مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

حکمت 26 نهج البلاغه

مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلاَّ ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ

بیشتر...

راه و رسم ایمان

شرح آیه 285 سوره مبارکه بقره

285- آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه احزاب آیات نخستین، آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 9 MB

زمان: 21 دقیقه

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه انبیاء جلسه 12،آیت الله جوادی

دریافت فایل صوتی

حجم: 4.6 MB

زمان: 40 دقیقه

بیشتر...

حج رمز وحدت مسلمین جهان است

شرح آیات 200 لغایت 202 سوره مبارکه بقره

200- فَإِذَا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
54946
80916
152447189
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 11 شهریور 1398 14:19

شرح آیه 18 سوره مبارکه ابراهیم

18 مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَاد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْم عَاصِف لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَیْء ذَلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ

18. کسانى که به پروردگارشان کافر شدند، اعمالشان همچون خاکسترى است در برابر وزش تندباد در یک روز طوفانى; آنها توانایى ندارند کمترین چیزى از آنچه را انجام داده اند، به دست آورند; و این همان گمراهى دور ودراز است.

تفسیر:

خاکسترى بر سینه تندباد

در این آیه مَثَل بسیار گویایى براى اعمال افراد بى ایمان بیان شده است که بحث آیات گذشته را در زمینه عاقبت کار کافران تکمیل مى کند. مى فرماید: «اعمال کسانى که به پرورگارشان کافر شدند همچون خاکسترى است در برابر تندباد در یک روز طوفانى» (مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَاد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِى یَوْم عَاصِف).

همان گونه که خاکستر در برابر تندباد در یک روز طوفانى چنان پراکنده مى شود که هیچ کس قادر به جمع آن نیست، «آنان توانایى ندارند کمترین چیزى

از آنچه را انجام داده اند به دست آوردند» و همگى بر باد مى رود و دست هایشان خالى مى مانَد (لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَىْء).

«و این همان گمراهىِ دور و دراز است» (ذلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ).

نکته ها:

چرا اعمال آنها تشبیه به خاکستر در برابر باد شده؟

1. تشبیه اعمال کافران به خاکستر با توجّه به اینکه مانند خاک و غبار، موجود مفیدى نیست بلکه باقیمانده یک مشت آتش است، نشان مى دهد که اعمال آنها ممکن است ظاهرى داشته باشد امّا فقط همان ظاهر است و محتوایى ندارد. در یک ظرف کوچک خاک ممکن است گل زیبایى بروید ولى در میان خروارها خاکستر حتّى علف هرزه اى نخواهد رویید.

2. تشبیه اعمال کافران به خاکستر ـ با توجّه به اینکه در میان ذرّات خاکستر هیچ نوع چسبندگى و پیوند وجود ندارد و حتّى با کمک آب نیز نمى توان آنها را به هم پیوند داد و هر ذرّه اى به سرعت دیگرى را رها مى سازد ـ گویى اشاره به این واقعیّت است که آنها بر خلاف مؤمنان که اعمالشان منسجم و به هم پیوسته و هر عملى عمل دیگر را تکمیل مى کند و روح توحید و وحدت نه تنها در میان مؤمنان که در میان اعمال یک فرد باایمان نیز وجود دارد، اثرى از انسجام و توحید عمل در کار افراد بى ایمان نیست.

3. با اینکه قرار گرفتن خاکستر در برابر تندباد سبب پراکندگى آن مى شود، امّا آن را با جمله «فى یَوم عاصِف» (در یک روز طوفانى) تأکید مى کند، زیرا اگر تندباد، محدود و موقّت باشد ممکن است خاکسترى را از نقطه اى بلند کرده و بهمنطقه اى نه چندان دور بریزد، امّا اگر آن روز طوفانى باشد که از صبح تا شام بادها از هر سو مىوزند، چنان پراکنده مى شود که هر ذرّه اى از ذرّاتش در نقطه دوردستى خواهد افتاد به طورى که با هیچ قدرتى نمى توان آن را جمع کرد.

4. اگر طوفان به توده اى از کاه یا برگ هاى درختان بوزد و آنها را در نقاط دوردست پراکنده سازد باز قابل تشخیص است، ولى ذرّات خاکستر آن قدر ریز و کوچک اند که اگر پراکنده شدند، آن چنان از نظر محو مى شوند که گویى به کلّى نابود گشته اند.

5. با اینکه باد و حتّى تندباد، آثار سازنده اى در نظام آفرینش و طبیعت دارد و قطع نظر از آثار تخریبى که جنبه استثنایى آن است، مبدأ آثار زیر است:

الف) بذر گیاهان را در همه جا مى گسترانَد و همچون یک باغبان و کشاورز در سرتاسر کره زمین بذرافشانى مى کند.

ب) درختان را تلقیح و گرده هاى نر را بر قسمت هاى مادّه گیاه مى پاشند.

ج) ابرها را از صفحه اقیانوس ها حرکت داده و به سرزمین هاى خشک مى کشانَد.

د) کوه هاى بلند را تدریجاً ساییده و به خاک هاى نرم و بارور مبدّل مى سازد.

هـ) هواى مناطق قطبى را به منطقه استوا و هواى استوایى را به مناطق سرد منتقل مى کند و نقش تعیین کننده اى در تعدیل حرارت کره زمین دارد.

و) آب دریاها را متلاطم و موّاج مى سازد و زیر و رو مى کند و از این طریق به آنها هوا مى دهد که اگر راکد شوند مى گندند.

به همین دلیل درختان و گیاهان و همه موجودات زنده از وزش باد بهره مى گیرند، زیرا شایسته اند و هر کدام به مقدار لیاقت خود از آن استفاده مى کنند.

ولى خاکستر، سبکوزن، بى محتوا و تیره که هیچ موجود زنده اى در آن لانه نمى کند، سبز نمى شود و بارور نمى گردد. ذرّات خاکستر به کلّى از هم گسسته است. هنگامى که در برابر نسیم و باد قرار گرفت به سرعت متلاشى مى شود که همان ظاهر بى خاصیّت آن نیز از نظرها محو مى گردد.

2. چرا اعمال آنها بى محتواست؟

باید دید چرا اعمال افراد بى ایمان چنین بى ارزش و ناپایدار است؟ چرا آنها نمى توانند از نتایج اعمال خود بهره ببرند؟

پاسخ این پرسش را اگر با جهان بینى توحیدى و معیارهاى آن بررسى کنیم کاملاً روشن است، زیرا آنچه به عمل شکل و محتوا مى دهد نیّت و انگیزه و هدف و برنامه آن است.

اگر برنامه و انگیزه و هدف، سالم و ارزنده و قابل ملاحظه باشد خود عمل نیز چنین خواهد بود، ولى اگر برترین اعمال را با انگیزه اى پست و برنامه اى نادرست و هدفى بى ارزش انجام دهیم، آن عمل به کلّى مسخ و بى محتوا مى شود و چون خاکسترى خواهد بود بر سینه تندباد.

بد نیست با یک مثال زنده این بحث را روشن کنیم. اکنون برنامه هایى تحت عنوان حقوق بشر در جهان غرب و از طرف قدرت هاى بزرگ پیشنهاد و دنبال مى شود. همین برنامه از ناحیه پیامبران نیز دنبال شده امّا محصول و محتوا و ثمره این دو از زمین تا آسمان متفاوت است.

قدرت هاى جهانخوار وقتى دم از حقوق بشر مى زنند مسلّماً انگیزه انسانى و معنوى و اخلاقى ندارند، بلکه هدفشان ساختن پوششى است براى جنایات بیشتر و استعمار فزون تر، و انگیزه و برنامه شان درست براى همین مقصد تنظیم شده است. لذا اگر فى المثل پاى چند تن از جاسوسانشان به زنجیر بیفتد فریاد دفاعشان از حقوق بشر همه دنیا را پر مى کند، امّا آن روز که خودشان در ویتنام دستشان به خون میلیون ها انسان آلوده بود، یا در کشورهاى اسلامى آن همه فجایع را به بار آوردند، حقوق بشر به دست فراموشى سپرده شده بود بلکه حقوق بشر از دید آنها همکارى با هیأت هاى حاکم زورگو و دست نشانده بود.

امّا یک پیامبر راستین و یا وصىّ پیامبرى همچون على(علیه السلام)، حقوق بشر را براى آزادى واقعى انسان ها مى خواهد، براى شکستن غل و زنجیرهاى اسارت دنبال مى کند. و هر گاه به انسان بى دفاعى ستم شود فریاد مى زند، مى جوشد، مى خروشد و سپس دست به کار مى شود.و به این ترتیب اوّلى خاکسترى است بر سینه تندباد، و دومى زمین پربرکتى است براى پرورش انواع گیاهان و درختان و گل ها و میوه ها.

و از اینجا مطلبى را که مفسّران محلّ بحث قرار داده اند نیز روشن مى شود و آن این است که منظور از «اعمال» در آیه فوق کدام اعمال است؟ باید گفت همه اعمال، حتّى اعمال ظاهراً خوب آنها که در باطن رنگ شرک و بت پرستى داشت.

3. مسأله احباط

چنانکه در سوره بقره ذیل آیه 217 بیان کردیم، در مسأله «حبط اعمال» یعنى از بین رفتن اعمال خوب به سبب اعمال بد، یا به سبب کفر و بى ایمانى، در میان دانشمندان اسلامى گفتوگو بسیار است امّا حق این است که نداشتن ایمان و اصرار و لجاجت در کفر و بعضى از اعمال مانند حسد و غیبت و قتل نفس، آن چنان تأثیر سوء دارند که اعمال نیک و حسنات را بر باد مى دهند.

آیه مورد بحث نیز دلیل دیگرى بر امکان حبط اعمال است (براى توضیح بیشتر به همان بحث مراجعه فرمایید).

4. آیا مخترعان و مکتشفان پاداش الهى دارند؟

با توجّه به بحث هاى بالا پرسش مهمّى مطرح مى شود و آن اینکه با مطالعه تاریخ علوم و اختراعات و اکتشافات مى بینیم که جمعى از دانشمندان سالیان دراز زحمات طاقت فرسایى کشیده و انواع محرومیّت ها را تحمّل کرده تا توانسته اند اختراع و اکتشافى کنند که بارى از دوش همنوعانشان بردارند. فى المثل ادیسون مخترع برق چه زحمات جانکاهى براى این اختراع پربارش متحمّل شد و شاید جان خود را در این راه نیز از دست داد، امّا دنیایى را روشن ساخت، کارخانه ها را به حرکت درآورد و از برکت اختراعش چاه هاى عمیق، درختان سرسبز و مزارع آباد به وجود آمد و خلاصه چهره دنیا دگرگون شد.

چگونه مى توان باور کرد او یا اشخاص دیگرى همچون پاستور که با کشف میکروب، میلیون ها انسان را از خطر مرگ رهایى بخشید و ده ها مانند او همه به قعر جهنّم فرستاده شوند به حکم اینکه فرضاً ایمان نداشتند، ولى افرادى که در عمرشان هیچ کار چشمگیرى در راه خدمت به انسان ها انجام نداده اند جایشان در دل بهشت باشد؟

پاسخ: از نظر جهان بینى اسلام، مطالعه نفس عمل به تنهایى کافى نیست، بلکه عمل به ضمیمه محرّک و انگیزه آن ارزش دارد.

بسیار دیده شده که برخى بیمارستان یا مدرسه یا بناى خیر مى سازند و تظاهربه این هم دارند که هدفشان صددرصد خدمت انسانى است به جامعه اى که به آن مدیونند، در حالى که زیر این پوشش مطلب دیگرى نهفته شده است و آن حفظ مقام و یا مال و ثروت یا جلب توجّه عوام و تحکیم منافع مادّى خود یا حتّى دست زدن به خیانت هایى دور از چشم دیگران. ولى به عکس ممکن است کسى کار کوچکى انجام دهد با اخلاص تمام و انگیزه اى صددرصد انسانى و روحانى.

اکنون باید پرونده این مردان بزرگ را هم از نظر عمل و هم از نظر انگیزه و محرّک مورد بررسى قرار داد که مسلّماً از چند صورت خارج نیست:

الف) گاهى هدف اصلى از اختراع، صرفاً یک عمل تخریبى است (همانند کشف انرژى اتمى که نخستین بار به منظور ساختن بمب هاى اتمى صورت گرفت) سپس در کنار آن منافعى براى نوع انسان نیز به وجود آمد که هدف واقعى مخترع یا مکتشف نبوده یا در درجه دوم قرار داشته است. تکلیف این دسته از مخترعان کاملاً روشن است.

ب) گاهى مخترع یا مکتشف هدفش بهره گیرى مادّى یا کسب شهرت است و در حقیقت حکم تاجرى دارد که براى درآمد بیشتر، تأسیسات عامّ المنفعه اى به وجود مى آورد و براى گروهى ایجاد کار و براى مملکتى محصولاتى به ارمغان مى آورد بى آنکه هدفى جز تحصیل درآمد داشته باشد و اگر کار دیگرى درآمد بیشترى داشت به سراغ آن مى رفت.

البتّه چنین تجارت یا تولیدى اگر طبق موازین مشروع انجام گیرد کار خلاف و حرامى نیست، ولى عمل فوق العاده اى هم محسوب نمى شود.

این گونه مخترعان و مکتشفان در طول تاریخ کم نبودند و نشانه این طرز تفکّر همان است که اگر ببینند آن درآمد یا بیشتر از آن از راه هایى که مضرّ به حالجامعه است تأمین مى شود (مثلاً در صنعت داروسازى 20% سود مى برند و در هرویین سازى 50%) این دسته خاص، دومى را ترجیح مى دهند.

تکلیف این گروه نیز روشن است. آنها هیچ طلبى نه از خدا دارند و نه از همنوعان خویش و پاداش آنها همان سود و شهرتى بوده که مى خواسته اند و به آن رسیده اند.

ج) گروه سومى هستند که مسلّماً انگیزه هاى انسانى دارند، یا اگر معتقد به خدا باشند انگیزه هاى الهى و گاهى سالیان دراز از عمر خود را در گوشه لابراتوارها با نهایت فلاکت و محرومیّت به سر مى برند به امید آنکه خدمتى به همنوع خود کنند و ارمغانى به جهان انسانیّت تقدیم دارند. زنجیرى از پاى دردمندى بگشایند و گرد و غبارى از چهره رنجدیده اى بیفشانند.

چنین افراد اگر ایمان داشته باشند و محرّک الهى، در مورد آنها بحثى نیست، و اگر نداشته باشند امّا محرّکشان انسانى و مردمى باشد بى گمان پاداش مناسبى از خداوند دریافت خواهند داشت; این پاداش ممکن است در دنیا باشد یا در جهان دیگر و مسلّماً خداوند عالم عادل آنها را محروم نمى کند ولى چگونه و چطور؟ جزئیّات آن بر ما روشن نیست.

همچنین مى توان گفت: خداوند اجر چنین نیکوکارانى را ضایع نمى کند (البتّه اگر آنها در نپذیرفتن ایمان مصداق جاهل قاصر باشند مسأله بسیار روشن تر است).

دلیل این مسأله علاوه بر حکم عقل، اشاراتى است که در آیات یا روایات آمده است.

ما هیچ دلیلى نداریم که جمله إِنَّ اللَّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ(1) شامل چنین اشخاص نشود، زیرا «محسنین» در قرآن فقط به مؤمنان اطلاق نشده است، ازاین رو مى بینیم برادران یوسف(علیه السلام) هنگامى که نزد او آمدند، بى آنکه او را بشناسند و در حالى که او را عزیز مصر مى پنداشتند، به او گفتند: إِنَّا نَرَیکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ: «ما تو را از نیکوکاران مى بینیم».(2)

از این گذشته آیه فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة خَیْرًا یَرَه * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة شَرًّا یَرَهُ: «هر کس به اندازه سنگینى ذرّه اى کار نیک کند آن را مى بیند ـ و هر کس به مقدار ذرّه اى کار بد کند آن را خواهد دید»(3) به وضوح شامل چنین اشخاص مى شود.

در حدیثى از علىّ بن یقطین از امام کاظم(علیه السلام) مى خوانیم: «در بنى اسرائیل مرد باایمانى بود که همسایه کافرى داشت. مرد بى ایمان نسبت به همسایه باایمان خود نیک رفتارى مى کرد. وقتى از دنیا رفت خدا براى او خانه اى بنا کرد که مانع از گرماى آتش شود... و به او گفته شد: این به سبب نیک رفتاریت نسبت به همسایه مؤمنت مى باشد».(4)

و نیز از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) درباره عبدالله بن جدعان که از مشرکان معروف جاهلیّت و از سران قریش بود چنین نقل شده: «کم عذاب ترین اهل جهنّم، ابن جدعان است. پرسیدند: یا رسول الله چرا؟ فرمود: إنَّهُ کانَ یُطعِمُ الطَّعامَ: «اوگرسنگان را سیر مى کرد».(5)

در روایت دیگرى مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عدى بن حاتم (فرزند حاتم طایى) فرمود: دَفَعَ عَن أبیکَ العَذابَ الشَّدیدَ بِسَخاءِ نَفسِهِ: «خداوند عذاب شدید را از پدرت به خاطر جود و بخشش او برداشت».(6)

و در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: گروهى از یمن براى بحث و جدال خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمدند و در میان آنها مردى بود که از همه بیشتر سخن مى گفت و خشنونت و لجاجت خاصّى در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى نمود. حضرت آن چنان عصبانى شد که آثار عصبانیّت در چهره مبارکش کاملاً آشکار گردید. در این هنگام جبرئیل آمد و پیام الهى را چنین به پیامبر(صلى الله علیه وآله) ابلاغ کرد، خداوند مى فرماید: این مردى است سخاوتمند. حضرت با شنیدن این سخن خشمش فرو نشست آن گاه رو به سوى او کرد و فرمود: پروردگار به من چنین پیامى داده است و اگر به خاطر آن نبود آن چنان بر تو سخت مى گرفتم که عبرت دیگران گردى. آن مرد پرسید: آیا پروردگارت سخاوت را دوست دارد؟ فرمود: آرى. عرض کرد: شهادت مى دهم که معبودى جز «الله» نیست و تو رسول و فرستاده او هستى و به همان خدایى که تو را مبعوث کرده سوگند که تاکنون هیچ کس را از نزد خود محروم برنگردانده ام».(7)

در اینجا این پرسش پیش مى آید که از بعضى آیات و نیز از بسیارى روایات استفاده مى شود که ایمان و یا حتّى ولایت، شرطِ قبولى اعمال یا ورود در بهشتاست. بنابراین اگر بهترین اعمال هم از افراد فاقد ایمان سر بزند مقبول درگاه خدا نخواهد بود.

از این پرسش مى توان چنین پاسخ گفت: مسأله قبولى اعمال مطلبى است و پاداش مناسب داشتن مطلب دیگر. به همین دلیل مشهور در میان دانشمندان اسلام این است که مثلاً نماز بدون حضور قلب یا با ارتکاب بعضى از گناهان مانند غیبت، مقبول درگاه خدا نیست با اینکه مى دانیم چنین نمازى شرعاً صحیح است; اطاعت فرمان خداست و اداى وظیفه محسوب مى شود و مسلّماً اطاعت فرمان خدا بدون پاداش نخواهد بود. بر این اساس، قبول عمل همان مرتبه عالى عمل است و در مورد بحث ما نیز همین را مى گوییم که اگر خدمات انسانى و مردمى با ایمان همراه باشد عالى ترین محتوا را خواهد داشت در غیر این صورت به کلّى بى محتوا و بى پاداش نخواهد بود.

همین پاسخ را نیز در زمینه ورود در بهشت مى گوییم که پاداش عمل لازم نیست منحصراً ورود در جنّت باشد.

(این عصاره بحث و مناسب یک بحث تفسیرى است مشروح آن را باید در مباحث فقهى طرح کرد).


1 . سوره یوسف، آیه 90.
2 . سوره یوسف، آیه 78.
3 . سوره زلزله، آیه 7 و 8.
4 . بحارالانوار، ج 8، ص 296، ح 48.
5 . بحارالانوار، ج 8، ص 316، ح 96.
6 . سفینة البحار، ج 1، ص 607.
7 . همان.

.............................

تفسیر نمونه

یکشنبه, 10 شهریور 1398 14:25

دریافت فایل

زمان: 27 دقیقه

حجم: 3 MB

شنبه, 09 شهریور 1398 12:58
مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور ضمن تشریح نقاط قوت و ابهامات بیانیه ادغام دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و با اشاره به اینکه مکاتباتی با دبیرخانه شورا در رابطه با ابهامات موجود در بیانیه داشته‌ایم، گفت: در مجموع با توجه به حسن نیتی که دبیر شورا دارد و با در نظر گرفتن برخی مصالح جامعه قرآنی، نگاه منفی به بیانیه نداریم. 

به گزارش ایکنا؛ پس از اختلافاتی که بر سر مسئله ادغام دو اتحادیه مؤسسات قرآنی کشور وجود داشت، در نهایت شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور به عنوان مرجع تصمیم‌گیری در این زمینه بیانیه‌ای را با عنوان بیانیه‌ تبیین روند ادغام اتحادیه‌های مردم‌نهاد قرآنی در روز ششم مردادماه صادر کرد که در آن بر مسئله ادغام اتحادیه‌ها تأکید شد و اتحادیه قانونی را معرفی کرد و «هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی» وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز به عنوان مرجع قانونی اجرای مصوبه ادغام و تعیین فرایندهای حقوقی و نظارت بر تحقق آن تعیین کرد.

در این رابطه به گفت‌و‌گو با حسن محمدی، مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور، پرداختیم تا نظر وی در رابطه با بیانیه دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی را جویا شده و مطلع شویم که آیا این اتحادیه به روند اجرای این بیانیه مهم پایبند خواهد بود؟

محمدی با اشاره به بیانیه‌‌ای که اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت در این رابطه منتشر کرده، گفت: بیانیه دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی هم نقاط قوت و هم ابهامات و نقاط ضعف دارد. مهم‌ترین نقطه قوت بیانیه این است که همان‌طور که از نظر قانونی انتظار می‌رفت، نظارت و صدور مجوز و امور قانونی مربوط به اتحادیه‌های قرآنی به هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار شد که در حقیقت این امر باید از ابتدا نیز برعهده همین هیئت می‌بود.

وی در ادامه با بیان اینکه این وظیفه از ابتدا و بر اساس الحاقیه سال ۸۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی بر عهده این هیئت بوده است، اظهار کرد: متأسفانه این وظیفه هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی بنا به دلایلی به نهادهای دیگری سپرده شده بود ولی در نهایت بر اساس قانون و همان طور که در این بیانیه به صراحت ذکر شده، به این هیئت سپرده شد که این مسئله می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه قوت این بیانیه باشد.

مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور در رابطه با ابهامات و نقاط ضعف بیانیه دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز افزود: اولاً باید اشاره کنم که هیچ مصوبه مشخصی در رابطه با ادغام اتحادیه‌ها به طور قطعی و الزام‌آور نداشته‌ایم که در این مورد نیز همگان می‌توانند برای بررسی و کسب اطلاعات به کتابچه مصوبات شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور مراجعه کنند و در جریان این مصوبات قرار گیرند. ثانیاً اگر هم به فرض مصوبه‌ای وجود داشته، در جلسه چهل و چهارم شورای توسعه که اواخر سال گذشته تشکیل شد، رأی‌گیری برای اصل ادغام دو اتحادیه انجام شد که رأی نیاورد و این آخرین مصوبه است؛ یعنی اگر به فرض محال مصوبه‌ای نیز در رابطه با ادغام داشتیم، مصوبه اخیر می‌تواند آن را نقض کند.

محمدی با بیان اینکه به هر حال این بند از بیانیه برخلاف مصوبه‌ای است که در آن اکثریت اعضا رأی به ادغام ندادند، گفت: ابهامات دیگری از جمله اینکه تکلیف دقیق اتحادیه استانی در بیانیه مشخص نشده نیز وجود دارد. اینکه هیئت مشخص شده می‌تواند ظرف سه ماه مجمع عمومی پیش از موعد برقرار کند یا نه و یا در مورد اتحادیه کشوری نیر مشخص نشده که آن اتحادیه باید بعد از اتحادیه‌های استانی تشکیل شود و ... از دیگر ابهامات مطرح‌شده است.

مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور با اشاره به اینکه مکاتباتی با دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با ابهامات موجود در بیانیه داشته‌ایم و منتظر پاسخ هستیم، تصریح کرد: در مجموع با توجه به حسن نیتی که دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دارند و جلساتی که با ایشان داشتیم و نیز در نظر گرفتن برخی مصالح جامعه قرآنی، نگاه منفی به بیانیه نداریم.

محمدی با ذکر اینکه آخرین مرجع تصمیم‌گیرنده اتحادیه فقط و فقط مجمع عمومی اتحادیه است و نه هیچ نهاد یا سازمان دیگری، گفت: هیچ نهاد و دستگاه دیگری طبق قانون و اساس‌نامه مصوب ما نمی‌تواند برای اتحادیه تصمیم‌گیری کند. بنابراین اگر این ابهامات و مشکلات نیز رفع شود، خود را موظف می‌دانیم که این موضوعات را در مجمع عمومی مطرح کنیم و نهایتاً نیز رأی مجمع ملاک عمل ما خواهد بود.

مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور با بیان اینکه جلسات خوب و سازنده‌ای با عزیزان در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار کرده‌ایم، اظهار کرد: البته هنوز پاسخ لازم درباره ابهامات موجود در بیانیه را از دبیرخانه شورا دریافت نکرده‌ایم و امیدوار هستیم به زودی تکلیف این ابهامات مشخص شود و بتوانیم موضوع را با مجمع عمومی اتحادیه در میان بگذاریم و تصمیم‌گیری لازم در این زمینه نیز انجام شود.

شنبه, 09 شهریور 1398 11:23
مدیر مؤسسه حافظان کلام وحی همدان تأکید کرد: شرایط بد اقتصادی و بی‌توجهی مسئولان بر فعالیت‌های قرآنی اثر نمی‌گذارد بلکه فعالیت‌های قرآنی، کاری خودجوش است که همیشه با نیت الهی پیش می‌رود، شاید فعالیت‌های قرآنی نسبت به دوره‌های گذشته کم شده باشد، اما اصل مطلب، هنوز پابرجاست.
 

مؤسسه حافظان کلام وحی همدانبه گزارش ایکنا؛ مؤسسه حافظان کلام وحی همدان از جمله مراکز قرآنی ـ مردمی است که از سال ۱۳۸۵ فعالیتش را به صورت غیر رسمی آغاز کرد، اما نهایتا پس از چند سال پیگیری برای دریافت مجوز و گذراندن فرآیند بورکراسی اداری در سال ۱۳۹۰ با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت خود را رسمیت بخشید.

فاطمه نورمحمدی، مدیر مؤسسه حافظان کلام وحی همدان متولد سال ۵۵ و دانش‌آموخته رشته نقشه‌کشی ساختمان است و به دلیل علاقه‌مندی در این زمینه ورود پیدا کرده است. وی با تأکید بر اینکه مهمترین رویکرد مؤسسه، گسترش و ترویج فرهنگ قرآنی در سطح محله و منطقه است، اظهار کرد: به دلیل علاقه‌مندی به فعالیت‌های قرآنی و از سوی دیگر بالا بودن هزینه‌های برگزاری و تشکیل کلاس‌های قرآنی در دیگر مکان‌ها، تصمیم به راه‌اندازی مؤسسه گرفتم. مصمم بودم که با کمترین هزینه، بیشترین قرآن‌آموز را داشته باشم.

مدیر مؤسسه حافظان کلام وحی همدان با اشاره به اینکه بعد دیگر فعالیت مؤسسه در زمینه تربیت حافظان قرآن در راستای جامه عمل پوشاندن به منویات مقام معظم رهبری است، ادامه داد: هرچند در این راه مشکلات زیادی وجود دارد که مهمترین آن پس از جذب قرآن‌آموز، نگهداری آنان در این راه و تشویقشان برای حضور و استمرار در این عرصه است.

نورمحمدی با ابراز گلایه از اینکه توجه به فعالیت‌های فرهنگی به ویژه در عرصه قرآنی کم است، اظهار کرد: باید برای تشویق قرآن‌آموزان هزینه کرد، اما متأسفانه حمایت‌ها اندک است و از سوی دیگر حتی برخی از شرکت‌کنندگان در دوره‌های مؤسسه به دلیل اینکه از محلات و مناطق کم‌برخوردار می‌آیند حتی از پرداخت هزینه اندک شهریه نیز بازمانده‌اند و لذا رایگان در دوره‌ها حضور پیدا می‌کنند.

وی ادامه داد: متأسفانه مشارکت خیرین نیز کم شده است، مگر اینکه در گعده‌های خودمانی، دوستان در مناسبت‌های مختلف حمایت‌های خود را از مؤسسه و قرآن‌آموزان دریغ نکنند. اگر هم برای اخذ حمایت به دستگاه‌ها و نهادهای دیگر مراجعه می‌کنیم با این پاسخ روبه‌رو می‌شویم که مؤسسه شما تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کند و آنجا باید به شما کمک کنند.

اگر شرایطی فراهم می‌شد تا این دوره‌ها به صورت رایگان و بدون هزینه برگزار می‌شد، قطعا شاهد حضور افراد بیشتری بودیم. کما اینکه در گذشته نه چندان دور کلاس‌های قرآن در قالب جلسات قرآن در خانه‌ها و منازل و یا حسینیه‌ها و مساجد برگزار می‌شد

این مؤسسه با هیئت مؤسس پنج نفره فعالیتش را ادامه می‌دهد که سه نفر از اینها از افرادی هستند که دانش‌آموخته حوزه هستند و تشکیلات مؤسسه نیز خیلی جمع و جور است، بگونه‌ای که دچار چارت اداری به مانند سایر مؤسسات دارای شعب متعدد و بزرگ نیست؛ بلکه تنها یک نیرو مرتبط با بخش آموزش به نام «فاطمه میرزاعلی‌بابایی» در کنار مدیر مجموعه و پنج مربی تمام وقت و تعدادی مربی پاره‌وقت به امر تدریس می‌پردازند.

وی درباره علت نامگذاری مؤسسه به عنوان «حافظان کلام وحی»، بیان کرد: هنگامی که برای ثبت مؤسسه به اداره ثبت مراجعه کردیم اسم‌های مد نظر ما به دلیل تکراری بودن و یا سایر دلایل مورد تأیید قرار نگرفت و در نهایت این اسم مورد قبول واقع شد.

این مؤسسه در سال ۱۳۹۱ موفق به اخذ مجوز برای راه‌اندازی پیش‌دبستانی قرآنی از آموزش و پرورش می‌شود. خردسالان در این مقطع با حفظ سوره‌های کوچک قرآن در کنار آموزش مفاهیم، شعر و قصص قرآنی آشنا می‌شوند. همچنین این دوره‌ها ویژه خردسالان چهار تا شش سال است و رویکرد اصلی پیش‌دبستانی قرآنی مؤسسه حفظ مفهومی است.


 

به اذعان مدیر مؤسسه، زمانی که فعالیت مؤسسه در این منطقه آغاز شد تعداد مراکز قرآنی آن کم بود اما در حال حاضر به قطب فرهنگی منطقه تبدیل شده است به گونه‌ای که چندین مؤسسه و حسینیه نیز همپای این مؤسسه دارای دوره های آموزشی قرآنی و خدمت‌رسانی به علاقه‌مندان به کلام وحی هستند.

نورمحمدی با اشاره به دیگر دوره های این مؤسسه و تربیت ۳۰ حافظ کل در دوره ۱۳ساله فعالیت مؤسسه و ۲۰ حافظ ۱۵ جزء و دیگر اجزاء، بیان کرد: دوره‌هایی از سطوح مبتدی تا پیشرفته و در کنار آن دوره‌های آموزش زبان انگلیسی، نقاشی، خطاطی و خوشنویسی و خیاطی و ... از گروه سنی چهار سال تشکیل و تا مقطع بزرگسالی ادامه دارد.

مدیر مؤسسه حافظان کلام وحی همدان درباره چشم انداز فعالیت مؤسسه، اضافه کرد: همواره تربیت حافظان چه در حد حفظ کل و یا اجزاء مد نظر مؤسسه بوده است. البته بیشتر مراد فراگیری مفاهیم و آموزه‌های آن به منظور عمل به قرآن بوده است. نه اینکه تنها حافظ کلمات قرآن باشند تا از مزایایی اخذ رتبه و مدرک بهره‌مند شوند، بلکه عامل به قرآن باشند.

نورمحمدی گفت: شرایط اقتصادی و بی‌توجهی مسئولان نسبت به فعالیت‌های قرآنی، اثرگذار نیست، بلکه فعالیت‌های قرآنی، کار خودجوش مردمی است که با نیت الهی پیش می‌رود، شاید فعالیت‌های قرآنی نسبت به دوره های گذشته کم شده باشد، اما اصل مطلب همیشه پابرجا است. به عبارت دیگر مؤسسه ما سعی کرده است تا به اعتبارات دولتی و حمایت‌ها بودجه‌ای دستگاه‌ها متکی نباشد، چنانکه گفتم به دلیل مشکلات مالی باز هم کلاس‌ها را تعطیل نکرده‌ایم.

این مؤسسه که با وجود درخواست های مکرر از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی استان هنوز نتوانسته مکانی برای فعالیت داشته باشد، طی این سال‌ها در حسینیه مجتمع فرهنگی صاحب الزمان(عج) که وقف فعالیت‌های قرآنی شده است با پرداخت مبلغی به عنوان رهن، به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد و هنوز خود را سرپا نگه داشته است که تمام آن از علاقه‌مندی به آموزه‌های قرآنی و سیراب کردن فراگیران این عرصه است.

متأسفانه مشارکت خیرین نیز کم شده است، مگر اینکه در گعده‌های خودمانی، دوستان در مناسبت‌های مختلف حمایت‌های خود را از مؤسسه و قرآن‌آموزان دریغ نکنند. اگر هم برای اخذ حمایت به دستگاه‌ها و نهادهای دیگر مراجعه می‌کنیم با این پاسخ روبه‌رو می‌شویم که مؤسسه شما تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کند و آنجا باید به شما کمک کنند

مدیر مؤسسه حافظان کلام وحی همدان عمده‌ترین دغدغه این سال‌ها فعالیتش را اخذ شهریه و پول برای دوره‌های قرآنی دانسته و گفت: اگر شرایطی فراهم می‌شد تا این دوره‌ها به صورت رایگان و بدون هزینه برگزار می‌شد، قطعا شاهد حضور افراد بیشتری بودیم. کما اینکه در گذشته نه چندان دور کلاس‌های قرآن در قالب جلسات قرآن در خانه‌ها و منازل و یا حسینیه‌ها و مساجد برپا می‌شد که نه پولی از قرآن‌آموزان و یا فراگیران کلام وحی اخذ می‌شد و نه معلم حق‌الزحمه‌ای دریافت می‌کرد و نه مکان جلسات قرآن هزینه‌بردار بود. تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر و بازدهی بهتر بود، اما در حال حاضر متأسفانه با توجه به هزینه‌هایی چون اجاره بهای مؤسسه، حق الزحمه مربیان و پرسنل مؤسسه و ... مجبور به دریافت شهریه هستیم. اگر این دغدغه از سر راه برداشته شود هزینه اساتید قرآن پرداخت شود، می‌توانیم کلاس‌های قرآن را با بهترین کیفیت و برترین اساتید داشته باشیم و شاهد بازخورد بهتری خواهیم بود.

وی با تأکید بر تعامل مؤسسات قرآنی با یکدیگر بیان کرد: مؤسسات با یکدیگر تعامل داشته باشند و با هم در ارتباط باشند و از نظرات و برنامه‌های یکدیگر برخوردار شوند و این تعامل موجب موفقیت روزافزون عملکرد مؤسسات می‌شود، اما مـتأسفانه اینگونه نیست بلکه حتی به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و اتحادیه قرآنی استان نیز پیشنهاد دادیم که مؤسسات طی هر ماه و یا در بازه زمانی به دور یکدیگر جمع شوند و جلساتی به منظور بهره‌مندی از تجربیات یکدیگر داشته باشند.

یادآور می‌شود، مؤسسه حافظان کلام وحی در همدان واقع در خیابان شهدای کوی جولان، بلوار آیت‌الله تألهی، مجتمع عباسیه مراجعه کنند. همچنین علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره ۰۹۳۹۰۷۷۵۶۱۸ تماس بگیرند.

شنبه, 09 شهریور 1398 11:19

شرح آیات 13 لغایت 17 سوره مبارکه ابراهیم

13 وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ

14وَلَنُسْکِنَنَّکُمْ الاَْرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِکَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِی وَخَافَ وَعِیدِ

15وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ کُلُّ جَبَّار عَنِید

16 مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَیُسْقَى مِنْ مَاء صَدِید

17یَتَجَرَّعُهُ وَلاَ یَکَادُ یُسِیغُهُ وَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکَان وَمَا هُوَ بِمَیِّت وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِیظٌ

13. (ولى) کافران به پیامبران خود گفتند: «ما به یقین شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید.» در این هنگام، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد که: «ما ستمکاران را هلاک مى کنیم.

14. و شما را بعد از آنان در این سرزمین سکونت خواهیم داد، این (موهبت)، براى کسى است که از مقام (عدالت) من بترسد; و از تهدیدم بیمناک باشد.»

15. و آنها (از خدا) تقاضاى فتح و پیروزى (بر کفّار) کردند; و (سرانجام) هر گردنکش حق ستیزى نومید و نابود شد.

16. به دنبال او جهنّم خواهد بود; و از آب بدبوى متعفّنى نوشانده مى شود.

17. آن را جرعه جرعه سر مى کشد; و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد و مرگ از هر جا به سراغ او مى آید; ولى با این همه نمى میرد; و در پى او، عذاب شدیدى است!

تفسیر:

برنامه و سرنوشت جبّاران عنید

همان گونه که راه و رسم افراد بى منطق است که چون از ناتوانى گفتار و عقیده خود آگاهى یابند، استدلال را راها مى کنند و به زور و قدرت و قلدرى متوسّل مى شوند، در اینجا نیز مى خوانیم: هنگامى که پیامبران منطق متین و رساى خود را ـ که در آیات پیشین گذشت ـ بیان کردند، «کافران به پیامبران خود گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما (بت پرستى) بازگردید» (وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا).

این مغروران بى خبر گویى همه سرزمین ها را از آنِ خود مى دانستند و براى پیامبرانشان حتّى به اندازه یک شهروند حق قائل نبودند و مى گفتند: «أرضِنا» (سرزمین ما)، در حالى که خداوند زمین و تمام مواهب آن را براى صالحان آفریده است و این جبّاران خودخواه مستکبر در واقع حقّى از آن ندارند تا چه رسد به اینکه همه را از خود بدانند.

ممکن است جمله «لَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا» (مگر اینکه به آیین ما بازگردید)، این توهّم را ایجاد کند که پیامبران، قبل از رسالت پیرو آیین بت پرستى بودند، در حالى که چنین نیست، زیرا قطع نظر از مسأله معصوم بودن که قبل از نبوّت را نیز شامل مى شود، عقل و درایت آنها بیش از آن بوده که دست به چنین کار نابخردانه اى بزنند و در برابر سنگ و چوب سجده کنند.

این تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که پیامبران قبل از رسالت مأموریّت تبلیغ نداشتند. شاید سکوت آنها این توهّم را ایجاد کرده باشد که آنها نیز با مشرکان هم عقیده اند.

از این گذشته، گرچه ظاهراً خطاب به خود پیامبران است، در واقع پیروان آنها را نیز شامل مى شود و مى دانیم که پیروان قبلاً بر آیین مشرکان بودند و نظر مشرکان تنها به آنهاست و تعبیر عمومى «لَتَعودُنَّ» به اصطلاح از باب تغلیب است (یعنى حکم اکثریّت را به عموم سرایت دادن).(1)

آن گاه اضافه مى کند: «در این حال، پروردگارشان به آنها (دلدارى و اطمینان خاطر داد و ) وحى فرستاد که: ما ستمگران را هلاک خواهیم کرد» (فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ).

بنابراین هرگز از این تهدیدها نترسید و کمترین سستى در اراده آهنین شما راه نیابد.

*

از آنجا که منکران ستمگر، پیامبران را تهدید به تبعید از سرزمینشان مى کردند خداوند در مقابل به آنها وعده مى دهد: «و شما را بعد از (نابودى) آنان در زمین سکونت خواهیم داد» (وَلَنُسْکِنَنَّکُمْ الاَْرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ).

ولى «این (موفّقیّت نصیب همه کس نمى شود، بلکه) براى کسى است که از مقامِ (عدالتِ) من بترسد (و احساس مسؤولیّت کند) و از عذاب (من) بیمناک باشد» و آن را جدّى تلقّى کند (ذلِکَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِى وَ خَافَ وَعِیدِ).

بنابراین، موهبت و لطف من نه بى حساب است و نه بى دلیل، بلکه مخصوص کسى است که با احساس مسؤولیّت در برابر مقام عدل پروردگار، نه گرد ظلمبگردد و نه در برابر دعوت حق، لجاجت و دشمنى به خرج دهد.

*

وقتى که پیامبران همه وظایف خود را در برابر قوم خویش انجام داده و کسانى که باید ایمان بیاورند ایمان آورده بودند و بقیّه در کفر اصرار داشتند و پیوسته رسولان را تهدید مى کردند، «آنان (از خدا) تقاضاى فتح و پیروزى (بر کافران) کردند» (وَاسْتَفْتَحُوا).

خداوند هم دعاى آن مجاهدان راستین را به هدف اجابت رسانید «و (سرانجام) هر گردنکش منحرفى نومید و نابود شد» (وَ خَابَ کُلُّ جَبَّار عَنِید).

«خاب» از مادّه «خَیبَة» (بر وزن غیبت) به معنى از دست رفتن مطلوب است که تقریباً مرادف «نومیدى» در زبان فارسى است.

«جبّار» در اینجا به معنى متکبّر و گردنکش است. در حدیثى آمده است: زنى به حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد، حضرت به او دستورى داد و او سرپیچى کرد و فرمان حضرت را اجرا ننمود. پیامبر فرمود: دَعوها فَإنَّها جَبّارَةٌ: «او را رها کنید که زن سرکشى است».(2)

کلمه «جبّار» گاهى بر خداوند نیز اطلاق مى شود که به معنى اصلاح کننده موجود نیازمند به اصلاح است یا کسى که بر همه چیز تسلّط دارد.(3)

کلمه «عنید» در اصل از مادّه «عند» (بر وزن رند) به معنى سمت و ناحیه است و در اینجا به معنى انحراف و گرایش به غیر راه حق آمده است.

در روایتى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: کُلُّ جَبّار عَنید مَن أبى أن یَقولَ لا إلهَ إلاَّ اللهُ:

«جبّار عنید کسى است که از گفتن لا إله إلاّ الله خوددارى کند».(4)

و در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: العَنیدُ المُعرِضُ عَنِ الحَقِّ: «عنید کسى است که از حق رویگردان باشد».(5)

به این ترتیب «جبّار» اشاره به صفت نفسانى یعنى روح سرکشى، و «عنید» اشاره به اثر آن صفت در افعال انسان است که او را از حق منحرف مى گردانَد.

*

آن گاه به عاقبت کار «جبّار عنید» از نظر مجازات هاى جهان دیگر، در ضمن دو آیه به پنج موضوع اشاره مى کند:

1. «به دنبال او جهنّم خواهد بود» (مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ).

کلمه «وراء» به معنى پشت سر است (در برابر اَمام)، ولى در چنین موارد به معنى نتیجه و عاقبت کار مى آید، همان گونه که در تعییر فارسى نیز در این معنى به کار مى رود. مثلاً مى گوییم اگر فلان غذا را بخورى پشت سر آن بیمارى و مرض است. یا اگر با فلان کس رفاقت کنى به دنبال آن بدبختى و پشیمانى است. یعنى نتیجه و معلول آن چنین است.

2. در میان آتش سوزان، به هنگامى که تشنه مى شود «از آب بدبوى متعفّنى نوشانده مى شود» (وَ یُسْقَى مِنْ مَاء صَدِید).

«صدید» چنانکه علماى لغت گفته اند، چرکى است که میان پوست و گوشت جمع مى شود، یعنى از آب بدبوى متعفّن بدمنظره، همانند چرک و خون، به او مى نوشانند.

*

3. آن گردنکش منحرف هنگامى که خود را در برابر چنین نوشابه اى مى بیند «به زحمت جرعه جرعه آن را سر مى کشد و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد» بلکه به اجبار در حلق او مى ریزند (یَتَجَرَّعُهُ وَ لاَ یَکَادُ یُسِیغُهُ).(6)

4. انواع وسایل عذاب و شکنجه و ناراحتى براى او فراهم مى گردد «و مرگ از هر جا به سراغش مى آید، ولى با این همه نمى میرد» تا مجازات زشتى هاى اعمالش را ببیند (وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکَان وَ مَا هُوَ بِمَیِّت).

و با اینکه تصوّر مى شد مجازاتى بدتر از اینها که گفته شد نیست، باز اضافه مى کند: «و به دنبال آن، عذاب شدیدى است» (وَ مِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِیظٌ).

به این ترتیب آنچه از شدّت مجازات و کیفر که در فکر آدمى مى گنجد و حتّى آنچه نمى گنجد، در انتظار ستمگران خودخواه و جبّاران عنید و گنهکار است; بسترشان از آتش، نوشابه آنها متعفّن و نفرت آور، مجازات هاى رنگارنگ از هر سو و از هر طرف و در عین حال نمردن بلکه زنده بودن و باز هم چشیدن.

امّا هرگز نباید تصوّر کرد که این مجازات ها غیر عادلانه است، چون بارها گفته ایم که اینها نتیجه و اثر طبیعى اعمال خود انسان هاست، بلکه تجسّمى است از کارهاى آنان در سراى دیگر که هر عملى به صورت خود مجسّم مى شود.

و اگر اعمال و جنایات عدّه اى از جانیان را که در روزگار خود مشاهده کرده ایم یا در تاریخ گذشتگان مطالعه نموده ایم، درست در نظر بگیریم گاهى فکر مى کنیم که این مجازات ها هم براى آنها کم است.

نکته ها:

1. در آیات فوق خواندیم که پیروزى بر ظالمان و حکومت بر زمین به دنبال نابودى آنها، از آنِ کسانى است که از مقام خداوند بترسند.

در اینکه منظور از کلمه «مقام» در اینجا چیست، احتمالات متعدّدى داده شده که ممکن است همه آنها صحیح و مراد از آیه باشد.

الف) منظور، موقعیّت پروردگار هنگام محاسبه است، همان گونه که در آیات دیگر قرآن نیز مى خوانیم: وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى... .(7)

و در جاى دیگر آمده است: وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ.(8)

ب) مقام به معنى «قیام» و آن به معنى نظارت و مراقبت است، یعنى آن که از نظارت شدید خداوند بر اعمال خویش ترسان است و احساس مسؤولیّت مى کند.

ج) «مقام» به معنى قیام براى اجراى عدالت و احقاق حقّ است، یعنى آنها که از موقعیّت پروردگار مى ترسند.

به هر حال، همان گونه که گفتیم، هیچ مانعى ندارد که همه اینها در مفهوم آیه جمع باشد. یعنى آنها که خدا را بر خود ناظر مى بینند، از حساب و اجراى عدالت او بیمناکند; ترسى سازنده که آنها را به احساس مسؤولیّت در هر کار دعوت مى کند و از هر بیدادگرى و ستم و آلودگى به گناه بازمى دارد. پیروزى و حکومت روى زمین سرانجام از آنِ آنهاست.

2. در تفسیر جمله «وَاسْتَفْتَحُوا» در میان مفسّران گفتوگوست. برخى آن را به معنى تقاضاى فتح و پیروزى دانسته اند، همان گونه که در بالا ذکر کردیم، شاهد آن آیه 19 سوره انفال است: إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَکُمُ الْفَتْحُ: «اى مؤمنان، اگر شما تقاضاى فتح و پیروزى مى کنید، این فتح و پیروزى به سراغتان آمده است».

و برخى به معنى تقاضاى قضاوت و حکومت دانسته اند، یعنى پیامبران از خدا خواستند که میان آنها و کافران داورى کند. شاهد آن آیه 89 سوره اعراف است: رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ: «خداوندا، میان ما و قوم ما به حق داورى فرما و تو بهترین داورانى».

3. در تواریخ و تفاسیر آمده است که روزى ولید بن یزید بن عبد الملک، حاکم جبّار اموى، براى پیش بینى آینده خود به قرآن تفأّل زد; اتّفاقاً آیه «وَاستَفتَحوا وَ خابَ کُلُّ جَبّار عَنید» در آغاز صفحه در برابر او قرار گرفت. ولید سخت دچار وحشت و عصبانیّت شد، آن چنان که قرآنى را که در دست داشت پاره کرد و سپس این اشعار را سرود:

أتوعِدُ کُلَّ جَبّار عَنید *** فَها أنَا ذاکَ جَبّارٌ عَنیدٌ!

إذا ما جِئتَ رَبَّکَ یَومَ حَشر *** فَقُل یا رَبِّ مَزَّقَنِى الوَلیدُ

«آیا تویى که هر جبّار عنید را تهدید مى کنى؟ ـ آرى، من همان جبّار عنیدم!»

«هنگامى که پروردگارت را روز رستاخیز ملاقات کردى ـ بگو خداوندا، ولید مرا پاره پاره کرد».

امّا چیزى نگذشت که دشمنانش به بدترین صورتى او را کشتند و سرش را بریدند و بر بام قصرش آویزان کردند، سپس از آنجا برداشته بر دروازه شهر آویختند.(9)


1. پاسخ دیگرى نیز از این توهّم داده شده است که «عود» اگر با «إلى» متعدّى شود به معنى بازگشت است و اگر با «فى» متعدّى گردد به معنى تغییر حالت و دگرگونى است و معنى بازگشت را نمى رساند. بنابراین جمله «لَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا» مفهومش این است که شما باید دگرگون شوید; آیین خود را رها کرده و آیین ما را بپذیرید. این معنى را علاّمه طباطبائى در المیزان انتخاب کرده اند. ولى مراجعه به آیاتى مانند «کُلَّمَا أرادوا أن یَخرُجوا مِنها اُعیدوا فیها» (سوره سجده، آیه 20) و بعضى دیگر از آیات قرآن نشان مى دهد که «عود» حتّى زمانى که با کلمه «فى» متعدّى شود به معنى بازگشت است ـ دقّت کنید. 
2 . تفسیر کبیر، ج 19، ص 102.
3 . براى توضیح بیشتر به ذیل آیات 20 ـ 26 سوره مائده مراجعه فرمایید.
4 و5. نورالثقلین، ج 2، ص 532.
6 . «یُسیغُهُ» از مادّه «إساغة» به معنى ریختن نوشابه در حلق است.
7. سوره نازعات، آیه 40.
8. سوره الرحمن، آیه 46.
9.تفسیر قرطبى، ص 3579.

............................

تفسیر نمونه

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری