکری با تحقیقات سی ساله خود ریشه این کجروی‌ها را یافته و آن‌ها را افشا نمود که تحقیقات ایشان در جای خود ارزشمند می‌باشد. [۲۵]
از خـصـوصـیات دیگر شیخ طوسی آن است که تا مدت طولانی فقهای شیعه را تحت تاثیر آرا خود قرار داد، به طوری که هیچ یک از فقها جرات نیافتند که در برابر آرا فقهی شیخ، نظریات خود را ابراز نـمـایـنـد الـبـتـه ایـن مـسائل باعث رکود تکامل فقهی در برهه‌ای از زمان گردید، ولی بعدها با درخششی که برخی از فقها از نسل آن بزرگ فقیه نمودند، این سد شکسته گردید و آرا و نظریات فـقـهی جدید در عرصه زندگی مسلمانان طلوع و تجلی نمود و افکار و آرا جدید فقهی در عرصه زنـدگـی مردم تابش نمود و این یک حادثه تاریخی درک موقعیت شیخ طوسی را برای ما تسهیل مـی‌نماید در درک عظمت وی کافی است در نظر داشته باشیم که تا سال‌ها بعد از وی با وجود انبوه دانـشمندان شیعه، هیچ عالمی توفیق نیافت که شخصیت علمی و موقعیت او را تحت الشعاع خود قرار دهد در علوم کلامی و فلسفی و معقول و منقول، تا ظهور خواجه نصیر الدین طوسی (متوفی ۶۷۲) و علامه حسن بن یوسف مطهر حلی (متوفی ۷۲۶)، هیچ کس یارای برابری با عقاید کـلامـی وی را نـداشـت در تفسیر قرآن تا پیش از مجمع البیان امین الاسلام طبرسی (متوفی ۵۴۸) هـیـچ کـتاب تفسیری همتای التبیان او وجود نداشته است مجمع البیان نیز همچنانکه مؤلفش گوید، از دریای بی کران معارف تبیان اقتباس نموده و خوشه هایی چیده است. در فقه و اصول نیز تمام فقهای بعد از او، ناقل فتاوای وی بوده اند و به احترام فقاهت و دانش او از خـود رای و نـظـری ابـراز نـمـی داشتند تا اینکه محمد بن ادریس حلی (متوفی ۵۹۸) برخاست و اجتهاد و مکتب فقهی شیعه را با جرات و تهور خاصی ازحالت رکود موجود و وضع یکنواخت بیرون آورد.

عهده‌داری زعامت شیعیان

 

پس از سید مرتضی ، زعامت شیعیان به شیخ طوسی رسید. وی ۴۱ سال در بغداد زیست و به تألیف و تدریس و تربیت شاگردان پرداخت. او در محلۀ شیعه‌نشین کرخ در بغداد سکونت داشت. [۲۶] در بغداد، کتاب‌های طوسی را بارها به آتش کشیدند. [۲۷][۲۸] همچنین ‌بنا بر بعضی گزارش‌ها، طوسی گاه از ترس غوغای عوام و به سبب عقاید شیعی مخفی می‌شد. [۲۹] در سال ۴۴۸، که بساسیری برضد خلیفه قیام کرد و با آمدن سلجوقیان به بغداد در حمایت از خلیفه و سرکوب شیعیان، شیخ طوسی به نجف هجرت کرد. خانۀ او را ویران کردند و کتابخانه و کرسی و منبر تدریس او را به آتش کشیدند. [۳۰][۳۱] به نوشتۀ ابن‌اثیر، [۳۲] در سال ۴۴۹ خانۀ طوسی را در محلۀ کرخ بغداد، سنی‌مذهبان ویران کردند و اموال او به تاراج ‌رفت، ولی شیخ پیش از این واقعه، بغداد را به مقصد غری (نجف) ترک کرده بود. [۳۳][۳۴][۳۵] طوسی با هجرت به نجف ، حوزۀ شیعی‌ای را بنیان نهاد که بیش از هزار سال است که بی‌وقفه ادامه یافته و هزاران فقیه و مجتهد شیعی در طول قرون از آن برخاسته‌اند.

مشایخ و استادان

 

مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استادان طوسی، شیخ مفید (متوفی ۴۱۳) و سید مرتضی (متوفی۴۳۶) در فقه و کلام بودند. طوسی پس از ذکر آثار متعددی از مفید، نوشته که همۀ این کتاب‌ها را بارها از او شنیده و از آن میان، بعضی را خود بر او خوانده است و برخی را دیگران بر او خوانده‌اند و او شنیده است. [۳۶] همچنین پس از یادکرد آثار بسیاری از سید مرتضی، نوشته است که بیش‌تر این کتاب‌ها را بر او خوانده و برخی از آن‌ها را نیز در حالی که بر او خوانده می‌شده بارها شنیده است. [۳۷][۳۸]

مشایخ وی در حدیث

از مهم‌ترین مشایخ وی در حدیث – که وی بیش از همه متون حدیثی را از ایشان اخذ کرده – این اشخاص بوده‌اند:
۱. مفید.
۲. حسین‌ بن عبیدالله غضائری . [۳۹]
۳. احمد‌ بن عبدالواحد‌ بن عُبدون . [۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]
۴. ابن‌ابی‌جید قمی . [۴۴][۴۵][۴۶][۴۷]
۵. از دیگر مشایخ وی، شریف حسن‌ بن احمد محمدی، محمد‌ بن حسین بزوفری و هلال حفّار بوده اند. [۴۸][۴۹]
در مجموع، از مشایخ وی بیش از سی تن را می‌شناسیم. [۵۰] مشایخ طوسی را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد: مشایخ او در نیشابور یا طوس، پیش از عزیمتش به بغداد (پیش از سال ۴۰۸)؛ و مشایخ وی پس از ورودش به بغداد. طباطبایی [۵۱] مشایخ طوسی را به سه دستۀ پیش از هجرت به بغداد، در بغداد (از سال ۴۰۸ تا ۴۴۸) و پس از هجرت به نجف (از سال ۴۸۸ تا پایان عمر) تقسیم کرده، ولی از هیچ استاد و شیخی دردورۀ سوم یاد نکرده است. بسیار بعید است که طوسی پس از هجرت به نجف از کسی حدیث شنیده باشد و تا آن‌جا که می‌دانیم تقریباً همۀ مشایخ او پیش از هجرت طوسی به نجف درگذشته بودند.

مشایخ وی پیش از عزیمت به بغداد

از مشایخ وی پیش از عزیمت به بغداد، [۵۲] این اشخاص را می‌شناسیم:
۱. ابوحازم عمر‌ بن احمد نیشابوری (متوفی ۴۱۷، از علمای شافعی‌مذهب نیشابور).
۲. ابومحمد عبدالحمید‌ بن محمد مقری نیشابوری (متوفی ۴۲۷، ساکن طوس یا نیشابور).
۳. ابوزکریا محمد‌ بن سلیمان حمرانی / خولانی (متوفی پس از ۴۲۳). [۵۳]

استادان و مشایخ طوسی در بغداد

استادان و مشایخ طوسی در بغداد عبارت بوده‌اند از:
۱. احمد‌ بن ابراهیم قزوینی .
۲. ابومنصور احمد‌ بن حسین سُکّری (متوفی ۴۵۰).
۳. ابوعبدالله احمد‌ بن عبدالواحد‌ بن عُبدون معروف به ابن‌حاشر (متوفی ۴۲۳).
۴. ابوالحسن احمد‌ بن محمد ابن‌صلت اهوازی (متوفی ۴۰۹).
۵. ابوالحسین جعفر‌ بن حسین ابن‌حسکۀ قمی .
۶. ابوعلی حسن‌ بن احمد ابن‌شاذان بزاز (متوفی ۴۲۶).
۷. شریف ابومحمد حسن‌ بن احمد محمدی علوی (زنده در ۴۲۵).
۸. ابوعلی حسن‌ بن محمد ابن‌اشناس (متوفی ۴۳۹).
۹. ابومحمد حسن‌ بن محمد سامرائی معروف به ابن‌فحام (متوفی ۴۰۸).
۱۰. حسین‌ بن ابراهیم قزوینی.
۱۱. ابوعبدالله حسین‌ بن ابراهیم ابن‌حناط قمی .
۱۲. ابوعبدالله حسین‌ بن احمد بغدادی معروف به ابن‌قادسی (متوفی ۴۴۷).
۱۳. حسین‌ بن اسماعیل. [۵۴]
۱۴. ابوعبدالله حسین‌ بن عبیدالله‌ بن ابراهیم ‌غضائری (متوفی ۴۱۱).
۱۵. ابوعبدالله حمویۀ‌ بن علی بصری.
۱۶. ابوعمر عبدالواحد‌ بن محمد ابن‌مهدی فارسی (متوفی ۴۱۰).
۱۷. ابوالحسن علی‌ بن احمد معروف به ابن‌حمّامی (متوفی ۴۱۷).
۱۸. ابوالحسین علی‌ بن احمد ابن‌ابی‌جید قمی.
۱۹. علی‌ بن حسین موسوی معروف به سیدمرتضی (متوفی ۴۳۶).
۲۰. ابوالقاسم علی‌ بن شبل وکیل.
۲۱. ابوالقاسم علی‌ بن محسّن تنوخی (متوفی ۴۴۷).
۲۲. ابوالحسین علی‌ بن محمد ابن‌بشران معدل (متوفی ۴۱۵).
۲۳. ابوالحسن محمد‌ بن احمد ابن‌شاذان قمی .
۲۴. ابوالفتح محمد‌ بن احمد‌ بن ابی‌الفوارس (متوفی ۴۱۲).
۲۵. ابوالحسین محمد‌ بن محمد حسینی معروف به عبیدلی نسابه (متوفی ۴۳۷).
۲۶. ابوالحسن محمد‌ بن محمد ابن‌مَخلَد حنفی (متوفی ۴۱۹).
۲۷. ابوعبدالله محمد‌ بن محمد‌ بن نعمان معروف به مفید (متوفی ۴۱۳).
۲۸. ابوالفتح هلال‌ بن محمد معروف به حفار (متوفی ۴۱۴).
۲۹. ابوالحسن محمد‌ بن حسین ابن‌صقال.
۳۰. ابوطالب حسین‌ بن علی ابن‌غرور.
۳۱. ابوعبدالله اخوسروره. [۵۵]

تاریخ سماع یا روایت وی از برخی از مشایخ در بغداد

در میان مشایخ او در بغداد، تاریخ سماع یا روایت وی از برخی از آنان مشخص‌ است، بدین ترتیب:
۱. ابوالحسن احمد‌ بن محمد ابن‌صلت اهوازی، در آخر ربیع‌الاول سال ۴۰۹. [۵۶]
۲. ابوالقاسم علی‌ بن شبل وکیل، در صفر ۴۱۰. [۵۷]
۳. ابوعمر عبدالواحد‌ بن محمد ابن‌مهدی فارسی، در سال ۴۱۰. [۵۸]
۴. ابوالحسین علی‌ بن محمد ابن‌بشران معدل، در رجب سال ۴۱۱. [۵۹][۶۰][۶۱]
۵. ابوعبدالله حمویة‌ بن علی بصری، در نیمۀ ذیقعدۀ سال ۴۱۳. [۶۲]
۶. ابوالحسن محمد‌ بن محمد ابن‌مخلد حنفی، در سال ۴۱۷. [۶۳][۶۴] نسخه‌ای از کتاب او، که طوسی از آن روایت کرده، به همان تاریخ موجود است. [۶۵]

اساتید سنی‌مذهب وی

برخی از استادان او از عامه‌اند، از جمله:
۱. ابوحازم عمر‌ بن احمد نیشابوری، از علمای شافعی مذهب نیشابور.
۲. ابوعلی حسن‌ بن احمد ابن‌شاذان بزاز، متکلم حنفی‌مذهب که طوسی مسألة فی النقض علی ابن‌شادان فی مسألة الغار را در رد او یا پدرش نوشته است. [۶۶]
۳. ابوالحسن محمد‌ بن محمد ابن‌مخلد حنفی.

جایگاه علمی و آرا

 

مورخان و تراجم‌نگاران اهل سنّت ، از طوسی با عناوینی مانند فقیه الشیعه، [۶۷] فقیه الامامیه [۶۸] و شیخ الشیعة و عالمهم [۶۹] یاد کرده‌اند. اما در میان امامیه ، مشهورترین لقب او شیخ‌الطائفه است. عنوان شیخ الطائفه درمیان امامیه، قبلاً به صفوانی اطلاق می‌شد. [۷۰] نجاشی که از معاصران شیخ طوسی بوده، از او با این عنوان یاد نکرده و فقط با عناوین «جلیل فی اصحابنا، ثقه ، عین، من تلامذه شیخنا ابی‌عبدالله» از او نام برده است. [۷۱] ‌بنابراین، این عنوان پس از وفات طوسی یا دست کم پس از هجرت او از بغداد به نجف، به وی اطلاق شده است. در قرون بعدی، عنوان شیخ در میان امامیه به طوسی اختصاص‌یافت. [۷۲][۷۳] قزوینی رازی [۷۴] در قرن ششم، طوسی را «فقیه عالم و مفسر و مقری و متکلم» خوانده و نوشته که قول و فتوای طوسی مورد اعتقاد کامل علمای شیعی است. وی [۷۵] از طوسی با عنوان «شیخ کبیر» یاد کرده و در شمار «محققان شیعۀ اصولی» و در کنار سید مرتضی از او نام برده است. علامه حلی [۷۶] از طوسی با عناوین «شیخ الامامیه» و «رئیس الطائفه» یاد نموده [۷۷] و بحرانی، به نقل از برخی مشایخ خود، [۷۸] از وی با عناوین «شیخ‌الطائفه، رئیس المذهب، امام فی الفقه و الحدیث» نام برده است. آرای شیخ طوسی، پس از وی، در میان امامیه با قبول عام روبرو شد. در برخی موضوعات، شیخ طوسی پیشگام علمای شیعه است. برای نمونه، او نخستین کس در میان شیعه است که تفسیری جامع بر سراسر قرآن نگاشت [۷۹][۸۰][۸۱] و کتابی تفصیلی در اصول فقه نوشت [۸۲]‌ [۸۳].

شاگردان شیخ طوسی

 

طوسی در بغداد و نجف شاگردان بسیاری پرورد. جمعی از مهم‌ترین شاگردان او عبارت‌اند از:
۱. احمد‌ بن حسین خزاعی نیشابوری .
۲. اسماعیل و اسحق پسران حسن‌ بن بابویه.
۳. آدم‌ بن یونس نسفی.
۴. ابوالخیر برکت‌ بن محمد نسفی .
۵. تقی ابن‌نجم حلبی.
۶. جعفر‌ بن علی حسینی.
۷. ابوعلی حسن‌ بن محمد طوسی (فرزند طوسی).
۸. حسن‌ بن حسین‌ بن بابویه (که در نجف همۀ تصانیف طوسی را بر او خواند).
۹. حسین‌ بن مظفر حمدانی.
۱۰. حسن‌ بن عبدالعزیز جیهانی.
۱۱. سید عمادالدین ذوالفقار‌ بن محمد حسنی مروزی.
۱۲. سید زید‌ بن علی حسنی.
۱۳. سلیمان‌ بن حسن صهرشتی.
۱۴. صاعد‌ بن ربیعه.
۱۵. ابوصلت‌ بن عبدالقادر.
۱۶. سید ابوالنجم ضیاء‌ بن ابراهیم علوی شجری.
۱۷. ضمره‌ بن یحیی شعیبی.
۱۸. عبدالرحمن‌ بن احمد خزاعی نیشابوری معروف به شیخ مفید.
۱۹. عبدالجبار مقری رازی همچنین معروف به شیخ مفید.
۲۰. علی‌ بن عبدالصمد تمیمی سبزواری .
۲۱. کردی‌ بن عکبر کردی فارسی.
۲۲. سید مطهر‌ بن علی حسینی دیباجی.
۲۳. ابوالفتح محمد‌ بن علی کراجکی.
۲۴. محمد‌ بن هبةالله طرابلسی.
۲۵. محمد‌ بن حلبی.
۲۶. مظفر‌ بن علی حمدانی.
۲۷. ابوسعد منصور‌ بن حسین آبی.
۲۸. ناصر‌ بن رضا علوی حسینی. [۸۴][۸۵][۸۶][۸۷][۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸] قاعدتاً بسیاری از شاگردان او پس از تحصیل به موطن خود بازمی‌گشتند. از جمله، حسن‌ بن حسین‌ بن بابویه که در ری سکونت داشت، [۹۹] و اسماعیل و اسحق پسران حسن‌ بن بابویه، و عبدالجبار مقری رازی که آثاری دینی به زبان فارسی نیز داشته‌اند، [۱۰۰][۱۰۱] اشاره کرد.

آثار

 

شیخ طوسی آثار بسیار زیادی را در حوزه‌های گوناگون علوم دینی تألیف و تصنیف کرد. قزوینی رازی [۱۰۲] آثار طوسی را بیش از دویست مجلد و در فنون گوناگون علمی برشمرده است. فهرستی از آثار شیخ را در الفهرست خود او، [۱۰۳] فهرست نجاشی [۱۰۴] و معالم‌العلماء ابن‌شهرآشوب [۱۰۵] می‌توان دید. [۱۰۶] فهرست موضوعی آثار طوسی بدین قرار است:

آثار وی در تفسیر قرآن

۱. التبیان فی تفسیر القرآن. [۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹]
۲. المسائل الرحبیه. [۱۱۰][۱۱۱]

آثار حدیثی

۱. تهذیب الاحکام . [۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]
۲. الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار. [۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷]
۳. والمجالس که اینک به الأمالی معروف است. [۱۱۸][۱۱۹]

آثار وی در کلام

۱. تلخیص‌الشافی . [۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲]
۲. المفصح فی الامامة. [۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵]
۳. کتاب الغیبة. [۱۲۶][۱۲۷]
۴. الاقتصاد فی ما یجب علی العباد. [۱۲۸][۱۲۹]
۵. النقض علی ابن‌شاذان فی مسألة الغار. [۱۳۰][۱۳۱]
۶. مقدمة فی المدخل الی علم الکلام. [۱۳۲][۱۳۳]
۷. ریاضة العقول که شرح کتاب پیشین است. [۱۳۴][۱۳۵][۱۳۶]
۸. کتاب ما یعلّل و ما لا یعلّل. [۱۳۷]
۹. المسائل فی الفرق بین النبی و الامام. [۱۳۸][۱۳۹]
۱۰. المسائل الرازیة فی الوعید. [۱۴۰][۱۴۱]
۱۱. کتاب ما لا یسع المکلّف الإخلال به. [۱۴۲][۱۴۳]
۱۲. تمهید الاصول . [۱۴۴][۱۴۵]
۱۳. کتاب الکافی که ناتمام است. [۱۴۶][۱۴۷]
۱۴. تعلیق ما لا یسع. [۱۴۸]
۱۵. مسألة فی وجوب الجزیة علی الیهود و المنتمین الی الجبابرة. [۱۴۹][۱۵۰]

اثر فقهی فتوایی

النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی. [۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳]

آثار فقهی استدلالی

۱. المبسوط . [۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶]
۲. الایجاز فی الفرائض. [۱۵۷][۱۵۸]
۳. الجُمَل و العقود. [۱۵۹][۱۶۰]
۴. المسائل الجنبلانیه. [۱۶۱][۱۶۲]
۵. المسائل الحائریه. [۱۶۳] ۶. المسائل الحلبیه. [۱۶۴][۱۶۵]
۷. مسألة فی تحریم الفقاع. [۱۶۶][۱۶۷]
۸. مسئلة مواقیت الصلاة. [۱۶۸]

اثر وی در فقه مقایسه‌ای

مسائل الخلاف. [۱۶۹][۱۷۰]

آثار وی در اصول فقه

۱. العُدّه. [۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳]
۲. مسألة فی العمل بخبر الواحد. [۱۷۴][۱۷۵]

آثار رجالی

۱. کتاب الرجال. [۱۷۶][۱۷۷][۱۷۸]
۲. اختیار الرجال کشّی. [۱۷۹][۱۸۰]

اثری در کتاب‌شناسی

فهرست کتب الشیعة و اصولهم و أسماء المصنفین. [۱۸۱][۱۸۲][۱۸۳]

آثار وی در ادعیه

۱. مختصر فی عمل یوم و لیله. [۱۸۴][۱۸۵]
۲. مصباح المتهجد. [۱۸۶][۱۸۷]
۳. مختصر المصباح المتهجد. [۱۸۸] ۴. هدایة المسترشد و بصیرة المتعبد. [۱۸۹][۱۹۰]
۵. مناسک الحج‌مجرد العمل و الادعیه. [۱۹۱][۱۹۲]

آثار تاریخی شیخ طوسی

۱. مقتل الحسین . [۱۹۳][۱۹۴]
۲. مختصر اخبار المختار. [۱۹۵][۱۹۶]

آثار وی در علوم متفرقه

۱. انس الوحید. [۱۹۷][۱۹۸]
۲. المسائل الالیاسیه. [۱۹۹][۲۰۰]
۳. مسائل ابن‌البراج. [۲۰۱][۲۰۲]
۴. المسائل الجبریه. [۲۰۳]
۵. المسائل الدمشقیه. [۲۰۴]
۶. المسائل القمیه. [۲۰۵][۲۰۶]
۷. مسألة فی الاحوال. [۲۰۷][۲۰۸][۲۰۹] مؤلف سنی‌مذهب کتاب بعض فضائح الروافض (قرن ششم) نیز کتابی با عنوان الممدوح و المذموم به طوسی نسبت داده است. [۲۱۰]

نوشته بحرالعلوم درباره آثار شیخ طوسی

به نوشتۀ بحرالعلوم، [۲۱۱] نخستین اثر فقهی طوسی النهایه و آخرین اثر فقهی او المبسوط است. مصباح المتهجد نیز یکی از آخرین آثار اوست. تاریخ برخی از آثار طوسی دانسته است. برای نمونه، طوسی الفهرست را در زمان حیات سید مرتضی (متوفی ۴۳۶) آغاز کرده، زیرا در آن از وی با جملات دعایی یاد کرده که حاکی از حیات اوست، [۲۱۲] ولی چون در ادامه، از تاریخ وفات او یاد کرده است، [۲۱۳] معلوم می‌شود که پس از درگذشت سید مرتضی نیز مطالبی به آن می‌افزوده است. [۲۱۴]

نوشتۀ علامه حلی درباره عظمت شیخ طوسی

 

به نوشتۀ علامه حلی ، همگی علمای امامی پس از شیخ طوسی به او اکتفا کرده و به ذکر آرای او بسنده نموده‌اند. [۲۱۵][۲۱۶]

شیخ طوسی تدوین کننده و تلفیق کننده آراء

 

طوسی با تلفیق آرای متفاوت در میان شیعه ، به نوعی، گردآورنده و تدوین کننده آرا و آثار مکاتب مختلف در حوزۀ علوم دینی امامیه است. وی کوشید تا از عقاید علمی امامیه قرائتی معیار عرضه کند؛ قرائتی که دست کم تا دو قرن پس از وی جایگاه ویژۀ خود را نگاه داشت. از همین روست که علمای بزرگ شیعی قرون بعد، از وی با عنوان «المهذب للعقائد فی الاصول والفروع» [۲۱۷] و «مهذّب فنون المعقول والمسموع» [۲۱۸] یاد کرده‌اند.
شیخ طوسی راه میانۀ نص‌گرایی و اجتهاد فقهی را با تلفیق آموزه‌های مکتب قم و مکتب بغداد در میان امامیه استوار کرد و نهادینه ساخت. [۲۱۹] او را نخستین کسی دانسته‌اند که روش اجتهاد مطلق را در میان امامیه باب کرد. [۲۲۰] در کلام، طوسی بیش‌تر شارح مکتب کلامی مفید و سید مرتضی است، هرچند که مکتب کلامی قم و بغداد را تلفیق کرده و به همین دلیل، علمای امامی پس از وی آن را پذیرفته‌اند.

انتقادات وارد شده بر شیخ

 

انتقاداتی نیز بر شیخ طوسی وارد کرده‌اند، مانند اعتماد به مصادر نامعتبری مانند نسخۀ مصحَّف رجال کشی یا الفهرست ابن‌ندیم، [۲۲۱] درآمیختن روایات کتاب‌های معتبر با روایات کتاب‌های نامعتبر که موجب رواج‌ روایات کتاب‌های نامعتبر گردید، [۲۲۲] دقت نکردن در نقل متن و سند احادیث و وقوع تصحیف و تحریف در آن‌ها [۲۲۳][۲۲۴][۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷] و شتابزدگی و کم دقتی، [۲۲۸][۲۲۹] تأویل روایات معارض با یکدیگر و تحمیل در تطبیق دادن آن‌ها، و برگزیدن روش‌های متفاوت علمی در آثار گوناگونش. [۲۳۰][۲۳۱]

وفات

 

شیخ طوسی در ۲۲ محرّم سال ۴۶۰ در غری (نجف) درگذشت. سال وفات او را آخر محرّم سال ۴۵۸ [۲۳۲] و سال ۴۶۱ [۲۳۳] نیز نوشته‌اند. [۲۳۴] حسین‌ بن مهدی سلیقی و محمد‌ بن عبدالواحد عین زربی و ابوالحسن لؤلؤی او را در همان شب غسل دادند و در خانۀ خود او به خاک سپردند. [۲۳۵] این خانه بعدها مسجد شد و اینک از مشهور‌ترین مساجد نجف، نزدیک باب شمالی صحن علوی و معروف به باب طوسی، است. [۲۳۶][۲۳۷]

همایشی بین المللی به مناسبت هزارمین سال ولادت شیخ طوسی

 

در اسفند سال ۱۳۴۸ و فروردین ۱۳۴۹، به مناسبت هزارمین سال ولادت شیخ طوسی، همایشی بین المللی در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد که در آن دانشمندان و نویسندگانی از ایران و سراسر جهان حضور یافتند و مقالات و تحقیقات خود را دربارۀ شیخ طوسی و آثارش عرضه کردند. مجموعه مقالات این همایش، در سه جلد، به کوشش محمد واعظ زاده خراسانی به چاپ رسیده است (مشهد۱۳۵۴ش).

فهرست منابع

 

(۱) آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، قم.
(۲) آقابزرگ طهرانی، مقدمۀ التبیان.
(۳) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹.
(۴) ابن‌جوزی، المنتظم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، قاهره ۱۴۱۱.
(۵) ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، بیروت ۱۹۷۱م.
(۶) ابن‌داود حلی، کتاب الرجال، چاپ سید کاظم موسوی میاموی، تهران ۱۳۴۲ش.
(۷) ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
(۸) ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸.
(۹) سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
(۱۰) یوسف‌ بن احمد بحرانی، لؤلؤة البحرین، چاپ سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف ۱۹۶۹م.
(۱۱) یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، قم ۱۳۶۳ش.
(۱۲) محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، شیکاگو.
(۱۳) حسن‌ بن یوسف علامه حلی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
(۱۴) حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد ۱۴۱۲.
(۱۵) شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
(۱۶) محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، قم ۱۴۱۹.
(۱۷) حسن‌ بن زین‌الدین شهید ثانی، منتقی الجمان، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
(۱۸) سیدعبدالعزیز طباطبایی، «شخصیت علمی و مشایخ شیخ طوسی»، میراث اسلامی ایران، دفتر دوم، به کوشش رسول جعفریان، قم ۱۳۷۴ش.
(۱۹) محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، قم ۱۴۱۴.
(۲۰) محمد‌ بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
(۲۱) محمد‌ بن حسن طوسی، تلخیص‌الشافی، چاپ سید حسین بحرالعلوم، قم ۱۳۹۴.
(۲۲) محمد‌ بن حسن طوسی، تهذیب‌الاحکام، چاپ سید حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
(۲۳) محمد‌ بن حسن طوسی، الرجال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
(۲۴) محمد‌ بن حسن طوسی، العدة فی اصول الفقه، چاپ محمدرضا انصاری قمی، قم ۱۴۱۷.
(۲۵) محمد‌ بن حسن طوسی، الغیبه، چاپ عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم ۱۴۱۱.
(۲۶) محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
(۲۷) عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
(۲۸) جعفر‌ بن حسن محقق حلی، المعتبر فی شرح المختصر، قم ۱۳۶۴ش.
(۲۹) سیدحسین مدرسی طباطبایی، درآمدی بر فقه شیعه، ترجمۀ محمدآصف فکرت، مشهد ۱۳۶۸ش.
(۳۰) علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
(۳۲) احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.

پانویس


۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۳. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۱، ص‌۲۴۹، مشهد ۱۴۱۲.
۴. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج۱، ص‌۵۹۳، قم ۱۳۶۳ش.
۵. محمد‌ بن حسن طوسی، الغیبه، ص‌۳۵۸، چاپ عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم ۱۴۱۱.
۶. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۱، ص‌۲۴۹، مشهد ۱۴۱۲.
۷. ابن‌داود حلی، کتاب الرجال، ج۱، ص‌۳۰۶، چاپ سید کاظم موسوی میاموی، تهران ۱۳۴۲ش.
۸. سیدحسین مدرسی طباطبایی، درآمدی بر فقه شیعه، ج۱، ص‌۳۷۷_۳۷۹، ترجمۀ محمدآصف فکرت، مشهد ۱۳۶۸ش.
۹. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۰. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۱، ص۲۴۹، مشهد ۱۴۱۲.
۱۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۵، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۲. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۶_۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۳. محمد‌ بن حسن طوسی، تهذیب‌الاحکام، ج‌۱، ص‌۳، چاپ سید حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۱۴. محمد‌ بن حسن طوسی، تهذیب‌الاحکام، ج‌۱، ص‌۳، چاپ سید حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۱۵. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، ج۱، ص‌۲۵۰، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۱۶. شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج‌۱۰، ص‌۱۲۲، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۱۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۲۹۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۲۹۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹. محمد‌ بن حسن طوسی، الرجال، ج۱، ص‌۴۳۴، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
۲۰. آقابزرگ طهرانی، مقدمۀ التبیان، ج‌۱، ص‌۴.
۲۱. محمد‌ بن حسن طوسی، تلخیص‌الشافی، ج‌۱، ص‌۶۱، چاپ سید حسین بحرالعلوم، قم ۱۳۹۴.
۲۲. محمد‌ بن حسن طوسی، تلخیص‌الشافی، ج۱، ص۱۰۶، چاپ سید حسین بحرالعلوم، قم ۱۳۹۴.
۲۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۲۸۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۴. محمد‌ بن حسن طوسی، الرجال، ج۱، ص‌۴۳۴، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
۲۵. یادنامه هزاره شیخ طوسی، تالیف علی دوانی، مقدمه .
۲۶. شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج‌۱۰، ص‌۱۲۲، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۲۷. شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج‌۱۰، ص‌۱۲۲، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۲۸. ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۵، بیروت ۱۹۷۱م.
۲۹. ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۵، بیروت ۱۹۷۱م.
۳۰. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج‌۱۲، ص‌۱۱۹، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸.
۳۱. ابن‌جوزی، المنتظم، ج‌۱۶، ص‌۸، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، قاهره ۱۴۱۱.
۳۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج‌۹، ص‌۶۳۷، بیروت ۱۳۹۹.
۳۳. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج‌۱۲، ص‌۱۱۹، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸.
۳۴. ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۵، بیروت ۱۹۷۱م.
۳۵. محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، ج۱، ص‌۴۷_۵۲، شیکاگو.
۳۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۳۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۲۹۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۳۸. محمد‌ بن حسن طوسی، الرجال، ج۱، ص‌۴۳۴، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
۳۹. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۳۹۴، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۵۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۱۲۲، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۲. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۲۷۳، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۲۹۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۴. بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۱۶۳، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۵. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۱۹۳، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۲۳۴، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۷. محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، ج۱، ص‌۵۸ـ ۵۹، شیکاگو.
۴۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۳۳، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۴۹. محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، ج۱، ص‌۵۹، شیکاگو.
۵۰. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۷۷_۴۱۲، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۱. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۷۷، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۲. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۷۸_۳۸۰، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۳. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۷۹_۳۸۰، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۴. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۹۳، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۵. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۷۸_۴۱۲، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۵۶. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۳۳۱، قم ۱۴۱۴.
۵۷. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۴۰۵، قم ۱۴۱۴.
۵۸. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۲۵۷، قم ۱۴۱۴.
۵۹. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۳۹۴، قم ۱۴۱۴.
۶۰. شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۶۱. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۳۰۶، قم ۱۴۱۴.
۶۲. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۳۹۹، قم ۱۴۱۴.
۶۳. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص‌۳۸۲، قم ۱۴۱۴.
۶۴. محمد‌ بن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص۳۸۹، قم ۱۴۱۴.
۶۵. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۴۰۴، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۶۶. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج۱، ص‌۳۸۵، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۶۷. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج‌۱۲، ص‌۱۱۹، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸.
۶۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج‌۹، ص‌۶۳۷، بیروت ۱۳۹۹.
۶۹. شمس‌الدین محمد‌ بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج‌۱۰، ص‌۱۲۲، چاپ بشار عواد معروف، بیروت۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۷۰. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص۳۹۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۷۱. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۷۲. جعفر‌ بن حسن محقق حلی، المعتبر فی شرح المختصر، ج۱، ص۳۳، قم ۱۳۶۴ش.
۷۳. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۱، ص‌۹، مشهد ۱۴۱۲.
۷۴. عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، ج۱، ص‌۲۱۰، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۷۵. عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، ج۱، ص‌۵۰۴، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۷۶. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، ج۱، ص‌۲۴۹، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۷۷. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص۲۲۷ ۲۲۸، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۷۸. یوسف‌ بن احمد بحرانی، لؤلؤة البحرین، ج۱، ص‌۲۹۷_۲۹۸، چاپ سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف ۱۹۶۹م.
۷۹. محمد‌ بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
۸۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۸۱. عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، ج۱، ص‌۲۱۲، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۸۲. محمد‌ بن حسن طوسی، العدة فی اصول الفقه، ج‌۱، ص‌۳_۴، چاپ محمدرضا انصاری قمی، قم ۱۴۱۷.
۸۳. محمد‌ بن حسن طوسی، العدة فی اصول الفقه، ج‌۱، ص‌۴، چاپ محمدرضا انصاری قمی، قم ۱۴۱۷.
۸۴. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص‌۳۲_۳۳، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۸۵. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۳۴، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۸۶. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۴۲_۴۳، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۸۷. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۴۴، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۸۸. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۴۵_۴۶، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۸۹. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۴۷، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۰. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۶۲، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۱. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۶۵، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۲. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۶۷، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۳. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۷۱_۷۲، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۴. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۷۵_۷۶، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۵. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۹۸، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۶. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۱۰۰_۱۰۱، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۷. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۱۰۵، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۸. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۱۲۷، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۹۹. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص‌۴۶، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۱۰۰. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص‌۳۳، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۱۰۱. علی‌ بن بابویه منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ج۱، ص۷۵، چاپ سید جلال‌الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.
۱۰۲. عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، ج۱، ص‌۲۱۰، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۱۰۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷_۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۰۴. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۰۵. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴_۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۰۶. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص‌۲۲۸ ۲۳۳، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۱۰۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۰۸. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۰۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۱۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۱۱. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۱۲. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۱۳. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۱۴. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۱۵. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۱۶. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۱۷. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۱۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۱۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۲۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۲۱. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۲۲. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۲۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۲۴. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۲۵. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۲۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص۴۵۰_۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۲۷. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۲۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۲۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۳۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۳۱. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۳۲. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۳۳. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۳۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۳۵. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۳۶. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۳۷. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۳۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۳۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۴۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۴۱. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۴۲. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۴۳. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۴۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۴۵. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۴۶. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۴۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۴۸. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۴۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۵۰. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۵۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۷، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۵۲. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۵۳. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۵۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۵۵. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۵۶. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۵۷. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۵۸. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۵۹. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۶۰. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۶۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۶۲. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۶۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۶۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۶۵. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۶۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۶۷. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۶۸. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۶۹. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۷۰. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۷۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۷۲. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۷۳. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۷۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۷۵. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۷۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۷۷. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۷۸. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۷۹. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸۰. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۸۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸۲. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۱۸۳. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۸۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸۵. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۸۶. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸۷. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۸۸. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۸۹. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹۰. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۹۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹۲. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۹۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹۴. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۹۵. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹۶. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۹۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۱۹۸. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۱۹۹. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۰۰. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۰۱. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۰۲. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۰۳. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۰۴. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۰۵. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۵۱، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۰۶. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۰۷. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۴۴۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۰۸. احمد‌ بن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة (المشتهر برجال النجاشی)، ج۱، ص‌۴۰۳، چاپ سید موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷ق.
۲۰۹. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۱۰. عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض، ج۱، ص‌۲۹۷، به کوشش سید جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۲۱۱. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص‌۲۳۳ ۲۳۴، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۲۱۲. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۲۸۸، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۱۳. محمد‌ بن حسن طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ج۱، ص‌۲۹۰، چاپ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰.
۲۱۴. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص‌۲۳۳ ۲۳۴، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۲۱۵. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج‌۱، ص‌۱۱، مشهد ۱۴۱۲.
۲۱۶. محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج‌۹، ص‌۲۰۹، قم ۱۴۱۹.
۲۱۷. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، ج۱، ص‌۲۴۹، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۲۱۸. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص‌۲۲۸، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.
۲۱۹. سیدحسین مدرسی طباطبایی، درآمدی بر فقه شیعه، ج۱، ص‌۴۹_۵۰، ترجمۀ محمدآصف فکرت، مشهد ۱۳۶۸ش.
۲۲۰. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج‌۲، ص‌۱۶۲، قم.
۲۲۱. محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج‌۹، ص‌۲۰۹، قم ۱۴۱۹.
۲۲۲. محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ص۲۰۸، قم ۱۴۱۹.
۲۲۳. حسن‌ بن زین‌الدین شهید ثانی، منتقی الجمان، ج‌۱، ص‌۴۸، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
۲۲۴. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۴، ص‌۲۰۹، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲۵. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۵، ص‌۵۱۹، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲۶. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۹، ص‌۱۰۸، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲۷. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۱۳، ص‌۲۱۵، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲۸. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۱۶، ص‌۱۷۳، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲۹. یوسف‌ بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة، ج‌۱۷، ص‌۷۱، قم ۱۳۶۳ش.
۲۳۰. یوسف‌ بن احمد بحرانی، لؤلؤة البحرین، ج۱، ص‌۲۹۷ـ ۲۹۸، چاپ سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف ۱۹۶۹م.
۲۳۱. محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، ج۱، ص‌۵۵، شیکاگو.
۲۳۲. ابن‌شهر آشوب، معالم العلماء، ج۱، ص‌۱۱۴، چاپ سید محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۰.
۲۳۳. ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۵، بیروت ۱۹۷۱م.
۲۳۴. محمدحسین حسینی جلالی، مشیخة الحدیث، ج۱، ص‌۴۵_۵۳، شیکاگو.
۲۳۵. حسن‌ بن یوسف علامه حلی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، ج۱، ص‌۲۴۹ ۲۵۰، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۲۳۶. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج‌۲، ص‌۱۶۲، قم.
۲۳۷. سیدمحمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، الفوائد الرجالیه، ج‌۳، ص‌۲۳۹، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ش.

...........................

منبع: ویکی فقه

دوشنبه, 17 ارديبهشت 1403 10:49

ابوالقاسم علی بن حسین بن موسی (۳۵۵-۴۳۶ق)، معروف به سیدِ مرتضی، شریف مرتضی و علم‌الهدی، فقیه و متکلم امامی و از شخصیت‌های پرنفوذ اجتماعی شیعه در دوره آل بویه بود. سید مرتضی مانند پدر و برادرش سیدرضی، مدتی نقیب طالبیان بود و در بغداد زندگی می‌کرد و نزد خلفای عباسی و حاکمان آل بویه از احترام خاصّی برخوردار بود. وی همچنین مدتی امیرالحاج و نیز عهده‌دار دیوان مظالم بود.

مقدمه

 

«سید مرتضی» یکی از چهره‌های امید آفرین و هدف بخش و سازنده جهان تشیع و بلکه افتخار اسلام به‌شمار آمده، آثار علمی و زندگی اجتماعی و شخصیت معنوی او برای همه نسل‌ها آموزنده و الهام‌بخش است.
گرچه بیش از هزار سال از روزگار او می‌گذرد، شایستگی و برجستگی‌های وی سدّ زمان را شکسته و تا امروز امتداد یافته است و شناخت او در همه زمان‌ها به زانوان انسان‌ها توان بیشتر در پیمودن راه انسانیت می‌بخشد.
علامه حلی او را معلم شیعه امامیه خوانده اسـت مـردی جـامع بوده است هم ادیب بوده و هم متکلم و هم فقیه آرافقهی او مورد توجه فقها اسـت كـتـاب مـعـروف او در فقه، یكی انتصار است و دیگر كتاب جمل العلم و العمل او و برادرش سید رضی، (جامع نهج البلاغه) نزد شیخ مفید سابق الذكر تحصیل كرده اند. [۱]

معرفی اجمالی

 

«ابوالقاسم علی بن حسین بن موسی» ملقب به «سید مرتضی»، «شریف مرتضی»، «علم الهدی»، «ذو الثمانین» «ذو المجدین»، فرزند ابواحمد حسین، فرزند موسی بن محمد بن موسی بن ابراهیم فرزند امام موسی بن جعفر (علیه‌السّلام)، در ماه رجب سال ۳۵۵ ق، در شهر بغداد، دیده به جهان گشود.
پدرش به «طاهر اوحد ذوالمناقب» معروف بود که منصب نقابت و رسیدگی به کار و زندگی سادات دودمان ابوطالب و مسولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستی خانه خدا را که از منصب‌های مهم آن روز بود، به عهده داشت.
مادرش نیز بانویی بزرگوار و دانشمند بود که شیخ مفید، کتاب «احکام النساء» را به خاطر او تالیف و تدوین کرده است.

زندگی‌نامه

 

ابـوالـقاسم علی بن الحسین بن موسی، مشهور به سید مرتضی علم الهدی، نقیب طالبیان، از نظر منزلت علمی و اعتبار فقهی در مرتبت بسیار والایی قرار دارد كه كمتر كسی در آن عصر به پایه آن نـایـل آمده است او پیشوای فقهی، متكلم و مرجع امامیه در عصر خویش، پس از درگذشت استاد عالی‌قدرش شیخ مفید (م ۴۱۳) بوده است.
او یـكی از بزرگان فقهای امامیه، جامع علوم معقول و منقول در عصر خویش بوده و در ادبیات و فـنـون کلام و تفسیر سرآمد اقران بوده است و آنچنان در علوم اسلامی تبحر داشته است كه او را مروج الذهب در راس قرن چهارم، و یا مجدد مذهب در قرن مذكور نامیده‌اند.
او مدت سی سال امیر حاج و حرمین و نقیب الاشراف و قاضی القضات ومرجع تظلمات و شكایات مردم بوده است علامه حلی در كتاب خلاصه درباره او گوید: علم الهدی ركن امامیه و معلم ایشان بوده و مصنفات او تا زمان حاضر كه ۶۹۳هجرت می‌باشد، محل استفاده آن فرقه حقه می باشند. [۲]
شیخ عزالدین احمد بن مقبل گوید: اگر كسی سوگند یاد كند كه علم الهدی در علوم عربیه داناتر از خود عرب بوده، دروغ نگفته و گناهی نكرده است. [۳]

ولادت

سید مرتضی در ماه رجب سال ۳۵۵ هجری قمری در شهر بغداد دیده به جهان گشود. نامش علی فرزند «ابو احمد حسین» فرزند موسی بن محمد بن موسی بن ابراهیم فرزند امام موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) است که نسب او با پنج واسطه به امام هفتم (علیه‌السّلام) می‌رسد. و کنیه‌اش ابوالقاسم است و پدر و مادرش نیز از افراد لایق آن روزگار بودند. پدرش حسین موسوی به «طاهر اوحد ذوالمناقب» معروف بود که منصب نقابت و رسیدگی به کار و زندگی سادات دودمان ابوطالب و مسئولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستی زائران خانه خدا را که از منصب‌های مهمّ آن روز بود به عهده داشت.[۴] مادرش نیز بانویی علوی نژاد و همنام حضرت فاطمه (علیهاالسّلام)، زنی بزرگوار و دانشمند بود که شیخ مفید پیشوای شیعیان کتاب «احکام النساء» را به خاطر او تالیف و تدوین کرده است.[۵]كنیه‌اش علم الهدی و لقبش ذوالثمانین، ابوالثمانین وذوالمجدین و شریف سید مرتضی می باشد.

دانای هنرور در سخن دانشمندان

 

علامه حلّی می‌گوید: «عَلَم الهدی در علوم بسیاری یگانه بود. دانشمندان ما بر وفور فضل و دانش او اتفاق نظر دارند. در دانش‌هایی مانند علم کلام و فقه و ادب از قبیل شعر و لغت و جز اینها بر همگان مقدم بود... شیعه از زمان وی تا عصر ما که در سال ۶۹۳ هجری است از کتاب‌های او استفاده کرده‌اند. او رکن طائفه (شیعه) و معلم آن‌هاست.» [۶]
علامه بحرالعلوم که خود سرآمد فقهای شیعه بود، می‌نویسد: «علی بن حسین... ابوالقاسم مرتضی علم الهدی، ذوالمجدین و صاحب الفخرین والریاستین، مروّج دین جدّش، سرور ثقلین در قرن چهارم، به روش پیشوایان برگزیده، او سرور علمای اسلام و پس از ائمه اطهار (علیه‌السّلام) از همه کس برتر است. او دانش‌هایی گرد آورد که نصیب هیچ کس نشد و از فضایلی برخوردار گردید که او را از همه کس ممتاز گردانید، دانشمندان مخالف و موافق درباره فزونی فضلش اتّفاق نظر دارند و به تقدمش بر تمامی دانشمندان پیشین و پسین معترف می‌باشند.» [۷]
ابوالعلا معرّی در پاسخ افرادی که از او درباره سید پرسیدند، در ضمن دو بیت شعر عربی چنین گفت: «ای کسی که آمده‌ای تا درباره سید مرتضی از من بپرسی، بدان که او از هر نقص و عیبی پیراسته است. اگر او را ببینی، خواهی فهمید که وجود همه مردم در مردی جمع، و روزگار در یک ساعت متمرکز گشته و جهان در یک خانه قرار گرفته است.» [۸]

از دیدگاه اهل‌سنت

شخصیت علم الهدی از دیدگاه دانشمندان اهل‌سنت هم پوشیده نمانده است، بلكه در اثر كثرت تالیفات و آثار مورد جلب نظر آنان نیز گردیده است .
ابن اثیر در کامل التواریخ، یافعی در مرآة الجنان، سیوطی در طبقات، خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و ابن کثیر شامی و دیگران، همگی از سید مرتضی با بهترین عبارات یاد كرده‌اند و علم و فضیلت و دانش او را ستوده‌اند.
یكی از اساتید ادبیات مصر گوید: مـن از كتاب غرر و درر سید مرتضی مسائلی را استفاده كردم كه در هیچ‌یک از كتاب‌های دیگر نحویان به دست نیاوردم. [۹]

حوزه درسی سید

 

او حـوزه درسـی بـسـیـار غـنـی داشـتـه است و در علوم متنوعه تدریس داشته است و هر یک از شـاگـردان او شهریه معینی داشته‌اند، چنانچه شیخ طوسی را ماهی دوازده دینار اشرفی (طلای هـیـجـده نخود) و قاضی ابن البراج را ماهی هشت دینار و هر یک از تلامذه دیگر را به فراخور حال خـود شـهـریه می‌داده است وقتی قحطی شدید پیش آند، مرد یهودی برای تحصیل روزی، چاره انـدیـشید كه در نزد سید به تحصیل علم نجوم بپردازد بعد از استیذان از سید حاضر درس او شد و حـسب‌الامر سید به او روزانه تعیین گردید كه روز به روز می‌گرفت و صرف ضروریات زندگی خود می‌كرد تا پس از اندكی از مشاهده این شیوه و رفتار نیک، آخر به دین اسلام گروید.

داستان آغاز تحصیل سید

 

بـرخی از رؤیاها در صداقت و راستی بی‌شباهت به الهام و نوعی آگاهی‌های غیبی نیستند و یكی از آن نـوع رؤیـاهـا، خـوابی بود كه شیخ مفید (اعلی‌اللّه مقامه‌الشریف) دیدند كه حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) حـسـنین (علیه‌السلام) را پیش او آورده است و می‌فرماید: یا شیخ علمهما الفقه (به این دو فرزند فقه بیاموز) شیخ پس از بیداری به حیرت و تفکر فرو می‌رود، تا آنكه صبح همان شب، فاطمه والده مـاجده سید مرتضی و سید رضی، با خدمتگزاران خود كه دور او بوده‌اند، دو پسر خود را كه در آن موقع از نظر سن، صغیر و خردسال بوده‌اند پیش شیخ آورده، شیخ محض رعایت جلالت آن مخدره، سلامش كرد و به پا ایستاد تا پس از احترامات معمولی، فاطمه مادر كودكان، همان عبارت مذكور در رؤیا را (یا شیخ علمهما الفقه) به زبان آورد و گفت: ای شیخ این دو پسران منند، اینها را پیش تو آورده‌ام كه به آنان فقه تعلیم دهی.
پـس شـیـخ تـحـت تاثیر قرار گرفت و خواب را به آن بانوی جلیل‌القدر بازگونمود و به تعلیم و تربیت آن دو برادر والاگهر اهتمام تمام به كار برد تا به آن مقام عالی علم و اجتهاد نائل آمدند كه هر دو از ذخیره های ارزشمند اسلام و از نوادر و نوابغ ‌روزگار گردیدند. [۱۰][۱۱][۱۲]

دوره علمی علم‌الهدی

 

اساتید و شاگردان و ویژگی‌های مجلس درس سیدمرتضی از دوره‌های علمی سید است.

اساتید

سید مرتضی (علی) تا آن زمان که خود بر فراز کرسی استادی تکیه زد در نزد شماری از پاکان عصر خویش برای فراگیری علوم آسمانی به ادب زانو زد و بهره‌ها برد. در ذیل یادی از آن خدا ترسان عرصه علم خواهیم کرد.
۱- شیخ مفید (متوفی ۴۱۳ ق.): شخصیت ممتازی که به قول نجاشی فضل و برتری او در فقه، کلام، روایت، علم و وثاقت مشهورتر از آن است که توصیف و تعریف شود.[۱۳] او توانست شاگردانی بلند آوازه و نابغه و پرکار همانند شیخ طوسی و سید مرتضی را تقدیم جامعه اسلامی بدارد.
۲- ابومحمد‌ هارون فرزند موسی تلعکبری (متوفی ۳۸۰ ق.): او دانشمند و فقیهی برجسته و کم‌نظیر بود و از جمله راویان مشهوری است که از مرحوم کلینی روایت نقل می‌کند.[۱۴]
۳- شیخ محمد صدوق (متوفی ۳۸۱ ق.): او از بزرگان و پیشتازان حدیث است که به قول شیخ طوسی وی دانشمندی بزرگ، پاسدار احادیث، آگاه به رجال و نقّاد اخبار بود که در میان قمی‌ها کسی در پاسداری از علم حدیث و دانش زیاد همانند او دیده نشده است و حدود ۳۰۰ کتاب تالیف کرده است.[۱۵]
۴- حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق: او فقیهی بزرگوار و محدّثی شناخته شده است که از پدر و برادرش حدیث نقل کرده است.
۵- احمد بن علی بن سعید کوفی.
۶- محمد بن عمران کاتب مرزبانی.
۷- ابویحیی ابن نباته.
۸- ابوالحسن علی بن محمد کاتب.
۹- ابوالقاسم عبدالله بن عثمان بن یحیی.
۱۰- احمد بن سهل دیباجی.[۱۶]

شاگردان

۱- شیخ طوسی: وی پنج سال پس از ورود به بغداد (که مرکز گسترش علوم اسلامی و حوزه علمیه شیعه به شمار می‌رفت) و استفاده از محضر استادان گرانقدر به‌ویژه شیخ مفید - با کمال تواضع در مجلس درس سید مرتضی حاضر شد و بیست و سه سال تمام از محضر این استاد وارسته علم و ادب آموخت و به مقام والایی رسید و شاگردان بسیاری تربیت کرد که گفته شده شاگردان مجتهد او از عالمان شیعه بیش از سیصد نفر بود و شاگردانش از علمای اهل تسنن بیش از آن بود که بتوان آن را شمرد.[۱۷]
۲- ابویعلی سلاّر دیلمی: او از فقهای بزرگ شیعه و از شاگردان سید مرتضی و شیخ مفید بود و اصلش از دیلم (رشت امروز یا نواحی آن منطقه) است. از آنجا به بغداد هجرت کرد واز محضر آن دو استاد بزرگ دانش و معرفت را فراگرفت و توانست فوق‌العاده مورد توجه استادش سید قرار گرفته، جانشین او در منصب قضا در شهرهای حلب گردد.[۱۸]
۳- ابوالصلاح حلبی: او از عالمان و فقیهان مشهور است. ابن شهرآشوب درباره او می‌گوید: ابوالصلاح حلبی از شاگردان سید مرتضی (رحمةالله) است و کتابی دارد به نام «بدایه» در فقه و شرحی دارد بر کتاب ذخیره سید مرتضی.[۱۹]
۴- قاضی ابن برّاج طرابلسی: او از فقها و دانشمندان و شاگردان مشهور سید مرتضی (رحمةالله) است که گفته شده سید مرتضی ماهانه هشت دینار - که در آن زمان مبلغ بالایی بوده است - به او شهریه می‌داد و مدت بیست و سه سال تمام در طرابلس (طرابلس از شهرهای شام آن روز بوده که امروز در شمال کشور لبنان است.) قضاوت می‌کرد. از این رو به او قاضی طرابلسی گفته‌اند.
۵- ابویعلی محمد بن حسن بن حمزه جعفری.[۲۰]
۶- ابو الصمصام مروزی.
۷- سیدنجیب‌الدین کراجکی.
۸- شیخ ابوالحسن سلیمان صهرشی.
۹- جعفر بن محمد دوریستی.
۱۰- ثابت بن عبدالله نباتی.
۱۱- احمد خزاعی.
۱۲- شیخ مفید ثانی.
۱۳- ابوالمعالی احمد بن قدامه.
۱۴- محمد فرزند علی صلواتی.
۱۵- ابوزید فرزند کیابکی حسینی و...

ویژگی‌های مجلس درس سید

حوزه درس ایشان ویژگی‌هایی داشت که به سختی می‌توان نمونه آن را در درس دیگر عالمان یافت. از ویژگی مجلس درس او این بود که همه گونه افراد با هر عقیده‌ای می‌توانستند در محضرش حضور یافته و از علوم مختلفی که تدریس می‌کرد، استفاده نمایند. نقل شده زمانی مردی یهودی که از قحطی و تنگدستی رنج می‌برد به حضور استاد رسید و از وی تقاضای یادگیری علم نجوم کرد. سید مرتضی با گشاده‌رویی تقاضای او را پذیرفت و دستور داد هر روز مبلغی به او بپردازند. آن مرد یهودی مدتی در درس استاد شرکت کرد و زندگی خود را از طریق همان مبلغ گذراند و پس از گذشت مدتی نه چندان زیاد، تحت تاثیر عظمت و برخوردهای مکتبی شریف مرتضی قرار گرفت و مسلمان شد.[۲۱]
ویژگی دیگر درس او این بود که بزرگان بسیاری در آن شرکت می‌کردند، حتی گاهی استادش، شیخ مفید نیز در درس او حضور می‌یافت. در این‌باره چنین گفته شده است: «تمام فاضل‌ها و دانشمندان عرب و عجم از جملات او متحیّر، توگویی سیبویه همه زمان‌هاست و سحبان (خطیبی است که در فصاحت و بلاغت مشهور است.) [۲۲] قرن چهارم، توام با حکمت لقمان و زهد سلمان. وقتی در درس خواجه نصیر نام او برده شد مؤدبانه گفت: صلوات‌الله علیه! چون سید مرتضی به درس مفید حاضر گشتی، مفید به احترام او از جا بر می‌خاستی و گاه کرسی درس خود به او دادی و از بیان و تقریر او نشاط کردی و در جلو او بر روی مبارکش لبخند شادی زدی، که گویی سیمای معصومین بینی و گاه که به یاد خواب زهرا (علیهاالسّلام) می‌افتادی اشک شوق و محبّت به‌ گونه جاری ساختی.» [۲۳]
در زمان ایشان، شهر بغداد در مدتی کوتاه، شاهد گسترش علم و ادب بود. در آن روزگار شیفتگان دانش و معرفت از دورترین نقاط جهان به آنجا می‌آمدند تا از محضر استادانی چون سید مرتضی توشه برگیرند و در ظاهر، فقر و تنگدستی افراد- به‌ویژه در سال‌هایی که قحطی- دانش‌پژوهان را در تنگنا و سختی قرار داد. از این، وی بر آن شد تا بخشی از خانه خود را به اهل علم اختصاص دهد تا شاگردان و دانش پژوهان، با استفاده از آن و کتابخانه‌اش، به تحقیق، مطالعه، مذاکرات علمی و تالیف بپردازند؛ که آن مرکز بعدها «دارالعلم» نامیده شد.
مرحوم محدّث نوری می‌نویسد: «سید مرتضی (قدس سرّه) علوم زیادی را تدریس می‌کرد»[۲۴] خصوصیت دیگر حوزه درس او این بود که به هر شاگردی به فراخور حالش شهریه می‌پرداخت. نقل شده که این استاد بزرگوار به شاگرد ممتازش شیخ طوسی ماهانه دوازده دینار می‌پرداخت.
کار ارزشمند دیگر ایشان، این بود که یکی از روستاهای متعلق به خود را برای تامین کاغذ دانشمندان و فقها، وقف نمود و مخارج زندگی شاگردان را نیز از درآمد املاکش می‌پرداخت.
خداوند متعال به ایشان ذوق و استعدادی سرشار داده بود و او نیز از این نعمت بزرگ الهی، به خوبی بهره برداری کرد و در نتیجه تلاش و کوشش، در مدتی نه چندان طولانی، هنرمندی صاحب قلم، شاعری متعهد، مجتهدی عارف، محققی توانا، اسلام شناسی ورزیده و خدمتگزاری لایق و دلسوز برای اسلام و مسلمانان گردید.
او علاوه بر داشتن مسولیت‌های مهم اجتماعی و تربیت شاگردان، تالیفات مهمی در زمینه فقه و اصول، تفسیر، علوم قرآن، کلام، حدیث و ادبیات به جامعه عرضه کرد که تعدادی از آن‌ها در ایران و کشورهای عربی چاپ و منتشر شده است.

ثمرات علمی

 

خداوند متعال به سید مرتضی ذوق و استعدادی سرشار داده بود و او نیز از این نعمت بزرگ الهی به خوبی بهره‌برداری کرد و در نتیجه تلاش و کوشش در مدتی نه چندان طولانی هنرمندی صاحب قلم، شاعری متعهّد، مجتهدی عارف، محقّقی توانا، اسلام‌شناسی ورزیده و آگاه و خدمتگزاری لایق و دلسوز برای اسلام و مسلمانان گردید. او علاوه بر داشتن مسئولیت‌های مهم اجتماعی و تربیت شاگردان تالیفات مهمی در زمینه فقه و اصول، تفسیر، علوم قرآن، کلام، حدیث و ادبیات به جامعه عرضه کرد که تعدادی از آن‌ها در ایران و کشورهای عربی چاپ و منتشر شده است و دانشمندان و ادبا از آن‌ها استفاده می‌کنند.
مرحوم علامه امینی در الغدیر نام ۸۶ اثر او را بیان کرده[۲۵] و مرحوم سیدمحسن امین نیز نام ۸۹ کتاب وی را برشمرده و آن‌ها را ستوده است.
یکی از کتاب‌های وی دیوان معروف او با بیست هزار بیت است. او علاوه بر مقام علمی و اجتهاد دارای ذوق شعر و ادب بود و در زمان ایشان غیر از برادرش سید رضی شاعری همانندش نبود.
کتاب دیگر او «امالی» است که در موضوع فقه و تفسیر و حدیث و شعر و فنون ادب است.
نکته مهمی که در تالیفات وی وجود دارد این است که در هر زمینه که وارد تحقیق شد سنگ تمام را گذاشته و آنچه در آن موضوع قابل بحث و تحقیق بوده بیان کرده است. از این‌رو بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی در مورد کتاب «شافی» که در بحث امامت نگاشته شده، چنین فرموده است: «کتاب شافی سید مرتضی عَلَم الهدی (متوفی در سال ۴۳۶) که بهترین کتاب‌ها و مشهورترین مصنفات در این باب است در دسترس همه است، که هرچه متاخرین درباره امامت نوشتند، کمتر از آن است که در شافی سید مرتضی تحقیق کرده است.» [۲۶]
نکته دیگر اینکه تعداد زیادی از کتاب‌های او درباره مسائل آن روز جامعه و بعضی از آن‌ها در پاسخ به سؤالات افراد در شهرهای مختلف آن ایام بوده است، همانند کتاب مسائل ناصریه، مسائل طرابلسیه، مسائل موصلیه، و... که نشان‌دهنده این است که آن بزرگوار با همه اشتغالات علمی و تربیت شاگردان، با مردم جامعه خود نیز ارتباط تنگاتنگ داشته و عالمی مردمی بوده است که به مسائل و مشکلات فکری و اعتقادی آنان اهمیّت می‌داد و به آن‌ها رسیدگی می‌کرده است.

آثار علمی

عمده آثار وی، در باب فقه و اصول بوده که برخی از آن‌ها عبارتند از:
۱- الانتصار.
۲- جمل العلم و العمل.
۳- الذریعه فی اصول الشریعه (در اصول فقه).
۴- المحکم و المتشابه.
۵- المختصر.
۶- ما تفردت به الامامیة من المسائل الفقهیه.
۷- المصباح.
۸- الناصریات.
۹- جواب الملاحدة فی قدم العالم.
۱۰- درر الفوائد و...
یکی از کتاب‌های وی، دیوان معروف او با بیست هزار بیت است. او علاوه بر مقام علمی و اجتهاد، دارای ذوق شعر و ادب بود و در زمان ایشان غیر از برادرش سید رضی، شاعری همانندش نبود.
کتاب دیگر او «امالی» است که در موضوع فقه، تفسیر، حدیث، شعر و فنون ادب می‌باشد.

ویژگی تألیفات

نکته مهمی که در تالیفات وی وجود دارد، این است که در هر زمینه که وارد تحقیق شده، سنگ تمام را گذاشته و آنچه در آن قابل بحث و تحقیق بوده، بیان کرده است.
نکته دیگر اینکه تعداد زیادی از کتاب‌های او، درباره مسایل آن روز جامعه و بعضی از آن‌ها، در پاسخ به سوالات افراد در شهرهای مختلف آن ایام بوده است؛ همانند کتاب مسائل ناصریه، مسائل طرابلسیه، مسائل موصلیه و... که نشان‌دهنده این است که آن بزرگوار با همه اشتغالات علمی و تربیت شاگردان، با مردم جامعه خود نیز ارتباط تنگاتنگ داشته و عالمی مردمی بوده است که به مسائل و مشکلات فکری و اعتقادی آنان اهمیت می‌داد و به آن‌ها رسیدگی می‌کرده است.

لقب علم‌الهدی

 

در مورد لقب علم الهدی، بیشتر مورخین نگاشته اند كه ابوسعید محمد بن حسین وزیر القادر باللّه(خـلافـت ۴۲۲-۳۸۱) در سـال ۴۲۰ بیمار شـد شـبـی در خواب دید كه امیر مؤمنان (علیه‌السلام) به او می‌فرماید: به علم الهدی بگو تا برای تو دعا كند تا از بیماری بهبود یابی وزیر گفت: یا امیرالمؤمنین، علم الهدی كیست؟.
فـرمود: علی بن الحسین موسوی است چون از خواب برخاست، نامه‌ای به سید مرتضی نوشت كه برای او دعا كند و در آن نامه او را علم الهدی خواند.
سـیـد مرتضی برآشفت و از وزیر خواست كه او را با این لقب بزرگ نخواند وزیر گفت به خدا قسم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) امر فرموده كه شما را به این لقب بخوانم بعداز آنكه وزیر از دعای سید مرتضی شفا یافت، جریان خواب خود و امتناع سیدمرتضی را از قبول این لقب برای خلیفه بیان كرد خلیفه پیام فرستاد كه شایسته است لقبی را كه از سوی جد شما داده شده است بپذیری و ابا نكنی سپس حـكـم شـد كـه مـنشیان در نامه‌های رسمی و عموم مردم او را با این لقب بخوانند و بدین‌گونه ملقب به علم الهدی گردید. [۲۷]

سیدمرتضی احیاگر قرن چهارم

 

در میان مسلمانان معروف است که خدای بزرگ در آغاز هر صد سال (یک قرن) کسی را بر می‌انگیزد تا دین را رونقی بخشد و در نشر احکام و نگه‌داشت آن بکوشد. استاد محمدرضا حکیمی در این مورد می‌گوید: شاید مدرک این عقیده حدیثی باشد که ابو داوود... از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است که فرمود: «خداوند بزرگ برای این امّت در سر هر صد سال، کسی را بر می‌انگیزد تا دین او را تازگی بخشد و رواج دهد.» [۲۸] این حدیث در کتاب‌های مختلف با عبارات گوناگون نقل شده و بعضی از نویسندگان نام احیاگر هر قرن را هم مشخص کرده‌اند.[۲۹]
نویسنده کتاب «علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی» می‌نویسد: شیعه می‌گوید: «مجدّد مکتب در قرن اوّل باقرالعلوم (علیه‌السّلام) و فرزندش امام صادق (علیهما‌السّلام) بودند. در قرن دوم حضرت ثامن الحجج علی بن موسی (علیه‌السّلام)، در قرن سوم محمد بن یعقوب کلینی و در قرن چهارم سید مرتضی (اعلی‌الله مقامه)» [۳۰]
و در این زمان هم باید گفت: احیاگر اسلام در آغاز قرن پانزدهم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) است که اسلام را زنده و مسلمانان را سربلند کرد.

مسؤلیت‌های اجتماعی

 

ایشان علاوه بر فعالیت‌های علمی و فرهنگی و مسئولیت‌های اجتماعی و رهبری جامعه اسلامی، پس از وفات برادرش سید رضی در سال ۴۰۶ ق، مسئولیت نقابت و امارت حج و نظارت بر دیوان مظالم، را به عهده گرفت.
از زمان خلفای بنی امیه تا زمان معتضد عباسی، فرزندان علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) همیشه تحت تعقیب و مراقبت خلفا و مأموران بودند. چون با حکام ستمگر مبارزه می‌کردند. از این‌رو آنان اغلب در شهرهای مختلف متواری بودند و معمولا در جنگ و گریزها به شهادت می‌رسیدند. وجود امامزادگان متعدد در نقاط مختلف و دور افتاده حاکی از همین مبارزات است. هنگامی که حکومت و خلافت در سال ۲۷۹ ق. به معتضد عباسی واگذار شد موضوع احترام به علویان و تعیین سرپرست مطرح شد و در هر شهری یکی از بزرگان سادات یا علمای علوی نقابت یعنی سرپرستی سادات آن شهر یا منطقه را به عهده گرفت.
او علاوه بر نظارت بر نسب و دفاع از حقوق و حفظ شرافت آنان موظف بود در میان آنان قضاوت کند، سرپرستی اموال و دارایی یتیمان را بر عهده گیرد، احکام الهی را در صورت ارتکاب گناه درباره آنان جاری کند، دختران و زنان بی‌سرپرست را شوهر دهد و از بی‌سرپرستان مراقبت کند. کسی که این مسئولیت‌ها را به عهده می‌گرفت بایستی دانشمند و مجتهد باشد تا قضاوت او معتبر و نافذ باشد.[۳۱]
امارت حجّ هم مسئولیت بزرگی بود که ریاست و رهبری زائران خانه خدا را به عهده داشت و معمولاً شخص خلیفه آن را به عهده داشت. ولی گاهی خلیفه این مسئولیت بسیار مهم را به شخصی که شایستگی داشت واگذار می‌کرد و او را به عنوان امیرالحاج معرفی می‌کرد.
نظارت بر دیوان - که در آن به اعمال ظالمانه حکام و امرا و رجال بزرگ دولت زیر نظر شخص خلیفه رسیدگی می‌شد - نیز یکی از مسئولیت‌های خطیر اجتماعی بود.
این سه مسئولیت مهم در سال ۴۰۶ ق. (پس از وفات سید رضی که بیش از بیست سال آن‌ها را به عهده داشت) به برادرش سید مرتضی واگذار شد و تا آخر عمر آن‌ها را به عهده داشت و به خوبی از انجام امور مربوط به آن‌ها برآمد.
شایسته ذکر است که موقعیت اجتماعی و مسائل سیاسی، فرمانروایان ستمگر را وادار می‌کرد تا آن مسئولیت‌های مهم را به این افراد واگذار نمایند و سید مرتضی و برادرش نیز به منظور خدمت به اسلام و مسلمانان آن مسئولیت‌ها را پذیرفتند تا در سایه آن بتوانند خدمات ارزنده برای جامعه انجام دهند وگرنه این مسئولیت‌ها چیزی نبود که بر عظمت و شخصیت آنان بیفزاید و به آن‌ها افتخار کنند. از این‌رو است که می‌بینیم او به پیروی از جدّ بزرگوارش به وضع بیچارگان و محرومان جامعه خود رسیدگی می‌کرد، تا جائی که سید شریف تاج‌الدین حسینی حلبی می‌نویسد: «او پیوسته مراقب حال مستمندان و مواظب بسیاری از خانواده‌های نیازمند بود و برای افراد بی‌بضاعت ماهانه مقرر داشته بود که خود آنان از منبع آن خبر نداشتند و پس از رحلت سیّد که ماهانه قطع گردید متوجّه شدند.» [۳۲]

دارالعلم و کتابخانه سیّد

 

در زمان سید مرتضی (رحمةالله) شهر بغداد در مدتی کوتاه شاهد گسترش علم و ادب بود. در آن روزگار شیفتگان دانش و معرفت از دورترین نقاط جهان به آنجا می‌آمدند تا از محضر استادانی چون سید مرتضی توشه‌ای گرفته، به دیار خود بازگردند و اقوام خود را ارشاد نمایند. در ظاهر هیچ مشکلی برای تحصیل علوم و معارف انسانی و اسلامی فرا روی آنان دیده نمی‌شد جز فقر و تنگدستی افراد - به‌ویژه در سال‌هایی که قحطی شدید در شهر رخ نمود و مردم از جمله دانش‌پژوهان را در تنگنا و سختی قرار داد. در آن سال‌ها طلاب بیش از دیگران برای تامین زندگی و نیازمندی‌های تحصیلی خود در زحمت بودند و کتابخانه‌ای نیز در آن زمان در شهر وجود نداشت. از این‌رو سید مرتضی بر آن شد تا بخشی از خانه خود را به اهل علم اختصاص دهد تا شاگردان و دانش‌پژوهان با استفاده از آن و کتابخانه‌اش، به تحقیق و مطالعه و مذاکرات علمی و تالیف بپردازند، که آن مرکز بعدها «دارالعلم» نامیده شد. مرحوم علامه امینی می‌نویسد: «ابن طیّ» گفته: او اوّلین کسی است که خانه‌اش را دارالعلم قرار داد و برای مباحثه و مناظره آماده کرد.[۳۳]
ابوالقاسم تنوخی، قاضی مدائن و شاگرد سید می‌گوید: «کتابخانه وی (سید مرتضی) دارای هشتاد هزار جلد کتاب بود که او آن‌ها را خوانده یا تالیف کرده بود یا مطالب آن‌ها را به خاطر داشت.[۳۴]
یكی از معاصرین او گوید:. كتاب‌های سید را شماره كردم، به هشتاد هزار جلد رسید كه اغلب آن‌ها از محفوظات یا مصنفات او بوده است.
کار ارزشمند دیگری که سید مرتضی در این زمینه انجام داد این بود که یکی از روستاهای متعلق به خود را برای تامین کاغذ دانشمندان و فقها وقف نمود و مخارج زندگی شاگردان را نیز از درآمد املاکش می‌پرداخت.[۳۵]
البته معلوم نیست املاکی که سید در اختیار داشته از ملک شخصی خود وی بوده بلکه به احتمال زیاد این اموال متعلق به بیت‌المال بوده و سید مرتضی آن‌ها را در جاهای مناسب از جمله در راه پیشبرد اهداف اسلام و تربیت شاگردان و رسیدگی به نیازمندان جامعه هزینه می‌نموده است.
ثـعالبی مورخ نامی نیز در تایید این گفتار اضافه می نماید: در بغداد پس از وفات سید مرتضی با ایـنـكه قسمت عمده كتاب‌های او را به امرا و وزرا اهداد كرده بودند، باز باقیمانده آن‌ها را به سی هزار دینار قیمت كردند. [۳۶]

وصیّت تکان‌دهنده و عشق به نماز

 

سید مرتضی در وصیت خود چنین آورده است: «تمام نمازهای واجب مرا که در طول عمرم خوانده‌ام به نیابت از من دوباره بخوانید.»
وقتی این سخنان از ایشان نقل شد نزدیکان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند چرا؟! شما که فردی وارسته بودید و اهمیت فوق‌العاده‌ای به نماز می‌دادید، علاقه‌مند و عاشق نماز بودید و همیشه قبل از فرارسیدن وقت نماز وضو گرفته، آماده می‌شدید تا وقت نماز فرا رسد، حال چه شد که این‌گونه وصیت می‌کنید؟!
سید در پاسخ فرمود: آری من علاقه‌مند به نماز بلکه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از این راز و نیاز هم لذّت فراوان می‌بردم، از این‌رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شماری می‌کردم تا وقت نماز برسد و این تکلیف الهی را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذّت از نماز، وصیت می‌کنم که تمام نمازهای مرا دوباره بخوانید زیرا تصوّر من این است که شاید نمازهای من صد در صد خالص برای خدا انجام نگرفته باشد بلکه درصدی از آن‌ها به خاطر لذت روحی و معنوی خودم به انجام رسیده باشد! پس همه را قضا کنید چون اگر یک درصد از نماز هم برای غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهی نیست و می‌ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیازهای من مورد پذیرش خدای منّان قرار نگیرد!
آری! اشتغالات علمی و اجتماعی و سیاسی او نه تنها جلوِ جلوه‌های عبادی و معنوی او را نتوانست بگیرد، بلکه او در این میدان هم گوی سبقت را از دیگران ربود والگو قرار گرفت.
اینجاست که باید گفت: او به راستی «مرتضی» و به‌حقّ «شریف» بود که با گذشت زمان و ارائه کوشش‌های افزون و حوادثی که در زندگی او پیش آمد و سبب شد که به نام‌ها و القابی همانند: شریف مرتضی، علم الهدی، ذوالمجدین و ابوالثمانین مشهور گردد.[۳۷]

وفات

 

این عالم فرزانه، سرانجام پس از عمری پربار و انجام کارهایی بزرگ و ارزنده، در حدود هشتاد سالگی، در روز یکشنبه ۲۵ ربیع الاول ۴۳۶ ق، در شهر بغداد، به جوار حق شتافت[۳۸] و به دست «ابوالحسین نجاشی» و با کمک «محمد بن حسین جعفری» و «سلار بن عبدالعزیز» و دیگر شاگردانش، غسل داده شد و سپس فرزندش سید محمد بن سید مرتضی|سید محمد بر او نماز خواند و در خانه‌اش، واقع در محله کرخ، به خاک سپرده شد.
پس از مدتی پیکر مطهر او به کربلا منتقل شد و در جوار سید الشهدا (علیه‌السّلام)، در کنار قبر برادرش سید رضی، در مقبره ابراهیم مجاب (نیای بزرگشان) دفن گردید.
نجاشی در رجال خود می نویسد: او درسال مزبور وفات یافت فرزندش بر او نماز گزارد و در خانه‌اش دفن شد من و ابویعلی جعفری (داماد شیخ مفید) و سلار بن عبدالعزیز او را غسل دادیم.جنازه او به كربلای معلی منتقل شده و در جوار مطهر حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) مهمان آن بزرگوار گردید. [۳۹] [۴۰]
در کتاب «رجال بحرالعلوم» آمده است: به من خبر رسید که بعضی از فرمانروایان روم - فکر می‌کنم سال ۹۴۲ - قبر مرحوم سید مرتضی را کندند و دیدند که بدن او هنوز (بعد از پانصد سال و‌ اندی) تازه است و زمین و خاک، آن را تغییر نداده و نقل شده که آثار حنا نیز هنوز در دست‌ها و موهای صورتش وجود داشته است.[۴۱]

فهرست منابع

 

۱- پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت، «فهرست الفبایی علما»، نوشته: محمود شریفی، چهارشنبه ۲۷ مهرماه ۱۳۹۰ ش.
۲- پایگاه اطلاع رسانی دانشنامه آزاد ویکی پدیا، چهارشنبه ۲۷ مهرماه ۱۳۹۰ ش.

پانویس


۱. معروف مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج۳، ص۸۰.
۲. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۴، ص۱۸۳- ۱۹۰.
۳. مجله مكتب اسلام، سال اول، شماره ۴.
۴. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۲۶۸.
۵. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۲۶۷.
۶. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۲۷۲.
۷. علی دوانی، مفاخر اسلام، ص۲۷۴.
۸. علی دوانی، مفاخر اسلام، ص۲۷۵.
۹. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۴، ص۱۸۴.
۱۰. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۴، ص۱۸۵.
۱۱. شیخ عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۲۸۵.
۱۲. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۲۶۶.
۱۳. احمد بن عباس نجاشی، رجال النجاشی، ص۳۹۹.
۱۴. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنّات، ج۶، ص۱۱۹.
۱۵. محمد بن حسن حر عاملی، امل الآمل، ج۲، ص۲۸۳.
۱۶. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۴، ص۲۷۰.
۱۷. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۲۱۹.
۱۸. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج۲، ص۳۷۰.
۱۹. محمد بن حسن حر عاملی، امل الآمل، ج۲، ص۴۶.
۲۰. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۴، ص۲۷۰.
۲۱. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۴۱.
۲۲. ر. ک: علی‌اکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا.
۲۳. جرفاد قانی، علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی، نام. ص۲۲.
۲۴. شیخ عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۲۸۵.
۲۵. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۴، ص۲۶۵.
۲۶. کشف الاسرار، ص۱۶۱.
۲۷. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنّات، ص ۵۷۵.
۲۸. محمدرضا حکیمی، کتاب «شیخ آقا بزرگ»، ص۵۸۰.
۲۹. محمود شریفی، سید مرتضی (پرچمدار علم و سیاست)، ص۴۱.
۳۰. جرفاد قانی، علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی، ص۲۳.
۳۱. عبدالحسین امینی، الغدیر، تلخیص از کتاب، ج۴، ص۲۰۵ به بعد.
۳۲. رضا مختاری، سیمای فرزانگان، ج۳، ص۳۶۶.
۳۳. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۴، ص۲۶۸.
۳۴. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۲۸۵.
۳۵. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج۴، ص۲۹۶.
۳۶. مجله مكتب اسلام، سال اول، شماره ۴، مقاله نامبرده .
۳۷. ر. ک: محمود شریفی، سید مرتضی (پرچمدار علم و سیاست)، ص۴۶ - ۴۷.
۳۸. شیخ عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۲۸۵.
۳۹. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۱۲۸.
۴۰. احمد بن عباس نجاشی، رجال النجاشی، ص۲۷۰.
۴۱. سیدمرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ص۳۹.

.........................

منبع: ویکی فقه

چهارشنبه, 29 فروردين 1403 15:05

او به سال ۳۵۹ ق. [۱] در محله شیعه نشین کرخ بغداد دیده به جهان گشود و نام زیبای «محمد» به خود گرفت.
محمد که بعدها به «شریف رضی» و «سید رضی» شهرت یافت از خاندانی برخاست که همه از بزرگان دین و عالمان و عابدان و زاهدان و پرهیزکاران کم مانند روزگار بودند.
پدر و مادر سید رضی هر دو از سادات علوی و از نوادگان سرور آزادگان حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ بودند. نسبت وی از جانب پدر با پنج واسطه به امام هفتم می‌رسد. [۲] از این رو گاهی شریف رضی را «موسوی» می‌خوانند. و از طرف مادر نسبت وی با شش رابطه به امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ می‌رسد. [۳]
در جلالت و عظمت شأن فاطمه مادر سید رضی همین بس که می‌گویند: شیخ مفید ـ رحمه الله علیه‌ ـ کتاب «احکام النّساء» را برای او نوشته و در مقدمه کتاب از او به بانویی محترم و فاضله یاد کرده است. [۴].

 

دلباخته علم و معرفت

 

سید رضی از همان اوایل کودکی با اشتیاق فراوان به تحصیل و فراگیری علوم رو آورد. وی علاوه بر جدّیت و پشتکاری، از نبوغی ذاتی و خدادادی برخوردار بود که پیشرفت علمی و ادبی او را سرعت می‌بخشید. در حقیقت در قرن چهارم و پنجم هجری تفرقه‌ها و تنش‌های مذهبی تا حدودی از بین رفته بود. از این رو دو فرقه بزرگ و نیرومند تشیع و تسنن در جوّی مسالمت آمیز زندگی می‌کردند و روح تفاهم و همبستگی باعث شده بود که دانشمندان هر دو فرقه به طور آزاد به ارائه افکار و اشاعه مذهب بپردازند. سید رضی از این فرصت استثنایی بهره‌های فراوان برد و علوم مختلف مانند قرائت قرآن، صرف و نحو، حدیث، کلام، بلاغت، فقه، اصول، تفسیر و فنون شعر و غیره را بیاموخت تا اینکه در بیست سالگی از تحصیل بی‌نیاز گشت و خود در صف استادان و محققان نامدار قرار گرفت.

اساتید

 

۱. ابواسحاق ابراهیم بن احمد طبری (متوفی ۳۹۳ ق.) فقیه و ادیب و نویسنده زبردست که سید رضی قرآن را در دوران کودکی نزد وی آموخت.
۲. ابوعلی فارسی (متوفی ۳۷۷ ق.) نام‌آور دانش و ادب و پیشوای علم نحو در عصر خود.
۳. ابوسعید سیرافی (متوفی ۳۶۸ ق.) دانشمند بزرگ و نحوی معروف که مسند قضاوت بغداد را به عهده داشت.
۴. قاضی عبدالجبار بغدادی، متخصص علم حدیث و ادبیات.
۵. عبدالرحیم بن نباته (متوفی ۳۷۴ ق.) از خطبای بلندآوازه و نامدار شیعه، مشهور به خطیب مصری. سید رضی مقداری از فنون شعر را از وی آموخت.
۶. ابومحمد عبدالله بن محمد اسدی اکفانی (متوفی ۴۰۵ ق.) عالم فاضل و پرهیزکار و مسند نشین قضاوت در بغداد.
۷. ابوالفتح عثمان بن جنّی (متوفی ۳۹۲ ق.) ادیب ماهر در علم نحو و صرف.
۸. ابوالحسن علی بن عیسی (متوفی ۴۲۰ ق.) شعرشناس و پیشوای علم لغت و ادبیات.
۹. ابوحفص عمر بن ابراهیم بن احمد الکنانی، محدّث ثقه که سید رضی از او حدیث فرا گرفت.
۱۰. ابوالقاسم عیسی بن علی بن عیسی بن داوود بن جرّاح (متوفی ۳۵۰ ق.) لغت شناس و محدث بزرگ و مورد اعتماد.
۱۱. ابوعبدالله مرزبانی (متوفی ۳۸۴ق.) محدث نامدار و صاحب چندین کتاب حدیث و مورد اعتماد شیخ صدوق ـ رحمه الله علیه ـ
۱۲. ابوبکر محمد بن موسی خوارزمی (متوفی ۴۰۳ ق.) فقیهی سترگ و استاد حدیث که سید رضی و دیگران از وی فقه آموختند.
۱۳. ابومحمد هارون تلعکبری (متوفی ۳۸۵ ق.) فقیهی جلیل‌القدر و صاحب کتاب جوامع در علوم دین.
۱۴. ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان مشهور به شیخ مفید (متوفی ۴۱۳ ق.)، از دانشمندان کم مانند عالم اسلام. [۵]

شاگردان

 

۱. سید عبدالله جرجانی، مشهور به ابوزید کیابکی.
۲. شیخ محمد حلوانی.
۳. شیخ جعفر دوریستی (متوفی حدود ۴۷۳ ق.).
۴. شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق.).
۵. احمد بن علی بن قدامه مشهور به ابن قدامه (م ۴۸۶ ق.).
۶. ابوالحسن هاشمی.
۷. مفید نیشابوری (م ۴۴۵ ق.).
۸. ابوبکر نیشابوری خزاعی (متوفی حدود ۴۸۰ ق.).
۹. قاضی ابوبکر عکبری (م ۴۷۲ ق.).
۱۰ مهیار دیلمی. [۶]

اولین دانشگاه

 

شریف رضی جوانمردی درد آشنا بود. او نیش حسادت و شماتت را بر عزلت و رهبانیت ترجیح می‌داد و در میدانهای خدمت کمر همّت می‌بست و یک تنه مسئولیتهای سنگین و دشوار اجتماعی را بر عهده می‌گرفت.
سید بزرگوار در کنار کارهای بس سنگین نقابت و دیوان مظالم و ... همواره به فکر تحصیل طلاب بود. از این رو در پس طرحی نو به منظور بالا بردن سطح معلومات شاگردان افتاد که نتیجه اندیشه‌اش ایجاد دانشگاه شبانه‌روزی شد که تا آن زمان سابقه نداشت. «او با اینکه از تمکّن مالی کم بهره بود مع الوصف وقتی دید گروهی از طالبان علم و شاگردانش پیوسته در ملازمت او هستند خانه‌ای تهیه کرد و آن را به صورت مدرسه جهت شاگردان خود درآورد و نامش را «دارالعلم» نهاد و تمامی نیازمندیهای طلاب را برای آنها فراهم کرد سید رضی برای دارالعلم کتابخانه و خزانه‌ای با کلیّه وسایل و لوازم فراهم کرد.» [۷]
باید دانست که تأسیس دارالعلم سید رضی ده‌ها سال پیش از تأسیس مدرسه نظامیه بغداد و با بودجه هنگفت دولتی از سوی خواجه نظام الملک طوسی (سال ۴۵۷ ق.) صورت گرفته است. او تقریباً حدود هشتاد سال بعد از سید رضی به این کار اقدام ورزیده است. [۸]

جلوه‌های تربیتی

سید رضی مردی خود ساخته و پیراسته بود و شخصیت و عظمت افراد را در ارزشهای والای انسانی و معنویات می‌دید. از این رو در تمام عمرش همواره میانه روی را پیشه خود ساخت. چرا که با روح قناعت در غنای حقیقی به سر می‌برد. وی هیچ‌گاه دست طمع به سوی دیگران دراز نکرد. به همین سبب، علو همّت و مناعت طبع شریف رضی، زبانزد عام و خاص گشته بود. در مورد خصوصیات اخلاقی سید رضی قضایای زیادی نقل شده است که به یکی از آنها اکتفا می‌کنیم:
از ابی محمد مهلبی، وزیر بهاءالدّوله نقل کرده‌اند که می‌گفت:
روزی به من خبر رسید خداوند به سید رضی پسری عنایت کرده است. فرصت را غنیمت شمردم و خواستم به بهانه این مولود صله‌ای به سید رضی بدهم. به غلامان دستور دادم طبقی حاضر کردند و دو هزار دینار بر طبق گذاشتم و به رسم چشم روشنی و هدیه برایش فرستادم.
سید قبول نکرد و پیغام داده بود که: لابد وزیر می‌دانند و اگر مطلع نیستند، بدانند که من از کسی صله قبول نمی‌کنم.
به امید اینکه اصرارم ثمر بخشد دوباره طبق پر سیم و زر را فرستادم و گفتم: این هدیه ناچیز را قبول بفرمایید و به قابله‌ها بدهید.
او آنها را دوباره پس فرستاد و جواب داد: قابله‌ها غریبه نیستند و رسم ما بر این نیست که بیگانگان به خانه ما رفت و آمد داشته باشند. آنها از بستگان خودمان می‌باشند و چیزی هم نمی‌پذیرند.
برای بار سوم طبق را فرستادم و گفتم: حال که خود قبول نمی‌کنید بین طلبه‌هایی که پیش شما درس می‌خوانند تقسیم کنید. چون طبق را آوردند استاد در حضور طلبه‌ها فرمود: طلبه‌ها خودشان حاضرند! بعد رو کرد به شاگردان و گفت: هر کس به این پولها محتاج است بردارد.
در این هنگام یکی از آنان برخاست دیناری (طلا) برداشت و قسمتی از آن را قیچی کرد و بقیه را سرجایش گذاشت. دیگر طلبه ها هم چیزی برنداشتند.
شریف رضی از آن طلبه پرسید: برای چه این مقدار برداشتنی؟!
وی گفت: شب گذشته هنگام مطالعه روغن چراغ تمام شد، خادم نبود که از انبار مدرسه روغن بدهد، از فلان بقال مقداری روغن چراغ نسیه کرده‌ام. حالا این قطعه طلا را برداشتم تا قرض خود را اداء کنم!
سید رضی تا این سخن بشنید دستور داد به عدد طلاّب کلید ساختند تا هر کس چیزی لازم داشت کلید انبار را همراه داشته باشد. [۹]
تالیفات

سید رضی در دوران جوانی به تفسیر و توضیح آیات الهی روی آورد. عشق و علاقه وی به قرآن از همان اوایل کودکی آغاز شده بود. چنانکه بعد از یادگیری، اُنس دایم و رابطه همیشگی با قرآن برقرار کرد و در سی سالگی در مدت کوتاهی قرآن را حفظ کرد. او همواره با زمزمه کلام الهی آینه دل را جلا می‌بخشید. بعد از گذراندن علوم مختلف قرآنی علاوه بر شیرینی قرائت دوران کودکی، خود را با دنیایی از زیباییهای روخ بخش همراه می‌یافت که وسعتش بی‌انتها و غایتش بی‌منتها بود. سید رضی محو در جمال تابناک آیات الهی دست به قلم برد تا قطره‌ای از دریای بیکران تعالیمش را بر صفحه روزگار جاری سازد. ثمره این تلاش با اخلاص سه گنجینه گران سنگی است که برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت.
۱. تلخیص البیان عن مجازات القرآن.
۲. حقایق التأویل فی متشابه التنزیل.
۳. معانی القرآن.
دیگر تألیفات سید رضی عبارتند از:
خصایص الائمه، نهج البلاغه، الزیادات فی شعر ابی تمام، تعلیق خلاف الفقهاء، کتاب مجازات آثار النّبویّه، تعلیقه بر ایضاح ابی علی، الجیّد من شعر ابی الحجاج، زیادات فی شعر ابی الحجاج، مختار شعر ابی اسحق الصّابی، کتاب «مادار بینه و بین ابی اسحق من الرسائل» و دیوان اشعار. [۱۰]
از دیدگاه دانشمندان اهل تسنّن

سید رضی از نظر مقامات بلند علمی و فضیلتهای ارزشمند اخلاقی خود را به مرحله‌ای رساند که گوی سبقت از دیگران ربود تا بدان حدّ که خاص و عام، دوست و دشمن و عالم و عامی به دیده احترامش می‌نگریستند و زبان به تعریف و تمجیدش می‌گشودند. دانشمندان و بزرگان اهل سنّت درباره عظمت همیشه درخشان سید رضی سخنان جالب توجهی دارند. که در ذیل به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم.
عبدالملک ثعالبی، شاعر معاصر سید رضی در کتاب تحقیقی و ادبی خویش «یتیمه الدهر» در وصف سید می‌نویسد: «تازه وارد ده سالگی شده بود که به سردون شعر پرداخت. او امروز سرآمد شعرای عصر ما و نجیب‌ترین سروران عراق و دارای شرافت نسب و افتخار حسب، و ادبی ظاهر و فضلی باهر و خودداری همه خوبی‌هاست». [۱۱]
خطیب بغدادی در کتابش موسوم به «تاریخ بغداد» می‌گوید: « ... رضی کتابهایی در معانی قرآن نگاشته است که مانند آن کمتر یافته می‌شود». [۱۲]
جمال الدین ابی المحاسن یوسف بن تَغری بردی اتابکی در کتاب «النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره» می‌نویسد:
«سید رضی موسوی، عارف به لغت و احکام و فقه و نحو و شاعری فصیح بود. او همّتی عالی داشت و دیندار بود. او و پدرش و برادرش پیشوای شیعیان بودند.» [۱۳]

وفات

سید رضی در ماه محرم سال ۴۰۶ ق. در سن ۴۷ سالگی چشم از جهان فروبست و جهان علم و عالم تشیع را در غم و ماتم فرو برد ... . نوشته اند سید مرتضی استوانه علم و تقوا و سیاست، از درگذشت مرموز و ناگهانی برادرش چنان متأثر و متأسف شد که تاب دیدن جنازه او را نیاورد و از شدت حزن و اندوه به حرم مقدس کاظمین ـ علیهما السّلام ـ پناه برد. انبوه مردم جنازه سید رضی را تشییع کردند و فخرالملک وزیر بر جنازه وی نماز خواند پیکر پاکش را در خانه خود به امانت دفن و بعدها به حرم امام حسین ـ علیه السّلام ـ منتقل کردند.

پانویس


۱. النجوم الزاهره، یوسف بن تغری بردی اتابکی، ج ۴، ص ۲۴۰ .
۲. اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج ۹، ص ۲۱۶ .
۳. اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج ۹، ص ۲۱۶.
۴. پیرامون نهج البلاغه، سید عباس اهری، ص ۲۰.
۵. الشریف الرضی، محمد هادی امینی، ص ۶۰ ـ ۷۶.
۶. الشریف، ص ۱۱۲ ـ ۱۲۲.
۷. سید رضی مؤلف نهج البلاغه، علی دوانی، ص ۱۶۱.
۸. سید رضی مؤلف نهج البلاغه، علی دوانی، ص ۱۶۲.
۹. اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۲۱۷.
۱۰. رجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، ص۳۹۸.
۱۱. یتمه الدهر، ج ۳، ص ۱۳۱.
۱۲. تاریخ بغداد، احمد بن علی الخطیب، ج ۲، ص ۲۴۶.
۱۳. النجوم الزاهره،ابن تغری بردی، ج ۴، ص ۲۴۰.

..........................

منبع: ویکی فقه

چهارشنبه, 20 آذر 1398 09:28

شیخ مفید یکی از مشاهیر علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود و از آغاز زندگی با قرآن و کتب دینی انس داشت. او از نوجوانی سال‌ها از مکتب، شیخ صدوق، ابو غالب الزراری و ابن جنید بهره مند بود و در سایه کوشش و تحقیقات خود به مقام علمی و سمت استادی نایل آمد.

در عصر مفید، بغداد مرکز علوم اسلامی بود و در پایگاه خلفای عباسی، فقه مذاهب مختلف تدریس می‌شد و در کنار مکاتیب، مکتب شیخ مفید جلوه خاصی داشته و از رونق بیشتری برخوردار بود. مفید در عصر خودش از مبتکران علم کلام و فقه استدلالی به شمار می رفت. امام زمان (عج) درباره او ضمن توقیعی خطاب به وی می فرماید: «شیخ السدید و مولی الرشید الاخ الولی الناصر لنا...».
شیخ طوسی درباره او می گوید: «ابو عبدالله مفید، معروف به ابن معلم، از متکلمان طایفه امامیه است که در فقه و کلام بر همه مقدم، فکرش عالی و حاضر جواب بود. ریاست شیعه در آن زمان به وی منتهی می شد».

 

زندگی‌نامه

 

ولادت

شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، در سال ۳۳۶ هجری در حوالی بغداد دیده به جهان گشود.

شخصیت علمی

شیخ مفید از چهره‌های بسیار درخشان شیعه در جهان اسلام می‌باشد.
او هم متکلم است و هم فقیه. ابن ندیم در فن دوم از مقاله پنجم «الفهرست» که در باره متکلمان شیعه بحث می‌کند، از او به عنوان «ابن المعلم» یاد کرده و او را ستایش می‌نماید. کتاب معروف او در فقه نیز «المقنعة» است.
ابو یعلی جعفری که داماد مفید بوده است، می‌گوید:
«مفید شبها مختصری می‌خوابید و بقیه شب را به نماز یا مطالعه یا تدریس یا تلاوت قرآن مجید می‌گذرانید.»

آغاز تحصیلات

شیخ مفید از شاگردان ابن ابی عقیل است. وی در حومه بغداد دیده به جهان گشود و دانش‌های ابتدایی را در خانواده و زادگاه خویش به پایان برد.
او در یک خانواده پرسابقه و اصیل در تشیع و از سلاله نیکان و پاکان به دنیا آمد. سراسر وجود خاندان او مالامال از عشق به اهل بیت رسالت علیهم‌السّلام بود.
وی راهی بغداد گردید و در آنجا از محضر اساتید و دانشمندان کسب علم و دانش نمود تا در علم کلام، فقه و اصول سرآمد دانشمندان گردید.

شیخ مفید و بزرگان

شیخ مفید از دیدگاه دانشمندان شیعه و سنی دارای جایگاهی رفیع است که به کلماتی از بزرگان اشاره می‌کنیم:

نجاشی

نجاشی، شاگرد نامدار و مورد اعتماد شیخ مفید در باره او می‌گوید:
«محمد بن محمد بن نعمان بن عبد السلام بن جابر بن نعمان بن سعید بن جبیر، شیخ و استاد ما است- که رضوان خدا بر او باد- فضل او در فقه و حدیث و ثقه بودن او مشهورتر از آن است که توصیف شود. او تالیفات متعددی دارد.» [۱]

شیخ طوسی

شیخ طوسی، شاگرد ارزنده مکتب او، در باره استاد در «فهرست» می‌نویسد:
«محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم، از متکلمان امامیه است. در عصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهی گردید. در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهنی دقیق داشت و در پاسخ به سؤالات، حاضرجواب بود او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب کوچک و بزرگ دارد.» [۲]

ابن حجر عسقلانی

ابن حجر عسقلانی نیز درباره او می‌گوید:
«او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسیاری از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد. پدرش در «واسط» زندگی می‌کرد و به آموزگاری می‌پرداخت و در «عکبری» کشته شد. گفته می‌شود که عضد الدوله به ملاقات او می‌شتافت و هنگام مریضی به عیادت او می‌رفت.»

عماد حنبلی

عماد حنبلی، یکی دیگر از دانشمندان اهل سنت درباره او می‌گوید:
«او بزرگی از بزرگان امامیه و رئیس بخش فقه و کلام و مباحثه می‌باشد. او با پیروان هر عقیده به مباحثه و مناظره می‌پرداخت. موقعیت شایان توجهی در تشکیلات دولت آل بویه داشت. او صدقه فراوان می‌داد. بسیار اهل خشوع و تهجد و اهل نماز و روزه و خوش لباس بود.
او مورد زیارت و ملاقات عضد الدوله قرار می‌گرفت. نزدیک ۷۶ سال عمر کرد و بیش از ۲۰۰ جلد تالیف دارد. تشییع جنازه او شهرت دارد. در تشییع او بیش از ۸۰ هزار نفر از شیعیان شرکت جستند و درگذشت او در ماه رمضان بود. رحمت خدا بر او باد...».

ابویعلی جعفری

ابویعلی جعفری نیز در باره او می‌گوید:
فقیه بزرگوار ابویعلی جعفری که عنوان دامادی و جانشینی شیخ را نیز دارد، در حق استاد خویش گوید:
(او انـدکـی از شب را می‌خوابید و باقی شبانه روز را یا نماز می‌خواند یا مطالعه می‌کرد یا درس می‌گفت یا قرآن تلاوت می کرد). [۳][۴]
تـمـام دانشمندان که به نوعی به شرح حال او پرداخته‌اند، او را با جلالت قدر و عظمت علمی توصیف نموده‌اند.

اساتید

از جمله اساتید اویند:
۱- ابن قولویه قمی ۲- شیخ صدوق ۳- ابن ولید قمی ۴- ابو غالب زراری ۵- ابن جنید اسکافی ۶- ابو علی صولی بصری ۷- ابو عبدالله صفوانی

شاگردان

۱- سید مرتضی علم الهدی ۲- سید رضی ۳- شیخ طوسی ۴- نجاشی ۵- ابو الفتح کراجکی ۶- ابو یعلی جعفر بن سالار

تالیفات

بنا بر نقل شیخ طوسی، شاگرد برجسته شیخ مفید، وی بالغ بر ۲۰۰ عنوان کتاب تالیف نموده است، از جمله:
۱- المقنعة ۲- الفرائض الشرعیة ۳- احکام النساء ۴- الکلام فی دلائل القرآن ۵- وجوه اعجاز القرآن ۶- النصرة فی فضل القرآن ۷- اوائل المقالات ۸- نقض فضیلة المعتزلة ۹- الافصاح ۱۰- الایضاح.

مکتب شیخ مفید

پـیـش از مـفید، علم کلام و اصول فقه در میان دانشمندان اهل سنت رونقی به سزا داشت فقها و متکلمین بسیاری در اطراف بغداد گرد آمده و در رشته‌های گوناگون اصول عقائد، سرگرم بحث و مناظره بودند.
هـر چند علم کلام پیش از مفید نیز در میان شیعیان سابقه داشته است، ولی در اثر محدودیتی که در کار شیعیان از نظر سیاسی بود، این موضوع از مرحله تالیف و تدوین کتاب تجاوز نمی کرد پیش از مفید شیخ صدوق که رئیس شیعیان بود سبک ساده ای را در تصنیف و تالیف به وجود آورده بود و آن را بـه صورت املا به صورت ساده به مستمعین القا می نمود مفید نیز در پیگیری مکتب استاد کوشید و با استفاده ازمبانی علم کلام و اصول فقه، راه بحث و استدلال را به روی شیعیان باز کرد و تلاشهایی را کـه متقدمین مانند ابن جنید اسکافی و قبل از او ابن عقیل فقیه معروف شیعه و عیاشی ریخته بودند، به صورت دلپذیری درآورد به گفته نجاشی کتاب کوچکی در اصول فقه تصنیف کرد که مشتمل بر تمام مباحث آن بود.

آثار

نجاشی ۱۷۱ جلد کتاب از تالیفات شیخ را ذکر کرده است که اسامی برخی ازآنها به این ترتیب است:

فقه

۱. المقنعه
۲. الفرائض الشرعیه
۳. احکام النسا.

اصول

۱. مختصر التذکرة بأصول الفقه

علوم قرآنی

۱. الکلام فی دلائل القرآن
۲. وجوه اعجاز القرآن
۳. النصرة فی فضل القرآن
۴. البیان فی تالیف القرآن

تاریخ

۱. مسار الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعة
۲. الارشاد
۳. الجمل

علم کلام و عقائد

۱. اوائل الـمقالات
۲. نقض فضیله المعتزله
۳. الافصاح
۴. الایضاح
۴. الارکان. [۵]

وفات

 

شیخ بزرگوار ما در سال ۴۱۳ در بغداد، پس از۷۵ سال تلاش و خدمت ارزنده درگذشت و مورد تـجـلـیـل فـراوان مردم و قدردانی علما و فضلا قرار گرفت و به تعبیر شاگرد بزرگوارش شیخ طوسی که خود حاضر در صحنه بوده است، روز وفات او ازکثرت دوست و دشمن برای ادای نماز و گـریستن بر او، همانند و نظیر نداشته است هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضی علم الهدی بر او نماز گزارد و در حرم مطهر امام جواد (ع) پائین پای آن حضرت و نزدیک قبر استادش ابن قولویه مدفون گردید.

پانویس


۱.  رجال نجاشی، ص ۳۹۹.
۲.  معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۱۲۱۳.
۳.  فهرست ابن ندیم، ص۲۲۶، چاپ الاستقامه.
۴.  فهرست ابن ندیم، ص۲۳۹، چاپ الاستقامه .
۵.  رجال نجاشی، ص۴۰۰ تا۴۰۳.

.......................

منبع : ویکی فقه

دوشنبه, 11 آذر 1398 09:22

سیدنورالله شوشتری در سال ۹۵۶ هجری قمری در شوشتر متولد شد. نخستین استاد وی، پدرش میرسید شریف از علمای برجسته آن عصر بود. سیدنورالله در ۲۳ سالگی برای تکمیل دانش و تهذیب نفس از زادگاهش رهسپار مشهد مقدس شد و در آنجا به مدت ۱۲ سال به مطالعه علوم دینی پرداخت و در سال ۹۹۲ به هندوستان سفر کرد.

برخی علت هجرت سیدنورالله را تبلیغ و ترویج شیعه دانسته و معتقدند او نخستین کسی است که آشکارا شیعه را در هند تبلیغ کرد. او در هند شهرت زیادی پیدا کرد و از سوی دربار اکبرشاه مناصبی مثل  صدارت و قضاوت دریافت کرد. این دانشمند بزرگ خوزستانی سرانجام در ۶۳ سالگی در شهر آگرا در هند به شهادت رسید. به گفته برخی دلیل شهادت قاضی نورالله شوشتری تألیف کتاب «احقاق الحق و ازهاق الباطل» است. متن زیر گفت‌وگوی ایکنای خوزستان با دو نفر از محققان آثار قرآنی قاضی نورالله شوشتری است. 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا فاضلی در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا خوزستان، درباره اثر قاضی نورالله که به تازگی تصحیح و رونمایی شده است، گفت: نام کتاب «کشف‌القناع» است. البته خود مؤلف، کتاب را به این نام، نامگذاری نکردند؛ بلکه این اثر در واقع حاشیه‌ای بر تفسیر بیضاوی است ولی مؤلف در مقدمه اشارتاً می‌نویسد من این کتاب را نوشتم که «کشف‌القناع عما وقع فی تفسیر البیضاوی من خلل و زلل» باشد، یعنی می‌خواهم اشکالات تفسیری بیضاوی را بدون تعصب بیان کنم.

تفسیر بیضاوی کتابی بود که مورد توجه علما در آن عصر بود. مرحوم قاضی نورالله بدون هیچ‌گونه تعصبی کتاب را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند، مجموعه‌ای که منتشر شده است تا پایان سوره مائده است و ایشان دیگر پس از آن را نمی‌نویسند.

قاضی نورالله در علوم مربوط به تفسیر ممتاز بود

مجموعه‌ای که چاپ شده است، چهار جلد آن اختصاص به تفسیر بیضاوی دارد. البته با نقد بسیاری بر حواشی کسانی که بر تفسیر بیضاوی شرح یا حاشیه نوشته‌اند که از جمله شرح‌های بسیار مهم، شرح عصام‌الدین اسفراینی است. از این مجموعه ۷ نسخه موجود بوده است که ۵ نسخه آن در ایران و دو نسخه در خارج از ایران (یکی در پیشاور پاکستان و دیگری در کتابخانه مصر) بود و همه این نسخه‌ها تهیه و کار، تحقیق و تصحیح و به جامعه علمی ارائه شد.

همانطور که اهل تفسیر می‌دانند، تفسیر از جمله علومی است که نیازمند تسلط بر علوم مختلف است. کتاب‌های به جای مانده از قاضی نورالله شوشتری (که بیش از ۱۵۵ اثر از قاضی یاد شده است) نشان می‌دهد ایشان در علوم مختلف از ادبیات عرب، فقه، اصول، کلام، درایه و حدیث و ... تخصص داشته است.

قاضی نورالله شوشتری یک شخصیت جامع‌الاطراف و در تمام علوم مربوط به تفسیر ممتاز بوده است. ایشان در علم طب، ریاضیات و نجوم نیز کتاب دارد.

این دانشمند اولاً دارای شایستگی‌های یک مفسر قرآن است؛ وقتی به مباحث ادبی ایشان در این مجموعه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ایشان به خوبی از عهده این موضوع برمی‌آیند. یا در بحث لغت، ایشان ادیبانه و عالمانه کلمات را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. به منابع لغت آگاهی بسیاری دارد و از بهترین منابع استفاده کرده است. همین‌طور در زمینه علم صرف و نحو و معانی و بیان به تمام این ابعاد توجه داشته و تفسیر خود را با توجه به این نکات نوشته است.

فرق تفسیر و تأویل

در زمینه علم فقه به مباحث جالبی پرداخته است؛ مثلاً درباره موضوع «آمین» در پایان سوره حمد بحث کرده است که یک موضوع اختلافی است و برخی فقهای سنی معتقدند «آمین» بعد از سوره حمد گفته شود اما ما این را بدعت می‌دانیم. قاضی بحث فقهی جامعی را در این باب انجام می‌دهد. یا درباره اینکه حکم حد پس از توبه چگونه است. به مباحث اصولی مثل حجیت اجماع پرداخته است. مباحث علوم قرآنی مثل نسخ، متشابهات در قرآن، حکمت آنها،‌ علم تأویل قرآن، فرق تفسیر و تأویل را در کتاب خود مطرح کرده است.

عمده مباحث قاضی نورالله شوشتری در این کتاب، مباحث کلامی است. به طور مثال درباره حشر جسمانی یا روحانی بحث کرده است. در پایان این بحث و پس از نقل سخنان علما و فلاسفه، اثبات می‌کند که حشر به استناد قرآن جسمانی است. درباره چگونگی جاودانگی بدن‌ها در بهشت بحث می‌کند. بحث از اینکه امامت از اصول دین است یا فروع دین، عصمت انبیا، حسن و قبح عقلی، لقاء و رؤیت خداوند و ... را هم مطرح می‌کند و با ادله عقلی درباره آن بحث و همچنین فرق بین شرک و کفر، چگونگی حیات شهید، رجعت، مهدویت و علم الهی را به تفصیل بررسی می‌کند.

«کشف القناع» مجموعه تفسیر کامل قرآن نیست. کتاب ایشان به فراخور شخصیت قاضی، کتاب ارزشمندی برای اهل علم و خصوصاً برای قرآن‌پژوهان قابل استفاده است. کتاب به زبان عربی است که ممکن است برای برخی مطالعه آن مشکل باشد.

یک موضوع دیگر در این کتاب این است که چون به نقد اشاعره و معتزله پرداخته است، می‌طلبد که افراد اطلاعات خوبی درباره این گروه‌ها داشته باشند.

قاضی نورالله برای این کتاب، بیش از ۲۲۳ منبع مهم و دست اول را بررسی کرده است که برخی تاریخی، تفسیری، حدیثی و رجالی هستند. برخی از این منابع گاهی در دسترسی ما نیست؛ مثلاً ایشان کتابی به نام «صحیفه الحقائق» را به سید مرتضی نسبت می‌دهد که ما در آثار او ندیدیم.

عدم تعصب و عقل‌گرایی در این کتاب بسیار مشهود است و این موضوع امتیاز خاصی به این اثر می‌دهد.

ولایت‌محوری؛ ویژگی‌ برجسته قاضی نورالله

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد محمودی دیگر محقق این کتاب در معرفی این اثر و مؤلف آن گفت: قاضی نورالله شوشتری شخصیت برجسته‌ای است که در ابتدای عصر صفوی در قرن دهم از ایران هجرت کرد. او در شوشتر متولد و بعد برای تحصیلات عازم مشهد مقدس شد. او احساس کرد در محیط هند که محیط بازتری است و تحت سلطنت تیموریان هند (گورکانیان) بود، بهتر می‌تواند به تشیع خدمت کند. ایشان ۲۳ سال در هند خدمت کرد. مرحوم نورالله شوشتری وقتی وارد هند می‌شود از طرف حاکم وقت هند (اکبرشاه گورکانی) برای منصب قضاوت انتخاب می‌شود و این نشان دهنده شخصیت برجسته علمی اوست. ۱۵۵ کتاب برای ایشان یاد شده که اکثر آنها موجود است. آثار ایشان تنوع بالایی دارد.

ولایت‌محوری یکی از ویژگی‌های برجسته قاضی نورالله است که در پایان، جان خود را در همین راه از دست می‌دهد. ویژگی دوم شهید، تخصص‌های متنوع ایشان است که با مراجعه به کتاب‌های ایشان ۱۵ تخصص و عنوان را می‌بینیم. مهم‌ترین تخصص ایشان علم کلام بود. دیگر ویژگی قاضی نورالله در کنار اخلاص، پرکاری است. او به قضاوت مشغول است، تدریس می‌کند و آثار علمی فراوانی دارد. وی در علم کلام، علم رجال، تفسیر، ادبیات،‌ فقه، اصول فقه، منطق، هیئت، طب، هندسه و ریاضیات تخصص دارد و در این زمینه صاحب اثر است.

آثار قرآنی قاضی نورالله دو دسته هستند؛ یک دسته آثار تفسیری مستقل است؛ یعنی یک آیه از قرآن را تفسیر کرده است؛ مثل آیه ۴۰ سوره توبه که به «آیه غار» معروف است. او ۱۶ اشکال بر استدلال به این آیه در اثبات بافضیلت‌تر بودن فردی که با پیغمبر بوده(ابوبکر)، آورده است. او همچنین آیه ۱۲۵ سوره انعام که معروف به آیه شرح صدر است و آیه ۱۶ سوره آل‌عمران که به آیه شهادت معروف است را تفسیرکرده است.

دسته دوم آثار تفسیری قاضی، حواشی او بر کتاب‌ها است. یعنی اشکالات و تأییدهای خود را بر متونی که در آن زمان متداول بود را می‌نوشت. 

در آن زمان کتابی که از اهل سنت بسیار رواج داشت و بیشترین حاشیه‌ها را در طول تاریخ داشت و به دلیل متقن و مختصر بودن، توجه علما را به خود جلب کرده بود، کتابی به نام تفسیر بیضاوی است که قاضی بر آن حاشیه زده است. البته حاشیه‌های ایشان کامل نیست اما همین مقدار هم بسیار ارزنده است. ۴ جلد از این مجموعه، حواشی قاضی بر تفسیر بیضاوی است. همچنین ۲ رساله قرآنی قاضی نیز منتشر شد که یکی تفسیر آیه غار و دیگری تفسیر آیه عدل و توحید به نام «مونس‌الوحید فی تفسیر آیه العدل و التوحید» است و همین‌طور حاشیه‌ای بر شرح یکی از علما بر تفسیر بیضاوی. امتیاز کار مرحوم قاضی نورالله در این رساله که بسیار مختصر است و در برخی نسخه‌ها ۱۴ صفحه است این است که خیلی عالمانه کار کردند. او در این کار از ۲۲۳ منبع استفاده کرده که عمده آنها آثار اهل سنت است.

..........................

منبع : ایکنا

دوشنبه, 11 آذر 1398 08:16

دریافت فایل

حجم: 7 MB

زمان: 57 دقیقه

یکشنبه, 10 آذر 1398 14:17
رئیس اداره قرآنی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان مرکزی شیوه‌نامه طرح تشویقی حافظان قرآن کریم را اعلام کرد و گفت: داوطلبان تا ۱۲ آذر فرصت ثبت‌نام دارند.
 

حجت‌الاسلام محمدرضا آسوده، رئیس اداره قرآنی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان مرکزی در گفت‌و‌گو با ایکنا از استان مرکزی، از اجرای طرح شیوه‌نامه تشویقی ویژه حافظان قرآن کریم خبرداد و به ایجاد انگیزه در میان حافظان قرآن کریم برای تثبیت و ارتقاء محفوظات و ایجاد انگیزه در میان علاقمندان به قرآن برای حفظ و انس هرچه بیشتر با قرآن از جمله اهداف اجرای طرح اشاره کرد.

وی در خصوص شرایط ثبت‌‌نام علاقمندان در این طرح قرآنی بابیان اینکه شرکت در این طرح برای تمامی داوطلبان بدون محدودیت سنی و جنسی آزاد است، تصریح کرد: تمامی داوطلبینی که در سال ۹۶ و ۹۷ در آزمون مشترک سازمان اوقاف و معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرکت کرده و موفق به کسب نمره قبولی شدند تنها می‌توانند در رشته بالاتر شرکت کنند.

آسوده در رابطه با شرکت داوطلبان در رشته بالاتر اظهار کرد: حافظان با کسب امتیاز لازم در رشته حفظ جزء سی و یا جزء اول می‌توانند در رشته حفظ ۵ جزء اول قرآن شرکت کنند. قبولی در رشته حفظ جزء سی قرآن مانع شرکت در رشته حفظ ۵ جزء آخر قرآن نیست.

این مقام مسئول ادامه داد: قبولی در رشته حفظ جزء سی و یا جزء اول قرآن امکان شرکت در رشته ۵ جزء اول قرآن و بالاتر، قبولی در رشته حفظ ۵ جزء اول قرآن امکان شرکت در رشته ۱۰ جزء و بالاتر، قبولی در رشته حفظ ۱۵ جزء امکان شرکت در ۲۰جزء و بالاتر، قبولی در رشته حفظ ۲۰ جزء امکان شرکت در رشته حفظ ۲۵ جزء و بالاتر، قبولی در رشته حفظ ۲۵ جزء امکان شرکت در رشته حفظ قرآن را دارند.

وی بیان کرد: مراحل شرکت در آزمون بدین‌شرح است؛ ثبت‌نام در آزمون کتبی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از طریق سایت www.quranedu.ir  از تاریخ ۱۲ آبان تا ۱۲آذر، اعلام نتایج آزمون کتبی وزارت فرهنگ و ارسال پیامک به قبول‌شدگان آزمون کتبی جهت اطلاع از زمان و مکان آزمون شفاهی از فرایند شرکت در آزمون به شمار می‌آید. در دست داشتن کارت شناسایی معتبر برای شرکت‌کنندگان مرحله شفاهی الزامی است. بازه تقریبی زمانی آزمون شفاهی از ۵ تا ۱۶ اسفند ماه سال جاری است که زمان دقیق پس از اعلام نتایج آزمون کتبی اطلاع‌رسانی می‌شود.

آسوده با بیان این نکته که حدنصاب قبولی در مرحله دوم آزمون(شفاهی) و دریافت هدایای طرح کسب امتیاز حداقل ۸۵ از ۱۰۰ نمره است، اظهار کرد: حدنصاب در نظر گرفته شده جهت دریافت هدیه صرفاً در خصوص نمره حسن حفظ بوده و نمره قرائت افراد در کسب نمره حدنصاب دخیل نیست همچنین آزمون تنها توسط ممتحنین مورد تأیید ستاد حفظ قرآن برگزار می‌شود. آزمون شفاهی صرفاً از ۵ جزء جدید محفوظات گرفته می‌شود و افرادی که محفوظات جدید آنان بالاتر از ۵ جزء باشد تعیین ۵ جزء از بین محفوظات جدید برعهده داوطلب است. برای سنین کمتر از ۱۰ سال و همچنین روشن‌دلان صرف ثبت‌نام در آزمون کتبی وزارت ارشاد اسلامی جهت حضور در آزمون شفاهی کفایت کرده و نیاز نیست در آزمون کتبی شرکت کنند.

وی تصریح کرد: سازمان اوقاف و امور خیریه در جهت اجرای نظام جامع تشویق حافظان قرآن کریم به تمامی افرادی که در آزمون این طرح موفق به کسب امتیازات لازم و قبولی در آزمون شوند بدون قرعه کشی کمک هزینه سفرهای زیارتی هریک به مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به صورت نقدی اهدا می‌کند.

آسوده در پایان به سایر امتیازات طرح هم اشاره کرد و افزود: شرکت در قرعه‌کشی صدها جایزه نفیس و ارزنده و اعطاء گواهینامه سازمان اوقاف به همه افرادی که موفق به کسب حدنصاب قبولی بشوند و همچنین امکان شرکت در دوره‌های تخصصی تربیت مربی حفظ قرآن بدون نیاز به آزمون ورودی حفظ از مزایای این طرح است

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری