- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
تفسیر سوره مبارکه انبیاء جلسه 4،آیت الله جوادی
دوستى با این گروه ها ممنوع
شرح آیات 57 و 58 سوره مبارکه المائده
57- يَا أَيُّهَا
نکاتی پیرامون عید سعید فطر،آیت الله جوادی آملی
غدیر نقشه راه امت اسلام، استاد مفسر دکتر محمدعلی
نظام تكوين خداوند در آفرينش، استاد مفسر محمدعلی
آمار بازدید
احسن الحدیث
ابومحمد، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبی، محدّث امامی و مؤلف کتاب مشهور تُحَف ُالعقول، از شخصیتهای برجسته و از چهرههای درخشان فقهای شیعه در قرن چهارم هجری میباشد. وی از معاصرین شیخ صدوق متوفای ۳۸۱ هجری است و از محمد بن همام متوفای ۳۳۶ هجری روایت نقل میکند و از مشایخ شیخ مفید متوفای ۴۱۳ هجری نیز به شمار میآید.
معرفی ابنشعبه حرّانی
در منابع کهن رجالی شیعه درباره وی اطلاعی وجود ندارد. براساس نوشته حسین بن علی بن صادق بحرانی در رسالهای که درباره اخلاق و سلوک تألیف کرده، ابن شعبه از قدمای اصحاب امامیه محسوب شده و شیخ مفید از تُحفالعقولِ وی، مطالبی نقل کرده است. [۱] آقابزرگ طهرانی [۲] از نوشته بحرانی استنباط کرده که حرّانی از مشایخ شیخ مفید و معاصر شیخ صدوق بوده، ولی بنابر منابع رجالی، مفید شیخی بدین نام نداشته است. [۳] حرّانی منسوب به خاندان شعبه است که در اصل اهل حلب بودند و محدّثان بزرگی در میان آنان ظهور کردهاند. [۴]
شخصیت علمی و دینی حرّانی
حرانی، به تصدیق بسیاری از فرهیختگان، عالمی فاضل و عامل بود و در فقه و حدیث مورد توجه عالمان قرار داشت، به ویژه در حدیث که دو اثر «تحف العقول» و «التمحیص» بیانگر تبحر او در علم حدیث و وثاقتش در نقل حدیث است، به طوری که علامه مجلسی روایات او را با این که سلسله سندش ذکر نشده، مقبول می داند. [۵] و یا شیخ انصاری کتاب گرانمایه «المکاسب» را با روایتی از «تحف» درباب معاملات آغاز می کند که درباره صناعات و تجارات و بیع و وجه حلال و حرام آن ها است. [۶]
همچنین با نگاهی به مقدمه «تحف» و روایات مذکور در آن و نیز مناجات و توصیه ها به دست می آید که او در اخلاق و حقوق نیز دستی داشته با طرحی نو، مجموعه روایات اخلاقی، حکمی و حقوقی را ارائه نموده است، به طوری که بیش از هزار سال این کتاب و روایات آن، نقل محافل علمی، منابر وعظ و مجالس اخلاقی بوده است و این خود نشان از رفعت مقام و جلالت جاه علمی و تقوای اوست.
قدیمترین اظهارنظر درباره شخصیت علمی و دینی حرّانی، از ابراهیم بن سلیمان قطیفی ، از علمای سده دهم، است که بنا به نقل شوشتری ، [۷] او در کتاب الوافیه خود از حرّانی با عنوان «شیخِ عالم فاضلِ عاملِ فقیه» نامبرده است. اظهارنظر علمای بعدی، همه از بحرانی و قطیفی گرفته شده است. [۸][۹]
تحصیلات
حرانی از محضر محدثان و فقیهان بزرگ عصر خود بهره برد و در علوم حدیث و فقه تبحر یافت، به طوری که همه عالمانی که از او یاد کرده اند، وی را فقیه و محدث فاضل شیعه معرفی نموده اند. متأسفانه از تحصیل و استادان وی جز اطلاعات اندکی در دست نیست و فقط در تراجم به ابو علی محمدبن همام، از محدثان و فقیهان بزرگ شیعی اشاره شده که حرانی نزد وی شاگردی کرد و از او اجازه روایت دریافت داشت.
جایگاه حرانی نزد علما
بسیاری از دانشوران از حرانی به بزرگی، فضل و علم یاد کرده اند و روایت بدون سند او را در «تحف العقول» پذیرفته اند.
شیخ مفید؛ شاگرد حرانی، ضمن تمجید از استاد، درباره کتاب تحف العقول می نویسد:
«تحف العقول کتاب لم یسمح الدهر بمثله.» [۱۰]
شیخ ابراهیم قطیفی ـ از عالمان قرن دهم هجری ـ در کتاب «الوافیه» ضمن نقل روایتی از «التمحیص»، می نویسد:«الحدیث الاول ما راواه العالم الفاضل العالم الفقیه ابو محمد الحسن بن علی بن شعبه الحرانی ...»
شیخ حر عاملی در «الامل الآمل» بعد از ستودن مولف تحف به فاضل محدث، درباره کتابش می گوید:
حسن کثیر الفوائد مشهور. [۱۱]
علامه مجلسی هم درباره تحف می نویسد:« ... نظم این کتاب دلالت بر رفعت شأن مولف دارد و بیشتر در مواعظ واصول معلومه ای است که محتاج سند نیست.» [۱۲]
میرزا عبدالله افندی اصفهانی در «ریاض العلما» درباره حرانی می نویسد:«عالم، فقیه، محدث»
میرزا محمد باقر خوانساری نیز در «روضات الجنات» می نویسد:«حسن بن علی بن حسین شعبه حرانی (یا حلبی) فاضلی است فقیه، متبحر، هوشیار، بلند پایه و آبرومند و کتابش مورد اعتماد اصحاب است.» [۱۳]
شیخ حر عاملی در کتاب «امل الآمل» درباره ایشان میفرماید: «ابو محمد، حسن بن علی بن شعبه، دانشمندی با فضل و محدثی بزرگ است.»
علامه مجلسی درباره وی میفرماید: «کتاب ایشان، تحف العقول خود بهترین شاهد بر فضل و دانش و عظمت شأن ایشان میباشد.»
علامه خوانساری، مؤلف کتاب روضات الجنات درباره او چنین میگوید: «محدث بزرگ، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبی، فقیهی اندیشمند و متبحری بزرگ و شخصیتی سرشناس است. او کتابی به رشته تحریر در آورده که اصحاب و فقهای شیعه همه بر آن اعتماد کردهاند.»
استاد
ابوعلی محمد بن همام بغدادی، متوفای سال ۳۳۶ را میتوان از مشایخ ابن شعبه به شمار آورد.
شاگردان
مهمترین شخصیتی که در میان شاگردان او همچون خورشید میدرخشد شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، متوفای سال ۴۱۳ هجری است.
آثار
به حرّانی دو کتاب منسوب است: التمحیص ، که درباره سبب و شیوههای آزمایشهای الهی مؤمنان (شیعه) و همراه روایاتی درباره صبر و زهد و رضاست ؛ و تحف العقول فیما جاء من الحِکَم و المواعظ من آلالرسول.
التمحیص
درباره انتساب التمحیص میان صاحبنظران اختلاف وجود دارد: قطیفی، [۱۴] حرّ عاملی [۱۵] و افندی اصفهانی [۱۶] آن را تألیف حرّانی دانسته و مجلسی [۱۷] و نوری [۱۸] در انتساب آن به حرّانی یا ابن همام اسکافی تشکیک کردهاند. موحدی ابطحی در مقدمه التمحیص [۱۹] به نقد و بررسی ادله کسانی که کتاب را به حرّانی یا ابن همام اسکافی نسبت دادهاند پرداخته و یادآور شده است که بحث در این نیست که روایات التمحیص از آنِ ابن شعبه است یا ابن همام تا گفته شود هر دو ثقهاند، بلکه در این است که این کتاب تألیف یا املای ابن همام اسکافی است یا تألیف شخصِ دیگری نظیر ابن شعبه به روایت ابن همام. موحدی ابطحی نتیجه میگیرد که اصل کتاب از محمد بن همام است و شک در این است که التمحیص را شخصِ دیگری از او روایت کرده، که در این صورت روایات آن با واسطه است، یا کتاب به املای ابن همام است که در این صورت این کتاب نظیر امالیِ مشایخ حدیثی چون مفید و مرتضی و طوسی خواهد بود.
تحفالعقول
اما کتابی که سبب شهرت حرّانی شده و در انتساب آن به او هیچاختلافی وجود ندارد، تحفالعقول است.
هدف از تألیف تحفالعقول
به نوشته ابن شعبه، [۲۰] هدف وی از تألیف این کتاب در دسترس قراردادن دانشهای پیامبر اکرم و امامان است که دربردارنده کار دین و دنیا و صلاح امروز و فرداست و چون دانشمندان شیعه درباره حلال و حرام و فرائض و سنن از گفتار ائمه کتاب فراهم کردهاند ولی درباره حکمتها و اندرزهای پیامبر و ائمه، خاصه کلمات قصار آنها، کتابی تألیف نکردهاند، وی دست به این کارزده است. این کتاب مشتمل بر احادیثی در اصول و فروع دین و کلیات و دستهای از سنّتها و آداب دین و پند و اندرزهای امامان و سخنان حکیمانه آنان است. [۲۱]
محتوای تحفالعقول
در این کتاب گزیدهای از سخنان پیامبر و امامان شیعه ، به جز امام دوازدهم علیهمالسلام آمده است. بخشی از مهمترین مطالب کتاب عبارتاند از: وصایای پیامبر اکرم به امام علی علیهالسلام، [۲۲] پاسخهای پیامبر به شمعون بن لاوی مسیحی ، [۲۳] سفارش پیامبر به معاذ بن جبل هنگام اعزام وی به یمن ، [۲۴] سخنان پیامبر در حجةالوداع ، [۲۵] خطبه امام علی در اخلاص توحید ، [۲۶] اندرزهای آن حضرت به امامحسن ، [۲۷] خطبةالوسیله، [۲۸] نامه امام علی به مالکاشتر ، [۲۹] سخنان امامعلی با کمیل ، [۳۰] جواب امام حسن به حسن بصری ، [۳۱] خطبه امام حسن بعد از صلح با معاویه ، [۳۲] سخنان امام حسین در امر به معروف و نهی از منکر ، [۳۳] نامه امام حسین به اهل کوفه ، [۳۴] رساله حقوق امام زینالعابدین ، [۳۵] سفارش امام باقر به جابر بن یزید جعفی ، [۳۶] سفارش امام صادق به مؤمن طاق ، [۳۷] سخنانی از امام صادق علیهالسلام که برخی از شیعیان آن را نثرالدرر نامیدهاند، [۳۸] سفارش امام کاظم به هشام، [۳۹] پاسخ امام رضا به مأمون درباره احکام شریعت ، [۴۰] توصیف امام رضا از امامت و منزلت آن در مسجدجامع مرو ، [۴۱] پاسخ امام جواد به پرسشهای یحیی بن اکثم ، [۴۲] رساله امام هادی در رد بر اهل جبر و تفویض، [۴۳] پاسخهای امام هادی به پرسشهای یحیی بن اکثم [۴۴] و نامه امام عسکری به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری . [۴۵] در پایان هر یک از این قسمتها، گزیدهای از کلمات قصار آنها نیز آورده شده است. در پایان کتاب، سخنان خدا با حضرت موسی [۴۶] و حضرت عیسی ، [۴۷] اندرزهای مسیح در انجیل و جز آن [۴۸] و سرانجام سفارش مفضّل بن عمر به شیعیان [۴۹] آمده است.
اهمیت تحفالعقول
تحفالعقول در قرون اخیر همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا آنجا که قطیفی آن را بینظیر خوانده است. [۵۰] در کتابهای حدیثی و فقهی از آن نقل قول کردهاند. [۵۱][۵۲][۵۳]
ایرادات وارد بر این کتاب
در عین حال، آنچه مایه خردهگیری و در برخی موارد نامعتبر دانستن مندرجات تحفالعقول از سوی علمای شیعه شده، ارسال اسنادِ احادیث آن است. اگر چه خودِ ابن شعبه به این موضوع توجه داشته و در مقدمه [۵۴] نوشته که سلسله سندِ بیشتر احادیث کتاب را سماع کرده، ولی در تألیف کتاب برای رعایت ایجاز و نیز به این سبب که بیشتر این کلمات و سخنان از زمره آموزشها و حکمتهایی است که خود گواه درستی خود هستند و به این دلیل که آنها را برای شیعیان فراهم کرده است که تسلیم اماماناند، از ذکر اسناد احادیث کتاب اجتناب کرده است. خویی ضمن اعتراف به فضل و ورع و ممدوح بودن حرّانی، [۵۵] کتاب وی را به دلیل مُرسل بودن احادیث آن، فاقد اعتبار دانسته و در هیچیک از احکام شرعی ، استناد به روایات تحفالعقول را جایز نشمرده است. [۵۶] گفتنی است که تحفالعقول در میان نُصَیریه حرمتی خاص داشته و بسیاری از پیروان این مذهب آن را از بردارند. [۵۷]
چاپ و ترجمه
تحفالعقول بارها در ایران و عراق و لبنان به چاپ رسیده است. نخستینبار در ۱۲۹۷، با روضه کافی ، در یک مجلد چاپ سنگی شد. بهترین چاپ آن، با تصحیح و تعلیق علیاکبر غفاری، در ۱۳۷۶ در تهران صورت گرفته است. این کتاب بارها به فارسی ترجمه شده که بهترین آنها ترجمه پرویز اتابکی با عنوان رهاوردِ خِرد ( تهران ۱۳۷۶ش) است. این کتاب را بدر شاهین به انگلیسی ترجمه و در ۱۳۸۳ش در قم به چاپ رسانده است.
فهرست منابع
(۱) آقابزرگ طهرانی.
(۲) ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
(۳) محمد بن همام اسکافی، التمحیص، قم (۱۳۸۰).
(۴) عبداللّه بن عیسی افندیاصفهانی، ریاض العلماء و حیاضالفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ.
(۵) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش.
(۶) محمدعلی توحیدی، مصباح الفقاهة، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، قم ۱۳۷۷ش.
(۷) محمد بن حسن حرّعاملی، املالآمل، چاپ احمد حسینی، بغداد (۱۹۶۵)، چاپ افست قم ۱۳۶۲ش.
(۸) علی بن حسن حلبی، اشارةالسبق، چاپ ابراهیم بهادری، قم ۱۴۱۴.
(۹) نوراللّه بن شریفالدین شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران ۱۳۵۴ش.
(۱۰) علیاکبر ضیائی، فهرس مصادرالفرق الاسلامیة، ج ۱، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۱) عباس قمی، کتاب الکنی و الالقاب، صیدا ۱۳۵۷ـ۱۳۵۸، چاپ افست قم.
(۱۲) مجلسی، بحار الانوار.
(۱۳) محمدعلی معلم، اصول علمالرجال بین النظریة و التطبیق، تقریرات درس آیةاللّه داوری، (قم) ۱۴۱۶.
(۱۴) حسین بن محمدتقی نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، قم ۱۴۱۵ـ۱۴۲۰.
پانویس
۱. عباس قمی، کتاب الکنی و الالقاب، ج۱، ص۳۲۹۳۳۰، صیدا ۱۳۵۷۱۳۵۸، چاپ افست قم.
۲. آقابزرگ طهرانی، ج۳، ص۴۰۰.
۳. محمد بن همام اسکافی، التمحیص، ج۱، ص۱۳ ۱۴، قم (۱۳۸۰).
۴. علی بن حسن حلبی، اشارةالسبق، ج۱، ص۹، چاپ ابراهیم بهادری، قم ۱۴۱۴.
۵. بحار الانوار ج۱، ص۲۹.
۶. المکاسب ج۱، صص۵-۱۲.
۷. نوراللّه بن شریفالدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۳۸۳، تهران ۱۳۵۴ش.
۸. محمد بن حسن حرّعاملی، املالآمل، ج۱، ص۷۴، چاپ احمد حسینی، بغداد (۱۹۶۵)، چاپ افست قم ۱۳۶۲ش.
۹. عبداللّه بن عیسی افندیاصفهانی، ریاض العلماء و حیاضالفضلاء، ج۱، ص۲۴۴، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ.
۱۰. سید حسن صدر، تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام ، ص۴۱۴.
۱۱. الامل الآمل ج۲، ص۷۴.
۱۲. بحار الانوار ج۱، ص۲۹.
۱۳. روضات الجنات ج۲، ص۲۹۰.
۱۴. نوراللّه بن شریفالدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۳۸۳، تهران ۱۳۵۴ش.
۱۵. محمد بن حسن حرّعاملی، املالآمل، ج۱، ص۷۴، چاپ احمد حسینی، بغداد (۱۹۶۵)، چاپ افست قم ۱۳۶۲ش.
۱۶. عبداللّه بن عیسی افندیاصفهانی، ریاض العلماء و حیاضالفضلاء، ج۱، ص۲۴۴، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ.
۱۷. مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۱۷.
۱۸. حسین بن محمدتقی نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۱، ص۱۸۶۱۸۷، قم ۱۴۱۵۱۴۲۰.
۱۹. محمد بن همام اسکافی، التمحیص، مقدمه موحدی ابطحی،ص۱۰ ۱۴، قم (۱۳۸۰).
۲۰. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲ـ۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۱. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۲. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۶۱۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۳. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۱۵ ۲۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۴. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۵۲۶، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۵. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۳۰۳۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۶. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۶۱۶۷، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۷. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۶۸ ۸۸، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۸. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۹۲ ۱۰۰، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۲۹. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۱۲۶ ۱۴۹، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۰. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۱۶۹۱۷۶، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۱. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۳۱۲۳۲، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۲. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۳۲ ۲۳۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۳. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۳۷۲۳۹، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۴. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۴۰ ۲۴۲، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۵. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۵۵ ۲۷۲، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۶. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۲۸۴۲۸۶، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۷. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۳۰۷ ۳۱۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۸. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۳۱۵۳۲۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۳۹. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۳۸۳ ۴۰۲، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۰. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۱۵ ۴۲۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۱. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۳۶۴۴۲، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۲. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۵۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۳. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۵۸۴۷۵، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۴. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۷۶۴۸۱، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۵. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۸۴۴۸۶، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۶. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۹۰۴۹۶، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۷. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۴۹۶ـ۵۰۱، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۸. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۵۰۱۵۱۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۴۹. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ج۱، ص۵۱۳۵۱۵، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۵۰. نوراللّه بن شریفالدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۳۸۳، تهران ۱۳۵۴ش.
۵۱. مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۲۹.
۵۲. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۵، ص۱۸۰، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش.
۵۳. حسین بن محمدتقی نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۱، ص۱۸۷، قم ۱۴۱۵۱۴۲۰.
۵۴. ابن شعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، ص۳، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
۵۵. محمدعلی توحیدی، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۵، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، قم ۱۳۷۷ش.
۵۶. محمدعلی معلم، اصول علمالرجال بین النظریة و التطبیق، ج۱، ص۲۷۴ـ۲۷۷، تقریرات درس آیةاللّه داوری، (قم) ۱۴۱۶.
۵۷. علیاکبر ضیائی، فهرس مصادرالفرق الاسلامیة، ج۱، ص۸۱، ج ۱، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
........................
منبع : ویکی فقه
وی افزود: امام صادق(ع) بیان کردند که قم به واسطه حوزه علمیه آن مرکز و نقطه ثقل نشر علم به عالم خواهد بود؛ به همین جهت باید فرمایشات امام را زنده نگاه داریم و نباید اجازه متروک شدن آن را بدهیم.
استاد سطوح عالی حوزه یادآور شد: مبانی اهل بیت(ع) باید در هر زمانی به نحو شایسته بیان و پیاده شود؛ قرآن کریم بیان میکند که اگر تقوا پیشه بگیرید خداوند به شما کمک میکند و توان شناخت حق و باطل را به انسان عطا میکند.
وی گفت: فقهای ما همیشه به دنبال حقیقت بودهاند و پیوسته پیام قرآن کریم را مد نظر داشته و دارند و به دنبال تبعیت از احسنها هستند؛ این شناخت هم در مرکز حقیقتیابی یعنی حوزههای علمیه حاصل میشود.
آیت الله علوی گرگانی یادآور شد: اگر بتوانیم در فعالیتهای دانشجویی در قالبهای مختلف از حوزه استفاده کنیم میتوانیم به نقطه کمال برای تمام کشورهای دنیا مبدل میشویم.
وی گفت: امروزه قم، تنها مرکزی در جهان اسلام است که میتواند مشکلات علمی و معرفت دینی را که دنیا به آن احتیاج دارد حل کند.
این مرجع تقلید با ذکر این مطلب که دانشگاه قم باید دانشگاه دنیا باشد، اظهار کرد: باید دنیا چشمشان به دانشگاه قم باشد و بهترین محوری که این دانشگاه میتواند در این زمینه فعالیت کند، معارف قرآنی است.
وی گفت: فعالیتهای قرآنی در قرائت قرآن محدود نمیشود بلکه باید به ابعاد مختلف قرآن از جمله تفسیر و تدبر و... توجه کنیم؛ امیدواریم فعالان قرآنی کشور و قم بتوانند نسلهای بعدی را قرانی کنند و به روزگاری برسیم که قرآن کریم سرلوحه همه اعمال ما قرار گیرد.
یادآور میشود سی و چهارمین جشنواره قرآن و عترت دانشجویان سراسر کشور روزهای دهم و یازدهم مهرماه به میزبانی دانشگاه قم برگزار خواهد شد.
به گزارش ؛ مهر نوشت: آیتاللهالعظمی سیدمحمد علوی گرگانی در دیدار با مسئولان دانشگاه قم و اعضای برگزارکننده جشنواره ملی قرآن کریم دانشجویان کشور گفت: دانشگاه افتخار هر کشوری از جمله جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود.
به گزارش ایکنا؛ به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مؤسسه مهد قرآن، کبری حمیدی، مونا باغبان هنر دوست و معصومه بیاتی که در آزمون سه مرحلهای حفظ کل قرآن همراه با ترجمه و تدبر قبول شدند، طی مراسمی تجلیل شدند.
این مراسم با حضور اساتید، مربیان و خانوادههای قرآنآموزان و با اعطای گواهینامه حفظ کل و اهدای هدایایی همراه بود. این گواهینامه به امضای حجتالاسلام والمسلمین فومنی الحائری، مؤسس و رئیس هیئت امنا و شهریار پرهیزکار، رئیس هیئت علمی مرکز رسیده است.
در این مراسم، رحمت حقانی، مدیر مهد قرآن استان گیلان با تقدیر از تلاش اساتید و مربیان جهت شکوفایی حافظان قرآن، گفت: نیازهای آموزشی، پشتیبانی و تشویق قرآن آموزان جهت شرکت در کلاسهای حفظ قرآن باید پیگیری شود.
یادآور میشود، آزمون سه مرحلهای مهد قرآن با فاصله یک ماه از هر مرحله انجام میشود که طی آن ۱۰جزء قرآن کریم از هر حافظ آزمون گرفته میشود و در پایان سه مرحله، در صورت موفقیت، گواهینامه حفظ کل به حافظان اعطا میشود.
وی با انتقاد از افرادی که زمان زیادی را به مسائل بیهوده در فضای مجازی اختصاص میدهند، بیان کرد: متأسفانه بسیاری از عزیزان وقت گرانبهای خود را بیهوده هدر میدهند و به جای کسب مطالب مفید و معرفتی و بهرهمندی از کلام خداوند و مفاهیم آن در فضای مجازی بهدنبال مسائل حاشیهای هستند. در واقع این فضا میتواند بستر مناسبی برای ترویج فرهنگ قرآنی توسط افراد بهویژه طلاب باشد.
مدیر حوزه علمیه حجت بن الحسن(عج) تهران درباره رمز موفقیت منبر طلاب، گفت: اگر میخواهید سخنرانیهای خود را بدون ایراد بیان کنید از آیات قرآن نمونه بگیرید و به آن استشهاد کنید چراکه مردم نسبت به تحلیلهای شخصی حساسیت خاصی دارند و به آن واکنش نشان خواهند داد. بنده شب گذشته در جمع نخبگان با کمک گرفتن از آیات قرآن منبری را ارائه دادم که مورد استقبال قرار گرفت، در حالی که اگر این کار را انجام نمیدادم ایرادهایی به آن وارد میشد.
به گزارش ایکنا؛ مهر نوشت: رضا نباتی، فعال قرآنی و نویسنده کتب درسی قرآن در یادداشت پیش رو به انواع روش حفظ قرآن پرداخته است.
با توجه به آنچه که در زمینه چیستی و چرایی حفظ عمومی قرآن کریم گفته شد، اکنون می توان به برنامه ریزی آموزشی و درسی حفظ قرآن اقدام کرد و به تدوین و تبیین چگونگی حفظ عمومی قرآن کریم در مدارس پرداخت.
پیش از هر چیز باید دید چه قالب هایی برای حفظ قرآن وجود دارد و کدامیک برای عموم مناسب تر هستند. برای همین منظور به این تقسیم بندی ها توجه کنید :
الف- روش های حفظ کمّی:
در این نوع از حفظ، ملاک تعداد صفحات و آیات است. هرچه بیشتر؛ بهتر و مقبول تر. این نوع از حفظ قرآن که به آن « حفظ ترتیبی » گفته می شود، حداقل به سه شکل انجام می شود :
-از اول جزء ( مانند حفظ جزء ۳۰ )
-از اول قرآن کریم ( از سوره حمد و بقره تا ناس )
-از اول سوره ( مانند حفظ سوره یاسین )
تذکر مهم : همانطور که ملاحظه می شود حفظ ترتیبی به دلیل حجم بیشتر آیات و صفحات و سوره ها برای عموم چندان مناسب نیست. بلکه این روش برای معدود افرادی که زمینه ( استعداد و انگیزه ) حفظ قرآن کریم را دارا هستند، توصیه می شود.
ب- روش های حفظ کیفی
حفظ کیفی، حفظی است که در آن علاوه بر حفظ الفاظ، بر سایر عناصر و مؤلفه ها نیز توجه دارد. مانند معنا، تدبر، تمسک، عمل، راهنمایی و ... که در نهایت به « انس مادام العمر فرد با قرآن کریم » به عنوان کتاب هدایت می شود. حفظ کیفی را می توان به بخش های موضوعی، تخصصی و عمومی تقسیم کرد که هریک می توانند زمینه ساز ماتب بعدی نیز باشند.
۱-حفظ موضوعی
در این جا حفظ قرآن کریم را از ساده ترین مرحله آغاز می کنیم :
-واژه : گاهی حفظ یک واژه قرآنی برای یک کودک از حفظ یک سوره جذاب تر و مناسب تر است. واژگان مشترک زبان فارسی و قرآن را در متن آیات بیابید و حفظ قرآن را با حفظ واژگان قرآنی شروع کنید. مانند : نور، کتاب، قلم و ...
-ترکیب : گاهی حفظ یک ترکیب قرآنی برای یک کودک جذاب است. ترکیب های ساده و پرکاربرد را در متن آیات بیابید و دانش آموزان سؤال کنید. مانند : نعمت الله، الحمد لله ... و
-پیام قرآنی : یک جمله قرآنی پر معنا و هدایت گر مانند : « و بالالدین احسانا » و با « و قولوا للناس حسنا » در قرآن بیش از ۳۵۰۰ هزار پیام قرآنی با مضامین تربیتی وجود دارد که بیش از ۵۰۰ پیام قرآنی آن برای دانش آموزان دوره ابتدایی مناسب است.
-قطعه : یا فراز قرآنی که دارای موضوعاتی چون : نماز، روزه، مباهله، وحدت، ولایت، آیه الکرسی و ... در قرآن بیش از ۱۲۰ قطعه مناسب وجود دارد که یک سوم آن برای دانش آموزان دوره ابتدایی مناسب است.
-تمثیل و داستان : در قران کریم بیش از ۲۶۰ قصه قرآنی آمده که تعداد قابل توجهی از آن ها برای کودکان مناسب است. می توان حفظ برخی از این آیات را همراه با قصه مد نظر قرار داد.
-نیایش ها : در قرآن کریم حدود ۱۱۰ ربنا آمده که حدود نیمی از آن ها در حوزه آموزش عمومی قران و حدود یک سوم ربناها برای دوره دبستان هم مناسب هستند.
-آیه : گاهی برخی از آیات به دلایل مختلف باید حفظ شود مانند آیات ۸۸-۸۷ سوره انبیاء که در نماز غفیله خوانده می شود.
-سوره : گاهی سوره ای با محوریتی خاص مورد نظر حافظ قرآن است. مانند سوره فیل برای داستان ابرهه
-تدبری : آیه ای را حفظ می کنیم و درباره آن در قرآن جستجو می کنیم تا ببینیم مراد حقیقی خداوند از نزول این آیه چه بوده است. ( مانند : این سه آیه که مکمل هم هستند و با تدبر به دست می آیند : « اقم الصلاه لذکری » « الا بذکر الله تطمئن القلوب » « یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک ... » ) البته روش تدبر، مراتب و هر مرتبه مراحلی دارد.
۲-حفظ تخصصی ( قرآن محور )
بین حفظ تخصصی و حفظ ترتیبی شباهت هایی وجود دارد اما رویکرد، هدفگذاری و چگونگی این دو تفاوت هایی دارد. این نوع حفظ هم به اشکال مختلفی وجود دارد :
-حفظ کامل با معنا : همان حفظ ترتیبی است البته همراه با درک معنای عبارات و آیات قرآن
-حفظ ترکیبی : حفظ قرآن کریم همراه با یادگیری و رعایت یکی از فنون علم قرائت مانند تجوید، مفاهیم، تدبر
-حفظ جامع : حفظ قرآن با رعایت همه جوانب جامعیت قرآن مانند صحت قرائت،تجوید، معنا، تدبر، تفسیر و ... )
۳-حفظ عمومی ( مخاطب محور )
حفظ عمومی را باید عجین با حفظ اجمالی ( نسبی / مقدماتی ) دانست چرا که عمومی سازی یک موضوع یادگیری، نیازمند ساده سازی، کاهش کمیت و معنادار بودن آن است. به همین دلیل برای عموم باید از حفظ « جمله » ( به جای حفظ سوره و آیه ) یادکرد. البته جملات کوتاه و پرمعنا و تربیتی و متناسب با « نیاز، توان و ذائقه » این نوع برنامه ریزی است که می تواند به عنوان « زیربنای » سایر گونه های روش حفظ قرآن قرار گیرد. حفظ جملات تربیتی و کاربردی قرآن، نیازمند برنامه ریزی « دراز مدت » است. و حتی در حوزه حفظ عمومی باید به سلایق و علائق مخاطبات در انتخاب موضوعات و آیات « حق انتخاب » داده شود. در ارزش یابی نیز، حفظ به صورت « اجمالی و مقدماتی ( نسبی ) » مد نظر و عمل قرار گیرد. همچنین حفظ عمومی قرآن با « رویکرد جامع » یعنی توجه به همه ابعاد آموزشی و تربیتی مد نظر قرار گیرد.
نتیجه بحث :
چنانکه گفته شد در صدر اسلام آیات قرآن کریم به صورت پراکنده و بر پوست و استخوانهای شانه و دندههای جانوران، چوبهای درخت خرما، سنگهای سفید، کاغذ و پارچه ثبت میشد و احتمال نابودی یا تحریف کلام الهی همواره وجود داشت. در این موقعیت، پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلّم مسلمانان را به حفظ قرآن سفارش کرد و حتی گروهی را برگزید تا بدین کار پردازند.
اما کارکرد حفظ قرآن رفته رفته در جامعه گسترش پیدا کرد. مهمترین و اصلی ترین کارکرد حفظ قرآن، بهرمندی از هدایت و راهنمایی قرآن است که در حوزه های متعدد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... به ویژه تربیتی و اخلاقی و اعتقادی مؤثر و مفید است.
در دوران معاصر هدف از حفظ قرآن، اغلب جنبه های تبلیغی و ترویجی و نخبه گرایانه و « تخصصی » دارد تا تربیتی و عمومی. امروز نیز باید آن کارکرد تربیتی به عنوان محور گسترش فرهنگ حفظ قرآن کریم جایگزین حفظ تخصصی برای عمومی مردم قرار گیرد. برای این کار پیشنهاد « حفظ اجمالی جملات تربیتی قرآن » توصیه می شود.
شیوه پیشنهادی
با توجه به آنچه گفته شد پیشنهاد نویسنده این مطلب راه تحقق تربیت عمومی حافظ قرآن را در نگاه جدید نسبت به حفظ عمومی قرآن کریم دانسته و پیشنهاد می کند، از حفظ قرآن به عنوان روشی برای « انس بیشتر با قرآن » و نیز « تقویت روانخوانی قرآن کریم » استفاده شود. البته طرح این پیشنهاد برای شرایط فعلی جامعه است. قطعاً در صورت موفقیت، امکان از اتقاء و رشد تکاملی آن وجود دارد.
« حفظ اجمالی جملات تربیتی قرآن کریم »
قرآن کریم ۶۲۳۶ آیه و حدود ۷۸ هزار کلمه و ۳۲۰ هزار حرف دارد. این اطلاعات چندان سودمندی برای عموم مردم ندارد. اما اینکه قرآن کریم دارای ۲۵ هزار جمله است، می تواند جای توجه و تأمل بسیار باشد؛ چرا که مراد خداوند از نزول قرآن کریم را باید در داخل جمله جست و جو کرد. تا در آیه و سوره. لذا اگر آیات را به جملات تقطیع کنیم آن وقت می توان جملات کوتاه و ساده و قابل فهم را همراه با معنا و تدبر اولیه به راحتی حفظ و به آن عمل کرد. به همین دلیل به نظر می رسد اگر قرار است برای عموم مردم برنامه حفظ قرآن طراحی، تولید و اجرا شود، باید ویژگی های زیر در نظر گرفته شود :
۱-حفظ « جمله » ( به جای حفظ سوره و آیه ) مد نظر برنامه ریزان قرار گیرد. ( بیش از ۳۰۰۰ هزار جمله و عبارت تربیتی و موضوعی در قرآن کریم وجود دارد که می تواند حوزه عمومی قرآن را در مراحل اولیه پوشش دهد. )
۲-به حفظ قرآن به عنوان یک « ابزار » ( و نه هدف ) برای هدایت و راهنمایی و تربیت مخاطبان نگریسته شود. چرا که قرآن، کتاب حکمت و هدایت است و حفظ آن نیز باید حکیمانه و هدایتگر باشد.
۳-حفظ عمومی قرآن نیازمند آموزش است و با تبلیغ و ترویج و نخبه گزینی محقق نمی شود.
۴-حفظ عمومی قرآن به عنوان « زیربنای » سایر گونه های روش حفظ قرآن در نظر گرفته شود. ( الفبای حفظ قرآن )
۵-حفظ جملات تربیتی و کاربردی قرآن به صورت « دراز مدت و میان مدت » برنامه ریزی و اجرا شود.
۶-حفظ عمومی قرآن باید کاملاً با « نیاز، توان و ذائقه » مخاطب تناسب داشته باشد. این کار نیازمند برنامه ریزی یسیار دقیق و کارشناسانه است.
۷-به مخاطبان در انتخاب موضوعات و آیات « حق انتخاب » داده شده و در تولید محتوا سلایق و آزادی انتخاب مد نظر قرار گیرد.
۸-در ارزش یابی، حفظ به صورت « اجمالی و مقدماتی ( نسبی ) » مد نظر و عمل قرار گیرد.
۹-حفظ عمومی قرآن با « رویکرد جامع » همه ابعاد آموزشی و تربیتی را مد نظر قرار دهد.
۱۰-مدت آموزش حفظ عمومی نباید طولانی، خسته کننده و محتوای سنگین و پرحجم باشد؛ در نتیجه باید سطح بندی شده و به دوره های کوتاه مدت تبدیل شود.
۱۱-از آموزگاران و مربیان مدارس برای آموزش حفظ عمومی قرآن استفاده شود. زیرا تجربه نشان می دهد در صورت حفظ اجمالی جملات تربیتی قرآن کریم، اعم اغلب معلمانی که خود حافظ قرآن نیستند، هم توان اجرای طرح را دارند و هم خودشان همراه با شارگردان به حفظ قرآن تشویق می شوند. ( البته نیاز به کارگاه های آموزشی در حدود ۴۰ ساعت دارند. )
۱۲-در مدارس از بخش هایی از کتاب های درسی دانش آموزان که برای حفظ عمومی قرآن مناسب است برای حفظ عمومی قرآن استفاده شود.
تذکر مهم : پرداختن به حفظ قرآن کریم به عنوان یک فعالیت مستقل ( مانند طرح ملی حفظ جزء ۳۰ ) برای دانش آموزان یک « فعالیت فوق برنامه » است. ( و نه رسمی ) لذا اختصاص ساعت درسی به حفظ قرآن خلاف مصوبات قانونی است.
زندگینامه اجمالی
کلینی اصالتا ایرانی و از روستای «کلین» واقع در ۳۸ کیلومتری شهر ری و ناحیه جنوب غربی جاده قم ـ تهران، نزدیک حسنآباد کنونی است. به همین جهت، او را به لقب «رازی»، منسوب به «ری» هم میخوانند. (شهید سعید قاضی نوراللّه شوشتری، در حاشیه مجالس المؤمنین، مینویسد: «به خط قطبالدین رازی دیدهام که نوشته است: ری هنگام نسبت، باید «ریئی» خوانده شود. علت اضافه «ز» این است که دو نفر به نامهای «ری» و «راز» آن شهر را ساختند و چون خواستند نامی بر آن بگذارند، دچار اختلاف شدند. سپس بنا گذاشتند که آن شهر را به نام یکی، «ری»، و هنگام نسبت به نام دیگری، «رازی» بخوانند.) [۱]یاقوت حموی، جغرافیدان نامی (م ۶۲۶ ق) مینویسد: استخری (زنده در ۳۴۰ ق) گفته است که ری از اصفهان بزرگتر است و در مشرق، بعد از بغداد، شهری آبادتر از آن نیست؛ هر چند نیشابور از حیث وسعت بزرگتر از آن است. ری در طول و عرض یک فرسخ و نیم است و دارای روستاهایی است که هر کدام از یک شهر بزرگتر است.[۲]
کسب علم
او در عهد امامت امام یازدهم در خانهای سرشار از عشق به اهلبیت (علیهمالسلام) چشم به جهان گشود. وی برای فراگیری حدیث راهی قم شد. ورود کلینی به قم، مقارن با حاکمیت سیاسی و دینی مردان با فضیلت و با تقوایی بود که از حدیثگویان مشهور زمان خود به شمار می رفتند. در قله این هرم، احمد بن محمد بن عیسی و علی بن ابراهیم قمی قرار داشتند که تقوا، فضل و عشق آنها به اهلبیت (علیهمالسلام) بر کسی پوشیده نیست. کلینی برای یافتن روایات و احادیث ناشنیده، قم را به قصد دیار دیگر, ترک کرد. او روستاها و شهرهای بیشماری را پشت سر نهاد و هر جا محدث یا راوی حدیثی مییافت که حدیثی از اهلبیت را نزد خویش داشت، در مقابلش زانوی ادب میزد و پس از مدتی، باز کوله بار عشق و صفایش را بر دوش میگرفت و راهی دیار دیگر می شد. کلینی پس از کسب فیض از دهها استاد و محدث در شهرها و مناطق مختلف، سرانجام به بغداد رسید. مدت مسافرت کلینی به درستی معلوم نیست.
کلینی پس از کسب علم و حدیث از اساتید و محدثان مورد افتخار شیعیان قرار گرفت و نخستین کسی بود که به لقب ثقة الاسلام شهرت یافت.
کلینی نامآورترین شخصیت عصر خود بود که اوج تلاش محدثان و عالمان بزرگ و حتی عصر چهار نایب خاص امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) بوده است، در این عصر به دلیل محدودیتها و ممنوعیتهای اجتماعی این بزرگان مسئولیت فرهنگی و علمی تشیع بر دوش کلینی بوده است.
عظمت و بزرگی کلینی در میان اهل سنت به قدری است که ابن اثیر ضمن نقل این روایت از پیامبر که «خداوند در آغاز هر قرن شخصی را بر میانگیزد که دین او را زنده نگه دارد»، میگوید: «احیا کننده مذهب شیعه، در آغاز قرن اول محمد بن علی امام باقر (علیهالسلام)، در ابتدای قرن دوم علی بن موسی امام رضا (علیهالسلام) و در ابتدای قرن سوم ابو جعفر محمد بن یعقوب رازی بوده است». [۳] به جرأت میتوان گفت کلینی نامآورترین و بلند آوازهترین اندیشمند عصر خود بود.
آرامگاه پدر کلینی
باری، ری و روستاهای آن، از روزگاران نخستین، جزو مراکز شیعهنشین بوده است؛ هر چند بیشتر مردم ری را سنیان حنفی و شافعی تشکیل میدادهاند. آرامگاه پدر کلینی، یعنی یعقوب بن اسحاق ـ که از بزرگان شیعیان آن روز بوده ـ هم اکنون در قریه «کلین» بوده و زیارتگاه مردم آن سامان است.
عُلانِ رازی (دایی کلینی) و جمعی دیگر از فقها و محدثان شیعه، همچون محمّد بن عصام (شاگرد کلینی) هم از آن قریه بودهاند.
موقعیت کلینی در جهان اسلام
ثقةالاسلام کلینی در عصر امام حسن عسکری (علیهالسلام) متولد شد، و با چهار سفیر و نماینده خاص امام زمان (علیهالسلام) که در طول غیبت کوتاه آن حضرت، رابط بین شیعیان و امام زمان (علیهالسلام) بودند ـ هم عصر بود. با اینکه آن چهار تن، از فقها و محدثان بزرگ شیعه بودند و شیعیان آنها را به جلالت قدر میشناختند، ولی کلینی مشهورترین شخصیت عالی مقامی بود که در آن زمان، میان شیعه و سنی با احترام میزیست و به صورت آشکار به ترویج مذهب حق و نشر معارف و فضایل اهلبیت (علیهمالسلام) همت میگماشت.
عموم طبقات، او را به راستی گفتار و درستی کردار و احاطه کامل بر احادیث و اخبار میستودند؛ به طوری که نوشتهاند شیعه و سنی در اخذ فتوا به وی مراجعه میکردند و در این خصوص، مورد وثوق و اعتماد هر دو فرقه بود. به همین جهت ملقب به ثقةالاسلام گشت و او نخستین دانشمند اسلامی است که به این لقب خوانده شده و حقا شایسته این لقب بزرگ هم بود. (جای تاسف است که در آن روزگار، لقب «ثقةالاسلام»؛ یعنی دانشمندی که مورد وثوق و سند وثاقت اسلام و مسلمین است، آن قدر اهمّیت داشته که برای اولینبار، کلینی سرآمد دانشمندان و فقها و محدثان شیعه را بدان منسوب کردهاند و امروز به قدری الفاظ و اسامی و القاب ارزش خود را از دست داده است، که به هر بی سر و پا و بیسواد ریاکار هم «ثقةالاسلام» میگویند! بر عکس نهند نام زنگی کافور!! )
کلینی در امانت و عدالت، تقوا و فضیلت، حفظ و ضبط احادیث ـ که همه از شرایط یک فرد محدث موثق جامع الشرایط بوده است ـ مانند نداشت. به گفته علاّمه محمّد تقی مجلسی: وی در میان تمام دانشمندان ما، و آنها که از او روایت کردهاند، همچنین در نظم و ترتیب کتابش الکافی بینظیر بوده، و این مزایا دلیل است که وی از جانب خداوند متعال تاییدات خاصی داشته است.[۴]
کلینی در نظر دانشمندان شیعه
شیخ الطائفه محمّد بن حسن طوسی، پیشوای فقهای شیعه (م ۴۶۰ ق)، در کتاب گرانقدرش الرجال، باب «کسانی که از ائمه روایت نکردهاند»، مینویسد: ابوجعفر محمّد بن یعقوب کلینی، دانشمندی جلیلالقدر و عالم به اخبار و احادیث بود. او دارای تصنیفاتی است که در کتاب الکافی تدوین شده است. در ماه شعبان سال ۳۲۹ ق، وفات یافت، و در محله «باب الکوفه» مدفون گردید. ما کتابهای او را در الفهرست آوردهایم.[۵]
و در الفهرست، تمام کتابهای الکافی و چند کتاب دیگر کلینی را ـ که خواهیم شناخت ـ نام میبرد، سپس طرق روایات خود را به آنها از استادانش شیخ مفید، حسین بن عبیداللّه غضائری، سید مرتضی و احمد بن عبدون بازگو میکند.[۶]
دانشمند گرانقدر رجالی، ابوالعباس احمد بن علی بن عباس، معروف به «نجاشی» (م ۴۵۰ق)، در کتاب نفیس و نامدارش الرجال ـ که او را نامیترین دانشمند رجالی شیعه دانستهاند و الرجال خود را بعد از الفهرست و الرجال شیخ طوسی نگاشته است ـ از کلینی، دانشمند بلندآوازه ما، بدینگونه یاد میکند: ابوجعفر محمّد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، علان کلینی رازی دایی اوست. محمّد بن یعقوب کلینی، در زمان خود پیشوای علمای شیعه و چهره درخشان آنها در ری، و موثقترین دانشمند شیعه در حدیث و ضبط آن بوده است. کتاب بزرگش...به نام الکافی را در مدت بیست سال تصنیف کرده است....
سپس کتابهای الکافی و دیگر تالیفات کلینی را با شرحی که خواهیم نگاشت، ذکر میکند.[۷]
پس از شیخ و نجاشی که پیشوای علمای رجال و تراجم هستند، سایر دانشمندان بزرگ ما هر جا به نام کلینی برخورد نموده، یا از کتاب بزرگ و نامدارش الکافی نام بردهاند، از وی به عنوان موثقترین دانشمند شیعه در فهم، نقل، ضبط حدیث، حسن ترتیب و تنظیم کتابش الکافی یاد کردهاند.
ابن شهر آشوب مازندرانی، علاّمه حلی و ابن داود، طبق معمول، همان تعبیرات شیخ و نجاشی را در ستایش وی آوردهاند.
نقل سید بن طاووس
سید بن طاووس (م ۶۶۴ ق) مینویسد: وثاقت و امانت کلینی در نقل حدیث، مورد اتفاق عموم دانشمندان ماست.[۸]
نقل پدر شیخ بهایی
شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی (پدر شیخ بهایی) میگوید: محمّد بن یعقوب در عصر خود، استاد علمای زمان خویش و سرآمد آنها و موثقترین دانشمندان در نقل حدیث بود. او در نقد و بررسی حدیث، از همه کس آشناتر و بر همگان تقدم داشت.[۹][۱۰]
نقل ملاّ خلیل قزوینی
ملاّ خلیل قزوینی فقیه و محدث مشهور، در شرح فارسی اصول الکافی مینویسد: دوست و دشمن به فضلش اعتراف کردهاند.[۱۱] [۱۲]
نقل علاّمه مجلسی
علاّمه مجلسی، در مرآة العقول شرح اصول الکافی نوشته است: کلینی مورد قبول طوایف ایام و ممدوح خاص و عام بود.[۱۳]
نقل افندی
میرزا عبداللّه اصفهانی، مشهور به افندی، دانشمند نامی و شاگرد علاّمه مجلسی می نویسد: منظور از «ثقةالاسلام» در اغلب موارد (در کتب رجال) ابوجعفر محمّد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی صاحب الکافی و غیره، یعنی شیخ اقدم و مسلم بین عامه، خاصه و مفتی هر دو فرقه است.[۱۴]
نقل میرزا محمّد نیشابوری
میرزا محمّد نیشابوری، محدث اخباری مینویسد: ثقةالاسلام، قدوةالاعلام و بدر تمام، جامع سنن و آثار در حضور سفرای امام زمان (علیهالسلام)، زنده کننده طریقه اهلبیت در راس سده سوم هجری....[۱۵]
کلینی در نظر دانشمندان عامه
کلینی در نظر دانشمندان عامه، مخصوصا نزد مورخان آنها که بعد از او آمدهاند، بسیار بزرگ است. همه از وی تجلیل کرده و او را به عظمت و بزرگواری ستودهاند.
ابن اثیر جزری (ابن اثیر جزری، نام سه برادر دانشمند از علمای عامه است. آنها از مردم جزیره نزدیک موصل بودهاند و لقب جزری منسوب به آنجاست. برادر اول، مبارک بن ابیالکرم اثیرالدین محمّد جزری (م ۶۰۶ق در موصل)، مؤلف کتابهای النهایة و جامع الاصول، برادر دوم، عزالدین علی بن اثیر (م ۶۳۰ق)، مؤلف کتابهای اسدالغابة فی معرفة الصحابة، اللباب فی تهذیب الاسماء، و الکامل فی التاریخ، برادر سوم، نصراللّه بن ابیالکرم (م ۶۳۷ق)، منشی و کاتب، صاحب کتاب المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر و غیره، مدفون در کاظمین.) در کتاب مشهور جامع الاصول مینویسد: ابوجعفر محمّد بن یعقوب رازی ـ از پیشوایان مذهب اهلبیت (علیهمالسلام) دانشمندی بزرگ و فاضلی نامدار است.
سپس در حرف «ن» از کتاب «نبوت»، او را تجدید کننده مذهب شیعه، در سده سوم هجری دانسته است.
ابن اثیر روایتی از پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل میکند که فرموده است: خداوند سر هر قرنی، شخصی را بر میانگیزد که دین او را زنده و نامدار بدارد. (اصل حدیث این است: ان اللّه یبعث لهذه الامة فی راس کل ماة سنة من یجدد لها دینها. ابن اثیر یک یا چند نفر از خلفا، علما و عرفای سنی را هم نام میبرد که بر سر هر صد سالی، مجدد، نگهبان و احیاکننده اسلام بودند. این حدیث از احادیث عامه است، ولی بسیاری از علمای فریقین به آن استناد جسته و کسانی را به نام مجدد مذهب ذکر کردهاند. نویسنده این سطور، خود نظری ندارد.)
آنگاه به گفتگو درباره این حدیث پرداخته و میگوید: از مجددین و احیاکنندگان مذهب شیعه، در آغاز سده اول هجری، محمّد بن علی باقر (امام پنجم) و در ابتدای سده دوم، علی بن موسی الرضا، و بر راس سده سوم، ابو جعفر محمّد بن یعقوب کلینی رازی بودهاند.[۱۶][۱۷]
از نوشته ابن اثیر، به خوبی مقام و موقعیت کلینی آشکار میشود و میرساند که او در پایان سده سوم و آغاز قرن چهارم هجری، بلندآوازهترین دانشمند شیعه بوده که او را پس از دو امام، مجدد مذهب دانسته است.
برادر کوچکتر ابن اثیر (عزالدین علی بن اثیر جزری)، نیز در آغاز حوادث سال ۳۲۸ق، در کتاب الکامل فی التاریخ، کلینی را نخستین دانشمندی دانسته که در آن سال چشم از جهان فروبسته است و مینویسد: محمّد بن یعقوب ابوجعفر کلینی ـ که از پیشوایان شیعه و دانشمندان آنها بود ـ در این سال وفات یافت.[۱۸]
باید توجه داشت که دانشمند و محقق معاصر، دکتر حسینعلی محفوظ، در مقدمه الکافی، ص۲۱، عبارت جامع الاصول را به اشتباه از علی بن اثیر، در الکامل نقل کرده و تصور نموده که صاحب جامع الاصول و الکامل یک نفر بوده است.
فیروزآبادی، دانشمند لغتدان بزرگ (م ۸۱۸ ق) در القاموس المحیط در لفظ «کلین»، از کلینی یاد کرده و او را از فقهای شیعه دانسته است.[۱۹]
ابن حجر عسقلانی (م۸۵۲ ق) در کتاب مشهورش لسان المیزان ـ که شرح حال علمای عامه و گاهی خاصه را تا زمان خویش به اجمال و تفصیل آورده است ـ درباره دانشمند بزرگ ما مینویسد: محمّد بن اسحاق ابوجعفر کلینی رازی در بغداد ساکن بود و در آنجا از محمّد بن احمد جبار و علی بن ابراهیم بن عاصم و دیگران روایت میکرد. کلینی از فقهای شیعه و کسی است که بر وفق مذهب آنها، کتابهای زیادی تصنیف کرده است.[۲۰]
و نیز ابن حجر در کتاب دیگرش التبصیر گفته است: ابوجعفر محمّد بن یعقوب کلینی، از رؤسای دانشمندان شیعه است که در زمان مقتدر (خلیفه عباسی) می زیست.[۲۱]
جز اینان، سایر دانشمندان عامه نیز هرجا به نام کلینی رسیدهاند، از وی به عنوان دانشمندی بزرگ و فقیهی نامدار و یکی از پیشوایان پیشین شیعه یاد کردهاند.
استادان
ثقةالاسلام کلینی در ری، قم، بغداد، کوفه و دیگر نقاط دور و نزدیک ممالک اسلامی ـ که امروز برای ما درست روشن نیست ـ در نیمه دوم سده سوم هجری، دانشمندان بزرگ، فقها و محدثان بسیاری را ملاقات کرده و از خرمن معلومات و محفوظات آنها خوشهها چیده و بهرهها گرفته و از آنان به دریافت اجازات نایل شده است؛ که این اجازات نیز در آن زمانها از آن بزرگمردان به چنین رادمردی، بسیار با ارزش بوده است. در کتب رجال و تراجم، بالغ بر چهل نفر از فقها و محدثان را نام میبرند که از استادان و مشایخ اجازه وی به شمار رفتهاند و کلینی در نزد آنها شرایط شاگردی به جای آورده است.
گذشته از چندتن از علمای عامه که ابن حجر عسقلانی نام برده است، این عده از مفاخر فقها و محدثان شیعه که در جلد اول و دوم مفاخر اسلام شناختیم و از آنها به اجمال و تفصیل نام بردیم، از مشاهیر استادان ثقةالاسلام کلینی ـ این دانشمند پیشین شیعه ـ بودهاند. (استادان و شاگردان کلینی را، از مقدمه الکافی و شرح حال کلینی میآوریم.) [۲۲]
احمد بن محمّد بن عیسی، احمد بن ادریس قمی (م۳۰۶ق)، احمد بن محمّد بن سعید همدانی، معروف به ابن عقده(۳۳۳ق)، احمد بن محمّد بن عاصم کوفی، احمد بن مهران، اسحاق بن یعقوب، حسن بن حنیف، حسن بن فضل بن یزید یمانی، حسین بن حسن حسینی اسود، حسین بن حسن هاشمی حسنی علوی، حسین بن علی علوی، حسین بن محمّد بن عمران اشعری قمی، حمید بن زیاد نینوایی (۳۱۰ق)، داود بن کوره قمی، سعد بن عبداللّه بن جعفر حمیری، علی بن ابراهیم قمی (م ۳۰۷ق)، علی بن حسین سعدآبادی، علی بن عبداللّه خدیجی اصغر، علی بن محمّد بن ابراهیم بن ابان رازی (دایی وی، معروف به عُلانِ رازی)، علی بن محمّد بن ابی قاسم بندار، عبداللّه بن احمد بن عبداللّه برقی، (در مقدمه الکافی به جای وی، علی بن محمّد برقی نام برده که درست نیست.) علی بن موسی بن جعفر کمیدانی، قاسم بن علاء، ابوالحسن محمّد بن عبداللّه اسدی کوفی (ساکن ری)، محمّد بن حسن صفار (۲۹۰ق)، محمّد بن علی بن معمر کوفی، محمّد بن یحیی عطار، جمعا ۳۵ نفر، و غیر اینان.
شاگردان
این عده از فقها و محدثان بنام شیعه، که مشاهیر علمای ما در نیمه اول و اواسط سده چهارم هجری در ایران و عراق بودهاند و استادان بسیاری از علمای نامی نیمه دوم سده چهارم هستند، از جمله شاگردان کلینی (مؤلف الکافی) به شمار میروند.
احمد بن ابراهیم، معروف به ابن ابی رافع صیمری، احمد بن کاتب کوفی، احمد بن علی بن سعید کوفی، احمد بن محمّد بن علی کوفی، ابوغالب احمد بن محمّد زراری (۲۸۵-۳۶۸ق)، جعفر بن محمّد بن قولویه قمی (۳۶۸ق)، عبدالکریم بن عبداللّه بن نصر بزاز تنیسی، علی بن احمد بن موسی دقان، محمّد بن ابراهیم نعمانی، معروف به ابن ابی زینب ـ که از شاگردان مخصوص و نزدیکان او بود و کتاب الکافی او را نسخه برداری کرده است ـ، محمّد بن احمد صفوانی، مقیم بغداد ـ که او نیز از شاگردان مخصوص او بود و کتاب الکافی را رونوشت کرده و از کلینی علم و ادب آموخته و به دریافت اجازه قرائت حدیث، نایل آمده است ـ، محمّد بن احمد سنانی زاهری، مقیم ری، ابوالفضل محمّد بن عبداللّه بن مطلب شیبانی، محمّد بن علی ماجیلویه، محمّد بن محمّد بن عصام کلینی، هارون بن موسی تلعکبری شیبانی (م ۳۸۵ق)، جمعا پانزده نفر، و افرادی دیگر از قبیل بزرگان.
تالیفات
شیخ اجل طوسی، و نجاشی دانشمند رجالی، جمعا این کتابها را جزء تالیفات کلینی به شمار آوردهاند:
۱.کتاب الرجال.
۲.کتاب الردّ علی القرامطة، (قرامطه، فرقهای بودند که عقیده داشتند اسماعیل پسر حضرت صادق (علیهالسلام) ، امام غایب است و در حقیقت، همان اسماعیلیه نخستین بودند. علت تسمیه آنها به قرامطه یا قرمطی، این است که اولین بار شخصی به نام «قرمط» از مردم حومه کوفه، چنین ادعایی کرد و پیروان او به نام وی خوانده شدند. قرامطه به مرور ایام، سخت به انحراف در عقیده و اعمال کشیده شدند و بر ضد عموم مسلمین شورشهای زیادی کردند.)
۳.کتاب رسائل الائمّة (علیهمالسلام).
۴.کتاب تعبیر الرؤیاء.
۵.مجموعه شعر (مشتمل بر قصایدی که شعرا در مناقب و فضایل اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) گفتهاند.).
۶.کتاب الکافی (که جداگانه از آن یاد میکنیم).
وفات
ثقةالاسلام کلینی ـ این محدث عظیمالشان پیشین که در دنیای آن روز چشم و چراغ شیعه و سند افتخار دانشمندان بغداد، اعم از خاصه و عامه بود ـ پس از آن همه رنج و کوشش و تالیف و تصنیف و رواج و رونق مکتب خردپسند اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام)، سرانجام در سال ۳۲۸ یا ۳۲۹ ـ که مصادف با مبدا غیبت کبرای امام زمان (علیهالسلام) بود ـ در همان شهر بغداد چشم از جهان فروبست و مرغ روح بلندپروازش به آشیان جنان پرواز کرد. آرامگاهش امروز در ناحیه شرقی نهر دجله، کنار جسر (پل) قدیم بغداد، معروف و زیارتگاه مسلمانان است. (تولد کلینی شناخته نشده است.)
شیخ طوسی در الفهرست، سال وفات کلینی را ۳۲۸ق ضبط کرده، ولی نجاشی در الرجال، و خود شیخ نیز در الرجال ـ که هر دو بعد از الفهرست تالیف شدهاند ـ تصریح کردهاند که کلینی در سال ۳۲۹ق وفات یافت؛ ما نیز این تاریخ را معتبر میدانیم. در این سال، شیخ اجل ابوالحسن صیمری ـ نایب چهارم امام زمانِ (علیهالسلام) ـ نیز وفات یافت و با رحلت او، غیبت کبری و طولانی آن حضرت آغاز شد، و جامعه شیعه در وضع خاصی قرار گرفت. ولی وجود کتاب الکافی، همچون ستاره درخشانی، شبستان تاریک امید و آمال شیعیان را روشن ساخت، تا اینکه دانشمندان بعدی به تعمیم و توسعه کار کلینی و نورپاشی بیشتر آثار اهلبیت عصمت (علیهمالسلام) پرداختند.
مرقد
در محله شورجه در خیابان جمهوری بغداد، نزدیک مدرسه مستنصریه و مشرف به رود فرات، مسجد بزرگی به نام آصفیه وجود دارد که در آن، دو قبر، منسوب به دو تن از عالمان و محدثان بزرگ شیعه در قرون اولیه اسلامی، یعنی شیخ کلینی و شیخ کراجکی میباشد. با این حال، درباره انتساب این قبرها به این دو عالم، تردیدهایی وجود دارد و اقوال دیگری نیز در اینباره بیان شده است.
دیدگاهها
دیدگاههای متفاوتی درباره قبر منسوب به کلینی وجود دارد.
اهلسنت
اهلسنت بغداد، قبری را که امروزه شیعیان به شیخ کلینی، نسبت میدهند، از دیرباز، قبر حارث محاسبی، از صوفیان بزرگ قرن چهارم هجری میدانند. شیخ مصطفی صدیقی دمشقی، در سفرنامه خود (از سال ۱۱۳۹ ه. ق)، گفته است که او در تکیه مولویه، قبر حارث محاسبی را زیارت کرده است.[۲۳][۲۴] صاحب جامع الانوار نیز از وجود قبر حارث محاسبی در زاویه مولویه در جانب شرقی بغداد، سخن گفته[۲۵] و «یاسین عمری» نیز مرقد حارث محاسبی را در تکیه مولویه بغداد، تعیین کرده است.[۲۶]
ابوعلی کربلایی
از میان نویسندگان شیعه، ابوعلی محمد بن اسماعیل کربلایی (متولد سال ۱۱۵۹ ه. ق)، در کتاب رجال خود نوشته است:
قبر شیخ کلینی در بغداد شرقی، مشهور است و عام و خاص آن را در تکیه مولویه، زیارت میکنند و بیرون قبر، سمت چپ کسی که از پل عبور میکند، پنجرهای وجود دارد. صاحب کتاب «روضة العارفین» از شخص مورد اعتمادی، نقل کرد که یکی از حاکمان بغداد، تصمیم گرفت بر قبر وی، ساختمانی بسازد، به او گفتند اینجا قبر یکی از شیعیان است، پس او دستور تخریب قبر را داد، پس قبر را حفر کردند و دیدند که مدفون با کفن خود، تغییر نکرده است و کنار وی، شخص کوچکتری نیز با کفن خود دفن شده است، ازاینرو دستور داد بر قبر وی، گنبدی بنا کردند.[۲۷]
صاحب مراقد المعارف نیز به نقل از سیدهاشم بحرانی در روضة الواعظین، شبیه این داستان را چنین نقل کرده است که در گذشته، یکی از حاکمان، اقدام به تخریب قبر کلینی و نبش قبر وی کرد، اما به علت کرامتهایی که از وی صادر شد، آن را دوباره بازسازی کرد.[۲۸]
آلوسی
محمود شکری آلوسی، احتمال داده است که این مقبره، در واقع مدفن یکی از خلفای عباسی است. او چنین استدلال کرده است که بنای اصلی و تاریخی این مقبره، بنایی محکم میباشد و بعید است چنین آرامگاهی را بر قبر شخصیتهایی، چون حارث محاسبی یا شیخ کلینی، ساخته باشند و با توجه به اینکه محل مسجد آصفیه، در اصل، یکی از بناهای جانبی و وابسته به مدرسه مستنصریه بغداد بوده، میتواند این مقبره، مدفن مستنصر بالله عباسی باشد.[۲۹]
اما این نظریه نیز نمیتواند درست باشد، زیرا به گفته مورخان، مستنصر عباسی در سال ۶۴۰ ه. ق، درگذشت و در یکی از کاخهای خلفای عباسی در دارالخلافه بغداد، به خاک سپرده شد. سپس جنازهاش را به مقبرهای که برای خود در قبرستان خلفای عباسی در منطقه رصافه ساخته بود، منتقل کردند[۳۰] و همانگونه که محمد سعید راوی و عماد عبدالسلام رؤوف اشاره کردهاند، محله رصافه، متصل به محله اعظمیه، در نقطه دیگری از بغداد، قرار داشته است. پس این قبر، ارتباطی با مستنصر عباسی ندارد.[۳۱]
مصطفی جواد و عماد عبدالسلام
مصطفی جواد و عماد عبدالسلام رؤوف نیز احتمال دادهاند که این مقبره، در اصل مدفن یکی از شخصیتهای نیمه دوم قرن هفتم هجری، به نام عزالدین ابومحمد حسن بن قاسم بن هبة الله نیلی (متوفای ۷۱ ه. ق) است[۳۲][۳۳] که از علمای بزرگ مدرسه مستنصریه بود و نزد غازان خان مغول، از منزلت و جایگاه خاصی برخوردار بود و پس از درگذشت، در دارالقرآن مستنصریه، به خاک سپرده شد.[۳۴]
تاریخچه و توصیف مسجد
مسجدی که امروزه، قبر شیخ کلینی و کراجکی در آن، قرار دارد، در اصل یک دارالقرآن وابسته به مدرسه مستنصریه بغداد بود که گفته میشود در سال ۱۰۱۷ ه. ق، محمد چلبی، آن را به یک تکیه یا خانقاه طریقت مولویه (منسوب به مولوی، شاعر بزرگ ایران)، تبدیل کرد و در آن زمان، به نام «مولاخانه» (در واقع: «مولویخانه») نامیده شد. سپس در دوره داوود پاشا والی عثمانی (ولایت: ۱۲۳۲- ۱۲۴۱ ه. ق)، بازسازی و به مسجد تبدیل شد و از آن پس، با انتساب به داوود پاشا که ملقب به آصفالزمان بود، به مسجد آصفیه نامیده شد. [۳۵]
مساحت مسجد، حدود ششصد متر است و دارای سه ورودی است که دو ورودی، متصل به شبستان مسجد و ورودی سوم، متصل به مقبره است. اتاق مقبره، مربع شکل و طول هر ضلع آن، هفت متر است، قبر منسوب به شیخ کلینی، میان اتاق قرار دارد و روی آن، یک صندوق چوبی مشبک، نصب شده است. [۳۶] قبر منسوب به شیخ کراجکی نیز در همین اتاق قرار دارد.
همچنین مسجد دارای یک گلدسته و دو گنبد آبی- سبز رنگ است که یکی از این دو گنبد، بر اتاق مقبره قرار دارد.
عناوین مرتبط
الکافی (کلینی).
پانویس
۱. شوشتری، سعید قاضی نوراللّه، حاشیه مجالس المؤمنین، ج۱، چاپ اسلامیه، ص۹۲.
۲. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۳، ص۱۱۷.
۳. موسسه امام صادق گروه علمی، موسوعه طبقات الفقهاء، ج ۴، ص ۴۷۸.
۴. شرح مشیخه من لا یحضره الفقیه، ص۲۶۷.
۵. طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، ص۴۹۵.
۶. طوسی، محمد بن حسن، فهرست شیخ طوسی، ص۲۱۰.
۷. نجاشی، احمد بن علی بن احمد، رجال نجاشی، ص۳۷۷.
۸. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه، ص۱۰۶.
۹. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه، ص۸۰، به نقل از وصول الاخیار، ص۶۹.
۱۰. عاملی، حسین بن عبدالصمد، وصول الاخیار، ص۶۹.
۱۱. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه، به نقل از وصول الاخیار، ص۶۹.
۱۲. عاملی، حسین بن عبدالصمد، وصول الاخیار، ص۶۹.
۱۳. مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۱، ص۳.
۱۴. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه.
۱۵. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه.
۱۶. حائری، ابوعلی، الرجال، ص۲۹۸، به نقل از روضات الجنات وحید بهبهانی.
۱۷. بهبهانی، وحید، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات (تعلیقه وحید بهبهانی)، ص۵۲۵.
۱۸. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل، ج۷، ص۸۷.
۱۹. شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۱، ص۳۷۵.
۲۰. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، لسان المیزان، ج۵، ص۴۳۳.
۲۱. بهبهانی، وحید، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ص۵۲۵.
۲۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مقدمه، ص۶۲.
۲۳. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل، ص۳۱۴.
۲۴. سامرائى، يونس ابراهيم، مراقد بغداد، ص۸.
۲۵. بندنيجى قادرى، صفاءالدين عيسى، جامع الانوار فی مناقب الاخیار، ص۲۹۷.
۲۶. کیلانی بغدادی، سيدميعاد شرفالدين، تاریخ محاسن بغداد، ص۲۴۶.
۲۷. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل، ص۳۱۶.
۲۸. حرزالدین، محمد، مراقد المعارف، ج۲، ص۲۱۷.
۲۹. شکری آلوسی، محمود، تاریخ مساجد بغداد وآثارها، صص۳۰ - ۳۱.
۳۰. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل، ص۱۸۱.
۳۱. راوی، سیدمحمد سعید، خیر الزاد، صص۸۴ - ۸۵.
۳۲. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل، ص۳۱۳.
۳۳. راوی، سیدمحمد سعید، خیر الزاد، ص۸۵.
۳۴. ابنفوطى، عبدالرزاق بن احمد، تلخیص مجمع الآداب، ج۴، صص۹۰ - ۹۲.
۳۵. مصطفى جواد و احمد سوسه، دليل خارطة بغداد المفصل، ص۱۸۱.
۳۶. عامری، ثامر عبدالحسن، المراقد والمزارات فى العراق، ص۳۳۵.
...............................
منبع : ویکی فقه

























