مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تفسیر سوره مبارکه ق، بخش پایانی، حجت الاسلام

شرح آیات 34 لغایت 45 سوره مبارکه ق

جلسه 11

جلسه 12

جلسه

بیشتر...

طلیعه ظهور، آیت الله العظمی مظاهری، بروزرسانی 10

دریافت فایل

زمان: 15 دقیقه

بیشتر...

عصمت تام قرآن و برون‌دادهاي آن

 

روي آوردهاي قرآن‌شناختي بخشي از پيش فرض‌ها و مبانى فهم

بیشتر...

خطبه هشتاد و سه، بخش هشتم

 

فَهَلْ یَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلاَّ

بیشتر...

هدف از نبوت و بعثت،استاد ابراهیمی دینانی

هدف از بعثت پیامبر از دیدگاه فیاض لاهیجی

دریافت فایل

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
75476
44876
152533656
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 06 آبان 1398 10:01
حجت‌الاسلام رفیعی با اشاره به آیه ۱۵۷ سوره اعراف گفت: در این آیه خداوند چهار وظیفه امت نسبت به پیامبر(ص) را بیان می‌فرماید که همان عمل‌هایی است که باید آن را انجام دهیم و اولین آن وظایف، ایمان و اعتقاد به رسول خدا(ص) است.
 به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجت‌الاسلام ناصر رفیعی، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی جامعة‌المصطفی(ص) العالمیة، شامگاه گذشته، پنجم آبان‌ماه در جمع عزاداران هیئت ولایت حسینیه آیت‌الله شیرازی مشهد با اشاره به ویژگی‌های خاص رسول خاتم(ص) اظهار کرد: گرچه ما پیامبر غیرمعصوم نداریم و در بسیاری از صفات و ویژگی‌ها پیامبران نقاط مشترکی با هم دارند، اما برخی صفات و ویژگی‌ها مخصوص پیامبر اسلام(ص) است.

همراهی لطف عظیم خدا با خلق عظیم پیامبر(ص)

وی ادامه داد: یکی از اختصاصات پیامبر اسلام(ص) این است که خداوند می‌گوید «وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» و این یعنی ما نام و ذکر تو را بالا بردیم و ترفیع دادیم، لطف خدا به پیامبر(ص) لطف عظیمی است که این نیز از صفات مخصوص پیامبر اسلام است و باید گفت اخلاق پیامبر نیز یک خلق عظیم است.

رفیعی عنوان کرد: به معراج رفتن پیامبر(ص) که در آیات قرآن نیز به آن اشاره شده و قرار گرفتن ایشان در نزدیک مقام الهی از دیگر ویژگی‌های مخصوص شخصیت پیامبر اسلام(ص) است، ایشان خاتم پیامبران است و سلسله پیامبران با ایشان تمام می‌شود که این ویژگی جایگاه رفیعی برای رسول اکرم(ص) را نشان می‌دهد.

این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ملائک خدا به‌صورت دائم بر پیامبر اسلام درود می‌فرستند، اضافه کرد: خداوند در قرآن همراه نام خود نام پیامبر(ص) را می‌آورد و فرمان اطاعت ایشان را می‌دهد، اما با وجود چنین جایگاه رفیعی متأسفانه نسبت به شخصیت پیامبر(ص) کوتاهی کردیم.

رفیعی گفت: در نهج‌البلاغه آمده که همواره از افتادن دو ستون جلوگیری کنید، یکی از این ستون‌ها توحید و دیگری سنت پیامبر(ص) است، ما در مقابل پیامبر(ص) وظیفه داریم و شرح وظایف ما به دو دسته کلی بایدها و نبایدها تقسیم می‌شود.

سوره حجرات؛ شرح وظایف انکاری امت

وی ادامه داد: آنچه نباید نسبت به رسول خدا انجام دهیم به صورت مشروح در آیات سوره حجرات آمده است، مانند پیشی نگرفتن از پیامبر(ص) که این پیشی نگرفتن در سخن و گفتار و همچنین عمل و رفتار صدق می‌کند.

رفیعی با تشبیه دین به یک پازل عنوان کرد: ما نمی‌توانیم برش‌هایی از این پازل را به کسی بدهیم و یا به بخش‌های آن اضافه کنیم، این همان چیزی است که پیامبر اسلام اعلام کرده است، حتی ائمه ما بر فروع دین هم اضافه نکردند.

این پژوهشگر دینی با اشاره به آیه ۱۵۷ سوره اعراف افزود: در این آیه خداوند چهار وظیفه دیگر مردم نسبت به پیامبر(ص) را بیان می‌کند که همان عمل‌های بایدی ماست، این وظایف در زمان حضور یا عدم حضور پیامبر(ص) ثابت است، اولین وظیفه‌ای که قرآن بیان می‌کند این است که نسبت به شخصیت پیامبر(ص) ایمان و اعتقاد داشته باشیم، در این ایمان، همه چیز هست و نمی‌توان گفت نماز و خمس را قبول می‌کنم اما شراب می‌نوشم و قمار می‌کنم.

احترام و یاری رسول‌الله(ص) در همه اعصار

وی بیان کرد: دومین وظیفه ما نسبت به پیامبر اکرم این است که به او احترام بگذاریم، خود ایشان هم فرمودند هرچه می‌خواهید به من و به فرزندانم احترام بگذارید، همچنین ایشان نسبت به احترام به مؤمنان تأکید داشت. وظیفه سومی که قرآن نسبت به پیامبر(ص) عنوان می‌کند این است که پیامبر(ص) را یاری کنید و این یاری کردن پیامبر(ص) یعنی گسترش فرهنگ دین در جامعه، برای مثال یک کاسب با ربا نگرفتن، پیامبر(ص) را یاری کند و یک مسئول با رفتن بین مردم و به مشکلات آنان رسیدگی کردن، یاور پیامبر(ص) است.

رفیعی با تأکید بر اهمیت یاری پیامبر(ص) در همه اعصار بیان کرد: چهارمین وظیفه‌ای که در قرآن به آن اشاره شده این است که کتاب خداوند که همراه پیامبر(ص) فرستاده شده را پیروی کنید، اگر تمام این وظایف انجام شد، فرد عامل به این نکات در زندگی خود رستگار است، برخی این تهمت را به قرآن می‌زنند و می‌گویند که قرآن تغییر کرده و با قرآن زمان نزول متفاوت است، در حالی که تمام ائمه(ع) ما این کتاب را تأیید کردند و می‌خواندند. این کتاب در نبود پیامبر(ص) تجلی شخصیت رسول خداست.

دوشنبه, 06 آبان 1398 09:59
آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا، استاد اخلاق و عرفان با بیان اینکه اهل‌بیت(ع) چون در معرفت خدا کامل هستند، در محبت خداوند نیز کامل‌ترین خلایق به‌شمار می‌آیند و این یعنی محبت ریشه در معرفت دارد، محبت را کوتاه‌ترین راه رسیدن به خداوند بیان کرد.
 به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا، استاد اخلاق  و عرفان شامگاه گذشته، پنجم آبان‌ماه، در مراسم عزاداری دهه پایانی ماه صفر در حسینیه الزهرا(س) مشهد، اظهار کرد: خداوند نام‌هایی دارد که میان خالق و خلق مشترک است، در اینجا یک تبصره وجود دارد که اگر بر سر کلمه الف و لام بیاید آن اسم مخصوص خدا می‌شود و در این موارد شریک خلق نیست.

وی ادامه داد: عارفی گفته که اگر یک نفر به اندازه ظرفیت بشریه خودش هر کدام از اسماء مشترک بین خدا و خلق مانند کریم را در خود محقق کند، مزدش این است که نوری از آن اسم مبارک به فرد داده می‌شود.

آموزش اوصاف خاندان عصمت در زیارت جامعه

فاطمی‌نیا با اشاره به عباراتی از زیارت جامعه کبیره بیان کرد: عبارات زیارت جامعه کبیره برای سلام ‌دادن ما به اهل‌بیت(ع) نیست، بلکه برای یاد گرفتن اوصاف اهل بیت(ع) است که ما نیز به این صفات متصف شویم، این ادعیه و زیارات را باید قدر بدانیم که به‌صورت صحیح به دست ما رسیده است.

وی با اشاره به معرفی خصوصیات اهل‌بیت(ع) در زیارت جامعه کبیره ادامه داد: حضرات اهل بیت(ع) کاملان در محبت خدا هستند، سؤال اینجاست که اهمیت این عبارت در چیست؟ خدا ذات خود را از همه بیشتر دوست دارد؛ چرا که خود خدا پر درک‌ترین است نسبت به پر‌کمال‌ترین موجود که خود اوست.

طالب معرفت و محبت باشیم

این استاد اخلاق و عرفان اضافه کرد: اهل بیت(ع) چون در معرفت خدا کامل هستند، در محبت خداوند نیز کامل‌ترین خلائق به‌شمار می‌آیند و این یعنی محبت ریشه در معرفت دارد، ما نیز باید طلب معرفت و پس از آن طلب محبت کنیم. می‌گویند پیامبر اسلام(ص) از دوری و دلتنگی امیرمومنان(ع) گریه می‌کرد، گریه محبت‌آمیز پیامبر از معرفت ایشان نسبت به شخصیت حضرت علی(ع) بود.

وی بیان کرد: این‌ها برای ما درس است و البته صفتی برای ما می‌شود، عشق به خدا یک عشق علمی است، در معارف اهل بیت(ع) عشق به‌صورت اندک خیلی کم عنوان شده است، این عشق همانند عشق‌های مجازی دنیا نیست که باعث سرگردانی شود.

فاطمی‌نیا ضمن اشاره به مصداقی از عشق در سیره اهل‌بیت(ع) اضافه کرد: یکی از موارد مثبت عشق روایتی از امیرمؤمنان(ع) است، از آنجا که در راه یکی از سفرها و جنگ‌ها به کربلا رسید و گفت اینجا جایی است که عشاق به خاک می‌افتند، عشاق و اصحابی که می‌گویند اگر ما را بکشند و هزار بار بسوزانند باز هم در رکاب معشوق خود خواهیم بود.

این استاد اخلاق و عرفان با تأکید بر عبارات آمده در زیارت جامعه کبیره اظهار کرد: منقبت اهل بیت(ع) هم برای ما درس است، باید وقتی به حرم مشرف می‌شویم، معرفت بخواهیم که بر اثر این معرفت محبت بیاید و اگر این محبت آمد همه چیز برای ما درست می‌شود.

محبت؛ کوتاه‌ترین راه رسیدن به خدا

وی گفت: راه‌های رسیدن به خدا به عدد نفس زدن‌های انسان‌هاست و میان این راه‌های بی‌شمار نزدیک‌ترین راه محبت است، محبت کمیت ندارد و در همه آن کیفیت مطرح است، انس با الله از محبت حاصل می‌شود، اگر کار انسان براساس محبت باشد کاسه انسان را پر می‌کنند و کمیت اعمال او مهم نیست؛ چرا که باید گفت در دین ما کیفیت مطرح است.

فاطمی‌نیا افزود: روزی حضرت موسی(ع) به خدا گفت «می‌خواهم عابدترین بنده خود را به من نشان دهی»، موسی برای دیدن این بنده راهی شد، رفت و دید بنده‌‌ای فلج در جنگل نشسته و هیچ از سلامتی بهره‌مند نیست، موسی گفت «من مستجاب الدعوه هستم، می‌توانم برای تو دعا کنم تا نعمت‌ها به تو برگردد» اما آن بنده نپذیرفت و سرش را پایین انداخت.

وی گفت: موسی دقت کرده و دید که بنده زیر لب ذکر «یا بار و یا وصول» را زمزمه می‌کند، دلیل گفتن آن ذکر را از او پرسید و بنده گفت «او خدایی است که محبت خود را دائم افاضه می‌کند».

شنبه, 04 آبان 1398 13:34

شرح آیات 21 لغایت 23 سوره مبارکه ابراهیم

21 وَبَرَزُوا للهِِ جَمِیعاً فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللهِ مِنْ شَیْء قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللهُ لَهَدَیْنَاکُمْ سَوَاءٌ عَلَیْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِیص

22 وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِىَ الاَْمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَان إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِی مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ

23وَأُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ

21. و (در قیامت،) همه آنها در برابر (دادگاه عدل) خدا ظاهر مى شوند; در این هنگام، ضعفا (و پیروان نادان) به مستکبران (و پیشوایان گمراه) مى گویند: «ما پیروان شما بودیم; آیا (اکنون که گرفتار مجازات الهى شده ایم،) حاضرید سهمى از عذاب الهى را از ما بردارید؟» آنها مى گویند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت مى کردیم; (ولى اکنون) چه بى تابى کنیم و چه شکیبایى، تفاوتى براى ما ندارد; راه گریزى براى ما نیست.»

22. و هنگامى که کار تمام مى شود، شیطان مى گوید: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم. من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید; بنابراین، مرا سرزنش نکنید; و خود را سرزنش کنید. نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من. من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» به یقین ستمکاران عذاب دردناکى دارند!

23. و کسانى را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغ هاى بهشتى وارد مى کنند; باغ هایى که نهرها از پاى درختانش جارى است; به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى مانند; و تحیّت آنها در آن، «سلام» است.

تفسیر:

گفتگوى صریح شیطان و پیروانش

در چند آیه قبل به مجازات سخت و دردناک منحرفان لجوج و بى ایمان اشاره شده بود، آیات مورد بحث همین معنى را تعقیب و تکمیل مى کند، مى گوید: «و (در قیامت) همه آنان ]= جبّاران و ظالمان و کافران، اعمّ از تابع و متبوع، و پیرو و پیشوا[ در برابر خدا ظاهر مى شوند» (وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِیعًا).

«در این هنگام ضعفا ]دنباله روان نادان که با تقلید کورکورانه خود را به وادى ضلالت افکندند[ به مستکبران (و رهبران گمراه) مى گویند: ما پیروان شما بودیم ; آیا (اکنون که به خاطر پیروى از شما به این همه عذاب و بلا گرفتار شده ایم) شما حاضرید سهمى از عذاب الهى را بپذیرید و از ما بردارید؟» (فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللهِ مِنْ شَىْء).

امّا آنها بلافاصله مى گویند: «اگر خدا ما را به سوى نجات از این کیفر و عذابهدایت مى کرد، ما هم شما را راهنمایى مى کردیم» (قَالُوا لَوْ هَدَینَا اللهُ لَهَدَیْنَاکُمْ).

ولى افسوس که کار از این حرف ها گذشته است، «چه بى تابى و جزع کنیم چه صبر و شکیبایى پیشه سازیم، تفاوتى نمى کند» و راه نجاتى براى ما وجود ندارد (سَوَاءٌ عَلَیْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِیص).

نکته ها:

1. نخستین سؤالى که در زمینه این آیه پیش مى آید این است که مگر مردم در این جهان در برابر علم خدا ظاهر و آشکار نیستند که در آیه فوق مى فرماید در قیامت همگى در پیشگاه خدا بارز و ظاهر مى شوند؟

در پاسخ این پرسش بسیارى از مفسّران گفته اند: منظور این است که افراد بشر در این جهان احساس نمى کنند که آنها و همه اعمالشان در پیشگاه خدا ظاهر و بارز است، ولى این حضور و ظهور را در قیامت همگى احساس خواهند کرد.

بعضى نیز گفته اند: منظور خارج شدن از قبرها و بروز و ظهور در دادگاه عدل الهى براى حساب است.و این هر دو تفسیر خوب است و مانعى ندارد که هر دو در مفهوم آیه جمع باشند.

2.بسیارى از مفسّران معتقدند که منظور هدایت به طریق نجات از مجازات الهى در آن عالم است، زیرا این سخن را مستکبران در پاسخ پیروانشان که تقاضاى پذیرش سهمى از عذاب کرده بودند مى گویند و تناسب سؤال و جواب ایجاب مى کند منظور، هدایت به طریق رهایى از عذاب است.

اتّفاقاً همین تعبیر (هدایت) در مورد رسیدن به نعمت هاى بهشتى نیز دیده مى شود آنجا که از زبان بهشتیان مى خوانیم: وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَینَا لِهَـذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلاَ أَنْ هَدَینَا اللهُ:«مى گویند: شکر خدایى را که ما را به چنین نعمت هایى هدایت کرد، و اگر توفیق و هدایت او نبود ما به اینها راه نمى یافتیم».(1)

این احتمال نیز وجود دارد که رهبران ضلالت هنگامى که خود را در برابر تقاضاى پیروانشان مى بینند، براى اینکه گناه را از خود دور کنند و همان گونه که رسم همه پرچمداران ضلالت است که خرابکارى خود را به گردن دیگران مى اندازند، با وقاحت تمام مى گویند: ما چه کنیم! اگر خدا ما را به راه راست هدایت مى کرد، ما هم شما را هدایت مى کردیم. یعنى ما مجبور بودیم و از خود اراده اى نداشتیم.

این همان منطق شیطان است که براى تبرئه خود رسماً نسبت جبر به خداوند عادل داد و گفت: فَبِمَا أَغْوَیْتَنِى لاََقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ: «اکنون که مرا گمراه کردى، من در کمین آنها بر سر راه مستقیم تو مى نشینم (و آنها را منحرف مى سازم)».(2)

ولى باید توجّه داشت که طبق صریح آیات قرآن و روایات، مستکبران چه بخواهند و چه نخواهند، بار مسؤولیّت گناه پیروان خویش را بر دوش مى کشند، زیرا آنها بنیانگذار انحراف و عامل گمراهى بودند بى آنکه چیزى از مسؤولیّت و مجازات پیروان کاسته شود.

3.از آیه فوق به خوبى روشن مى شود که اوّلاً کسانى که چشم و گوش بسته دنبال این و آن مى افتند و به اصطلاح افسار خود را به دست هر کس مى سپارند، افراد ناتوان و بى شخصیّتى هستند که قرآن از آنها تعبیر به «ضعفاء» کرده است.

ثانیاً سرنوشت آنها و پیشوایان هر دو یکى است و این بینوایان حتّى در سخت ترین حالات نمى توانند از حمایت این رهبران گمراه بهره گیرند و حتّى ذرّه اى از مجازاتشان را تخفیف دهند، بلکه شاید با سخریه به آنها پاسخ مى دهند که بیهوده جزع و فزع نکنید که راه خلاص و نجاتى در کار نیست.

4. «برزوا» در اصل از مادّه «بروز» به معنى ظاهر شدن و از پرده بیرون آمدن است و به معنى بیرون آمدن از صف و مقابل حریف ایستادن در میدان جنگ و به اصطلاح مبارزه کردن نیز آمده است.

«محیص» از مادّه «حیص» به معنى رهایى از عیب یا ناراحتى است.

*

سپس به صحنه دیگرى از مجازات هاى روانىِ جبّاران و گناهکاران و پیروان شیاطین در روز رستاخیز پرداخته مى گوید: «و شیطان هنگامى که کار (رسیدگى به حساب بندگان صالح و غیر صالح) تمام مى شود (و هر کدام به پاداش و کیفر اعمال خود مى رسند، به پیروان خود) مى گوید: خداوند به شما وعده حق داد و من نیز به شما وعده (باطل) دادم و (از وعده پوچ و بى ارزش خود) تخلّف کردم» (وَ قَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِىَ الاَْمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ).و به این ترتیب شیطان نیز با سایر مستکبرانى که رهبران راه ضلالت بودند هماواز مى شود و با تیرهاى ملامت خود پیروان بدبختش را هدف مى گیرد.

سپس مى افزاید: «من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید» (وَ مَا کَانَ لِى عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَان إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِى).

«بنابراین مرا سرزنش نکنید، خود را سرزنش کنید» که چرا دعوت شیطنت آمیز و ظاهرالفساد مرا پذیرفتید (فَلاَ تَلُومُونِى وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ).

خودتان کردید که لعنت بر خودتان باد!

به هر حال «نه من (در برابر حکم قطعى و مجازات پروردگار) فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس منید» (مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ).

اعلام مى کنم که «من نسبت به آنچه پیش از این مرا شریک (خدا) مى دانستید (و اطاعت مرا همردیف اطاعت او قرار دادید) بیزار و کافرم» (إِنِّى کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ).

اکنون فهمیدم که شرک در اطاعت، هم مرا بدبخت کرد و هم شما را; همان بدبختى و ادبارى که راهى براى اصلاح و جبران آن وجود ندارد.

بدانید «مسلّماً ستمکاران عذابى دردناک دارند» (إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ).

نکته ها:

1. پاسخ دندان شکن شیطان به پیروانش

گرچه کلمه «شیطان» مفهوم وسیعى دارد که شامل همه طاغیان و وسوسه گران جنّ و انس مى شود، با قرائنى که در این آیه و آیات قبل وجود دارد مسلّماً منظور در اینجا شخص ابلیس است که سرکرده شیاطین محسوب مى شود. ازاین رو همه مفسّران نیز همین تفسیر را انتخاب کرده اند.(3)

از این آیه به خوبى استفاده مى شود که وسوسه هاى شیطان هرگز اختیار و آزادى اراده را از انسان نمى گیرد، بلکه او دعوت کننده اى بیش نیست و این انسان ها هستند که با اراده خود، دعوت او را مى پذیرند; منتهى ممکن است زمینه هاى قبلى و مداومت بر کار خلاف، وضع انسان را به جایى برساند که یک نوع حالت سلب اختیار در برابر وسوسه ها در وجود او پیدا شود، همان گونه که در بعضى از معتادان نسبت به موادّ مخدر مشاهده مى کنیم. ولى مى دانیم چون سبب این نیز حالت اختیارى بوده، نتیجه آن هر چه باشد باز اختیارى محسوب مى شود.

در آیه 100 سوره نحل مى فرماید: إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ: «تسلّط شیطان تنها بر کسانى است که ولایت و سرپرستى او را نسبت به خود پذیرفته اند و آنها که او را شریک خداوند در مسأله اطاعت قرار داده اند».

به این ترتیب شیطان پاسخ دندان شکنى به همه کسانى که گناهان خود را به گردن او مى اندازند و او را عامل انحرافات خویش مى شمرند و به او لعنت مى فرستند مى دهد و این طرز منطق عوامانه را که گروهى از گناهکاران براى تبرئه خویش دارند مى کوبد.

در حقیقت سلطان حقیقى بر انسان، اراده و عمل اوست و نه چیز دیگر.

2. شیطان چگونه این توانایى را دارد که در آن محضر بزرگ با همه پیروان خود تماس پیدا کند و آنها را به باد ملامت و شماتت بگیرد؟

این پرسشى است که در اینجا مطرح شده است.

پاسخ آن این است که مسلّماً این توانایى را خداوند به او مى دهد و این درواقع یک نوع مجازات روانى براى پیروان شیطان است و اخطارى است به همه پویندگان راه او در این جهان که پایان کار خود و رهبر خویش را از هم اکنون ببینند. به هر حال خداوند وسیله این ارتباط را میان شیطان و پیروانش به نحوى فراهم مى کند.

جالب اینکه این نوع برخورد منحصر به شیطان و پیروانش در قیامت نیست، تمام پیشوایان گمراهى در این جهان نیز همین برنامه را دارند; دست پیروان خود را ـ البتّه با موافقت خودشان ـ مى گیرند و به میان امواج بلاها و بدبختى ها مى کشانند و هنگامى که دیدند اوضاع بد است آنها را رها کرده و مى روند. حتّى از آنها بیزارى مى جویند و به ملامتشان مى پردازند و به اصطلاح آنها را به خسران دنیا و آخرت گرفتار مى سازند.

3. «مُصرخ» از مادّه «إصراخ» در اصل از «صَرخ» به معنى فریاد کشیدن براى طلب کمک آمده است. بنابراین «مصرخ» به معنى فریادرس است و «مستصرخ» به معنى کسى که فریادرسى مى خواهد.

4. منظور از شریک قرار دادن شیطان در آیه فوق شرک اطاعت است نه شرک عبادت.

5. در اینکه جمله إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ دنباله سخنان شیطان است یا جمله مستقلّى است از ناحیه پروردگار، در میان مفسّران گفتوگوست امّا بیشتر چنین به نظر مى رسد که جمله مستقلّى است از طرف خداوند که در پایان گفتوگوى شیطان با پیروانش به عنوان یک درس آموزنده فرموده است.

*

به دنبال بیان حال جبّاران عنید و بى ایمان و سرنوشت دردناک آنها، در آخرین آیه مورد بحث به ذکر حال مؤمنان و سرانجام آنها پرداخته مى گوید: «و

کسانى را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند به باغ هاى بهشت وارد مى کنند; باغ هایى که نهرها از پاى درختانش جارى است» (وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّات تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهَارُ).

«به اذن پروردگارشان جاودانه در آن مى مانند» (خَالِدِینَ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ).

«وتحیّت آنان در آن، سلام است» (تَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ).

«تحیّت» در اصل از مادّه «حیات»، به معنى دعا براى سلامتى افراد و هر خوشامدگویى و سلام و دعایى است که در آغاز ملاقات گفته مى شود.

بعضى از مفسّران گفته اند: «تحیّت» در آیه فوق خوشامد و درودى است که خداوند به افراد باایمان مى فرستد و آنان را با نعمت سلامت قرین مى سازد; سلامت از هر ناراحتى و گزند روحى و جسمى (بنابراین «تحیَّتُهُم» اضافه به مفعول شده و فاعل آن خداست).

و برخى گفته اند: منظور در اینجا تحیّتى است که مؤمنان به یکدیگر مى گویند یا فرشتگان به آنها مى گویند.

به هر حال، کلمه «سلام» که به طور مطلق گفته شده، مفهومش آن چنان وسیع است که هر سلامتى را از هر ناراحتى و گزند روحى و جسمى شامل مى گردد.(4)


1 . سوره اعراف، آیه 43.
2 . سوره اعراف، آیه 16.
3 . براى توضیح بیشتر درباره معنى «شیطان» در قرآن به آیات 34 ـ 36 سوره بقره مراجعه فرمایید.
4 . درباره سلام وتحیّت در ذیل آیه 86 سوره نساء به بعد مشروحاً بحث کردیم.

................................

تفسیر نمونه

شنبه, 04 آبان 1398 13:25
دستورالعمل اجرایی هجدهمین دوره آزمون سراسری حفظ و مفاهیم قرآن اعلام شد که بر اساس آن زمان ثبت نام برای حضور در این آزمون از روز ۱۲ آبان‌ماه آغاز می‌شود.

به گزارش ایکنا؛ دستورالعمل اجرایی هجدهمین دوره آزمون سراسری حفظ و مفاهیم قرآن کریم که بهمن‌ماه ۱۳۹۸ و به همت معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری سازمان اوقاف و امور خیریه و وزارت آموزش و پرورش در سراسر کشور برگزار می‌شود، منتشر شد.

بر اساس دستورالعمل منتشر شده، این آزمون برخلاف سال‌های گذشته که اسفندماه برگزار می‌شد، در اوایل بهمن‌ماه و در چهار گروه امتحانی و ۱۵ رشته برگزار می‌شود.

آزمون سراسری حفظ و مفاهیم قرآن در گروه‌های ترجمه و مفاهیم قرآن(دو رشته)، معارف اهل بیت(ع)(دو رشته)، حفظ قرآن کریم(۹ رشته) و آموزش‌های الکترونیک(دو رشته) برپا می‌شود.

بر اساس این گزارش زمان ثبت نام برای حضور در این آزمون از روز ۱۲ آبان‌ماه آغاز می‌شود و به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت. زمان ثبت نام برای حضور در گروه الکترونیک که شامل رشته‌های سبک زندگی و سیره معصومین(ع) و روخوانی قرآن است نیز به مدت دو ماه و تا روز ۱۵ دی‌ماه ادامه خواهد داشت.

زمان برگزاری آزمون رشته‌های الکترونیک روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۲۵ و ۲۶ دی‌ماه خواهد بود، همچنین آزمون رشته‌های کتبی نیز روز پنجشنبه سوم بهمن‌ماه برگزار می‌شود.

هجدهمین دوره آزمون سراسری حفظ و مفاهیم قرآن در رشته‌های تفسیر سوره بقره، ترجمه و درک معانی سوره بقره، حفظ و ترجمه نهج‌البلاغه، حفظ و ترجمه صحیفه سجادیه و نیایش‌های امام سجاد(ع)، حفظ جزء ۳۰، حفظ جزء اول، حفظ سوره بقره، حفظ پنج جزء اول، حفظ ۱۰ جزء اول، حفظ ۱۵ جزء اول، حفظ ۲۰ جزء اول، حفظ ۲۵ جزء اول، حفظ کل قرآن کریم،‌ سبک زندگی و سیره معصومین(۱ و ۲) و روخوانی قرآن برپا می‌شود.

سال گذشته و در هفدهمین دوره، این آزمون در سه گروه حفظ قرآن شامل هشت رشته، مفاهیم و معارف اهل بیت(ع) شامل هفت رشته و آزمون‌های الکترونیکی شامل سه رشته و در مجموع در ۱۸ رشته برگزار شد.

برای اطلاع از جزئیات بیشتر این دستورالعمل اینجا کلیک شود.

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

دوشنبه, 04 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
دوشنبه, 04 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری