مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

خطبه بیست و نهم،بخش دوم

 

لاَیَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ! وَ لاَیُدْرَکُ

بیشتر...

میهمانان ناشناس؟

شرح آیات 51 لغایت 60 سوره مبارکه حجر

51وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ

بیشتر...

هر روز به بهانه اى از حق مى گریزند

شرح آیات 47 لغایت 50 سوره مبارکه القصص

47وَ لَوْلا أَنْ

بیشتر...

قلب در عبادت، آیت الله مکارم شیرازی

دریافت فایل

زمان: 11 دقیقه

بیشتر...

شرح دعای 16 صحیفه سجادیه، جلسه اول، استاد مفسر

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
75471
44876
152533631
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 04 آبان 1398 10:35
پویش حافظان قرآن کریم دوم آبان‌ماه در استان گلستان برگزار می‌شود.
 

محترم قلی‌پور، مدیر مؤسسه قرآنی فرهنگی پویش حافظان گلستان، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، ضمن بیان این مطلب گفت: پویش حافظان این مؤسسه و همچنین حافظان قرآن مؤسسه کوثر شعبه‌ای دیگر از این مؤسسه، پنج‌شنبه، دوم آبان‌ماه، برگزار می‌شود.

وی با اشاره به اینکه مراسم فوق با حضور حدود ۱۵۰ نفر از بانوان حافظ در مقاطع مختلف سنی است، اظهار کرد: طی این پویش و هم‌اندیشی که خدیجه احمدی، مدرس و حافظ کل قرآن کریم استان، حضور دارد در جهت بهبود شیوه حفظ و تثبیت و مرور محفوظات و همچنین یادآوری جهت ثبت‌نام در آزمون سراسری حفظ و مفاهیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی امسال مطالبی ارائه می‌شود.

همچنین در خبر دیگری از شعبه مؤسسه کوثر گرگان آمده است، سوگواری حضرت رقیه(س) ویژه کودکان پنج و شش سال با حضور ۱۰۰ قرآن‌آموز نونهال و نوگل و از بخش جوانه‌های مؤسسه، با مداحی، بیان داستان «بچه‌ها! رقیه کوچولو دختر سه ساله امام حسین(ع)»، اجرای شعر و پذیرایی برگزار شد.

یادآور می‌شود، مؤسسه کوثر در گرگان، خیابان امام رضا، کوچه ششم قرار دارد و مؤسسه پویش حافظان نیز در استان گلستان، فلکه سرخواجه، آذر ۲۲ قرار دارد.

شنبه, 04 آبان 1398 10:31

 

وَ لَئِنْ عَمِیَتْ آثَارُهُمْ، وَ انْقَطَعَتْ أَخْبَارُهُمْ، لَقَدْ رَجَعَتْ فِیهِمْ أَبْصَارُ الْعِبَرِ، وَ سَمِعَتْ عَنْهُمْ آذَانُ الْعُقُولِ، وَ تَکَلَّمُوا مِنْ غَیْرِ جِهَاتِ النُّطْقِ، فَقَالُوا: کَلَحَتِ الْوُجُوهُ النَّواضِرُ، وَ خَوَتِ الاَْجْسَامُ النَّوَاعِمُ، وَ لَبِسْنَا أَهْدَامَ الْبِلَى، وَ تَکَاءَدَنَا ضِیقُ الْمَضْجَعِ، وَ تَوَارَثْنَا الْوَحْشَةَ، وَ تَهَکَّمَتْ عَلَیْنَا الرُّبُوعُ الصُّمُوتُ، فَانْمَحَتْ مَحَاسِنُ أَجْسَادِنَا، وَ تَنَکَّرَتْ مَعَارِفُ صُوَرِنَا، وَ طَالَتْ فِی مَسَاکِنِ الْوَحْشَةِ إِقَامَتُنَا; وَ لَمْ نَجِدْ مِنْ کَرْب فَرَجاً، وَ لاَ مِنْ ضِیق مُتَّسَعاً! فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِکَ، أَوْ کُشِفَ عَنْهُمْ مَحْجُوبُ الْغِطَاءِ لَکَ، وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ أَسْمَاعُهُمْ بِالْهَوَامِّ فَاسْتَکَّتْ، وَ اکْتَحَلَتْ أَبْصَارُهُمْ بِالتُّرَابِ فَخَسَفَتْ، وَ تَقَطَّعَتِ الاَْلْسِنَةُ فِی أَفْوَاهِهِمْ بَعْدَ ذَلاَقَتِهَا، وَ هَمَدَتِ الْقُلُوبُ فِی صُدُورِهِمْ بَعْدَ یَقَظَتِهَا، وَ عَاثَ فِی کُلِّ جَارِحَة مِنْهُمْ جَدِیدُ بِلىً سَمَّجَهَا وَ سَهَّلَ طُرُقَ الاْفَةِ إِلَیْهَا، مُسْتَسْلِمَات فَلاَ أَیْد تَدْفَعُ، وَ لاَ قُلُوبٌ تَجْزَعُ، لَرَأَیْتَ أَشْجَانَ قُلُوب، وَ أَقْذَاءَ عُیُون، لَهُمْ فِی کُلِّ فَظَاعَة صِفَةُ حَال لاَ تَنْتَقِلُ، وَ غَمْرَةٌ لاَ تَنْجَلِی.

هر چند آثارشان محو شده و اخبارشان منقطع گشته; ولى چشمان عبرت بين آنان را مى بيند و گوشهاى عقل گفتارشان را مى شنود. (آرى!) آنها سخن مى گويند; ولى نه از طريق زبان، آنها (با زبان حال) مى گويند: چهره هاى خرم و زيباى ما زشت و پژمرده شد و بدنهاى نرم و نازک (که در ناز و نعمت پرورش يافته بود) بر زمين افتاد و از هم متلاشى گشت، لباس کهنگى و فرسودگى بر تن پوشيديم و تنگى قبر، سخت ما را در فشار قرار داد. وحشت و ترس را از يکديگر به ارث برده ايم و خانه هاى خاموش قبر بر ما فرو ريخته است. زيباييهاى بدنهاى ما محو شده و نشانه هاى شناسايى چهره ما دگرگون گشته، اقامت ما در اين خانه هاى وحشت، طولانى شده نه از اين درد و رنج، فرجى يافته ايم و نه از تنگى قبر، گشايشى. اگر با عقل خود آنها را در نظر خويش، مجسم سازى يا پرده ها کنار رود و با چشم خود آنها را ببينى در حالى که گوشهاى آنها را حشرات خورده اند و از کار افتاده و بر چشمهايشان سرمه خاک کشيده شده و (در کاسه) فرو رفته، زبانهايى که با سرعت و فصاحت سخن مى گفتند پاره پاره شده، قلبها در سينه هاى آنها پس از بيدارى خاموش گشته و در هر يک از اعضاى آنان پوسيدگى تازه اى آشکار شده و آن را زشت و بدمنظر ساخته و راه آفات را به سوى آن به آسانى گشوده در حالى که همه آنها در برابر اين امور تسليمند. نه دستى براى دفاع وجود دارد و نه قلبى براى جزع و بى تابى (و ناله سر دادن) (آرى اگر حال آنها را در نظر خود مجسم سازى) قلبهايى پر از غم و چشمهايى پر خاشاک را مى بينى (که بر آنها نوحه گرى مى کنند و از همه مصيبت بارتر اينکه) آنها در هر شدت و سختى، حالات ناراحت کننده اى دارند که هرگز دگرگون نمى شود (و به سوى خوبى نمى گرايد) وبلاى فراگيرى دارند که هيچ گاه برطرف نمى گردد.

 

شرح و تفسیر

شرح حال خفتگان در خاک!

امام(علیه السلام) دراین بخش از خطبه، وضع مردگان و خفتگان قبور را با بیان رسا و تکان دهنده دیگرى شرح مى دهد و مى فرماید: «هر چند آثارشان محو شده و اخبارشان منقطع گشته; ولى چشمان عبرت بین آنان را مى بیند و گوشهاى عقل گفتارشان را مى شنود. (آرى!) آنها سخن مى گویند; ولى نه از طریق زبان»; (وَ لَئِنْ عَمِیَتْ آثَارُهُمْ، وَ انْقَطَعَتْ أَخْبَارُهُمْ، لَقَدْ رَجَعَتْ فِیهِمْ أَبْصَارُ الْعِبَرِ، وَ سَمِعَتْ عَنْهُمْ آذَانُ الْعُقُولِ، وَ تَکَلَّمُوا مِنْ غَیْرِ جِهَاتِ النُّطْقِ).

در واقع امام(علیه السلام) در این عبارت به دو نکته اشاره مى فرماید: نخست اینکه خبر گرفتن از آنان از طرق عادى (مانند چشم گوش) نیست، بلکه از راههاى عمیق تر و قوى تر است از طریق چشم دل و گوش عقل، همچنین سخن گفتن آنها نیز با زبان قال نیست، بلکه با زبان حال است که آثارش بسیار عمیق تر است، زیرا زبان قال ممکن است آمیخته با دروغ باشد، ولى زبان حال هیچ گاه دروغ نمى گوید.

اکنون ببینیم آنها با زبان حال چه مى گویند؟ امام(علیه السلام) سخن آنها را چنین بیان مى کند: «آنها مى گویند: چهره هاى خرم و زیباى ما زشت و پژمرده شد و بدنهاى نرم و نازک (که در ناز و نعمت پرورش یافته بود) بر زمین افتاد و از هم متلاشى شد، لباس کهنگى و فرسودگى بر تن پوشیدیم و تنگى قبر، سخت ما را در فشار قرار داد. وحشت و ترس را از یکدیگر به ارث برده ایم و خانه هاى خاموش قبر بر ما فرو ریخته است»; (فَقَالُوا: کَلَحَتِ(1) الْوُجُوهُ النَّواضِرُ(2)، وَ خَوَتِ(3) الاَْجْسَامُ النَّوَاعِمُ، وَ لَبِسْنَا أَهْدَامَ(4) الْبِلَى، وَ تَکَاءَدَنَا(5) ضِیقُ الْمَضْجَعِ، وَ تَوَارَثْنَا الْوَحْشَةَ، وَ تَهَکَّمَتْ(6) عَلَیْنَا الرُّبُوعُ الصُّمُوتُ(7)).

آرى! آنها گاه از سرنوشت بدنهایشان سخن مى گویند و گاه از جایگاهایشان. بدنها نخست پژمرده، چهره ها درهم کشیده، سپس از هم متلاشى شده و سرانجام پوسیده و خاک شده است. قبرها تنگ و تاریک و سرد و خاموش است وامواج وحشت آنها را در برگرفته و همگى در سکوت فرو رفته اند.

سپس مى افزاید: «زیباییهاى بدنهاى ما محو شده و نشانه هاى شناسایى چهره ما دگرگون گشته، اقامت ما در این خانه هاى وحشت، طولانى شده نه از این درد و رنج، فرجى یافته ایم و نه از تنگى قبر، گشایشى»; (فَانْمَحَتْ مَحَاسِنُ أَجْسَادِنَا، وَ تَنَکَّرَتْ مَعَارِفُ صُوَرِنَا، وَ طَالَتْ فِی مَسَاکِنِ الْوَحْشَةِ إِقَامَتُنَا; وَ لَمْ نَجِدْ مِنْ کَرْب فَرَجاً، وَ لاَ مِنْ ضِیق مُتَّسَعاً!).

آرى! صورتهایى که در حال حیات بسیار زیبا و شناخته شده بود و منزلگاههایى که وسیع و زیبا و راحت بود، با فرا رسیدن مرگ دگرگون مى شود، آن منزلگاه زیبا و فراخ به خانه تنگ و تاریک قبر مبدل مى گردد، و آن صورتهاى زیبا بعد از چند صباحى نه تنها طراوت و شادابى و جمال خود را از دست مى دهد، بلکه به صورت بسیار وحشتناکى در مى آید.

به همین دلیل پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در گفتار کوتاه و تکان دهنده اى مى فرماید: «ما رَأَیْتُ مَنْظَراً إلاّ وَالْقَبرُ أفْضَعُ مِنْهُ; من هیچ منظره وحشتناکى را ندیدم مگر اینکه قبر از آن وحشتناکتر است».(8)

سپس امام(علیه السلام) با تعبیرات زنده اى سعى مى کند وضع حالات آنها را در قبر براى مخاطبان خود کاملا آشکار کند: «اگر با عقل خود آنها را در نظر خویش، مجسم سازى، یا پرده ها کنار رود و با چشم خود آنها را ببینى، در حالى که گوشهاى آنها را حشرات خورده اند و از کار افتاده، و بر چشمهایشان سرمه خاک کشیده شده و (در کاسه) فرو رفته، زبانهایى که با سرعت و فصاحت سخن مى گفتند پاره پاره شده، قلبها در سینه هاى آنها پس از بیدارى خاموش گشته است و در هر یک از اعضاى آنان پوسیدگى تازه اى آشکار شده و آن را زشت وبدمنظر ساخته و راه آفات را به سوى آن به آسانى گشوده است در حالى که همه آنها (در برابر این امور) تسلیم اند. نه دستى براى دفاع وجود دارد و نه قلبى براى جزع و بى تابى (و ناله سر دادن). (آرى اگر حال آنها را این گونه در نظر خود مجسم سازى) قلبهایى پر از غم و چشمهایى پر خاشاک را مى بینى (که بر آنها نوحه گرى مى کنند)»; (فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِکَ، أَوْ کُشِفَ عَنْهُمْ مَحْجُوبُ الْغِطَاءِ لَکَ، وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ(9) أَسْمَاعُهُمْ بِالْهَوَامِّ(10) فَاسْتَکَّتْ(11)، وَ اکْتَحَلَتْ أَبْصَارُهُمْ بِالتُّرَابِ فَخَسَفَتْ، وَ تَقَطَّعَتِ الاَْلْسِنَةُ فِی أَفْوَاهِهِمْ بَعْدَ ذَلاَقَتِهَا(12)، وَ هَمَدَتِ(13) الْقُلُوبُ فِی صُدُورِهِمْ بَعْدَ یَقَظَتِهَا، وَ عَاثَ(14) فِی کُلِّ جَارِحَة مِنْهُمْ جَدِیدُ بِلىً(15) سَمَّجَهَا(16) وَ سَهَّلَ طُرُقَ الاْفَةِ إِلَیْهَا، مُسْتَسْلِمَات فَلاَ أَیْد تَدْفَعُ، وَ لاَ قُلُوبٌ تَجْزَعُ، لَرَأَیْتَ أَشْجَانَ(17) قُلُوب، وَ أَقْذَاءَ(18)عُیُون).

درست است که با قبض روح تمام همه از کار مى افتد; ولى تا زمانى که سالم است هنوز قابلیتى در آن وجود دارد که اگر فرضاً روح به آن باز مى گشت فعال

مى شد; ولى پس از پوسیدن و متلاشى شدن دیگر هیچ کارایى ندارد، و به همین دلیل امام(علیه السلام)مى فرماید: حشرات گوش آنها را از کار مى اندازند و سرمه خاک چشم آنان را و پاره شدن زبان نطق آنان را.

آنگاه در تکمیل این سخن در یک جمله به صورت جمع بندى مى فرماید: «آنها در هر شدت و سختى حالات ناراحت کننده اى دارند که هرگز دگرگون نمى شود (و به سوى خوبى نمى گراید) وبلاى فراگیرى که هیچ گاه برطرف نمى گردد»; (لَهُمْ فِی کُلِّ فَظَاعَة صِفَةُ حَال لاَ تَنْتَقِلُ، وَ غَمْرَةٌ(19) لاَ تَنْجَلِی).

اشاره به اینکه مصیبت بزرگ آنان این است که این گرفتاریها زایل نمى شود، بلکه روز به روز پیچیده تر مى گردد; بدبختى آنان دراین است که آینده روشنى در پیش رو ندارند هر چه زمان بگذرد بدن متلاشى تر و استخوانها پوسیده تر مى شود.

1. «کلحت» از ريشه «کلوح» بر وزن «طلوع» به معناى چين و چروک برداشتن و چهره عبوس کردن و درهم کشيدن گرفته شده است.
2. «نواضر» از ريشه «نضرة» بر وزن «دفعة» به معناى خرمى و شادابى و شکوفايى گرفته شده است.
3. «خوت» از ريشه «خواء» به معناى فرو ريختن و از هم متلاشى شدن است.
4. «اهدام» جمع «هدم» بر وزن «حرص» به معناى لباس کهنه وصله دار است.
5. «تکائدنا» از «تکائد» به معناى مشقت بار شدن گرفته شده و ريشه آن «کأد» بر وزن «رعد» است.
6. «تهکمت» از «تهکّم» به معناى سقوط در چاه و مانند آن و يا فرو ريختن و ويران شدن است.
7. «صموت» به معناى خاموش شدن و لب فرو بستن است و در عبارت بالا مصدرى است که معناى وصفى دارد.
8. سنن ترمذى، ج 3، ص 379 ; ميزان الحکمه، ماده «قبر»، ح 16251 .
9. «ارتسخت» از ريشه «ارتساخ» به معناى ثابت شدن و فرو رفتن از ريشه «رسوخ» به معناى نفوذ کردن و جذب شدن گرفته شده است.
10. «هوام» جمع «هامة» به معناى حشرات داراى سمّ کشنده است; مانند مار و گاه به هر نوع حشره اطلاق مى شود.
11. «استکت» از ريشه «سکّ» بر وزن «حک» به معناى فرو بستن گرفته شده است.
12. «ذلاقه» به معناى برّندگى وتيزى است; سپس به معناى لسان و سرعت بيان به کار رفته است و خطيب ذلق به گوينده فصيح و سخنور گفته مى شود.
13. «همدت» از ريشه «همود» بر وزن «سجود» در اصل به معناى خاموش شدن آتش است. سپس به معناى سکوت و سکون و از کار افتادن به کار رفته است.
14. «عاث» از ريشه «عيث» بر وزن «حيف» به معناى فاسد کردن گرفته شده و به معناى تبذير و اتلاف نيز آمده است و در جمله بالا همان معناى اوّل اراده شده است.
15. «جديد بلى» با توجّه به اينکه
«جديد» به معناى نو و «بلى» به معناى کهنه است در عبارت بالا نوعى صناعت بديع به کار رفته که دو ضد در کنار هم به صورت مضاف و مضاف اليه آمده و معناى آن پوسيدگى تازه است. 16. «سمجّ» از ريشه «سماجت» به معناى ناهنجار بودن و نفرت انگيز شدن گرفته شده و «سمج» بر وزن «خشن» به کسانى گفته مى شود که به طريقه زشت و ناپسند چيزى را دنبال مى کنند. 17. «اشجان» جمع «شجن» بر وزن «کفن» به معناى غم و اندوه است. 18. «اقذاء» جمع «قذى» بر وزن «قبا» به معناى خار و خاشاک و اجسام کوچکى است که در چشمش مى ريزد و انسان را ناراحت مى کند که ساعت به ساعت در بدن بى جان مردگان ظاهر مى شود. 19. «غمره» در اصل به معناى آبى است که فراگير باشد و اشيايى را بپوشاند; سپس به معناى هر امر فراگير شديد به کار رفته است.
شنبه, 11 آبان 1398 09:11

دریافت فایل

حجم: 10 MB

زمان: 41 دقیقه

چهارشنبه, 01 آبان 1398 10:13
دوره‌های آموزش عمومی قرآن ویژه خردسالان از سوی مؤسسه خادم‌الرضا(ع) زابل برگزار می‌شود.
 

به گزارش ایکنا؛ دوره‌های حفظ نیم جزء پایانی قرآن کریم همراه با آموزش شعر‌های قرآنی و مذهبی، آموزش حدیث، قصه، آموزش وضو و نماز و آداب اسلامی (احکام، اخلاق و عقاید) ویژه نونهالان قرآنی از سوی مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم‌الرضا(ع) کوثر زابل برگزار می‌شود.
بنا بر گفته حجت‌الاسلام حسن صیادی، مدیر مؤسسه، «در حال حاضر حدود ۶۰ قرآن‌آموز در این مؤسسه پذیرش شده است، این دوره‌ها به تفکیک در بخش دختران و پسران انجام می‌شود. همچنین دوره‌های بانوان بزرگسال روزهای زوج از ساعت ۱۴ تا ۱۷ تشکیل می‌شود. کلاس‌های خردسالان نیز پس از تعطیلی مدارس و در نوبت بعد از ظهر برگزار می‌شود».
همچنین امروز، ۳۰ مهرماه نیز نمایش با موضوع راستگویی همراه با برنامه‌های شاد و آموزنده قرآنی از سوی حجت‌الاسلام حسن لطیفیان، کارشناس حوزه کودک در مؤسسه اجرا شد

چهارشنبه, 01 آبان 1398 10:11
حجت‌الاسلام مؤمنی با بیان اینکه چطور باید با بلاها مواجه شویم، اظهار کرد: ابتلائات از دو جنس هستند، یا کفاره گناهان محسوب می‌شوند و یا برای ترفیع درجه در نظر گرفته شده‌اند که باید در هر دو مورد استغفار را در پیش گرفت. در روایت داریم که زیر ناودان بلا انواع نعمت‌ها متوجه انسان می‌شود.

به گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام سیدحسین مؤمنی، شب گذشته، ۲۹ مهر، در مسجد اعظم قم به مناسبت ایام دهه آخر ماه صفر به ایراد سخن پرداخت و بیان کرد: امام حسین(ع) مطلبی را به فرزدق بیان می‌کند که بسیار پربار است. زمانی که سؤال کرد که چرا عجله می‌کنید و از حج خانه خدا به سمت کربلا می‌روید، حضرت بیانات ارزشمندی را فرمودند که قبل از اشاره به آن باید مقدماتی بیان شود.

وی افزود: مطلب اول این است که انسان باید صنع الهی را زیبا ببیند که اگر قبیح ببیند تحمل اموری که در دنیا با عنوان ابتلا و گرفتاری بر سر انسان می‌آید، سخت است، اما اگر انسان تمام امور را از طرف خدا ببیند، قدرت تحمل مصائب را پیدا می‌کند و حتی در مصائب و ابتلائات شکر الهی را نیز به جا خواهد آورد. مهم این است که انسان در گرفتاری‌ها از حمد الهی فاصله نگیرد.

شیطان و مخفی کردن بهره بلایا

مؤمنی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) تصریح کرد: امام صادق(ع) فرمودند کسانی که در ابتلائات اهل صبر نباشند، در نعمات نیز اهل شکر نیستند و اگر انسان اهل شکر و صبر نباشد، مغبون است و از این وادی فاصله می‌گیرد. هرچه از خدا به ما می‌رسد به غایت زیباست، اما شیطان بُعد ابتلایی و کم آن را را نشان می‌دهد و آن قسمتی که برای ما بهره دارد را نشان نمی‌دهد. در روایت داریم که فرمودند زیر ناودان بلا انواع نعمت‌ها متوجه ما می‌شود و اگر انسان در نعمت‌ها فرصت را مغتنم نداند، این نعمت‌ها تبدیل به تهدید می‌شود.

وی در ادامه افزود: بنابراین انسان باید به طور مستمر اهل حمد و ثنای الهی باشد. پیامبر اسلام(ص) فرمود که حتی در ابتلائات بگویید «الحمدلله علی کل حال». هرچه به ما می‌رسد از جانب خداست و صنع الهی زیباست و خدا برای بندگان خود اتفاق بدی را رقم نمی‌زند، چون به واسطه این ابتلا می‌فهمیم که خدا به ما نظر دارد.

کفاره یا ترفیع درجات

مؤمنی با بیان اینکه ابتلائات دو جنس دارند، تصریح کرد: ابتلائات از جنس کفاره هستند یا جهت آن‌ها برای ترفیع درجه انسان‌ها است، اما سؤال این است که از کجا بفهمیم ابتلائی که به ما رسیده از کدام نوع است؟ اصلاً لازم نیست که بفهمیم. چه از جنس اول و چه از جنس دوم باشد، انسان باید به واسطه استغفار و شکر و حمد الهی پیش برود و موانع ترفیع درجه را برطرف کند تا به مطلوب دست یابد؛ بنابراین عکس‌العمل نسبت به هر نوع از ابتلا باید استغفار باشد. چراکه استغفار گذشته را ترمیم می‌کند و آینده را نیز ترسیم خواهد کرد و ناهمواری‌ها را از جلو راه انسان برمی‌دارد.

وی در ادامه به جملاتی که امام حسین(ع) به فرزدق فرمود اشاره و بیان کرد: فرزدق از امام حسین(ع) پرسید، چه مطلبی باعث شده که شما در مراسم حج به شتاب آمدید و دارید به سرعت کار را تمام می‌کنید؟ حضرت فرمودند: اگر من عجله نکنم، این‌ها در مقام دست‌گیری و شاید قتل من هستند و نمی‌خواهم حرمت خانه خدا از بین برود. امام(ع) از فرزدق پرسید که وضعیت مردم در کوفه چگونه است؟ او در پاسخ گفت که قلب‌هایشان ممکن است به سوی شما باشد، اما شمشیر‌ها علیه شماست؛ بنابراین امام(ع) به سمت کوفه می‌روند، اما با علم به اینکه این مردم آماده قتل او هستند. حضرت(ع) فرمودند: همه چیز در ید قدرت خداست. در حقیقت دیگران کاره‌ای نیستند و عزت و ذلت دست خدا است، همچنان که فرمود: «بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».

بی‌معنایی نوسان دلار برای عبد خدا

مؤمنی در تبیین معنای عبد الهی به روایتی اشاره و تصریح کرد: اگر عبد خدا هستیم باید مصداق این روایت باشیم که فرمود: «فَهُوَ لاَ یُبَالِی عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ اَلدُّنْیَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى یُسْرٍ»؛ یعنی برای عبد خدا فرقی ندارد که فردا دلار چقدر می‌شود، امام حسین(ع) نیز فرمود که بر اساس تکلیف عمل می‌کنم. همه عالم اگر جمع شوند بیانیه دهند باز هم عزت دست خداست و نباید این مسئله را فراموش کنیم؛ لذا امام حسین(ع) فرمودند که اختیار هر چیزی دست خداست و خداوند هر آنچه اراده کند انجام می‌دهد و ما نیز باید شاکر باشیم. 

وی در پایان بیان کرد:  حضرت می‌فرماید: «اگر حکم الهی آن بود که من دوست داشتم حمد الهی را به جا می‌آورم و اگر آنچه خدا خواسته مطابق میل من نباشد، نیز ادب را زیر پا نمی‌گذارم و تعدی نمی‌کنم.» در اینجا باید تأمل کنیم و ببینیم که چقدر برای نعمت‌های الهی شاکر هستیم؟ اینکه بر نعمتی از نعمات خداوند شکر کنیم نیز با توفیق الهی حاصل می‌شود و باید خداوند به ما کمک کند. این صحبت‌ها بین امام حسین(ع) و فرزدق تمام می‌شود. نکته قابل توجه این است که هیچ کسی را نداریم که مانند امام حسین(ع) ابتلا دیده باشد، ولی هیچ ناله‌ای نکند.

شنبه, 11 آبان 1398 09:11
13

در قبال عظمت تو متواضع اند و ... ‍‍‍

09:08
14

پس بر آنان درود فرست و بر ... ‍‍‍

07:29
15

بحثی در مورد غیب و حاملان غیب ‍‍‍

07:30
16

خدایا درود فرست بر اصناف فرشتگان و ... ‍‍‍

07:16
17

و درود تو بر فرشتگانی که برای انجام ... ‍‍‍

05:38
18

و درود تو بر خزانه داران باران و ... ‍‍‍

11:27
19

درود تو بر فرشته ای که به صدای فریادش ... ‍‍‍

10:22
20

و خدایا درود بفرست بر فرشتگانی که ... ‍‍‍

08:37
21

بحثی در مورد ناخوشی ها و خوشی ها ‍‍‍

06:09
22

و درود بر سفیران بزرگوار نیکوکار و ... ‍‍‍

10:21
23

و درود بر فرشته مرگ و یارانش و ... ‍‍‍

11:08
24

و درود بر فرشتگانی که بر بیت معمور ... ‍‍‍

11:46
25

خدایا درود فرست بر مالک و خازنان دوزخ ‍‍‍

04:34
26

فرشتگانی که خدا را مخالفت نمی کنند ‍‍‍

09:48
27

و درود بر نگهبانان دوزخ، زمانی که ... ‍‍‍

07:16
28

درود تو بر فرشته ای که یادش نکردیم و ... ‍‍‍

07:25
29

خدایا بر آنان درود فرست، روزی که ... ‍‍‍

08:59
30

خدایا هنگامی که بر فرشتگان و رسولانت ... ‍‍‍

09:01
31

جمع بندی کلی این دعا در پنج نکته ‍‍‍

13:30

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

دوشنبه, 04 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
دوشنبه, 04 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری