- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
دوست بد مرا گمراه کرد!
شرح آیات 27 لغایت 29 سوره مبارکه فرقان
27وَ یَوْمَ یَعَضُّ
حکمت 170 نهج البلاغه
تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوبَةِ.
ترک گناه
سعادتمندى انسان در سلك شهدا
حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِي السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِيَائِهِ ،
خطبه صد و هشتاد و دو، بخش ششم
و منها: قَدْ لَبِسَ لِلْحِکْمَةِ جُنَّتَهَا، وَ
رفیعی قزوینی ،سید ابوالحسن
رفیعی قزوینی ،سید ابوالحسن
نام های دیگر: آیة اللّه
آمار بازدید
احسن الحدیث
شرح آیه 14 سوره مبارکه المائده
14- وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
14- و از کسانى که مى گفتند: «ما نصرانى (و یاور مسیح) هستیم» (نیز) پیمان گرفتیم; ولى آنها بخش مهمّى از آنچه را به آنان تذکر داده شده بود به دست فراموشى سپردند; از این رو در میان آنها، تا روز قیامت، (و پایان دنیا) دشمنى و کینه افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از (نتایج) اعمالشان آگاه خواهد ساخت
دشمنان دائمى
در آیه قبل، سخن از پیمان شکنى بنى اسرائیل در میان بود، و در این آیه قرآن به پیمان شکنى نصارى اشاره کرده، مى فرماید: «جمعى از کسانى که ادعاى نصرانیت مى کنند، با این که از آنها پیمان وفادارى گرفته بودیم، دست به پیمان شکنى زدند و قسمتى از دستوراتى را که به آنها داده شده بود به دست فراموشى سپردند» (وَ مِنَ الَّذینَ قالُوا إِنّا نَصارى أَخَذْنا میثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظّاً مِمّا ذُکِّرُوا بِهِ).
آرى، آنها نیز با خدا پیمان بسته بودند که از حقیقت توحید منحرف نشوند، دستورات الهى را به دست فراموشى نسپارند و نشانه هاى آخرین پیامبر را کتمان نکنند، ولى آنها نیز به همان سرنوشت یهود گرفتار شدند، با این تفاوت که قرآن در مورد یهود مى گوید: تنها عده کمى از آنان پاک و حق شناس بودند، ولى درباره نصارى مى گوید: جمعى از آنان منحرف شدند، از این تعبیر معلوم مى شود: منحرفان یهود بیشتر از منحرفان نصارى بوده اند.
تاریخ «اناجیل» کنونى مى گوید: تمام آنها سالیان دراز، بعد از مسیح(علیه السلام) و به دست بعضى از مسیحیان نگاشته شده است و به همین دلیل، داراى تناقض هاى آشکارى است و این نشان مى دهد که آنها قسمت هاى قابل ملاحظه اى از آیات «انجیل» را به کلّى فراموش کرده بودند، وجود خرافات آشکار در «اناجیل» کنونى مانند: داستان شراب سازى مسیح(علیه السلام)(1) که بر خلاف حکم عقل و حتى پاره اى از آیات تورات و انجیل کنونى است و داستان «مریم مَجْدَلِیّه»(2) و امثال آن نیز روشنگر این واقعیت است.
ضمناً باید توجه داشت: «نصارى» جمع «نصرانى» است و در این که علت نامگذارى مسیحیان به این اسم چیست؟ احتمالات مختلفى داده اند:
نخست این که: به خاطر آن است که: عیسى(علیه السلام) در شهر «ناصره» در دوران کودکى پرورش یافت.
نیز احتمال داده اند: از «نصران» گرفته شده، که آن هم نام قریه اى است که «نصارى» به آن علاقه خاصى داشته اند.
و نیز ممکن است انتخاب این نام به خاطر آن باشد: هنگامى که مسیح(علیه السلام)ناصران و یارانى از مردم طلبید، آنها دعوت او را اجابت کردند همان طور که قرآن مى گوید:
«کَما قالَ عِیْسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّیْنَ مَنْ أَنْصارِى اِلَى اللّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ».(3)
و از آنجا که جمعى از آنها به گفته خود عمل نمى کردند و تنها مدعى یارى مسیح(علیه السلام) بودند، قرآن در آیه مورد بحث مى گوید: وَ مِنَ الَّذِیْنَ قالُوا اِنّا نَصارى: «از کسانى که ادعا مى کردند ما یاوران عیسى(علیه السلام) هستیم» ولى در این ادعا، صادق نبودند.
قرآن پس از آن، نتیجه اعمال مسیحیان را چنین شرح مى دهد که: «به جرم اعمالشان تا دامنه قیامت در میان آنها عداوت و دشمنى افکندیم» (فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ).
و مجازات دیگر آنها که در آخرین جمله آیه به آن اشاره شده این است که: «در آینده خداوند نتائج اعمال آنها را به آنها خبر خواهد داد و عملاً با چشم خود خواهند دید» (وَ سَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ).
از این آیه نیز بر مى آید که پیمان شکنى دو پیامد سوء دارد: یکى ایجاد کینه در دل و دیگرى بغض و تنفر، و سرانجام به نتیجه اعمالشان اشاره کرده که در آینده به آنها گفته خواهد شد.
* * *
نکته ها:
1 ـ جمله «أَغْرَیْنا» در اصل، از ماده «اغراء» به معنى چسبانیدن چیزى است، سپس به معنى تشویق و وادار ساختن به کارى استعمال شده است; زیرا سبب ارتباط افراد به هدف هاى معینى مى شود.
بنابراین، مفهوم آیه فوق چنین است که: پیمان شکنى نصارى و خلاف کارى هاى آنها سبب شد که عوامل عداوت و دشمنى و بذر نفاق و اختلاف در میان آنها پاشیده شود (زیرا مى دانیم آثار اسباب تکوینى و طبیعى به خدا نسبت داده مى شود).
هم اکنون کشمکش هاى فراوانى که بین دول مسیحى وجود دارد و تاکنون سرچشمه دو جنگ جهانى شده و همچنان دسته بندى هاى توأم با عداوت و دشمنى در میان آنها ادامه دارد.
علاوه بر این، اختلافات و عداوت هاى مذهبى در بین فرق مذهبى مسیحیت به قدرى زیاد است که هم اکنون نیز به کشتار یکدیگر ادامه مى دهند.
بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند: منظور، ادامه عداوت و دشمنى بین یهود و نصارى تا پایان جهان مى باشد، ولى ظاهر آیه همان بروز عداوت در میان مسیحیان است.(4)
شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که این عاقبت دردناک منحصر به مسیحیان نیست، اگر مسلمانان هم راه آنها را بپویند، به همان سرنوشت گرفتار خواهند شد.
* * *
2 ـ «عداوت» در اصل، از ماده «عدو» به معنى تجاوز مى آید و «بَغْضاء» از ماده «بغض» به معنى تنفّر از چیزى است و ممکن است فرق میان این دو کلمه این باشد که «بغض» بیشتر جنبه «قلبى» دارد و «عداوت» جنبه «عملى» و یا لااقل اعم از عملى و قلبى است.
* * *
3 ـ از آیه فوق، چنین بر مى آید که: طایفه نصارى به عنوان پیروان یک مذهب (و یا یهود و نصارى هر دو) تا پایان جهان در دنیا وجود خواهند داشت.
در اینجا این سؤال پیش مى آید که: از اخبار اسلامى چنین استفاده مى شود: پس از ظهور مهدى(علیه السلام) در سرتاسر جهان، یک آئین بیشتر نخواهد بود و آن آئین اسلام است،(5) بر این اسا این دو را چگونه مى توان با هم جمع کرد؟
پاسخ این است که: ممکن است مسیحیت (و یا مسیحیت و آئین یهود) به صورت یک اقلیت بسیار ضعیف در جهان حتى در عصر مهدى(علیه السلام) باقى بماند; زیرا مى دانیم در آن عصر، نیز آزادى اراده انسان ها از بین نمى رود و دین جنبه اجبارى پیدا نمى کند، اگر چه اکثریت قاطع مردم جهان راه حق را مى یابند و به آن مى گروند و مهم تر از همه، این که حکومت روى زمین یک حکومت اسلامى خواهد بود.
یعنى قدرت حاکم بر جهان، اسلام است و همه مى بایست طبق مقررات آن عمل کنند، اما غیر مسلمانان در اعمال شخصى اجبار نمى شوند.
* * *
1 ـ «انجیل یوحنا»، باب 2، جمله هاى 2 تا 12.
2 ـ «انجیل لوقا»، باب 7، جمله هاى 36 تا 47.
3 ـ صف، آیه 14.
4 ـ بنابراین، ضمیر «بَیْنَهُمْ» به نصارى که در آغاز آیه ذکر شده، باز مى گردد.
5 ـ «بحار الانوار»، جلد 53، صفحه 4 ـ «مختصر بصائر الدرجات»، صفحات 179 و 180، مطبعة الحیدریة النجف، طبع اول، 1370 هـ ق.
............................
تفسیر نمونه
| مباحث توحیدی - آیت الله محمد شجاعی (ره) | زمان | ||
| 1 | |
مباحث توحیدی-1 |
24:00 |
| 2 | |
مباحث توحیدی-2 |
26:00 |
| 3 | |
مباحث توحیدی-3. |
27:00 |
| 4 | |
مباحث توحیدی-4 |
25:00 |
| 5 | |
مباحث توحیدی-5 |
27:00 |
| 6 | |
مباحث توحیدی-6 |
25:00 |
| 7 | |
مباحث-توحیدی-7 |
20:00 |
| 8 | |
مباحث-توحیدی-8 |
24:00 |
| 9 | |
مباحث-توحیدی-9 |
25:00 |
| 10 | |
مباحث-توحیدی-10 |
24:00 |
| 11 | |
مباحث-توحیدی-11 |
21:00 |
| 12 | |
مباحث-توحیدی-12 |
24:00 |
| 13 | |
مباحث-توحیدی-13 |
28:00 |
| 14 | |
مباحث-توحیدی-14 |
25:00 |
| 15 | |
مباحث-توحیدی-15 |
25:00 |
| 16 | |
مباحث-توحیدی-16 |
24:00 |
شرح آیه 13 سوره مبارکه المائده
13- فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ ۙ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
13- ولى بخاطر پیمان شکنى آنها، از رحمت خویش دورشان ساختیم; و دلهاى آنان را سخت و پر قساوت نمودیم; آنها کلمات الهى را از موردش تحریف مى کنند; و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند; و پیوسته از خیانتى (تازه) از آنها آگاه مى شوى، مگر عده کمى از آنان; ولى از آنها درگذر و صرف نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست مى دارد
پیامدهاى پیمان شکنى
در تعقیب بحثى که درباره پیمان خدا با بنى اسرائیل در آیه قبل گذشت، در این آیه، به پیمان شکنى آنها و عواقب این پیمان شکنى اشاره مى کند و مى فرماید: «چون آنها پیمان خود را نقض کردند ما آنها را طرد کردیم و از رحمت خود دور ساختیم و دل هاى آنها را سخت و سنگین نمودیم» (فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً).(1)
از این بیان استفاده مى شود: آنها به جرم پیمان شکنى دو مجازات دیدند، هم از رحمت خدا دور شدند، و هم افکار و قلوب آنها متحجّر و غیر قابل انعطاف شد، بر این اساس، کسانى که مى خواهند به رحمت خدا نزدیک و داراى قلبى رقیق و مهربان باشند، باید در مرحله اول از پیمان شکنى نسبت به فرمان هاى الهى بر حذر باشند.
پس از آن، مصادیق یا آثار این قساوت را چنین شرح مى دهد: «آنها کلمات را تحریف مى کنند و از محل و مسیر آن بیرون مى برند» (یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ).
و نیز «قسمت هاى قابل ملاحظه اى از آنچه به آنها گفته شده بود که انجام دهند، به دست فراموشى سپردند» (وَ نَسُوا حَظّاً مِمّا ذُکِّرُوا بِهِ).
اما این که کدام یک از مواهب یادآورى شده را فراموش کردند؟
بعید نیست قسمتى از آنها را که به دست فراموشى سپردند، همان نشانه ها و آثار پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) باشد که در آیات دیگر قرآن به آن اشاره شده است.
و نیز ممکن است این جمله اشاره به آن باشد که مى دانیم تورات در طول تاریخ مفقود شده، سپس جمعى از دانشمندان یهود به نوشتن آن مبادرت کردند و طبعاً قسمت هاى فراوانى از میان رفت و قسمتى تحریف یا به دست فراموشى سپرده شد، و آنچه به دست آنها آمد بخشى از کتاب واقعى موسى(علیه السلام) بود که با خرافات زیادى آمیخته شده بود و آنها همین بخش را نیز گاهى به دست فراموشى سپردند.
باید توجه داشت: «یُحَرِّفُونَ» فعل مضارع و دالّ بر استمرار است و این مى رساند که آنها همواره کلمات الهى را تحریف مى نمودند، اما «نَسُوا» فعل ماضى است و شاید مراد آن باشد که آنها دستور پذیرش دعوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)که در تورات آمده بود را یکباره به دست فراموشى سپردند، که این خود سبب تحریف مرتب کلمات در طول تاریخ شده است.
سپس اضافه مى فرماید: «هر روز به خیانت تازه اى از آنها پى مى برى، مگر دسته اى از آنها که از این خیایت ها برکنارند و در اقلیتند» (وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَة مِنْهُمْ إِلاّ قَلیلاً مِنْهُمْ).(2)
و در پایان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد: «از آنها صرف نظر کند و چشم بپوشد; زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد» (فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ).
آیا منظور آن است که از گناهان پیشین این اقلیت صالح صرف نظر کند؟ و یا از اکثریت ناصالح؟
ظاهر آیه، احتمال دوم را تقویت مى کند; زیرا اقلیت صالح خیانتى نکرده اند که مشمول عفو شوند، ولى به طور مسلّم این گذشت و عفو در مورد آزارهائى است که به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى رسانیدند، نه در مسائل هدفى و اصولى اسلام که در آنها گذشت معنى ندارد.
پایان آیه این نوید را مى دهد که عفو از آزار افراد و گذشت از آنها انسان را در ردیف محسنین و نیکوکاران قرار مى دهد و این سبب محبوبیت در پیشگاه خدا خواهد شد و روشن است: حبیب براى محبوب خود همواره نعمت و موهبت را مى خواهد.
* * *
نکته ها:
1 ـ تحریفات یهود
از مجموع آیاتى که در قرآن مجید درباره تحریف یهود آمده است، استفاده مى شود که آنها به انواعى از تحریف در کتاب آسمانى خود دست مى زدند.
گاهى تحریف آنها تحریف معنوى بود، یعنى عباراتى که در کتاب آسمانى آنها نازل شده بود، بر خلاف معنى واقعى آن تفسیر مى کردند، الفاظ را به صورت اصلى حفظ مى نمودند، ولى معانى آن را دگرگون مى ساختند.
گاهى دست به تحریف لفظى مى زدند، ـ مثلاً ـ از روى استهزاء به جاى این که بگویند: سَمِعنا وَ أَطَعْنا: «شنیدیم و اطاعت کردیم».
مى گفتند: سَمِعْنا وَ عَصَینا!: «شنیدیم و مخالفت کردیم!».
گاهى دست به مخفى ساختن قسمتى از آیات الهى مى زدند، آنچه را موافق میلشان بود آشکار، و آنچه بر خلاف میلشان بود، کتمان مى کردند.
حتى گاهى با وجود مسلّم بودن حکم کتاب آسمانى، براى اغفال مردم قسمتى از مقررات و احکام آن را تغییر مى دادند و حکم دیگرى به جاى آن وضع مى کردند، چنان که در ذیل آیه 41 سوره «مائده» در داستان «ابن صوریا» خواهد آمد.
* * *
2 ـ آیا خدا کسى را سنگدل مى کند؟
در آیه مورد بحث مى خوانیم که: خداوند، سنگدلى جمعى از یهود را به خود نسبت مى دهد و مى دانیم این سنگدلى و عدم انعطاف در مقابل حق، سرچشمه انحرافات و گناهانى مى شود.
در اینجا این سؤال پیش مى آید: با این که فاعل این کار خدا است، چگونه این اشخاص در برابر اعمال خود مسئولند؟ و آیا این یک نوع جبر نیست؟
با دقت در آیات مختلف قرآن و حتى در آیه مورد بحث، روشن مى شود: در موارد بسیارى افراد، بر اثر اعمال خلافشان از لطف خداوند و هدایت او محروم مى شوند.
یعنى در حقیقت عملشان سرچشمه یک سلسله انحرافات فکرى و اخلاقى مى گردد، که گاه نمى توانند خود را به هیچ وجه از عواقب آن بر کنار دارند.
اما از آنجا که هر سببى اثرش به فرمان خدا است این گونه آثار در قرآن به خداوند نسبت داده شده است، مثلاً در آیه مورد بحث مى فرماید: چون پیمان شکنى کردند، دل هاى آنها را سخت و غیر قابل انعطاف ساختیم.
و در آیه 27 سوره «ابراهیم» مى فرماید: وَ یُضِلُّ اللّهُ الظّالِمِیْنَ: «خداوند ستمگران را گمراه مى کند» و در آیه 77 سوره «توبه» درباره بعضى از پیمان شکنان مى فرماید:
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِى قُلُوبِهِمْ اِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمآ أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ:
«به خاطر پیمان شکنى و دروغشان، خداوند تا روز رستاخیز، نفاق را در دل هاى آنها قرار داد» ـ و نظیر این تعبیرات در قرآن فراوان است.
روشن است: این آثار سوء که از عمل خود انسان سرچشمه مى گیرد هیچ گونه منافاتى با روح اختیار و آزادى اراده، ندارد; زیرا مقدمات آن به وسیله خود آنان فراهم شده است و آگاهانه در این وادى گام نهاده اند و اینها محصولات قهرى اعمال خود آنها است.
این درست به آن مى ماند که کسى از روى عمد مشروبات الکلى بخورد و به هنگامى که مست شد، دست به جنایاتى بزند.
درست است که در حال مستى از خود اختیارى ندارد، ولى چون آگاهانه مقدمات آن را فراهم ساخته و مى دانسته که در حال مستى ممکن است چنین اعمالى از او سرزند مسئول اعمال خود خواهد بود.
آیا اگر در اینجا گفته شود: چون آنها شراب خوردند، ما عقلشان را گرفتیم و آنها را بر اثر اعمالشان به جنایات افکندیم، این تعبیر، اشکالى دارد؟ و یا مفهومش جبر است؟
خلاصه این که: تمام هدایت ها، ضلالت ها و مانند آن که در قرآن به خداوند نسبت داده شده است، حتماً به خاطر مقدمات و اعمالى است که قبلاً از بندگان سرزده است و به دنبال آن استحقاق هدایت و یا ضلالت پیدا کرده اند، و گرنه هیچ گاه عدالت و حکمت خدا اجازه نخواهد داد که بدون جهت یکى را به راه راست هدایت کنند، و دیگرى را در گمراهى سرگردان سازند.(3)
* * *
1 ـ «لَعْن» در لغت به معنى «طرد و دور ساختن» است و هنگامى که به خدا نسبت داده شود، به معنى محروم ساختن از رحمتش مى باشد. و «قاسِیَة» از ماده «قساوت» در اصل، به سنگ هاى سخت اطلاق مى شود و به همین تناسب به کسانى که در برابر حقایق هیچ گونه انعطافى از خود نشان نمى دهند، نیز گفته مى شود.
2 ـ «خائِنَة» گر چه اسم فاعل است، ولى در اینجا معنى مصدرى دارد و مساوى با خیانت است و در ادبیات عرب این موضوع سابقه دارد که «اسم فاعل» به معنى «مصدر» مى آید، مانند: «عافیة» و «خاطیة».
این احتمال را نیز داده اند که: «خائِنَة» صفت «طائفة» مى باشد که در تقدیر است.
3 ـ در جلد اول تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 26 سوره «بقره» نیز در این باره توضیحات دیگرى دادیم.
............................
تفسیر نمونه
| شرح خطبه 168 نهج البلاغه - استاد دکتر محمدعلی انصاری | زمان | ||
| 1 | |
درخواست گروهی از صحابه از امام(ع) در آغاز خلافت ایشان |
04:31 |
| 2 | |
شرایط خاص سیاسی اجتماعی مدینه در سال 35 هجری |
06:21 |
| 3 | |
سیاست حکمت آمیز امام (ع) در برخورد با شورش (1) |
07:31 |
| 4 | |
سیاست حکمت آمیز امام (ع) در برخورد با شورش (2) |
05:08 |
| 5 | |
غیرقابل قبول بودن شورش علیه عثمان از نظر امام (ع) |
06:21 |
| 6 | |
مخالفت امام (ع) با تفرقه و تشتت مردم |
04:47 |
| 7 | |
راهکارهای امام (ع) در برخورد با شرایط پیش رو |
06:40 |
| 8 | |
درخواست های امام (ع) از مردم در شرایط حاضر |
04:37 |
| 9 | |
لزوم زمان شناسی در خطبه های دیگر امام (ع) |
04:11 |
| 10 | |
آخرین جمله امام (ع) در این خطبه شریف و تحلیل سخنان ایشان |
07:10 |

























