• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

دنیاپرستان تبهکار

شرح آیات 25 و 26 سوره مبارکه رعد

25 وَالَّذِینَ یَنقُضُونَ

بیشتر...

بهترین عمل در ماه مبارک رمضان ، استاد دکتر

دریافت فایل

حجم: 1 MB

زمان: 5 دقیقه

بیشتر...

ياد معاد و تاثير آن در پويايي زندگي،آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 3.6 MB

زمان: 31 دقیقه

بیشتر...

بررسی گفتاری در باب تأویل و تفسیر

بررسی گفتاری در باب تأویل و تفسیر
 

در شماره 39 نشریه

بیشتر...

آیت الله العظمی محمد بهجت (ره)

آیت الله العظمی محمد بهجت (ره)

آیت الله العظمی محمد بهجت

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
33911
15601
152316856
اوقات شرعی

خطبه صد و یک، بخش سوم

 

لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى ضِلِّیل قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ، وَ فَحَصَ بِرَایَاتِهِ فِی ضَوَاحِی کُوفَانَ، فَإِذَا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ، وَ اشْتَدَّتْ شَکِیمَتُهُ، وَ ثَقُلَتْ فِی الأَرْضِ وَطْأَتُهُ، عَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْیَابِهَا، وَ مَاجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْوَاجِهَا، وَ بَدَا مِنَ الأَیَّامِ کُلُوحُهَا، وَ مِنَ اللَّیَالِی کُدُوحُهَا. فَإِذَا أَیْنَعَ زَرْعُهُ، وَ قَامَ عَلَى یَنْعِهِ، وَ هَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ، وَ بَرَقَتْ بَوَارِقُهُ، عُقِدَتْ رَایَاتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ، وَ أَقْبَلْنَ کاللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ. هذا، وَ کَمْ یَخْرِقُ الْکُوفَةَ مِنْ قَاصِف وَ یَمُرُّ عَلَیْهَا مِنْ عَاصِف وَ عَنْ قَلِیل تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ، وَ یُحْصَدُ الْقَائِمُ، وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ.

گويا مى بينم شخصى بسيار گمراه و گمراه کننده، بر مردم شام مسلّط شده، و همچون حيوانات بر آنها بانگ مى زند و (آن قدر پيشروى مى کند که) پرچم هاى خويش را در اطراف کوفه نصب مى نمايد. هنگامى که او دهن باز مى کند و طغيانش به اوج مى رسد و جاى پايش در زمين محکم مى گردد و فتنه، فرزندان خود را با دندان هايش مى گزد، و امواج جنگ، به حرکت در مى آيد; چهره عبوس روزها ظاهر مى شود و درد و رنج و مشقّت شب ها نمايان مى گردد و هنگامى که کِشت (آن ظالم گمراه) به مرحله درو مى رسد، براى چيدنش به پا مى خيزد، به هيجان در مى آيد و برق شمشيرش مى درخشد; در آن هنگام، پرچم هاى فتنه هاى پيچيده (بر ضدّ او) به اهتراز در مى آيد و (دشمنانش) همچون شب تار، و درياى متلاطم روى مى آورند. چه طوفان هاى سختى شهر کوفه را مى شکافد! و چه تندبادهايى که بر آن مى گذرد و به زودى گروههاى مختلف به جان هم مى افتند; آنان که سرپا هستند درو مى شوند و آنها که از پا افتاده اند، لگدمال مى گردند.

 

شرح و تفسیر

فتنه حاکمان شام و سرانجام دردناکشان

امام(علیه السلام) در این بخش - که در واقع بخش اصلى خطبه است - از روى حوادث وحشتناکى که در آینده در انتظار مردم عراق خواهد بود، پرده بر مى دارد و با دقّت هر چه تمام تر، جزئیّات بعضى از این حوادث دردناک را تشریح مى کند تا شاید مردم آماده شوند و با هوشیارى بتوانند ضایعات آن را به حداقل برسانند. مى فرماید:

«گویا مى بینم شخصى بسیار گمراه و گمراه کننده بر مردم شام مسلط شده، و همچون حیوانات بر آنها بانگ مى زند و (آن قدر پیشروى مى کند که) پرچم هاى خویش را در اطراف کوفه نصب مى نماید!» (لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى ضِلِّیل(1)وَ فَحَصَ(3)(4)). بِرَایَاتِهِ فِی ضَوَاحِی کُوفَانَ قَدْ نَعَقَ(2) بِالشَّامِ،

سپس در توضیح بیشترى پیرامون این فاجعه بزرگ مى افزاید: «هنگامى که او دهن باز مى کند، و طغیانش به اوج مى رسد، و جاى پایش در زمین محکم مى گردد فتنه، فرزندان خود را با دندان هاى خویش مى گزد، و امواج جنگ به حرکت در مى آید، چهره عبوس روزگار ظاهر مى شود، و درد و رنج و مشقّتِ شبها، نمایان مى گردد!» (فَإِذَا فَغَرَتْ(5)الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْیَابِهَا، وَ مَاجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْوَاجِهَا، وَ بَدَا مِنَ الأَیَّامِ کُلُوحُهَا(7)کُدُوحُهَا(8)).، وَ مِنَ اللَّیَالِی فَاغِرَتُهُ، وَ اشْتَدَّتْ شَکِیمَتُهُ(6)، وَ ثَقُلَتْ فِی الأَرْضِ وَطْأَتُهُ، عَضَّتِ

در این که منظور از این فرد «ضِلّیل» (گمراه و گمراه کننده) کیست؟ شارحان نهج البلاغه به طور عمده دو قول دارند: بعضى معتقدند که منظور «معاویه» است که بعد از شهادت امیرمؤمنان(علیه السلام) و به اصطلاح صلح با امام حسن(علیه السلام) مردم عراق را در تحت شدیدترین فشارها قرار داد و آنچه را در جمله هاى بالا آمد، در عمل پیاده کرد; ولى جمعى دیگر معتقدند منظور «عبدالملک بن مروان» است که جنایتکار معروف تاریخ اسلام، یعنى «حجّاج» از طرف او بر کوفه و عراق مسلّط شد و ظلم و ستمى نبود که انجام ندهد! ولى هر چه هست اشاره به حاکمان بیدادگر بنى امیّه مى باشد.

جمله «عَصَّنتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْیَابِهَا; فتنه فرزندان خود را با دندان مى گزد» اشاره به این است که این آشوبها و فتنه ها حتّى دامن فتنه گردان را نیز رها نمى کند! آنها نیز با اختلافات داخلى به جان هم مى افتند و یا دشمنانشان - آن گونه که در تاریخ اسلام آمده - به پا مى خیزند و طعم تلخ ظلم و بیدادگرى را به آنان نیز مى چشانند و در هر حال، فضاى جهان اسلام تاریک مى شود و پیر و جوان و خُرد و کلان در امواج فتنه غرق مى شوند.

سپس در ادامه این سخن مى افزاید: «هنگامى که کِشت او (آن ظالم گمراه) به مرحله درو مى رسد، براى چیدنش به پا مى خیزد و به هیجان در مى آید، و برق شمشیرش مى درخشد، در آن هنگام، پرچم هاى فتنه هاى سخت (بر ضدّ او) به اهتراز در مى آید، و (دشمنانش) همچون شب تار و دریاى متلاطم، روى مى آورند!» (فَإِذَا أَیْنَعَ زَرْعُهُ وَ قَامَ عَلَى یَنْعِهِ(9)الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ، وَ أَقْبَلْنَ کاللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ).، وَ هَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ(10)، وَ بَرَقَتْ بَوَارِقُهُ، عُقِدَتْ رَایَاتُ

اشاره به این که دوران حکومت آنها دیرى نمى پاید و این گمراهان ستمگر، از کار خود بهره چندانى نمى گیرند و به زودى پرچم هاى مخالفان برافراشته مى شود و از هر سو آنها را احاطه مى کند. ممکن است این جمله ها اشاره به قیام بنى عبّاس بر ضد بنى امیّه باشد.

و در پایان چنین مى فرماید: «اضافه بر اینها، چه طوفانهاى سخت و پر صدایى شهر کوفه را مى شکافد، و چه تندبادهایى که بر آن مى گذرد، و به زودى دسته هاى مختلف به جان هم مى افتند; آنان که سرپا هستند درو مى شوند، و آنها که از پا افتاده اند لگدمال مى گردند!» (هذا، وَ کَمْ یَخْرِقُ الْکُوفَةَ مِنْ قَاصِف، وَ یَمُرُّ عَلَیْهَا مِنْ عَاصِف، وَ عَنْ قَلِیل تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ، وَ یُحْصَدُ الْقَائِمُ، وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ).

جالب اینکه آنچه را امام(علیه السلام) در این جمله هاى کوتاه و پر معنا بیان فرموده، در فاصله کمى به وقوع پیوست; سرزمین «عراق» و به خصوص «کوفه» با فتنه هاى بنى امیّه و سپس بنى عبّاس درهم کوبیده شد; و این شهر بزرگ، پیوسته مرکز طوفان سخت حوادث و تند بادهاى فتنه ها بود و هر کس، کمى با تاریخِ «کوفه» آشنا باشد، عمق کلمات امام را در جمله هاى بالا به خوبى درک مى کند.

تعبیر «تَلْتَفُّ الْقرُونُ بِالْقُرُونِ» (با توجه به اینکه «تلتفّ» به معناى به هم پیچیدن و «قرون» جمع «قَرْن» به معناى گروهى از مردم است) اشاره به جنگهاى سختى است که اقوام مختلف در سرزمین عراق و کوفه با یکدیگر داشتند; مخصوصاً درگیریهاى بنى امیّه و بنى عبّاس!

جمله «یُحْصَدُ الْقَائِمُ، وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ!» کنایه لطیفى است از آسیب هایى که در طول این حوادث به همه مردم مى رسد: آنها که سر پا هستند، به زمین مى خورند و آنها که به زمین افتاده اند، پایمال مى شوند!

«ابن ابى الحدید» در شرح خود جمله «یُحْصَدُ الْقَائِمُ» را کنایه از قتل امراى بنى امیّه در میدان جنگ گرفته و جمله «وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ» را کنایه از کشتن اسیران، با شکنجه هاى سخت مى داند که نمونه هاى آن در تاریخ مذکور است.

ولى آنچه را «ابن ابى الحدید» ذکر کرده، در واقع بعضى از مصادیق مفهوم گسترده جمله بالاست.

 

نکته ها

1- ملاحم چیست؟

«مَلاحم» جمع «مَلحمه» در اصل به معناى واقعه مهمى است که توأم با فتنه باشد. در بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه به مواردى برخورد مى کنیم که امیرمؤمنان على(علیه السلام) از فتنه هاى مهمّى که مردم در پیش داشتند، خبر مى دهد و در بسیارى از موارد، جزئیّات آن را نیز تشریح مى فرماید و با صراحت مى فرماید: «من اینها را از پیشوایم پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آموختم».

به نظر مى رسد که هدف امام(علیه السلام) از این پیشگویى ها، دو چیز بوده است: نخست اینکه، به خاطر محبّتى که امام(علیه السلام) به مردم داشته، آنان را آماده کند، تا ضایعات این فتنه ها به حداقل برسد; درست مثل اینکه شخص آگاهى مردم را از آمدن سیل، یا زلزله با خبر کند; گرچه مردم نمى توانند جلو آن را بگیرند، ولى با داشتن آگاهى قبلى، مى توانند خطرات آن را کم کنند.

دیگر اینکه، به آنها بفهماند کوتاهى در جهاد، تنبلى و سستى و اختلاف هاى گوناگون و در یک جمله: «ارتکاب گناهان عظیم» چنین حوادثى را در پیش دارد; شاید بیدار شوند و توبه کنند و به راه خدا بازگردند.

در این زمینه، در خطبه هاى مناسب دیگر از جمله خطبه 128 و 138 که شباهت زیادى با خطبه بالا دارد، بحث خواهیم کرد.

 

2- کوفه کانون طوفان ها و بحران ها

هرکس آشنایى مختصرى با تاریخ «کوفه» داشته باشد مى داند یکى از پرحادثه ترین بلاد اسلام در طول تاریخ، شهر «کوفه» و اطراف آن بوده است و به تعبیر دیگر: صحنه اى بوده براى نشان دادن عمق جنایات جمعى از جنایتکاران بنى امیّه و بنى عبّاس و اَعمال خشونت بار بى نظیر این درندگان انسان نما; که انسان از خواندن آن در صفحات تاریخ، وحشت مى کند! پس واى به حال آنها که این صحنه ها را با چشم مى دیدند!!

ما قسمت هاى زیادى از تاریخِ کوفه و حوادث مرگبار آن را در ذیل خطبه 25 و 47 در جلد دوّم و خطبه 87 در جلد سوّم آورده ایم و نیازى به تکرار نیست.

 

1. «ضلّيل» از مادّه «ضَلال» به معناى گمراهى گرفته شده، و به معناى کسى است که بسيار گمراه است و طبعاً، هم گمراه است و هم گمراه کننده. 
2. «نَعق» از مادّه «نعق» (بر وزن نعل)در اصل به معناى صداى کلاغ است; سپس به صداهايى که براى حرکت حيوانات و امر و نهى آنها گفته مى شود، اطلاق شده و
تعبير بالا اشاره به آن است که بنى اميّه گروهى از مردم شام را تحميق کرده بودند و همچون حيوانات به هر جا مى خواستند، مى بردند. 3. «فحص» از مادّه «فَحْص» به معناى بحث و جستجو است. 4. «کوفان» به معناى کوفه است و در اصل به معناى تپه شن هاى دايره مانند و سرخ رنگ است. 5. «فَغرت» از مادّه «فغر» (بر وزن فقر) به معناى گشودن دهان است. 6. «شَکيمه» در اصل به معناى دهان بند حيوان است (قطعه فلزى که متصل به افسار است و در دهن حيوان قرار مى گيرد;) سپس به هر گونه فشار اطلاق شده است و در جمله بالا به همين معناست. 7. «کُلوح» به معناى عبوس بودن است. 8. «کُدوح» به معناى شدّت تلاش و کوشش است، آنچنان که در وجود انسان اثر کند و در اصل به معناى خراش نهادن بر چيزى است. 9. «يَنع» به معناى رسيدن ميوه است; سپس به هرگونه پختگى و آمادگى براى گرفتن نتيجه اطلاق شده است. 10. «شَقاشق» جمع «شَقْشقه» به معناى پوسته اى است.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری