- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
خطبه دویست و بیست و دو، بخش دوم
وَ إِنّ لِلذِّکْرِ لاََهْلاً أَخَذُوهُ مِنْ
قدر قرآن
در آیین اسلام، شب قدر با ارزش ترین و برترین شب در طول سال
توطئه شوم دیگر!
شرح آیات 75 و 76 سوره مبارکه الاسراء
76وَ إِنْ کادُوا
خداوند، وفاکننده ى به گفتار، فرازهایی از صحیفه
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲ - فراز ۲۶
يَا نَافِذَ
سوره مبارکه انشراح
1أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ
2وَ وَضَعْنا عَنْکَ
آمار بازدید
احسن الحدیث
كلمه «اولوا» به معناى صاحبان و دارندگان[43] و «عزم» به معناى آهنگ و اراده كارى كردن[44]، تصميم گرفتن قطعى و به دور از شك و ترديد بر انجام كارى[45]، قاطعيت و جديت داشتن[46] و صبر و استوارى داشتن در قصد انجام كار[47] آمده است، بنابراين، اولوا العزم كسانى هستند كه در تصميم خويش قاطع و در اراده خود استوارند.
واژه تركيبى اولواالعزم تنها يك بار در قرآن كريم و در آيه 35 احقاف/46 به كار رفته است. در اين آيه خطاب به رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) آمده است: پس شكيبايى كن، همچنانكه [پيامبران] اولوا العزم شكيبايى كردهاند ...: «فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ...» . در ذيل آيات ديگرى سخن از اولوا العزم به ميان آمده؛ مانند آياتى كه در آنها اين مباحث مطرح شده است: صاحب شريعت بودن برخى پيامبران (13 شورى/42)، گرفتن پيمان شديد خداوند از بعضى پيامبران (7 احزاب/33)، وجود برخى حقايق قرآنى در صحف ابراهيم و موسى(عليهما السلام) (19 اعلى/87)، نازل كردن خدا، تورات، انجيل و كتاب (قرآن) را بر موسى* و عيسى* و رسول خاتم(صلى الله عليه وآله)و دادن شريعت به ايشان (44 ـ 48 مائده/5) و آيات 83 ـ 86 و 90 انعام/6 كه در آنها نام 18 پيامبر را يادآور شده و آنان را هدايت يافتگان الهى دانسته است.
مراد از اولوا العزم برترين پيامبران الهى يعنى نوح*، ابراهيم، موسى، عيسى و رسول خاتم(عليهم السلام)اند؛ آنان كه سرور ديگر پيامبران و داراى نقش محورى هستند[48] و از احاطه تام به همه مظاهر برخوردارند، زيرا از ديدگاه عرفانى پيامبران به اذن خدا مربى موجودات و مظاهرند و همه آنها در دعوت و هدايت و تصرف در خلق و ساير لوازم نبوت مشترك بوده، امتياز مرتبه ايشان از يكديگر به واسطه احاطه و عدم احاطه بر همه مظاهر است و آنان كه از احاطه به همه مظاهر برخوردارند اولواالعزم ناميده مىشوند.[49] عزم پيامبران مذكور استوارى آنها در عمل به پيمان شديدى است كه خداوند در عهد* نخست از آنان گرفته و از آن با نام «ميثاق غليظ» ياد كرده است: «و اِذ اَخَذنا مِنَ النَّبيّينَ مِيثـقَهُم ومِنكَ ومِن نُوح واِبرهيمَ وموسى و عيسَى ابنِ مَريَمَ واَخَذنا مِنهُم ميثـقـًا غَليظـا» . (احزاب/33،7) اين پيامبران داراى دو ويژگىاند: يكى آوردن شريعت جديد: «شَرَعَ لَكُم مِنَ الدّينِ ما وصّى بِهِ نوحـًا والَّذى اَوحَينا اِلَيكَ و ما وصَّينا بِهِ اِبرهيمَ وموسى و عيسى اَن اَقيموا الدّينَ ولا تَتَفَرَّقوا ... » (شورى/42،13) و ديگرى آوردن كتاب آسمانى مشتمل بر احكام و قوانين الهى كه برخى آيات به اين مطلب اشاره دارد؛ مانند آيه 19 اعلى/87 كه از كتاب حضرت ابراهيم* و موسى(عليهما السلام)با نام «صُحُف» ياد مىكند: «صُحُفِ اِبرهيمَ و موسى» و آيات 44 ـ 48 مائده/5 كه به ذكر كتابهاى آسمانى تورات موسى و انجيل عيسى و كتاب (قرآن) رسول گرامى اسلام پرداخته است: «اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ ... * و قَفَّينا عَلى ءاثـرِهِم بِعيسَى ابنِ مَريَمَ مُصَدِّقـًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ التَّورةِ و ءاتَينـهُ الاِنجيلَ ... * و اَنزَلنا اِلَيكَ الكِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ الكِتـبِ و مُهَيمِنـًا عَلَيه...» . در آيات ياد شده اگرچه به كتاب حضرتنوح(عليه السلام)اشارهاى نشده، ليكن چون طبق آيه 213 بقره/2: «و اَنزَلَ مَعَهُمُ الكِتـبَ ...» شريعت با كتاب همراه است و بر اساس آيه 13 شورى/42 حضرت نوح نيز صاحب شريعت* بوده است از انضمام اين دو آيه به دست مىآيد كه براى وى نيز كتاب آسمانى بوده است[50]، چنان كه در روايتى نيز به اين مطلب تصريح شده است.[51]
گرچه اولواالعزم بودن 5 پيامبر بزرگ ياد شده با شواهد قرآنى و روايات فراوان در حد استفاضه تأييد مىشود[52]؛ ولى با اين حال آراى فراوان ديگرى در تبيين اولواالعزم و تعيين مصاديق آن وجود دارد. تا جايى كه در اين زمينه برخى به 5[53] وبرخى ديگر به 6[54] و بعضى به 13[55] قول اشارهكردهاند.
اختلاف در كلمه «مِنْ» در تركيب «مِنَ الرُسُلِ» (احقاف/46،35) موجب شده تا برخى با بيانيه گرفتن آن، همه پيامبران الهى را اولواالعزم بدانند، در حالى كه بيشتر مفسران «مِنْ» را ظاهر در تبعيض[56]و بيانيه بودن آن را خلاف تحقيق مىدانند.[57] آنان تنها برخى از پيامبران را اولواالعزم دانسته، براى اثبات نظر خويش به آياتى استشهاد كردهاند؛ از جمله آيه 115 طه/20 كه خداوند درباره حضرت آدم فرمود: ما در او عزمى نيافتيم: «ولَقَد عَهِدنا اِلى ءادَمَ مِن قَبلُ فَنَسِىَ ولَم نَجِد لَهُعَزمـا» و نيز آيه 48 قلم/68 كه در آن رسول خويش را به صبر و شكيبايى فرمان داده و او را از شتاب در درخواست كيفر قوم خود نهى كرده است: «و لا تَكُن كَصاحِبِ الحوت» . اينان ملاكهايى براى اولواالعزم بودن ارائه داده و مصاديقى براى پيامبران اولواالعزم ذكر كردهاند؛ برخى، ملاك آن را حزم، ثبات، جديّت، صبر و تحمل در برابر آزار و اذيت قوم و دشمنان معرفى كرده و آنها را شامل 9 يا 6 پيامبر (نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، يوسف و ايوب(عليهم السلام))[58] دانستهاند؛ اما چون عزم اعتقاد قلبى و حزم ظهور فعل است و عزم و صبر نيز گرچه با يكديگر متلازماند ولى به يك معنا نيستند، اين نظر مورد اشكال قرار گرفته[59]، افزون بر آن پيامبرانى كه داراى ملاك ياد شده هستند بيش از تعداد مذكورند.[60] بعضى جهاد با كافران را معيار اولواالعزم بودن شمارى از پيامبران دانسته و از نوح، هود، صالح، موسى، داوود و سليمان به عنوان مصاديق اولواالعزم ياد كردهاند.[61] اين نظر را نيز نمىتوان پذيرفت، زيرا همه اين پيامبران به نبرد با دشمن نپرداخته و داراى اين معيار نبودهاند، افزون بر آن نمىتوان گفت پيامبران ديگر با دشمن به جهاد برنخاستهاند.[62] از حسنبن فضل نقل مىشود كه او ملاك اولواالعزم بودن را هدايت يافتن از سوى خداوند دانسته: «اُولـئِكَ الَّذينَ هَدَى اللّه» (انعام/6،90) و 18 پيامبر ياد شده در آيات 83 ـ 86 انعام/6 را مصاديق اولواالعزم شمرده است.[63] قول وى با دو اشكال مواجه است: نخست اينكه هدايت يافتگان از سوى خداوند منحصر در اينها نيستند و آيه 87 همين سوره بعضى از پدران، فرزندان و برادران ايشان را نيز هدايت يافته معرفى كرده است و ديگر اينكه در ميان پيامبران هجدهگانه نام حضرت يونس(عليه السلام)نيز به چشم مىخورد، در حالى كه خداوند رسول خاتم را از پيروى او نهى كرده است. (قلم/68،48)[64] از جابربن عبدالله انصارى نقل شده كه او شمار انبياى اولواالعزم را 313 تن دانسته است.[65] شايان ذكر است كه در اين زمينه اقوال ديگرى نيز وجود دارد كه همچون آراى ياد شده اساساً فاقد دليل يا بدون دليل موجه و مقبول است. در مجموع شايد بتوان گفت كه همه اقوال در بيان اولواالعزم به مفهوم لغوى آن توجه كرده و از اين ديدگاه مصاديقى براى آن ذكر كردهاند.
منابع
اضواء البيان فى ايضاح القرآن بالقرآن؛ اقربالموارد فى فصح العربية و الشوارد؛ بحارالانوار؛ التحقيق فى كلمات القرآن الكريم؛ تفسير مبهمات القرآن؛ تفسير نور الثقلين؛ الجامعلاحكام القرآن، قرطبى؛ الدّرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ روحالمعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ شرح فصوص الحكم؛ القاموسالمحيط؛ الكشاف؛ لسانالعرب؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ معجم مقاييس اللغه؛ منشور جاويد (تفسير موضوعى)؛ الميزان فى تفسير القرآن؛ نفحات القرآن؛ النكت والعيون، ماوردى.
محمد هادى ذبيح زاده روشن
[43]. لسان العرب، ج1، ص187، «الل».
[44]. لسانالعرب، ج9، ص193؛ القاموس المحيط، ج2، ص1497، «عزم».
[45]. مقاييس اللغه، ج4، ص308؛ التحقيق، ج8، ص120؛ اقربالموارد، ج3، ص541، «عزم».
[46]. مقاييس اللغه، ج4، ص308؛ اقرب الموارد، ج3، ص541؛ قاموس المحيط، ج2، ص1497، «عزم».
[47]. التحقيق، ج8، ص121؛ اقرب الموارد، ج3، ص542، «عزم».
[48]. نورالثقلين، ج5، ص23.
[49]. شرح فصوصالحكم، ص146.
[50]. الميزان، ج2، ص128، 141ـ142.
[51]. بحارالانوار، ج11، ص34.
[52]. الميزان، ج18، ص221.
[53]. مجمعالبيان، ج9، ص143.
[54]. تفسير ماوردى، ج5، ص288.
[55]. تفسير قرطبى، ج8، ص145 - 146.
[56]. مجمع البيان، ج9، ص143؛ روح المعانى، مج14، ج26، ص53.
[57]. اضواء البيان، ج7، ص266.
[58]. الكشاف، ج4، ص313؛ تفسير قرطبى، ج8، ص145.
[59]. مبهمات القرآن، ج2، ص507؛ منشور جاويد، ج10، ص249.
[60]. نفحات القرآن، ج7، ص376.
[61]. تفسير قرطبى، ج8، ص145.
[62]. نفحات القرآن، ج7، ص376.
[63]. تفسير قرطبى، ج16، ص145.
[64]. منشور جاويد، ج10، ص255ـ256.
[65]. الدرالمنثور، ج7، ص455.
...............................
پدیدآور محمد هادی ذبیح زاده روشن
نشریه دائرة المعارف قرآن
شماره نشریه جلد 5
تاریخ انتشار1388/02/05
به گزارش ایکنا؛ بنیاد مسابقات قرآن سازمان اوقاف و امور خیریه که مسئولان مرکز امور قرآنی این سازمان، تلاش بسیاری دارند تا آن را بنیاد مسابقات قرآن جمهوری اسلامی ایران معرفی کنند، ۲۰ مهرماه دومین رئیس خود را در آغاز دومین سال فعالیت رسمیاش شناخت تا این بار، چهرهای شناخته شدهتر از رئیس قبل، سکان بنیاد تازه تأسیس سازمان اوقاف و امور خیریه که در زمان راهاندازی، حاشیههایی را نیز به همراه داشت، برعهده گیرد.
به بهانه انتصاب دومین رئیس بنیاد مسابقات قرآن با گذشت یک سال از فعالیت آن، نگاهی گذرا و کوتاه به فعالیت یکساله و حاشیههایی که از ابتدا تا کنون داشته است، انداختهایم و تلاش شده است تا اشارهای هم به آینده این بنیاد داشته باشیم.
بنیاد مسابقات، درست یک سال قبل و در ایام برگزاری مسابقات سراسری قرآن در شهر اراک، کار خود را به صورت رسمی و با معرفی حجتالاسلام والمسلمین علی مقنی، به عنوان رئیس بنیاد آغاز کرد، تا با وجود تأکیدات مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه مبنی بر شکل نگرفتن ساختاری جدید، شاهد تأسیس ساختاری جدید در سازمان اوقاف و امور خیریه باشیم.
گام دوم راهاندازی این بنیاد، معرفی اعضای هیئت امنای آن بود که براساس آن موقوفه مذکور باید توسط هفت نفر شامل حجتالاسلام والمسلمین سیدمصطفی حسینی، رئیس هیئت امنا و حجتالاسلام علی مقنینصرآبادی، محمد بنیادی، حسین اسدی، محمدتقی میرزاجانی، سلمان روحی و محمد انجمشعاع به عنوان عضو هیئت امنا مدیریت شود.
در ادامه و به فاصله چند روز از این انتصابات، محمد انجمشعاع که آن زمان معاون هماهنگی و نظارت دبیرخانه شورای توسعه فرهنگ قرآنی نیز بود، از عضویت در هیئت امنا استعفا داد، او مهمترین دلیل استعفایش را عضویت در کمیته نظارت و ارزیابی ستاد عالی مسابقات قرآن و مغایرت این دو عضویت، دانست.
با پذیرش این استعفا اما هیچ جایگزینی برای او معرفی نشد یا اگر هم شد، اطلاعرسانی خاصی در مورد آن صورت نگرفت تا مخاطبان یک سال بعد، از شنیدن نام «مصطفی زمانیان» به عنوان عضو هیئت امنای بنیاد مسابقات قرآن در ایام برگزاری مسابقات سراسری قرآن در اصفهان چندان غافلگیر نشوند.

نام مصطفی زمانیان از زمانی بیشتر در عرصه فعالیتهای قرآنی شنیده شد که سازمان اوقاف و امور خیریه دست به نگارش سند راهبردی تحول فعالیتهای قرآنی خود زد، او مسئول تدوین سند ملی مسابقات قرآن جمهوی اسلامی ذیل این سند شد تا از آن پس هر جا نامی از سند مسابقات بیاید، مصطفی زمانیان نیز مطرح شود. مصطفی زمانیان فعالیتهای زیادی در عرصه پژوهش داشته و موسس پژوهشکده سیاستگذاری و تحلیل راهبردی آیندگان است، این موسسه بیشتر در زمینههایی همچون اجتماعی و فرهنگی، انرژی، آموزش، حکمرانی، دفاع و امنیت، سلامت و بهداشت و علم و فناوری فعالیت دارد.
زمانیان در همان ایام طی گفتوگویی با خبرنگار ایکنا در مورد بنیاد مسابقات قرآن با اشاره به اینکه بنیاد جدیدالتأسیس، باعث خواهد شد تا خروجیهای مسابقات قرآن ملموستر از همیشه شود، گفته بود: «تا پیش از این در مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف، مسابقات قرآن فقط یکی از پروژههای آن مرکز بود و همین باعث میشد تا قابلیتهای مسابقات مورد بررسی بیشتر قرار نگیرد».
به نظر میرسد بیشترین تأثیری که این بنیاد بر مسابقات به خصوص در بخش مسابقات داخلی داشته است، همان گزاره اقتصادیتر کردن باشد، مسئولان قرآنی اوقاف نیز بر این موضوع بیش از هر موضوع دیگری تأکید داشتهاند که شکلگیری بنیاد مسابقات، باعث شده تا مسابقات با هزینه کمتری برگزار شود، با اینکه تا کنون هیچ شفافسازیای در مورد هزینهکرد مسابقات سراسری و بینالمللی قرآن صورت نگرفته، اما مسئولان قرآنی اوقاف همچنان بر این موضوع تأکید دارند
در ادامه و با شکلگیری بنیاد مسابقات و انتشار اخبار آن در رسانهها به مرور شاهد موضعگیریهای متفاوتی از سوی کارشناسان امر بودیم، مواضعی که بیشتر به زمان نامناسب شکلگیری و نیز ساختار نامناسب آن تاخته بودند. در مقابل اما بسیاری امکان ایستادگی بنیاد مسابقات در مقابل تغییرات مدیریتی و دولتها را از مهمترین ویژگیهای آن میدانستند.
اما نکته مهمتری که در مورد بنیاد مسابقات قرآن وجود داشته و دارد، بحث سازمانی یا فراسازمانی بودن مأموریتها و افق پیش روی این بنیاد است. در وهله اول اطلاق عنوان «بنیاد مسابقات قرآن جمهوری اسلامی ایران» از سوی مسئولان قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه به بنیاد، این گمان را نزد همه ایجاد کرد که مأموریتی فراسازمانی دارد در حالی که به هیچ وجه چنین نیست.
براساس مصوبه ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآن، بنیاد مسابقات تا دو سال باید در محدوده سازمان اوقاف و امور خیریه و مسابقات قرآن این سازمان فعالیت داشته باشد و پس از آن در صورت تأیید ستاد عالی، فعالیتهای فراسازمانی آن نیز شروع شود. هرچند به نظر میرسد فعالیتهای این بنیاد در یک سال گذشته فراسازمانی نبوده و بیشتر بر روی مسابقات قرآن سازمان اوقاف و امور خیریه تمرکز داشته است، اما اطلاق عنوان بنیاد مسابقات قرآن جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا باعث شد تا این شائبه ایجاد شود که مأموریت این بنیاد از ابتدا فراسازمانی بوده است.

فارغ از تمام این بحثها بنیاد مسابقات قرآن، طی یک سال فعالیت خود، سی و ششمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن و چهل و دومین دوره مسابقات سراسری قرآن از مرحله شهرستانی تا کشوری را برگزار کرده است تا تجربه دو رویداد در دو سطح متفاوت را در کارنامه یک ساله خود داشته باشد، با اینکه طراحان بنیاد بر ملموس شدن خروجیهای مسابقات قرآن بعد از شکلگیری بنیاد تأکید کرده بودند، اما مسابقات کشوری و بینالمللی بر همان روال همیشگی برگزار شد بدون اینکه خروجیهای ملموسی را شاهد باشیم.
به نظر میرسد بیشترین تأثیری که این بنیاد بر مسابقات به خصوص در بخش مسابقات داخلی داشته است، همان گزاره اقتصادیتر کردن مسابقات باشد، مسئولان قرآنی اوقاف نیز بر این موضوع بیش از هر موضوع دیگری تأکید داشتهاند که شکلگیری بنیاد مسابقات، باعث شده تا مسابقات با هزینه کمتری برگزار شود، با اینکه تا کنون هیچ شفافسازیای در مورد هزینهکرد مسابقات سراسری و بینالمللی قرآن صورت نگرفته، اما مسئولان قرآنی اوقاف همچنان بر این موضوع تأکید دارند.
با نگاهی به گذشته نسبتاً کوتاه بنیاد مسابقات قرآن، به نظر میرسد، ریاست جدید، کریم دولتی سختیهای یکساله رئیس پیشین را نداشته باشد و همین باعث میشود تا با فراغ بال بیشتری ایدههای مطرح شده در اساسنامه بنیاد را پیادهسازی کند.
پیادهروی اربعین به معنای حرکت شمار زیادی از مسلمانان شیعه به سمت شهر کربلا، در جنوب بغداد، بهمنظور جمع شدن همهٔ آنها در چهلمین روز شهادت حسین بن علی(ع)، سومین امام شیعیان در واقعهٔ عاشورا است.
به گفته برخی پژوهشگران، راهپیمایی در روز اربعین از زمان امامان شیعه بین شیعیان رایج بوده است، ولی سندی برای آن ارائه نشده است. سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، راهپیمایی اربعین را سنت و رفتار مداومِ شیعیان از زمان ائمه(ع) دانسته که در زمان بنیامیه و بنیعباس نیز به این حرکت پایبند بودهاند.
حدیثی از امام صادق(ع) در رابطه با ثواب پیادهروی اربعین و در خطاب به یکی از صحابه، نقل میشود: اى حسین! کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على(ع) باشد، اگر پیاده رود خداوند منان به هر قدمى که برمىدارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه را از او محو مىفرماید؛ تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف، حق تعالى او را از رستگاران قرار مىدهد تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب مىکند تا زمانى که بازگردد، در این وقت فرشتهاى نزد او آمده و مىگوید: رسول خدا(ص) سلام رسانده و به تو مىفرماید: از ابتدا عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشتهات آمرزیده شد.
پیادهروی و زیارت حرم مطهر امام حسین(ع) در روز اربعین ریشه تاریخی دارد؛ چرا که جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی در سال ۱۲۸۱ قمری با پای پیاده از مدینه حرکت کردند و در صبح اولین اربعینی که از شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) میگذشت، به کربلا رسیدند و طبق آنچه که در منابع شیعه معتبر مشهود است، در روز اربعین حضرت زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) همراه با هشتاد و چهار نفر وارد کربلا شدند و پس از گفتوگو با جابر عبدالله انصاری، قبر مطهر امام(ع) را زیارت کردند و از آنجا زیارت اربعین آغاز شد.
پیادهروی اربعین پس از این در برههای از زمان به ورطه فراموشی سپرده میشود و در نهایت توسط «شیخ میرزا حسین نوری» دوباره احیا میشود. این عالم بزرگوار اولین بار در عید قربان به پیادهروی از نجف تا کربلا اقدام کرد که ۳ روز در راه بود و حدود ۳۰ نفر از دوستان و اطرافیانش وی را همراهی میکردند. «محدث نوری» از آن پس تصمیم گرفت، هر سال این کار را تکرار کند، که آخرین بار در سال ۱۳۱۹ هجری با پای پیاده به زیارت حرم اباعبدالله الحسین(ع) رفت.
حجتالاسلاموالمسلمین مهدی طاهری، مدیرکل تبلیغات اسلامی چهارمحالوبختیاری در گفتوگو با ایکنا از چهارمحال و بختیاری در خصوص آداب زیارت اربعین بیان کرد: اربعین به دو قسمت زیارت اربعین و اقامه اربعین تقسیم میشود. زیارت اربعین زمانی است که شخص به سمت حرم میرود امام را میبیند زیارت میکند و به منزل بازمیگردد اما اقامه اربعین در صورتی است که فردی زمینه حضور برای زائران حداکثری را فراهم میکند و در این مورد حتی ممکن است خود شخص نیز به این سفر نرود اما زمینه را برای حضور دیگران مهیا میکند.
اقامه اربعین؛ وظیفه همگانی
وی با بیان اینکه اقامه اربعین هم یک امر مردمی و هم وظیفه دولت است، ادامه داد: در این بخش همه ادارات، سازمانها و نهادها وظیفه دارند تا زمینههای مناسب برای حضور حداکثری مردم در پیادهروی اربعین را ایجاد کنند.
حجتالاسلام طاهری با اشاره به اینکه در زیارت اربعین امکان اقامه اربعین وجود ندارد اما در اقامه اربعین، زیارت نیز میسر میشود، تصریح کرد: در زیارت شخص فقط زیارت میکند اما در اقامه اربعین شخص علاوه بر اینکه خود زیارت میکند دیگران را هم از این ثواب بهرهمند و با خود همراه میکند و همین اقامه اربعین موضوع مهمی است که اکنون جامعه اسلامی به بلوغ تمدن اسلامی رسیده است از این رو بیشتر به آن توجه میکند.
پیادهروی اربعین؛ امتداد تفکر توحیدی
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان با بیان اینکه اساسیترین ذکر، ذکر اجتماعی تبادل فرهنگی بین دو ملت با مبنای یک ارزش دینی وحدتآفرین است که همان دعوت کل جهانیان به توحید معرفی میشود، افزود: آیا حرف و هدف پیادهروی اربعین تنها پیاده راه رفتن است، خیر، یکی از مهمترین اهداف این پیادهروی و وظایف مسلمانها به خاطر جهانی بودن دین اسلام دعوت دنیا به توحید است، البته این عمل در اجتماع حج نیز انجام میشود و اربعین به دلیل اینکه امام و پیادهروی اربعین امتداد اجتماع و تفکر توحیدی است، تداخلی با اجتماع حج ندارد زیرا امام تجلی اسمای خداست.
وی با اشاره به اینکه برای ایجاد تبادل فرهنگی بین دو ملت نیاز به انسجام فرهنگی است و مرز ایمانی و رفتاری دو ملت باید شبیه هم شوند، گفت: برای این اتحاد باید به رفتار مردم عراق در طول مسیر توجه کنیم تا بتوانیم پاسخی صحیح به این رفتار آنها بدهیم.
پذیرایی مردم عراق از زائران با خلوص نیت
حجتالاسلام طاهری با بیان اینکه مردم عراق دو ویژگی خلوص نیت و قناعت دارند، افزود: مردم عراق با خلوص نیت و اشک چشم از زائران پذیرایی میکنند، کجای دنیا برای خدمت کردن التماس میکنند، اهل ایمان از این رفتار چه درسی میتوانند بگیرند، این خدمتی است که دستمزدش را از شخص نمیگیرند و بهایش را از امام(ع) و خداوند طلب میکنند و این عمل را تنها برای خدا انجام میدهند.
این دکترای تمدن اسلامی به قناعت مردم عراق در طول سال و پسانداز برای خدمت خالصانه اشاره کرد و گفت: پرسش اینجاست که زائران در پاسخ به این دو عمل بزرگ مردم عراق باید چه رفتاری داشته باشند، حداقل کاری که میتوان انجام داد این است که حالت میزبانی مردم عراق را از آنها نگیریم، متواضع و شاکر خدماتشان باشیم و با مردم عراق در ایجاد نظافت شهر سهیم شویم که مجموع این کارها ذکر و یاد خدا است.
اعمال مسیر پیادهروی اربعین
وی ادامه داد: تا حد ممکن زیارت را به نیابت از شهدا و یا اولیای الهی انجام دهیم، به طور مثال کل سفر را به نیابت از نرجس خاتون(س) قدم برداریم و ثواب آن را به نیت تعجیل در امر ظهور به حضرت حجت(عج) اهداء کنیم که این نیت خالصانه عینِ ذکر گفتن است.
حجتالاسلام طاهری نذر صلوات برای ائمه(ع)، تعجیل در ظهور و جهانی شدن مکتب توحید را از دیگر اعمال این مسیر دانست و بیان کرد: قرائت قرآن و هدیه ثواب آن به شهدای کربلا و خواندن زیارت اربعین در روز اربعین همگی در اقامه اربعین مؤثر هستند و نوعی توجه به ارزشهای مبتنی بر مکتب توحید محسوب میشود.
وی به نحوه زیارت حرم امام حسین(ع) در ایام اربعین اشاره کرد و گفت: قطعاً در این ایام به دلیل ازدحام زیارت برای همگان میسر نمیشود و باید بهگونهای عمل کنیم که به خاطر زیارت مستحبی مرتکب فعل حرام نشویم، دلهایمان را کربلا بگذاریم و برگردیم.
حجتالاسلام طاهری در پایان با بیان اینکه پایان فراق، وصال است، اظهار کرد: زائر در سراسر مسیر پیادهروی تا حرم در فراق امامش راه میپیماید و این شورِ زیارت است؛ لذا اصل پیادهروی اربعین زیارت است و قدم به قدم آن زیارت محسوب میشود و ضرورتی برای ورود به حرم نیست.
بنا بر این گزارش، همچنین حجتالاسلاموالمسلمین محمد شریعتی، استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهرکرد، در گفتوگو با ایکنا در پاسخ به این سؤال که آیا اربعین ریشه در اسلام دارد یا خیر، بیان کرد: میلیونها زائری که عاشق و دلباخته امام حسین(ع) هستند از سراسر دنیا به کربلا میآیند تا ضمن تجدید پیمان با اهداف امام، شکوه و قدرت اسلام را به نمایش بگذارند که سال به سال نیز بر این عظمت افزوده میشود.
وی به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: طبق فرمایش ایشان این راهپیمایی به یک حرکت بینالمللی تبدیل شده است و در جهان مورد توجه قرار میگیرد.
وی ادامه داد: حکومت بنیامیه زمینه نابودی دین و خاموش کردن چراغ توحید و برگرداندن بتپرستی به شکل مدرن را در سطح جهان فعال کرده بود که نه در زمان انبیای پیشین و نه در زمان سایر ائمه(ع) بلکه تنها در زمان امام حسین(ع) دین متوجه چنین خطر بزرگی شد.
واژه «اربعین» در قرآن
حجتالاسلام شریعتی بیان کرد: اربعین در قرآن و روایات بسیار مورد توجه قرار گرفته است، بهگونهای که این واژه در چهار سوره از جمله سوره احقاف، اعراف و مائده آمده است.
وی به ترجمه آیه ۱۴۲ سوره مبارکه اعراف و داستان عظمت حضرت موسی و کوه طور اشاره و اظهار کرد: زمانی که حضرت موسی قوم بنی اسرائیل را از یوغ استبداد نجات و در سرزمینی سکنی داد، حضرت به فرمان خدا به کوه طور اعزام شد تا برای طلب نعمت و باران ۳۰ روز مناجات کند اما خداوند ۱۰ شب دیگر به این مدت افزود و ۳۰ را به ۴۰ تکمیل کرد که به استناد این داستان، عنایت خداوند به عدد اربعین را میتوان دریافت، ضمن اینکه تأثیر مدت نیایش و تکمیل عبادت موسی در تعالی روح و تکامل جان آن پیامبر باید به اربعین ختم شود.
استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهرکرد با بیان اینکه در آیات ۲۰ تا ۲۶ سوره مائده نیز به عدد اربعین توجه شده است، افزود: موسی برای جهاد با ستمگران سرزمین فلسطین از خداوند اجازه خواست و مردم را به یاری طلب کرد که مردم در جواب حضرت گفتند در آن سرزمین ستمگران زورگو هستند و آنها هرگز به فلسطین نخواهند رفت لذا موسی مجازاتی برای این قوم از خداوند خواست و خداوند تا ۴۰ سال ورود به شهر را برای این قوم حرام اعلام و افراد را ۴۰ سال در بیابانها سرگردان کرد.
حجتالاسلام شریعتی گفت: از این آیه چنین برداشت میشود که مدت پالایش جانها و زمان نابودی خصلتهای شیطانی بر محور اربعین میچرخد و رعایت ضوابط و فرمانهای الهی به مدت چهل سال جان را صفا و دل را جلا داده و جامعه را به تکامل میرساند..

























